بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير صبح

صبح صبح حاضر نيست

همانا صبح نزديك است

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 671 به 674 از 674
  1. محمدی
    Tuesday 30 September 2008
    محمدی
    سلام خدمت اقای صبح عزیز
    عید فطر مبارک
  2. محمدی
    Saturday 27 September 2008
    محمدی
    پس پیشاپیش عیدت مبارک
  3. محمدی
    Friday 26 September 2008
    محمدی
    سلام فرمانده سان چطور بود
  4. محمدی
    Monday 22 September 2008
    محمدی
    سلام خدمت اقای صبح
    نماز روزه قبول درگاه حق
    شهادت امیر مومنان حضرت علی را خدمت شما تسلیت عرض میکنم

درباره من

  • درباره صبح
    زندگی نامه
    متأهل
    مکان
    زمین خدا
    دلبستگی ها
    الله
    مشغولیت
    CG-ANIMATION / WEB-DESIGN
    جنسيت
    مرد
  • امضا

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ) - ز نیرو بود مرد را راستی
اطلاعات عمومی
  • تاريخ ثبت نام: Sunday 8 September 2002

اطرافیان

نمایش 1 تا 10 از 65 آشنایان

اشاره

نقل قول

Tuesday 1 September 2015
12:31AM - هلنا گفتاری از صبح در ج: پول دکل گمشده نزد آقازادۀ وزیر دولت خاتمی است + اسناد نقل کرد
در صورتی که ادع...
Monday 31 August 2015
10:21AM - صبح گفتاری از هلنا در ج: پول دکل گمشده نزد آقازادۀ وزیر دولت خاتمی است + اسناد نقل کرد
:smile21::smile21::smile21: ...
09:53AM - صبح گفتاری از شاهرخ- در ج: آقـــــای معجـــزه ی هــــزاره ی ســــــوم نقل کرد
زاکانی سال90:حمله ...
Sunday 30 August 2015
09:42PM - صبح گفتاری از هلنا در ج: اگر بازخواست‌هایی که باید از احمدی نژاد می‌شد. توکلی اصولگرا نقل کرد
سلام . خوب توکلی ...
Saturday 29 August 2015
06:45PM - هلنا گفتاری از صبح در ج: یادش به خیر 20:30 نقل کرد
اونچه که دلتون ...
05:40PM - صبح گفتاری از هلنا در ج: یادش به خیر 20:30 نقل کرد
:) سلام جناب صبح ...
Friday 28 August 2015
05:15PM - هلنا گفتاری از صبح در ج: یادش به خیر 20:30 نقل کرد
...) سلام جناب صبح چه زود کنتر...
Thursday 27 August 2015
11:43AM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
دوره استعمار او...
05:22AM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
نفت اگه بشکه ای ...
Wednesday 26 August 2015
07:40PM - صبح گفتاری از هلنا در ج: یادش به خیر 20:30 نقل کرد
وقتی یه نفر اینق...
08:14AM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
این پیشنهادها خ...
07:52AM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: محرمانه نویس دولت خاتمی ، نسخه حمله نظامی به وطنش را پیچید! نقل کرد
خب در اینصورت، ا...
Tuesday 25 August 2015
06:11PM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
چند میلیون بشکه ...
05:56PM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: محرمانه نویس دولت خاتمی ، نسخه حمله نظامی به وطنش را پیچید! نقل کرد
متن کامل صحبتها...
05:54PM - صبح گفتاری از Freedom1 در ج: پول دکل گمشده نزد آقازادۀ وزیر دولت خاتمی است + اسناد نقل کرد
چرا به زنگنه رای...
05:43PM - Freedom1 گفتاری از صبح در محرمانه نویس دولت خاتمی ، نسخه حمله نظامی به وطنش را پیچید! نقل کرد
بعد این یعنی چی...
04:15PM - هلنا گفتاری از صبح در ج: پول دکل گمشده نزد آقازادۀ وزیر دولت خاتمی است + اسناد نقل کرد
خوب بعضی چیزها ...
04:05PM - هلنا گفتاری از صبح در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
چرا اینجا که هم...
03:53PM - صبح گفتاری از هلنا در ج: پول دکل گمشده نزد آقازادۀ وزیر دولت خاتمی است + اسناد نقل کرد
:) سلام گفتار من ...
03:47PM - صبح گفتاری از هلنا در ج: نفت از اب ارزونتر شد. نقل کرد
کار عربستان سعو...

دیوارۀ کاربر

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
حالا اگر دوست ببینه که فلان قانون خوب نیست و ظالمانه است نباید بخواد قانون اصلاح بشه؟؟؟ حتی قانون اساسی؟؟ اگر اکثریت مردم به یک اصل قانون اساسی اعتراض داشته باشن چی؟؟ اینجا اونجایی هست که سوییس براش فکر کرده و شما نه!! حالا ما میگیم دیر نشده. ما یه عده 800 هزار نفری میخوایم فلان قانون عوض شه و معتقدیم اکثریت مردم با ما موافقند!! چه کنیم حالا؟؟ چجوری باید به شما این رو اثبات کنیم؟؟ یا به خودمون اثبات شه که ما اقلیتیم؟؟؟
مگر امام شما نگفت که پدران ما حق نداشتن برای ما تصمیم بگیرن؟؟ حالا چرا ما باید به تصمیم اشتباه پدران تمکین کنیم؟؟
مگر امام شما نگفت شاه هر چقدر هم خوب باشه چون مردم نمیخوانش باید بره؟؟؟ این نخواستن رو مردم چجوری باید اعلام کنن؟؟؟
اولا این قانون فقط در سوئیس هست، و مثلا اگر در فرانسه یا آمریکا یا انگلیس اینطور نباشه، کسی به اون حکومت‌ها غیر دموکراتیک نمی‌گه. بگذریم از این که اطلاق دموکراتیک تا حدود زیادی بر هر چیزی از جمله این حکومتها کشک هست. حالا تو سوئیس یک قانون خاص دیگه هم برای تغییر وجود داره که در سایر حکومت های باصطلاح مردمی دنیا مشابهش وجود نداره.



ثانیا اینطور که شما می‌گید، که هشتصد هزار نفر، بتونن کل سیستم رو عوض کنن نیست. هشتصد هزار نفر فقط می تونن یک پیشنهاد جدید بدن و اون دوباره به رای عامۀ مردم گذاشته میشه. و اگر مردم به اون پیشنهاد رای دادن (حکومت شروع می‌کنه بر اساس علم حقوق - اون پیشنهاد رو بازنویسی می‌کنه). یعنی نسخۀ نهائی رو باز هم خود حکومت می‌نویسه و دوباره به رای مردم میگذاره که حالا چقدر بر اساس اون پیشنهاد اولیه نوشته شده یا نه باز محل بحث هست.



ثالثا شما بازم می‌گی هشتصد هزار نفر، سوئیس هشت میلیون نفر جمعیت داره و (یک میلیون نفر) باید چنین درخواستی بدن. در ایران با توجه به جمعیت، این درخواست، معادل همون ده میلیون نفر میشه. (اینجا)



رابعا، در نتیجه این همون وفاقی هست که شما لازم داری، یعنی اگر شما یک تشکیلات منظم جایگزین داشتی که در کلاس حکومتی یک قانون اساسی حقوقی می‌تونست بنویسه و ده میلیون نفر هم زیرش امضا می‌کردن که معطل بحث با بنده نمی‌شدی. یک دست تکون می‌دادی ده میلیون نفر میریختن تو خیابون‌ها و کسی نمی‌تونه جلوی این سیل رو بگیره. این همون چیزی هست که حکومت جمهوری اسلامی همین امروز نقدا داره و اساسا روی همین قدرت باقی مونده. رهبر این حکومت به یک اشاره می‌تونه این کار رو بکنه و حالا عده‌ای از ضعف و فرتوتی ایده‌های سیاسی‌شون و برای خالی نبودن عریضه این قدرت رو به توزیع ساندیس و غیره ربط می‌دن ولی حقیقت اینه که طرفداری از ایدۀ بنیادین و نقشۀ راه موجود حکومت هست که باعث میشه میلیون‌ها نفر «آنلاین» از حکومت حمایت کنن. حالا شما اگر چنین ایدۀ ملموسی داشته باشی، که «نقد» باشه... و «نسیه» نباشه، اونوقت برای عوض کردن این حکومت قدرت زیادی خواهی داشت. ولی اگر چهل سال دیگه هم بشینی غر بزنی که چه میخوای و چه بیسار، خوب فقط عمرت می‌گذره.



خامسا، حالا بیا بگو که نه، این حکومت باید خودش لقمه درست کنه بذاره دهان مردم. یا مردم می‌ترسن که بریزن تو خیابونا، یا سرکوب وجود داره. حقیقت اینه که برخورد این حکومت با منتقدین و جریان‌های مخالف، یک دهم هیبت امنیتی و انتظامی ستمشاهی با ساواک بعنوان یکی از قدرتمندترین نیروهای سرکوب دنیا نیست و با این حال مردم پاشدن و حکومت رو عوض کردن. این‌ها به نظر من همه بهانه ست برای سرپوش گذاشتن رو ضعف‌های جریان‌هائی که به اندازۀ کافی نقشۀ راه محترم برای تغییر ندارن.



نقل قول:
اینجا هم نه شما و نه هیچکس دیگه حق نداره بر اساس توهمات تصمیم بگیره!! اگر کسی متخلفه و خلاف کرده محاکمش کنید و در صورت محکوم شدن طبق قانون عمل کنید. ولی کسی که هیچ خلافی مرتکب نشده و همه شرایط لازم برای ریاست جمهوری رو از نظر قانون داره ولی یهو یه نفر باهاش حال نمیکنه ردش میکنه!!! بحث من بحث اصلاح لودری نیست. بحث من اینه که مردم باید تصمیم بگیرن که چه سرنوشتی داشته باشن، حتی اگر تصمیمشون از نظر شما اشتباه باشه!! مشکل اصلی ما با شما همینجاست!! ما میگیم اگر مردم میخوان از نظر شما اشتباه کنن حقشونه، دلشون میخواد باز هم اشتباه کنن!!! چرا مانع میشید؟؟!!! چون فکر میکنید شما میفهمید و مردم نمیفهمن؟؟!!! خوب از نظر من این حق رو ندارید!!
این که فکر می کنید برخوردهای سیاسی بر اساس توهم صورت گرفته نظر شماست، خوب باید دید که واقعا این اتهاماتی که زده میشه حق هست یا نه. البته این موضوعی کسری و فازی هست. و ممکنه مثلا شورای نگهبان سخت گرفته باشه و احتیاط زیادی کرده باشه و برخی از افراد اون هم بدشون نیومده باشه که مساله ای رو بهانه حذف دیگری بکنن و البته الآن تقصیر هم فقط گردن شورای نگهبان می افته، بسیاری از تصمیم ها در شورای عالی امنیت ملی متشکل از اطراف مختلف قدرت در حکومت هست و مثلا "حصر" رو همین آقای روحانی هم امضا کرده.



نقل قول:
این هم ممکنه اتفاق بیافته!! هر انقلابی ممکنه به نتیجه نرسه و اوضاع بدتر بشه. از نظر خیلی ها انقلاب 57 ایران هم جزو همون دسته انقلابهاست!!!! ولی این دلیل نمیشه مردم ایران یا مصر بشینن بگن خوب دیگه نشد، حالا با همین وضعیت بسازیم و هیچی نگیم که بدتر نشه!!!
این ایده از نظر من که خیلی عقلانی نمیاد شما رو نمیدونم!!
من نمی‌گم که کاری نکنیم! می‌گم به ما هم بگین، بفهمیم قراره چیکار کنیم و نقشۀ راه چیه ...تا تو خلأ و فضای تهی حرکت نکنیم. قدرت مثل سیاهچاله ست و صاحب خودش رو میکشه. وقتی شما قدرت نداشته باشید، خوب غیر از جمهوری اسلامی چه کسی وجود داره تا قدرت رو بگیره. معلومه، دشمنانش ... قدرت‌های موجود دیگه. نه قدرت نداشتۀ شما بعنوان مردم ایران. کسی هم مجانی این قدرت رو به مردم ایران نخواهد داد و ملت‌های زیادی بودن و هستن که همینطور کنار گذاشته شدن تا صاحبان قدرت از اون چه که نیاز دارند، استفاده شون رو ببرند.


نقل قول:
البته من زبان عربی بلد نیستم!! چون به دردم نمیخورده و نمیخوره!!! ولی انگلیسی اونقدر بلد هستم که بتونم مثل شما اینترنت رو بگردم و بر خلاف شما محدود به 3 تا سایت با 20 تا کاربر نشم که فقط از ما تعریف میکنن!! همه سایتها رو که دنبال کنید متوجه میشید که در 90 درصد اونها هیچ وجهه خوبی از شما وجود نداره!! ولی برای شما همون 3 تا سایت مرجعه!! خوب باشه!! تو همون سایتها دور بزنید و از خوشی سرمست شید!!
این سه سایت چی هستن و کجا شمردی؟

بالاخره ما مردم ایران هستیم، کشوری مستعمره که به او گفته شد زبان همسایه‌ت به دردت نمی‌خوره! و با افتخار هم می‌گیم که زبان همسایه‌م به دردم نمی‌خوره و نمی‌خورده و با این نگاه هم می‌خوایم در سیاست کشورمون تعیین تکلیف کنیم.

شما با همون دانش انگلیسیت، مجلات سیاسی تحلیلی غربی رو هم بخونی و مقالاتی که در خصوص ایران و موقعیتش می نویسند و معادلات موجود قدرت، فکر کنم کفایت می‌کنه. البته بسیاری از اوقات ترجمه ها هم در سایتهای ایرانی میاد و خوب شما در فازی قالب گرفتید که هرگز باور نکنید. پیشنهاد می کنم سرگذشت دو جوان فعال روی اینترنت که قبلا جزوی از جریان اصلاحات بودن، و حالا که ده-بیست سالی هست در غرب زندگی می‌کنن و حالا بیشتر از من که اینجا نشستم در خصوص جمهوری اسلامی رگ تعصب دارن، مطالعه کنی و پیگیرشون باشی. یکی علی علیزاده که روزی در بی بی سی به عنوان کارشناس ظاهر می‌شد و دیگری حمزه غالبی رئیس بخش جوانان ستاد میرحسین موسوی. اگر این (سه روز ) مسافرت رفتن شما به غرب اینقدر براتون منشأ اطلاعات بوده حتما این دوستانی که ده-بیست سالی هست از ایران - فرار کردن - و در غرب فهمیدن جمهوری اسلامی واقعا کیست و چیست، بتونه کمک بکنه. "

4 روز پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی یک نفری که نفرات نداره و یک آدم معمولیه و یک عده دزد با ظلم و بیداد دارن حق و حقوقش ازش میدزدن و تحت لوای حاکمین از هرگونه محاکمه مبرا هستند و راست راست تو چشمهای مردم نگاه میکنن و به خاطر ضعف قانونی و فامیل و فامیل بازی هیچ کاری نمیشه باهاشون کرد، هیچ حقی برای اعتراض به نوع حکومت ظالمی که اجازه ظلم بهش رو میده، نداره و اعتراضش صرفا جیغ تلقی میشه!!! مرسی!! تعبیر زیبایی بود!!
طبق گفته های شما هر کس به رضاخان و نوع حکومتش اعتراض داشته چون هیچ ایده حکومتی نداشته یا افراد نداشته پس داشته جیغ میکشیده!!! اگر یک بابایی زده ناصرالدین شاه رو کشته خوب بیخود کرده که بدون ایده حکومتی کشته!! منظورت اینه واقعا؟؟!!

موضوع این نیست که او حق اعتراض نداره.

موضوع اینه که او باید ببینه اعتراضش مثل "بهار عربی" به "وخیم‌تر" شدن وضع منجر نشه. "بهار عربی" جلوی چشماتونه دیگه! البته همه جا "بدتر" نشد، شاید تونس بهتر از قبل شد، مصر به مراتب بدتر و دیکتاتوری‌تر از قبل شد، سوریه‌هم که در جریان هستید چی شد!



نقل قول:
در خصوص ایده و پریدن و این حرفها، ما ایده هم داریم و برای بار هزارم میگیم و شما باز هم گوش نمیکنی!! یک حکومت کاملا دمکراتیک که هر جزیی از اون توسط مردم انتخاب بشه و نتونه برای ابد در راس قدرت باقی بمونه، ایده ماست! مثل همه کشورهای درست درمون! البته من فکر میکنم از ایده اینکه بشین بذار ببرن ولی لولو شاخت نزنه، بهتره. شما نظرت برای خودت شاید خیلی خوبه ولی از نظر من فقط برای آدمی که جزو خورنده ها باشه مطلوبه!!!
این که شما بهش می‌گی "ایده"، "شعار" هست ولی "ایدۀ عملیاتی که قابل اجرا باشه نیست" ... منظور من دقیقا این هست که «نقشۀ راه» ما چی هست. البته «انقلاب اسلامی» هم نقشۀ راهی نداشت. ولی حداقل «قدرت فراگیر مردمی» داشت و با پشتوانۀ همون حرکت می‌کرد. شما حداقل این رو باید جور کنی. روزی هم که جور کردی، نیازی به بحث با من نخواهی داشت چون قاعدۀ قدرت اینه که شما خواه ناخواه پیش می‌ری. مثلا اگر «میرحسین موسوی» دروغ نمی‌گفت/اشتباه نمی‌کرد و ادعاش درست بود که بهش ظلم شده و در حقش تقلب شده، می‌تونست اون تظاهرات اولیۀ میلیون‌ها نفریش رو حفظ کنه و هر کاری که دلش می‌خواد انجام بده... ولی خوب مردم هم اسیر اون پوچی نیستن. جریان شما باید اصالت داشته باشه. این شعاری که میدی رو ربع‌پهلوی هم می‌گه، مجاهدین خلق هم‌ میگن، ده‌ها جهت دیگه هم می‌گن. اون جنبۀ عملیاتی و ملموس و نقشۀ راهش که بتونی از این وضعیت، به وضعیت اصلاح‌شده‌ای جهش کنی، مسألۀ اصلی هست.


نقل قول:
در خصوص اون لینک چند ماه پیش هم من همون موقع خوندمش ولی وقت نداشتم جواب بدم به دلایلی. همون موقع میخواستم بهت بگم در لینکی که فرستادید و با بی دقتی تمام در اون 100 هزار رو یک میلیون خوندید و بر مبنای اون گفتید در مقیاس ایران میشه 8 میلیون که خوب میشد 800 هزار. یعنی در مدل بسیار پیشرفته و خوب سوییس در مقیاس ایران اگر کسی 800 هزار امضا جمع کنه باید بتونه رفراندوم برگزار کنه. اوکی چرا نمیتونه؟؟!!
البته من تسلط قوۀ قضا بر دموکراسی در همه جای دنیا رو اشاره کردم. که ده‌ها مرتبه در طول تاریخ حکومت های مبتنی بر دموکراسی، رای و طرح نمایندگان مردم توسط یک سیستم قضائی محاسبه‌گر مصلحت اندیش با حکم دادگاهی رد شده بود. حالا مردمی اگر قرار باشه به این بگن - روند غیر دموکراتیک - خوب هر حکومتی قابل محکوم شدن به دیکتاتوری هست. پس به نظر من، انگشت گذاشتن روی این نقاط و بزرگ کردنش برای زده کردن مردم ما از چیزی که بعد از صدها سال "ساخت خودشون" هست، هدفی غیر از اشکال زدائی داره و هر وقتی میشه دست روی این نقاط گذاشت و گفت فلان حکومت خلاف حاکمیت صد در صد مردم هست. اصولا حاکمیت صد در صدی مردم در هیچ کجا وجود نداره و بالاخره جائی عنصر قدرت حاکم به عنوان منشأ ارائۀ حکومت، و بخاطر برخورداری از قدرت مورد احترام و مرجع مشروعیت قانون کشورها قرار می‌گیره. حالا اون نقاط رو برای ما بزرگ و بزرگتر کردن و اون رو عامل همۀ مشکلات دونستن و این چیزی بیش از یک کمپین تماما «خصمانۀ» تبلیغاتی بیشتر نیست.


نقل قول:
اما در خصوص ایده و اینا، ایده وجود داره ولی سیستم مستبد موجود حاضر نیست حتی در موردش صحبت بشه.
اصولا صحبت مورد نظر نیست. صحبت که هزار جا انجام میشه. همچنان مهم «کالیبر عملیاتی» شما برای به ثمر نشوندن اون هست. این «شعارها» مادامی که از کالیبر عملیاتی برخوردار نباشن، و شما افراد(رجال) اجرائی کردن اونها رو در میدان نداشته باشید، جریان‌های قدرتمند سیاسی با قدرت روی این ایده‌ها سوار می‌شن اما در عمل چیزی که خودشون می‌خوان رو اجرائی می‌کنن. این خیلی مهمه که شما جریانی سیاسی و قدرتمند از جوهرۀ واقعا ملی کشورتون داشته باشید تا مثل تاریخ کشورتون قربانی نشید. من الآن غیر از جمهوری اسلامی چیزی سراغ ندارم. روزی جایگزینی مثل جریان خاتمی تعریف می‌شد که اشتباهات فراوانش و در نهایت ادغام شدنش با جریان هاشمی رفسنجانی، باعث فاسد شدنش شد. این که انتظار داشته باشید که همین حکومت بیاد براتون سفره و فرش پهن بکنه و بهتر از خودش رو عرضه کنه حتی شبیه به کارتون‌های کودکان هم نیست. اگر میخواید عوضش کنید، باید انجامش بدید و قدرتش رو مهیا کنید.



نقل قول:
در خصوص شورای شهر هم اتفاقا نظارت هست، حتی کسی که تایید شده رای هم آورده رو nماه نمیذارین بره بشینه تو شورا بعد میگین نظارت استصوابی رو شورای شهر نیست!!!
این فریب دادن خودتون هست. حالا یک مورد خاص اقلیتی بوده که آخر هم پذیرفته شده... و این جز بهانه جوئی شما نیست و الا در این شورا نظارت قابل توجهی وجود نداره و فاسدترین و غیرقابل مراجعه‌ترین رکن حکومتی هم هست. بعض از مجلس نباشه البته!


نقل قول:
اولا خدارو شکر من بی بی سی و غیره نمیبینم چون به خاطر حضور دخترم، ماهواره ندارم!!
خدا رو شکر که برای دخترت حریم قائلی، ولی حتما شما نباید بی بی سی ببینی تا این حرفها رو تکرار کنی. و مرجع این حرفها فقط بی بی سی هم نیست... بلکۀ همۀ اجزاء داخلی و خارجی هست که استعمار براشون سرمایه گذاشته و طبعا این نوع پیام به شکل خام به شما می‌رسه و اونقدر تکرار میشه که بر شما مشتبه میشه که سراسر مشکل واقعا اینه و اگر این حل بشه همه چیز حل میشه!


نقل قول:
اما در خصوص نظارت، من با نظارت مخالف نیستم! من با نظارت استصوابی ظالمانه هردمبیل مخالفم!! نظارت بر مبنای قانون خیلی هم خوبه. البته از قانون مسخره ای که مثلا شرط مدرک تحصیلی میذاره خیلی متنفرم ولی بر اساس همون قانون مسخره هم عمل بشه خوبه!! قانون در مورد کاندیدا شدن برای ریاست جمهوری چی میگه؟؟ بیان بگن آقا فلانی به این دلیل رد شد!! نه اینکه رد شد و همینه که هست!!! رد شد چون یه نفر توهم زده که این بابا ......!! این هردمبیلی، نفرت انگیزه!!
حالا داریم با هم موافق می‌شیم! دقت در انتقاد خیلی مهمه.

البته شورای نگهبان می‌گه به‌خاطر قانون من نمی‌تونم دلایل رو اعلام کنم.
و همین اخیرا یک ماه پیش سخنگوی شورای نگهبان خطاب به مجلس گفت یک قانون تصویب کنید که علت‌ها رو بگیم و ما هم خواهیم گفت! البته شورای نگهبان قبل از این، علت‌ها رو به خود کاندیداها اعلام می‌کرد، و اگر اون‌ها دلشون می‌خواست منتشر می‌کردن و گاها این اتفاق افتاد.


نقل قول:
مشکل دیگه شما اینه که فکر میکنید شما میفهمید و مردم نمیفهمن!! اینکه اگر شما نباشید مردم نمیفهمن و عامل انگلیس رو میذارن سرکار!! خوب من مثل شما فکر نمیکنم که مردم انقدر سفیه باشن. اما اگر هم مردم تصمیم بگیرن که کشورشون رو در اختیار انگلیس بذارن، این حقشونه. شما حق ندارید حق مردم رو ازشون بگیرید!! ولی خوب شما این حق رو برای خودتون قائلید!!
هر چی که تو تاریخ کشورمون می‌خونیم و بیشتر می‌خونیم، متوجه می‌شیم که اتفاقا مردم براحتی فریب خوردن. توجه کنید، کشوری که سی‌صد سال کاملا مستعمره بوده و شاهانش دست نشانده بودن، و بیش از 500 سال هم بخش هائی از اون اشغال شده بوده و کسی به دادش نرسیده، معناهای هولناکی نسبت به سیستم اجتماعی و بشریش داره... این بی‌تعارف، ملتی بسیار ضعیف - یا مستضعف، ضعیف نگه داشته شده - بوده.

این شعار پوپولیستی که مردم اطلاقا و کاملا خودشون می‌فهمن، شاید به سوئیس که (فکر کنم) پونصد ساله جنگ نکرده و از بزرگترین جنگ‌های تاریخ یعنی جنگ جهانی اول و دوم هم در قلب معرکه سالم به در برده، بخوره! ولی به ایران با این تاریخ بیچارگی و فلاکت خیلی نمی‌خوره. مشکل دقیقا همین نگاه سادۀ شما به جامعه و سیاست و حقایق اجتماعی و سیاسی هست که به شکل شعاری و لذتبخش مطرح می‌کنید اما با واقعیت روی زمین نسبتی نداره. شما طوری به سیاست نگاه می‌کنید که انگار فریبی در دنیا وجود نداره. یا نیازی به سیستم‌های اطلاعاتی و استعلام از اون‌ها نیست یا اساسا در سیاست و دیپلماسی پیچیدگی و تحلیل وجود نداره. البته این آرزوی بسیار منزه و خوبی هست ولی جائی ما ندیدیم اینطور باشه! البته این شعارها مادامی لذتبخش هست که شما خودتون رو از حکومت جدا می‌دونید، اما وقتی حکومت رو به خودتون بدن، برای حفظ مبانی و اصول و دغدغه‌هاتون دوباره همۀ این تشکیلات رو به نحوی راه میندازید. در واقع شورای نگهبان هم داره همین کار رو می‌کنه که هر حکومت دارای دغدغه و اصولی انجام می‌ده و حکومت بدون معیار که حکومت نیست. اما آیا این فیلتر، معیارهاش خطاست؟ رفتارش غلطه؟ کلوخ رو رد می‌کنه، سنگریزه رو گیر میده؟ حب و بغض شخصی رو دخالت می‌ده؟ تنگ‌نظری می‌کنه؟ این ادعاها هم نیاز به بررسی عینی داره، گاهی درسته و گاهی غلط. مثلا چرا "سید محمد خاتمی" برای ریاست جمهوری تائید نمیشه؟ آیا مردم از جزئیات چرائی اون مطلعن؟ آیا اگر بهشون گفته بشه که سیستم های اطلاعاتی گزارش دادن مثلا ایشون درست در سال 88 رفت با جورج‌سوروس ارتباط گرفت، کسی که اوکراین رو با سرمایۀ بی انتها هدیه کرد به حلق آمریکا و اگر مردم به واسطۀ همون جریان تبلیغاتی یکپارچه، عده‌ای از مردم باورشون نشد و اعتمادی به شورای نگهبان نداشتن، وظیفۀ این نهاد نظارتی چی هست؟ به علمش عمل کنه، یا به تصور مردم؟ ولو شخص خاتمی اصلا خوش‌اخلاق و گوگولی و دلچسب باشه و حتی خودش هم ندونه که چه اشتباه سنگینی داره می‌کنه و یا حتی منکر بشه ... ولی اون اصول و منافع و معیارها که در واقع همون اصول و منافع و معیارهای مردم هست چی می‌گه؟


سیاست اونقدر پیچیده ست که گاهی اصلا نمی‌دونیم کی راست می‌گه! حالا شما نشستید این‌ور و می‌گید خود مردم می‌دونن که چی به چی هست! و این غفلت سنگینی نسبت به پیچیدگی دنیای سیاست هست.

موقعی که می‌گیم، (مردم می‌دونن) هم باید بگیم (مردم چی رو می‌دونن و بر چه اساسی)... تا بتونیم به نظر همدیگه نزدیک بشیم. این طور کلی مردم رو یک طرف گذاشتن و نهاد نظارتی قانونی حکومت رو یک طرف گذاشتن رو هم نیاز به دقت و موشکافی داره که واقعا کدوم خطا می کنه و بهتره پوپولیسم رو بذاریم کنار و این خطای بزرگ رو نکنیم که ادعا کنیم که مردم همواره و در هر حالتی حقایق رو تمام و کمال می‌دونن. این گزاره‌های اشتباه، باعث اشتباهات بعدی ما میشه.



ادامه دارد ... "

6 روز پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
آقا من نمیفهمم این حرفهایی که شما هی اصرار دارید که من گفتم رو کجا گفتم؟؟
من خیلی ساده، خیلی واضح و خیلی بدون قلمبه سلمبه حرفمو میزنم باز شما به جای جواب دادن به من حرف خودتو از طرف من میزنی!!!
داداش، من میگم این نوع حکومت به درد نخوره!! چون قدرت رو در یک یا چند نفر خلاصه کرده و هر کسی غیر از اون چند نفر بخواد وارد سیاست بشه چاره ای نداره جز اینکه پاچه اون یک یا چند نفر رو حسابی بخواره و مطیع اون یک یا چند نفر بشه!!! الان مفهومه؟؟؟!!! من با این نوع حکومت مشکل دارم!! حالا شما بیا بگو فلان کشور هم فلان!! اینکه انتخاب من قبل از من باید توسط همون یک یا چند نفر تایید بشه (اون هم نه بر مبنای قانون مشخص که بر اساس امیال همون یک یا چند نفر) یعنی دیکتاتوری!!! این نظر منه!!! اوکی؟؟!! یعنی اون یک یا چند نفر برای من تعیین میکنن به چه کسانی رای بدم. همه کاندیداهای تایید صلاحیت شده توسط اون یک یا چند نفر در یک چیز مشترکند: "خوب میمالن!" همین که نمالن دوره بعد تایید نمیشن!!! هیچ تخصصی، هیچ دانشی، هیچ اخلاقیات و وجدانی هم که نداشته باشن چون خوب میمالن پس تایید میشن!!! نتیجه میشه این مجلسهای مشنگ دوره های اخیر!!! الان اینکه من با حکومت مالشی مشکل دارم چه ربطی به نظم نوین جهانی داره؟؟!! یعنی به دلیل وجود لولو من باید به مالش اکتفا کنم؟؟؟ یعنی اگر من بخوام، یک مجموعه آدم حسابی که با عقل و وجدان کار میکنن ولی اهل خواریدن پاچه نیستن، راس قدرت باشن سرخپوستم؟؟ یا دارم تلاش میکنم به نظم نوین جهانی کمک کنم که سرخپوست بشم؟؟؟!!!
الان خواهید گفت که اون آدم حسابی رو اسم ببر!! خوب جوابتون مثل هزاران بار گذشته اینه که من نباید اسم ببرم!! خودشون باید خودشون رو به مردم معرفی کنن، مردم انتخاب کنن!! خیلی ساده است ولی کسی که نخواد درک کنه، نمیکنه!!

واقعا نمیفهمم از کجای حرفهای من اینا که شما میگی در میاد خداییش!!!
این نوع حکومتی که یارو میاد میگه ما در 40 سال اندازه 400 سال کار کردیم در حالیکه تخم و ترکه خودش آمریکا زندگی میکنن(!) چه جور حکومتیه؟؟ یکی نباید بهش بگه خوب مردک اولا چرا آمریکا؟؟ ثانیا پولشو از کجات آوردی؟؟ ثالثا این 400 سال کار رو نشون بده ببینیم!! یعنی شما بمال هر چی میخوای بگو و ببر حله؟؟!!

این نوع حکومتی که درش نصف مردم کشور نون ندارن بخورن بعد طرف نگران بیمه طلبه های غیر شاغل هست (!!!) چجوریاست؟؟!! حکومتی که درش یارو چون آخونده روزی 10 دقیقه میاد اداره ما نماز میخونه اندازه من با اضافه کارم حقوق میگیره چجور حکومتی محسوبه؟؟!! این همه تبعیض فقط به خاطر لباس؟؟!! اینکه مردک مضمحل تو قصر زندگی میکنه و nتا حقوق میگره و nمیلیارد ثروت داره و اُرد ناشتا میده که لنگ ببندین به کمر و سنگ به شکم و از ما حمایت کنید!!! اینا درد داره اخوی. اینکه اینا چون در جناح مد نظر شمان پس حق دارن عین عقب ماندگی شماست نه من!! اینکه بر حسب اتفاق (!!) فرزندان و فامیل نسبی و سببی همون یک یا چند نفر تمامی شغلهای مهم مملکت رو در اختیار دارن هم که خیلی مهم نیست چون اون یک یا چند نفر در طرف شمان!! اینکه ادعای خوندن تاریخ دارید و این همه شباهت بین این زمان و همه زمانهای مایه خجالت قاجار و پهلوی رو نمیبینید هم جالب توجهه!! اینکه یه جاهایی پیشرفت داشتیم و یه جاهایی پسرفت درسته ولی ماهیت همونه!! فرق چندانی نکردید/ند!! حالا باز شما بیا بگو حرف نزن وگرنه لولو میاد میخوردت ها!!! حرف نزن سرخپوست میشی ها!!! حرف نزن اسراییل میاد جیزت میکنه ها!!! بذار ما ببریم و بخوریم و حالی به حولی شما فقط مواظب لولو باش!!

چشم من خَرَم!!!
جداً توصیه میکنم یه کم واقعاً تاریخ بخون، فقط ادعا کردن کافی نیست!
البته بخشهای رابطه ایران با روسیه رو یه کم بیشتر بخون خوبه!!!


نکته مهم: اون جمله که از سفرهای خارجی گفتم منظورم این نبود که چرا کشور ما رنگ لعاب اونها رو نداره که البته این خودش سوال خیلی مهمیه، ولی در جواب حرف خنده دار شما که گفتی خیلی ها آرزوی حکومتی شبیه ما دارن گفتم اینجوری نیست!! البته مطمئن هستم که شما از ورای اینترنت با قدرتهای مافوق بشرتون دیدین که اینطور هست و منِ سرخپوست دارم اشتباه میکنم!!
من هر چند حکومت رو مثل هیچ حکومتی در دنیا کامل نمی‌دونم، و نوع انتقادات شما رو در هر سیستم حکومتی که بیارید می‌تونم مشابهش رو اشکال وارد کنم و این نوع ژست‌ها و اشکال‌گیری‌های شما رو البته چیزی جز خواب کردن شما برای بازگرداندن حکومت به وضعیت جهان‌سومی سعودی‌وار قبل از انقلاب اسلامیش نمی‌دونم. ولی به هر حال، مشکلی با مشکل داشتن شما با حکومت ندارم گیریم که من اشتباه می‌کنم و شما درست می‌گی، اما چیزی که مهمه اینه که این مشکل داشتن شما، تو خلأ و فضای تهی اتفاق می‌افته. مشکل دارید و تمام! همین.



«مشکل دارم» رو گاهی یک نفری می‌گه که ایدۀ عملیاتی بهتری داره! مثلا انقلاب اسلامی که می‌گفت من با شاهنشاهی مشکل دارم، یک «خمینی» بود می‌گفت ما «شاهنشاهی» نمی‌خوایم کلا «حاکمیت اسلامی» می‌خوایم. و خوب عملا یک پرش بزرگ از یک سیستم وحشتناک ارتجاعی شاهنشاهی به جمهوری اسلامی انجام داد. چیزی که بشر ایرانی تو سه هزار سال و بیشتر نچشیده بود.



و گاهی، «مشکل دارم» رو هم یک نفری می‌گه که فقط مقصودش اعتراض هست. و صرفا جیغ می‌زنه. این از این جا که هست کجا می‌خواد «بپره» الله اعلم! ایده‌ش چیه، نفراتش کدومان.



انتقاد من به شما در این مورد دوم هست. اون روزی که «توشۀ بشری-میدانی-انسانی-تئوریک» محرز و معینی برای یک پرش که بیارزه داشته باشی، خوب اصلا منتظر اجازۀ کسی مثل من نخواهی بود بلکه خود من هم دنبالت می‌دوم، که پیش بری و خودت خواه‌نا‌خواه پیش میری. ما نباید فکر کنیم صرفا یک ژست اعتراض کاری رو پیش می‌بره بلکه باید خود کار رو پیش ببریم. یک چیزی بهمون خوروندن که این حکومت فلان‌جاش دموکراتیک نیست پس همۀ اشکال از اونه! خیلی از حکومت‌ها در اروپا و آمریکا و شرق و غرب دنیا که به حکومت دموکراتیک شناخته می‌شن، از این گره‌ها بسیار دارند و در بحث چند ماه پیش با شما وقتی با آدرس بهت نشون دادم فقط ترجیح دادی که با واقعیت روبرو نشی. خوب این اما فقط در ایران اتفاق می‌افته که بر اساس گزاره‌های تبلیغاتی و تحمیلی که توسط صدها موسسۀ استعماری بر سر ما پخش و توزیع می‌شه، بر خلاف سیر طبیعی حل مشکل و نگاه کارشناسی و دقیق ناگهان بگیم همۀ مشکلات کشور از اون‌جا نشأت می‌گیره که مثلا نظارت استصوابی هم هست! کسی هم نیست که مثلا به بی بی سی بگه خرت به چند من، شورای شهر که نظارت استصوابی نداره چرا اینجوریه؟



کسی نیست به مثلا به بی‌بی‌سی یا منوتو که نظارت استصوابی رو با فریبکاری عامل مشکلات اقتصادی و اداری معرفی می‌کنند و این حرف رو تو دهن شما میگذارن بگه تو کلا خواستی نظارت استصوابی نباشه تا جاسوس‌هات راحت از سر و کول حکومت بالا برن دیگه! نظارت استصوابی نباشه که آخر شاه و شخص اول و دوم و سوم و دهم این کشور رو هم شما تعیین کنید. برای مردمی که بیشتر از منافع شخصی خودشون چیزی از ملیّت و وطن و استقلال و تمدن رو حساب نمی‌کنن، جریان تبلیغاتی اپوزیسیونی این‌جور جا میندازه که اصل مشکل این که شما شب نون نداری، این بود! در حالی که چیزی جز منافع ملکه و بریتانیا و غیره داره پیگیری نمی‌شه. و واقعا هم این ربطی به نون شما نداره.



رفتار دشمن، کلا نظارت بر اساس منافع و مصالح رو می‌زنه! چون دنبال کار جاسوس‌های خودشه!


رفتار دوست و خودی، می‌گه اون قانون مناسبه، ولی مجریانش قانونی عمل نمی‌کنن، به فلان دلیل و فلان دلیل.


در مورد رفتار دشمن من به نوبۀ خودم سرسخت می‌ایستم و اجازه نمی‌دم اینطور عقلم رو به بازی نوک بینیم بگیرن.



در مورد رفتار انتقادی دوستانه، خوب اگر ببینم که نظارت استصوابی مانع خدمت یک آدم خدوم شده، من هم اعتراض می‌کنم. اما این نوع اعتراضی هست که الآن کلا تو کشور ما نیست. چون منتقدین مدعی اصلاح، کلا به شکل سیستماتیک همنوا با منافع دشمن هستن و اونقدر تو خالی هستن که دیکته‌ای که براشون نوشته می‌شه برای خالی کردن ناراحتی‌های به‌حق‌شون می‌نویسن و به این وصف، کاملا خط‌دهی می‌شن و اون بخش حقّ ماجرا هم قربانی این " با لودر اصلاح کردن " می‌شه و این انحراف در اصلاح باعث میشه که شورای نگهبان هم به درستی این خواسته به مثابۀ چاقو زدن از پشت رو جریان دشمن تشخیص بده و در حداقل شرایط اون رو نادیده بگیره یا اگر اعتراض دیگه‌ای هم هست از انتقاد صحیح در امان نگه داره خودش رو و به این جریان ضمیمه‌ش کنه. و خوب اینطور هرگز اصلاحی اتفاق نمی‌افته و قضیه کاملا وخیم‌تر میشه همینطور که هست. منتقدی مثل شما واقعا اگر قصد اصلاح داره باید بفهمه که با "لودر" نمی‌تونه اصلاح کنه و هپروت جاهلانۀ حذف نظارت سلامت کاندیدهای ادارۀ حکومت، به معنای اصلاح و دوستی با مردمی که بعد از صدها سال از شرایط استعماری بیرون اومدن و هنوز هم گرگهای هار دور کشورشون مشغول له له زدن هستن، نیست.


نقل قول:
این نوع حکومتی که درش نصف مردم کشور نون ندارن بخورن بعد طرف نگران بیمه طلبه های غیر شاغل هست (!!!) چجوریاست؟؟!! حکومتی که درش یارو چون آخونده روزی 10 دقیقه میاد اداره ما نماز میخونه اندازه من با اضافه کارم حقوق میگیره چجور حکومتی محسوبه؟؟!! این همه تبعیض فقط به خاطر لباس؟؟!! اینکه مردک مضمحل تو قصر زندگی میکنه و nتا حقوق میگره و nمیلیارد ثروت داره و اُرد ناشتا میده که لنگ ببندین به کمر و سنگ به شکم و از ما حمایت کنید!!! اینا درد داره اخوی. اینکه اینا چون در جناح مد نظر شمان پس حق دارن عین عقب ماندگی شماست نه من!! اینکه بر حسب اتفاق (!!) فرزندان و فامیل نسبی و سببی همون یک یا چند نفر تمامی شغلهای مهم مملکت رو در اختیار دارن هم که خیلی مهم نیست چون اون یک یا چند نفر در طرف شمان!! اینکه ادعای خوندن تاریخ دارید و این همه شباهت بین این زمان و همه زمانهای مایه خجالت قاجار و پهلوی رو نمیبینید هم جالب توجهه!! اینکه یه جاهایی پیشرفت داشتیم و یه جاهایی پسرفت درسته ولی ماهیت همونه!! فرق چندانی نکردید/ند!! حالا باز شما بیا بگو حرف نزن وگرنه لولو میاد میخوردت ها!!! حرف نزن سرخپوست میشی ها!!! حرف نزن اسراییل میاد جیزت میکنه ها!!! بذار ما ببریم و بخوریم و حالی به حولی شما فقط مواظب لولو باش!!
مثلا فکر کردی من مدافع این وضعیت هستم؟ خودت باورت میشه؟ مسلّمه که من موافق تبعیض و ظلم نیستم و خودم اونقدر از فضاهای اداری متنفر و فراری‌ام که کلا سالهاست که کار آزاد دارم و حتی مثل شما تحمل نکردم بیش از یکی دو سال در اداره‌ای کار کنم که قواعد کاری و بازدهی در اولویت نیست. اما من دقیقا مخالف «تحمیق شدن» به «نام اصلاح» هستم. بلائی که سر مردم در «بهار عربی» اومد.



وجود همۀ این مشکلات به من اجازه نمی‌ده که با هر معترض دیگه‌ای خودم رو یکی بدونم و به هر گرگی مجال بدم که "دستهاش رو آرد بزنه" و وارد حکومت بشه تا "شاید شرایط تغییر کنه". "شاید شرایط تغییر کنه" یعنی همون بهار عربی! یعنی مصر سیسی که روی مبارک دیکتاتور رو سفید کرد. اون‌موقع چیزی برای از دست دادن دوبارۀ نخواهیم داشت و بعد از اون به دست آوردن چیزی که الآن داریم هم محال خواهد بود. چیزی که از شما انتظاره دقت و ظرافت و حساب و کتابه.





نقل قول:
نکته مهم: اون جمله که از سفرهای خارجی گفتم منظورم این نبود که چرا کشور ما رنگ لعاب اونها رو نداره که البته این خودش سوال خیلی مهمیه، ولی در جواب حرف خنده دار شما که گفتی خیلی ها آرزوی حکومتی شبیه ما دارن گفتم اینجوری نیست!! البته مطمئن هستم که شما از ورای اینترنت با قدرتهای مافوق بشرتون دیدین که اینطور هست و منِ سرخپوست دارم اشتباه میکنم!!
اینترنت قدرت مافوق بشری نمیخواد عزیزم! نقد موجوده و ادعای شما نسیه‌ست ... مطمئنا اگر بیش از فارسی عربی و انگلیسی هم بدونی، تصویر کامل تری از کشورت نصیبت میشه. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار سوال مهم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
اولا،
شما از كجا از پشت رايانه و فضاي مجازي تشخيص ميدهيد چه كسي اهل كدام حزب است؟! چه كسي در كدام ميتينگ شركت كرده و با چه كساني نشست و برخاست دارد؟ بهرحال حزب ممعنايش گروهي از دوستان و اطرافيان است.
آيا همين كه كسي حرفهايي زد كه از نظر شما بوي وادادگي مي دهد اين ميشود "حزب" اصلاحات؟ و كساني كه بر استقلال و تماميت كشور تأكيد دارند ميشوند "حزب" اصولگرا؟
نه عزيز من اشتباه فهميديد....اصلاحات معتقد به اصلاح تدريجي جامعه است و ربطي به وادادگي ندارد.
به آن كسي هم كه استقلال و تماميت ارضي كشور برايش اهميت دارد "ملي گرا" مي گويند. مثل مرحوم اميركبير، مرحوم مصدق، مرحوم بختيار، مرحوم بازرگان، مرحوم فروهر، ... كه هيچ كدام هم اصولگرا نبودند و امروز هم بودند اصولگرا نبودند 100%. وگرنه اصولگراياني كه امروزه به اين نام مشهورند كه صرفا در درشتگويي و دشنام بر هم سبقت مي گيرند و فرهنگ جامعه هم برايشان مهم نيست.
تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد! بالاخره فکر نمی‌کنید که مثلا "امضای شما" زیر هر نوشته یا خود نوشته‌های شما جهت‌گیری سیاسی شما را تعیین می‌کند؟


ما بیشتر از اسامی با افعال کار داریم. با اشخاص و اسامی آن‌ها که مشکلی نداریم. لذا بیش از این که بر روی اسامی بحث کنیم، باید روی افعال آدم‌ها بحث کنیم. که مثلا "بختیار" چه کرده و چه جهتی گرفته و چقدر صواب است. یا "بازرگان" چه کرده و چرا اعتماد او به آمریکا، خلاف ملی گرائی است یا نیست. شما همیشه سعی می‌کنید موضوع را ساده و خلاصه کنید و عبور کنید. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
خیلی مطمئن نباش. تو دنیای خیالی احمقانه شما همه داغونن فقط شما خوبید!!
از نظر شما هر کی کشوری به نام اسراییل رو به رسمیت بشناسه مستقل نیست!!! وگرنه چرا از امارات و پیشرفتهاش حرف نمیزنید؟؟ به چارتا کشور درپیت مثل سوریه گیر دادید و فقط خودتونو با اونها مقایسه میکنید؟؟ گرچه همون ها هم با پول ما زندگی بهتر از ما دارن!!
به همین چندتا کلمه فکر کن دوست عزیز! شاید اتفاقی افتاد! شاید یک تغییری حاصل شد! قطعا همین چندتا کلمه اگر نبود، من هم مثل شما نگاه می‌کردم. و کسانی که به این کلمات فکر می‌کنن سرنوشتم و ثروت و برآیند زندگیم رو به دست می‌گرفتن... حالا یک جیره‌ای هم دلشون خواست می‌دادن دلشون نخواست هم نه! بستگی به اونها داره که به این کلمات فکر می‌کنن، و به شما که به این کلمات فکر نمی‌کنی!



اینکه فضای تخیلی شما رفته رنگ و لعاب چهار تا کشور رو دیده، باز هم یک مهر تائید دیگه روی نگاه احساسی و صرفا شخصی شماست که البته ذاتا عیبی نداره و جزو حقوق شماست اما مساله این که صرفا در ابتدا گیر کرده و ربطی به اون چه که در معادلات سیاسی دنیا در حال انجام هست نداره. اتفاقا در اون نظم نوین جهانی، از شما به مثابۀ قوم شبیه به سرخپوست‌های قابل تصاحب مال و زمین جدید هم بیشتر از این خواسته نشده و ملت‌های خاورمیانه بیش از این حد تصور نشدن که به خور و خواب و شهوت خودشون فکر کنن. حالا اگر چیزی رسید، رسید، نرسید هم خوب می‌میرن! مثل همۀ میلیونها نفری که تو همین بیست سال به دست صاحبان فرامنطقه‌ای سیاست کشته شدن! چون اون‌ها و نسل‌های قبل‌شون بیش از سهم خودشون - و نه حتی همسایه‌شون - و بیش از خور و خواب و شهوت شخصی و نه حتی ملی چیزی ندیدن. خور و خواب و شهوت ذاتا بد نیست. اما همه چیز رو منعطف به اون‌ها کردن و از همیشه و هرجا از اولویت ننداختنشون باعث می‌شه از جائی ضربه بخوریم که انتظارش رو نداشتیم! تمام تاریخ ما همین بوده! مردمی غرق در منافع شخصی که تک تک قابل خرید و فروش به واسطۀ منافع شخصی بودن. وقتی که سه قدرت از چند طرف وارد ایران شدن و ایران رو اشغال کردن و برای 50 سال دیگه ملت ایران رو بیشتر عقب نگاه داشتن، و رضاخان (قلدر برای ملتش) و (موش برای خارجی)، فرمان "ترک مخاصمه" صادر کرد، تمام فکر و ذکرش در همین حد گل و بلبل شما بود و ناگهان از جائی خورد که انتظارش رو نداشت، ناگهان دید اون ترقی و پیشرفتش اونقدر بی‌ارزشه که براحتی می‌تونه بازیچۀ عوامل سیاسی‌ای که هیچ ربطی به او نداره قرار بگیره. اون چه که من الآن می‌گم حاصل مطالعۀ این تاریخ "گل و بلبل" هست. همون چیزی که شما اصراری به مراجعه بهش و تجربه و عبرت گرفتن ازش ندارید. و خوب ملتی که تاریخ خودش رو حتی نخونه، تاریخ براش تکرار خواهد شد.


از گفتن این کلمات و کلمات قبل، به این صریحی، قصدم تحقیر شما نیست. بیدار کردن شماست. و الا اینقدر وقت نمی‌گذاشتم که عریضه بنویسم! "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
متاسفانه نه میبینید و نه سعی میکنید بفهمید!! همچین حرف میزنید انگار واقعا اوضاع ما از کشورهایی که اسم میبرید بهتره!!!! الان اوضاع ما خیلی بهتر از مصره؟؟ خیلی بهتر از عربستانه؟؟ سوریه هم که معلومه کی به این روز انداختتش!! شما یا تو جامعه نیستی یا تو باغ!! یه چارقدم از تهران دور شید میبینید که سوریه ها داریم تو همین مملکت!!! با شعار های الکی و قلمبه حرف زدن کاری از پیش نمیره و وضعیت هم تغییر نمیکنه!!!

جالبه شما من رو نماینده کل یه جریانی میبینید که من نمیدونم اصلا کجا هست!! ولی من که با شما به عنوان نماینده جریانی که n ساله دارید ازش دفاع میکنید حرف میزنم شما یه شهروند عادی هستید!!! چقدر سخت بود فهمیدن اینکه منظور از شما همون جریان مدافع این حکومت هست؟؟؟


حالا ما هستیم شما هم هستید نتیجه این ظلم به مردم این کشور رو خواهیم دید!!
شما علیه چیزی حرف می‌زنید که در انتخابات با هیجان و "امید" می‌روید به آن رای می‌دهید ... مشکل این تناقض شماست، مشکل این سر کاری است که به اسم بد و بدتر گذاشته می‌شوید. از هر کسی از جمله شما و من توقع می‌رود به کسی مثل نمایندۀ سراوان رای ندهیم. هیجانات «تکراری» ما را کشته است ... به جای تعیین و انتخاب دقیق کاندیداها، یک عده دلال و سفله نمایندۀ ما می‌شوند و نتیجه این که به جای خدمت به مردم، چیزی جز منافع خودشان را نمی‌فهمند. البته در آن جریان هم افراد پخته‌تر و اصیل‌تری وجود دارند اما به دلیل قواعد سیاسی قدرت همواره گوشه نگاه داشته می‌شوند. این به عهدۀ مردم است که از هر جریانی که آن را مورد حمایت خود قرار بدهند برنامه و حساب بخواهند و گله‌های گوسفند لیستی را حوالۀ ساحت نمایندگی مردم در مجلس نکنند. لیست ذاتا بد نیست، لیستی که در سلامت و خدمت شناخته شده باشد. نه به دزدی و چپاول که ما فقط به هیجان برویم به آن رای بدهیم! مردم و رابطۀ آنان با سیاسیون در این چم و خم‌های ساده گیر است و شما سخن از تغییرات بزرگ می‌گوئید!

اگر در مورد چیزی مثل مصر یا عربستان یا سعودی حرف می‌زنید، ابتدا آن را مطالعه کنید و بعد در مورد آن صحبت کنید. همین که مصر و سعودی و عراق و سوریۀ امروز را بهتر از ایران می‌دانید نشان می‌دهد تا چه عمقی نسبت به بدبختی‌هائی که تاریخ ایران نیز آن را تجربه کرده غافل و بی‌تفاوتید. این که آمریکا ایران را تحریم کرده تا کمر این مردم را بشکند و از آنان به‌عنوان سربازان معترض خود علیه حکومت جمهوری اسلامی و جایگزین جنگ نظامی استفاده کند و البته بهره‌اش را کسی جز خودش نبرد، البته شرایط خاص این دو سه سالۀ ماست و الا بسیاری از مردم این کشورها آرزوی داشتن حکومتی مقتدر و مستقل مثل ایران را دارند. البته طرح‌های آمریکا هم دقیقا سایکولوژی اجتماعی افرادی مثل شما را هدف گرفته که غیر از "سهم خود از زندگی" به چیزی مثل "استقلال" یا "تمدن" کشورشان که پایۀ "منافع شخصی" است فکر نکنند و البته با این روش حتی آن سهم شخصی زندگی هرگز به آنها نمی‌رسد. در نمونۀ آشکار کشوری مثل مصر که نه جنگی آنچنان دید و همچنان در سایۀ سلطۀ آمریکا ماند، فقر و فحشا چندین برابر کشور شما بیداد می‌کند. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
همین دیگه!! همه تفکر شما اینه که ما باید قدرت داشته باشیم!! داداش قدرت مال کسی نیست! اجازه بدید مردم تصمیم بگیرن. شما که قدرت دارید و مطمئن هستید که شما پیروزید، نترسید!!!
مشکل حل نمیشه چون ارکان قدرت شما نمیخواد که حل بشه!!
این قضاوت حاصل بدوی بودن فکر سیاسی شماست که صرفا در چند گزارۀ ابتدائی سیاسی گیر کرده‌اید و شعارش را می‌دهید. قدرت را از جمهوری اسلامی بردارید، یا باید از "قدرت" وفاق بسیار مستحکم مردمی برخوردار باشید که بتوانید جایگزین بشوید - مثل انقلاب اسلامی-. یا لیوان حاکمیت ضعیف را "قدرت دیگری" پر خواهد کرد و اگر شما صرفا حکومت را ضعیف کردید و صحنه را خالی گذاشتید، قدرت‌های خارجی آن را پر خواهند کرد و حالا هم برای این کار آماده‌اند. و نوع اعتراض شما فقط هیزم این تغییر است. کمی هوشیار باشید تاریخ همین "بهار عربی" را بخوانید... همان بلائی که سر تمام مردم عرب آمد، و حکومت‌های‌شان دیکتاتوری‌تر شد و فقط اشخاص عوض شدند.



همان انقلاب اسلامی‌اش هم که به شکل معجزه‌آسائی ماند و ما علتش را چیزی جز ارادۀ الهی نمی‌دانیم، در نگاه کارشناسان غربی -قرار نبود بیش از شش ماه و بدون قاعدۀ قدرت دوام بیاورد - ، حالا شما با چهار تا شلنگ تخته انداختن در صحنۀ شطرنج بازان دنیای قدرت می‌خواهید بهشت موعودی به مردم وعده دهید که چیزی جز جهنم مصر و سعودی و عراق و سوریه در انتظار آن نیست. بعدش هم ردیفی از این شعارها بدهید که چه بشود!



من نه صاحب حکومت هستم و نه در حکومت نقشی دارم فقط یک شهروند عادی هستم که به این دلایل از حاکمیت کنونی ایران حمایت می‌کنم. ننه من غریبم بازی شما ادامۀ غیرمنطقی بودن رفتار شماست... در این نوشته‌ها نه تکبری هست و نه این‌که من بخواهم قدرتی را به رخ شما بکشم. قرار نیست بازیچۀ رفتارهای بی‌حساب شما بشویم. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
ممنون از راه حل خنده دارتون!!!
باوشه شرکت نمیکنم!!
پس «لاف در غریبی» نزنید ...

اگر اکنون قدرت شما آن‌قدر نیست که مردم را هدایت و رهبری کنید، در یک رفراندوم فرضی نیز نخواهید توانست این‌کار را بکنید و نتیجۀ رفتار کنونی شما جز به هم‌ریختن کشور و ضعیف کردن آن، و خشنود شدن دشمنان استعمارگر آن نیست. سالم و عاقل بنشینید و به جای این شعارها مشکل را حل کنید/کنیم!


من گفتم - اگر معتقد به جایگزینی حکومت هستید - در انتخابات آن ، حاصل قانون آن، حاصل نظارت آن، شرکت نکنید! این صادقانه است. و این شرکت نکردن را در حکم رفراندم بگذارید. اما ادعای شما کوچک‌تر از این ایده و در حد یک رفتار عصبی است و عملا شما توان و ایدۀ این جایگزینی را ندارید و مادامی که ایدۀ «بهبود» نداشته باشید، تکرار ادعای رفراندم خیانت در حق مردم است چون فرضا که مشروعیت حکومت تضعیف شد، شما که توان جایگزین کردن چیزی شبیه به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را ندارید و اصولا وفاق مردمی، فکر، ایدۀ مشابهی هم ندارید، طبیعتا قطبی که برای شما ساخته می‌شود و در دهان شما گذاشته می‌شود و در صورت تضعیف حکومت فعلی، دیگر قطب موجود و قدرت موجود جایگزین با حمایت غربی‌ها خواهد بود، چیزی جز زبالۀ طاغوتی مثل رضاپهلوی یا گروهک مجاهدین خلق نخواهد بود که نقشی جز تامین منافع آمریکا در ایران ندارند، باورتان نمی‌شود و این را تخیل تلقی می‌کنید ولی سیاست دنیا و تاریخ خود ایران ما به همین خنده‌داری است و این‌ها اتفاق افتاده و می‌افتد، و توقع شما بالاست چون جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی شما را در سطح توقعی بسیار بالا و کریمانه نگاه داشته است و فکر می‌کنید دیگر اقطاب قدرت سیاسی دنیا هم همینطورند، اما هم در ارتباطات سیاسی آمریکائی‌ها با "ایرانیان" در این روزها و هم در عراق امروز همین اتفاق‌ها در جریان است و سفله‌ترین و ضعیف‌ترین و ناچیزترین جریان با اشراف و هماهنگی باصطلاح نخبگان و روشنفکران رهبری و هدایت عراق را به دست می‌گیرد، و هر کس مخصوصا در خاورمیانه بخواهد ملک و حکومت و مردمش را آباد کند، چون اسرائیل مقدّم بر همۀ پیشرفت‌ها و قدرت‌هاست، هیچ حقی ندارد. هر کجا آمریکا هست همین است و الا شرکت شما در انتخابات موجب تقویت کشور و تمدن ما و حکومت مستقل حاکم بر آن است که موجب خوشحالی و نشانۀ بلوغ است... "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
مثل همیشه نارضایتی از حکومت رو به یک جریان ذیل اون حکومت ربط میدید!!!
نیست در دورانی که جناح شما حاکم شد خیلی همه چی گل و بلبل بود!!!
اون زمانی که هاشمی سر کار بود که در جناح شما بود!! حتی سالها بعد هنوز هم، هیچکس برای آقا، "هاشمی" نمیشد!!
اون سالها رو هم جزو ما حساب کردید؟؟!! دمتون گرم!!
بعد دوران ریاست جمهوری آقا رو هم جزو دوران زمامداری ما حساب میکنید؟؟؟ ایول!!! میخواید احمدی نژاد رو هم بدید به ما کلا پاک و منزه شید؟؟!!! همچین میگید به این رای دادید به اون ندادید، انگار الان بچه من n میلیون دلار ورداشته رفته استرالیا داره خوش میگذرونه!!!
البته من مشهدی با دیدن نوع مدیریت رییسی در آستان قدس به خودم میبالم که به همچین بی عرضه ای رای ندادم!!! و خوب به خودم نمیبالم که ننگ رای دادن به این عوضیا، رو پیشونیم مونده!!!

نکته : این "ما" از نظر شماست وگرنه من خودم با هیچکدوم از این جناحها موافق نیستم!! حکایت همون بد و بدتره!!

وقتی میزان تایید صلاحیت کاندیداها میزان دستمال کشی اونها هست نه تواناییشون ما مجبوریم بین بد و بدتر، بد رو انتخاب کنیم!! برای بار هزارم: مشکل نوع حکومت و نظارت مسخره و کاملا مستبدانه استصوابی هست نه این جناح و اون جناح!! نظارتی که نه بر اساس قانون که بر اساس امیال شخصی یه عده در برج عاج نشسته (مثل همه سران حکومت ج ا !) انجام میشه!! تا ابدالدهر خودتون رو گول بزنید!!!!!


یک نکته دیگه هم یواشکی میگم، یه کوچولو بررسی بفرمایید: همه ثروتمندانی که فسادشون لو رفته و همه اونهایی که هنوز لو نرفتن و همه میدونیم و ان شاء الله به زودی رسوا میشن یه زمانی تو سپاه کار میکردن و از همونجا ثروتمند شدن!!! جالب نیست؟؟!! سپاه که مال ما نیست یه وقت؟؟!!

یه سوال بپرسم و البته خواهش میکنم جوابهای صدتا یه غاز ندید. چرا از مردم نمیپرسید این نوع حکومت رو میخوان یا نه؟؟
واقعا چرا از برگزاری یک رفراندوم درباره نوع حکومت اینقدر میترسید؟؟ حتما باید اگر مردم ناراضی هستند با خون و کشت و کشتار، نوع حکومت رو تغییر بدن؟؟ مثل 40 سال پیش؟؟ فرق این حکومت با اون حکومت؟؟!!

نکته 2: این نوشته ها فقط نظر و سواله ها یه موقع به جرم .... ما رو تو گونی نبرن!!
از اون جا که فکر می کنید هاشمی جزو «ما» بوده، به نظر میاد شما جریان انقلاب رو کلا نمیشناسید و جز از روزنۀ همین تبلیغات سیاه جناح چپ / اصلاح طلب / کارگزاران / اعتدال که همه از ابتدا یکی بودند چیزی در مورد موجودیت جریان انقلابی درک نکردید. تاریخ مکتوب جنگ و دعواهای بین جریان انقلاب و دولت هاشمی رفسنجانی در دهۀ هفتاد رو اگر بخونید، - مثلا مجلۀ سورۀ شهید آوینی رو - بعد از پایان جنگ درگیری شدیدی بین هاشمی و جریان انقلاب وجود داره. یکی از اوجهاش سخنرانی هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه یکی از روزهای سال به گمانم 1369 باشه که به مضمون، حالت ژنده‌پوشی انقلابیون (با مردم نشستن و در سطح مردم زندگی کردن) رو تقبیح می‌کنه و از لفظ "مانور تجمل" استفاده می‌کنه و مسئولین رو دعوت می‌کنه که برای ایران در صحنۀ دنیا به این وسیله "آبرو" بخرن (به همین تازه به دوران رسیدگی)! و اون‌جا، در اوائل دولت هاشمی رفسنجانی جنگ لفظی و گفتمانی عمیقی بین انقلابیون و هاشمی رفسنجانی رخ می‌ده... و هاشمی هم با قدرت انتظامی و البته قدرت تبلیغات، اعتراض‌ها رو سرکوب و خفه می‌کنه و خوب به بهانه‌های مختلف و برچسب‌های افراطی زدن به این منتقدین و معترضین و قاطی‌کردنشون با افرادی که واقعا افراطی بودن اون‌ها رو از صحنه حذف می‌کنه. در ساحت جامعه یک اینرسی‌ای وجود داره، تا «ما» بفهمیم که این آقا دیگه مفاهیم انقلابی رو بر نمی‌تابه، که مثلا «تجمل مسئولین» چه نوع آسیب‌های وحشتناکی - که امروز بعد از سی‌سال می‌بینیم- به کشور و مردم می‌زنه، طول می‌کشه .... وقتی یکی از سردمدارهای انقلاب اسلامی کشور رفتارش بر خلاف نهج امام خمینی عوض می‌شه باورش بسیار سخته و مردم هنوز تا سال‌ها هاشمی رو «انقلابی» می‌دونستن و این خیلی طول کشید که مردم باور کنند که هاشمی چه‌طور فکر می‌کرده و می‌کنه! و شاید برای شما هنوز هم طول کشیده باشه که افکار رو تمییز بدید! ولی انقلابیون دست اولی مثل شهید آوینی و درست همون جریانی که به شما به‌عنوان افراطی و وحشی و تندرو معرفی شده، همون روزگار صدای اعتراضش بلند شده. اما به جائی نرسیده! اما به هر حال نتیجۀ این نشنیدن و فریب خوردن رو باید در طاغوتی که امروز در بسیاری از رجال حکومتی درست شد بچشیم و ببینیم و خوب گاهی فیلمی از نمایندۀ سراوانی بیرون میاد که فقط گوشه‌ای از بوی گند این طاغوت به مشام می‌رسه. فقط گاهی بوی گند رفتار آخوندی وزیر راه - و رئیس ستاد انتخاباتی موسوی در سال 88- به مشام همۀ ما می‌رسه که در وحشیانه‌ترین حالت ارباب رعیتی تاریخی ایران باز هم خودش رو نشون می‌ده و در جمهوری اسلامی به همۀ مفهوم انقلاب اسلامی پشت می‌کنه. و این همون فردی هست که وقتی داره می‌ره از حراست از -ارزشهای لیبرال- آشکارا صحبت می‌کنه که عملا همون ارزش‌های طاغوت و نادیده گرفتن ضعیف و عامۀ مردم هست.



جریان غرب‌گرا نه تنها در طول زمان به هاشمی رفسنجانی اعتراض جدی‌ چندانی - مگر در رقابت قدرت- نکرد، بلکه چون خودش از همین جنس بود، در نتیجه در طول زمان با هاشمی رفسنجانی ترکیب شد. دختر هاشمی رفسنجانی وقتی در انتخابات 88 بین طرفداران میرحسین موسوی می‌ایسته و می‌گه که ما - رفسنجانی‌ها- خواستیم "خاتمی" رای بیاره و ما آوردمیش و تودۀ حامی در اون کمپین انتخاباتی براش سوت و کف می‌زنن باید این حقیقت براتون روشن‌تر بشه. اما خوب ظاهرا صدای صوت و کف اجازه نمی‌ده تمرکز کافی داشته باشید.



در مورد نظارت استصوابی شما نمونۀ عیان - شورای شهر - رو دارید! که در اون نظارت استصوابی ای نیست و با توجه به وضعیت اجتماعی وخیم ما بیشتر از هر چیزی آدم سوء استفاده‌چی و باندباز وارد اون شده. مشابه نظارت استصوابی و تصفیۀ افراد مناسب از طریق احزاب در سایر کشورها انجام می‌شه. و حزب هم یک کلونی خصوصی هست و جنبۀ مردمی نداره مادامی که بهش رای می‌دن. اگر بخواید درست کار کنید، وقتی کسی واقعا نمایندۀ شما نیست نباید بهش رای بدید. خیلی ساده تحریم کنید. اما چون نمی‌تونید سایر مردم رو قانع کنید که کاری مشابه شما انجام بدن، زیرآبی می‌رید و شرکت می‌کنید. و خوب حالا شما دوست دارید با گزاره‌های بدوی جریان اصلاحات بنشینید و آسمان و ریسمان ببافید، و اتهام دیکتاتوری ببندید، باشه، اما من این‌جور نگاه نمی‌کنم و قطعا با توجه به تجربۀ -شورای شهر خودمون- یک نوع تشخیص صلاحیت رو ضروری می‌دونم. و ای کاش این نظارت استصوابی واقعا انجام می‌شد و افرادی مثل این نمایندۀ متوحش سراوان تو لیست اعتدال --- تـــــــــــَــکرار می‌کنم تمام لیست! --- نمی‌شدن. اسمش نظارت هست اما هر نخاله‌ای از اون عبور کرده! و خیلی هم فرقی با شورای شهر نمی‌کرده ظاهرا. این که چرا جریان اداری و مدیریت اداری کشور ما مجمع النخالات هست البته بحث خیلی گسترده و عمیقی هست که این گفتار رو خیلی طولانی تر می‌کنه. این‌طور هم نیست اون که رد صلاحیت شده فرشتۀ ناجی ما بوده و نخبه‌ها و افراد سالم و سلیم پشت در شورای نگهبان صف کشیده بودن و مردود شدن! بلکه شورای نگهبان در بسیاری از این موارد محق بوده. و قرار نیست افرادی که کشور رو در 88 به حراج گذاشتن بیان وارد حکومت بشن. هر چند عملا این اتفاق از طریق دولت افتاد و عمدۀ کادر مدیریتی میر حسین موسوی وارد دولت تدبیر شدن و این‌که‌بگیم "وای اگر مثلا میرحسین موسوی می‌اومد چی‌می‌شد و همه چیز درست می‌شد" از اون دروغ‌ها و فریب‌های بزرگ هست. کادر مدیریتی میرحسین موسوی همون کادری هست الآن در دولت تدبیر هست.




در مورد این‌که اکثر مفسدین یک روزی سپاهی بودن! ناحق و نادرست گفتید، بابک زنجانی سپاهی بوده؟ یا مه‌آفرید خسروی، یا خاوری یا سلطان قیر؟ یا سلطان سکه؟ یا کدام؟ انگار به شما دیکته کرده اند که بگوئید سپاهی سپاهی ... تا جائی که الآن در ذهن من هست، از بین دزدی‌های کلان، یک مورد باز نشستۀ سپاه در خصوص موسسات اعتباری بوده که این الزاما ربط به سپاه هم ندارد. طرف بازنشسته بوده و انتسابی به سپاه نداشته غیر از سوء استفادۀ اجتماعی‌ای که صورت داده.



نقل قول:
یه سوال بپرسم و البته خواهش میکنم جوابهای صدتا یه غاز ندید. چرا از مردم نمیپرسید این نوع حکومت رو میخوان یا نه؟؟
واقعا چرا از برگزاری یک رفراندوم درباره نوع حکومت اینقدر میترسید؟؟ حتما باید اگر مردم ناراضی هستند با خون و کشت و کشتار، نوع حکومت رو تغییر بدن؟؟ مثل 40 سال پیش؟؟ فرق این حکومت با اون حکومت؟؟!!
چون شرکت در انتخابات مساوی با به رسمیت شمردن حکومت هست. حکومت وقتی 83 درصد یا 60 درصد در انتخاباتش شرکت می‌کنن، مهم‌ترین مشروعیت رو به نام خودش ثبت می‌کنه... در حالی که آمار بسیار از کشورهای باصطلاح دمکراتیک در جهان حدود 40 درصد عددی عادی هست.



... و چون هیچ حکومتی خودش رو به رای نمی‌گذاره و نگذاشته در حال حاضر و تاریخ جهان!

بسیاری از حکومت‌های اروپا حتی اون رفراندم 98 درصدی ما رو هم نداشتن. یعنی حتی در ابتدا هم رفراندوم اصل نوع حکومت رو هم نداشتن و خوب اگر در هر کشوری این تئوری تون رو درخواست کنید، بر اساس قاعدۀ به رسمیت شمرده شدۀ حاکمیت قدرت، نه به (حقوق انسانی)شما، بلکه به (تهمیدات و تفکر سیاسی) شما خواهند خندید.



برای حل این مشکل تمهیدات و تفکر سیاسی، خوب شما یک راه دارید! که در دهۀ هفتاد تجربه شده و شکست خورده، یک بار دیگه هم تجربه‌ش کنید، هر آن‌چه که هستید، انتخابات رو تحریم کنید و بیش از این خودتون و مردم رو با قاعدۀ -بد و بدتر- فریب ندید و سر کار نگذارید و در جا نزنید. از طریق شبکه‌های اجتماعی پشت فیلتر روی فیلتر، به مردم اعلام کنید که انتخابات رو به جای رفراندم مشروعیت اصل حکومت تحریم کنند. مطمئنا اگر اونقدری باشید که مثلا هفتاد درصد مردم در انتخابات شرکت نکنند، اونوقت این، در حکم رفراندوم عملی و عینی خواهد بود. اونوقت می‌تونید بگید که مردم این حکومت رو نمی‌خوان. قبل از شما، عده‌ای این کار رو کردند، و دیدند از قافیۀ قدرت عقب می‌مانند و مردم به هر ترتیب اعتماد و اعتقادی به (عوض شدن حکومت) ندارند. خیلی فوری باز هم چنگ به قدرت زدند تا سهیم بشوند. چون اصولا جایگزینی برای این حکومت وجود ندارد و شما این جایگزین را نساختید و معرفی نکردید. و شما ایده‌ای برای بهتر شدن ندارید و فقط حرص و جوش می‌زنید که جنبۀ عملی و منطقی ندارد. مطمئنا اگر ایدۀ معینی برای تعویض حکومت و بهبود معجزه‌آسای اون وجود داشت، هیچ کس - از جمله من - از وضعیتی که بدتر محسوب می‌شود، حمایت نمی‌کرد. شما همین حالا هم دارید به جریانی رای می‌دید که معتقدید فاسد و دزد است! و اعتراف می‌کنید که به -بد و بدتر- رای می‌دهید! مردمی که سال 1357 حاضر به حرکت شدند، جریانی سالم و امیدبخش را شناخته بودند! ببینید فرق از کجاست تا کجا! آن‌ها به این که می‌بینید رسیدند، شما ما را به کجا خواهید برد؟

اما جریان سیاسی شما چون نان و دان آقازاده‌ها و رجالش تامین نمی‌شود، این خطر را به خودش نمی‌خرد تا مردم شرکت کنند و باز بماند. به‌سادگی راضی و خوشحال می‌شود که بخشی از حکومت را به دست بگیرد و سهمش را ببرد و شما هم البته هیزم آتش این حظ بوده و خواهید بود. این بازی بد و بدتر را راه می‌اندازد و نتیجۀ آن هم می‌شود این که اکنون داریم در آن دست و پا می‌زنیم و هیچ اصلاحی حاصل نمی‌شود! ما که به احمدی نژاد رای دادیم یک هدف مهم داشتیم، ساقط کردن هیولای جریان حزبی و سیاسی هاشمی رفسنجانی ... و شما زحمت کشیدید و آن را برگرداندید! اما بین بد و بدتر شما، نهایتا خیلی فرقی نمی‌کرد! و این بد و بدتر، فریبی بی‌تفاوت بیشتر نیست. البته از نظر شما! از نظر من تفاوت کاملا جدی است و البته نگرانی اصلی من بر خلاف تبلیغات عوافریب، حجاب و دیوار کشیدن بین زن و مرد و اعدام مجاهدین خلقی‌ها موازی با عملیات مرصاد نیست ... و تفاوت جای دیگری است. "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است نمايش نوشته
طبق معمول نخوانده قلمفرسایی فرمودید!!!
نسلی که در برابر ظلم ایستاد، دمش گرم!! ما که در برابر ظلم ساکتیم مشکل داریم!!! اینکه این همه ظلم و ستم بر مردم این کشور از طرف سران، رواست و همه بیخیال فقط کلاه خودشون رو چسبیدن نشانه ......؟؟!!


البته جواب شما کاملا مشخصه:"کدوم ظلم؟؟!!"
شما هم طبق معمول با پیش قضاوت های خاص خودتون خوندید! و گویا قبل از این که بخونید خواستید پیش فرض خودتون رو بنویسنید و برید. کجای این متن چنین تصور خیالی از بنده به شما میرسونه؟



نمی دونم چی شد که رفتید به فاسدترین و (طاغوت‌ترین) جریان شناخته شده بعد از انقلاب رای دادید. و چی شد که اون‌ها تونستن اینقدر راحت با تکرارهاشون همۀ ما و شما رو در خماری بگذارن و قبلا ما هم هر چی بال‌بال زدیم که این‌ها بارزترین قطب فساد موجود بعد از انقلاب هستن، با همین پیش‌فرض‌ها نشنیدید و حالا هم ما شدیم "کدوم ظلم!" و اگر شجاعتش رو داشتید، حالا در این ماه‌ها و این روزها، بیشترین شانس اعتراف به این ظلم‌ها رو داشتید! خیلی جالب موفق شدن در حالی که از چهل سال 29 سال دولت و پول نفت و در بسیاری از اوقات سایر ارکان نظام رو در اختیار داشتن، خودشون رو به عنوان مصلح خودشون جا بزنند و در حالی که خودشون تز هستن به‌عنوان آنتی‌تز قهرمان اصلاح باشن و در نتیجه هیچ اتفاقی جز انفعال و ثبات برای قدرتشون باقی نمونه و حداقل بازدهی برای اصلاح رخ بده و شما تازه بشید مدعی ظلم‌هائی که انجام میشه! البته تکیه‌شون به کسی جز شما مردم عزیز نبوده!

یک سوزن به خودتون بزنید و یک جوالدوز به دیگری! بالاخره خودکرده را تدبیر نیست. مردمی که با کنسرت و حجاب و دروغ‌هائی مثل دیوار کشیدن در خیابان و تهمت قتل ناحق زدن به رقیب و "بلد نیستید مذاکره کنید و مذاکره جای فلسفه چیدن نیست" و "همه‌ش کار 100 روزه‌است" و این نوع چرب زبانی‌ها فریب بخورن باید بنشینن تماشا کنن چطور توسط حرفه‌ای‌های سیاست سکولار که تغییر جهت و مواضع‌شون ساعتی و روزانه هست، ناچیزتر و ونادیده‌تر انگاشته میشن و حکومت به حالت "طاغوتی" خودش ارتجاع می‌کنه. با این پیش‌فرض‌ها بنشینید و تماشا کنید که دیگه چطوری قراره به این قمار ببازید... و بعد از شش سال مذاکرۀ سانترفیوژ بچرخه-اقتصاد بچرخه بیان بگن که: هدف برجام که اصلا اقتصادی نبود! گفتیم اقتصادیه که مردم رو ترغیب کنیم که این کار انجام بشه! ... تو روز روشن! آفتاب وسط آسمون! ولی واقعا اگر اخلاق رو نادیده بگیریم، احسنت و آفرین دارن در سیاست بی پدر و مادر سکولار که هنوز هم این قصّه‌شون تعلیق و کشش و بیننده گیشه داره "

يه هفته پيش

صبح به سرنگار در باب اختگی تاریخی ( نسل ) ما پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهرآب نوشته شده است نمايش نوشته


ما اختگان فرهنگی اقتصادی اجتماعی سیاسی :
اینکه ما در برابر این همه فاجعه و فساد منفعلیم نشانه ی بی شرفی یا بی غیرتی ما نیست. این انفعال یک دلیل بیش ندارد؛ اینکه ما اخته شده ایم، همه ی ما. از اخته نیز توقع تحریک و تحرک نمی رود.
درد ما بی شرفی یا بی غیرتی نیست درد ما اختگی است که البته دردی ندارد ولی ویرانی ها به بار می آورد.
این را برای سرزنش به خودم یا هم نسلانم نگفتم و نمی گویم این را برای همان تاریخ پر دروغ و پر فریبی می گویم که بعد ها ما را به بی غیرتی و بی شرفی متهم خواهد کرد
ما فرزندان پدران و مادرانی استیم که اگر هیچ نداشتند دست کم با غیرت و شرافت زیسته اند و کوشیده اند همین ها را برای ما به یادگار بگذارند

این نسل شما نیست عزیز ... نسل های حول و حوش شما اتفاقا بیدارترین و هوشیارترین نسل تاریخ دویست-سی‌صد سالۀ خماری این ملت هست... بیدارترین نسل تاریخ دو سه قرنۀ ما، نسلی است که انقلاب اسلامی را به ثمر رساند و گوئی معجزه ای در میان خواب‌نماها اتفاقا افتاده بود و اکنون به نام بیداری نسل ما را هم خواب می‌کنند ... و از بیداری و موجودیت فقط شعار آن برای نسل‌های جدید باقی می‌ماند. و الا تاریخ این دو سه چهار قرنۀ مردم ما - که حتی محدود به همین هم نیست - مملو و مشحون از بیچارگی و فلاکت مردم بوده و حتی آبادانی ملک شاهان، نشانۀ آبادانی مردم نیست. بیماری‌های عمیقی که درون مردم و رابطۀ حکمرانان با مردم می‌بینید، ریشۀ صدها و بلکه هزارها ساله دارد و پرت‌ترین و خواب‌ترین قضاوت که از این تاریخ فلاکت و زبونی ملت ایران برآمده این است که به ما گفته شود همان اوج بیداری ما، همان علت عقب ماندگی ماست... که این ادامۀ همان جریان فریبی است که صدها سال ایران را خوار و ناچیز خواست. "

يه هفته پيش

صبح سرنگار جدیدی با عنوان ترامپ در مصاحبه با واشنگتن پست: ما به‌خاطر نفت در خاورمیانه نیستیم! به‌خاطر "اسرائیل" در خاورمیانه هستیم! ساخت
" در مصاحبۀ اخیر رئیس جمهور آمریکا با واشنگتن‌پست، وی علنا تصریح می‌کند سیاست‌های او در خاورمیانه که شامل اشغال نزدیک به یک سوم از سوریه است، یا اقدام به وضع تحریم‌های شدید علیه ایران، و واکنش ترامپ به کشتار جمال خاشقچی، از منافع ملی در موضوع نفت سرچشمه نمی‌گیرد بلکه در راه منافع "اسرائیل" صورت می‌پذیرد.

هنگامیکه «جاش‌داوزی» گزارش‌گر واشنگتن پست از وی سوال می‌کند که آیا در ماه اکتبر آتی تحریم‌های سرسختانه‌تری علیه حکومت سعودی بابت قتل جمال خاشقچی وضع می‌شود یا نه، ترامپ پاسخ می‌دهد که به افرادی که دولت (آمریکا) را به تحریم بیشتر (سعودی) دعوت می‌کنند «گوش فرا می‌دهد»، و سپس اضافه می‌کند که خاورمیانه "خطرناک‌ترین و خشن‌ترین بخش جهان است" و می‌افزاید عربستان سعودی "متحد بزرگی" است "که بدون آن‌ها، اسرائیل در مشکلات بیشتری خواهد افتاد، و ما نیاز به وزنۀ‌تعادل‌بخش علیه ایران داریم".

تصریحات ترامپ مهرتائید بر گزارش‌های اخیر می‌زند که حاکی است بنیامین نتانیاهو نخست وزیر "اسرائیل" مسئول تصمیم ترامب مبنی بر حمایت بن سلمان در خصوص قتل خاشقچی است و بسیاری از حکومت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا بن‌سلمان را مسئول قتل خاشقچی می‌دانند. نتانیاهو به کاخ سفید پیام داده که بن‌سلمان یک "متحد استراتژیک" است و بدون توجه به دخالت ادعائی در قتل خاشقچی باید مورد حمایت قرار گیرد.

در ادامۀ مصاحبه ترامپ به صحبت در خصوص منطقه ادامه می‌دهد، او نه تنها علت حمایت مداوم خود از سعودی علیرغم قتل خاشقچی را "اسرائیل" تلقی می‌کند، بلکه علت حضور سنگین دخالت آمریکا در منطقه را "اسرائیل" می‌داند. او می‌گوید:

"اگر بخواهیم در آن قسمت از جهان باقی بمانیم، این خیلی مهم است که سعودی را به‌عنوان یک متحد داشته باشیم. در حال حاضر، آیا ما می‌خواهیم در آن قسمت از جهان بمانیم؟ یک دلیل برای آن "اسرائیل" است. نفت، دلیل بسیار بسیار کوچک‌تری حساب است چون ما بسیار بیش از قبل نفت تولید می‌کنیم. پس، همانطور که می‌دانید، ناگهان به جائی خواهد رسید که شما دیگر نخواهید آنجا باقی بمانید"

در این تصریح، ترامپ روشن می‌کند که منافع ملی آمریکا در امورخاورمیانه در حال تضعیف شدن است، به نحوی که نفت -که به‌عنوان علت دخالت طولانی تاریخی آمریکا در این منطقه شناخته می‌شود - دیگر علت اصلی برای دخالت در این بخش از جهان محسوب نیست. همان‌طور که ترامپ می‌گوید، ایالات متحده اکنون مقادیر زیادی از نفت را تولید می‌کند که در آینده به رشد خود ادامه داده و در سال 2025 به اوج خود خواهد رسید.




https://www.mintpressnews.com/trump-...erests/253170/


https://www.washingtonpost.com/polit...=.5ee05506e67a "

3 هفته پيش

صبح به سرنگار سوال مهم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
به هر حال شتر سواری دو لا دو لا نمی شود.
حال که حجت تمام شد، اگر واقعا راست می گویید بسم الله بفرمایید مرد و مردانه از توافق ذلیلانه برجام خارج شوید
و بعدش هم از ان پی تی و.....!!!
هر جائی محل تخلیۀ نیازهای حزبی شما نیست. این جزوی از منافع ملی است. "

3 هفته پيش

صبح به سرنگار سوال مهم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز، بگذار جناب صبح آن قدر روضه های تکراری بخواند تا خسته شود. اما واقعیت چیز دیگری است.
ترس اصلی از بازگشت تحریم های بین المللی ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد است. برجامی که این قدر فحش خورش ملس است، پرونده ما را از شورای امنیت خارج کرد و نفسی تازه کردیم.
و الان ترامپ منتظر یک اشاره است تا ما یا سایر اطراف آن را لغو کرده و بار دیگر پرونده را راهی شورای امنیت کند. بعدش هم تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
آری تحریم های یک جانبه آمریکا هر چند سخت است، اما قابل تحمل است، اما کاغذپاره های فصل هفتم با کسی شوخی ندارد، وگرنه ذلت مذاکره با شیطان بزرگ را عمرا نمی پذیرفتیم.
حال بنظر شما برجام همان پالان زمخت و کثیف و زشتی نیست که حداقل ما را از سرمای تحریم حفظ می کند؟
بند 7، چه بلائی بیش از این که اکنون در آن هستیم می‌توانست بر سر ما بیاورد؟
اگر گفته شود «جنگ» که گزاف است. آمریکا که برای حمله به کشوری احتیاج به بند و قطعنامه ندارد و در عراق هم همینطور به‌دلخواه حمله کرد.

اگر گفته شود «تحریم» که امروز هم بدترین فشارهای یکسویۀ آمریکائی به ایران و جهان وارد می‌شود و قاعده‌ای از قطعنامه‌ها نمی‌پذیرد و کسی هم مانع آن نیست. اروپا هم دیروز شروع کرد برجام را به قوای موشکی ما ربط دادن، و این شروع مرگ امیدها به اروپاست.



جواب شما به این سوال آن زمان‌ها این بود که اگر در بند هفت بمانیم دلار می‌شود هفت هشت ده تومان! این تهدیدی بود که مردم می‌شدند. برجام انجام شد و قدرت‌های میدانی سیاسی و اقتصادی ثابت کرد که بازی‌های سیاسی چه پوچ است.



اما حقیقت این است که بند و قطعنامه به مثابۀ همان کاغذپاره چیزی جدا از قدرت میدانی سیاسی و اقتصادی است.. و خوب بیشتر صدای طبل آن برای تهدید و ارعاب روانی به درد می‌خورد. به درد سیاهی لشکری که آماده‌شده‌اند به ماقبل استقلال ایران ارتجاع کنند.



به‌هرحال هزار بار گفته شده که متن ذلیلانۀ برجام، چیزی جدای از تجربه‌اندوزی از شکست برجام برای ایران و جهان است. کسی که هدفش متن برجام بوده، قطعا دچار خرفتی عمیقی در تحلیل سیاسی است. اما کسی که هدفش از امضا و پیش‌برد برجامِ اتمامِ حجت با مردم ایران و جهان بوده، البته گرامی است! چون به خوبی می‌دانسته در چه دنیائی زندگی می‌کند و آنقدر آزاداندیش بوده که صرفا خود را با شجاعت در واقعیتی که به درستی می‌دانسته انداخته است. بله، این اتمام حجت برجامی مزایای سرشاری دارد... بدیهی است که این برجامِ اتمامِ حجت - و نه متن - نام ایران را از اتهام و حمله و مرکزیت تهاجم خارج کرد و از جایگاه متهم به جایگاه دادستان نشاند اما دقت کنید، این خود متن برجام نیست.. بلکه عواید -شکست برجام- است. و مگر ما دیوانه هستیم که از این موضع پیاده بشویم؟ این موضع اثبات حقانیت ما در توحش دشمنان‌مان است و البته اصلا هم دور نبینید که روزی به هر بهانه‌ای دوباره خود را در بند7 ببینید ... حتی بدون خارج شدن ما از برجام! تصوّری که شما از اروپا و آمریکا ساخته‌اید آنقدر فانتزی هست که این وضعیت را هم پایدار تلقی کنید اما شکست این وضعیت و اجرای پروژۀ مشترک دیگری بین اروپا و آمریکا در فرصت مقتضی کاری است که از حالا باید انتظارش را بکشید! منافع غارت و جپاولی که این دو ایالت و اتحادیه به‌علاوۀ انگلیس با هم دارند، این را می‌گوید و تنها چیزی که مانع آن‌هاست، قدرت و نفوذ و نفوذناپذیری ماست و به چیزی غیر از تسلیم و واگذاری همۀ موجودیت ما نیز راضی نخواهند بود. "

4 هفته پيش

صبح به سرنگار سوال مهم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
بنام خدا

سلام. ما قبل از سال 85-6 كه پروندممون بره شوراي امنيست و خانم كلينتون همه دنيا رو عليه ما بسيج كنه هم كه تحت تحريم امريكا بوديم كه خوب قابل تحمل بود و ما هم هركي ازمون ميپرسيد اگر امريكا دوباره تحريم اعمال كنه ميگفتيم خب قبلا هم تحريم امريكا بوديم و مسئله خاصي نداشتيم.
الآن مشكل دوستان معترض به برجام چيه دقيقا؟ و چرا الآن بعضي ها از بازگشت تحريم ها ميترسند؟
سلام،

مشکل سر کار گذاشتن ملت با وعده‌های پوچ هست.

مشکل نگاه غلط سیاسی و تجربه نگرفتن از بیش از دویست سال رابطۀ محتاجانه و ذلیلانه با جریان متوحش استعمار هست. مشکل دیکته را از نو نوشتن و عبرت نگرفتن از تاریخ هست.



مشکل این است که درست آن چیزی را نوشتند که این استعمار خواست، برای تامین منافع همان استعماری که ما را در طول این دو قرن اینگونه عقب نگاه داشت. حال عده‌ای از این دیکته‌نویس‌ها فقط ساده‌اندیشیدند و خواستند روش جایگزینی را امتحان کنند که بر این‌ها چندان ایرادی نیست، ولی عده‌ای از این جریان، از قصد و از روی تعمّد خواستند که این ملت را «دوباره» خواب کنند و این یک جریان -فقط- مربوط به دولت روحانی نیست و از چهل سال پیش و برای بازگشت سلطۀ آمریکا وجود داشت و با پول و سرمایه گذاری فراوان روی طرز نگرش سیاسی و فرهنگی مردم با قدرت کار کرد و حالا روی این نقطۀ عطف بی‌نتیجگی به جای این که جواب بدهد، هنوز هم مشغول ایفای وظیفۀ مأموری و معذوری خود است.



مشکل این است که اگر این ملت فریب این لعاب را نمی‌خورد، عاقلانه تر می‌اندیشید. و این چند سال به جای این که معلق این وعده ها شود حداقل راه خودش را پیدا می کرد. راه حل ما در داخل بود، و ما در خارج دنبال آن بودیم!



حالا بعد از شش-هفت سال رقّاصی و چهل سال خیال‌پردازی، آقایان ظریف و روحانی شروع کرده‌اند دلاورانه از «ما» به مثابۀ «ایران صاحب شرف و کرامت» سخن می‌گویند. دستشان درد نکند، اما در زمان شروع این رقص مذاکره برای ما به مثابۀ قربانی از این خبرها نبود. زمان شروع مذاکره در صحنۀ کسب رای، به همین سخنرانی‌های امروز ظریف و روحانی، کارهای خلاف دیپلماسی گفته می‌شد و به جلیلی اتهام زده شد که در مذاکره فلسفه درس می‌دهد! خزانۀ کشور بر خلاف حقیقت خالی اعلام می‌شد، آمریکا می‌توانست ما را با یک «پخ» نابود کند، و باید هوای «کدخدا» را می‌داشیتم! خوب در یک محیط خردمند حداقل کسی باید ذکر دلیل این تغییر لگاریتمیک را با شفافیت طلب کند.



همۀ این‌ها وقتی زشت‌تر است که ما «مذاکره با گرگ وحشی» را یک «امر حیاتی و اصلی» قرار می‌دهیم و تمام تخم‌مرغ‌های خود را در آن سبد می‌گذاریم و آنقدر ساده‌انگاریم که فکر می‌کنیم (100 روزه حل است)... و حتما آنقدر برای خود احترام قائل هستیم که نخواهیم وعده‌ای به این آشکاری محقق نشود. رفتارهائی مثل دختری که در خانۀ پدری عاشق شده و گوئی اسب راهوار سفید خوشبختی دم درب خانه منتظر است تا او را به سعادت برساند! خوب آیا عقلای سیاسی نمی‌خواهند واقعا به این موضوعات و چرائی وقوع آن فکر کنند؟



به‌هرحال اگر سرنوشت «آب و خوراک» ما به این «مذاکره» بند نمی‌شد؛ اشکالی نداشت، یک تجربۀ شکست‌خوردۀ دیگر باقی می‌ماند و خلاص. اگر این مذاکره گوشه‌ای از تلاش‌های ما برای کشورمان بود، خوب ... ضررش هم اینقدر نبود! اما انگار شرط مذاکره با ارباب‌قدرت، این است که از همان نقطۀ اول اظهار عجز و ناتوانی در سایر راه‌حل‌ها بکنیم تا این «گرگ» به صداقت ما پی ببرد. نمی‌شد که «مذاکره» بکنیم، و در همین حین هم «صنعت» و «اقتصاد» را تعطیل نکنیم یا زیرلحاف «فناوری فضائی» خود را هم بدون اعلام رسمی به مردم تعلیق و تعطیل نکنیم... و همۀ حواس خود را جمع چند صد میلیارد دلاری که قرار است از پول خودمان در کاسۀ خودمان بگذارند بکنیم! و آنقدر هوش‌یار نبودیم که بفهمیم این استعمار وحشی با این خوش‌رقصی ما وحشی‌تر می‌شود. آن‌قدر اصیل و تجربه‌گرفته از تاریخ نبودیم که در تئوری حتما باید همه چیز خود را تعطیل می‌کردیم یا «گرگ متجاوز» را در آن سفره شریک می‌کردیم تا «میل و طمع او» را تحریک کنیم تا راضی شود منتی گذاشته و به میز مذاکره بیاید. و از همین نقطه نفس پارادوکس «مذاکره با گرگ وحشی» روشن است. این که چگونه اصحاب ژست‌های علم و عقل و آگاهی به این پارادوکس عیان تن دادند، و آبروی خود را به حراج گذاشتند، قصۀ خاص خودش را دارد.


متن برجام(برنامۀ جامع مشترک)، متن دیگری از تاریخ از بِتُن پر شدۀ خفت و عقب‌ماندگی دویست‌سالۀ ما مقابل استعمار است.

اما «پروژۀ برجام» پروژه‌ای درخشان ... و پروژۀ قرن برای ایران و ایرانی است. که چگونه بدون جنگ و خون‌ریزی فریب و سرمایۀ گذاری چهل سالۀ دشمن را درست در آستانۀ پیروزی، نقش بر آب کرد و محاصره‌ای که از داخل و خارج کشور را فراگرفته بود شکست.ما قادر نیستیم بابت «پروژۀ برجام» از این سردار «نرمش قهرمانانه» به اندازۀ کافی تشکر کنیم. ایران آینده اگر ایران متمدن و عزت‌مند باشد، این مانور هوشمندی و سیاست در جنگل نوین جهانی، در آن تدریس خواهد شد. "

4 هفته پيش

صبح به سرنگار روباه پیر هنوز نمُرده است/وزیر خارجۀ ملکه: تکرار قحطی جنگ جهانی اول، هنوز برای ایران محتمل است! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
خودم از صفحه آقاي تاجزاده خوندم پمپ اُو (=پمپ آب) چي گفته. ولي اين چه ربطي به اروپايياني داره كه فعلا سعي بر همكاري با ما و مخالفت با تحريم هاي امريكا دارن؟
ضمنا تهمت زدن نفس اش بده. نه اينكه به دشمن خوبه. اصلا دشمن موضوعيت نداره
البته انگلستان جزو اتحادیۀ اروپا نیست. و شما همچنان دوست دارید آرزوهای فضائی خود را که در مورد آمریکا هم بود ... و برای نسل جدید هم مستند است که تیتر روزنامه‌های اصلی‌تان شد «سخن کری تضمین است!» یا «مردم آمریکا نمی‌گذارند رئیس جمهور بعدی آمریکا برجام را از بین ببرد» برای اروپا هم تصدیق کنید ... و تا آخرین لحظه که دیگر خورشید سوزان وسط آسمان ظهر است، بیدار شوید و ببینید که چه اتفاقی افتاده است. شما و جریان شما، جریان سیاست‌ گل‌درشت است که ترجیح می‌دهد چیزی که نمی‌خواهد و تحلیلی که اساس فکری‌اش را زیر سوال می‌برد و حقی که تلخ است را «تهمت» تلقی کند. فارغ از این که سیاست وحشی کاملا در کانال و سطح دیگری مشغول سیر است و تفکر شما البته از آن افق، در همان افق گل و بلبلی که «بن سلمان» هست دیده می‌شود... البته عجیب است این حجم اعتماد و دل‌بستن و دل‌خوشی در سیاستی که جریان شما آن را ذاتا کثیف می‌داند چگونه به اروپا و آمریکا بذل شده است! و در این سوال خود داستانی است.


دیپلماسی و سیاست فضا و علم تحلیل و علائم است. رفتارها و علائم در دیپلماسی، معنای خودش را دارد که حتی به زبان بدن هم سرایت دارد. این که وزیر خارجۀ انگلیس چنین الفاظی به زبان می آورد و ما سرمان را در برف کنیم که نه ان شاءالله گربه ست، خوب حمیّت و هوشیاری ما را نسبت به کشور و ملتمان نشان می‌دهد. "

Sunday 9 December 2018

صبح به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
چه خوب آموزه‌های کیهانی و دروس استاد حسین را پس می‌دهید!
جز اتهام زنی و برچسب آماده چیزی دیگر در چنته ندارید.

و البته این روش فطری و منطقی شما بشدت هم نسل قدیم و هم نسل جدید را جذب خود می کند!
پس همچنان به عملیات جذب ادامه دهید...
من مطلعم که شما و امثال شما چنین قصدی ندارید اما صراحت لهجه‌ام صرفا برای این است که از نقطۀ دید خودم - و طبعا شبیه به چیزی است که به جریان انقلاب اسلامی مشهور است - ، مکانت و نقش شما را در این جامعه و در قاموس سیاست نشان بدهم! که چگونه در فضای انتزاعی و کاملا غیر واقع بینانه که استعمار با دستان آرد زده و پشت در برای شما با برنامه‌ریزی گسترده چیده است زندگی می‌کنید. خواه پند گیر و خواه ملال! چیزی که به ما مربوط است این که خود را در اختیار چنین جریان ارتجاعی‌ای قرار نمی‌دهیم و چیزی بر این حقوق بشری تقدم ندارد. هر چند فوران تنفر و کینه‌توزی و شوق شما برای استفاده از برچسب پوسیده کیهان و فلان به هر نظر و منطقی که عبور می‌کند، زیاد باشد و بالاخره «انسانی» پیدا خواهد شد که به جای این که به برچسب‌ها و منطقه‌های ممنوعۀ تحمیلی اینچنینی اکتفا کند، با شجاعت به رویارویئ منطق و بیان بشتابد و اتفاقا از نسل‌های جدیدی که این برچسب‌ها حقودانه و قدیمی را نمی‌پسندند بسیار شده‌اند. به هر حال این رفتار شما هم ذاتا من که دو نسل با کیهان و فلانی متفاوتم را تشویق می‌کند ببینم این کیهان و فلان چه بوده که شما در هر زمان و مکان به هر بن بست نظری و عقیدتی که می‌رسید نام آن‌ها را می‌آورید. "

Wednesday 5 December 2018

صبح به سرنگار روباه پیر هنوز نمُرده است/وزیر خارجۀ ملکه: تکرار قحطی جنگ جهانی اول، هنوز برای ایران محتمل است! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
بهتر است با آمار و ارقام حرف بزنیم.
فقط یک نمونه اختلاس در دوره معجزه هزاره سوم به تنهایی رکورد رقم فساد در کل تاریخ ایران را شکست!
جالب است که نزد مجموعۀ دانش و تحلیل کاریکاتوری شما، فساد هم که وجود داشته باشد، فقط فساد احمدی نژاد است و گوئی بقیه پاکند و جای مثال ندارند! تلاش برای اختلاس یک دانشگاه به عظمت دانشگاه آزاد با حدود هشتاد برابر فساد سه هزار میلیاردی، اصلا قابل عنایت نیست... این فقط احمدی نژاد است که در دولتش فساد شده و حتی اگر شخص شخیص هاشمی رفسنجانی در مقاومت جدال پس گرفتن متمدنانۀ این ثروت، بگوید این دانشگاه مال ماست و از ما و فرزندانمان غصب شده، شما گویا اصلا حساسیتی ندارید ولو حجم این دست اندازی هشتاد برابر فساد مه آفرید خسروی معدوم و محکوم و تصرف ثروت شده باشد... سر و ته فساد هم فساد مخالفین شماست!



جمع اختلاس‌ها در چهل سال دولت احمدی نژاد و تدبیر و اصلاح و سازندگی و جنگ در جمهوری اسلامی به یک دهم دزدی‌های ستمکارانه و گستردۀ شخص شخیص تازه به دوران رسیدۀ شاهنشاه رضاخان پهلوی که راه می‌رفت و زمین و مال و ناموس مردم را می‌خورد و غصب می‌کرد برابری نمی‌کند، همان میراثی که به پسرش و پسر پسرش ارث رسیده است.

فرق بزرگتر آن این است که این دزدی‌ها و زمین‌خواری‌ها و تعدی‌های آریامهری به حقوق مردم، جزو ترتیبات طبیعی شاهنشاهی و احقاق حقوق مسلّم شاهنشاه بوده و در جمهوری اسلامی شما تازه یاد گرفته‌اید به این تصرّفات نام «اختلاس» نهید و توقع قاضی و دادگاه برای این پدیده داشته باشید و الا اگر دورۀ آریامهر بود شما باید می‌گفتید: خدا - شاه - مردم و آن اعلیحضرت بین خدا و مردم، صاحب مطلق مال و ناموس شما به عنوان رعیت بود و آن‌چه طلب می‌کرد مطاع بود.

این که در دورۀ جمهوری اسلامی، جماهیر-جمهور-مردم مطرح شده و اصولا حق پیگیری برای حقوق مردم بیان شده حاصل انقلاب اسلامی و نقطۀ عطف مسلّمی در تاریخ هزاران سالۀ ایران است و مسلّم است پس از این دیگر بازگشتی به وضعیت پیش از انقلاب وجود نخواهد داشت. چون وضعیت پیش از انقلاب بعنوان یک ساختار تماما فاسد مطلقا غیر قابل قبول است و بلوغی بدون برگشت حاصل شده و این انقلاب اسلامی است که این جهش بدون بازگشت را به ارمغان آورده است. و الا فقط برای مثال در تاریخ معاصر حتی به مشروطه هم راضی نشدند و سپس نخست وزیر منتخب را هم به‌راحتی آب خوردن کودتا کردند و اینگونه پنجاه سال ایران را زیر انگشت شاهنشاهی مطلقۀ خود نگاه داشتند. اصولا مقایسۀ این وضعیت که به مثابۀ دزدی کلان منافع و اموال مادی یک کشور در اشتراک - Share با بیگانه و فراتر از این موجودیت انسانی و معنوی و حقوق بشری بنیادین این کشور با وضعیت پس از انقلاب اسلامی است، نوعی گنگی و منگی است. حال این، تعمّدی است یا ساختاری ... باید بررسی کرد. چنین وضعیت وحشتناکی که همه چیز برای تامین منافع خارجی و کادرمحدود حکومت دیکتاتور دست‌نشانده‌اش مرتب شده است با موارد اختلاس که خود حکومت اعلام می‌کند و آن را «جرم» می‌داند غیر قابل مقایسه است. و الا جمهوری اسلامی هم می‌توانست هرگونه درز خبر را مثل شاهنشاهی دیروز پهلوی‌ و سعودی و مصری امروزی ببندد و هر آن‌که دم بربیاورد را به سیاهچال و قتل بفرستد ..... و البته منظور از اختلاس هم فقط این چپاول سیستماتیک کلان استعماری نیست، سیل چپاول توسط شخص شاهان و وابستگان و درباریان جای خودش هست که همۀ آن زمین‌خواری و تصاحب شیر و پول نفت بدون هیچ حساب و نظارتی جرم جزئی نسبت به این چپاول کلان محسوب است.


خلاصه این که به شما این طور گفته‌اند که فساد در جمهوری اسلامی بیش از فساد در رژیم ستمشاهی است که همچنان همه چیز به هم جور باشد! و دوستان آمریکا محبوب و دشمنان آن منفور شوند. اصولا جریان غرب‌گرا نشسته است تا این وظیفه را ایفاد کند. و الا دلایل عینی مفصلی از مکتوبات تاریخی وجود دارد که این دو اصلا غیر قابل قیاسند و به محض این که دو کتاب تاریخی از جلمه درباریانی مثل « فردوست » بخوانید متوجه می‌شوید که از چه ظلماتی گریخته‌اید و حالا به این‌جا رسیده‌اید که البته مطلوب نیست اما بسیار سالم‌تر و حداقل کورسوئی از امیدی که قبلا نبود در خود دارد. "

Wednesday 5 December 2018

صبح به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
مثنوی هفتاد من کاغذ هم اگر بنویسید افاقه نمی کند!
چهل سال است گوش‌ها از این گونه ادبیات کلیشه‌ای و شعاری پر است.
نمونه‌اش کیهان است که جز ادارات رسمی خریداری ندارد، خواننده که چه عرض کنم؟
و رسانه میلی که هیچ سنخیتی با دغدغه‌های ملی ندارد!

بفرمایید نسل جوان را تحویل بگیرید...
کسی که خودش را به خواب زده از خواب بیدار نمی‌شود و بیدار هم که می‌شود جز یک برگه برچسب آماده، و کلیشه و کینه و ناحیه‌های ممنوعۀ فکری پیشنهادی ندارد.



مادامی که حرف فطری و منطقی است و حاصل عقل، نسل جدید و قدیم ندارد! آدم کشورش را که نمی‌فروشد! این که فکر کنیم و ذوق کنیم، نسل جدید قرار است کشورش را به دورۀ استعمار برگرداند، فارغ از حقیقت داشتن و نداشتنش، سمت و سوی دغدغه ای که گویا شما خود هم در آن گرفتار و محصور هستید را بهتر نشان می‌دهد. "

Monday 3 December 2018

صبح به سرنگار روباه پیر هنوز نمُرده است/وزیر خارجۀ ملکه: تکرار قحطی جنگ جهانی اول، هنوز برای ایران محتمل است! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
صرف نظر از شعارهای پرطمطراق و چشم پرکن که شاید فقط روی برخی عوام تاثیرگذار باشد، وقتی شما چهل سال یک راهی را می روید و نتیجه نمی گیرید و بلکه دچار پسرفت می شوید و در بی کفایتی روی قاجار و در فساد روی پهلوی را سفید می کنید، آیا نباید حداقل در شیوه‌ها تجدیدنظر کنید؟ شاید هم معتقدید چهل سال زمان کمی است، ونسل های آتی هم باید موش آزمایشگاهی شما قرار گیرند؟
حرف بنده شعار است، یا حرف شما؟


من صرف‌نظر از مجری و حاکم، منطقی بیان کردم. حالا چه کسی اجرا می‌کند، من تعیین نکردم! هر کس اجرا کند دستش درد نکند! حالا شما تاب این منطق را ندارید خوب فوری آن را مصداقی می‌کنید. خوب انقلاب اسلامی نتوانست! شما چه کاره‌اید؟ مأمور فروش کشور در برجام‌های متعدد؟ یا این‌که بالاخره باید کسی در این کشور وجودی از خود برای به سرانجام رساندن این «منطق» داشته باشد دیگر.



شما ظاهرا تاریخ قاجار و پهلوی را چه در حکومت و چه در سطح اجتماعی نخوانده اید، که فرض می‌گیرید «روی قاجار و پهلوی» در فساد اقتصادی سفید شده است. گویا اصولا تصویری از تاریخ ایران و فساد آن دوران نداشته باشید که قادرید چنین چیزی را بگوئید. اما حقیقت این است که آن چه که اکنون هست، نسخۀ بسیار کمرنگ‌تر فسادی است که در دوران قاجار و پهلوی و حتی قبل تر از آن وجود داشته است و اصولا مقایسۀ سیستم‌های شاهنشاهی و ارباب رعیتی با این سیستم فعلی جمهوری اسلامی و امکان صحبت و انتقاد و افشاگری موجود، مقایسه‌ای ذاتا مضحک است. پیشنهاد می‌کنم برای نمونه، کتاب‌های «هدایت‌الله حکیم‌الهی» در دهۀ بیست و سی شمسی یا سایر کتاب‌های خاطرات درباریان در سالهای مختلف را بخوانید تا گزارش‌های وحشتناک وضعیت فساد حکومتی و اجتماعی را ارزیابی کنید و مرتکب چنین مقایسۀ بی‌اساسی نشوید. "

Monday 3 December 2018

روزنوشت (وبلاگ)

صبح's Blog Membership
عنوان / كاربر نوشته های وارد شده نظرات عنوان آخرين گفتگو
صبح
10 24
سفر به آینده
Sunday 22 December 2013
6 21
اعتماد و پول
Sunday 2 August 2009
View صبح's Blogآخرین ورودی ها
Latest Blog Entry

ارسال Sunday 22 December 2013 در 12:36AM توسط صبح نظرات 10
نوشته شده در گروه بندی نشده
از سال گذشته تا امروز -دو روز مانده به اربعین حسینی ۱۴۳۵- که از دومین سیر جا ماندم و حس و حال «سبکبالان خرامیدند و رفتند … » برم گرفته، هر چه نوشتم به نظرم کم و ناقص آمد و دست آخر بر خلاف انتظار هیچ منتشر نکردم، هیچ وقت البته نتوانستم در پیش‌نویس، چند کلمۀ معدود بیشتر بنویسم. حتی...

ارسال Tuesday 2 March 2010 در 11:59AM توسط صبح نظرات 1
نوشته شده در گروه بندی نشده
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
سلام
بحث خیلی خوبی است، بنده در پاسخ ابتدا یک مقدمه می گویم و نهایتا پاسخ شما را جمع بندی می کنم.

میان انسان های سالم ، و دنیا پرستان ، رابطه ای برقرار نیست ... و شکاف عمیقی وجود دارد و آن خوش نیّتی انسان های سالم است که باعث می شود مقداری "ساده" به بار بیایند. یعنی یک
...

ارسال Sunday 25 October 2009 در 11:40PM توسط صبح نظرات 2
نوشته شده در گروه بندی نشده
از علی آموز اخلاص عمل
گفتاری درباره نقل اخبار نمایشگاه مطبوعات

سید احمد موسوی

با نگاه به وقایع نمایشگاه مطبوعات و ایجاد اغتشاش در پی حضور انگیزش آمیز اشخاص سیاسی وابسته به میرحسین موسوی و جریان مصطلحا اصلاحات و طرد ایشان از صحنه نمایشگاه ، در جریان خبررسانی این وقایع موضوعی غیر اصولگرایانه...

ارسال Monday 21 September 2009 در 10:40PM توسط صبح نظرات 1
نوشته شده در گروه بندی نشده
سلام
طی نامه ای که احمد توکلی به میرحسین موسوی و خاتمی بعنوان شکوائیه ارسال کرده بود ، حمایت دوجانبه جریان ضد اسلامی از جریان سبز مورد نقد قرار گرفته بود. یکی از اعضای تالار اعتقاد میرحسین به اصالت جمهوری اسلامی را گوشزد و جملات معترضه به مخالفین جمهوری اسلامی آوردند که در پاسخ این نقد را وارد کردم.

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
این وجه اشتراک نظر و شعار خوبی است که ما خطوط قرمز بحث را "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه
...
آخرین نظرات
آهان. ممنون.
ارسال Monday 30 December 2013 در 08:04PM توسط khalerize khalerize حاضر نيست
سلام
از...
ارسال Friday 27 December 2013 در 09:14PM توسط صبح صبح حاضر نيست
خانوما هم میتونن...
ارسال Thursday 26 December 2013 در 01:12PM توسط khalerize khalerize حاضر نيست
زیبا و تاثیر...
ارسال Monday 23 December 2013 در 02:31PM توسط parastoo_ofogh parastoo_ofogh حاضر نيست
قشنگ بود. آدم...
ارسال Monday 23 December 2013 در 01:15AM توسط khalerize khalerize حاضر نيست

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:48AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند