Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/class_profileblock_blog.php on line 289

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/class_profileblock_blog.php on line 290

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/class_profileblock_blog.php on line 358

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/class_profileblock_blog.php on line 359

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/blog_functions.php on line 1341

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/blog_functions.php on line 2869

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home2/iranclub/public_html/forums/includes/blog_functions.php on line 2944
باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان - ‌نمايش نمايه‌ي: hosyn

بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 11
  1. سید جواد
    Sunday 3 January 2016
    سید جواد
    سلام علیکم. سلام و احوالپرسی کردن دو نامحرم جوان که خویشاوند همند صله رحم محسوب می شود و مستحب یا این که مکروه و ناپسند است نزد خداوند؟
  2. عبدالعلی69
    Wednesday 9 September 2015
    عبدالعلی69
    سلام سوالی در گفتگوی ...........شده لطف بفرمائید جواب بدید
  3. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  4. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    که شایع است برای گریه ی دیگران هست تا با یاد من به یاد خدا باشند و با خدا باشند که در نیجه به شفاعت آل محمد نایل شوند ؟؟؟/ یا به عبارت ساده ی مادحان : من میروم کشته شوم تا مردم برایم گریه کنند/ آیا به نظر شما روایتی به این مهمی را میتوان با این عبارت اخیر و ساده خلاصه کرد و گذشت؟؟؟و ... بعد به لطف خدا در عبارت بعدی ( لایذکرنی مومن الا استعبر ) و غیره بحث شود که مقید است یا خود مطلق و مستقل و مستانف؟؟؟
  5. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    سلام اقاجون شخصی است روایات انا قتیل العبرات را بد معنا می کرد که من کشته گریه قاتلین خود هستم جواب به او دادم ایشون اینطور مطرح کرده که در ذیل می اید
    سلام علیکم جمیعا ورحمه الله وبرکاته/ حدیث ( انا قتیل العبره ) از نظر سند و مستند جای اشکال نیست اما از نظر متن باید با دقت بیشتری بحث بکنیم / با اجازه دوستان دانشور نتکات چندی به عنوان شروع یادآوری میگردد: 1. با تفحص و مطالعه متون مختلف روایت معلوم میشود قدر متیقن در متن همان ( انا قتیل العبره ) است زیرا ادامه ی آن در همه ی متون نیست و در برخی متنها روایت باهمین یک جمله تمام میشود / 2 . قتیل در اینجا به چه معناست؟ به معنای مقتول است اما به فارسی ترجمه اش چه میشود / آیا به معنای ( کشته شده ) یا ( کشته - مرده ) کنایه از اشتیاق و رغبت بسیار برای گریستن در حال راز و نیاز با خدا / این سخن را امام حسین در کجا گفته است / مراد و مقصود آن حضرت چه بود؟؟؟ / آیا میخواست بگوید که هدف من از شهادت گریستن با یاد خدا در محراب شهادت است تا نه تنها با اشک چشم که با قطره قطره وجودم برای خدا فدا شوم / و یا همان طوری
  6. Teshneh
    Sunday 3 August 2014
    Teshneh
    سلام
    خدا خیرتون بده و موفقتون بداره
    خیلی خیلی از بحثهاتون استفاده میکنیم ............. از کاربر فقط خدا بخواین که از جواب صریح طفره نرن(هر چند من دخالت نکنم بهتر ولی همچین حسی بهم دست داده)
    درکل موفق باشید بحث رو تا به حال خیلی خوب پیش بردین....... ما هم استفاده می کنیم و در دل احسنت می گیم
    حق یارتون
  7. عبدالعلی69
    Saturday 12 July 2014
    عبدالعلی69
    سلام اگه ممکنه مطلبی در توضیح بنای عالم بر 7است
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=1#post2220362
  8. أمة الزهراء(سلام الله عليها)
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم.
  9. دل ارام
    Thursday 19 June 2014
    دل ارام
    سلام
    در پست 457 تاپیک دعوت به سوی خدا سوالی از شما کردم ممنون می شوم پاسخ دهید
  10. عبدالعلی69
    Sunday 1 June 2014
    عبدالعلی69
    سلام علیکم ورحمة الله
    در بحث تفسیر اسفند 90تعریف ماده شخص سوالی دارد در صورت امکان نگاهی بفرمائید

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 12 دقيقه پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Wednesday 16 August 2017
04:36PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
حسین قبرستون ک...
04:11PM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
معذرت میخواهم ...
01:44PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
حسین تو این سئو...
10:43AM - مهبد1 گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
واضح است! چون ت...
04:51AM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
دوست گرامی، ای...
Tuesday 15 August 2017
10:37PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
.مهمترین سؤال م...
10:28PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
همانگونه که قب...
10:24PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
حسین دوباره شل...
09:38PM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
و لذا وقتی میگ...
09:32PM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
پشیمان شدم! پش...
08:53PM - hosyn گفتاری از مهبد1 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
اگر آنها خداوندر...
08:27PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
پس ملائکه یعنی ...
06:36PM - مهبد1 گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
دوست گرامی، قب...
03:30PM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
خیر! یعنی از ما...
02:51PM - hosyn گفتاری از مهبد1 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسلام جناب حسی...
02:07PM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
پس ملائکه یعنی ...
11:55AM - ghanet گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
بنده یادم نیست...
11:41AM - hosyn گفتاری از مهبد1 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
جناب حسین مثل ای...
11:40AM - hosyn گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
افتادن یا اندا...
09:59AM - مهبد1 گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
با عرض سلام، س...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
حسین قبرستون کهنه نشکاف من یادم نیست دیشب چی خوردم ولی مطمئن باش بهت دروغ نگفتم و تورات و انجیل را هم خوانده ام. من همکلاسی و هم نیمکتی یهودی داشته ام و از باورهایش پرسیده ام ، دوست و همکار مسیحی داشته ام...
ما به این راحتی ها نمی توانیم از شر آموزه های دین مادری راحت شویم و هیچ کس نمی تواند ادعا کند یک شبه از دین مادریش پاک شده بلکه این مرور مرتب و مکرر کتاب آسمانیست که به تدریج ما را تزکیه می کند و باورهای غلطمان را اصلاح می نماید.
یادت باشد هرقدر هم این مبحثی که باز کردی طول بکشد من قضیه خوشگلها یا به قول شما خوبرویان را فراموش نمی کنم.
دوست گرامی، واقعا راست میگویید، انسان یادش نیست دیشب چه خورده؟ و اشکالی هم ندارد، و مقصود من نبش قبر نیست، و هر چند بنده در قضیه خوشگلها اشتباهی کرده باشم که حالا حالاها پاک نشود، اما شما بزرگوارتر از این هستید که سؤالات ساده بنده که برای مخاطب شما در این تاپیک بسیار اهمیت دارد را بدون پاسخ بگذارید.

خلاصه شما در این تاپیک طولانی، سعی کردید به مخاطب خود بفهمانید که از دین مادری خود به در آید، و اول بسم الله، شروع کند به تحقیق، و زحمات زیادی در اینجا کشیدید، و خود پرچمدار بیرون رفتن از دین مادری، و ورود به دین حق هستید.

خوب، فرمودید که تورات و انجیل را خواندید ولی یادتان نیست تحقیق چه کسی بود و چاپ چه انتشاراتی بود، مانعی ندارد، آیا یادتان هست تورات و انجیلی که خواندید به چه زبانی بود؟ آیا فارسی بود؟
. "

13 دقيقه پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
حسین تو این سئوال را چند بار پرسیدی من هم جوابت را داده این هم یک بار دیگر:
در عصر رسول الله، یهودیها، نصارا، صائبین، مجوس، تازه مسلمانان و امیها در کنار هم زندگی می کردند. خیلی ها تا آخر عمرشان دست از آئین خود بر نمی داشتند اما بعضی تغییر دین می دادند و به اسلام یا ادیان دیگر می گرویدند. حالا شما برو از یک یهودی که اسلام اسمی را انتخاب کرده بپرس چرا قرآن را گرفتی؟ خواهد گفت: دیدم بهتر است یا درست تر است و از این حرفها.
یا چرا تو رشته ریاضی را انتخاب کردی ؟ چرا اقتصاد یا تجربی نرفتی؟!
من که از فضا نیامده بودم، کما بیش با ادیان دیگر نیز آشنایی داشتم اما تا قبل از خواندن قرآن به دین مادریم بودم، سینه می زدم، زنجیر می زدم و به زور اشک می ریختم تا ثواب ببرم. من تورات و انجیل و قرآن را خواندم و دیدم حرف قرآن بیشتر به دلم می نشیند. اگر انجیل برایم مقبولتر بود شاید آن را انتخاب می کردم.
اگر می خواهید به جواب بهتری برسید از خود سئوال کنید: چرا اکثر مردم به دین مادری خود هستند؟
خداوند می فرمایند از میان اهل کتاب دوره رسول الله عده ای امی بودند و دینشان مادری بود چرا؟ چون کتاب آسمانی خود را نمی خواندند و از محتوای آن آگاه نبودند.
این کتاب آسمانی و نور هدایت الهی است که حق بودن یا نا حق بودن دین مادری را مشخص می کند.
کسی که بدون گرایشهای فرقه ای قرآن را به نظاره می نشیند، سر انجام و به خواست خداوند، پیکره با شکوه توحید را در آن می بیند، حالا اگر گوشه ای از این پیکره زخمی شده باشد در شناخت ما از توحیدی که به عینه روئیتش کردیم و اصل و اساس کتاب است، تأثیر قابل ملاحظه ای نمی گذارد. ممکن است چیزی به قرآن اضافه شده یا از آن کم شده باشد، به هر حال نتوانسته خدشه ای بر اصل کتاب وارد کند.
معذرت میخواهم اگر فراموش کردم، یادم نیست هیچ دفعه گفته باشید که تورات و انجیل هم خواندید، لینک پستی که گفته بودید را بگذارید تا مراجعه کنم.

خوب، هر چند سؤال اینجا هست که وقتی از دین مادری درآمدید، اولویت با چه سنخ کتابی است؟ اما همین که تورات و انجیل را خواندید و قرآن را پسندیدید، خیلی خوب است.

بفرمایید که چه تحقیق و چاپ تورات و انجیل را خواندید؟ این را بفرمایید تا توضیح مهمی را عرض کنم.
. "

3 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
.مهمترین سؤال مخاطب این تاپیک شما، خیلی ساده است، و شما تا کنون از جواب طفره رفته‌اید:

چرا اگر شما از دین مادری خود بیرون آمدید، قرآن را انتخاب کردید؟

شما صریحا اعتراف کردید که:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
من هیچ راهی نمی شناسم که از طریق آن مطمئن شویم آیه ای به قرآن تحمیل شده یا خیر.
و گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

بالاخره باید از یک جایی شروع کرد؛ قرآن نبود انجیل ، انجیل نبود تورات . نخواستی از یوگا شروع کن.

شما چرا از قرآن شروع کردید؟
دوست گرامی، این سؤال هر کسی است که این تاپیک را مرور کند، و جوابش را از شما انتظار دارد، و انتظار به حقی است، چون بیرون آمدن از دین مادری، محور این تاپیک است.

شما چرا از قرآن شروع کردید؟
. "

18 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

همانگونه که قبلاً عرض کردم؛ در فرهنگ قرآن، اله معنای عام دارد و به هر چیزی ممکن است اطلاق شود. آلهه ای که مردم به آنها ایمان دارند متعدد هستند اما یگانه اله مردم، فقط اله معهود الله است. الله می فرمایند:

أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ – لذا هرکس که به اله واحد ایمان نداشته باشد درواقع به الله ایمان ندارد. خداوند در سوره یوسف می فرمایند:

وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ – هر چقدر اصرار کنی اکثر مردم ایمان نمی آورند

چرا ؟
چون:

وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ –ایمان اکثر مردم به الله، آلوده به شرک است

بنابر این کسی که مشرک است به الله ایمان ندارد هرچند به زبان بگوید دارد.
این حرفها معروف است و همه دارند میگویند، شما ابتدا بفرمایید چرا وقتی از دین مادری بیرون آمدید قرآن را انتخاب کردید در حالی اطمینان ندارید چیزی بر قرآن تحمیل نشده باشد؟
. "

18 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
حسین دوباره شلوغش نکن!
این خود تو بودی که ملائکه را به خوبرویان ترجمه کردی و خوبرویان یعنی خوشگلها
خوبرویان = خوشگلها
من همچنان منتظر جواب سئوال یک خطی خود هستم تا انشاء الله این قضیه خوشگلها را فیصله دهم:
آیا مردم مصر باستان ( مثلاً مصریان هم عصر موسی) زبانشان عربی بود؟
ولی قطع نظر از شوخی، آیا شما همیشه عبارت فارسی را اینطور میفهمید؟ عبارت من را با قبل و بعدش به بچه دبستانی خودتان نشان دهید ببینید خوشگل میفهمد؟:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اولا: مَلَک و ملائکة در عرف مردم مصر، معنای توحیدی نداشت، بلکه مثل پری در زبان فارسی بود که مقابل دیو است، به معنای موجود زیبای برتر، از ما بهتران! و لذا زنان مصر وقتی حضرت یوسف ع را دیدند گفتند: این بشر نیست! این یک پری برئ است! ان هذا الا ملک کریم.

و شاهد اینکه اصلا مقصود فرعون امر ملکوتی نبود بلکه سراپا زرق و برق دنیوی بود، کلمه اسورة من ذهب است، ابتدا گفت: آیا نمیبینید این نهرها زیر تخت من جاری است؟! سلطنت مصر سراپا برای من است؟! ام انا خیر ام هذا الذی هو مهین، من برترم که این قدر جلالت دارم یا این سست کیان؟! در ادامه گفت: چرا برای او دستبدهای زرین نمیآید؟! و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.
آیا تعبیر فارسی: موجود زیبای برتر، یعنی خوشگل؟ اگر گفتیم خدای جمیل اعلی، یعنی خدای خوشگل؟ آیا: اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین، یعنی خوشگل است در دنیا و آخرت؟ یا برای حضزت موسی ع: و کان عند الله وجیها یعنی نزد خدا، خوشگل بود؟

آیا واژه خوبرویان در دو جمله پشت سر هم: (و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.) را که یک فارسی زبان نگاه میکند، از آن خوشگلی میفهمد؟ آیا هر که برده است زشت‌رو است؟
. "

18 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر آنها خداوندرا قبول نداشتند پس چه معنی دارد که یوسف از آنها از جانب خداوند دلیل بخواهد
واضح است! چون تنها راه دستیابی به دلیل از ناحیه خدا، انبیاء ع هستند، و حضرت یوسف ع فرمودند: من و پدران هستیم که انبیاء الهی هستیم، و چنین دلیلی از ناحیه خدا بر ما نازل نشده است، و این معنایش این نیست که آنها ایمان به خدا داشتند، گفتم که صریحا میگویند: لا یؤمنون بالله، اما ایشان و پدرانشان هستند که الله واحد قهّار را ربّ خود قرار دادند.


نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نوشته شده است نمايش نوشته
از کجای آیه شما فهمیدید منظور از آنچه یوسف آورد منظور خدای یوسف است ؟
از آنجا که کلمه لن به کار بردند، حتی اذا هلک قلتم لن یبعث الله، یعنی وقتی یوسف هلاک شد شما گفتید تا ابد هرگز، الله، پیامبری نخواهد فرستاد، اگر در خدای یوسف شک نداشتند پس چرا میگویند برای ابد، الله، محو شد؟


نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نوشته شده است نمايش نوشته
دوم می گوید که ازجانب پروردگارتان دلایل آشکار آورده است .
مگر موسی از جانب فرعون دلایل آشکار آورده بود
شما که می گوید آنها به الله اعتقاد نداشتند
اگر اینچنین است پس چگونه فورا میگوید: (اگر دروغگو است...) ، چون کسی که بینات از ناحیه پروردگار آورده چگونه دروغگو ممکن است بشود؟ دوست گرامی، واضح است که ایشان دعوت رسمی حضرت موسی ع را از ناحیه ایشان، تکرار میکند، و سپس میگوید: اگر دروغگوست کذا و اگر راستگوست کذا، یعنی حضرت موسی ع وقتی فرعون پرسید ربّ العالمین کیست؟ جواب دادند: ربّکم و ربّ آبائکم الاولین، ربّ شما و پدرانتان، و مؤمن آل فرعون میگوید: ای قوم! این شخص میگوید: از ناحیه ربّ شما و پدرانتان این علامات را آورده است، اگر دروغگوست ضرر دروغش به خودش باز میگردد، و اگر راستگوست بعض وعیدهایش گریبان‌گیر شما میشود.
. "

19 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته


نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
پس ملائکه یعنی خوشگلها! عیب ندارد من این را برایتان ثبت می کنم تا همیشه در خاطرم باشد که باید همواره دور و برتان را خلوت نگه دارم.
چه می شود کرد؟! این استراتژی گفتمان شماست که مانند آن بچه طبیب، به هرچه در اطراف ببینید می آویزید.
خیر! یعنی از ما بهتران! حرف من را تحریف نکنید، بلی، اگر منظور از خوشگل، یعنی گل و طینت و سرشت او، خوش و خوب است، مانعی ندارد.
پشیمان شدم! پشیمان شدم! که چرا قبول نکردم ملائکة به معنای خوشگلها باشد! در این تاپیکی که همه واژگان قرآن کریم، معنایش تغییر کرده، و واژه‌ها، دیگر معنای مادری ندارد، طبیب ما از ماست و کشک و دوغ و پالان، یک طبابتی میکند که آن سرش ناپیدا! پس چرا ملائکة‌اش به معنای مادری بماند؟!!! در قرآنی که صلاة به معنای نماز نیست، سجده به معنای سجده نیست، رکوع به معنای رکوع نیست، اله به معنای اله نیست، عبادت به معنای عبادت نیست، مقام ابراهیم به معنای مقام ابراهیم نیست، و... پس چرا ملائکة به معنای ملائکة باشد؟! ملائکة در قرآن دین حق! یعنی خوشگلها! گذشت زمانی که در قرآن دین مادری، ملائکة یعنی موجودات ملکوتي! این مطلب مهم را در سابقه این تاپیک سراپا علمی، ثبت کنید!
. "

20 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نوشته شده است نمايش نوشته
باسلام
جناب حسین مثل اینکه متوجه سوال نشدی

من آیه ای را آوردم که در آن به وضوع نشان می داد که آل فرعون به خداوند اعتقاد داشتند توجه کنید بادقت هم توجه کنید
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ ﴿۳۴﴾غافر

و به يقين يوسف پيش از اين دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت گفتيد خدا بعد از او هرگز فرستاده‏ اى را برنخواهد انگيخت اين گونه خدا هر كه را افراطگر شكاك است بى راه مى‏ گذارد (۳۴)
اگر به خداوند ایمان نداشتند پس چرا باید می گفتند خدا بعدازیوسف هرگز فرستاده ای برنخواهد انگیخت ؟
دوست گرامی، قبلا اشاره کردم، و توضیح بیشتر اینکه اساسا کلمه مبارکه (الله) در بین مردم مصر، یادگار حضرت یوسف ع بود، در آیه ۳۷ سوره مبارکه یوسف، صریحا میگوید:

إنّي ترکت ملّة قوم لا یؤمنون بالله

دوست گرامی! لا یؤمنون بالله یعنی ایمان به الله دارند یا ندارند؟

و لذا وقتی میگویند من بر ملّة پدران خود هستم، میگویند: ما کان لنا ان نشرک بالله من شیء، برای ما ممکن نیست که شرک به خدا بیاوریم، ولی مردم مصر، مشرک هستند، یعنی در واقع مشرک هستند، نه اینکه ایمان به الله دارند و خودشان آگاهانه یک شریک دیگر برای خدایی که ایمان دارند قرار میدهند، اگر اینچنین است پس معنای لا یؤمنون بالله چیست؟

اینجا صحبت از شرک خفي نیست، صحبت از درجات بالای ایمان نیست، بلکه همین کلاس اول و درجه ابتدایی ایمان منظور است، و لذا میگویند: أ أرباب متفرقون خیر أم الله الواحد القهار؟، آنها را با الله تبارک و تعالی به عنوان خدای یگانه قهّار، انس میدهند، و از خدایان متفرق که اسمائی بیش نیستند که پدرانشان نامیدند، پرهیز میدهند، به این آیات با دقت نگاه کنید:

قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ذَالِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنىِ رَبىّ‏ِ إِنىّ‏ِ تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُم بِالاَْخِرَةِ هُمْ كَفِرُونَ(37)وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ ءَابَاءِى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ مَا كاَنَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ ذَالِكَ مِن فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلىَ النَّاسِ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ(38)يَاصَاحِبىَ‏ِ السِّجْنِ ءَ أَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيرٌْ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(39)مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهَِا مِن سُلْطَنٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ(40)


حال برگردیم به آیه ۳۴ سوره مبارکه غافر که شما آوردید، قبلا عرض کردم که آیه نمیگوید شما در حضرت یوسف شک داشتید، بلکه میگوید در آنچه یوسف برای شما آورده بود شک داشتید، به ترجمه خودتان نگاه کنید: (و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد)، پس وقتی در الله شک داشتند، نزد آنها، الله، خدای یوسف بود، و وقتی حضرت یوسف ع وفات کردند گفتند: الله (خدای یوسف) هرگز پس از یوسف فرستاده‏‌اى را برنخواهد انگيخت، یعنی خدای مشکوک یوسف، با رفتن یوسف، رفت، و هرگز دیگر سخنی از او نخواهد بود.


دوست گرامی، شما به من میگویید متوجه سؤال نشدم، آیا شما در سه گروه آیاتی که آوردم و رنگی کردم تامل و فکر کردید؟ آیا فکر در آیات قرآن حرام است؟ پس چرا جواب من را نداده سؤال خود را تکرار میکنید؟ عرض کردم آیا باید از مبهمات شروع کنیم یا از واضحات؟ چرا جواب من را ندادید؟
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
پس ملائکه یعنی خوشگلها!.
خیر! یعنی از ما بهتران! حرف من را تحریف نکنید، بلی، اگر منظور از خوشگل، یعنی گل و طینت و سرشت او، خوش و خوب است، مانعی ندارد.

بعدش،، چرا حاضر نمیشوید ربط بین دستبندهای طلا را با ملائکة توضیح دهید؟ مقصود شما را خراب میکند؟!



نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
عیب ندارد من این را برایتان ثبت می کنم ...
دوست گرامی، فعلا آنچه برای شما ثبت شده را برسید، مهمترین سؤال مخاطب این تاپیک شما، خیلی ساده است، و شما تا کنون از جواب طفره رفته‌اید:

چرا اگر شما از دین مادری خود بیرون آمدید، قرآن را انتخاب کردید؟


شما صریحا اعتراف کردید که:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
من هیچ راهی نمی شناسم که از طریق آن مطمئن شویم آیه ای به قرآن تحمیل شده یا خیر.
و گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

بالاخره باید از یک جایی شروع کرد؛ قرآن نبود انجیل ، انجیل نبود تورات . نخواستی از یوگا شروع کن.

شما چرا از قرآن شروع کردید؟
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نوشته شده است نمايش نوشته
جناب حسین مثل اینکه متوجه سوال نشدی

من آیه ای را آوردم که در آن به وضوع نشان می داد که آل فرعون به خداوند اعتقاد داشتند توجه کنید بادقت هم توجه کنید
دوست گرامی، چاره‌ای نیست، بلی، متوجه نشدم! آیه به وضوع همین را نشان میدهد!
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

افتادن یا انداختن را ولش کن! شناخت بنده از شگرد بحث کردن خودتان را ببین که چه زود تاییدش کردید. عرض کردم در بحث کردن با شما باید کاملاً اطرافتان را خالی کرد و دستاویزی برایتان باقی نگذاشت تا دیگر نتوانید به حرفی کلمه ای چیزی گیر بدهید.
دوست گرامی، بنده شگردی ندارم که مخفی باشد، در طول این تاپیک طولانی، نگاه کنید، مقصود من اصلا بحث علمی با شما نبوده و نیست، چون هر کس دروس کلاسیک را بداند، وزن علمی حرفهای شما برایش معلوم است، و هرگز حاضر نیست یک لحظه از وقت خود را صرف این بحث‌های کم وزن کند، بنده تماما کار با هدف اصلی شما از این تاپیک دارم، و لذا گاهگاهی سر میزنم و فقط به همین اندازه، کاری میکنم که مخاطب شما، اطمینان صددرصد به حرفهای شما نکند، و بفهمد که باید به کارشناش مراجعه کند، و گرنه فردا حجتی مقابل خداوند متعال ندارد.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

.... یکی از آن گلوگاههای خلوت:

اگر فرعون و آلش به الله معتقد نبودند پس قضیه شرکشان از چه بابت بود؟ مگر نه این است که مردم نسبت به الله شرک می ورزند و برایش شریک قائل می شوند؟!
بنده یادم نیست جایی قرآن کریم فرعون را مشرک دانسته باشد، لطفا آیه‌اش را بیاورید، و اگر منظور شما جمله مؤمن آل فرعون است (۴۲ غافر) تدعوننی لاکفر بالله و اشرک به ما لیس لی به علم، پس واضح است که حال خود را میگوید که حاضر نیست مشرک شود چون خداوند را قبول داشت، نه اینکه فرعون و قوم او را مشرک بداند چون خداوند را قبول داشتند، هر چند طبق ایمان خودش میتواند آنها را مشرک واقعی بداند.


نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

اگر فرعون فقط خودش را خدا می داند از چه رو به مردمش می گوید: پس چرا بر او (موسی) دستبندهايى زرين آويخته نشده؟ يا با او فرشتگانى همراه نيامده‌اند؟
برای کسی که خود را خدای واحد می داند و آنقدر قصاب است که مردم از ترش حتی جرأت ابراز عقیده ندارند، فرشته کیلیویی چند؟ او که حتی کودکان را سر می برد اصلاً نیازی به این عوامفریبی ها ندارد!
فرعون خدای موسی را قبول نداشت و تصور می کرد خدای او خیالی و خدای خودش حقیقی است مثل شما که خدای مرا قبول ندارید:
تعجب است که این را چیز مهمی میدانید!

اولا: مَلَک و ملائکة در عرف مردم مصر، معنای توحیدی نداشت، بلکه مثل پری در زبان فارسی بود که مقابل دیو است، به معنای موجود زیبای برتر، از ما بهتران! و لذا زنان مصر وقتی حضرت یوسف ع را دیدند گفتند: این بشر نیست! این یک پری برئ است! ان هذا الا ملک کریم.

و شاهد اینکه اصلا مقصود فرعون امر ملکوتی نبود بلکه سراپا زرق و برق دنیوی بود، کلمه اسورة من ذهب است، ابتدا گفت: آیا نمیبینید این نهرها زیر تخت من جاری است؟! سلطنت مصر سراپا برای من است؟! ام انا خیر ام هذا الذی هو مهین، من برترم که این قدر جلالت دارم یا این سست کیان؟! در ادامه گفت: چرا برای او دستبدهای زرین نمیآید؟! و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.



ثانیا: بر فرض که فرعون به معنای رایج، ملائکة به کار برد، معلوم است که مقصودش مسخره عقیده حضرت موسی بود، نه اینکه به زعم شما، ملائکة را به عنوان موجوداتی از عناصر ادیان خداپرست قبول داشته باشد، مثلا به این آیه نگاه کنید:

وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً(الفرقان 21)

و كسانى كه به لقاى ما اميد ندارند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند يا پروردگارمان را نمى‏بينيم؟» قطعاً در مورد خود تكبر ورزيدند و سخت سركشى كردند. (21)


این آیه نمیگوید آنها ملائکة را قبول داشتند، بلکه برعکس میگوید بر طبق مبنای طرف مقابل خود و به جهت نوعی انکار و مسخره ملائکة چنین میگویند.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

همیشه اینگونه نیست که القی به معنای افتادن و سقوط فیزیکی باشد به عنوان مثال به کلمه أَلْقَىٰ در دو عبارت زیر توجه فرمایید:

فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ (26:32) عصایش را انداخت
لَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا (4:94) به کسی که با شما از در تسلیم در آمد نگویید مومن نیستی

کلمه أَلْقَىٰ در آیه اول به معنی افتادن فیزیکی است اما در آیه دوم جنین معنایی نمی دهد.
حالا به این آیات توجه کنید:

فَأَلْقَوُا السَّلَمَ (16:28) پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند
وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ (16:87) و آن روز در برابر خدا از در تسليم درآيند
در آیات فوق کلمه القوا که با القی هم ریشه است معنای سقوط و افتادن مجازی و انتزاعی را می دهد نه افتادن حقیقی. می گوید کسانی که در دنیا گردن کشی و تکبر می کردند در محضر الهی از آن بزرگی و تکبر سقوط می کنند و در برابر پروردگارشان گردن خم می نمایند و تسلیم می شوند.
در فرهنگ قرآن، تسلیم شدن و سجده با هم معنای مشترک دارند؟ حالا دو آیه فوق را با آیه زیر مقایسه کنید:

وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ (7:120)

با توجه به آن شکلی که ما از سجده در ذهن دایم ، ظاهر قضیه این است که آیه می خواهد بگوید سحره به سجده در افتادند اما واقع امر این است که سحره از در تسلیم در آمدند و مطیع موسی گردیدند. ساحرانی که به عزت فرعون قسم یاد کردند که بر موسی غلبه کنند حالا از جایگاه تکبر خود تنزل پیدا کرده اند و با موسی از در تسلیم در آمده اند.
چون فرصت نیست به اشاره عرض میکنم، در تمام مواردی که شما از معنای مجازی القاء و انداختن، شاهد آوردید، دو چیز موجود است:

۱- قرینة صارفة از معنای حقیقی مثل کلمه السلم، که علمای ادب و معانی و بیان به تفصیل بیان کرده‌اند.

۲- فعل معلوم که مستند به فاعل است، یعنی انداختن، نه افتادن، ببینید خودتان گفتید از در تسلیم درآمدند، یعنی صلح و سازش درانداختند، اما فعل مجهول نمیتواند در این موارد استعمال شود، مثلا نمیتوان گفت: از در صلح و سازش افتادند!

تمام شاهدهای شما (فعل معلوم اَلْقَی = انداختن) را رنگی کردم تا فرق آن را با مورد بحث ما (فعل مجهول اُُلْقِی = افتادن) معلوم شود، آیه نمیگوید خود را به سجده انداختند، بلکه میگوید به سجده در افتادند، گویا بی اختیار شدند و به سجده افتادند.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مهبد نوشته شده است نمايش نوشته
باسلا خدمت جناب آقای حسین
سوالی برایم پیش آمده
زمانی که ساحران به خدای موسی ایمان آوردند فرعون دست وپای آنهارا برید و به دار آویخت
حالا چگونه امکان دارد کسی در حضور فرعون سخن از خداوند بگوید ودر امان باشد
با عرض سلام، سؤال خوبی است، ساحران با مؤمن آل فرعون دو تفاوت اساسی داشتند:

۱- مؤمن آل فرعون از خانواده سلطنتی و از آل فرعون بود، و گفته شده پسر عموی فرعون بود، اما ساحران از شهرهای مختلف از طبقه عامه مردم جمع شده بودند: ارسل فی المدائن حاشرین یاتوک بکل ساحر علیم، و واضح است که آثار اقدام به کیفر کردن کسی که شخصیت اجتماعی و سیاسی دارد، با کیفر یک عده معمولی، خیلی تفاوت دارد.

۲- نکته دوم که مهمتر است و نقش اساسی دارد اینکه قرآن میفرماید: یکتم ایمانه، یعنی مؤمن آل فرعون، بر خلاف ساحران که به طور جزمی اظهار ایمان کردند، و سجده کردند، و حاضر برای همه چیز شدند، مؤمن آل فرعون موضعگیری جزمی مقابل فرعون نکرد، بلکه با لحن حساب احتمالات وارد شد، (یعنی شبیه قمار پاسکال یا الگوریتم حریص)، چه گفت؟ و إن یک کاذبا فعلیه کذبه و إن یک صادقا یصبکم بعض الذی یعدکم، یعنی اگر دروغ میگوید دروغش بر علیه خودش تمام میشود و اگر راست میگوید آنگاه است که بعض آنچه به شما بیم میدهد بر شما فرود میآید، در حدود ۲۰ آیه در سوره مبارکه غافر که سخنان او نقل میشود، طوری حرف میزند تا نتوانند علیه او بهانه‌ای پیدا کنند، و لذا فرعون هم در مقابلش ار سر آزمون و خطا برآمد تا به قومش بگوید میخواهم امتحان کنم ببینم خدای موسی در آسمان هست یا خیر؟ یعنی حساب احتمالات مؤمن آل فرعون را، محک بزند، و سپس بگوید احتمال وجود خدای موسی ضعیف است، و تازه با اینکه مؤمن آل فرعون، تقیه و کتمان کرد، بر علیه او مکر و حیله‌های بدی کردند که قرآن میفرماید خدا از او دفع کرد: فوقاه الله سیئات ما مکروا.


نقل قول:
در اصل توسط مهبد نوشته شده است نمايش نوشته
یا در 34 سوره غافر خداوند می فرمایند
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ ﴿۳۴﴾غافر
و به يقين يوسف پيش از اين دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت گفتيد خدا بعد از او هرگز فرستاده‏ اى را برنخواهد انگيخت اين گونه خدا هر كه را افراطگر شكاك است بى راه مى‏ گذارد (۳۴)
این سخنان مرد مومن آل فرعون خطاب به آل فرعون و فرعون است
آل فرعون گفتند که خداوند بعد از فر عون هرگز فرستا ده ای نفرستاد
یعنی به خداون ایمان داشتند
اگر بگویی که این آیه ربطی به فرعون نداشتته که فکرنمی کنم در حضور فرعون چنین جراتی داشته باشد که ایمان به خداوند را قبول کند
دوست گرامی، استراتژی بحث مهم است، گاهی رویکرد بحث این است که ببینیم واقع امر در میان فرعون و قومش چگونه بوده است؟ بنده سالها مشغول بحث بوده‌ام و چنین رویکردی داشتم، و اکنون هم که عمری گذراندم خوشحالم، باید همه امور را بدون پیش‌فرض ملاحظه کنیم، اما گاهی رویکرد بحث این است که میخواهیم مسلمین را به قوم فرعون و سایر مشرکین تشبیه کنیم و بگوییم چون مسلمانها تابع قرآن و سنت پیامبر ص و اهل بیت ع ایشان هستند، مثل مشرکین هستند که در حالی که الله را قبول داشتند اما کنار خدا خدای دیگر هم داشتند، مسلمین هم کنار خدا و کتاب او، سنت و عترت قرار دادند و مثل فرعون و سایر مشرکین، مشرک هستند! در اینجاست که باید نکاتی را که صاحب بحث، سانسور میکند، و برای اینکه هر طور شده جا بیاندازد که مسلمین هم مثل مشرکین هستند امور واضح مورد بحث را بایکوت میکند، باید آن امور را برجسته کرد، باید بلد کرد، باید تکرار کرد، باید درشتگویی کرد، تا به هدف ناصحیح خود نرسد، و نتواند از رویکرد گزینشی آیات، سود ببرد، و گرنه بنده یک عمر، همه شواهد را آنطور که هستند ملاحظه کرده و میکنم، و چقدر از این نحو بحث و تحقیق، سود بردم. و الله الموفق الهادی


حال با این توضیح، عرض میکنم که در تحقیق یک مطلب، نباید از چیزهای بحث‌انگیز و مبهم شروع کرد، باید شروع از چیزهایی باشد که دلالت روشن‌تر دارند، مثلا در محل بحث ما سه گونه آیات است که میخواهم برداشت خودتان را بفرمایید:

سوره نازعات:

هَلْ أَتَئكَ حَدِيثُ مُوسىَ(15)إِذْ نَادَئهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ المُْقَدَّسِ طُوىً(16)اذْهَبْ إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى‏(17)فَقُلْ هَل لَّكَ إِلىَ أَن تَزَكىَ‏(18)وَ أَهْدِيَكَ إِلىَ‏ رَبِّكَ فَتَخْشىَ‏(19)فَأَرَئهُ الاَْيَةَ الْكُبرَْى‏(20)فَكَذَّبَ وَ عَصىَ‏(21)ثمُ‏َّ أَدْبَرَ يَسْعَى‏(22)فَحَشَرَ فَنَادَى‏(23)فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلىَ‏(24)فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكاَلَ الاَْخِرَةِ وَ الْأُولىَ(25)إِنَّ فىِ ذَالِكَ لَعِبرَْةً لِّمَن يخَْشىَ(26)


*************

سوره شعراء:

فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ(16)أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ(17)قَالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَ لَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ(18)وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتىِ فَعَلْتَ وَ أَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ(19)قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ(20)فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لىِ رَبىّ‏ِ حُكْمًا وَ جَعَلَنىِ مِنَ الْمُرْسَلِينَ(21)وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنهَُّا عَلىَ‏َّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ(22)قَالَ فِرْعَوْنُ وَ مَا رَبُّ الْعَالَمِينَ(23)قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ(24)قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لَا تَسْتَمِعُونَ(25)قَالَ رَبُّكمُ‏ْ وَ رَبُّ ءَابَائكُمُ الْأَوَّلِينَ(26)قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِى أُرْسِلَ إِلَيْكمُ‏ْ لَمَجْنُونٌ(27)قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَا بَيْنهَُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ(28)قَالَ لَئنِ‏ِ اتخََّذْتَ إِلَهًا غَيرِْى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ(29)


*************

سوره قصص:

فَلَمَّا جَاءَهُم مُّوسىَ‏ بَِايَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُواْ مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْترًَى وَ مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فىِ ءَابَائنَا الْأَوَّلِينَ(36)وَ قَالَ مُوسىَ‏ رَبىّ‏ِ أَعْلَمُ بِمَن جَاءَ بِالْهُدَى‏ مِنْ عِندِهِ وَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّلِمُونَ(37)وَ قَالَ فِرْعَوْنُ يَأَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيرِْى فَأَوْقِدْ لىِ يَاهَامَانُ عَلىَ الطِّينِ فَاجْعَل لىّ‏ِ صَرْحًا لَّعَلىّ‏ِ أَطَّلِعُ إِلىَ إِلَهِ مُوسىَ‏ وَ إِنىّ‏ِ لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ(38)وَ اسْتَكْبرََ هُوَ وَ جُنُودُهُ فىِ الْأَرْضِ بِغَيرِْ الْحَقّ‏ِ وَ ظَنُّواْ أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ(39)فَأَخَذْنَهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فىِ الْيَمّ‏ِ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّلِمِينَ(40)


نظر شما راجع به مواضعی که رنگی کرده‌ام چیست؟
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ(40:42)

مرا دعوت مى‌كنيد كه به خدا كافر شوم و چيزى را كه نمى‌شناسم شريك او قرار دهم، حال آنكه من شما را به خداى پيروزمند آمرزنده دعوت مى‌كنم.

کسی که دارد این حرف را می زند به مومن آل فرعون معروف است و از خاندان فرعون بشمار می رود. اگر فرعون و خاندانش به الله اعتقاد نداشتند پس چرا از آن شخص چنین درخواستی می کردند؟
این آیه در سیاق آیاتی از سوره مبارکه غافر است که بیش از ۲۰ آیه میشود، شما این حدود سی آیه را نگاه کنید، ببینید مدعای شما، که فرعون، الله را قبول داشت، حتی یک شاهد بر آن پیدا میکنید یا همه شواهد بر خلاف آنست؟

بسیار واضح است که فرعون که ادعای انا ربکم الاعلی دارد نمیتواند فرهنگ ریشه‌دار و تراث هزاران ساله مردم مصر را عوض کند، و لذا وقتی مؤمن آل فرعون به این تراث عظیم، استشهاد میکند، فرعون فورا بر علیه عناصر آن فرهنگ، موضع میگیرد، در آیه ۲۸ که قرآن کریم نقل قول مؤمن آل فرعون میکند، و دنباله سخن او را در آیه ۲۹ ذکر میکند، هنوز آیه ۲۹ تمام نشده، ردّیة فرعون را نقل میکند که هر چه من میگویم صحیح است، قال فرعون ما أریکم الا ما أری، اما مؤمن آل فرعون از تراث مردم مصر از زمان حضرت نوح تا حضرت یوسف کمک میگیرد، و میگوید انی أخاف علیکم مثل یوم الاحزاب مثل دأب قوم نوح و عاد و ثمود و الذین من بعدهم، و سپس تصریح میکند که حتی حضرت یوسف ع که برای شما مردم مصر بینات آورد شما دائم در شک بودید نسبت به او، و گفتید الله (خدای یوسف) هرگز پس از او پیامبری را مبعوث نخواهد کرد، یعنی اصل خدای او نزد ما مشکوک بود، نمیگوید در خود یوسف شک داشتید، بلکه دقیقا میگوید: فما زلتم فی شک مما جاءکم به، یعنی در محتوای دعوت او شک داشتید، و لذا اگر این حدود سی آیه در سوره غافر (مؤمن) را مرور کنید، تمام شواهد، دال بر این است که فرعون، منکر الله تبارک و تعالی بود، و لذا در همین آیات به وزیرش میگوید: ساختمانی بساز بروم ببینم آیا خدای موسی در آسمان هست؟ من گمان میکنم که او دروغ میگوید! آیا این تعبیرات با آنچه شما راجع به فرعون ادعا میکنید توافق دارد؟
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
... چون واقعاً ممکن است پنجاه تا ترجمه اشتباه باشند...
دوست گرامی، چون حوصله طول و تفصیل نه شما دارید و نه من، فقط یک کلمه عرض میکنم:

ممکن است پنجاه تا ترجمه اشتباه باشد در فهم مراد، اما ممکن نیست پنجاه تا ترجمه اشتباه باشد در ترجمه دیکشنری یک لغت، که هر بچه و بزرگ عرب زبان، این واژه را چنین میفهمد.

و نکته بسیار مهم دیگر اینکه فرق است بین اینکه پنجاه ترجمه، اشتباه باشد، و بین اینکه پنجاه ترجمه، بر طبق یک قرائت قرآن باشد، اگر پنجاه قرائت، بر طبق قرائت رایج حفص از عاصم باشد، همگی صحیح است، اما بر طبق این قرائت، صحیح است، و منافات ندارد که طبق قرائت دیگر، تمام این پنجاه ترجمه اشتباه باشد، مثلا واژه آلِهَتَک طبق قرائت مشهور باید ترجمه شود: خدایان تو، و اگر غیر این ترجمه شود اشتباه است، اما طبق قرائت إِلَهَتَک، باید ترجمه شود: خدائی تو، و اگر ترجمه شود خدایان تو، اشتباه است.
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
بهتر است این مبحث را در همینجا به خیر و خوشی تمام کنیم چون اگر ادامه پیدا کند می ترسم مثل بحث گذشته که درباره آدم و چهار گروه تحت امرش بود، آخرش با لعن و نفرین تمام شود.
ترس به جایی است، چون دروغ و افتراء بر خداوند متعال، ختم به لعن أشهاد در روز قیامت میشود:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى‏ رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذينَ كَذَبُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ (هود 18)

ستمكارتر از آن كس كيست كه بخدا نسبت دروغ بدهد؟ آن گروه به پروردگارشان عرضه ميشوند و گواهان ميگويند: همينها بودند كه به پروردگارشان نسبت دروغ ميدادند. آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران است. (18)




و نه تنها ختم به لعن میشود، بلکه ابتدا هم! یعنی در دنیا و آخرت ملعون هستند:

إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً (الأحزاب 57)

كسانى كه خدا و پيامبرش را میرنجانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و عذابى رسوا كننده براى آنها آماده كرده است. (57)
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" شاید فایده بحث علمی این باشد که لبخندی بر لبان میش مظلوم بنشاند و دندان تیزش آشکار شود. "

3 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
این همان چیزی است که من اولین بار به شما گفتم و شما کلی پیچ و تابش دادید تا آن را نپذیرید چون این من بودم که داشتم آن را می گفتم و شما بنا ندارید چیزی را از من بپذیرید!
دوست گرامی، در بحث علمی، جای یک کلمه عوض شود، زمین تا آسمان، بحث عوض میشود، نمیدانم بنده خواستم حرف شما را نپذیرم یا شما اصلا عبارت من را نخوانده جواب میدهید؟ قسمتی از عبارت شما را که مقصود من بود رنگی کردم، خوشبختانه موجود است! حالا بعد از این همه گفتگو، برمیگردید نقطه اول که گویا هیچ چیزی بین من و شما، رد و بدل نشده است!!:

http://www.iranclubs.org/forums/show...postcount=1954

در عبارت شما قسمت (یکی از آنها رب العالمین است) را رنگی کردم، و در جواب هم دو باره مقصود را تکرار کردم و گفتم: (رب العالمین قرآن را نشناختیم که میگوییم او یکی از اینهاست)

لذا حرف بنده با شما، زمین تا آسمان تفاوت دارد، به جای اینکه جواب حرف من را بدهید میگویید من هم همین را گفتم! خدای حقیقی که یکی از خدایان مردم باشد مثل آنها خدای خیالی است، به لفظ حقیقی که کار درست نمیشود، باید ذو العرش بودن او را فهمید تا دریافت که چگونه نه تنها همه اشیاء بلکه تمام حقائق و بلکه حتی یک سیستم صوری محض ساده هم مسبوق به اوست، تکرار لفظ رقیب (به معنای فارسی آن) در قبال لفظ قاهر و قهار را تماما نادیده گرفتید و میگویید من هم همین را گفتم!.



نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

فرعون خدا را باور داشت و به زعم خود نه تنها او را می پرستید بلکه تصور می کرد فقط خدای او حقیقی است و خدای موسی حقیقت ندارد و گمان می کرد موسی دارد به او دروغ می گوید و قصد گمراهی مردم راکرده و کسی است که آمده دین حق و برتر آنها را بر اندازد.
چگونه فرعون خدا را باور داشت و تصور می کرد فقط خدای او حقیقی است که در سوره نازعات فرعون میگوید: أنا ربکم الاعلی، و در سوره مبارکه قصص، فرعون به ملأ ، خطاب میکند و میگوید من خدائی غیر از خودم برای شما نمیشناسم:

وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْري فَأَوْقِدْ لي‏ يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لي‏ صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبينَ(القصص 38)

و در سوره مبارکه شعراء بعد از چند رفت و برگشت و توضیح حضرت موسی ع (رب السموات و الارض-ربکم و رب آبائکم-رب المشرق و المغرب)، فرعون میگوید:

قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْري لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونينَ(الشعراء 29)


و اما آیه: ۱۲۷ سوره اعراف:

وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيي‏ نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ

پس از زمان صحابه تا کنون بحث بوده است که فرعون آلهه نداشته است، و در زمانهای متاخر مفسرین ظاهر کلمه آلهه را گرفتند، و گرنه صحابه میگفتند به جای قرائت آلهتک، إلهتک (إلاهتک) است، یعنی خدائی تو، نه به معنای خدایان تو، و شاهدش آنکه بعد یذرک آمده است.

و به هر حال، جمله شما با هیچ کدام جور در نمیآید، یعنی یا فرعون خودش را خدا میدانست، و یا خدایان داشت، نه اینکه خدا داشت و او را میپرستید، حتی در المیزان از تفسیر کبیر نقل میکنند که به این نتیجه رسیده که فرعون دهری بوده و اصلا خدا قائل نبوده است.


و بر خلاف آنکه گفتید گمان میکرد موسی دروغ میگوید، جالب است که در باطن ریاست مانع بود، لقد علمت ما انزل هؤلاء الا رب السموات و الارض بصائر -- و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا.






نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
در قرآن هیچگاه سجده به این معنی نیامده است:
در همین سوره مبارکه اعراف که بحث میکنید آمده:

وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدينَ(الأعراف 120)

و در سوره طه و شعراء هم تکرار شده، اگر نمیخواهید تدلیس کنید و خود و مخاطب خود را به قعر جهنم ببرید، کلمه (القي) را ترجمه کنید، بلکه بالاتر، این آیه را به هزاران نفر از کافر و مسلمان، نشان دهید، بلکه بالاتر، این آیه را در طول تاریخ در کتب بشر، پی جویی کنید، ببینید آن را چگونه معنا کردند؟ بعد بگویید: (در قرآن هیچگاه سجده به این معنی نیامده است) و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا.
. "

3 روز پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی مردم اوصاف خدا را نمی شناسند ( یا همه آنها را نمی شناسند) چگونه باید بفهمند خدایی که می پرستند حقیقی هست یا نه؟
طبق معارف قران کریم، مردم خدا را به فطرت خود، در استشهاد و شهادت: ألست بربکم قالوا بلی، به ذاتش میشناسند، نه به صفاتش، دقت کنید که در آیه: و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم، اصلا و ابدا صحبتی از صفات خداوند نیست، فقط: أشهدهم علی انفسهم، از راه ذات نفس، شهادت دادند به ذات ربّ تبارک و تعالی، و لذا هر خدائی که به هر اسمی بپرستند خدای حقیقی نیست، چون خدای حقیقی، مورد شبهه قرار نمیگیرد که شخص از خودش بپرسد آیا این خدای حقیقی است یا خیر؟ قالت لهم رسلهم أفي الله شکّ فاطر السموات و الارض؟!


نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
چگونه مردم همگی خدای حقیقی را می شناسند در حالی که اوصاف او را نمی شناسند؟!
همانطور که عرض کردم، مردم خدای حقیقی را از طریق فطرت خود، که ذات نفس است، به ذات او سبحانه و تعالی میشناسند، و شناسائی ذات بدون صفات ممکن است، برادران یوسف ع مثال خیلی خوبی است، برادران یوسف، با یوسف حرف میزدند، و نسبت به ذات او شناسائی داشتند، اما نمیدانستند که او یوسف است، یعنی اوصاف او را به اینکه پسر پدر آنها یعقوب ع است و آنها او را در چاه انداختند و... نمیشناختند، خودش را میشناختند اما اوصافش را خیر، و بنده در بین بیخدایان و کمونیستها شنیدم که در اوقات درماندگی ناخودآگاه «خدایا» گفتند، این حالتی که سیم مخلوق به خالق وصل میشود، و مخلوق ضعیف، در شدت ضعف، با خالق خودش آنلاین میشود، اصلا محتاج هیچ صفتی نیست، با او حرف میزند، درخواست میکند، حاجتش را میخواهد، و اذا سألک عبادی عني فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان، خلاص!! چه اوصافی دارد؟ نیاز نیست در اینکه من را بخوانی و دعایت را مستجاب کنم بیش از اینکه بخوانی، و تمام! یسأله من في السموات و الارض کل یوم هو في شأن، این سؤال یک سؤال دائمی است که سر سوزن محتاج معرفت صفات نیست.
. "

3 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:49PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند