بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

saeed_s58 saeed_s58 الأن بر روي خط است

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 2 از 2
  1. saeed_s58
    Tuesday 5 September 2017
    saeed_s58
    سلام
    من هنر کنم در شاگردی کاهل نباشم
  2. منصفي
    Monday 4 September 2017
    منصفي
    جناب شما آخوندی

درباره من

  • درباره saeed_s58
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 11 دقيقه پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 17 May 2008

اطرافیان

نمایش 1 تا 1 از 1 آشنایان

اطلاعات آشنا

پيام‌رساني فوري
ارسال پیام به saeed_s58 با استفاده از :
این صفحه
http://iranclubs.org/forums/member.php?u=12897

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Saturday 21 October 2017
08:47PM - saeed_s58 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی شک...
07:03PM - saeed_s58 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی نا...
Friday 20 October 2017
05:33PM - saeed_s58 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی خل...
08:51AM - saeed_s58 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی طفلکی نرف...
08:47AM - saeed_s58 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی و ا...
06:32AM - saeed_s58 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی قط...
Friday 13 October 2017
05:55AM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی پس شر...
Thursday 12 October 2017
12:26PM - abtahisina گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی طب...
06:27AM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی یعنی ...
Wednesday 11 October 2017
02:24PM - abtahisina گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی با...
06:56AM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی اضاف...
06:54AM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی هر کس...
06:51AM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی برای ...
Monday 9 October 2017
06:43PM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی کل عق...
06:38PM - saeed_s58 گفتاری از abtahisina در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی پیرو...
Friday 6 October 2017
07:03AM - نوشته های حذف شده
06:56AM - نوشته های حذف شده
06:55AM - نوشته های حذف شده
06:53AM - نوشته های حذف شده
06:53AM - نوشته های حذف شده

دیوارۀ کاربر

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
شکی درش نیست که این کتاب رهنمای متقین است؛ این را پروردگار می فرمایند آیا باز هم برایت کفایت نمی کند؟!
دارد می گوید شکی درش نیست، باز هم شک داری که این کتاب تو را به سر منزل مقصود برساند؟!
همچنان که در این شک نداریم که «و لا یزید الظالمین إلّا خساراً»
چنان که بعینه می‌بینیم نمونه حاضر آن را در غانت و امثال او که چگونه با اتباع اهواء خود و تحمیل آن بر آیات الهی، راه ضلالت و خسران می‌پیمایند "

28 دقيقه پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
نام بقره از داستانی گرفته شده که که شرح آن در آیات 67 تا 71 آمده است. بقره حکایت غم نگیز و تأسف بار اکثریت انسانها در بر خورد با احکام و آیات الهی است، مردمی که هیچگاه کتاب آسمانی خود را، برای هدایت و رشد، کافی ندانسته ، نمی دانند و نخواهند دانست. آنها همواره به این می اندیشند که آنچه پروردگار در کتابش می گوید، حق مطلب نیست و برای هدایت کفایت نمی کند، بخاطر همین است که نسبت به رهنمونهای کتاب احساس ایمنی نمی کنند و ایمان نمی آورند.

این نکته بسیار جالب است که این داستان غم‌انگیز با آنچه نتیجه‌گیری شده گویا متفاوت باشد!!!!!
و اما شرح داستان!!!!! که در آن هیچ اثری از کتاب و مکتوب و امثال آن نیست:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
شرح داستان این است که موسی به قوم خود می گوید: خداوند به شما دستور می دهد گاوی بکشید و آنها پاسخ می دهند: ما را گرفته ای؟!

- به خدا پناه می برم که بخواهم همچون جاهلان شما را به سخره بگیرم
گفتند: از اربابت بخواه برایمان مشخص کند چگونه گاوی باشد ( گاو، گاو است دیگر، برایتان چه اهمیتی دارد که چگونه گاوی باشد، اگر ریگی به کفش ندارید خب هر گاوی را که دلتان می خواهد بکشید، اگر لازم بود خدا خودش به شما می گفت چگونه گاوی باشد)
- پروردگار می فرمایند گاوی باشد نه پیر و از کار افتاده و نه بکر و جوان، پس دیگر آنچه را امر شده اید انجام دهید!
گفتند: از اربابت بخواه برایمان مشخص کند که گاو چه رنگی باشد؟
- پروردگار می فرمایند گاوی باشد زرد فام که رنگش برای بینندگان شادی بخش است.
دوباره از پروردگارت بخواه برایمان مشخص کند چگونه گاوی باشد چون امر بر ما مشتبه شده و نمی دانیم کدام گاو را باید بکشیم اگر این را بگویی انشاء الله حتماً هدایت خواهیم یافت و گاو مورد نظر را پیدا می کنیم( ظاهراً آنها به تعدادی گاو با رنگ مشابه برخورد می کنند و در می مانند که باید کدام یک را انتخاب کنند! اگر فقط به همان امر نخستین پروردگارشان اکتفامی کردند حالا به این اشکال بر نمی خوردند!)
- پروردگار می گویند گاوی است که رام نشده تا زمین را شخم بزند و کشتزار را آبیاری نماید، گاوی سالم است و لکه ای در رنگ آن نیست( ببینید با این ایرادات بنی اسرائیلی چقدر کار را بر خود پیچیده و مشکل کردند!)
گفتند: حالا درست شد، الآن حق مطلب راگفتی! ( یعنی آنچه خداوند اول بار فرمودند حق نبود؟!) بالاخره ( بعد از کلی ایراد و کش و قوس) گاو را ذبح کردند تازه باز هم نزدیک بود که این کار را نکنند!



تمام اینها مکالماتی شفاهی است و اثری از اشاره به امر مکتوب یا الواح یا مانند اینها نیست!
حال تصور کنید شخصی مانند غانت در آن روزگار در آنجا می‌بود، قطعاً کار بنی‌اسرائیل در ایراد گرفتن بسیار راحت می‌بود، چرا که راحت در خانه‌هایشان می‌خزیدند و پنبه در گوش فرو می‌کردند و می‌گفتند هرچه موسی گفته برای خودش گفته و تا لوحی در زورقی از نور از آسمان برایمان نازل نشود و یا بلکهبر خودمان وحی نشود، هیچ چیز را نمی‌پذیریم و ای موسی! تو برو به خدایت بگو که مستقیم کتابی به خودمان نازل کند و از این به بعد هم از این چیزها از خودت درنیاور تا از این قربانی‌ها که در دین مادری سابق بوده به ما دستور دهی!
بله! چنین است دیوار حاشای اهل تکذیب پیامبران الهی و روش‌های مختلف که البته در طی زمان به مرور روش‌های جدیدی برای تکذیب آیات و رسل پیشین به صورت به‌روزشده رونمایی خواهد شد!
اما فراموش کرده‌اند که این خط ولایت طاغوت که در پیش گرفته‌اند و آنان که با خدا شریک کرده‌اند، چه اربابان مادی ایشان و چه نفس ضعیف خودشان، ذره‌ای نمی‌توانند چیزی از ایشان دفع نمایند
ضعف الطالب و المطلوب
"

2 ساعت پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
خلاصه اینکه قوم پیامبر به تبع شرکاء و
نوابشان ، چیزهای زیادی، اعم از غذاها و غیره را از پیش خود حرام می کردند و یا برای استفاده از آنها، محدودیتها و باید نبایدهایی وضع می نمودند. مثلاً قائل بودند به اینکه آنچه در بطن بعضی حیوانات وجود دارد فقط برای مردان حلال است و بر زنان حرام می باشد ولی اگر مرده باشد، زن و مرد در آن شریک هستند!
بر چه اساسی ؟

اینکه در
هر زمانی چه چیزی دستمایه ابلیس و اعوانش برای اضلال بندگان خدا قرار می‌گیرد، بستگی به شرایط دارد، اما آنچه در بین تمامی آنها مشترک است، خروج از راه صحیح و امحاء آثاری است که از انبیاء الهی بر جای مانده. این کار به انحاء گوناگون صورت می‌گیرد.
این انشاءهایی که امثال غانت می‌نویسند و بر اساس آن ادعاهای گنده‌تر از دهان مطرح می‌کنند، تنها و تنها یک هدف دارد: محو آثار صحیحه خاتم النبیین - صلی الله علیه و آله - و
خط اولیاء الهی و تفسیر به رأی و تحمیل اوهام خود بر کتاب الله و دروغ بستن به خدا برای اینکه خط هدایت الهی گم شود و در وانفسای به وجود آمده، پیامبران دروغین و متوهمین شرور، جایگزین خط حق ولایت الهی شوند.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
قطعاً زيان كردند آنان كه از روی نادانی و سفاهت، آنهم بدون هیچگونه علم و مدرکی، فرزندان خود را كشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزى داده بود حرام كردند. اینان سخت گمراه شدند و هدایت نیافتند. 140

و چقدر بیچاره‌اند کسانی که خود را هیزم آتش نمودند برای خودبزرگ‌بینی و یا اندک متاع حیات دنیوی که اربابانشان به ایشان می‌دهند تا مردم را از خط ولایت الهی منحرف سازند و اوهام خود و اربابانشان را جایگزین نمایند. "

يك روز پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
طفلکی نرفته پارک پیاده روی ونماز .........خوب جمعه هس تعطیله یا مادر بچه ها کار داشتن البته هوام سرد شده
سلام علیکم
جز این به ذهن متبادر نمی‌شود از اطلاق صلاة بر افعال و گفتار من‌درآودری اینان جز مضمون این آیات شریفه:
وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿انفال/۳۴﴾
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿انفال/۳۵﴾ "

يك روز پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
و از پیش خود گفتند: مصرف این قسم از حیوانات و محصولات زراعی محدودیت دارد و هرکسی نمی تواند از آن بخورد الا آنکه ما بخواهیم. و نیز حیواناتی که سواری گرفتن از آنها حرام شده و نباید بر پشتشان سوار شد. و حیواناتی که متذکر حلیت آنها در کتاب خدا نمی شدند و به افتراء، مصرف آنها را حرام می کردند. خداوند بزودی بخاطر آنچه به او افتراء می بستند مجازاتشان خواهد کرد. 138

چه چیزی را از پیش خود حلال کنی و چه تحریم نمایی ممنوع است. پس دست بردار از افترا بستن به خدا و رسولش و خود را به عنوان یگانه مرجع و به وزان رسول معرفی کردن.
بدان که مورد لعن خدا و ملائکه قرار می‌گیری.


نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
علت اصلی ارسال هر پیامبری این بوده که آنچه را شیاطین جنی و انسی به دروغ از زبان پیغامبران و رسولان دیگر نقل می کرده و به خدا افتراء می بسته اند پاک کند و امحاء نماید.
خدا می‌داند که چقدر به دروغ مطالبی را نسبت داده‌ای و حیا هم نمی‌کنی.
دروغ بستن به چند نحو صورت می‌گیرد: یکی اینکه چیزی که گفته نشده را نسبت دهی. دیگر آنکه چیزی را که گفته شده، انکار نمایی بدون هیچ حجتی. و طریق دیگر هم این است که آنچه گفته شده را دگرگون سازی و آنچه را به ذهن بیمارت آمده، به دروغ معنی آیات الهی جلوه دهی و این هم از همان سنخ اولی است با این تفاوت که در اینجا کلام حق به ظاهر مبنا قرار داده شده است، اما با قیچی کردن و آدرس غلط دادن، چیزی که مراد نبوده، مراد از کلام جلوه داده می‌شود. "

يك روز پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
قطعی و مبرهن است که شرکا و خدایان مشرکین عصر رسول الله، به گمان خودشان، ملائکه بودند و آنها ملائکه را به عنوان واسطه هایی بین خود و الله تصور می کردند و عقیده داشتند که این واسطه ها، احکام و فرامین الهی را از خداوند ستانده و به ایشان می رسانند.

قطعی و مبرهن است؟ به ادعا؟
بله، هرچه غانت بگوید قطعی و مبرهن است!!!!!
و به هیچ استدلال و استظهاری نیاز ندارد، چون غانت ادعا می‌کند که هر چه می‌گوید از قرآن است و هرچه دیگری خلاف او بگوید از دین مادری!!


نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
این عهدی است که خداوند از بنی آدم گرفته که شیطان را پرستش( بندگی و اطاعت) نکنند:

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(36:60)

ای بنی آدم! آیا با شما عهد نبستم که شیطان را پرستش نکنید که او دشمن آشکار شماست؟

ببینید ابراهیم به پدرش چه می گوید:

يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيًّا(19:44)

اى پدر، شيطان را مپرست، زيرا شيطان خداى رحمان را نافرمان بود.

ای کاش به مقتضای این آیه عمل می‌کردی و دست از ایحاءات آن لعین و اعوانش برمی‌داشتی. تو یا با القاءات شیطان، هواپرست شده‌ای یا بردگی اعوان ابلیس می‌نمایی.
آیا گمان می‌کنی که اگر به وعده‌های آن ملعون توجه کنی و اربابانت را که گمان می‌کنی قدرت دنیا در دست آنان است، اطاعت نمایی، دنیایت تأمین خواهد شد؟
خیر. به تجربه امثال صدام تکریتی خوب نگاه کن. گمان نکن که اربابانت نسبت به ایده و دین یا نژاد خاصی استثناء قائل می‌شوند.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
شیطان پرستان واقعی در اصل کسانی هستند که از نواب زمینی تبعیت می کنند اما شیطان پرستان قلابی نیز بعضی وقتها کارهایی مشابه با شیطان پرستان واقعی انجام می دهند.

البته منحصر در این گروه نیستند و من هنوز احتمال می‌دهم که تو ممکن است مستقیماً دچار ایحاءات ابلیس شده باشی و او نفست را برایت تسویل کرده و در خودپرستی غوطه‌ور هستی.
به هر حال کری و کوری و کوردلی تو و امثال تو ناشی از شیطان‌پرستی و تعبد به شیطان و اعوانش و اتخاذ ولی من دون الله است یا اینکه خودپرستی با تسویل شیطان که البته بازگشتش با ایحاءاتی که می‌کند به همان شیطان‌پرستی است.
پیشتر هم ثابت شد که تو اتباع از ابلیس را دچار اشکال نمی‌دانی و تنها مشکلت با پذیرش ولایت الله و اولیاء الهی و مؤمنین است.
"

يك روز پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
پس شرک یعنی چی؟ طبق قرآن ثابت کنید.
در یک بحث، لازم است سیر منطقی و روش عقلائی حاکم باشد و ما ابتدا باید از موضوع اولی که مطرح کرده‌اید، فارغ شویم تا بعد به سراغ مطلب بعدی برویم.
بحث ما در آیه شریفه «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین» بود و شما این اتهام را مطرح کردید که ما خلاف مقتضای آیه عمل می‌کنیم و از غیر خدا استعانت می‌کنیم و ما را مشرک دانستید.
بنده هم طبق گفته خودتان علی المبنی، نوشتم که با این حساب شما در تمامی اعمال خودتان که به هر چیز دیگری متوسل می‌شوید و از آن کمک می‌گیرید، مرتکب شرک می‌شوید.
آیه شریفه هیچ قیدی ندارد و شما که بنده را متهم به دروغ‌گویی در پیشگاه خدای متعال کردید، خودتان در تمامی اعمالتان مرتکب خلاف مقتضای آیه می‌شوید.
آنچه که نزد ما واضح است، این است که اگر شخصی که دارد از چیزی کمک می‌گیرد، با این دید باشد که آن چیز، مستقل در تأثیر نیست و با قوه یا اثری که خدای متعال برای آن قرار داده، مؤثر است، به هیچ وجه استعانت از غیرخدا نمی‌شود و اما اگر با آن دید شما که تأثیر را برای ماده و هر چیز مادی، مستقلاً قائلید، در حقیقت مراجعه به پزشک، و حتی تمامی اعمال روزمره که مستلزم استعانت از اجزای بدن است مثل نوشتن، گفتن، خواندن و ... و همینطور استفاده از تمامی وسائط مادی، خلاف مقتضای آیه می‌شود. "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی ما همانطور که به پزشک میرویم تا مداوا کند؛ باید همینجوری هم پیش مقبر ها برویم و از صاحب مقبره تقاضا کنیم و نیازمان را بگوییم؟؟؟
طبق معمول مطلب را کج و معوج برداشت کردید؛ مقصود، این بود که فرقی نمی‌کند و با آن نگرشی که شما دارید و به آن نحوی که پزشک را مستقل در تأثیر می‌بینید و فکر می‌کنید او کاره‌ای هست، هر عمل دیگری هم که سروکاری با چیزی غیرخدا داشته باشد، چه روحش از بدنش مفارقت کرده باشد یا نه، در شرک فرو می‌روید و همه اعمالتان آلوده به شرک است. قصد ما این است که شما مفهوم شرک را اشتباه گرفته‌اید و به شما آدرس غلط داده‌اند. "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
اضافي بودن دو آيه آخر سوره توبه

موضوع اضافه بودن دو آيه آخر سوره توبه نه تنها از طريق معجزات رياضي ثابت ميشود بلكه از نظر تاريخي هم به اثبات ميرسد. تعداد كلمات الله در كل قرآن 2698 است كه ضريب نوزده است، اما با وجود آن دو جمله، 2699 است كه ضريب نوزده نيست. مجموع شماره كل آياتي كه كلمه الله در آن ذكر شده است، ضريب نوزده است، اما با احتساب 9:128 و 9:129 ديگر مضرب نوزده نخواهد بود. تعداد كلمات الله تا آخر سوره توبه ضريب نوزده است، البته بدون احتساب آن دو آيه. اين مورد فقط چند رابطه كوچك بود در ارتباط با اين دو آيه تقلبي. هزاران رابطه ديگر ثابت مي كنند كه اين دو آيه در سيستم رياضي قرآن نمي گنجد؛ خدا اينطوري از كتابش حفاظت مي كند.

بعد از مرگ پيامبر محمد، قارياني به ممالك ديگر فرستاده مي شدند و قرآن را براي مردم آن سرزمينها ميخواندند؛ اما آن مردم قرآن را با خط خود مي نوشتند؛ در نتيجه در كتابت بعضي كلمات، اختلافاتي پيش مي آمد. در نتيجه نوزده سال بعد از مرگ پيامبر محمد، كميته اي رسمي تشكيل شد تا كه چندين نسخه از كتاب قرآن را از روي نسخه اصلي تهيه و به ساير مناطق اسلامي بفرستند. هر قسمت از قرآن كه نوشته ميشد بوسيله چندين كاتب وحي تاييد ميشد تا به اواخر قرآن رسيدند. سوره توبه يك سوره مانده به آخر بود كه بر محمد رسول خدا نازل شد. نوبت به نوشتن دو آيه آخر سوره توبه شد كه فقط پيش يك نفر بود و آن خزيمه بن ثابت الانصاري بود (جالب است كه نام كامل اين فرد نوزده حرف دارد). اين دو آيه پيش كساني ديگر از كاتبان يافت نشد. آيات قرآن قبلا نوشته شده بود. براي هر آيه اي كه تاييد ميشد، ميبايستي بيش از يك نفر آن را تاييد مي كردند. اما دو آيه آخر سوره توبه فقط پيش خزيمه بود. كميته كتابت قرآن با اين دو آيه موافقت كرد و آن را جزو مصحف گردانيدند. در طول تاريخ به اين فرد لقب ذوالشهادتين دادند. زيرا برخلاف معمول و دستور خود قرآن شهادت او به عنوان شهادت دو نفر مورد قبول واقع شد. اين دو آيه به احترام محمد رسول خدا اضافه شده بود (اما آنها ندانستند كه تخلف بزرگي را موجب شدند و همين مورد باعث اختلافات زياد و جنگهاي زيادي شد). اكثريت نويسندگان موافقت كردند به جز علي بن ابيطالب كه شديدا مخالف بود. علي مخالف اضافه شدن به كتاب خدا بود. در تاريخ ذكر شده است كه :

"علي در خانه اش نشسته بود به او گفتند چرا بيرون نميايي؟ گفت دارد در كتاب خدا چيزي اضافه ميشود تا آن را اصلاح نكنم لباس بيرون نميپوشم." (منبع : اتقان سيوطي)

اين اضافه كردن به قرآن چندين حادثه را به دنبال داشت.

1- قهر اوليه علي با منحرفين قرآن.

2- نهايتا بين علي و منحرفين جنگ صورت گرفت. در اين جنگها منحرفين قرآنها را بر نيزه ها ميكردند.

3-جنگ معروف كربلا كه حسين بن علي و يارانش در اين راه شهيد شدند. تا بالاخره بعد از مدتها جنگ، فضا مقداري آرام شد و خليفه اموي مروان بن الحكم در سال (19*36)684 ميلادي به خاطر ترس از جنگ دوباره، دو آيه اضافه شده را تاييد كرد و نسخه هاي فاقد اين دو آيه را به نابودي كشاند و به اين طريق پيروزي ظاهري با منحرفين بود.


در تاييد اين مورد اگر به قرآنهاي قديمي نگاه كنيد ميبينيد كه همه سوره توبه را مدني دانسته به جز دو آيه آخر كه گفته است مكي است. و اين در حالي است كه كسي (خزيمه بن ثابت الانصاري) كه اين دو آيه را نقل كرده بود در آن موقع هنوز مسلمان نشده بود!

با كمال تاسف، اين حوادث در طول تاريخ باعث جنگها و اختلافات زيادي شد. اما بعدا منشا و مبدا اين حوادث بفراموشي سپرده شد و حال آنكه تعداد زيادي از مسلمانان فكر مي كنند كه جنگهاي بعد از پيامبر محمد بين مسلمانان بخاطر خلافت بوده است. اين انحراف بزرگي است كه در طول تاريخ رخ داده است. ضررات ناشي از انحراف را داريم مشاهده مي كنيم. جنگ بر سر اينكه بعد از مرگ پيامبر محمد كي خلافت مي بايست مي كرده و كي مي بايست خلافت نمي كرده است، مسلمانان را به دسته هاي مختلف تقسيم نموده است. همين حالا بحثهاي خلافت و جانشيني آنقدر داغ شده است كه تمام جوانب و مباحث مذاهب اسلامي را تحت پوشش قرار داده است، بطوريكه مسائل اساسي مثل يكتاپرستي و خداپرستي را در حاشيه قرار داده است. كتابهاي قطور و شبكه هاي ماهواره اي زيادي ايجاد شده اند در جهت مباحثه در مورد اختلافات بعد از مرگ پيامبر و روز بروز اختلافات بين مذاهب اسلامي عميقتر ميشود. كساني كه اين چنين كنند، خدا هم به آنها رحم نخواهد كرد و آنها را مورد غضب خود قرار خواهد داد، همانطور كه سوره توبه بدون رحم خدا آغاز شده است. اين اختلافات فرقه اي آنقدر گسترده شده است كه معجزه اي مثل معجزه رياضي قرآن (بزرگترين و حيرت انگيزترين معجزه تمام طول تاريخ) اصلا به چشم آنان نمي آيد. اين است كه قرآن مهجور مانده است.

علاوه بر آن يكي از قديمي ترين قرآنها در كويت نشان دهنده اين مورد است. جالب است كه اتفاقا صفحه آخر سوره توبه (كه شامل ايات 128و129 است) پاره شده است و اين نشان ميدهد كه آن موقع سر اين دو آيه هميشه احتلاف بوده است و جهت جلوگيري از اختلاف، آن صفحه را پاره كرده اند. به طوريكه با توجه به حجم و اندازه صفحه دقيقا متوجه ميشويد كه اين قرآن شامل آن دو آيه نبوده است.

با توجه به اينكه رءوف رحيم در قرآن صفت اختصاصي خداست و براي مخلوق به كار نميرود. اما در آيه 128 سوره توبه صفت رءوف رحيم براي پيامبر به كار برده شده است كه با تعليمات قرآني مخالف است. در اينجا ليست آيه هاي ديگري كه رءوف رحيم در آن به كار برده شده است را ذكر ميكنيم تا كه مشخص شود واقعا آن دو آيه جزو قرآن نيست.

تمام "رءوف رحيم" هاي ديگري كه در قرآن ذكر شده است ، همه صفت خدايند نه مخلوق!


[2:143] وَكَذَلِكَ جَعَلْنَكُمْ أمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَىالنَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَاالْقِبْلَةَ الَّتِى كُنتَ عَلَيْهَا إلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُالرَّسُولَ مِمَّنْ يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةًإلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَإيمَنَكُمْ إنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[9:117] لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِىِّ وَالْمُهَجِرِينَ وَالْأَنصَارِالَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِى سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَيَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[16:7] وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[16:47] أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[22:65] أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِى الْأَرْضِ وَالْفُلْكَتَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِه وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَىالْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[24:20] وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ

[57:9] هُوَ الَّذِى يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ ءايَتٍ بَيِّنَتٍ لِيُخْرِجَكُمْمِنْ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

دعايي كه ما آن را در دلمان داريم دعاي زير است كه بايد فقط و فقط خداي مهربان را رءوف رحيم بدانيم. در آيه زير خدا از عبارت رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ استفاده مي كند. ربنا انك يعني خدايا فقط تو (فقط تو) رئوف و رحيم هستي.

[59:10] وَالَّذِينَ جَاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَاوَلِإِخْوَنِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَنِ وَلَا تَجْعَلْ فِىقُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ ءامَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ

خداي مهربان سوره توبه را با رحمان و رحيم شروع نفرموده است، زيرا اين سوره بيشتر شامل خشم و غضب خدا براي منافقين و مشركين است. اما متاسفانه در قرآنهاي چاپ فعلي در آخر سوره، براي رسول صفات دوتايي رءوف رحيم بكار برده شده است. مثل اين است كه آنجايي كه خدا رحم بكار نميبرد، رسول برخلاف خدا رحيم است!

سبك و سياق آخرين آيه سوره توبه نشان مي دهد كه آيه 127 ام آخرين آيه سوره است. خدا در اين آيه عبارت " هرگاه سوره اي نازل مي شد،" را استفاده مي كند و اين نشان مي دهد كه اين آخرين كلام خدا در سوره است.

[9:127] وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ

[9:127] هرگاه سوره اي نازل مي شد، بعضي از آنها به يكديگر نگاه مي كردند، انگار كه بگويند: "آيا كسي شما را مي بيند؟" سپس آنجا را ترك مي كردند. بنابراين، خدا قلب هايشان را منحرف كرده است، زيرا آنها مردمي هستند كه درك نمي كنند.

مقدار ابجد محمد، 92 است. رابطه زير نشان مي دهد كه سوره 9 با 127 آيه بر پيامبر محمد نازل شده است.

228 = 19*12 = 92 + 9 + 127

دو آيه تقلبي كه در طول اين هزار و چهارصد سال به زور در مصحف جاي گرفت، بنابه هزاران دليل نميتواند جزو قرآن باشد. ممكن است كه اين دو آيه براي مدتي در مصحف قرآن جاي گرفته باشند، اما واقعا در قرآن جاي نگرفت و هيچوقت نميتوان حتي يك حرف به قرآن اضافه كرد. رياضيات سربازان پروردگار هستند و به امر خدا از قرآن حفاظت مي كنند.
واقعاً این همه دروغ و بافتنی را از کجا آورده‌اید؟
اینها حدیث نیستند؟
از کجا فهمیدید درست هستند؟
چون رشاد خلیفه توهم کرده یا بافته؟
عجیب است که شما که آن‌همه دیگران را در ارسال نوشتارهای طولانی مذمت می‌کردید و الآن این‌همه بافتنی را یک‌جا صادر کرده‌اید!!!! "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
هر کس پیامی از طرف خدا بیاورد، ما پیامش را می پذیریم. فرقی ندارد صوفی زاده یا غیر صوفی زاده باشد. دین آبا اجدادیش برای ما مهم نیست. می دانید چرا پیامش را قبول می کنیم، برای اینکه خدا خودش دستور فرموده است.

46:9
بگو من از [ميان] پيامبران نودرآمدى نبودم و نمى‏ دانم با من و با شما چه معامله‏ اى خواهد شد جز آنچه را كه به من وحى مى ‏شود پيروى نمى ‏كنم و من جز هشداردهنده‏ اى آشكار [بيش] نيستم

(خدا) به هر كس كه بخواهد حكمت مى ‏بخشد، و به هر كس حكمت داده شود، به يقين‏، خيرى فراوان داده شده است‏؛ و جز خردمندان‏، كسى پند نمى‏ گيرد.
مشکل اینجاست که صرف کشف نیم‌بند رابطه‌ای ریاضی که معلوم نیست درست باشد، دلیل موجه و حجتی بر تبعیت کور از شخصی نمی‌شود و شما با معیارهای دوگانه خود در پذیرفتن احادیثی که از این شخص می‌شود و شما معامله قطعی بودن با آنها می‌کنید و هر آنچه به او نسبت داده شده است را چشم‌بسته می‌پذیرید، خود را به هلاکت افکنده‌اید. "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
برای چی؟ دلیلت را بیاور. شرک ما چیست؟
بارها توضیح داده شد که شرک شما در مراجعه به پزشک و در تمام افعالی که با هر چیز دیگری سروکار دارید، خودش را نمایان می‌سازد و البته توضیحات ما را نادیده گرفتید و پاسخی هم ندادید.
اکنون اضافه می‌کنیم که پذیرش ولایت «من دون الله» و پیروی کورکورانه از شخصی که حجت واضح بر تبعیت از او ندارید هم امر واضح دیگری است که دلیل قاطع بر پشت پا زدن به قرآن و دستورات الهی است. "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
کل عقیده شما بر دو پایه استوار است. هر کدام از این دو پایه فروریزد، بدبخت خواهید شد در این دنیا و آن دنیا

1- مرده ها صدا و راز ونیاز زندگان را میشنوند و اجابت می کنند.

2- کتب حدیث پیام رسول خدا هستند.
آنچه عقیده ما بر آن استوار است توحید حقیقی و پذیرش ولایت الله و آنان که او امر به پذیرش ولایتشان و تبعیت از ایشان فرموده و اخذ معارف توحیدی و عبودیت حق تعالی است.
و اما شما که اتخاذ بیت کرده‌اید همچون عنکبوت و بر هیچ عقیده‌تان را بنیاد نهاده‌اید و هیچ استدلالی هم نمی‌آورید و در برابر استدلالاتی که مطرح می‌شود هم پاسخی ندارید و فقط ذوق‌زدگی و شیفتگی نسبت به خود یا دیگرانی که هیچ رد پایی از توصیه به تبعیت آنان در مظان معقول آن وجود ندارد، باعث شده تا اباطیلی را ادعا کنید و از پاسخ فرار می‌کنید، زود است که نتیجه اعمال و افکار خود را خواهید دید و کری و کوری و کوردلی‌تان کار دستتان خواهد داد.
و السلام علی من اتبع الهدی "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
پیروی از رسول مرده را همه مدعی هستند؛ مهم پیروی کردن از رسولان زنده است.
پیروی از رسول زنده، فرع بر وجود و اثبات آن است و نه صرف ادعا و دروغ بستن بر خدا و نسبت دادن این جایگاه به آنان که لایقش نیستند، از بزرگترین جنایات است. "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
شعار فقط الله و فقط قرآن شعار زیبایی است، اما باید دید از سوی چه کسی و با چه انگیزه‌ای مطرح می‌شود.
بسیاری از افرادی که به دنبال تراشیدن بت‌های جدید هستند، در همین لفافه به اغراء مردمان مشغولند و در همین مدت هم نشان داده‌اند نه از منطق بهره‌ای دارند و نه اهل بحثند.
جالب اینجاست که هر برداشتی از قرآن و الله و عبودیت او را غیر از برداشت خودشان، بدون هیچ دلیلی آشکار، رد کرده و متهم به خروج از دایره تقوا یا شرک و امثال آن می‌نمایند.
متنی را که به خیالشان می‌شود با نادیده گرفتن برخی از آن، به هر شکلی از آن برداشت کرد، محور قرار داده و تمام هدایت‌های رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و تعلیمات ایشان را نادیده می‌گیرند و به این بهانه که در حدیث، تحریف ممکن است، سعی در محو تمامی آثار ایشان دارند.
کدام انسان عاقلی، به این دلیل که ممکن است در آبی مواد سمی باشد یا در بین گیاهان، علف‌های سمی وجود دارند، دور تمام آب‌ها و گیاهان خط می‌کشد و می‌گوید نزدیکشان نشوید؟
توجه کنیم که اگر نیازی به این تعالیم نبود و پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - هم چیزی جز قرآن نیاورده و یا هر آنچه آورده، جز قرآن قابل اعتنا نیست - نعوذ بالله - پس چه ضرورتی بر بعث رسل بود؟
خدای متعال این فتنه‌ها را می‌داند که امر به طاعت رسول فرموده و طاعت او و اتّباع او را لازم شمرده و فرموده «و ما ینطق عن الهوی» و تمام آنچه را پیامبر فرموده، بر اساس وحی می‌داند و می‌فرماید «إن هو إلّا وحیٌ یوحی». اما این بیماردلان به جای طاعت رسول، به بهانه‌های واهی که نزد عقلاء قابل پذیرش نیست، سعی در جایگزینی تفسیرهای آلوده به هوای خود یا دیگرانی که فریفته ایشان شده‌اند دارند.
گروهی از آنان، اگرچه می‌گویند خودتان بروید سراغ قرآن اما تنها برداشت معتبر را برداشت خودشان می‌دانند و هیچ چیز دیگری را نه می‌پذیرند و نه استدلال واضحی علیه آن می‌آورند و نسبت به هر مطلبی غیر از اهواء خود کر و کور و کوردلند. گروه دیگری هم تابع فهم دیگری شده و مثلاً به بهانه کشف فلان اعجاز، چشم و گوش بر هر چیزی بسته‌اند: صمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ ...
اینان که البته بعید است خودشان دست به کار شده و آن ادعاها را خودشان بررسی دقیق و محاسبه کرده باشند، نوعاً به یک نقل از آن شخص که حتی او را ندیده‌اند، اکتفاء می‌کنند و حال آنکه فریادشان بر سر همه نقلیات بلند است!
انسان عاقل، پس از هر چیز شیفته‌کننده‌ای برمی‌گرددو تأمل می‌کند.
اصل اعجاز را هر مسلمان معتقدی قبول دارد، اما تقلیل اعجاز به یافته‌ها و در مواردی بافته‌های شخصی یک نفر که در مواردی به خطا رفته، هیچ وجه قابل قبولی، جز شیفتگی مفرط نسبت به یک شخص و نقل قول‌های از او یا خودشیفتگی مفرط و همچنین تسویل و تلبیس ابلیس در تقویت این حالت‌ها نمی‌تواند نزد انسان عاقل بیابد.
و السلام علی من اتبع الهدی "

يه هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
ما همچنان داریم آیات سوره انعام را مطالعه می کنیم، به مرور که جلو می رویم، مفاهیم آیات بازتر می شوند و با مثالهای عملی که خداوند برایمان می زند، منظور آیات را بهتر متوجه خواهیم شد. انعام از آن سوره هایی است که اگر لطف خدا شامل حالمان شود، می تواند ما را از لبه پرتگاه آتش به کنار زند و رستگارمان سازد .

مطالعه با تحمیل توهمات به آیات شریفه و قیچی کردن حقایق تفاوت دارد و غانت کماکان مشغول این مورد دوم است.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
یک مشر همواره شرک خود را انکار می کند و حتی دربرابر خدا نیز حاضر نیست زیر بار آن برود:

و دقیقاً به همین خاطر است که این شخص، یعنی غانت نه شرک و کفر خود را متوجه می‌شود و نه زیر بار پذیرش حکم خدا، آنگونه که نازل فرموده است، می‌رود.
خدایی که ولایت خودش را قرین به ولایت رسولش و گروهی از مؤمنین فرموده و در مقابل آن، ولایت طاغوت قرار گرفته، که در هر جایی خودش را به رنگی درمی‌آورد و از زمان صدر اسلام هم چنین بوده است و از جمله این رنگ و لعاب‌ها همین خودپرستی و هواپرستی عجیب امثال غانت است.

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
چون: شیطان همواره از زبان رسولان الهی، اعم از پیامبران و ملائکه، با بشر سخن گفته و او را فریفته و از این رو در باور کسی نمی گنجد که رسولان الهی در صدد گمراهی بندگان خدا باشند. فعلاً بگذارید درباره این مطلب زیاد بحث نکنیم چون آیاتی که در پی می آیند بطور واضح و صریح آن را باز خواهند کرد.
و البته هیچ‌گاه سندی بر این ادعاها ارائه نمی‌شود و چشم و گوش و دل را هم بر این بسته‌اند که شیطان با جلا دادن هوای نفس و هواپرستی، کثیری از بندگان را گمراه کرده و به شرک می‌کشاند و آنها خود را مؤمن می‌پندارند! "

2 هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
همچنین، در ادامه چون تعبیر «من دون الله» اهمیت دارد و توسط این شخص یا فهمیده نشده و یا خود را به نفهمیدن زده و به این ارسال بنده هم پاسخی نداده است، مجدداً جهت تذکر می‌آورم:

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
39:3
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ

آگاه باشيد آيين پاك از آن خداست و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏ اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى ‏پرستيم البته خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد كرد در قيقت‏ خدا آن كسى را كه دروغ‏پرداز ناسپاس است هدايت نمى ‏كند (۳)
و اما برای آنکه واضح شود تدلیس این شخص و ملعنت او در کفر به بعضی از آیات الهی و نادیده گرفتن آنها، به این آیات توجه شود:
(سوره مبارکه مائدة)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۵۴﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى ‏آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‏ دهد و خدا گشايشگر داناست (۵۴)




إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ﴿۵۵﴾
ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏ اند همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى‏ دهند (۵۵)




وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿۵۶﴾
و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده‏ اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند (۵۶)



و به شهادت همین آیه اخیر، اینچنین اشخاصی که از ولایت خدا و رسولش و مؤمنینی که توصیف فرموده، روگردانی کنند، بدانند که حزب الله غالبند، به کوری چشم تمامی نواصب پلید و دشمنان خدا و رسول و اهل‌بیت.
و اما آیاتی که در این منظور ذهن را کمک می‌کند تا واضح شود که آنچه به عنوان قید «من دون الله» در آیه شریفه آمده و این مشرک فاسد مفسد آن را تعمیه می‌کند، نقش اساسی دارد ولی این کافر از خدا بی‌خبر، خود را به کوری می‌زند:
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿نساء/۸۹﴾



يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا ﴿نساء/۱۴۴﴾



لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿آل عمران/۲۸﴾



إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿انفال/۷۲﴾



وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿توبة/۷۱﴾


و اما رمز اینکه چرا در جایی به آن شدت با اتخاذ ولی مقابله فرموده و در جایی اتخاذ ولی را به رسمیت شناخته، در همان یک وصف «من دون الله» است که نزد ما واضح است که هرچه هست ولایت الله است و سایر ولایات باید در آن مسیر باشد و مورد دستور خدای متعال و لا غیر.
و اما آنان که شیطان و اولیاء آن خبیث را به عنوان ولی اتخاذ کرده‌اند، ولو اسمی هم از آن نیاورند، اما همان مسیر را به تبعیت از این اشقیاء می‌پیمایند، پس بدانند که این راه جز گمراهی نیست. "

2 هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
و اما باز هم به خاطر آنکه مدعی، از پاسخ‌ها فرار کرده و مرتب دارد تل‌انبار می‌شود، چاره‌ای جز ارائه لیستی از مطالبی که بنده پاسخ داده‌ام، اما مدعی با نادیده گرفتن آنها و فرار از بحث کماکان به تکرار مدعاهای خودش مشغول است، نیست. جهت اطلاع افرادی که تازه به مشاهده بحث می‌پردازند، توضیحات مختصری به رنگ آبی می‌افزایم و البته این مطالب غیر از مطالب دیگری است که اخیراً اضافه شده و منتظر جواب هستیم:
در ابتدا، این شخص اقدام به ایراد این اتهام کرد که ما خلاف مقتضای آیه شریفه «إیّاک نعبد و إیّاک نستعین» غیرخدا را می‌خوانیم و پس از آنکه توضیح داده شد که در نظام اندیشه شیعه خواندن هیچ کسی غیرخدا به نحو استقلال صورت نمی‌گیرد و احدی را مستقل در تأثیر نمی‌دانیم، متأسفانه مدّعی به خاطر ضعف در فهم، به تکرار اتهامات پرداخت و برای اینکه شاید بفهمد، مثالی از اعمال روزمره افراد آورده شد و آن هم مراجعه به پزشک و توسل به اعضا و جوارح برای انجام کارها و خواندن خدا بود:
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
شما اگر پیش پزشک می روید، پزشک به شما جواب می دهد و این منافاتی با ایاک نستعین ندارد. اما امامزاده های شما ، به شما جوابی نمی دهند و صدای شما را هم نمیشنوند.
چطور با «إیّاک نستعین» منافاتی ندارد؟ از صدر تا ذیلش منافات است.
یاللعجب! با همین ملاک، اگر به اعداء الله هم عرض حاجت کنید و از سلطان جائر هم درخواست کنید، چون پاسختان را می‌دهد، پس منافات با در خواست «فقط از خدا» ندارد!!!!
--------------

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
شما روزی ده بار این آیه را میخوانید، این مشکل توست، باید خودت حلش کنی برای خودت.
خیر. ما که از اول مشکلی نداشتیم و برای ما حل است. تو ادعا کردی و همینطور چیزی پرانده‌ای و حاضر نیستی نه استدلال کنی بر ادعای خود و نه دست برداری و وقتی هم کم می‌آوری می‌گویی به من ربط ندارد. اگر ربط ندارد، اشتباه می‌کنی وارد میدان بحث و استدلال می‌شوی در حالی که از حداقل‌های روش تحقیق و استدلال عقلایی بی‌بهره‌ای.
-----------------------

و اما یکی از چیزهایی که جعل کرده بود، مفهوم «مدعوّ غیبی» و استعانت از او بود، که تذکر داده شد که ربطی به آیه مورد بحث ندارد و در ادامه آن را مختص خدای متعال دانست که با تعریفی که پیشتر از این واژه مجعول داشت، وهن مقام پروردگار بود:

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
من آیه هایی که مصادیق این واژه اند ذکر کردم، شما اگر واژه های بهتری سراغ دارید، بفرمایید تا من از این به بعد از آن استفاده کنم.
چون جواب نمی‌دهید، مجبورم مجدداً تکرار کنم و البته می‌دانم جوابی ندارید که بدهید و لافی زده‌اید و خود در آن درمانده‌اید:

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
استعانت از مدعو غیبی فقط مشکل دارد، زیرا این استعانت فقط مخصوص خداست.
در یک جا مدعو غیبی را تعریف کردید به آنها که ما را نمی‌بینند، صدایمان را نمی‌شنوند و نفع و ضرری به ما نمی‌رسانند! و اکنون می‌گویید این استعانت (استعانت از مدعو غیبی) فقط مخصوص خداست! آیا این خصوصیات را در خدا می‌بینید؟ من از شما نخواستم که مدعای خود را تکرار نمایید، بلکه خواستم استدلال کنید و بگویید از کجا؟ به چه دلیل منطقی؟ صرف ادعای شما که چیزی را اثبات نمی‌کند که یک واژه جعل کنید و آن را تعریف کنید و بعد هم انحصار مشکل را در آن بدانید.
----------------------
یکی دیگر از موضوعاتی که مدعی مطرح کرده، نسبت دادن بی‌خبری به حضرت مسیح - علی نبینا و آله و علیه السلام - و نسبت دروغ یک مکالمه به ایشان بود که در اینجا معلوم می‌شود کج فهمی خود او نسبت به قرآن بوده و این شخص از اولیات استظهار هم بی‌بهره است:


نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
آیه قرآن است این را می گوید، باور ندارید:
سوره مائده:
و آنگاه كه خدا به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى؛ و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها باخبرى. (116)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، گواهشان بودم؛ ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود گواه آنها بودى؛ و تو بر هر چيز، گواهى! (117)
ما آیات قرآن را باور داریم اما آیه قرآن این را نمی‌گوید و شما دارید سفسطه می‌کنید.
در آیه شریفه، به هیچ وجه آنچه شما ادعا کردید نیامده است و شما دارید به قرآن دروغ می‌بندید و اوهام و سوء برداشت‌های خود را به کتاب خدا نسبت ناروا می‌دهید.
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۱۶﴾

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۱۱۷﴾

«شهید» بودن، با «خبر داشتن» به یک معنا نیستند و ایشان هم در اینجا بحث نشنیدن یا بی‌خبر بودن را مطرح نکرده‌اند.
-----------------------


نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
این قسمت آیه چه می گوید ؛ خود مسیح می گوید من خبر ندارم، اما شما میگویی نه خبر داره.

تا زمانى كه در ميان آنها بودم، گواهشان بودم؛ ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود گواه آنها بودى؛ و تو بر هر چيز، گواهى!
معلوم شد که با وجودی که دم از آیات می‌زنید اما چنان سرسری نگاه می‌کنید و رد می‌شوید و چنان درهم و برهم کلمات را به هم می‌ریزید که خودتان هم متوجه نمی‌شوید.
باز هم دروغ نسبت می‌دهید به مسیح - علی نبینا و آله و علیه السلام - و به آیات قرآن نسبت ناروا می‌دهید. این کج فهمی شماست و ناشی از ندانستن حداقل‌هایی از ادبیات و روش تفسیر که اینقدر اشتباهات عجیب و غریب می‌کنید و وقتی هم تذکر داده می‌شود توجه نمی‌کنید.

----------------------

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
بنام خدا
میشود شما این آیه را برای ما معنا کنید؟
در بحث شهادت در فقه، به کسی که برای رویدادی در جایی حاضر می‌شود و جهت مراجعه بعدی، در آن رویداد حاضر می‌شود و به نوعی جزئی از آن رویداد می‌شود و مسؤولیتی در قبال آن به عهده می‌گیرد، شاهد گفته می‌شود. طبیعی است که اگر شخصی بر رویدادی شاهد گرفته نشود، به معنی بی‌خبری او از رویداد نیست و چه بسا افراد بسیاری از یک رویداد اطلاع یابند، اما بر آن به عنوان گواه گرفته نشوند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقرة/۲۸۲)
در بحث شهادت که در فقه معروف است، چند نکته به نظر بنده می‌رسد که وجود داشته باشد (یا در تمامی موارد یا به صورت اغلبی):
۱- حضور شاهد در رویداد
۲- جزئی از رویداد شدن شاهد
۳- قبول مسؤولیت شاهد نسبت به رویداد
۴- تحمل شهادت برای رجوع در رویداد خاصی بعد از وقوع رویداد مورد نظر (مثل رجوع در محکمه)
۵- ملاحظه شرایط محکمه
۶- لزوم احراز شرایط درونی خاصی برای شاهد (مثل عدالت)
۷- شهادت از روی حس عادی
۸- افرادی که نسبت به آنها گواهی له یا علیه داده می‌شود
۹- حضور حسی شاهد برای مشهود علیهم یا مشهود لهم

و اما آیه مورد بحث:
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (مائدة/۱۱۷)

با ملاحظه آیاتی از این قبیل، معلوم می‌شود که شهادت جایگاه و مقام خاصی است و در خصوص رسولان الهی، گویا به معنای حجت و راهنما و گواه حاضر به کار می‌رود:


وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿نحل/۸۹﴾

فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴿نساء/۴۱﴾

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا ... ﴿بقرة/۱۴۳﴾


وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿قصص/۷۵﴾


وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿نحل/۸۴﴾

وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿حج/۷۸﴾


وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿زمر/۶۹﴾


وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿حدید/۱۹﴾


وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا ﴿نساء/۶۹﴾

بر اساس آنچه گذشت و سیاق آیات و همچنین در نظر گرفتن معنای شاهد در فقه اسلامی، اینکه شهید بخواهد به صرف خبر داشتن تقلیل داده شود، قطعاً دور از اعتبار است.

---------------------

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
آیه 33 سوره مریم نشان میدهد که مسیح هم می میرد و مرده است اکنون.

وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه ميميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم
باز هم که از جیب خود، به دروغ چیزی را به قرآن بستید و نسبت دادید. شرم نمی‌کنید؟ کجای آیه تصریح به این چیزی که شما نوشتید دارد؟ بلکه آیه ذیل، ظهور در خلاف آن دارد:
(سوره مبارکه نساء)
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿۱۵۷﴾
و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏ اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى كنند و يقينا او را نكشتند (۱۵۷)


بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿۱۵۸﴾
بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (۱۵۸)
-------------------------

این شخص که عادت دارد از این شاخه به آن شاخه بپرد و نسبت به دیگران و عقاید و رفتارهایی که نزد آنان محترم است، توهین کند، اقدام به تکیه بر شایعه‌ای کرد که طی آن مدعی شده بود که فلان امام‌زاده واقعاً در فلان محل نبوده و تکلیف آنان که به زیارت او می‌رفته‌اند چیست؟ که پاسخ داده شد که آنان که به زیارت او رفته‌اند، حقیقتاً و بالأصالة خدای متعال را می‌خوانند و فقط به خاطر امر پروردگار بر تعظیم این خاندان مکرم، به آنان مراجعه و بزرگداشت آنان را بر خود لازم می‌دانند:

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
پس بنا به گفته شما واقعی بودن امام زاده زیاد تاثیری ندارد و مهم همان نیت است.
اینگونه برداشت کردن شما از عبارات واقعاً جای تعجب دارد.
آنچه نوشته شد، این بود که اساس مطلب، آن است که بنده به واسطه آنان که خدا مراجعه و توسیط ایشان را و تکریم آنها را بر ما لازم کرده، از خدای متعال بخواهد و البته جهت انتساب مکان یا زمان، به لحاظ عرفی، در نظر گرفته می‌شود.
مثل اینکه شما به واسطه کلماتی خدا را می‌خوانید که در عرف برای معانی خاصی قرارداد شده‌اند، اما اگر زمانی معلوم شد که بعضی از آن کلمات در اصل برای چیز دیگری قرارداد شده بوده و به اشتباه در مدت زمانی نزد عرف عام برای آن معنایی که شما قصد کرده بودید به کار می‌رفته‌اند، آیا باید بگویید که هرآنچه پیش از این خدا را خوانده‌اید به باد رفته؟ یا اینکه فوراً بگویید پس مهم نیست که معنای یک کلمه چه باشد و برای چه معنایی قرارداد شده باشد؟
قطعاً هر انسان عاقلی پس از آنکه عرف، به اشتباهی که مرتکب شده بود پی برد، از الفاظ صحیح استفاده خواهد کرد و همه هم می‌دانند که در آنچه پیشتر استعمال شده، مقصود و نسبت عرفی کافی بوده و آن استعمال هم عقلایی بوده است. "

2 هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
خجالت و ملامت واقعی در قیامت خواهد بود. شما بیشتر در فکر به هم نریختن وضعیت فعلی هستید. به همین خاطر عصبی و پرخاشگر هستید. اما من در فکر قیامت هستم.
قطعاً چنین است و در آن روز هم حسرت بر دل آنان که به خاطر ذوق‌زدگی بیش از حد، چشم بر حقایق بسته‌اند و مدام مشغول تکرار ادعاها و تهمت زدن به مؤمنین و لجن‌پراکنی علیه طریق حق هستند، نتیجه را خواهند دید و اما وقتی خود را نسبت به آن‌همه مطالبی که نوشتیم، به کوری زده‌اید قدری به مفاد آیه شریفه «من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی و أضلّ سبیلاً» هم اندیشه کنید!
آن‌که از ابتدا با پرخاش شروع کرده و حاضر به آوردن کوچکترین استدلالی نیست و مطالب دیگران را نادیده می‌گیرد شما هستید و نزد همه واضح است! و البته چون چشم بر حقایق می‌بندید، از شما انتظاری جز این نیست که این حقیقت واضح را هم نبینید و چون بنا دارید با هر روش ممکن حرف خود را به کرسی بنشانید به دنبال بهانه برای تثبیت آن هستید و از هر سؤال یا احتمالی که اندک احساس تزلزلی در آنچه دیگران برایتان بافته‌اند یا خودتان بافته‌اید، برایتان به وجود بیاورد، فرار می‌کنید! "

2 هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
وَهٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿الأنعام: ١٥٥﴾
قرار شد کلمه قرآن را نشان دهی و نه چیز دیگر!
اگر متوجه نمی‌شوی که چرا این درخواست را از شما کردم یا برایت نامعقول به نظر می‌رسد، برگرد به چیزی که خود شما درخواست کرده بودید و آن را ارزیابی کن! "

2 هفته پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط abtahisina نوشته شده است نمايش نوشته
آنقدر با حسین بحث کرده ای، توهم دورزدن را یادگرفته ای.
عزیز من تو حاضر نیسیتی بگویید که من اشتباه کردم که دو نماز گفتم. همین. حاضر به اقرار به اشتباه خود نیستی. اینم نتیجه رد آیات محض خدا.
واقعاً خجالت نمی‌کشید؟
یک نگاه به نحوه بحث کردن خودتان و این غانت بیندازید و بگویید که چه کسی دور می‌زند؟ از جواب واضح فرار می‌کند؟ و وقتی گیر می‌افتد از بحث فرار می‌کند و با بهانه‌های مختلف از بحث منطقی در می‌رود؟ "

2 هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:16PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند