بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 13
  1. inbongbaygiare
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    تمامی سازندگان و تولیدکنندگان صنعتی برای تست محصولات خود، نیاز به پیش تولید آن به منظور تکمیل و برطرف نمودن نقص های احتمالی دارند. امروزه پرینتر سه بعدی این امکان را فراهم کرده که در کوتاه هترین زمان، کم ترین هزینه و صرف نظر از پیچیدگی های نمونه، پیش تولید را انجام دهند. برای این کار فرآیندهای مختلفی از چاپ سه بعدی وجود دارد که هر کدام از آنها در صنایع مختلف استفاده می شود و برای چاپ نمونه به وسیله هر کدام از این فرایندها نیازمند مدل سه بعدی نمونه، توسط نرم افزارهای سه بعدی سازی مانند و یا اسکنرهای سه بعدی هستیم.
    اساس کار این چاپگرها این است که فایل سه بعدی توسط نرم افزارها به لایه های مجزا تفکیک شده و توسط پرینتر سه بعدی قابل خواندن می شود سپس چاپگر به طراحی و ساخت لایه ها پرداخته و در نهایت نمونه مورد نظر ساخته می شود. فنآوری های متفاوتی از چاپ سه بعدی هستند که هر کدام با مواد اولیه مخصوص عملیات چاپ را انجام می دهند. این مواد می توانند از جنس پلاستیک، فلز، سرامیک و... باشند.
  3. سید جواد
    Sunday 3 January 2016
    سید جواد
    سلام علیکم. سلام و احوالپرسی کردن دو نامحرم جوان که خویشاوند همند صله رحم محسوب می شود و مستحب یا این که مکروه و ناپسند است نزد خداوند؟
  4. عبدالعلی69
    Wednesday 9 September 2015
    عبدالعلی69
    سلام سوالی در گفتگوی ...........شده لطف بفرمائید جواب بدید
  5. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  6. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    که شایع است برای گریه ی دیگران هست تا با یاد من به یاد خدا باشند و با خدا باشند که در نیجه به شفاعت آل محمد نایل شوند ؟؟؟/ یا به عبارت ساده ی مادحان : من میروم کشته شوم تا مردم برایم گریه کنند/ آیا به نظر شما روایتی به این مهمی را میتوان با این عبارت اخیر و ساده خلاصه کرد و گذشت؟؟؟و ... بعد به لطف خدا در عبارت بعدی ( لایذکرنی مومن الا استعبر ) و غیره بحث شود که مقید است یا خود مطلق و مستقل و مستانف؟؟؟
  7. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    سلام اقاجون شخصی است روایات انا قتیل العبرات را بد معنا می کرد که من کشته گریه قاتلین خود هستم جواب به او دادم ایشون اینطور مطرح کرده که در ذیل می اید
    سلام علیکم جمیعا ورحمه الله وبرکاته/ حدیث ( انا قتیل العبره ) از نظر سند و مستند جای اشکال نیست اما از نظر متن باید با دقت بیشتری بحث بکنیم / با اجازه دوستان دانشور نتکات چندی به عنوان شروع یادآوری میگردد: 1. با تفحص و مطالعه متون مختلف روایت معلوم میشود قدر متیقن در متن همان ( انا قتیل العبره ) است زیرا ادامه ی آن در همه ی متون نیست و در برخی متنها روایت باهمین یک جمله تمام میشود / 2 . قتیل در اینجا به چه معناست؟ به معنای مقتول است اما به فارسی ترجمه اش چه میشود / آیا به معنای ( کشته شده ) یا ( کشته - مرده ) کنایه از اشتیاق و رغبت بسیار برای گریستن در حال راز و نیاز با خدا / این سخن را امام حسین در کجا گفته است / مراد و مقصود آن حضرت چه بود؟؟؟ / آیا میخواست بگوید که هدف من از شهادت گریستن با یاد خدا در محراب شهادت است تا نه تنها با اشک چشم که با قطره قطره وجودم برای خدا فدا شوم / و یا همان طوری
  8. Teshneh
    Sunday 3 August 2014
    Teshneh
    سلام
    خدا خیرتون بده و موفقتون بداره
    خیلی خیلی از بحثهاتون استفاده میکنیم ............. از کاربر فقط خدا بخواین که از جواب صریح طفره نرن(هر چند من دخالت نکنم بهتر ولی همچین حسی بهم دست داده)
    درکل موفق باشید بحث رو تا به حال خیلی خوب پیش بردین....... ما هم استفاده می کنیم و در دل احسنت می گیم
    حق یارتون
  9. عبدالعلی69
    Saturday 12 July 2014
    عبدالعلی69
    سلام اگه ممکنه مطلبی در توضیح بنای عالم بر 7است
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=1#post2220362
  10. أمة الزهراء(سلام الله عليها)
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم.

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 هفته پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Sunday 27 October 2019
01:38PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
یعنی شما میگوی...
11:22AM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
تقاضای استغفار...
12:31AM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اما این آیه حر...
Saturday 26 October 2019
11:09PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
بر طبق گفته خود...
10:34PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
مثال خوبی در ف...
02:25PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
مثلا شما به باب...
01:33PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
بلی، در المیزا...
01:30PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اگر منظور آیه عمو ا...
12:56PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اولا: دعا کلي ن...
07:04AM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: انکار شرک نقل کرد
وَقَرْنَ فِي ب...
06:47AM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
دعای ابراهیم ک...
Friday 25 October 2019
10:14PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
پس این آیه را چ...
09:12PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
الْحَمْدُ لِلّ...
08:57PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
خلاصه باید این...
08:31PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
بیا نگاه کنیم ب...
06:56PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
اما هیچ کجا وا...
03:13PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
خیر، آیه راجع ...
02:23PM - hosyn گفتاری از asad39 در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
نه عزیزم، معجز...
02:15PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
آیا آیه درباره همس...
02:12PM - asad39 گفتاری از hosyn در ج: مبارزه با حربه های شیاطین نقل کرد
قرآن عوج ندارد...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

تقاضای استغفار برای آزر به عنوان یک فردی که ابراهیم را وادار و امر به بت تراشی می کند، جایز نیست . اما به عنوان یک والد ، ابراهیم استغفار کرده است برای پدرش بعد از مرگ آزر. این یک دعای کلی است فارغ از مکتب آزر.

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿۱۴﴾
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)

وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾
و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه توبه‏ كنان به سوى من بازمى‏ گردد و [سرانجام] بازگشت‏ شما به سوى من است و از [حقيقت] آنچه انجام مى‏ داديد شما را با خبر خواهم كرد (۱۵)

اگر پدر و مادر مشرک باشند ولی ضرری به شما نرسانند و شما را امر به شرک نکنند، در این حالت دعا برای استغفار آنان مشکلی ندارد.

اما اگر سعی کردند که شما را وادار به شرک کنند، در این حالت استغفار جایز نیست.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳﴾

زمانی که ابراهیم برای والدینش تقاضای بخشش کرد ، زمانی بود که آنها مرده بودند.

دارید بیخود تلاش می کنید که ثابت کنید آزر پدر واقعی ابراهیم نبوده است، در حالی که تارخ (بنا به شهادت تورات) هم یک مشرک بوده است.


یعنی شما میگویید آیه ۱۱۳ سوره توبه مثل دو آیه آخر همین سوره که میگویید تقلبی است و به قرآن اضافه شده است، این هم به قرآن اضافه شده است که حاضر نیستید جواب این آیه ۱۱۳ را بدهید؟
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اما این آیه حرف شما را رد میکند، چون برای بعد از مردن است، و نزد تبین اصحاب الجحیم بودن آنهاست:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
.
"

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
بر طبق گفته خودت، تفاوت اب و والد نکته را برای ما مشخص می کند. چرا ابراهیم برای پدرش بجز یکبار که با خودش عهد بسته بود، تقاضای غفران نکرد؛ اما در دوران پیری برای والدش تقاضای غفران کرد.

آذر تا زمانی که زنده بود، حتما از ابراهیم میخواسته است که راه و روش او را ادامه دهد. یعنی ابراهیم هم بت تراش شود. در اینحالت ابراهیم باید از آذر تبری جوید. در واقع ابراهیم باید از خانواده اش شروع می کرد. پدر به عنوان تربیت کننده و سرپرستش ، از فرزندش ابراهیم می خواهد که وارث بتخانه شود و آن را برای آیندگان نگه دارد و گسترش دهد. ابراهیم باید از او تبری می جست. بدون تبری جستن از او نمی شد.
اما وقتی اذر مرد، دیگر قضیه فرق می کند. اینبار آذر به عنوان والدش (کسی که ابراهیم را به دنیا آورده است، نه کسی که بت تراش است)؛ میتواند در دعای ابراهیم قرار گیرد. خدا نسبت به پدر و مادر دستور فرموده است که به پدر و مادر خویش حتی اف هم نگویید هرچند که مشرک باشند. اما اگر تو را به شرک دعوت کردند، به حرفشان گوش ندهید و اگر از تو خواستند که راه بت پرستیشان را ادامه دهید و بت تراشی کنید؛ در این حالت از اعمال آن تبری جویید و از آنان دور شوید.
اما این آیه حرف شما را رد میکند، چون برای بعد از مردن است، و نزد تبین اصحاب الجحیم بودن آنهاست:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
مثلا شما به بابات می گوئید بابا؛ اما دیگران او را بابا صدا نمی کنند؛ بلکه با اسم واقعیش صدایش می کنند. ابراهیم میگوید یا ابتی اما چرا خدا میگوید ابیه؛ در حالی که خدا میبایست میگفت عمه
مثال خوبی در فارسی زدید، کلمه بابا در فارسی با پدر فرق دارد، یعنی دقیقا همان فرق بین والد با أب در عربی است، أب در عربی به معنای پدر در فارسی است، و والد در عربی به معنای بابا در فارسی است، و لذا در لفظ پدر، مجاز بسیار شایع است، میگویند: پدر علم شیمی، اما اگر کسی بگوید: بابای علم شیمی، فارسی زبانان میخندند! چرا؟ چون تفاوت ظریفی بین پدر و بابا در ذهن آنها هست. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر منظور آیه عمو است پس چرا همه پدر معنی کردند و بعضیهاهم داخل پرانتز به عمو اشاره کردند ؟
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾
انصاریان: و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من بی تردید از آنچه می پرستید، بیزارم.
خرمشاهی: و چنين بود كه ابراهيم به پدرش و قومش گفت همانا من از آنچه مى‏پرستيد برى و بركنارم‏
فولادوند: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم
قمشه‌ای: (یاد آر) وقتی که ابراهیم با پدر (یعنی عموی خود) و قومش گفت: من از معبودان شما سخت بیزارم.
مکارم شیرازی: به خاطر بياور هنگامي را كه ابراهيم به پدرش (عمويش ‍ آذر) و قومش گفت من از آنچه شما مي‏پرستيد بيزارم!
زمینه بحث در مورد پدر حضرت ابراهیم ع هم واضح است و هم طولانی، در همین زمان ما چقدر کتاب از سلفی‌ها بر علیه شیعه هست که چرا شیعه قرآن را تاویل میبرند و آیات واضحی که میگوید آزر پدر ابراهیم بود را به عمو و یا جد مادری و امثال اینها معنا میکنند؟

در بین خود شیعه هم ادعای اجماع میشود اما این ادعا پشتوانه اعتقادی و کلامی دارد، و لذا احادیثی که در کتاب کافی یا تفسیر قمی هست را حمل بر تقیه میکنند، و نظرات شاذی هم مثل التحقیق هست که نمیتواند مقابل این اجماع شیعه را بگیرد.

به هر حال معلوم باشد که این مطلب از اجماع شیعه در یک عقیده آنها به سلسله آباء انبیاء ع برمیگردد، و لذا این آیات را با پشتوانه آن، تاویل میکنند، و گرنه از خورشید نزد همه شیعه واضح‌تر است که معنای رایج أب همان پدر نسبی است، اما ظهور کلامی است نه نص، و لذا قابل تاویل است اگر دلیل داشته باشیم، مثل ید الله، که دلیل داریم خدا دست ندارد، پس میگوییم به معنای قدرت است. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

مگر ممکن است که این دو قسمت آیه بهم مرتبط نباشند؟؟
بلی، در المیزان میگویند که مثل آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، این قسمت جداگانه نازل شده، و سپس در اینجا قرار داده شده:

ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 466
پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا و متصل به آن نيست، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا دنبال آن آيات قرارش داده‏‌اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته‌‏اند، مؤيد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه" وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ" است، از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى‏فرمايد:" و اذكرن" كمال اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى‏خورد.
پس معلوم مى‏شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه" الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا" «1» است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى‏شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه: چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
دعای ابراهیم کلی است و حق والدین بر ولد است و ممکن است که فقط شامل مادرش شود. ابراهیم در زمان زنده بودن پدرش فقط یکبار درخواست غفران برای پدرش کرد و آنهم بخاطر عهدی بود که با خود بسته بود.
اولا: دعا کلي نیست، نگفته است: ربنا اجز والدیّ خیرا، بلکه تصریح به غفران و آمرزش است، استغفار باب استفعال همین غفران است، استغفار یعنی طلب آمرزش، اغفر لوالدي یعنی طلب آمرزش و استغفار، پس تناقض را جواب ندادید، فرار از جواب چه فایده دارد؟ آن آیه میگوید نباید استغفار کنند و این آیه میگوید برای والدین طلب مغفرت کرد، پس باید جواب دهید.

ثانیا: در المیزان بود که آیه استغفار میگوید: و اغفر لأبی انه کان من الضالین، از گمراهان بود، که محتمل است پس از مردن او بوده و احتمال دارد پس از جدا شدن از او باشد، و خلاصه یک استغفار شد و سپس تبرّأ منه، پس چگونه پایان عمر پس از تبری دوباره استغفار میکند؟ "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْكِبرَِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ(39)
رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِيمَ الصَّلَوةِ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(40)
رَبَّنَا اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ(41)

این دعاها کلی هستند و مربوط به زمانی است که پدر و مادر ابراهیم زنده نیستند. هرکسی میتواند برای والدین خویش دعا کند. در این آیه از لفظ والدین استفاده می کند و نه لفظ ابوین. اما زمانی که پدر ابراهیم زنده بود؛ ابراهیم هیچوقت طلب بخشش برای پدرش (پدر زنده) نکرد مگر در یک مورد که قول داده بود و با خودش عهد بسته بود. اما وقتی پدر ابراهیم مرد، در این حالت یک دعای کلی که حق والدین بر اولاد است؛ میتواند انجام شود و این حق هر کسی است ؛ مخصوص والدین.

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿۲۴﴾
پس این آیه را چگونه معنا میکنید:

ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ (التوبة 113)
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‏] باشند. (113)
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
بیا نگاه کنیم به قرآن؛ قرآن از هر مثالی زده است. خدا یعقوب را اب یوسف و بنیامین و برادران یوسف نامیده است.

قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ ﴿۶۱﴾

وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ ﴿۱۶﴾

قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ ﴿۱۷﴾

چرا خدای حکیم باید آزر را پدر ابراهیم بنامد، ولی در عین حال عموی او باشد. والدین یک کلمه کلی است و در دعاها بیشتر از والدین استفاده میشود.

رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا ﴿۲۸﴾
خلاصه باید این مشکل را جواب دهید که در آیه ۱۱۴ سوره مبارکه براءة میفرماید:

وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ (التوبة 114)

و طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‏اى كه به او داده بود، نبود. و [لى‏] هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست. راستى، ابراهيم، دلسوزى بردبار بود. (114)

و این اوائل عمر حضرت بود نه پایان عمر طولانی که (علی الکبر اسماعیل) در پیری خداوند به ایشان اولاد داد، خوب در آیه ۴۱ سوره مبارکه ابراهیم میفرماید که برای والدینش استغفار کرد:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْكِبرَِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ(39)
رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِيمَ الصَّلَوةِ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(40)
رَبَّنَا اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
(41)

ترجمه فولادوند، ص: 260
سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. به راستى پروردگار من شنونده دعاست. (39)
پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذير. (40)
پروردگارا، روزى كه حساب برپا مى‏شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.» (41)


شما چاره ندارید این تناقض را جواب دهید:

سؤال: چگونه برائت ابدی و ترک استغفار دائمی حضرت ابراهیم ع برای آزر، با استغفار در پایان عمر برای والدینشان جمع میشود؟
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
نه عزیزم، معجزه ریاضی نوزده چنین پیشنهادی نداده است. اینجا فقط یکبار نیست که ابراهیم او را پدر صدا می کند. بلکه در چندین جا، ابراهیم و همچنین خدای حکیم، آزر را پدر ابراهیم خطاب می کنند.
اما هیچ کجا والد خطاب نمیکند.

کتب معتبر لغت عرب که خدای حکیم آن را بلسان عربی مبین نازل فرموده، به خوبی توضیح میدهند:

كتاب العين ؛ ج‏8 ؛ ص419
و يقال: فلان يَأْبُو هذا اليتيم‏ إِبَاوَةً، أي: يغذوه، كما يغذو الوالد ولده. و يقال في المثل: لا أَباً لك‏ كأنه‏ ....

این قدیمی ترین کتاب لغت است، ببینید میگوید معنای اصلی أب، غذا دادن و تربیت کردن است، همین معنا را کتاب مهم لغت مقاییس اللغة به بهترین وجه بیان میکند:

معجم مقاييس اللغه، ج‏1، ص: 44
أبو - الهمزة و الباء و الواو يدلّ على التربية و الغَذْو. أَبَوْتُ الشئ آبُوه أَبْواً إِذا غذوته. و بذلك سمِّى الأب أبا. و يقال فى ...

ببینید که میگوید اصل معنای أب، تربیت کردن و غذا دادن است، اما والد یعنی از اصل ولادت که معنایش روشن است. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا آیه درباره همسر ابراهیم است یا نه ؟

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ﴿۷۳﴾
گفتند آيا از كار خدا تعجب مى ‏كنى رحمت‏ خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏ اى بزرگوار است (۷۳)
خیر، آیه راجع به دختر عموی حضرت ابراهیم ع است، هر چند همسر ایشان هم بود، و اگر همسری بود که رابطه نسبی نداشت به او اهل البیت گفته نمیشد، نشنیدید استدلال معروف صحابی پیامبر ص در مهمترین کتب اهل سنت که گفت: «زن شخص، اهل البیت او نیست، چرا؟ چون مرد، او را طلاق میدهد و به اهل بیت خودش برمیگردد، اهل بیت پیامبر کسانی هستند که صدقه بر انها حرام است» یعنی اگر پیامبر یکی از زنهای خود را طلاق داده بودند آیا احدی میگفت آن زن اهل البیت است؟

شاهد آنکه، خطاب برای خود ساره، مؤنث آمده، أتعجبین، اما در رحمت، ضمیر جمع مذکر آمده، علیکم، در حالی که هنوز اصلا فرزندی نداشتند، و باید گفته میشد: علیکما اهل البیت. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

قرآن کتابی است بدون اعوجاج و پیچاندن.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا

چرا خدا باید از اب بجای عمو استفاده کند؟ مگر قرآن به زبان عربی و ساده نازل نشده است؟!
قرآن عوج ندارد، طبق مبنای شما یعنی معجزه ریاضی عدد نوزده است، پس شاید اگر به جای أب، قرآن از واژه عمّ استفاده میکرد، معجزه ریاضی عدد نوزده محقق نمیشد! چطور میتوان با معجزه ریاضی، دو آیه قرآن را تقلبی کرد، اما کلمه أب را نمیتوان به عمّ معنا کرد؟! "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
آن کس که بت تراش بوده است، پدر ابراهیم بوده است نه عموی او. اگر ابراهیم عمویش را پدر صدا می زند، لزومی ندارد که خدا هم در قرآن عموی ابراهیم را پدر ابراهیم بنامد.
اگر ابراهیم ، عمویش را پدر صدا می زند، چرا خدا هم بت تراش را پدر ابراهیم می نامد.

وقتی خدا در آیات متعدد، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند.

وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ

حتی در ایه آخری، خدا ابیه را از قومه تفکیک کرده است.

وقتی ابراهیم ، بت تراش را "پدرم" صدا می زند.

يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا

يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا

يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا


لفظ آباء به معنای سلسله درختی نیاکان است ولی در معنای مفرد، به معنای پدر است. لفظ عمو در عربی وجود دارد و لزومی ندارد که بجای عمو از لفظ پدر استفاده شود.
در تفسیر المیزان میگویند که فقط با استناد به آیات قران ثابت میشود که آزر والد حضرت ابراهیم ع نبوده است، و نکته اصلی استدلال ایشان دعای آخر عمر حضرت است: ربنا اغفر لي و لوالديّ:

ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 229
[اختلاف مفسرين در معناى كلمه" آزر" و اينكه آزر چه نسبتى با ابراهيم عليه السلام داشته است‏]
به هر تقدير مفسرين در باره كلمه:" آزر"....
....
كوتاه سخن اينكه خداى سبحان، نخست دعاى ابراهيم را حكايت نموده و آن گاه بيزارى‏اش را از پدر ذكر مى‏كند و اين دعا و تبرى هر دو در دنيا و در اوايل عهد وى و قبل از مهاجرت به سرزمين بيت المقدس بوده است، به دليل اينكه در همين سياق از خدا حكم و دستور خواسته و تقاضا مى‏كند كه خداوند او را به صالحين ملحق سازد و اولاد صالح روزى‏اش گرداند،....
...
سپس خداوند تعالى دعايى را كه ابراهيم در آخر عمرش كرده يعنى بعد از آنكه به ارض مقدس مهاجرت نمود و صاحب اولاد شد و اسماعيل را به مكه آورد و آن شهر و خانه خدا را بنا نهاد، چنين ذكر مى‏كند:" وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ"- تا آنجا كه عرض مى‏كند-" رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ" «4».
اين آيه روال و سياقى كه دارد و قرائنى كه همراه آن است، بهترين شاهد است بر اينكه پدر او كه اينجا دعا در حقش مى‏كند، غير آن شخصى است كه در آيه مورد بحث، از آن نيز به پدر تعبير كرده و اسمش را" آزر" خوانده است. چرا كه آيات مورد بحث، صريح در اين معنا است كه استغفار ابراهيم جهت شخص نامبرده صرفا به منظور وفاى به عهد بوده، و وقتى متوجه شد كه وى دشمن خدا است، از او تبرى و بيزارى جسته است، با اين حال چطور ممكن است در آخر عمر و در آخرين دعائى كه كرده بار ديگر از تبرى قبليش چشم پوشيده و برايش طلب مغفرت كرده باشد؟. پس معلوم مى‏شود آزر پدر صلبيش كه او را و مادرش را در اين آيه دعا كرده است، نيست.
[آزر، پدر صلبى و حقيقى ابراهيم عليه السلام نبوده است‏]
يكى از لطايفى كه در اين آيه است و شاهد بر مدعاى ما است، اين است كه در آيه مزبور از پدر و مادر خود به كلمه" والدى" كه جز بر پدر و مادر صلبى اطلاق نمى‏شود، تعبير كرده و در آيه مورد بحث كلمه" أب" را به كار برده است، كه به غير پدر هم اطلاق مى‏شود، و همچنين در ساير آياتى كه اسم آزر برده شده از او به" أب" تعبير كرده است، و اين كلمه همانطورى كه گفتيم به غير پدر از قبيل جد و عمو و كسانى ديگر نيز اطلاق مى‏شود، از آن جمله در خود قرآن از ابراهيم كه جد يعقوب است .....
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر امکان دارد همین آیه راکه به آن اشاره کردید ترجمه کنید
فولادوند:
آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت: «پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق- معبودى يگانه- را مى‏پرستيم و در برابر او تسليم هستيم.» (133) "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
این آیه کسی را معصوم و مطهر معرفی نکرده است، بلکه گفته است که این طوری و آنطوری باشید تا که از گناهان پاک بشید.
مثلا من به شما میگویم ای حسین ، این کارها را نکنید تا از گناهان پاک شوید . اما معلوم نیست که شما عمل کنید یا نکنید.
این که اختصاصی به اهل البیت ندارد، و مهمتر اینکه باید گفته میشد: انما یرید الله لیذهب عنکنّ اهل البیوت و یطهرکنّ تطهیرا، نگاه کنید کلمه البیت بین دو بیوت بلکه سه بیوت قرار گرفته و بین بیش از بیست ضمیر جمع مؤنث، قرن فی بیوتکن ... عنکم اهل البیت ... ما یتلی فی بیوتکن ... لا تدخلوا بیوت النبي "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" وَ إِذْ قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيمَ‏َ يَبَنىِ إِسْرَ ءِيلَ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكمُ مُّصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ يَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمُْهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُواْ هَاذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ(6)
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعَى إِلىَ الْاسْلَامِ وَ اللَّهُ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(7)
يُرِيدُونَ لِيُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ(8)
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُْدَى‏ وَ دِينِ الحَْقّ‏ِ لِيُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّينِ كلُِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ(الصف 9)


ترجمه فولادوند، ص: 552
و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند: «اين سحرى آشكار است.» (6)
و چه كسى ستمگرتر از آن كس است كه با وجود آنكه به سوى اسلام فراخوانده مى شود، بر خدا دروغ مى‏بندد؟ و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد. (7)
مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد. (8)
اوست كسى كه فرستاده خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد. (9)
"

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این اشکال از مترجمین و علمای شما هست که نمی دانم چرا بعضی وقتها آن چیزی را که درآیه هست نادیده می گیرند شاید به نقعشان نیست یا شاید از نگاه آنها اهمیت چندانی ندارد خداوند بهترمی داند
فولادوند ترجمه آیه دیگر وسیله را هم چنین آورده:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة 35)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد. (35)

که آشکارا اشتباه است، نمیدانم چرا؟ اگر کسی شاگرد ایشان بوده و چیزی میداند باید بپرسیم که آیا خود ایشان توضیحی داده است یا خیر؟

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
درکل باید ازجناب فولادوند پرسید که چرا در این امر به این مهمی که پایه هدایت انسانها درمیان است اشتباه می کنند
ترجمه ایشان که مورد پسند شماست، اصلا همه را از بحث بر سر کلمه وسیله راحت کرده است!


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اما اگر توجه کرده باشی من چنین اشتباهی نکردم و به وسیله اشاره کردم حال مونث بودن آن چه نقشی ایفا می کند باید از شما پرسید که فقط بدنبال ضمایر مونث یا مذکر هستید
دوست گرامی، اینجا که میرسد باید از من پرسید؟! من قبلا در این انجمن توضیح مفصل دادم، شما اگر جواب دهید کفر میشود؟! ضمیر مؤنث و مذکر در زبان عربی، نقش ایفا میکند، و نمیتوانید در قران از نقش ضمائر صرف نظر کنید، بخصوص اینجا که «هم» فقط برای اشخاص است، اما «ها» میتواند برای اعمال به کار رود، یعنی اگر آیه بود: «أیّها أقرب» به وضوح میگفتید یعنی «طلب میکنند تا ببینند کدامین اعمال صالح آنها را به خدا نزدیکتر میکنند»، اما آیه میگوید: «طلب میکنند تا ببینند کدامین ایشان نزدیکتر است»، این تعبیر همان است که گفتید مسأله هدایت مهم است، و ره یافتن به سوی مطلوب خدا و اولیاء در وسیله است.


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثال وقتی درباره اهل بیت سخن می گوئیم که درباره زنان پیامبر هستند می گویید ضمیر مذکر است اما وقتی از همان اهل بیت که درباره زن ابراهیم آمده می گویم چیز دیگری می گویید
دوست گرامی، این پرت کردن بحث است برای اینکه جواب من در ضمیر «أیّهم» را ندهید، و این زیبنده یک بحث قرآنی که در صدد فهم قرآن هستیم نیست، و ضمیر مذکر جمع خطاب به زن حضرت ابراهیم ع قبلا توضیح دادم، خطاب زوجیت نیست بلکه خطاب خانوادگی است که دختر عمو بود، و به قول یک عالم اگر آیه تطهیر مربوط به زنان پیامبر ص بود روی پیشانی شتر در جنگ جمل مینوشتند! چندین سال است این را شنیدم هر وقت تا کنون فکرش میکنم میبینم بسیار حرف متینی است، هر منصفی میفهمد که برداشت خود صحابه از آیه تطهیر، زوجات نبود، چطور گرداگرد شتر عایشه میچرخیدند و میگفتند: يا معشر الناس عليكم أمكم -- فإنها صلاتكم وصومكم، نماز و روزه شما مادر شماست، ببینید به آیه ازواجه امهاتکم چگونه استناد میکردند، اما اثری نیست که بگویند: این رهبر جنگ جمل خدا او را تطهیر کرده است پس خاطر جمع باشید.
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾

و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم (۲۶)


به ترجمه آیه فوق نگاه کنید. کتاب قرآن با جدیت تمام در بسیاری از آیات ، بت تراش را پدر ابراهیم معرفی می کند. اما اکثریت مسلمانان با جدیت تمام برخلاف آن را می گویند و از آن به عنوان ناپدری و یا عموی ابراهیم نام می برند. هرجا در قرآن چنین انحراف آشکاری انجام شده، حتما یک فرضیه اساسی و امپراتوری براساس آن پیاده شده است. انحراف قرآن یعنی این.


ترجمه معمول قرآن: و چون ابراهيم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى ‏پرستيد بيزارم


این انحرافات که در قرآن انجام شده است، بسیار مهم است . اگر این "نا" در ترجمه برداشته شود، خیلی از فرضیه ها و خیالبافی ها از بین خواهد رفت. مهجور گذاشتن قرآن یعنی این.
دوست گرامی، آیا أب را عمو یا ناپدری معنا کردن امپراتوری است، یا به راحتی دو آیه قرآن را آیه تقلبی (the two false verses) نامیدن و از قرآن حذف کردن؟

در این آیه به عمو أب گفته شده:

أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (البقرة 133)

وقتی قرآن کریم تصریح میکند به نام آزر، آیا اگر نقل تاریخ، پدر ایشان را نام دیگر گفتند، محمل دیگر ندارد؟ کلمه أب با والد تفاوت میکند، و خود آزر به حضرت ابراهیم ع خطاب فرزند نمیکند، یا بنيّ نمیگوید بلکه خطاب میکند یا ابراهیم.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7...87%DB%8C%D9%85 "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿۵۷﴾
آن كسانى را كه ايشان مى‏ خوانند [خود] به سوى پروردگارشان تقرب مى ‏جويند [تا بدانند] كدام يك از آنها [به او] نزديكترند و به رحمت وى اميدوارند و از عذابش مى‏ ترسند چرا كه عذاب پروردگارت همواره در خور پرهيز است (۵۷)


آنهایی را که می خواندن خود بدنبال وسیله بودند .

این یعنی آنها کار بیهوده ای انجام میدادند که کسی را می خواندن که خود بدنبال وسیله برای تقرب به خداوند بودند
در این آیه کلی سخن هست برای کسایی که اهل تفکر هستند و از خداوند می ترسند که به شرک آلوده نشوند
دوست گرامی، به ترجمه‌ای که آوردید نگاه کنید، آشکارا اشتباه است! اصلا کلمه الوسیلة را از ترجمه آیه حذف کرده است و به جای آن تقرب گذاشته!

سؤال: الوسیلة مؤنث است، چرا به جای أیّها أقرب، أیّهم أقرب آمده؟
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
با این تعریفی که از وسیله کردید سوالی پیش می آید که اگر امکان دارد به آن پاسخ دهید

آیا پیامبر و امامان يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا هستند یا نه ؟

اگر هستند بگوئید وسیله ای که آنها انتخاب کردند چه کسایی بودند ؟

چون طرف خطاب خداوند کسایی هستند که ایمان آورده اند نمی توانید بگوئید که به پیامبر و امامان تعلق نمی گیرد
اولا: توضیح دادم که وسیله اعم از اعمال صالح و اولیاء خداست، نه اینکه فقط اشخاص باشند، لذا مانعی ندارد که وسیله اولیاء خدا، اعمال صالح باشد.

ثانیا: مانعی ندارد که اولیاء خدا، به همدیگر توسل بکنند، چون میزان توسل، امر خدا و محبوبیت وسیله نزد خداست، و معروف است که امام هادی ع شخصی را برای دعا به کربلاء فرستادند.

ثالثا: توسل، باطن مهمی دارد، و تا فرق مقامات و مراتب هر وليّ خدا در باطن خودش، معلوم نشود، سرّ این سؤال هم خوب واضح نمیشود، توسل اگر میکنند به مقام نورانیت الهیه میکنند که هر چه دارند از آن مقام که خدا به آنها داده دارند.
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

درباره سجده گفتید که حاضر نیستند دربرابر خداوند سجده کنند .

می شود درباره چگونگی سجده توضیحی دهید که به چه صورت است که حاضر نبودند برای خداوند سجده کنند ولی برای بت سجده کنند ؟
آیه‌ای در خاطرم نیست که برای بت سجده میکردند، اصلا اهل سجده نبودند، بلی، بلقیس و قوم او برای خورشید سجده میکردند، ولی مشرکین یادم نیست جایی آمده باشد که برای بت سجده میکردند، اگر شما میدانید بفرمایید. "

2 هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:50AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند