بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 13
  1. inbongbaygiare
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    تمامی سازندگان و تولیدکنندگان صنعتی برای تست محصولات خود، نیاز به پیش تولید آن به منظور تکمیل و برطرف نمودن نقص های احتمالی دارند. امروزه پرینتر سه بعدی این امکان را فراهم کرده که در کوتاه هترین زمان، کم ترین هزینه و صرف نظر از پیچیدگی های نمونه، پیش تولید را انجام دهند. برای این کار فرآیندهای مختلفی از چاپ سه بعدی وجود دارد که هر کدام از آنها در صنایع مختلف استفاده می شود و برای چاپ نمونه به وسیله هر کدام از این فرایندها نیازمند مدل سه بعدی نمونه، توسط نرم افزارهای سه بعدی سازی مانند و یا اسکنرهای سه بعدی هستیم.
    اساس کار این چاپگرها این است که فایل سه بعدی توسط نرم افزارها به لایه های مجزا تفکیک شده و توسط پرینتر سه بعدی قابل خواندن می شود سپس چاپگر به طراحی و ساخت لایه ها پرداخته و در نهایت نمونه مورد نظر ساخته می شود. فنآوری های متفاوتی از چاپ سه بعدی هستند که هر کدام با مواد اولیه مخصوص عملیات چاپ را انجام می دهند. این مواد می توانند از جنس پلاستیک، فلز، سرامیک و... باشند.
  3. سید جواد
    Sunday 3 January 2016
    سید جواد
    سلام علیکم. سلام و احوالپرسی کردن دو نامحرم جوان که خویشاوند همند صله رحم محسوب می شود و مستحب یا این که مکروه و ناپسند است نزد خداوند؟
  4. عبدالعلی69
    Wednesday 9 September 2015
    عبدالعلی69
    سلام سوالی در گفتگوی ...........شده لطف بفرمائید جواب بدید
  5. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  6. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    که شایع است برای گریه ی دیگران هست تا با یاد من به یاد خدا باشند و با خدا باشند که در نیجه به شفاعت آل محمد نایل شوند ؟؟؟/ یا به عبارت ساده ی مادحان : من میروم کشته شوم تا مردم برایم گریه کنند/ آیا به نظر شما روایتی به این مهمی را میتوان با این عبارت اخیر و ساده خلاصه کرد و گذشت؟؟؟و ... بعد به لطف خدا در عبارت بعدی ( لایذکرنی مومن الا استعبر ) و غیره بحث شود که مقید است یا خود مطلق و مستقل و مستانف؟؟؟
  7. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    سلام اقاجون شخصی است روایات انا قتیل العبرات را بد معنا می کرد که من کشته گریه قاتلین خود هستم جواب به او دادم ایشون اینطور مطرح کرده که در ذیل می اید
    سلام علیکم جمیعا ورحمه الله وبرکاته/ حدیث ( انا قتیل العبره ) از نظر سند و مستند جای اشکال نیست اما از نظر متن باید با دقت بیشتری بحث بکنیم / با اجازه دوستان دانشور نتکات چندی به عنوان شروع یادآوری میگردد: 1. با تفحص و مطالعه متون مختلف روایت معلوم میشود قدر متیقن در متن همان ( انا قتیل العبره ) است زیرا ادامه ی آن در همه ی متون نیست و در برخی متنها روایت باهمین یک جمله تمام میشود / 2 . قتیل در اینجا به چه معناست؟ به معنای مقتول است اما به فارسی ترجمه اش چه میشود / آیا به معنای ( کشته شده ) یا ( کشته - مرده ) کنایه از اشتیاق و رغبت بسیار برای گریستن در حال راز و نیاز با خدا / این سخن را امام حسین در کجا گفته است / مراد و مقصود آن حضرت چه بود؟؟؟ / آیا میخواست بگوید که هدف من از شهادت گریستن با یاد خدا در محراب شهادت است تا نه تنها با اشک چشم که با قطره قطره وجودم برای خدا فدا شوم / و یا همان طوری
  8. Teshneh
    Sunday 3 August 2014
    Teshneh
    سلام
    خدا خیرتون بده و موفقتون بداره
    خیلی خیلی از بحثهاتون استفاده میکنیم ............. از کاربر فقط خدا بخواین که از جواب صریح طفره نرن(هر چند من دخالت نکنم بهتر ولی همچین حسی بهم دست داده)
    درکل موفق باشید بحث رو تا به حال خیلی خوب پیش بردین....... ما هم استفاده می کنیم و در دل احسنت می گیم
    حق یارتون
  9. عبدالعلی69
    Saturday 12 July 2014
    عبدالعلی69
    سلام اگه ممکنه مطلبی در توضیح بنای عالم بر 7است
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=1#post2220362
  10. أمة الزهراء(سلام الله عليها)
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم.

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 6 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Wednesday 12 June 2019
05:43AM - hosyn گفتاری از ساز دهنی در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
1- اگه مساجد برای وحد...
Monday 10 June 2019
04:45PM - ساز دهنی گفتاری از hosyn در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
سؤال خوبی است،...
04:41PM - ساز دهنی گفتاری از hosyn در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
نظر لطف شماست،...
02:53PM - hosyn گفتاری از scholar در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
منم یه سوال دار...
02:53PM - hosyn گفتاری از ساز دهنی در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
آقا ما واقعاً استفا...
08:40AM - hosyn گفتاری از ساز دهنی در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
1- تعداد 124000 دقیقاً ت...
Sunday 2 June 2019
06:52PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، چه...
06:14PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
بارها از شما خواست...
05:20PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، ای...
04:59PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وَمَا أَرْسَلْنَا ...
04:07PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
اگر بی احترامی...
04:01PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
مطلب درستی است...
02:53PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
می خواستم بدانم ای...
02:50PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
تفسیر نمونه، جلد2 آ...
09:51AM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، مت...
01:30AM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
بِسْمِ اللَّهِ الر...
Saturday 1 June 2019
06:39PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، دل...
06:24PM - saeed_s58 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دوست گرامی، دل...
06:11PM - hosyn گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
ببین اگر حرفی زدم د...
05:38PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: انکار شرک نقل کرد
دروغ بستن بر خ...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار نقد مدعی یمانی (هموشی) پاسخ داد.
" لطف از ناحیه شماست که انتظار استفاده از ناچیز دارید.

مسأله عدم حجیت خواب، جزء مسلمات است، عبارت معروف شیخ مفید: فإنا لسنا نثبت‏ الأحكام الدينية من جهة المنامات، و وقتی یک حکم شرعی ساده توسط خواب ثابت نمیشود آیا اصل اعتقاد و عنصر اصول دین، با خواب ثابت میشود؟ و همچنین تعبیر امام صادق ع در کافي: ... فإن دين الله عز و جل أعز من أن يرى في النوم، و همچنین دخالت و ایذاء شیطان در خواب نسبت به مؤمنین بر کسی پوشیده نیست.

اما آنچه امروزه مهم شده، بحثهای فراروانشناسی است، یعنی اگر سابق مسأله شیاطین جن مطرح بوده، امروزه بیشتر مسأله شیاطین انس مطرح است، سالها قبل در کتابفروشی، کتاب «تاثیر از فاصله» پل ژاگو را دیدم که امروزه در اینترنت خیلی معروف است:

مقدمه و اطلاعات کتاب:
نقل قول:
برای‌ تأثیر گذاشتن‌ بر سایر افراد (از فاصله‌ نزدیک‌ یا دور) راهی‌ مطمئن‌ وجود دارد؛ راهی‌ آن‌ قدر ظریف‌ که‌ به‌ راحتی‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شود و در عین‌ حال‌ به‌ حدی‌ عمیق‌ که‌ هیچ‌ کس‌ از تأثیرات‌ نامرئی‌ آن‌ برکنار نمی‌ماند. این‌ کتاب‌ که‌ در نوع‌ خود منحصر به‌ فرد است‌، به‌ شکلی‌ عمیق‌ و قابل‌ درک‌ روش‌هایی‌ را مطرح‌ کرده‌ است‌ که‌ امکان‌ تأثیرگذاری‌ (از فاصله‌ نزدیک‌ یا دور) بر هر شخصی‌ را بدون‌ آگاهی‌ وی‌ فراهم‌ می‌سازد.
گرچه عده‌ای فراروانشناسی را شبه علم معرفی میکنند اما عده دیگر مشغول شدند و خیلی کار کردند، و شاید بعدا معلوم شود که چه‌ها کردند؟ و بحث تله‌پاتی خواب، یک بحث جهانی است که موافقین و مخالفین خودش را دارد، و البته زوایای مخفی که آینده روشن میکند، در اینجا میتوانید ببینید:

Dream telepathy - تله‌پاتی خواب
. "

6 ساعت پيش

hosyn به سرنگار آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
1- اگه مساجد برای وحدت مسلمین ساخته شدن چرا الان سر هر کوچه ای یه مسجد و یه حسینیه و یه تکیه وجود داره ؟ اساساً فلسفه ساخت مسجد چی بوده ؟ مگه نه که برای اتحاد و همبستگی مومنین و مسلمین بوده
مسجد، وقف عبادت است، و شرط صحت وقف، قصد قربت است، اگر به قصد تفرقه، مسجدی ساخته شود، وقفش باطل است، در قرآن در باره مسجد ضرار صریحا توصیف شده که «تفریقا بین المؤمنین»، آیات ۱۰۷ تا ۱۱۰ سوره توبه نکات مهمی در این باره دارد، مسجدی که برای تفرقه بین مؤمنین باشد مسجد ضرار است.

حسینیه هم وقف عزاداری است، و باید شرائط وقف مراعات شود، فقها میگویند وقف جهتی است که باید در جهت وقف مصرف شود، اما تکایا پس مختلف است، بعضی اساسا برای اینکه احکام وقف نداشته باشد تاسیس شدند، و کلمه تکیه در بین شیعه و سنی به یک نحو استعمال نمیشود، اهل سنت هم تکایا دارند ولی برای عزاداری نیست، در حکومت عثمانی تکایای فراوانی بوده است، بلکه در بروجرد اصطلاح خاص تکیه دارند که برای عزاداری نیست.

نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
2- مگر نه اینکه در قرآن بیان شده که ما قرآن را با بیانی ساده نازل کردیم تا همگان بفهمند؛ پس چرا برای درک کامل این کتاب مقدس به این همه تفسیر نیاز‌مندیم و این که گاه از آیاتی که ظاهراً معنای واضحی دارند بعضی تفسیر‌ها مطالبی می‌نویسند که من 100 سال هم به ذهنم نمی‌رسد. پس این چه متن ساده‌ایست؟
آیات دیگری دارد که قرآن سنگین است و هر کس نمیتواند بفهمد:

إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً (المزمل 5)
وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ (الأنعام 98)
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (ص 29)


اینکه معروف شده قرآن همه کس فهم است مطلب صحیحی است، اما مقصود تمام زوایای آیات قرآن نیست، بلکه مقصود پیام اصلی قرآن است، به بچه‌ها میشود گفت که قرآن میگوید: خدایی هست، آخرتی هست، مرده ها زنده میشوند، کار خوب و بد پاداش و کیفر دارد، و...
. "

4 روز پيش

hosyn به سرنگار آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط scholar نوشته شده است نمايش نوشته
منم یه سوال دارم
اگه شما تو یه خانواده یهودی دنیا اومده بودین الان تو یه تالار داشتین از دین یهود دفاع میکردین یا برای جامعه مفیدتر بودین؟ با تشکر از اساتید
سؤال خوبی است، اینکه هر کسی از موضع خود دفاع کند امری طبیعی است، ولی تعصب سزاوار نیست، یعنی انسان باید «گفتگو» کند که حتی از «گوگفت» هم بهتر است! یعنی «گفت،سپس گو»، و اگر جایی دیدید که تعصب به خرج دادم تذکر دهید و معذرت میخواهم، البته جزء اساتید نیستم، ولی سعی میکنم وقت دیگری را تلف نکنم. "

6 روز پيش

hosyn به سرنگار آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
آقا ما واقعاً استفاده میکنیم از این مطالبتون و خوشحالم که میتونیم اینجا سوالات و شبهاتمون رو مطالبه کنیم و پاسخ بگیریم ، افتخار میکنم که در محضر چنین دوستانی هستم البته اگه مارو به دوستی قبول داشته باشن
نظر لطف شماست، بنده به سهم خودم، برادری هستم که با شما سن و عقل را تقسیم کردیم، سن بیشتر، سهم من شده، و عقل بیشتر، سهم شما، حالا من برادر بزرگترم یا شما؟ "

6 روز پيش

hosyn به سرنگار آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
1- تعداد 124000 دقیقاً تو چه بازه زمانی بودن ؟
همانطور که دوست گرامی اشاره فرمودند، معروف این است که این عدد پیامبران در بین حضرت آدم ع و خاتم ص بودند، و اینکه در یک زمان انبیاء متعدد بودند قطعی است، اما دو نکته هست که باید توجه کرد، یکی اینکه آیه قران میگوید: و ان من امة الا خلا فیها نذیر، یعنی هیچ گروهی نبودند مگر اینکه انذار کننده در بین آنها مبعوث شده است، و نکته دوم اینکه در حدیث آمده این آدم ابوالبشر ع آخرین آدم است، الف الف آدم و الف الف عالم و انت فی آخر تلک العوالم و اولئک الآدمیین، یک میلیون آدم قبل از این آدم ابوالبشر هست، لذا احتمال دارد که این عدد پیامبران، مربوط به آدم‌های قبلی هم باشد.


نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
2- چرا سوره ای به نام دایناسور نداریم ؟
در اینکه نام سوره‌ها چگونه انتخاب شده، یک بحثی بین علمای قرآنی هست، بعض سوره‌ها چندین نام دارند، مثلا سوره حمد، ۱۵ نام دارد، ولی به هر حال بسیاری از چیرها نامی به خود اختصاص ندادند، مثلا حضرت آدم ع هیچ سوره‌ای ندارند با اینکه ابوالبشر هستند، اما سؤال شما، پس اصلا نام دایناسور، عمر چندانی ندارد، دایناسورها هر چند باستانی هستند اما نام آنها «دایناسور» نوظهور است!:

و در سال ۱۸۴۲، دیرین‌شناس انگلیسی، ریچارد اوون واژه دایناسور را اختراع کرد

اما بعضی معتقد هستند که وصف آنها در قرآن آمده است، به یاد دارم حدود سال ۵۰ پزشکی که متدین بود معتقد بود این آیه قرآن دلالت بر ترتیب خلقت دارد:

وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (النور 45)

ترجمه حسن مصطفوی:
و خداوند آفريده است هر جنبنده‏‌اى را از آب، پس از آنها برخى راه ميرود بروى شكم خود، و برخى بر دو پاى، و از آنها بر چهار پاى، خلق ميكند خداوند آنچه را بخواهد، بتحقيق خداوند بر هر چيزى توانا است- 45


البته همان زمان نوعا با او مخالف بودند، جستجو کردم دیدم نظریه او در این صفحه ذکر شده است:

http://www.quransc.com/%D9%BE%D8%B1%...%AF%D8%9F.html
نقل قول:
2. (وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مَن مَاءٍ فَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَی‌ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَی‌ رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَی‌ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ)[11]؛ «و خدا هر جنبنده‌ای را از آبی آفرید؛ پس برخی از آن‌ها کسانی هستند که بر شکم خود راه می‌روند و برخی از آن‌ها کسانی هستند که بر دو پای خود راه می‌روند و برخی از آن‌ها کسانی هستند که بر چهار (پا) راه می‌روند؛ خدا آنچه را بخواهد می‌آفریند».

دکتر پاک نژاد ابتداء به پیدایش موجودات تک‌سلولی از دریاها می‌پردازد و پس از شرح مفصلی به پیدایش ماهی‌ها اشاره می‌کند و سپس به فاصله سه مرحله بعدی اشاره می‌کند:
اول) فاصله بین آن‌ها که در آب بودند و به خشکی کوچ کردند به وجود آمد. این قسمت مخصوص ماهی‌ها و خزندگان بود که دستگاه تنفس و گردش خون نسبتاً کاملی داشتند. و راه رفتن این دسته بیشتر بر شکم بود.
دوم) پرندگان بودند که با هوا سر و کار پیدا کردند و تغییر محیط دادند. و تکامل یافتند. راه رفتن این دسته بیشتر بر دو پا بود.
سوم) پستانداران بودند یعنی تخم گذار تبدیل به پستاندار و بچه‌آور شد. راه رفتن این دسته بیشتر بر چهارپا بود.
سپس ایشان تحت عنوان: «اعجاز قرآن در مورد اشاره به حیواناتی که به تدریج تکامل یافتند» به تطبیق مراحل ذکر شده با آیه 45 سوره نور (وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مَن مَاءٍ فَمِنْهُم مَن یَمْشِی عَلَی‌ بَطْنِهِ...) می‌پردازد و آن را یکی از بزرگ‌ترین معجزات قرآن مطرح می‌کند[12].
--------------------------------------
[12]. سپس توضیح می‌دهد که می‌توان آیه را دو صورت معنا کرد.
یکی این‌که هر ضمیر آیه را به ضمیر بعدی برگردانیم که این گونه معنا شود: از جنبندگان خزندگان و از خزندگان پرندگان و از پرندگان پستانداران.
و دیگر این که تمام ضمایر آیه را به «دابه» بر گردانیم که اینگونه معنا می‌شود: جنبندگان از آب بودند و از آن‌ها خزندگان به وجود آمد بعد دوران پرندگان بود و در آخر پستانداران. (اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 150 ـ 154)
"

6 روز پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
بارها از شما خواستم که معنی آیه را بیاورید ولی باز هم فقط متن عربی را می آورید و وقتی معنی می آورم می گوئید اشتباه است

این معنی که آوردم از فولاد وند بود اگر می شود شما معنی کنید

در ضمن درباره آیاتی که آوردم توضیحی ندادید ویا اگر گفتید انقدر درهم گفتید که من متوجه نشدم
دوست گرامی، چه شد که اینجا از تفسیر نمونه یادتان رفت؟! مگر شما بخش زیادی را از آن تفسیر اینجا نیاوردید؟

خوب حالا هم از جلد ۱۴ صفحه ۱۳۷ اینجا بیاورید:

تفسير نمونه، ج‏14، ص: 137
[سوره الحج (22): آيات 52 تا 54]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (52) لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ (53) وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (54)
ترجمه:
52- ما هيچ رسول و پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى‏كرد (و طرحى براى پيش برد اهداف الهى خود مى‏ريخت) شيطان القائاتى در آن مى‏كرد، اما خداوند القائات شيطان را از ميان مى‏برد سپس آيات خود را استحكام مى‏بخشيد و خداوند عليم و حكيم است.


53- هدف از اين ماجرا اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى براى آنها كه در قلبشان بيمارى است و آنها كه سنگدلند قرار دهد، و ظالمان در عداوت شديدى دور از حق قرار گرفته‏ اند.


54- و نيز هدف اين بود كسانى كه خدا آگاهى به آنان بخشيده بدانند اين حقى است از سوى پروردگار تو، در نتيجه به آن ايمان بياورند و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند به سوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند.


تفسير: وسوسه ‏هاى شياطين در تلاشهاى انبيا
از آنجا كه در آيات گذشته سخن از تلاش و كوشش مشركان و كافران براى محو آئين الهى و استهزاء و سخريه آنها نسبت به آن در ميان بود، در آيات مورد بحث هشدار مى‏دهد كه اين توطئه‏هاى مخالفان برنامه تازه‏اى نيست، هميشه اين القائات شيطانى در برابر انبياء بوده و هست.
نخست چنين مى‏گويد:.... "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾حج
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مى ‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] میکرد پس خدا آنچه را شيطان القا میکرد محو مى‏ گردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ ساخت و خدا داناى حكيم است (۵۲)
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾حج
تا آنچه را كه شيطان القا مى ‏كند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزه‏ اى بس دور و درازند (۵۳)

شیطان القا می کند برای فتنه

کسایی که دردلهایشان مرض است

ولی خداوند القائات شیطان را محو ونابود می کند و آیات خودرا استوار می ساخت

وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
و تا آنان كه دانش يافته‏ اند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏ اند به سوى راهى راست راهبر است (۵۴)
تا آنان که دانش یافته اند بدانند قرآن حق است وازجانب پروردگار است
جناب حسین می شود درباره این آیات توضیح بدی که منظور ازالقائات شیطانی چیست که القا می کند برای کسایی که دردلهایشان بیماری است
دوست گرامی، اینها قبلا مفصل بحث شده، ترجمه‌ای که شما آوردید صحیح نیست، آیه قبل آن یعنی آیه ۵۱ را چرا نیاوردید؟ توضیح آیة شریفه در اینجا عرض کردم:
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
والذين سعوا في آياتنا معاجزين أولئك أصحاب الجحيم (51)
وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته والله عليم حكيم (52)



آیه ۵۲ سوره مبارکه حج را باید با آیه ۵۱ فهمید، و الذین سعوا فی آیاتنا معاجزین، کلمه آیاتنا همانگونه که برای آیات لفظی به کار میرود در موارد متعدد برای آیات تکوینی هم به کار رفته است، برای بدن فرعون تعبیر آیه و آیات شده: الیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک آیة و ان کثیرا من الناس عن آیاتنا لغافلون، و یا در وصف غار اصحاب کهف تعبیر آیات دارد: و تری الشمس الی قوله تعالی: ذلک من آیات الله، و این نظیر خیلی دارد.

وقتی اسلام کم‌کم رو به رشد گذاشت و جمعیت مسلمین زیاد میشد و آیاتی نظیر شق القمر و سایر معجزات و کرامات، ظهور میکرد که اصل دین را ثابت میکرد، افرادی نظیر ابوسفیان و ولید بن المغیرة و امثالهم ناراحت بودند، انه فکر و قدر، بعد از فکرها گفت: ان هذا الا سحر یؤثر! این جنگ نرم بود، و امثال ابوسفیان هم تدارک جنگ سخت میکردند و چقدر سختی برای مسلمین فراهم کردند، پس این تلاش آنها در آیه ۵۱ اشاره شده است، سعوا فی آیاتنا معاجزین.

در آیه ۵۲ خداوند متعال پیامبرش را تسکین میدهد، میفرماید: هیچ صاحب رسالت و پیام بزرگ نیست مگر اینکه تدبیر میکند بهترین راندمان را در تبلیغش داشته باشد، اما شیاطین هم دست به کار هستند و نمیگذارند خواسته‌های آرمانی او انجام شود و در مسیر تحقق آن سنگ‌اندازی میکنند، و خداوند هم در دو مرحله آثار تخریب شیاطین را از بین میبرد، اول نسخ کوتاه‌مدت، و سپس إحکام درازمدت، میفرماید این شیاطین این همه برای شما زحمت ایجاد کردند با فتح مکه همه آنها نسخ میشود، لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر، و نسخ، محو و بی‌ثمر کردن تلاش آنهاست، یعنی اصل دین میماند و تلاش آنها برای محو اصل دین به نتیجه نمیرسد، با غدیر یئس الذین کفروا من دینکم، ولی هشدار فلا تخشوهم و اخشونِ برای فتن عظیمه منافقین بر همه اتمام حجت میکند، اما مرحله نهائی که محکم کردن تمام عیار آیات است، در آینده دور (ثم یحکم در قبال فینسخ) محقق میشود، یعنی همان روز لیظهره علی الدین کله، همان روز فسوف یاتي الله بقوم، و در ادامه در آیات ۵۳ به بعد، رمز و حکم قضیه بیان میشود.


دوست گرامی، ببینید ابن عاشور یکی از بهترین تفاسیر معاصر را نوشته، استاد دانشگاه تونس است و عرب‌زبان، در التحریر و التنویر میگوید: اساسا بنده در اصل اینکه ماده تمنی و امنیة در زبان عربی به معنای قرائت بیاید شک دارم، و شواهد لغویین را کافی نمیداند، چقدر این حرف او مؤید آن پیشنهاد بنده است که اصلا عرب از تمنی و امنیة قرائت نمیفهمد!

.
به این لینکها هم مراجعه فرمایید:
http://www.iranclubs.org/forums/show...58#post2165358
http://www.iranclubs.org/forums/show...64#post2165764
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی این امر ساده‌ای است، از صغیر و کبیر عربها بپرسید (تمنّی) یعنی چه؟ از هزار نفر مردم عادی عرب بپرسید ببینید چند نفر میگویند یعنی قرائت کرد؟!! همه میگویند یعنی آرزو کرد، آیا نمیگوییم لیت للتمني؟! آیا أم للانسان ما تمنّی یعنی قرأ؟!! آیا فتمنّوا الموت یعنی فاقرؤا الموت؟! نفرمایید به کتب لغت مراجعه کن! کتب لغت کانالیزه افسانه غرانیق است، بنده سالها است به رفقایم عرض میکنم یک جا دیدم در سراسر المیزان کأن اختیار از دست علامة خارج شده و آرامش بحث علمی را روا ندیده‌اند!! از همان اولین تفسیر شیعه یعنی تفسیر قمی قده میگوید: روی العامة ... و روی الخاصة!!

امروزه میتوانید در گوگل بگردید در محاورات عمومی عرب، ببییند آمار چه نشان میدهد؟ چند درصد در استعمال عرب است که کلمه (تمنّی) و (أمنیّة) را به معنای قرائت به کار میبرند؟
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
برادر گرامی، جواب این دوست کوچک خود را ندادید، عرض کردم از ملیونها عرب‌زبان امروز و از ملیونها متون باقی مانده از قرنها در کتب نثر و نظم عربی، آمار گیری کنید و ببینید چند مورد وقتی میگویند: (تمنّی) یعنی قرأ؟! خواهش من این است نروید دو بیت شعر که صدها بار در کتب تکرار شده چون غیر آن نیافتند شاهد بیاورید! و علاوة در آن دو بیت هم قرین کلمه کتاب آمده که قرینه واضحة است بر مقصود ، به خلاف آیه شریفه که قرینه ضد آن دارد.
"

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
می خواستم بدانم این آیات از محکمات است یا متشابهات

که اگر از متشابهات است بی خیالش شوم که به فتنه متهم نشوم
اگر بی احترامی به قرآن کریم نبود میدانستید که چگونه به اسم قرآن و تمسک به قرآن با آیات بی ادبی میکنید، مثل حرفهای خودتان آیات را صد جور مفسرمحور معنا کردن کاری ندارد، در زمان نوجوانی کتابی خواندم به نام توحید! میگفت قرآن میگوید اصلا مالکیت فردی در بین انسانها نیست! عجب! کدام آیة؟ آیه: خلق لکم ما فی الارض جمیعا ! ببینید چقدر آسان است!.
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
تفسیر نمونه، جلد2
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان
مطلب درستی است، و همان است که از اول تا آخرش را شما قبول ندارید! میگویید: اصلا قرآن متشابه ندارد! و همانطور که آوردید تا ۲۰ وجه مفسرین ذکر کردند،(و بالاخره در البحر المحیط حدود بیست قول در تفسیر آن آمده است***) و آنچه من گفتم در المیزان و البحر المحیط و... نقل شده است، و وجوه صحیح دیگر غیر از آنچه در تفسیر نمونه گفتند هم هست که قبلا اشاره کردم.

جالب اینکه در تفسیر نمونه میگویند: (ولی آنچه ما در بالا گفتیم هم با معنی اصلی این دو واژه کاملا مناسب است، و هم با شاءن نزول آیه، و هم با روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده، و هم با خود آیه مورد بحث، سازگارتر می باشد.) که شما نه شأن نزول که در همین تفسیر نقل کردند، قبول دارید چون روایت است، و نه سایر روایات تفسیری که شاهد قرار دادند.

و چه تعبیر خوبی به کار بردند در قسمتی که رنگی و بلد کردید: (یک انسان واقع بین و حقیقتجو..) یعنی همان چیزی که هر کس این تاپیک را ببیند به طور آشکار میبیند که شما دنبال حقیقت نیستید، و گرنه کدام انسان نرمال میگوید که من اصلا هیچ روایت و تاریخ را قبول ندارم و فقط قرآن! هر چه غیر قرآن است همگی دروغ بستن به خداست!

البته وقتی انگیزه هست اینها گفته میشود، گمان نکنیم مال امروز است، خیر، مال روز اول است، کسی را که به زبان به او میگفتند شما رسول خدا هستی، وقتی در هنگام رحلت فرمود بیاورید قلم و دوات برایتان چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید گفتند: غلبه الوجع حسبنا کتاب الله! کتاب خدا ما را بس است! یعنی واقعا اینها عاشق قرآن بودند؟ آیا میترسیدند (به قول بعضی‌ها) بر خدا دروغ بسته شود، یا برای اینکه نوشته نشود آنچه منافع آنها نبود، حسبنا کتاب الله را سپر میکردند؟
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
[COLOR="Blue"]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان (۱)
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾
ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان (۲)
الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾
رحمتگر مهربان (۳)
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾
[و] خداوند روز جزاست (۴)
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾
[بار الها] تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏ جوييم (۵)
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۶﴾
ما را به راه راست هدايت فرما (۶)
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿۷﴾


کدام یک از این آیات متشابه هستند ؟
دوست گرامی، متشابهات یک تعریف ساده دارد، هر آیه‌‌ای که عرف عام در فهم آن، چند احتمال به ذهنشان بیاید، و به طور قطع نتوانند یکی را تعیین کنند، تعریف متشابه بر آن صادق است، چرا؟ چون کسانی که در دلشان مرض هست در صدد فتنه برای عرف عام برمیآیند، و آیه را طوری معنا میکنند تا به غرض فاسد خودشان برسند.

و چقدر زیباست تعیین تابعی جلیل القدر سعید بن علاقه برای محکم و متشابه! میگوید: محکمات، فواتح سور یعنی حروف مقطعه هستند، و أمّ الکتاب هستند چون «منها یستخرج القرآن»، یعنی همه قرآن از این حروف مقطعه استخراج میشود، و بقیه قرآن غیر از حروف مقطعه همگی متشابهات هستند، و شاهد حرف او تعبیر «حدیث» در آیه دیگر است: الله نزّل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی، یعنی وقتی مجموع کتاب را در نظر بگیریم، دو نوع آیات داریم، حروف مقطعات و حروف متصلات، اما وقتی قرآن را از حیث اینکه «حدیث» است در نظر بگیریم، تنها و تنها قران کریم، آیات متشابه دارد، چرا؟ چون واضح است که مثلا «الف لام میم» حدیث نیست، از عرف عام کسی از آنها چیزی نمیفهمد تا حدیث باشد.

اگر این حرف را بپذیریم میآییم سراغ مثال شما که سوره مبارکه حمد است، آیا آیاتش متشابه است؟ آیا روشن‌تر از این آیات مبارکات هست؟ اما ذیل هر آیه مطلبی مطرح میکنم، بگویید جوابش چیست؟:

۱- باء در زبان عربی برای استعانت و کمک خواستن است، و بنابر این بسم الله یعنی کمک خواستن از اسم خدا، پس سراغ خود خدا نروید، و دیگر اینکه خدای رحمن و رحیم، محال است کسی را جهنم ببرد، مگر میشود رحمن و رحیم باشد و بنده‌اش را عذاب کند.


۲- پروردگار جهانیان، یعنی همه مردم، پرورنده و خدایشان، الله تبارک و تعالی است، پس اینکه میگویند بعضی مشرک هستند و خدا از آنها بدش میآید صحیح نیست چون دست پرورده خدا که بد نمیشود.


۳- تکرار رحمتگر مهربان، برای این است که اصلا توهم نکنند که خدا کسی را عذاب میکند.


۴- خدا مالک روز قیامت است، امروز مالک دنیا نیست، بلکه مالک روز قیامت است.


۵- چون باید فقط ار خدا کمک بخواهیم پس حرام است برای کارهای خودمان به کسی مراجعه کنیم، پس مثلا دکتر رفتن مریض حرام است.


۶- چون راه راست، کوتاهترین راه است، یعنی خدایا ما را به سببی که هر چه زودتر ما را به هدف میرساند هدایت کن، پس هدف وسیله را توجیه میکند، چون میخواهیم با کمترین تلاش به هدف برسیم.


۷- راه راست، راه کسانی است که در نعمت غرق هستند، پس هر کس زندگی مرفه دارد، اهل راه راست است، و هر کس به بلا افتاده، خدا بر او غضب کرده و از راه نعمت دور افتاده است.



کسی اینچنین درس تفسیر بدهد، آیا در قلبش مرض نیست؟ شما خود قضاوت کنید.


آیه هفتم را خوب کردید ترجمه‌اش نیاوردید! چون خیلی وجوه مختلف دارد که اگر ترجمه میکردید همه میفهمیدند متشابه یعنی چه! پس بهتر همانکه بدون ترجمه آوردید!
. "

2 هفته پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
ببین اگر حرفی زدم دلیل آوردم شما که چنین ادعایی دارید چرا آیات متشابه را مشخص نمی کنید که به آنها رجوع نکنیم اگر صادقید
دوست گرامی، دلیل باید طبق مبنای شما فقط آیه قرآن باشد، و شما آیه قرآن را که همه بشر میفهمند قبول نمیکنید!

و اما تعیین متشابه برای بار صدم! همین آیه شریفه در بحث ما که نقد حاضر است، خودتان دیدید که ده بار پرسیدم مرجع ضمیر «هم» چه اشخاصی هستند؟ گفتید بیش از نمیدانم! چطور میگویید همه آیات، محکمات است و برای همه واضح است؟ پس چرا جواب نمیدهید؟ من هم اگر برای فتنه سراغ این آیات بروم مثل شما خواهم بود، اما بنده فقط جواب شما را دادم که میگویید دروغ به خدا میبندید! و لذا گفتم با استناد به حرف اهل الذکر، این مرجع ضمیر «هم» را مشخص کردند. "

2 هفته پيش

hosyn سرنگار جدیدی با عنوان فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم

اين مقاله را در شب عيد غدير چندین سال پیش در سايت سلفي انجمن اينترنتي مسلمان ارسال كردم:

دوستان در عناوين اين سايت، به كلمه "افسانه" زياد برخورد كرده‌اند، از چيزهائي كه براي شخص من، إعجاب‌آور بوده، قضيه متواتر بودن حديث غدير خم نزد اهل سنت است، به طوري كه اگر پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر غدير، دودمان پروژه مخفي‌سازي غدير را بر باد نداده بود، بدون شك امروز يكي از مهمترين عناوين افسانه‌اي در اين سايت و امثال آن، مسأله غدير بود!
داد اين سخن به افلاك ميرسيد كه بابا!!! غدير را مادرهاي بچه‌هاي شيعه وقتي ميخواهند بچه را خواب كنند به عنوان لالائي در گوش بچه ميخوانند!!

براي پي بردن به اهميت مسأله، عرض ميكنم كه حتي تا قرن هشتم و نهم، اين يك جواب كلاسيك علماي اهل سنت به شيعه بود كه حديث غدير يك خبر واحد است كه احدي نميتواند بگويد متواتر است! چرا؟؟ چون چگونه ميخواهد حديثي متواتر باشد و حال آنكه شيخين بخاري و مسلم در دو صحيح‌ترين كتاب حديث آن را نقل نكرده‌اند!

مثلا خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد ادعاي تواتر حديث غدير مي کند و فاضل قوشچي در شرح آن مي گويد: "و اجيب بانه غير متواتر بل هو خبر واحد في مقابلة الاجماع کيف و قد قدح في صحته کثير من اهل الحديث و لم ينقله المحققون منهم کالبخاري و مسلم و الواقدي و اکثر من رواه لم يرو المقدمة التي جعلت دليلا علي ان المراد بالمولي الاولي بالتصرف".

خوب دقت كنيد ميگويد: خبر واحد است كه صحيح هم نيست!! جالبتر از اين، سخن ابن تيميه در منهاج السنة است، ميگويد اما اين دعاي پيامبر "اللهم وال من والاه ..." به اتفاق اهل معرفت به حديث، دروغ است!!:

منهاج السنة النبوية - ابن تيمية (7 / 55) :
الوجه الخامس أن هذا اللفظ وهو قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كذب باتفاق أهل المعرفة بالحديث

و ميگويد جمله "من كنت مولاه فعلي مولاه" محل اختلاف است، و بخاري و عده‌اي ديگر ضعيف دانسته و بعضي حسن دانسته‌اند!!، و ابن حزم گفته من كنت مولاه اصلا از طريق ثقات صحيح نيست!!:

منهاج السنة النبوية [جزء 7 - صفحة 319]
لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلى مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب ....أما قوله من كنت مولاه فعلي مولاه فليس هو في الصحاح لكن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس في صحته فنقل عن البخاري وإبراهيم الحربي وطائفة من أهل العلم بالحديث انهم طعنوا فيه وضعفوه ونقل عن احمد بن حنبل انه حسنه كما حسنه الترمذي وقد صنف أبو العباس بن عقدة مصنفا في جميع طرقه وقال ابن حزم الذي صح من فضائل علي فهو .... وأما من كنت مولاه فعلى مولاه فلا يصح من طريق الثقات أصلا!!!


اكنون اي منصفين، با دقت، پروژه مخفي‌سازي غدير را توسط فحول ميدان حديث، دنبال كنيد، اصلا كي گفته غديري بوده؟ يك خبر واحد ضعيف كه امثال بخاري آن را تضعيف كنند چه ارزشي دارد؟ آيا بيش از يك افسانه است؟ ببينيد چگونه امثال ابن تيميه با خوشحالي تمام مثل حلوا مرتب در دهن خود دور ميگردانند كه حديث غدير در كتب صحاح نيامده است! اساسا كتب صحاح براي همين تدوين شده است كه هر چه در آن نيامده و كسي حرفش را زد فورا دهنش را ببندند!

به جرأت ميتوان ادعا كرد، اگر ابن تيميه ميدانست 7 قرن بعد يكي از بزرگترين شاگردان مكتب سلفيش، آنچنان مشت محكمي بر دهن او ميزند، هرگز حاضر نبود چنين در رد حديث غدير خوشحالي كند، البته اين شاگرد او در قرن 14 يعني ناصر الدين الباني، در زمان برايند يك فرايند معجزگونه واقع شده بود كه توسط او خشت آخر آن نهاده شد، يعني اين هفت هشت قرن نياز بود تا مطلب به حدي برسد كه او با پير و مراد خود اينچنين تندي كند، و الحمد لله علي إنجاز مواعيده.

خوب است گزيده اين روند و پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر حديث را با هم مرور كنيم:

ابتدا بايد عرض كنم مگر ميشود حقائق را براي هميشه مخفي كرد؟ خلاصه يك جائي درز ميكند! خوشبختانه در صحيح مسلم كه "من كنت مولاه" را نياورد اما يك كلمه بر جا گذاشت كه پيامبر وقتي از حجة الوداع برميگشتند در آبگاهي به نام خم بين مكه و مدينة خطبه خواندند و حديث ثقلين را نقل ميكند!! به‌به!! خيلي خوب شد! پس در صحيح آمد كه در غدير خم حضرت خطبه خواندند اما مسلم فقط يك جمله آن را آورد، خطبه كه به يك جمله گفته نميشود، پس بايد ببينيم تمام اين خطبه چه بود؟ گويا خيلي هم غدير افسانه نيست!!:

صحيح مسلم (7 / 122) :
6378 - حدثنى ... ثم قال قام رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال....

همه ميدانيم مسائل مهم و بنيادي در يك فرهنگ را هر كسي نميتواند پايه‌ريزي كند، بايد يك كسي باشد كه مقبوليت نزد عالم و جاهل داشته باشد، و تا آنجا كه من ميدانم كاراكتر قهرمان بحث ما كسي جز امام ذهبي نيست، اما دست يكي صدا ندارد، اگر امام ذهبي هم چيزي بگويد ولي ديگر خبره‌ها با او موافقت نكنند باز كاري از پيش نميرود، اينجاست كه دست ديگر ميشود جناب ابن كثير، و با هم يك دهن‌كجي عجيبي به استادشان ابن تيميه ميكنند، هر دو بر خلاف ابن تيميه كه ميگويد: اساسا "من كنت مولاه" صحيح نيست ميگويند (به مضمون) اصلا "من كنت مولاه" نياز به اسناد ندارد چون حديث متواتر مستغني از ذكر سند است! عبارت ابن كثير در تاريخش و سيره‌اش اين است:

البداية والنهاية - (5 / 233) -- السيرة النبوية لابن كثير - (4 / 426)
وقد قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: بعد إيراده هذا الحديث هذا حديث منكر جدا ... قال: وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزيادة قوية الاسناد وأما هذا الصوم فليس بصحيح ولا والله ما نزلت هذه الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام والله تعالى أعلم.

من عبارت ذهبي را كه ابن كثير نقل ميكند نيافتم اما نزديك آنرا در خصوص روزه 18 ذيحجة كه ابوهريره نقل ميكند ثواب 60 ماه عبادت دارد در رساله طرق ميگويد:

رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه للإمام الذهبي (ص: 20) :
... هذا حديث منكر غير صحيح، فقد ثبت نزول هذه الاية يوم عرفة بعرفة وصوم هذا اليوم لا فضيلة فيه أبداً على التعيين كيف والرافضة يتخذونه عيداً ويحتفلون له وما أدري على من يحمل هذا الحديث

و معلوم ميشود ذهبي نميداند كه شيعه كه غدير را عيد ميگيرند در عين حال يكي از چهار روز ممتاز سال براي استحباب روزه هم ميدانند! به هر حال ذهبي در كتب ديگرش تصريح ميكند كه متواتر است:

تاريخ الإسلام للإمام الذهبي (14 / 338) :
قلت: ومعنى هذا التشيع حب علي وبغض النواصب، وأن يتخذه مولى، عملاً بما تواتر عن نبينا صلى الله عليه وسلم: من كنت مولاه فعلي مولاه. أما من تعرض إلى أحد من الصحابة بسبب فهو شيعي غال نبرأ منه.

سير أعلام النبلاء (8 / 334) :
فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: " من كنت مولاه فعلي مولاه ". هذا حديث حسن عال جدا، ومتنه فمتواتر.


سير أعلام النبلاء [14 /277]
قلت:جمع طرق حديث:غدير خم، في أربعة أجزاء، رأيت شطره، فبهرني سعة رواياته، وجزمت بوقوع ذلك.

از اين به بعد راه تواتر براي حفاظ و محدثين آسانتر ميشود، ابن جزري كه فاصله چنداني با ذهبي و ابن كثير ندارد ميگويد متواتر است:

مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب - ابن الجزري [ص 2]
.... قال سمعت عليا رضي الله عنه بالرحبة ينشد الناس من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» فقام إثنا عشر بدريا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك. هذا حديث حسن صحيح من وجوه كثيرة تواتر عن أمير المؤمنين علي وهو يتواتر أيضا عن النبي صلى الله عليه وسلم رواه الجم الغفير عن الجم الغفير ولا عبرة بمن حاول تضعيفه ممن لا اطلاع له في هذا العلم ....

و همچنين حافظ ابن حجر ميگويد:

فتح الباري - ابن حجر [7 /74]
واما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة في كتاب مفرد وكثير من اسانيدها صحاح وحسان وقد روينا عن الامام احمد قال مابلغنا عن أحد من الصحابة مابلغنا عن علي بن أبي طالب

مناوي در شرح جامع صغير حافظ سيوطي از او نقل ميكند كه متواتر است:

فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي (6 / 282) :
قال الهيثمي : رجال أحمد ثقات وقال في موضع آخر : رجاله رجال الصحيح وقال المصنف : حديث متواتر.

التيسير بشرح الجامع الصغير ـ للمناوى (2 / 855) :
ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حديث متواتر

در تعليقه مسند ميگويد: .... وقوله: "من كنت مولاه فعلي مولاه" أورده السيوطي في "الأزهار المتناثرة في الأحاديث المتواترة" برقم (100)

و همچنين آلوسي در تفسيرش قول ذهبي را نقل ميكند كه متواتر است:

تفسير الألوسي - (5 / 69)
وعن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد ، وأما صيام ثماني عشرة ذي الحجة فليس بصحيح ولا والله نزلت تلك الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام .

كشف الخفاء للعجلوني(2 / 1588) :
2591 - من كنت مولاه فعلي مولاه
رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور

كتاني در كتاب نظم المتناثر من الحديث المتواتر، از سيوطي در كتابش الفوائد المتكاثرة نقل ميكند وجه تواتر را:

نظم المتناثر - (1 / 194) الكتاني
232 (من كنت مولاه فعلي مولاه).
أورد فيها (يعني السيوطي) أيضا من حديث (1) زيد بن أرقم (2) وعلي (3) وأبي أيوب الأنصاري (4) وعمر (5) وذي مر (6) وأبي هريرة (7) وطلحة (8) وعمارة (9) وابن عباس (10) وبريدة (11) وابن عمر (12) ومالك ابن الحويرث (13) وحبشي بن جنادة (14) وجرير (15) وسعد بن أبي وقاص (16) وأبي سعيد الخدري (17) وأنس (18) وجندع الأنصاري ثمانية عشر نفسا وعن عدة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله وعن اثني عشر رجلا منهم (19) قيس بن ثابت (20) وحبيب بن بديل بن ورقاء وعن بضعة عشر رجلا منهم (21) يزيد أو زيد بن شراحيل الأنصاري.
(قلت) ورد أيضا من حديث (22) البراء بن عازب (23) وأبي الطفيل (24) وحذيفة بن أسيد الغفاري (25) وجابر وفي روايلأحمد أنه سمعه من النبي صلى الله عليه وسلم ثلاثون صحابيا ، وشهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته، وممن صرح بتواتره أيضا المناوي في التيسير نقلا عن السيوطي وشارح المواهب اللدنية وفي الصفوة للمناوي قال الحافظ ابن حجر حديث من كنت مولاه فعلي مولاه خرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها ابن عقدة في مؤلف مفرد وأكثر أسانيدها صحيح أو حسن اه.


و بالأخره نوبت به شاگرد ديگر مكتب ابن تيميه در قرن 14 ميرسد، يعني ناصر الدين الباني دمشقي در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة، كه حديث "من كنت مولاه" را متواتر ميداند، و عجيب‌تر اينكه ميگويد اساسا من اين را تفصيل دادم چون ميخواستم اشتباه ابن تيميه را به همگان گوشزد كنم! ابن تيميه بسيار، سريعا حديثي را ضعيف ميشمارد قبل از اينكه همه طرق و سندهاي آنرا ببيند!:


السلسلة الصحيحة (4 / 249) :
1750 - " من كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه ". ........ وقد ذكرت وخرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام على أسانيدها بصحة الحديث يقينا، وإلا فهي كثيرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده وطرقه، وما ذكرت منها كفاية. .......... إذا عرفت هذا، فقد كان الدافع لتحرير الكلام على الحديث وبيان صحته أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية، قد ضعف الشطر الأول من الحديث، وأما الشطر الآخر، فزعم أنه كذب <1>! وهذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها ويدقق النظر فيها. والله المستعان.
<1> مجموع الفتاوى - ابن تيمية (4 / 417) :
وأما قوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه} . . . إلخ " فهذا ليس في شيء من الأمهات؛ إلا في الترمذي وليس فيه إلا: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} ..... وقوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} فمن أهل الحديث من طعن فيه كالبخاري وغيره؛ ومنهم من حسنه

در موضعي ديگر ميگويد: من وجهي براي سرعت گرفتن ابن تيميه در تكذيب حديث نميبينم مگر اينكه ميخواهد خيلي سريع جواب شيعه را بدهد!! :

السلسلة الصحيحة (5 / 222) :
2223 - " ما تريدون من علي؟ إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي ". ........ وأخرجه أحمد (1 / 330 - 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا. وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: " من كنت مولاه فعلي مولاه.. " وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (1750) . فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث وتكذيبه في " منهاج السنة " (4 / 104) كما فعل بالحديث المتقدم هناك، مع تقريره رحمه الله أحسن تقرير أن الموالاة هنا ضد المعاداة وهو حكم ثابت لكل مؤمن، وعلي رضي الله عنه من كبارهم، يتولاهم ويتولونه. .... هذا كله من بيان شيخ الإسلام وهو قوي متين كما ترى، فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع والمبالغة في الرد على الشيعة، غفر الله لنا وله.

در جاي ديگر ميگويد: اين حديث صحيح است بالاترين حدي كه ميتواند يك حديث صحيح باشد:

السنة - ابن أبي عاصم، وظلال الجنة (الألباني) - (2 / 338) وثانيا من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وهو حديث صحيح غاية جاء من طرق جماعة من الصحابة خرجت أحاديث سبعة منهم ولبعضهم أكثر من طريق واحد وقد خرجتها كلها وتكلمت على أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة

خداي متعال را شكرگزاريم كه در عصري زندگي ميكنيم كه مسلمين ديگر شك در وقوع قضيه غدير خم ندارند، و تنها اختلاف آنها بر سر مراد پيامبر از اين حديث است، و بالأخره گذشت زمان يكه‌تازي و جولان دادن كساني كه باد در غبغب انداخته و ميگفتند حديث غدير خبر واحد است كه صحيح بودن آن هم معلوم نيست!!! اكنون بخاري و مسلم مانده‌اند و سؤال مسلمانها كه آيا شما كه جزئي‌ترين قضاياي پيامبر را نقل ميكنيد چه شد كه يك قضيه مهم متواتر در زندگي حضرت را نياورديد؟ آيا هيچ سند صحيح براي آن نيافتيد!! يا ديديد همه اذهان با شنيدن حديث غدير ناخودآگاه درگير قضيه سقيفه ميشود؟!

و الله الكافي
"

Wednesday 30 August 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:06PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند