بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    يك روز پيش
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    يه هفته پيش
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 4 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...
10:46AM - عبدالعلی69 از mola در ج: یا علی نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Wednesday 17 January 2018
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...
Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...
12:09PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اگر همه قرائات وحی با...
07:55AM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
همه قرائات هفتگامه قر...
Saturday 2 December 2017
11:56PM - نوشته های حذف شده
Thursday 30 November 2017
07:33AM - نوشته های حذف شده
Tuesday 21 November 2017
08:05PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
آیه 213 بقره با ص...
Thursday 16 November 2017
07:11AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی [/INDEN...
Wednesday 15 November 2017
09:54PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
قربانی و طواف ب...
07:17AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی شرح ...
Sunday 12 November 2017
06:56AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی فعل...
Saturday 11 November 2017
05:45AM - عبدالعلی69 گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
و علیکم السلام...
Friday 10 November 2017
07:20AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
امروز مردم ما م...
07:05AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
همانگونه که تا ...
Thursday 9 November 2017
10:23PM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی در ض...
06:16AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
یکی از آیاتی که...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

اشْهَدُ أَنَّ عَلِیً وَلِیُّ اللّٰه گفتن سلمان وابوذر دراذان از کتب عامه‼️

أنَّ رَجُلاً دَخَلَ عَلَىٰ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ قَالَ؛ يَا رَسُولَ الله، إِنَّ أَبَاذَر وَ سَلْمَانٌ يَذْكُرُ فِي الأذَانِ بَعْدَ الشَّهَادَةِ بِالرِّسَالَةِ، الشَّهَادَةَ بِالْوِلايَةِ لِعَلِىٍ عَلَيْهِ السَّلام.
قالَ رَسِولُ اللّٰهِ ‏صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم كَذَلِكَ. أَوْ نَسِيتُمْ قَولِي فِي غَدِيرِ خُمٍ؟ مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِيٍ عَلَيْهِ السَّلامْ مَولاهُ‼️؟

شخصی نزد رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم آمد و گله کرد؛
یا رسول الله؛ ابوذر و سلمان در اذان، بعد از شهادت به نبوّت، شهادت به ولايت علی می‌دهد‼️

آقا رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند؛عمل صحیحی ست. مگر خطبه و کلام من را در روز غدير خم، فراموش کرديد؟‼️
که ‌هرکس که من مولای او هستم، پس علی مولای او ست‼️؟


السلافة في أمر الخلافة، ص ۳۲.


الأمالي( للصدوق) ؛ مجلس33ح6و7
6- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهم صلوات الله قَالَ: رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ رَجُلًا مِنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ عَهْدٍ طَوِيلٍ وَ قَدْ أَثَّرَ السِّنُّ فِيهِ وَ كَانَ يَتَجَلَّدُ فِي مِشْيَتِهِ فَقَالَ كَبِرَ سِنُّكَ يَا رَجُلُ قَالَ‏
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 178
فِي طَاعَتِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّكَ لَتَتَجَلَّدُ قَالَ عَلَى أَعْدَائِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَجِدُ فِيكَ بَقِيَّةً قَالَ هِيَ لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
قَالَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ أَنْشَدَنِي الرِّضَا لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏

يَعِيبُ النَّاسُ كُلُّهُمْ زَمَاناً وَ مَا لِزَمَانِنَا عَيْبٌ سِوَانَا
نَعِيبُ زَمَانَنَا وَ الْعَيْبُ فِينَا وَ لَوْ نَطَقَ الزَّمَانُ بِنَا هَجَانَا
وَ إِنَّ الذِّئْبَ يَتْرُكُ لَحْمَ ذِئْبٍ‏ وَ يَأْكُلُ بَعْضُنَا بَعْضاً عِيَاناً

.
7- حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص177


(3) 6- امير المؤمنين يكى از شيعيانش را پس از دير زمانها ديدار كرد سن او گذشته بود و چابك راه ميرفت باو فرمود پير شدى اى مرد گفت در طاعت تو اى امير المؤمنين فرمود چابك ميروى‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 178
گفت بقصد دشمنانت اى امير المؤمنين فرمود هنوز در تو توانى مانده عرض كرد تقديم آستانت يا امير المؤمنين، ريان بن صلت راوى اين حديث از امام رضا گويد آن حضرت از عبد المطلب اين اشعار را برايم خواند:

مردم همه از زمان خود عيب كنند عيبى نبود زمانه را جز خود ما
ما عيب زمان كنيم و عيب از خود ماست‏ گر نطق كند زمانه هجوش بر ما است‏
از گوشت گرگ، گرگ پرهيزد و ما از گوشت هم خوريم عيان و بس بى‏پروا

(1) 7- على فرمود در نااميدى اميد بيشتريست موسى بن عمران رفت براى خاندانش آتش آرد خداى عز و جل با او سخن گفت و با مقام نبوت برگشت، ملكه سبا از كشور خود بيرون رفت و بشرف اسلام و همسرى سليمان رسيد، جادوگران مصر رفتند عزتى از فرعون بدست آرند و بشرف ايمان رسيدند.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

اشْهَدُ أَنَّ عَلِیً وَلِیُّ اللّٰه گفتن سلمان وابوذر دراذان از کتب عامه‼️

أنَّ رَجُلاً دَخَلَ عَلَىٰ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ قَالَ؛ يَا رَسُولَ الله، إِنَّ أَبَاذَر وَ سَلْمَانٌ يَذْكُرُ فِي الأذَانِ بَعْدَ الشَّهَادَةِ بِالرِّسَالَةِ، الشَّهَادَةَ بِالْوِلايَةِ لِعَلِىٍ عَلَيْهِ السَّلام.
قالَ رَسِولُ اللّٰهِ ‏صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم كَذَلِكَ. أَوْ نَسِيتُمْ قَولِي فِي غَدِيرِ خُمٍ؟ مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِيٍ عَلَيْهِ السَّلامْ مَولاهُ‼️؟

شخصی نزد رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم آمد و گله کرد؛
یا رسول الله؛ ابوذر و سلمان در اذان، بعد از شهادت به نبوّت، شهادت به ولايت علی می‌دهد‼️

آقا رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند؛عمل صحیحی ست. مگر خطبه و کلام من را در روز غدير خم، فراموش کرديد؟‼️
که ‌هرکس که من مولای او هستم، پس علی مولای او ست‼️؟


السلافة في أمر الخلافة، ص ۳۲.


الأمالي( للصدوق) ؛ مجلس33ح6و7
6- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهم صلوات الله قَالَ: رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ رَجُلًا مِنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ عَهْدٍ طَوِيلٍ وَ قَدْ أَثَّرَ السِّنُّ فِيهِ وَ كَانَ يَتَجَلَّدُ فِي مِشْيَتِهِ فَقَالَ كَبِرَ سِنُّكَ يَا رَجُلُ قَالَ‏
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 178
فِي طَاعَتِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّكَ لَتَتَجَلَّدُ قَالَ عَلَى أَعْدَائِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَجِدُ فِيكَ بَقِيَّةً قَالَ هِيَ لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
قَالَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ أَنْشَدَنِي الرِّضَا لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏

يَعِيبُ النَّاسُ كُلُّهُمْ زَمَاناً وَ مَا لِزَمَانِنَا عَيْبٌ سِوَانَا
نَعِيبُ زَمَانَنَا وَ الْعَيْبُ فِينَا وَ لَوْ نَطَقَ الزَّمَانُ بِنَا هَجَانَا
وَ إِنَّ الذِّئْبَ يَتْرُكُ لَحْمَ ذِئْبٍ‏ وَ يَأْكُلُ بَعْضُنَا بَعْضاً عِيَاناً

.
7- حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص177


(3) 6- امير المؤمنين يكى از شيعيانش را پس از دير زمانها ديدار كرد سن او گذشته بود و چابك راه ميرفت باو فرمود پير شدى اى مرد گفت در طاعت تو اى امير المؤمنين فرمود چابك ميروى‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 178
گفت بقصد دشمنانت اى امير المؤمنين فرمود هنوز در تو توانى مانده عرض كرد تقديم آستانت يا امير المؤمنين، ريان بن صلت راوى اين حديث از امام رضا گويد آن حضرت از عبد المطلب اين اشعار را برايم خواند:

مردم همه از زمان خود عيب كنند عيبى نبود زمانه را جز خود ما
ما عيب زمان كنيم و عيب از خود ماست‏ گر نطق كند زمانه هجوش بر ما است‏
از گوشت گرگ، گرگ پرهيزد و ما از گوشت هم خوريم عيان و بس بى‏پروا

(1) 7- على فرمود در نااميدى اميد بيشتريست موسى بن عمران رفت براى خاندانش آتش آرد خداى عز و جل با او سخن گفت و با مقام نبوت برگشت، ملكه سبا از كشور خود بيرون رفت و بشرف اسلام و همسرى سليمان رسيد، جادوگران مصر رفتند عزتى از فرعون بدست آرند و بشرف ايمان رسيدند.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

اشْهَدُ أَنَّ عَلِیً وَلِیُّ اللّٰه گفتن سلمان وابوذر دراذان از کتب عامه‼️

أنَّ رَجُلاً دَخَلَ عَلَىٰ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ قَالَ؛ يَا رَسُولَ الله، إِنَّ أَبَاذَر وَ سَلْمَانٌ يَذْكُرُ فِي الأذَانِ بَعْدَ الشَّهَادَةِ بِالرِّسَالَةِ، الشَّهَادَةَ بِالْوِلايَةِ لِعَلِىٍ عَلَيْهِ السَّلام.
قالَ رَسِولُ اللّٰهِ ‏صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم كَذَلِكَ. أَوْ نَسِيتُمْ قَولِي فِي غَدِيرِ خُمٍ؟ مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِيٍ عَلَيْهِ السَّلامْ مَولاهُ‼️؟

شخصی نزد رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم آمد و گله کرد؛
یا رسول الله؛ ابوذر و سلمان در اذان، بعد از شهادت به نبوّت، شهادت به ولايت علی می‌دهد‼️

آقا رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند؛عمل صحیحی ست. مگر خطبه و کلام من را در روز غدير خم، فراموش کرديد؟‼️
که ‌هرکس که من مولای او هستم، پس علی مولای او ست‼️؟


السلافة في أمر الخلافة، ص ۳۲.


الأمالي( للصدوق) ؛ مجلس33ح6و7
6- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهم صلوات الله قَالَ: رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ رَجُلًا مِنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ عَهْدٍ طَوِيلٍ وَ قَدْ أَثَّرَ السِّنُّ فِيهِ وَ كَانَ يَتَجَلَّدُ فِي مِشْيَتِهِ فَقَالَ كَبِرَ سِنُّكَ يَا رَجُلُ قَالَ‏
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 178
فِي طَاعَتِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّكَ لَتَتَجَلَّدُ قَالَ عَلَى أَعْدَائِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَجِدُ فِيكَ بَقِيَّةً قَالَ هِيَ لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
قَالَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ أَنْشَدَنِي الرِّضَا لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏

يَعِيبُ النَّاسُ كُلُّهُمْ زَمَاناً وَ مَا لِزَمَانِنَا عَيْبٌ سِوَانَا
نَعِيبُ زَمَانَنَا وَ الْعَيْبُ فِينَا وَ لَوْ نَطَقَ الزَّمَانُ بِنَا هَجَانَا
وَ إِنَّ الذِّئْبَ يَتْرُكُ لَحْمَ ذِئْبٍ‏ وَ يَأْكُلُ بَعْضُنَا بَعْضاً عِيَاناً

.
7- حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص177


(3) 6- امير المؤمنين يكى از شيعيانش را پس از دير زمانها ديدار كرد سن او گذشته بود و چابك راه ميرفت باو فرمود پير شدى اى مرد گفت در طاعت تو اى امير المؤمنين فرمود چابك ميروى‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 178
گفت بقصد دشمنانت اى امير المؤمنين فرمود هنوز در تو توانى مانده عرض كرد تقديم آستانت يا امير المؤمنين، ريان بن صلت راوى اين حديث از امام رضا گويد آن حضرت از عبد المطلب اين اشعار را برايم خواند:

مردم همه از زمان خود عيب كنند عيبى نبود زمانه را جز خود ما
ما عيب زمان كنيم و عيب از خود ماست‏ گر نطق كند زمانه هجوش بر ما است‏
از گوشت گرگ، گرگ پرهيزد و ما از گوشت هم خوريم عيان و بس بى‏پروا

(1) 7- على فرمود در نااميدى اميد بيشتريست موسى بن عمران رفت براى خاندانش آتش آرد خداى عز و جل با او سخن گفت و با مقام نبوت برگشت، ملكه سبا از كشور خود بيرون رفت و بشرف اسلام و همسرى سليمان رسيد، جادوگران مصر رفتند عزتى از فرعون بدست آرند و بشرف ايمان رسيدند.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تنها جرم حسن شحاته محبت الله ومحمد وآل محمد(ص) بود پاسخ داد.
" درصد مستبصرین مصر به‌وسیله علامه شهید شحاته شیعه شده‌اند

خبرگزاری تسنیم: استاد مجمع جهانی اهل بیت گفت: ۷۵ درصد مستبصرین مصری به دست علامه شحاته شیعه شدند و او برای تبلیغ مذهب اهل بیت به هر منطقه ای در مصر سفر می‌کرد.


https://newsmedia.tasnimnews.com/Tas...0337777304.jpg
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، عصام العماد در نشست «بررسی نقش مستبصرین در حرکت تشیع با تاکید بر تجربه شیخ حسن شحاته» که به زبان عربی برگزار شد، با اشاره به ویژگی‌های شخصی شیخ حسن شحاته اظهار کرد: از جمله ویژگی شهید شحاته اعتماد کامل به خداوند بود که تنها جنبه نظری نداشت، بلکه جنبه عملی نیز پیدا کرده بود.
عصام العماد موقعیت شیخ شحاته را پیش از تشرف به مکتب اهل بیت، جهانی دانست و افزود: او در مصر امام جماعت مسجد مجاور سفارت رژیم صهیونیستی بود که از کشورهای مختلف دعوت می‌شد و حتی ملک عبدالله در زمان ولیعهدی از شیخ حسن شحاته در عربستان استقبال کرد.
وی اضافه کرد: وی با وزیر اوقات مصر رابطه نزدیکی داشت، به گونه ای که وزیر همیشه به منزل شیخ حسن شحاته می‌رفت، حتی وزیر کشور مصر با شهید ارتباط نزدیکی داشت و بسیاری از امرا کشورهای اسلامی به او علاقه داشتند، و یک برنامه تلویزیونی در شبکه اول مصر داشت.
به زندان افتادن علامه شحاته به دلیل مواضع ضد صهیونیستی
استاد مجمع جهانی اهل بیت با اشاره به فعالیت او در زمان امام جماعت یکی از مساجد قاهره گفت: شهید شحاته امام جماعت یکی از مساجد قاهره در مجاورت سفارت رژیم صهیونیستی بود که آیات قرآن در خصوص قوم بنی اسرائیل را می‌خواند و این موضوع سفارت رژیم صهونیستی را نگران کرده بود و شیخ شحاته به همین سبب به زندان محکوم شد.
عصام العماد صفت شجاعت را از جمله صفات دیگر شهید شحاته دانست و افزود: ویژگی شجاعت این شهید برگرفته از اعتماد کامل او به خداوند بود و زمانی که به این نتیجه رسید که حق با امام علی است، با وجود رسیدن به سن 50 سالگی و موقعیت شغلی مناسب، حق را گفت.
وی شیخ شحاته را شخصیتی معروف و بزرگ دانست و افزود: پیش از شیعه شدن او، سخنرانی اش در تمام جهان اسلام منتشر می‌شد و یک شخصیت الازهری هم بود، البته در عین حال یک شخصیت علمی هم بود.
مفسر بودن شیخ حسن شحاته
استاد مجمع جهانی اهل بیت با اشاره به همراه با قرآن بودن شیخ شحاته اظهار کرد: پدر شیخ شحاته در ابتدای کودکی او را نزد استادی برد و گفت که من حسن را به قرآن بخشیدم و قرآن را به او تعلیم بده، علامه شحاته تمام عمر خودش را برای قرآن گذاشت و در عین حافظ بودن، قرائت‌های مختلف را به دست آورده بود.
دکتر عصام العماد تشرف شیخ شحاته به مکتب اهل بیت را از روی تحقیق دانست و افزود: علامه شحاته یک مفسر قرآن بود که در طول دو سه سال صدها کتاب را در خصوص مذهب اهل بیت مطالعه کرد تا به درستی مکتب اهل بیت قانع شد.
از دست دادن تمام امکانات مادی پس از شیعه شدن
استاد حوزه علمیه قمم با اشاره به عدم مهاجرت علامه شحاته از مصر گفت: از جمله نشانه‌های اعتماد کامل شیخ شحاته به خداوند، ترک نکردن مصر از سوی او بود، البته به ایران و شهر قم سفر کرده بود، حتی در سفر به آمریکا به او گفتند که درخواست پناهندگی کن، اما او اصرار به برگشتن به مصر را داشت.
وی ادامه داد: شهید شحاته پس از شیعه شدن همه چیز را مانند موقعیت شغلی، زن و فرزندانش و اموالش را از دست داد و این در حالی است که او واعظ اول ارتش مصر بود، اما پس از تشیع به طور روزانه تهدیداتی به او می‌رسید.
تشیع 75 درصد مستبصرین مصری به دست شهید شحاته
عصام العماد، فعالیت شیخ شحاته را خارج از معادلات سیاسی دانست و افزود: در حرکتش حساب‌های سیاسی را نمی دید و می‌گفت من براساس ارزش‌هایم فعالیت انجام می‌دهم که 75 درصد مستبصرین مصری به دست او شیعه شدند و برای تبلیغ مذهب اهل بیت به هر منطقه ای می‌رفت.
مستبصر اهل عربستان سعودی، با اشاره به تبلیغ چهره به چهره علامه شحاته اظهار کرد: تبلیغ تلویزیونی جای تربیتی را نمی گیرد و می‌بینم که شاگردان شهید در هنگام شهید دفاع از شهید شحاته بودند و حاضر نشدند او را به گروه‌های تکفیری تسلیم کنند.
وی اضافه کرد: به نظر شیخ شحاته تبلیغ رسانه ای، مبلغ از تبلیغ میدانی بی نیاز نمی کرد، البته اگر یک شبکه تلویزیونی در اختیار او قرار می‌گرفت باعث تشرف میلیون‌ها نفر به مکتب اهل بیت می‌شد.
عصام العماد شهید شحاته را یک شخص منبری دانست و افزود: با توجه به تربیت در الازهر و منبری بودن، با سخنرانی توانست بر هزاران نفر تاثیر بگذارد و منبر تاثیر زیادی بر جامعه مخاطب دارد.
تولد دوباره شیعه در مصر پس از شهادت علامه شحاته
استاد مستبصر حوزه علمیه قم، با اشاره به وضعیت شیعیان مصر بعد از شهادت علامه شحاته گفت: با شهادت شیخ شحاته، شیعه دوباره در مصر متولد شد و علامه شحاته بعد از سال دوباره به رسانه‌های مصری بازگشت و خوش شهید پس از شهادت سبب گرایش بسیاری از افراد به مکتب اهل بیت می‌شود.
وی واکنش مراجع و حوزه را به شهادت علامه شحاته مناسب دانست و افزود: برگزاری مجالس بزرگداشت، صدور بیانیه‌ها و ساخت برنامه‌های تلویزیونی همه فعالیت‌های خوبی است، اما نیاز به فعالیت‌های عملی هست تا قاتلان شهید شحاته در دادگاه‌های بین الملی محاکمه شوند.
برخورد با مفتیان وهابی برای عادی نشدن پدیده شیعه کشی
عصام العماد تاکید کرد: باید با مفتیان تحریک کننده به قتل شهید شحاته و شبکه‌های تفرقه انگیز برخورد شود تا چنین جنایت‌هایی در مصر و دیگر کشورها تبدیل به پدیده ای عادی نشود.
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ياور نوشته شده است نمايش نوشته
يا الله


اللهم صل علي محمد و ال محمد

و لطفا يك سئوال !!!!!!


نقل قول:
در اصل توسط ياور نوشته شده است نمايش نوشته
(قل ارءیتم ما تدعون من دون الله ارونی ماذا خلقوا من الارض ام لهم شرک فی السموت ائتونی بکتب من قبل هذا او اثره من علم ان کنتم صدقین*و من اضل ممن یدعوا من دون الله من لا یستجیب له الی یوم القیمه و هم عن دعائهم غفلون*و اذا حشر الناس کانوا لهم اعداء و کانوا بعبادتهم کفرین)الاحقاف 4-6


بگو : مرا گویید که انچه غیر خدا میخوانید، به من بنمایید که چه چیز از این زمین را افریده اند یا مگر در اسمانها شرکت داشته اند؟اگر راستگویید برای من کتابی که پیش از این امده باشد یا باز مانده ای از دانش بیاورید*و کیست گمراه تر از کسی که به جای خدا کسی را میخواند که تا روز رستاخیز او را پاسخ نمی دهد و انها از خواندن اینان بی خبرند*و چون مردم بر انگیخته شوند دشمنان انان باشند و به عبادتشان انکار ورزند.




ایا در روز رستاخیز بتان سنگی و چوبی با مشرکان دشمنند؟؟؟ایا در روز رستاخیز بتان سنگی و چوبی عبادت شدنشان را انکار میکنند؟؟؟و یا کسانی که غیر خدا (دون الله)خوانده میشوند(عیسی و محمد و علی و حسین) اند که با مشرکان دشمنند و عبادت شدنشان را انکار میکنند؟؟؟وکانوا بعبادتهم کفرین اند

يا الله

یاور رو از پرشین تاک می شناختم بعد از اینکه مسدود شد هردو وسایر دوستان اینجا سر درا وردیم
حتی تلفنی هم با هم حرف زدیم و.....پسرعمویش رهرو بود
متاسفانه فریب حرفهای برقعی رو خورد و..........
مدتی است از دنیا رفته
خدا با او چه کند نمی دانم
حیف که مفهوم دون الله رو نفهمید
خیال کرد دون ؛ دون عقلی وفلسفی است

ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله)
قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41

نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!
یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند

_
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=118531
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
‍ (http://modir-robot.ir/axnegar/YzeHrx...Ky/6570430.jpg) #حکایات_علماء
علامه_امینی

کرامتی از حضرت امام رضا "علیه السلام" در حضور علامه امینی...

حسان [مرحوم استاد حبیب الله چایچیان] که اشعارش - در ثنا و رثای آل الله شهرتی شایان دارد - صحنه ای را یادآور می شود:
علامۀ امینی بالایِ منبر، با شور و هیجان، با استفادۀ شگفت آور از احادیث عترت و آیات قرآن، مشغول صحبت بود. جمعیت شنوندگان در خانه و کوچه و خیابان، به حدی بود که رفت و آمد وسایط نقلیّه متوقف شده بود.

- تمام افکار مجذوب جاذبه گفتار شیوای او بود که ناگهان، یک نفر صفوف حاضرین را شکافت و با عجله خود را به بالای منبر رساند و به علّامه خبر داد:

استاد بزرگ و ادیب دانشمندی از دانشگاه الأزهر مصر که در اثر خواندنِ #کتاب_الغدیر به قبول مذهب تشیّع افتخار یافته است!

- و برای عرض ادب و تشکّر از این لطف الهی، به زیارت حضرت رضا "علیه السلام" مشرّف شده و در آنجا اشعارِ بسیار زیبا به زبان عربی سروده است، اینک می خواهد شما را نیز زیارت نماید.

علامه امینی کلام خود را قطع کرد و فرمود: به ایشان بگویید بیاید و اشعار خود را در پشتِ بلنگو قرائت کند!

(من که قادر نیستم صحنۀ ملاقات و هم آغوش شدنِ دو عاشق بی قرار و دو استاد بزرگوار را بالایِ منبر تشریح کنم و اشک هایی را که از شوق ریخته شد، در این چند سطر مجسّم سازم...)

علامه امینی بالایِ منبر، بر جای خود نشستند و آن استاد مصری دو پله پائین تر ایستاده، اشعار عربیِ بسیار بلیغ و زیبای خود را در مدحِ حضرت رضا "علیه السلام" قرائت کرد.

علامه امینی بلافاصله رو به من کرد و فرمود: حسان، تو هم اشعارت را در مدح ِ حضرت رضا علیه السلام بخوان!

- من که قبلا قرار نبود در آن جمعیّتِ انبوه، که دامنه اش تا خیابانهای اطراف کشیده شده بود، شعری بخوانم مضطربانه عرض کردم:

حضرت آقای امینی، قربانت گردم! شما که می دانید من اشعارم را همیشه از روی کتاب و یا دفترچه می خوانم. حالا که من همراهم شعری برای خواندن ندارم!

ولی ایشان بدون توجّه به عرایضِ من، باز پشت بلندگو تکرار فرمودند: حسان، به عنوان پذیرایی از #مهمان_عزیز، تو هم باید شعری در مدحِ حضرت رضا "علیه السلام" بخوانی!

- در حال ِ درماندگی ناگهان متوجه شدم که اشعارِ نیمه تمامی که شبِ گذشته در مدح حضرت رضا "علیه السلام" سروده بودم، در جیب من است! لذا با عجله عرض کردم:

حضرت آقای امینی! یک شعر نیمه تمام را دیشب سروده ام در جیب خود یافتم و با اجازۀ شما همان را می خوانم:

حاجتم بود حجّ ِ بیت الله
قسمتم شد حریم قبلۀ طوس

وقتی شعرم را که بیش از بیست بیت بود خواندم، استاد مصری باتوجّه مرا در آغوش کشید، بوسید و گفت:

چگونه توانستی اشعار ِ عربی مرا، در این چند لحظه با همان قافیه به شعر فارسی برگردانی؟!

تازه متوجه شدم که این یک اعجاز از حضرت رضا "علیه السلام" است. شعری که شب قبل در مدح آن حضرت سروده بودم، با شعری که آن استاد مصری در مشهد مقدّس گفته بود به طوری در قافیه و معنا هماهنگ و یکسان بودند که آن استاد مصری خیال کرده بود من در همان مجلس، اشعارِ عربی او را به شعر فارسی برگردانده ام!

منبع: برگرفته از مقاله علامه امینی، در دانشنامه امام علی علیه السلام، ج۱۲. استاد ابوالحسنی منذر

همراه با عالمان شیعه| حجره فقاهت


"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
: حجره فقاهت: آشنایی با سیره علمی و عملی فقهاء امامیه – بیانات علماء | سخنان علامه امینی در مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام ]
#کلیپ_صوتی

خیانت های معاویه در حق امیرالمومنین علیه السلام

چرا از او دست بر میدارید...

سخنان شنیدنی #علامه_امینی

به ما بپیوندید| حجره فقاهت

@hojre_feghahat
"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
.
‌ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/A...2L1/814539.jpg) #ویژه_نامه 4⃣
#علامه_امینی

#سفارش_عجیب علامه امینی به فرزندش پس از مرگ...

محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم،‌ او بسیار شاداب و خرسند بود...

جلو رفتم و پس از سلام و دست‌ بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟ پدرم گفت: چه می‌گویی؟

دوباره عرض کردم: آقاجان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)؟!

اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه)!

عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟

فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین (علیه السلام) بر پا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت حضرت را به شما بدهند.

سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که زیارت_عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان...

این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود.

کانال رسمی "حجره فقاهت"

https://telegram.me/joinchat/AYwqtDwgClNW3WEHg7Qtvw
"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
‌ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/Q...JEE/814639.jpg) #ویژه_نامه 3⃣
#علامه_امینی

شدت محبت علامه امینی به حضرت زهرا علیها السلام...

از ویژگیهای علامه امینی، صاحب كتاب الغدیر، عشق و ولای كامل او بود نسبت به آل محمد (علیهم السلام)... عشقی وصف ناشدنی كه می توان گفت «الغدیر» نیز در اثر همین عشق نوشته شد.

در مجالس با صدای بلند بر مصائب آل محمّد (صلی الله علیه وآله)‌ می گریست به طوری كه دیگران و به خصوص اهل منبر و نوحه‎خوانان تحت تأثیر گریه ایشان منقلب می‎شدند، گویا یكی از آل محمّد در مجلس است و اگر گویندهی مصیبت، نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می بُرد، آنگاه خون در رگهایش متراكم شده و چونان كسی كه ظلم بر ناموس او رفته فریاد می‎زد و همراه اشك بی‎امان، از چشمانش شعلهی آتش بیرون می‎زد.

منبع: سیمای فرزانگان، ص ۱۸۳

کانال رسمی "حجره فقاهت"

https://telegram.me/joinchat/AYwqtDwgClNW3WEHg7Qtvw
"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
‌ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/7...OZF/814685.jpg) #ویژه_نامه 2⃣
#علامه_امینی

ابرمرد علم، توسل، تواضع و مناجات...

علامه امینی قدس سره در کنار تحقیق و مطالعه گسترده از اخلاقی کریمانه برخوردار بود.

وی مردی متعبد، پرهیزگار و باتقوا بود. از کرامت نفس و از صلابت دینی برخوردار بود. عاشق قرآن، دعا و نماز شب بود. عشق و دلدادگی‌اش به ولایت و امیرالمؤمنین (علیه السلام) زبانزد خاص و عام بود.

بسیار به زیارت آن‌ حضرت میرفت و ساعاتی را به مناجات و نماز مشغول می‌شد. فاصله ۸۰ کیلومتری نجف تا کربلا را پیاده در مدت سه روز طی می‌کرد.

پس از عمری تلاش گسترده علمی جسم شریف معمار و احیاگر غدیر دچار فتور و بیماری شد تا جایی که دیگر قلم از حرکت ایستاد و در بستر بیماری افتاد. حدود دو سال به‌ طول انجامید و سرانجام روح ملکوتی‌اش در روز جمعه ۲۸ ربیع‌الثانی سال ۱۳۹۰ قمری در تهران به‌ سوی جانان پرکشید.

آخرین کلماتی که بر زبان آن مرد الهی جاری بود، فرازهایی از این دعای مأثور بود:

(اللهم هذه سكَرات الموت مذحلت، فاقبل الیّ بوجهكَ‌ الكَریم و أعنّی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم...) پس از این جملات روح پاکش به آسمان پرواز کرد.

کانال رسمی "حجره فقاهت"

https://telegram.me/joinchat/AYwqtDwgClNW3WEHg7Qtvw
"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
حکایات_علما

مرحوم #علامه_امینی برای گردآوری و تدوین کتاب ارزشمند #الغدیر سختی‌های فراوانی کشید؛

زمانی به کتاب «ربیع‌الابرار» زمخشری احتیاج پیدا می‌کند که فقط یک نسخه آن در نزد یکی از مراجع نجف بوده و با رحلتش به فرزندش به ارث رسیده بود. علامه به فرزند ایشان مراجعه کرده و آن کتاب را برای سه روز به‌ صورت امانی می‌خواهد، ولی او نمی‌ پذیرد. علامه می‌گوید برای دو روز یا سه ساعت، اما او قبول نمی‌کند. حتی حاضر نمی‌شود که علامه در حضورش آن نسخه را مطالعه کند.

از علامه نقل شده: وقتی وساطت بعضی اعلام نظیر سید ابوالحسن اصفهانی هم اثر نبخشید، کلاً مأیوس شده به حرم مطهر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مشرف شدم، پس از کلی توسل و شکوه خسته و ناراحت به خانه برگشتم. آن‌شب در عالم خواب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را زیارت کردم و شروع به اظهار گلایه و شکایت نمودم که آقا من برای شما این‌همه زحمت می‌کشم و…

حضرت در پاسخ من فرمود: «ان جواب سؤالک عند ولدی الحسین علیه السلام » از خواب بیدار شدم به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) راهی کربلا شدم و پس از زیارت و عرض حاجت، به زیارت برادرشان حضرت اباالفضل (علیه السلام) رفتم. پس از زیارت در یکی از ایوان‌ها نشسته و با خود زمزمه‌ای داشتم. ناگهان شیخ محسن ابوالحب که از سخنوران برجسته کربلا بود به سویم آمد.

پس از احوال‌ پرسی دعوت کرد تا برای استراحت به خانه‌اش در نزدیکی حرم مطهر بروم. قبول کردم و به خانه‌اش رفتم پس از استراحت، از وی خواستم تا مرا به کتابخانه‌اش راهنمایی کند. کتاب‌های نفیس و خطی فراوانی داشت به آن‌ها که نگاه می‌کردم ناگهان گمشده خود را در میان آن‌ها یافت.

برداشتم دیدم همان کتاب «ربیع‌الابرار» است. از شدت شوق اشک ریختم و گریه کردم. شیخ ابوالحب وارد شد پرسید چه شده؟ ماجرا را برایش نقل کردم و این که حضرت علی (علیه السلام) چگونه مرا به فرزندش حواله داد و مرا به‌سوی خانه و کتابخانه شما هدایت کرد… چشمان شیخ ابوالحب نیز پر از اشک شد و به من گفت:

این کتاب را صاحب بزرگ‌ترین کتابخانه بغداد برای خریدش هزار دینار به من پیشنهاد داد و من ندادم. آن‌گاه قلم از جیبش درآورد و آن را به من اهدا کرد.


"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
(یادداشت از آقای محمد مهدی معماریان)
با #علامه_امینی رفتیم پیش یکی از مراجع نجف. علامه تازه جلد اول #الغدیر را چاپ کرده بود و برای چاپ جلد دوم ، مشکل مالی داشت.
من که با آن مرجع انسی داشتم ، از موفقیت جلد اول گفتم. لبخند به لب مرجع که نشست ، برای چاپ جلد دوم تقاضای کمک مالی کردم.
چهره ایشان در هم رفت و فرمود : من برای کتاب شعر پولی ندارم!
نه فقط علامه ، من هم ناراحت شدم.
بعدا آن مرجع به من فرمود : کار بزرگ الغدیر اگر بخواهد #تاثیرگزار باشد ، نباید هیچ گونه وابستگی داشته باشد. کار #امیرالمومنین هم محتاج این و آن نیست.
آرام شدم.
علامه ، نه فقط برای تالیف الغدیر که حتی برای نشر آن هم #مجاهدت کرد.
و الغدیر ماندگار شد. و علامه جاودان!
.
با شنیدن آن چند سوال فکرم را درگیر کرده است:
- علامه امینی مگر چه کار خارق العاده ای کرده که این گونه مایه غبطه همه است؟
- مجاهدت های بی نظیر علامه ، برای چیست؟ چرا علامه تن به سختی های معمولا غیر قابل تحمل می داد؟
- آیا امروز می توان امیدوار به ظهور علامه دیگری بود؟
- به راستی اگر آن مرجع پول را می داد ولی از همه مخفی می کردند ، چه می شد؟
این سوالات و نظیر آن زمانی جواب می گیرد که ما #تاریخ با شکوه حوزه های علمیه را با دقت بخوانیم.
آنچه چشم نواز است ، #عدم_وابستگی حوزه هاست.
عدم وابستگی که باعث می‌شد در برابر هر کس و هر جایی #حریت داشته باشند.
تغییر رویه و‌منش شاهان #صفوی در آثر برخورد با علمای بزرگ محصول همین #استقلال است.
من گمان می کنم ، شاید علامه پول را می گرفت و کتاب را هم چاپ می کرد ، چه ضمانتی بود که نشود یکی مثل خیلی ها و خیلی موسسات در زمان ما! آنها که عادت کرده اند پول که باشد کار کنند و پول که نبود راحت از زیر #وظیفه فرار کنند.
تازه بعد از مدتی ، می بینی نتیجه کار بسیار کمتر از پولی است که هزینه شده است.
بله ! وابستگی به مرجعیت هیچ ایرادی ندارد و پول آن روز آن مرجع هم شاید دغدغه مالی آن روز علامه را برطرف می کرد اما ممکن بود دغدغه مندی علامه را هم برای همیشه بمیراند!
این #خطر را می بینیم و لمس می کنیم.
حرف آن مرجع هشداری است برای ما که دغدغه #دین داریم ، دغدغه #فرهنگ_دینی.
پول #دولت ها ، وابستگی می آورد و دغدغه را می برد. معامله زیان باری است.
کاش #حوزه ها و نهادهای مرتبط با دین و فرهنگ دینی ، حواسشان به این #خسارت_محض باشد.
ما در برابر یک نفر مسئولیم و آن #امام_عصر ارواحنا فداه است. صاحب کار خود اوست ، بانی کار خود ایشان است. با خودش معامله کنیم که معامله پر سودی است.
به راستی علامه امینی از عدم وابستگی اش چه بدی دید؟
یا نه ، ما از این همه تعلق چه خیری دیده ایم؟
.
پ.ن۱: الحمدلله از سال هشتاد و نه در موسسه ای مشغول هستم که علی رغم فشار شدید مالی ، تاکنون حتی یک ریال #بودجه از دولت یا سایر نهادها نگرفته است.
و با کار کردن در همان مجموعه ، از #شهریه #طلبگی صرف نظر کردم.
پ.ن۲: تا حالا تنها وابستگی م به حوزه ، #معافیت_تحصیلی بود که الحمدلله با گذراندن #خدمت_سربازی از آن هم چشم پوشیدم. برای حفظ دغدغه ها ، گاهی لازم است، دست شستن از همه چیز!
پ.ن۳: این نوشته کوتاه هرگز در مقام مذمت کلیت #حوزه_علمیه یا نهادهای دینی نبود که الحمدلله با وجود همه انتقادات ، مسیر خود را پیش می برد. همچنین #طلبه های عزیزی که با همه وجود به سربازی امام زمان علیه السلام مشغولند.
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
"
نگاهبان غدیر



علامه امینـى صـاحب الغدیـر 1320 _ 1390 هــ .ق


http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/i...4/40/amini.jpg!ولادت :
شیخ عبـد الحسیـن امینى معروف به علامه امینـى صاحب الغدیـر در سـال 1320 هـ .ق مطـابق بـا 1281 هـ .ش در روستاى (سردها) از تـوابع شهرستان سـراب به دنیا آمـد و در آغوش پدرى پرهیزگار که از عالمان آن سامان بود پرورش یافت.

خاندان :

خاندان امینى، خاندانى اهل علـم و فضل و تقوا، بینـش و داراى سابقه در خدمات دینى بود.
پدر علامه امینى حجت الاسلام حاج میرزا احمد امینـى (متـوفـى 1370 هـ . ق) خـود از افـاضل و عالمـان نامـى و معروف منطقه بـود. نیاى علامه، (مولى نجف على) مشهور به (امیـن الشرع) (متوفى 1340 هـ . ق) نیز از فاضلان و متقیان بـوده و علاقه شـدیـدى به گردآورى کلمات ائمه اطهار (علیهم السلام) داشت که در ایـن مقوله مجموعه هایى گرد آورده بود وى به فارسـى و ترکـى شعر مـى سرود نسبت این خاندان به امینى از همیـن لقب (امین الشرع) نیاى آنان بوده است.

تحصیلات :

وى با استعداد و نبـوغ عجیبى که داشت از همان اوان کودکى مقـدمـات علـوم را در مـدارس تبـریز بیامـوخت اما چون نفـس استعـلا طلب وى در آموختـن علـم در محدوده آذربایجان قانع نشد عاقبت از تبریز رخت بـر بست و راهـى نجف اشـرف گردیـد و در آنجا از محضر اساتید بزرگ آن دیار کسب علم نمود تا به درجه اجتهاد رسید.

اساتید :

علامه از محضـر عالـمانى چـون :
1_ سید محمد مولانا
2_ سید مرتضى خسرو شاهى
3_ شیخ حسین
4_ سیـد محمـد فیـروز آبادى
5_ سیـد ابـو تـراب خوانسارى
و دیگران استفاده برده است، همچنین ایشان از مراجع بزرگى چـون :
1_ سید ابـوالحسـن اصفهانى
2_ میرزا حسین نائینى
3_ شیخ عبد الکریم حائرى
4_ شیـخ محمـد حسین کمپانـى اصفهان
وبه خطـوط خود آن بزرگان اجازه اجتهاد دریافت داشته است.

تألیفات :

علامه‌ى امیـنى را غیر از الغدیـر تألیفات ارزشمنـد دیگـرى است، هـم چـون: کامل الزیارات، سیرتنا و سنتنا، سیـره نبینا، اعلام الانام فـى معرفة الملک، شهداى راه فضیلت، تفسیـر سـوره حمـد، ثمرات الاسفار، رساله در علـم درایه، رساله در نیت، ریاض الانـس، راه و روش ما راه و روش پیامبر ماست .
اما گل سر سبـد تألیفات علامه حاصل زحمات 40 ساله و مـوجب شهرت ایشان در اقطار ممالک اسلامـى، کتاب بـى ماننـد الغدیر است که بالغ بر بیست جلد مى باشد.
کتاب الغدیر در حسـن تنظیم و انشاء بسیار ممتاز و کثرت منابع و نقل مدارک که به فرموده خـود علامه بیـش از ده هزار جلد مى باشد، و استنتـاج به تجزیه و تحلیل و کشف اغراض سـوء مخـالفان در کتب خـودشان و پرده بـرداشتـن از چهره شخصیت هاى مغرض و خیانتکار از نـاقلیـن اخبـار و روایات مجهول از راویان مجهول الهویه و غیـر اینها از امور بسیار استثنایى و بى مانند محسـوب مى شـود، بخصـوص در فصاحت بیان و تنظیـم جملات و انسجام و شیـوایـى عبـارات فـوق ممتاز است.

خصوصیات اخلاقى :

علامه امینـى روحـانـى کامل عیارى بـود که در او نـور عقل شـرعى به وجه احسـن تجلى کرد ایـن مرد بزرگ از جهات عدیده مانند علـو طبع، استغناى روح، بـى اعتنایى به ریاست، صراحت لهجه، زبان صدق گـویا، قلـم و بیان شیوا و رسا، قیافه جذاب و سیماى دل نشیـن و هیکلـى متناسب و آراستگـى به صفات کـریمه دیگـر از قبیل تـوکل، ادب، شجـاعت، ابـراز شخصیت در بـرابـر مخالف و در مقام دفاع از حقیقت و امثـال اینها در میـان اقـران کـم نظیـر بود.
عالى تریـن صفات ممتاز وى محبت و ولاى کامل نسبت به خاندان رسالت بود که سرآمد تمام مزایاى وجودى او به شمار مى رفت به همیـن جهت است که علامه را بایـد در ایـن عصـر، یگانه غواص دریاى بـى کـران ولایت دانست.

مقام علمى :

علامه امینى در علـوم اسلامى مانند تفسیر، حدیث درایه و علـم رجال استاد و متبحرى بى مانند و به خصـوص در علم فقه و تاریخ گویى سبقت را از همه محققان در ربود هنگامى که نخستیـن تألیف وى تحت عنوان شهداى راه فضیلت در، سى و پنجمیـن سال زندگى پر برکتش منتشر شد مراجع و علماى بزرگ زمان هـم چـون سید ابـوالحسـن اصفهانى، حاج آقا حسیـن طباطبایى قمـى، شیخ آقا بزرگ تهرانـى، شیخ محمد حسین کمپانـى، و شیخ محمد خلیل عاملـى زبان به تحسین گذاردند و ایـن زمانى است که هنوز سخنى از الغدیر در میان نبـود و پـس از ایـن مراحل است که ایـن بزرگوار 40 سال دیگر از عمر پر برکت خویش را بـا تلاشـى بى مـاننـد و پشت کـارى کـم نشـان در راه تحقیق و تتبع گذارنـده و کتاب عظیـم و شاهکار خـویـش (الغدیـر) را به جهان اسلام تقـدیـم داشت.

فعالیت :

علامه بـراى گرد آورى مطالب الغدیر سفـرهاى پژوهشـى بسیار کرد در سرزمینهـا و شهرها، کعبه آمالـش کتابخانه هاى عمومى و شخصى بـود ایـن سفـرها پـر بـار عمـوما به مطالعه و استنتاج و تهیه مأخذ و ملاقات با استادان مى گذشت. از جمله شهرهایـى که وى به ایـن هدف به آنها سفر کرد، مـى تـوان :حیـدرآبـاد، دکـن، علیگـره، لکنهو، کـانپـور، جلالـى (در هنـد )، رامپـور، فـوعه، معره، قـاهـره (در مصـر )، حلب، نبل و دمشق (در سوریه) را بر شمرد، عشق به خـانـدان عتـرت چنـان سـراسـر وجـودش را فـرا گرفته بـود که ساعتها مطالعه در مخزن کتـابهاى خطـى و دست یافتن به گوهرهاى گرانبهاى نبـوى را بر خویشتـن خویـش هموار ساخته هرگز احساس خستگى نمى نمود.
گـوینـد در کتابخانه‌ى یکـى از شهرهاى عراق به مطالعه مـى پرداخت، چـون ایـن کتابخانه در هر شبانه روز تنها چهار ساعت بیشتـر باز نبـود علامه امینـى هـم نمـى تـوانست بیـش از چهار روز در آن شهر بماند، با توافقى که میان وى و رئیـس کتابخانه برقرار شده بود، علامه امینـى هـر روز به هنگام ظهر یعنـى ساعت تعطیل کتـابخـانه وارد آنجا مى شـد، کتابـدار، در را به روى او مـى بست تا روز بعد سـاعت 8 صبح که در را به رویـش مـىگشـود.
در نتیجه او روزى 20 ساعت در ایـن کتابخانه کار مى کـرد و بـا لقمه نـانـى که همـراه داشت و جـرعه آبـى که کتـابـدار در اختیارش مـى گذاشت، تـوانست از میـان چهار هزار نسخه‌ى خطـى مـوجـود در آن کتابخانه، مأخذ دلخـواه خـود را بیابـد. آرى این همه تـوانایى و پشت کار و دل بستگـى به کار، فقط و فقط در پرتو ایمان و عشق میسر است.
وی از مولود کعبه به عنوان محور امت اسلامی بعد از پیامبر یاد می‌کند. علامه امینی با تأسیس کتابخانه در نجف اشرف دانشگاه بزرگ عالم تشیع را تا حد امکان از کتاب بی‌نیاز کرد. او در صدد است عدل علیعلیه‌السلام با به اجرا در آمدن اصول سیاسی اسلام دیگر بار در جامعه انسانی آشکار گردد.
علامه امینی به همراه بزرگانی همچون سید شرف‌الدین عاملی نهضت متن ‌گرایی را بنیان نهادند تا مبانی فلسفه‌ی سیاسی اسلام را با ارائه مدرک به امت اسلامی عرضه نمایند و به این وسیله در مقابل نهضت پیشین‌گرایی یا نهضت سلفیه ایستادند. علامه‌ی مصلح با جمع‌آوری اجتماجات پیشوایان شیعه تمامی زمینه‌های شک و تردید را در باره‌ی حدیث غدیر از بین می‌برد.
روش علامه برای مبارزه با استعمار تدافعی نبود بلکه با مطرح کردن ولایت و امامت و بحث‌های عمیق علمی پیرامون آن به ولایت فقیه در عصر غیبت رسید.

خدمات :

علامه غیر از تألیف کتب، به خدمات دیگرى نیز مـى پـرداخت از جمله کتابخانه (مکتبه الامام امـیر المومنیـن العامه) در نجف از بـاقیـات صـالحـات آن بزرگـوار بـوده و از نظر کیفیت در شمار با ارزش تریـن کتابخانه هاى علمى دنیاى اسلام است.

دوران :

علامـه امینـى در زمـانى به نگارش اثـر جاودانه خـویـش «الغدیر» همت گمارد که مردم را از آب به سراب هـدایت مـى کـردنـد و هزار گل داودى را در پـاى مناره‌ها به دار کشیـده، نخل هـا را سـوخته، و سـروهـا از سـرمـا یخ زده بود.
اما علامه با قامتى بلند و استـوار چـون تناور درختـى از بیشه شیران پا به میـدان نبرد نهاد با پیراهنـى از استقامت، قرآن به دست کوچه هاى تنگ و باریک تاریخ عبور کرد و در بلنداى کـوهستان جاى گرفت و با کلام آکنده از ایمان خویـش مرزهاى سرخ و خـونیـن غدیر را ترسیـم کرد او قاصد سپیده دمان و مرغ یا حق گوى شیفتگان بود ذوالفقار علـى( علیه السلام) را بر کمر و خطبه نهج البلاغه را بر لب داشت رمز و راز عشق بر زبان او جارى بـود او مى خواست نهال ولایت را در هر ولایتـى بارور سازد او سفیـر سـرزمیـن آزادى انسان از اسارتها و پیام آور صلح و دوستى بود.
آن علامه مجاهـد و مصلح نستوه و احیاگر ولایت در مکتـوب پـر عظمت و جاودانى خویش خاطره پاینده واقعه شکوهمند سال دهـم هجرت را در اذهان زنده کرد او حـدیث مکرر تاریخ صـدر اسلام را باز گـو نمود که در باز گشت از حجه الـوداع پیامبـر اسلام (صل الله علیه وآله) خطبه اى ایراد فرمود که در آن ولایت و رهبرى اسلام بعد از خویش را معیـن و مشخص ساخت.

وفات :

تلاش بـى وقفه معمار مـدینه غدیر را، دچار فتـور جسمانـى کـرد و بیمارش نمـود بیمارى، اندک اندک رو به فزونـى گرفت تا اینکه آن پیر فرزانه و فقیه پر مایه در روز جمعه 12 تیـر مـاه 1349 هـ .ش برابر با 28 ربیع الثـانـى 1390 هـ .ق نزدیک اذان ظهر در آستان 70 سالگى به ملکـوت اعلى پیـوست روز بعد پیکر پاک وى در تهران تشییع و پـس از چنـد روز به نجف اشـرف حمل و در آنجا بعد از تشییع و طـواف بـر گرد مزار دوست در کتـابخـانه عمـومـى که خـود تأسیـس کـرده بـود به خاک سپرده شد او رفت ولى الغدیر وى چراغ خانه دلهاى با صفا و مشعل هدایت امت تا طلـوع خـورشید ولایت شد.
منابع:

پایگاه اسلامی الشیعه

روحش در جوار ائمه هدی آسوده باد




تعداد بازدید ها: 24896
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" گاهی به زندگی علامه امینی

سپیده فجر

در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود.
فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینه‌اش سرشار از عشق اهل‌بیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیه‌السلام، شمیم روح افزای ولایت را پراكنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت.
خاندان پاك علامه

شیخ احمد امینی تبریزی،(1) پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام می‌نگریستند. ایشان در سال 1287 هـ.ق در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزا احمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید.
برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مكاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه. ق، دیده از جهان فرو بست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید.
علامه امینی در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند.


پدربزرگ علامه امینی، مولی نجفقلی مشهور به امین الشرع بود كه نام خانوادگی علامه نیز از همین لقب گرفته شده است. ایشان در سال 1257ه. ق، در روستای سَردها ـ از توابع تبریز پا به عرصه هستی نهاد و به یادگیری دانش و ادب پرداخت. وی نیز بعدها ساکن شهر تبریز گردید. مردی زاهد، فاضل، پرهیزگار و ادیبی برجسته بود كه به گردآوری اخبار ائمه اطهار علیهم السلام علاقه بسیاری داشت و چند مجموعه روایت نیز تدوین كرده و اشعاری به فارسی و تركی از وی به جا مانده است. او در شعر خود به "واثق" تخلص می‌کرد و نقش مُهر او - آن طوری که در پشت برخی از رسائلش مشهود است - " الواثق بالله الغنیِ عبدهُ نجفقلی" بوده است . وی در سن 83 سالگی در سال 1340ه. ق از دنیا رفت و در وادی السلام نجف اشرف به خاك سپرده شد.(2)
http://img.tebyan.net/big/1386/04/16...7212109999.jpg
واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت.(3) کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود. (4)

دوران كودكی و جوانی علامه

كودكی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلكه او از همان كودكی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان می‌داد. وی از آغاز زندگی، با حافظه قوی و سرعت عجیبش در درك مسائل دینی،(5) همه نگاه‌ها را به خویش جلب كرد. روح پرسشگر و جست و جوگر عبدالحسین نمی‌گذاشت تا او مانند دیگر كودكان باشد. هر كس در كودكی او را درك می‌كرد، از تیزهوشی وی خبر می‌داد.(6)
خانوده مذهبی و علاقه‌مند به دانش و معرفت علامه نیز، زمینه رشد و تعالی عبدالحسین را آماده كردند. ایشان شاگردی و یادگیری را در محضر پدر بزرگوارش آغاز نمود و با مبانی دانش آشنا شد.
پدر؛ ادبیات فارسی، عربی، منطق و تا اندازه‌ای فقه و اصول را به فرزندش آموخت. در كنار اینها، عبدالحسین به كتاب‌های حدیثی و اعتقادی نیز اشتیاق زیادی داشت، ولی با این همه، «قرآن و نهج‌البلاغه دو كتاب گرانقدر برای آموزش این محصل جوان بود.»(7)
از همان كودكی، وجود عبدالحسین از آیه‌های قرآن و سخنان والای امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و امامان دیگر پر شد. پس، عشق به اهل‌بیت علیهم السلام در تار و پود وجودش نفود كرد.
بدین ترتیب، علامه امینی با كوشش علمی و با استعداد و پشتكار خویش، خانواده و اطرافیانش را به آینده خود امیدوار می‌ساخت.
علامه در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و تا حدود سن 32 سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی بود. در این سالها در محضر اساتیدی چون: آیة الله سید محمدبن محمدباقر الحسینی فیروزآبادی، آیة الله سید ابوتراب بن ابوالقاسم خوانساری، آیة الله میرزا علی بن عبدالحسین ایروانی و آیة الله میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین مشکینی زانوی ادب زده و کسب علم نمودند .
توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. علامه هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدند متوسل به اهل‌بیت، خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام می‌شدند.


ایشان در سن 32 سالگی به زادگاه خود تبریز مراجعت نموده و برای مدت کوتاهی در آنجا ماندگار شد. اوقات ایشان در آن ایام به تدریس و تحقیق مصروف گردید و در آن زمان بود که کتاب نفیس تفسیر فاتحة الکتاب توسط ایشان به نگارش درآمد.
علامه امینی که عشق امیرالمومنین علی علیه السلام در جانش شعله‌ور بود، بیش از این در فراق از حضرتش تاب نیاورده و مجدداً راهی نجف اشرف شد.
ایشان در نجف ضمن تحقیق و مطالعه فراوان در مجالس اساتید برجسته و مراجع تقلید آن روزگار به استمرار حاضر می‌شدند و در ضمن آن بود که از جهت علمی و تقوا به مرتبه والای اجتهاد نائل گردیده و همچنین از علما و مجتهدین بزرگ آن عصر اجازه روایت نیز دریافت داشتند. بعضی از مشایخ روایت ایشان عبارتند از:
آیة الله سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، آیة الله شیخ علی اصغر ملکی تبریزی، آیة الله شیخ محمد محسن (آقا بزرگ) تهرانی.
علامه امینی در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند. (8)

http://img.tebyan.net/big/1386/04/39...1734614063.jpg
زهد و عبادت علامه

ایشان در زهد و تقوا و ورع مراقبت شدید داشتند. در امور دینی، متعبد و تسلیم در مقابل اوامر الهی بودند. اخلاق خوش و همت بالایی داشتند و شاید همین همت ایشان، باعث موفقیت‌شان شده، چرا که در مسیر رسیدن به هدفشان، موانع، باعث عقب نشینی و ناامیدی ایشان نمی‌شد. با داشتن این همه علم و دانش متواضع بوده و کبر و غروری در وجود ایشان دیده نمی‌شد.
مرحوم علامه بسیار مراقب زبان خود بودند نقل شده است که هیچگاه کسی حرف رکیکی از ایشان نشنیده بود. در مورد پدرشان نیز می‌گویند آنقدر با اخلاق و سلیم النفس بودند که کسی ایشان را جز در مسائل مذهبی، خشمگین ندید. و چنان آداب را رعایت می‌نمودند که کسی کلام زشتی هرگز از ایشان نشیند.
توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. علامه هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدند متوسل به اهل‌بیت، خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام می‌شدند.
واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی، جد بزرگوار علامه امینی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت. کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود.

علامه امینی عقیده‌شان بر این بود که اساس خلقت بنا بر محبت است. ایشان می‌گفتند که تمام عبادات ناشی از محبت است. (هل الدین الا الحب). هر چقدر محبت به خدا بیشتر باشد، از معاصی و گناهان بیشتر دوری می‌شود. مرحوم علامه می‌گفتند: کسی که توجه‌اش در نماز کم است مشکل محبتی دارد.
ایشان در عبادات هم کوشا بوده و به اقامه نماز شب مقید بودند. همواره پس از نماز صبح، مشغول قرائت قرآن می‌شدند که با تدبر و تامل همراه بود.
علامه امینی یکی از مسائل اساسی که در زندگیشان خیلی مهم بوده توجه به قرائت قرآن و انس با قرآن بوده است. ایشان در ماه مبارک رمضان خود را برای روزه‌داری و عبادات از کارهای دیگر فارغ می‌کردند و در این ماه 15 ختم قرآن داشتند. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم علیهم السلام و یک ختم به نیت پدر و مادر خود. و در ماههای دیگر حداقل یک ختم قرآن داشتند. تاثیر این قرائت‌ها و انس با قرآن در قلم ایشان دیده می‌شود چرا که نوشته‌های ایشان بسیار روان و محکم است و البته تاثیر آن در الغدیر بسیار مشهود می‌باشد که استشهادهایی که ایشان در الغدیر به آیات قرآن داشته‌اند به گونه‌ای بوده که انگار این آیه برای آن موضوع مطروحه نازل شده است.(9)
علامه امینی روی توسلات خیلی تکیه می‌کردند. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند.


http://img.tebyan.net/big/1386/04/02...0440472171.jpg


زیارات و توسلات

علامه امینی می‌فرمودند که موضوع "زیارات" و "ادعیه" بدان گونه‌ که در مکتب تشیع مطرح شده در هیچ دین و مذهبی طرح نگردیده است. و اگر کسی با این زیارات و ادعیه مانوس بشود و متوجه باشد که چه می‌خواند و فلسفه و حکمتش را بداند، این فرد، شیعه بی‌سوادی نمی‌شود. ایشان می‌گفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه می‌گوید این فرد، شیعه بی‌سواد نیست. چرا که می‌فهمد دین یعنی چه.
علامه امینی روی توسلات خیلی تکیه می‌کردند. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند.
یک قسمت عظیمی از زندگی مرحوم علامه را ادعیه و توسلات و تمنای از اهل‌بیت و خصوصاً زیارات پر کرده بود. ایشان هر شب به زیارت حرم امیرالمومنین علی علیه السلام مشرف می‌شدند و آنقدر آداب را در زیارت رعایت می‌کردند که مردم می‌ایستادند و به ایشان می‌نگریستند که آداب را بیاموزند. ایشان با کمال خضوع و خشوع و با حزن، بالای سر امام می‌نشستند و با برخی الفاظِ زیارات با امام سخن می‌گفتند و آنقدر اشک می‌ریختند که بر روی محاسن‌شان جاری می‌شد و آنقدر غرق زیارت می‌شدند که اکثراً از یک ساعت هم می‌گذشت.
علامه امینی وقتی در حرم این الفاظ را می‌خواند که: ‌اشهد انّک تسمع کلامی و ترد سلامی، یقین داشت که مقابل حضرت نشسته و با ایشان صحبت می‌کند و جوابش را نیز از حضرت می‌گیرد. و این رتبه‌ی خیلی بالایی در ولایت است.
http://img.tebyan.net/big/1386/04/11...8146231239.jpg
ایشان اکثراً وقتی به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف می‌شدند با پای پیاده می‌رفتند. و مسئله قابل توجه اینست که ایشان از راه اصلی نمی‌رفتند بلکه مسیر را از میان روستاها انتخاب می‌کردند و شب را به صورت ناشناس در منزل آنها می‌ماندند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهل‌بیت علیهم السلام می‌پرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان می‌نشاندند.


یقین به جواب در توسل

فردی به نام دکتر محمد عبدالغنی حسن که شاعر برجسته عرب و از علمای مصر بودند بعد از این که آقای امینی، الغدیر را برای ایشان فرستادند یک شعری برای علامه سرود و فرستاد که از ایشان تقدیر کردند.
آقای امینی نامه‌ای برایشان فرستادند که من از شما ممنونم که این شعر را برای من سروده و فرستادید. اما چرا اصل را گذاشتید و فرع را گرفتید. ای کاش شما غدیریه می‌سرودید و نام خود را میان غدیریه سراها مضبوط و ماندگار می‌کردید و دوستی خود را نسبت به امیرالمومنین نشان می‌دادید.
می‌گویند که 2 ماه پاسخ نداد بعد از 2 ماه نامه ایشان آمد که من به این علت پاسخ نامه شما را دیر دادم که در این دنیا یک دختر بیشتر ندارم و او نیز بیمار شده و اطباء نیز از مداوا کردن او ناامید شده‌اند و دخترم در حال احتضار است. به این علت اصلاً حال شعر گفتن نداشتم. ولی چون شما امر کرده بودید با چشم گریان این غدیریه را سروده‌ام و برایتان فرستاده‌ام.
این نامه روز پنج شنبه به دست علامه رسیده بود. علامه امینی شب به حرم امیرالمومنین علی علیه‌السلام مشرف شدند. فردای آن روز نامه‌ای به فرزندشان حاج آقا رضا دادند و گفتند که این نامه را برای محمد عبدالغنی حسن پست کن. من دیشب که به حرم رفتم غدیریه این فرد را برای امیرالمومنین علیه السلام خواندم و فکر می‌کنم ان شاءالله شفای دختر را گرفتم.
این ماجرا به این معناست که علامه اینقدر با اطمینان از ارتباط شان با امام صحبت می‌کردند.
نامه علامه ارسال شد و دو هفته بعد جواب محمد عبدالغنی حسن رسید که سبحان الله، همان شبی که شما می‌گویید در حرم غدیریه مرا خواندید، دخترم تب شدیدی کرد و بعد از آن بهبود یافت. و الان شکوفه خانه من است و این از معجزات مولا امیرالمومنین است.
مرحوم علامه می‌گفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه می‌گوید این فرد، شیعه بی‌سواد نیست. چرا که می‌فهمد دین یعنی چه.



http://img.tebyan.net/big/1386/04/72...9911812638.jpg
غروب آفتاب

تلاش بی‌وفقه علامه امینی در دوران زندگیش باعث ضعف جسمانی ایشان شده که منجر به بیماری و زمینگیر شدنشان در دو سال آخر عمر ایشان شد. خستگی‌ها و تحمل رنج‌های علامه امینی در راه اعتلای دین اسلام و مذهب تشیع و تحصیل و تدریس معارف اهل‌بیت علیهم السلام در ظهر روز جمعه 12 تیر ماه 1349ه. ش (28 ربیع الثانی 1390ه .ق) به پایان رسید و صاحب الغدیر، آن پیر فرزانه و پر مایه، پس از 68 سال تلاش و كوشش، به دیدار یار شتافت تا از دست صاحب غدیر و از چشمه زلال كوثر بیاشامد و غبار خستگی را از تن بزداید. او رفت اما الغدیر وی چراغ خانه دل‌های با صفا و مشعل هدایت امت تا طلوع خورشید ولایت شد.
استاد جلال الدین همایی می‌گوید: «كثرت كار و زحمت بی‌شماری كه امینی در راه خدمت به مذهب كشید، كم كم قوای بدنی او را ضعیف ساخت تا منتهی به مرگ ایشان گردید.»
هنگام احتضار لب‌های علامه را با آب مخلوط به تربت مقدس كربلا مرطوب ساختند و فرزندشان ـ حاج شیخ رضا امینی ـ دعاهای عدیله، مناجات متوسلین و مناجات المعتصمین را می‌خواند و علامه هم با حزن و اندوه و در حالی كه اشك از چشمانشان سرازیر بود، دعاها را تكرار می‌كردند.(10)
آخرین سخنانی كه در لحظه‌‌های آخر زندگی بر لبان آن مرد بزرگ جاری شد، این بود:
"اللهم هذه سکرات الموت قد حلّت فاقبل الیّ بوجهک الکریم، و اعنّی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم ... "؛ «خداوندا! این سكرات مرگ است كه به سویم می‌آید. پس به سوی من نظری كن و مرا با آن چه صالحان را كمك می‌كنی، كمك نما.»(11)
پس از ختم این دعا، ندای خداوند را لبیک می‌گوید و روح شریفش به سوی خداوند عروج می‌نماید.
بامداد روز شنبه 13 تیر ماه، پیكر علامه از خیابان شاهپور تا سه راه بوذر جمهری و از آن جا تا مسجد ارك تشییع شد. مردم همانند كسی كه عزیزترین كس خود را از دست داده باشند، در تشییع پیكر امین خود شركت كردند به گونه‌ای كه: «میدان‌ها و خیابان‌ها پر بود از جمعیت؛ همه سیاهپوش و غرق در تجلیل علم.»(12)
http://img.tebyan.net/big/1386/04/38...2611053180.jpg
پس از انتقال پیکر مطهر علامه امینی به عراق، در شهرهای بغداد، كاظمین، كربلا و نجف نیز پیكر علامه با شكوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیكر بر گرد آستان مقدس علوی، به وصیت خودشان، در حجره‌ای از كتابخانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ـ كه خود بنیان‌گذار آن بود ـ به خاك سپرده شد. پس از مراسم خاكسپاری، مردم تا مدت‌ها در شهرهای بزرگ ایران، عراق و دیگر كشورهای اسلامی، مجلس‌های ترحیم برگزار و از مقام علمی و معنوی آن بزرگمرد عرصه علم و تقوا تجلیل كردند.
هر چند پیكر خسته صاحب الغدیر از میان شیفتگان ایشان پنهان گشت، ولی الغدیر او مانند نگینی درخشان در عرصه دین و دانش باقی مانده است. به تعبیر استاد جلال الدین همایی: «علامه امینی در واقع نمرده، بلكه حیات جاودانی یافته است.»(13)
"امیر" مرگ چنین شهسوار عرصه علم نه مرگ یک تن، بل مرگ یک جماعت بود
چنین مصیبت عظمی، نبود دانش را اگر دریغ و اَسف بود، اگر مصیبت بود
ز فیض بحر ولایت غریق رحمت باد که خود ز بحر ولایت، "غدیر" رحمت بود(14)

نوشته مهری هدهدی - گروه دین و اندیشه تبیان
پی‌نوشت‌ها:

1- ترجمه الغدیر، محمدتقی واحدی و دیگران، ج 1، ص 154/ علمای بزرگ شیعه، ص 410.
2- شهیدان راه فضیلت، ص 7.
3- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 58، چاپ 1368.
4- کتاب فاطمه زهرا، دکتر محمد امینی نجفی، مقدمه، ص 20.
5- علمای بزرگ شیعه، ص 410.
6- ربع قرن مع العلامه، حسین شاكری، ص 299.
7- گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران، ج 2، ص 727.
8- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 64 - 68، چاپ 1368.
9- مقدمه الغدیر، ج 1، صص 77 – 78، چاپ 1368 .
10- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 122، چاپ 1368.
11- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 122، چاپ 1368.
12- حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، ص 347.
13- حماسه غدیر، ص 551.
14- بخشی از قصیده مرحوم سید کریم امیری فیروزکوهی که در رثای علامه امینی سروده است.
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" پاداش امیرالمومنین به علامه امینی برای نگارش «الغدیر» چه بود؟

پسر علامه امینی نقل می‌کند: وقتى پدرم را دفن کردیم مرحوم علاّمه بحرالعلوم آمد و به من گفت: «من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤ منین (علیه السلام) چه مرحمتى در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینى در نگارش کتاب شریف الغدیر می‌کند؟»


https://newsmedia.tasnimnews.com/Tas...7653824804.jpg
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمّد هادى امینى فرزند مرحوم علاّمه امینى نقل مى کند: وقتى پدرم را دفن کردیم مرحوم علاّمه بحرالعلوم آمد و به من گفت: من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤ منین (علیه السلام) چه مرحمتى در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینى در نگارش کتاب شریف الغدیر مى‌کند؟ در عالم خواب دیدم حوضى است آقا امیرالمؤ منان بر لب آن ایستاده اند. افراد مى آیند و مولا از آن حوض آب به آنها مى دهند. گفتند که این حوض کوثر است . در این حال آقاى امینى به نزدیک حوض رسیدند ظرف را گذاشتند، آستین‌ها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانیدند و خطاب به او فرمودند: بَیّضَ اللّه وَجهک کما بَیَّضت وجهى (پروردگار رو سفید کند تو را کما اینکه مرا رو سفید کرد).
در کنار منزل و مرقد مرحوم علامه امینی کتابخانه ایشان قرار دارد که اکنون با 65 هزار جلد کتاب در چهار طبقه یکی از بزرگترین کتابخانه های کشور عراق بشمار می رود که بسیاری از کتب آن خطی و نایاب هستند و کتابخانه با سالن مطالعه ای که دارد مکان بسیار مناسبی برای مطالعه فراهم کرده است .
دانشگاهیان در زیارت دوره ویژه بعد از زیارت صافی صفای یمانی به زیارت مرقد علامه امینی در نجف اشرف می روند.
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" مطالعه بیشتر

پانویس



<li id="cite_note-1"> طالعی، سالشمار زندگانی علامه امینی.
  1. بنیاد محقق طباطبایی




منابع

  • اخوان ثالث، مهدی، گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث، تهران: مروراید، ۱۳۷۹ش.
  • محمدرضا حکیمی، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، به اهتمام سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی، تهران، مؤسسه انجام کتاب، سال ۱۳۶۱ش/۱۴۰۳ق.
  • شهیدی، سیدجعفر، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب، در یغما، سال بیست و ششم، بهمن ۱۳۵۲، شماره ۱۱ (پیاپی ۳۰۵).
  • مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، چاپ اول، قم، نسیم حیات، ۱۳۷۹.
  • محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، دلیل ما، ۱۳۸۶.
  • عبدالحسین طالعی، امین شریعت، قم، بنیاد محقق طباطبائی، ۱۳۹۲.سالشمار زندگانی علامه امینی
  • حسین شاکری، همرهی خضر، محسن رفعت، پیام سفید، تهران، ۱۳۸۹ش.

[نمایش]
حدیث‌شناسان شیعه

[نمایش]
متکلمان شیعه

[نمایش]
فقیهان شیعه (به تاریخ قمری)




آنچه را که دنبالش بودید را یافتید؟
بله
خیر








رده‌ها:


  • این صفحه آخرین‌بار در ‏۱ دسامبر ۲۰۱۷ ساعت ‏۱۰:۲۰ تغییر یافته‌است.
  • از این صفحه ۱۵٬۶۱۵بار بازدید شده‌است.
<li id="cite_note-2">
<li id="cite_note-2"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۵۰. <li id="cite_note-3">
<li id="cite_note-3"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۵۰. <li id="cite_note-Hakimi_nozde-4">
<li id="cite_note-Hakimi_nozde-4"> محمدرضا حکیمی، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، ص نوزده. <li id="cite_note-5">
<li id="cite_note-5"> یادنامه، ص ۲۷. <li id="cite_note-6">
<li id="cite_note-6"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۳. <li id="cite_note-7">
<li id="cite_note-7"> حماسه غدیر، ص ۳۴۷. <li id="cite_note-8">
<li id="cite_note-8"> ربع قرن مع العلامه، ص ۲۸۶. <li id="cite_note-9">
<li id="cite_note-9"> سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۳ و ۴۴. <li id="cite_note-10">
<li id="cite_note-10"> سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۳ و ۴۴. <li id="cite_note-11">
<li id="cite_note-11"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۰. <li id="cite_note-12">
<li id="cite_note-12"> سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴. <li id="cite_note-13">
<li id="cite_note-13"> سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴. <li id="cite_note-14">
<li id="cite_note-14"> سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴. <li id="cite_note-15">
<li id="cite_note-15"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱. <li id="cite_note-16">
<li id="cite_note-16"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱. <li id="cite_note-17">
<li id="cite_note-17"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱. <li id="cite_note-18">
<li id="cite_note-18"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۵. <li id="cite_note-19">
<li id="cite_note-19"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۶. <li id="cite_note-20">
<li id="cite_note-20"> دائرة المعارف تشیع، ج ۱۲، ص ۳۹. <li id="cite_note-21">
<li id="cite_note-21"> دائرة المعارف تشیع، ج ۱۲، ص ۳۹ و ۴۰. <li id="cite_note-22">
<li id="cite_note-22"> سید جعفر شهیدی، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب. <li id="cite_note-23">
<li id="cite_note-23"> سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱. <li id="cite_note-24">
<li id="cite_note-24"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۲. <li id="cite_note-25">
<li id="cite_note-25"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۷. <li id="cite_note-26">
<li id="cite_note-26"> حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳. <li id="cite_note-27">
<li id="cite_note-27"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۹. <li id="cite_note-28">
<li id="cite_note-28"> حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳. <li id="cite_note-29">
<li id="cite_note-29"> حکیمی، علامه امینی، در یادنامه...، ص ۲۴. <li id="cite_note-30">
<li id="cite_note-30"> حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳. <li id="cite_note-31">
<li id="cite_note-31"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۴. <li id="cite_note-32">
<li id="cite_note-32"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۳. <li id="cite_note-33">
<li id="cite_note-33"> مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۳. <li id="cite_note-34">
<li id="cite_note-34"> جدایی، ص ۱۷. <li id="cite_note-35">
<li id="cite_note-35"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۸۹. <li id="cite_note-36">
<li id="cite_note-36"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۰. <li id="cite_note-37">
<li id="cite_note-37"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۴. <li id="cite_note-38">
<li id="cite_note-38"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۷. <li id="cite_note-39">
<li id="cite_note-39"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۸-۲۹۹. <li id="cite_note-40">
<li id="cite_note-40"> حکیمی، حماسه غدیر، ص ۳۰۴. <li id="cite_note-41">
<li id="cite_note-41"> حکیمی، یادنامه علامه امینی، ص ۲۷. <li id="cite_note-42">
<li id="cite_note-42"> جدایی، ص۱۲ <li id="cite_note-43">
<li id="cite_note-43"> جدایی، ص۱۳ <li id="cite_note-44">
<li id="cite_note-44"> یادنامه، ص ۷۰. <li id="cite_note-45">
<li id="cite_note-45"> جدایی، ص۱۳ <li id="cite_note-46">
<li id="cite_note-46"> حماسه غدیر: ص ۲۰۵؛ شاکری، ربع قرن مع العلامة الامینی، ص ۳۱۸. <li id="cite_note-47">
<li id="cite_note-47"> یادنامه علامه امینی، ص ۳۱. <li id="cite_note-48">
<li id="cite_note-48"> ترجمه الغدیر، ج ۱، ص ۲۱. <li id="cite_note-49">
<li id="cite_note-49"> حماسه غدیر، ص ۵۵۱. <li id="cite_note-50">
<li id="cite_note-50"> ربع القرن مع العلامه، ص ۲۸۳. <li id="cite_note-51">
<li id="cite_note-51"> مائده: ۵۴. <li id="cite_note-52">
<li id="cite_note-52"> حماسه غدیر، ص ۴۸۱. <li id="cite_note-53">

"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" در نظر بزرگان

  • علمای شیعه
سید ابوالحسن اصفهانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة، علامه امینی را پرچمدار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی دانسته و گفته است که او با ابداع و ابتکارات جالبش، بر نویسندگان متقدم و معاصر پیشی جسته و درس‎های پرارج علمی و تاریخی و ادبی و اخلاقی به یادگار گذاشته است.[۴۲]
محمدحسین غروی اصفهانی، در تقریظ بر اولین کتاب علامه امینی، علاوه بر ستایش و تمجید و تحسین کتاب، به ستایش توانایی‎های ذاتی عبدالحسین امینی هم پرداخته و او را دارای نبوغ در هنر نویسندگی و فضیلت راستگویی و راستجویی دانسته است.[۴۳]
سید ابوالقاسم خوئی، خطاب به یکی از علما، ثواب زیارت علامه امینی را از درس خواندن بالاتر دانسته و گفته است که «مطمئن باشید ثواب زیارت ایشان از ثواب همه این درس‌ها بیشتر است.»[۴۴]
آقابزرگ تهرانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة درسال ۱۳۵۳ه‍.ق، امینی را مظهر راستین دین، جمال آیین، و مردی پریقین خوانده و کتاب او را شاهکاری برای امت لقب داده است.[۴۵]
  • اندیشمندان اهل سنت
محمد عبدالغنی حسن مصری، از علمای اهل سنت، شعری درباره او سروده است. او در این شعر، تاکید می‌کند که گرچه لحن امینی در هنگام بحث تند می‌شود، اما خلق و خوی او بسیار نرم است. او همچنین از پروردگار برای عبدالحسین امینی پاداش نیکو خواسته است؛ پاداشی به نیکویی دفاع امینی از غدیر.[۴۶][۴۷]
محمد سعید دحدوح، از عالمان بزرگ حلب، در بخشی از نامه‌اش به علامه امینی می‌نویسد: به راستی روش و اخلاقی را از آل محمد ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص.[۴۸]
ویژگی‌های اخلاقی

برخی از شاگردان و نزدیکان علامه امینی، ویژگی‌های اخلاقی او را برشمرده‌اند. برخی از این ویژگی‌ها از این جمله‌اند:
عبادت: به گفته محمدرضا حکیمی، امینی به عبادت و راز و نیاز، نمازهای مستحبی و قرآن خواندن، بسیار مشتاق بود؛ نماز شب می‌خواند و و پس از نماز صبح، یک جزء کامل قرآن را با تدبر تلاوت می‌کرد.[۴۹]
زهد و تقوا: امینی با آنکه ۴۰ سال در نجف ساکن بود، خانه شخصی نداشت.[۵۰] سید جعفر شهیدی، علامه امینی را مصداق آیه شریفه «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ»[۵۱] دانسته است.[۵۲]
آثار تألیف شده درباره عبدالحسین امینی

اخوان ثالث:
«امینی» پاکبازِ دین و حق؛ کاندر قمارِ عشق
به نقدِ عمر و هستی زد، همه داوِ تمامی خوشغدیری کرد بی‌همتا، چنانچون بیکران دریا
لبالب از رحیقِ حق، جهان را زو مشامی خوشازین دریا دل آماده، غدیری ایزدی باده
خوش آن رندی کزین مشرب کند شُربِ مدامی خوشالا یادش گرامی باد و نامش جاودان والا
بحقِّ حق «امید» اینک حدیثِ حق، ختامی خوش
گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث، ص۳۶۰
  1. حماسه غدیر، نوشته محمدرضا حکیمی، نقد و تفسیری بر کتاب‌ الغدیر علامه‌ امینی است‌ و به زندگی‎نامه امینی هم پرداخته است.
  2. «ربع قرن مع العلامة الامینی (خاطرات)»، نوشته حسین شاکری.
  3. «همرهی خضر» نوشته حسین شاکری. او ۲۵ سال در خدمت علامه امینی بوده و کتاب را به فارسی نوشته. اسم کامل کتاب، همرهی خضر (بیست و پنج سال همراه علامه امینی) است. مؤلف در این کتاب ۱۱۷ صفحه‌ای، به زندگی و سفرهای علامه امینی پرداخته و توضیحات کاملی از آن ارائه کرده است.
  4. «یادنامه علامه امینی» زیر نظر سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی تدوین شده و مجموعه مقالاتی است که توسط چهره‌های حوزوی و دانشگاهی درباره عبدالحسین امینی نوشته شده است. شهیدی و حکیمی در ۲۸ صفحه اول این کتاب، به زندگی امینی پرداخته‎اند و سپس بیست مقاله در موضوعات مختلف علمی توسط علما، و فضلای حوزه و دانشگاه ارائه شده است.
  5. «امین شریعت (یادنامه)»، ویژه‌نامه همایش رونمایی از کتاب المقاصد العلیة فی المطالب السنیة است که به کوشش جمعی از نویسندگان و از سوی بنیاد محقق طباطبائی در سال ۱۳۹۱ش در قم چاپ شده است.
  6. گفتگو با محقق طباطبائی درباره علامه امینی.
  7. «سلامِ قطره، به دریادلِ غدیری»، شعری از مهدی اخوان ثالث درباره علامه امینی.
  8. «علامه امینی مصلح نستوه»، نوشته علیرضا سیدکباری، حاوی زندگی‎نامه عبدالحسین امینی.
  9. «علامه امینی جرعه نوش غدیر»، نوشته مهدی لطفی، در ۲۵۶ صفحه چاپ شده و به زندگی علامه امینی پرداخته است.
  10. «یک مسافرت تاریخی»، گزارشی از سفر یک‌ماهه علامه امینی به اصفهان، با گردآوری فرهنگ نخعی چاپ شده است.
  11. «الحجة الأمینی طاب ثراه؛ زندگینامه‌ای تازه‌یاب از علامه امینی» را سید محمدصادق بحرالعلوم نوشته و محسن صادقی آن را تصحیح و چاپ کرده است.
  12. «چند نکته‌ای درباره کتاب المقاصد العلیة»، نوشته حسن انصاری.
  13. «سالشمار زندگانی علامه امینی»، نوشته عبدالحسین طالعی.
  14. «راهنمای پژوهش درباره علامه امینی و آثارش»، نوشته حمید سلیم گندمی[۵۳].
http://fa.wikishia.net/images/thumb/...9%86%DB%8C.jpg

تمبربه مناسبت پاسداشت علامه امینی

مطالعه بیشتر "

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" تألیفات

شهداء الفضیلة

عبدالحسین امینی، در سال ۱۳۵۵ق، کتاب «شهداء الفضیله» را منتشر کرد. این کتاب، حاوی زندگینامه ۱۳۰ تن از عالمان مسلمان و شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم هجری است که به شهادت رسیده‌اند. برخی، تالیف این اثر را در واکنش به استعمار انگلیس و با هدف آموزش شجاعت و ایستادگی در برابر بیگانگان دانسته‌اند.[۱۳] امینی برای نوشتن این کتاب، از کتابخانه‌های عراق و ایران بهره برد.[۱۴][۱۵]
آقابزرگ تهرانی در مقدمه کتاب شهداء الفضیلة، عبدالحسین امینی را «علامه بارع و علم علم الیقین و جمال ملت و دین» خوانده بود. سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع اعلای شیعیان در آن زمان، حاج آقا حسین قمی و محمدحسین غروی اصفهانی، نکاتی در تایید کتاب او نوشتند.[۱۶] برخی، تقدیر و تشویق از عبدالحسین امینی پس از تالیف این کتاب را در محیط حوزه علمیه نجف بی سابقه شمرده‌اند.[۱۷]
بنابر برخی منابع، علامه امینی کتاب شهداء الفضیلة را در پاسخ به کتاب الوشیعة فی نقد عقائد الشیعة موسی جارالله نوشته است.[۱۸] موسی جارالله در کتاب خود ادعا کرده بود که شیعه اصول اعتقادی منطقی ندارد، کتابی درباره اسلام ندارد، و شهیدی در راه اسلام نداده است.[۱۹]
الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب

http://fa.wikishia.net/images/thumb/...9%88%D8%AA.jpg

تصویری از کتاب الغدیر

نوشتار اصلی: الغدیر
مشهورترین اثر علامه امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب، کتابی است در اثبات امامت و خلافت بلافصل امام علی با استناد به واقعه غدیر و بررسی سند و دلالت حدیث غدیر.[۲۰]
عبدالحسین امینی، چهل سال از عمر خود را برای نوشتن این کتاب یازده جلدی صرف کرده و برای بررسی منابع واقعه غدیر، در کتابخانه‌های عراق، ایران، هند، سوریه و ترکیه، به مطالعه، نسخه‌برداری و پژوهش پرداخته است.[۲۱] به گفته سید جعفر شهیدی به نقل از خود امینی، او برای تالیف الغدیر، ده هزار جلد کتاب را از ابتدا تا انتها خوانده است.[۲۲]
جلد اول تا نهم کتاب الغدیر، در سال ۱۳۶۴ق در نجف چاپ شد. تمامی یازده جلد الغدیر، در سال ۱۳۷۲ق در تهران چاپ شد.[۲۳] این کتاب بیست جلد است که تاکنون تنها یازده جلد از آن چاپ شده است.[۲۴]
دیگر آثار

  1. تحقیق و تعلیق بر کتاب کامل الزیارات اثر ابن قولویه. در سال ۱۳۵۶ق در نجف چاپ شد.[۲۵]
  2. ادب الزائر لمن یمّم الحائر، شرح آداب زیارت امام حسین. در نجف چاپ شد.
  3. سیرتنا و سنتنا سیرة نبینا و سنته، بحث مستند درباره ولایت و محبت خاندان پیامبر و گزارش بُعد تاریخی عزاداری عاشورا)[۲۶]. او در این کتاب، با استناد به منابع اهل سنت، عزاداری و گریه برای امام حسین را سنت نبوی می‌داند و شیعه را در این امر پیرو پیامبر معرفی می‌کند.[۲۷]
  4. اعلام الانام فی معرفه الملک العلام، در توحید، به فارسی.
  5. شهداء الفضیلة
  6. تفسیر سوره حمد. فصل اول این کتاب در تفسیر سوره است و فصل دوم، در تحلیل و بیان ظرائف آن. این کتاب در ۱۳۹۵ق در تهران چاپ شد.
  7. تفسیر آیه «ولله الاسماء الحسنی»
  8. تفسیر آیه «و کنتم ازواجا ثلاثة»
  9. تفسیر آیه عالم ذر
  10. تفسر آیه «قالوا ربنا امتنا اثنتین»
  11. ثمرات الاسفار
  12. رساله در علم «درایه»
  13. رساله در نیت
  14. ریاض الانس (در ۲ جلد، هر جلد ۱۰۰۰ صفحه، توصیف و معرفی کتاب‌ها و نسخه‌های خطی که مؤلف دیده است.)[۲۸]
  15. حاشیه بر رسائل شیخ انصاری
  16. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
  17. رساله‌ای در حقیقت زیارات (در پاسخ علمای پاکستان)
  18. العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز.[۲۹] (تفسیر گونه‌ای است شامل بیان مبادی فلسفه سیاسی در اسلام، یعنی متضمن شرح آیاتی است از قرآن کریم، که درباره خاندان پیامبر، نازل شده است و دارندگان حق اولویت و مولویت را به اوصاف شناسانده است)[۳۰]
  19. نظرة فی كتاب منهاج السنة النبویة این کتاب در حقیقت سه جلد از کتاب الغدیر است که به سبب آنکه موضوع آن پاسخ‎های علامه امینی به شبهات ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه است به صورت مستقل با این عنوان چاپ شده است.
  20. السجود علی التربة الحسینیه عند الشیعة الامامیه
کتابخانه امیرالمؤمنین

کتابخانه عمومی امیرالمومنین نجف، ۱۸ ذیحجه ۱۳۷۹ق، از سوی علامه امینی و با حضور بزرگان حوزه علمیه نجف و از جمله آغابزرگ تهرانی افتتاح شد. این کتابخانه ۵۰۰ هزار عنوان کتاب در زبان‌های مختلف و حدود ۷۰ هزار عنوان کتاب خطی دارد.[۳۱] علامه امینی، بنیانگذار آن، کتاب‌های موجود در کتابخانه خود را که پنج تا شش هزار جلد بود، به کتابخانه امیرالمومنین نجف اهدا کرد. فرزندش محمدهادی هم هزار جلد از کتاب‌های خود را در اختیار این کتابخانه گذاشت.[۳۲]
علامه امینی در جریان جمع‌آوری احادیث و اسناد مرتبط با نگارش کتاب الغدیر، از کتابخانه‌های مختلف جهان اسلام دیدار کرد. بزرگترین کتابخانه نجف در زمان او، تنها چهار هزار جلد کتاب داشت و همین نقص او را بر آن داشت تا کتابخانه‌ای عظیم در نجف برپا کند.[۳۳]
او در جمادی الاولی سال ۱۳۷۳ق در ۵۳ سالگی، به تهیه کتاب‎ها مشغول شد.[۳۴]
دیدگاه‌ها و اهداف

[COLOR=black ]سخن امینی پس از سفر پژوهشی به هند[/COLOR]
اگر من مرجع بودم، و وجوهات شرعی به دست من می‌رسید، همه را به طلاب می‌دادم تا سفر کنند، حرکت کنند، می‌گفتم: این هزینه! بروید و جهان را و انسان را بشناسید!

حکیمی، حماسه غدیر، ص۲۸۵.
اجتهاد و مرجعیت

عبدالحسین امینی معتقد بود اجتهاد [در دنیای جدید] از حیطه قدرت فرد خارج است و باید «هیئت فتوا»ی مقتدر و شجاع و زمان‌شناس تشکیل شود. وی تألیف رساله را برای مرجعیت جهان تشیع که باید جهانی باشد، کافی نمی‌دانست و کسانی را که بدون شایستگی، مقام مرجعیت را بر عهده می‌گیرند، می‌نکوهید، و این کار را جنایتی می‌دانست که مساوی با به باد دادن همه ارزش‌های تشیع است. [۳۵]
او بر این باور بود که باید میان عنوان‌هایی چون مجتهد، صاحب رساله، مقلَّد، و «مرجع/زعیم جهان تشیع» تفاوت قائل شد و در مرجعیت، علاوه بر شروط معروف (بلوغ، عقل،...) باید شروط دیگری هم در نظر گرفت.[۳۶] امینی معتقد بود صدها جریان فکری، فلسفی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی و نظامی در جهان امروز هست و از همین رو، بر این باور بود که سرپرستی تمامی میراث علمی، حقوقی، اجتماعی، و سیاسی علی و آل علی را نمی‌توان فدای چند سال فقه و اصول خواندن و طلبگی کردن فلان آقا کرد و این همه را نمی‌توان به دست کسانی سپرد که دل‌های ترسو، سینه‌های تنگ، چشمان کوته‌بین، اندیشه‌های منجمد، مغزهای بسته، قلب‌های بی‌حماسه دارند.[۳۷]
نقد کتاب‌های دینی

امینی، مخالف انتشار کتاب‌های سطحی و ضعیف درباره مسائل دینی بود؛ کتاب‌هایی که از مأخذ موثق استفاده نمی‌کردند، یا آنکه بر اساس اجتهاد و استنتاج صحیح نوشته نشده‌اند. وی درباره برخی از کتاب‌های دینی منتشر شده در زمان خود می‌گوید: کتاب‌هایی را که در این سال‌ها در شرح حال ائمه در زبان فارسی نوشته شده، باید به دریا ریخت.[۳۸]
نقد برخی مجالس روضه‌خوانی

علامه امینی از بیشتر محافل و مجالس مذهبی خشنود نبود و نقدهایی بر این مجالس مطرح می‌کرد. مهم‌ترین نقد او بی‌اطلاعی و ناآگاهی بسیاری از گویندگان از حدیث و معارف دینی بود و به سخنان نامستند و نامناسب اهل منبر و برخی از روضه‌خوانان، ایراد داشت. امینی می‌گوید: «در یکی از مجالس عمده تهران، در ایام عزاداری شرکت کرده بودم، در وسط منبر، با اینکه کاری زننده بود، برخاستم و بیرون آمدم، چون نشستن و گوش دادن به آن حرف‌ها را حرام دانستم.»[۳۹]
زیارت

عبدالحسین امینی معتقد بود زیارت ائمه و امامزادگان، بر خلاف آنچه هم‌اکنون در بین شیعیان دیده می‌شود، باید بازده جدی پرورشی داشته باشد. از این رو، یکی از کارهای نخستین او، چاپ یکی از معتبرترین متون زیارتی شیعه به نام کامل الزیارات بود. یکی دیگر از تألیفات او، کتاب «ادب الزائر»، در شرح آداب زیارت امام حسین است.[۴۰]
اهداف به انجام نرسیده
حکیمی در مقدمه یادنامه علامه امینی، درباره اهداف محقق‌نشده او، نوشته است که جز آنچه علامه امینی انجام داده، او هنوز هدف‌های دیگری داشت که با پایان عمرش موفق به انجام نشد. برخی از این برنامه‌ها عبارت بودند از:
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" تولد و کودکی

عبدالحسین امینی فرزند میرزا احمد امینی در سال ۱۳۲۰ق در تبریز زاده شد. پدرش از ائمه جماعات و از علمای موجه تبریز بود.[۲] جدّش «مولا نجفعلی»، مشهور به «امین الشرع» بود و از همین رو خانواده او «امینی» خوانده شده‌اند.
عبدالحسین امینی در مدارس تبریز، مقدمات علوم را آموخت و پس از فراگرفتن قرآن و مقدمات، به تحصیل فقه و اصول پرداخت و در درس عالمانی چون سیدمحمد مولانا، مؤلف مصباح السالکین، و سید مرتضی خسروشاهی و شیخ حسین، مؤلف هدایة الانام حاضر شد.[۳][۴]
درگذشت

علامه امینی ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹ش (۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ق) درگذشت.[۵] برخی درگذشت او در ۷۰ سالگی را در حالی که بنیه‌ای قوی و تنی سالم داشت، ناشی از مطالعه زیاد، اشتغال بی‌وقفه به نوشتن و مراقبت دائم در کار کتابخانه دانسته‌اند.[۶]
بامداد شنبه ۱۳ تیر ۱۳۴۹ش، پیکر تشییع شد.[۷] افزون بر تهران، در شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف نیز پیکر علامه امینی تشییع شد و پس از طواف دادن بر گرد آستان مقدس علوی به وصیت خود او، در حجره‌ای از کتابخانه امیرالمؤمنین علی که خود بنیانگذار آن بود، به خاک سپرده شد.[۸]
امینی در وصیت‌نامه‌اش خواست کسی را نایب او قرار دهند تا ده سال به کربلا برود. وی همچنین وصیت کرده بود ده سال مجلس عزا در روزهای شهادت فاطمه برگزار کنند.
زندگی علمی

هجرت به نجف

امینی در ۲۲ سالگی[۹] از تبریز به نجف رفت و در درس عالمانی مانند سید محمد فیروزآبادی (م ۱۳۴۵ق) و سید ابوتراب خوانساری (م ۱۳۴۶ق) حاضر شد.[۴][۱۰]
اجازه اجتهاد و اجازه روایت

امینی از مراجعی همچون سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نایینی، محمدحسین غروی اصفهانی[۱۱] و شیخ عبدالکریم حائری یزدی اجازه اجتهاد دریافت كرد.[۴] با توجه به تاریخ درگذشت مراجع مورد اشاره (که بین ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۴ق بوده است)، علامه امینی پیش از ۳۵ سالگی اجازه اجتهاد و روایت داشته است.
او پس از اجازه اجتهاد و روایت به تبریز بازگشت، اما پس از چندی دوباره به نجف رفت.[۱۲]
تألیفات "

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی (ره) پاسخ داد.
" عبدالحسین امینی

علامه امینی http://fa.wikishia.net/images/thumb/...86%DB%8C-1.jpgاطلاعات فردینام کامل: عبدالحسین امینیتاریخ تولد: ۱۳۲۰قزادگاه: تبریزتاریخ وفات: ۱۲ تیر ۱۳۴۹هـ. ش، ۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ه‍.قمحل دفن: عراق، نجفاستادان: سیدابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نائینی، عبدالکریم حائری یزدی، محمد حسین کمپانیتألیفات: الغدیر، شهداء الفضیلة (کتاب) و...اجتماعی: بنیانگذار کتابخانه امیرالمؤمنین
عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی(۱۲ تیر ۱۳۴۹ش،۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ق)، نویسنده کتاب الغدیر، فقیه، محدث ، متکلم، مورخ، نسخه‌شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ق. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۷۰ هزار نسخه خطی است.
گاهشمار زندگی عبدالحسین امینی[۱]
۱۳۲۰ق تولد ۱۳۴۰ق فوت جد علّامه امینی، مولی نجف قلی امین الشرع (تولد: ۱۲۵۷)؛ استنساخ کتاب سلیم بن قیس کوفی ۱۳۴۶ق استنساخ کتاب‏های ذیل: کتاب الحسین بن عثمان بن شریک • کتاب الزهد، حسین بن سعید اهوازی • کتاب أبی سعید عباد العصفری • کتاب جعفر بن محمّد الحضرمی • کتاب خلّاد السندی • کتاب زید النرسی • کتاب عبد الله بن یحیی الکاهلی • کتاب عبد الملک بن حکیم • کتاب عاصم بن حمید • کتاب مثنّی بن ولید الحنّاط • کتاب محمّد بن المثنّی الحضرمی • مختصر أصل علاء بن رزین • مسائل علی بن جعفر • نوادر علی بن أسباط • الأخبار المسلسلات، جعفر بن أحمد قمی • الأربعون حدیثاً فی مناقب أمیر المؤمنین علیه‌السلام، ابن أبی الفوارس • أصل زید الزرّاد • تزویج أمیرالمؤمنین علیه‌السلام ابنته من عمر بن الخطّاب، شریف مرتضی • مقتضب الأثر، ابن عیاش جوهری ۱۳۴۷ق استنساخ کتاب‏های ذیل: المزار، محمّد بن المشهدی • المجالس، شیخ مفید • نوادر الأثر أنّ علیاً خیر البشر، جعفر بن احمد قمی • الأنوار الباهرة فی انتصار العترة الطاهرة، ابن طاووس • خصائص الأئمّة، شریف رضی ۱۳۵۰ق دهم رمضان، اجازه روایی میرزا محمدعلی اردوبادی به علّامه امینی‏ ۱۳۵۳ق محرم، اجازه روایی آقابزرگ تهرانی به علّامه امینی • استنساخ صفات الشیعة شیخ صدوق ۱۳۵۵ق چاپ کتاب شهداء الفضیلة در نجف • نخستین سفر حج‏ ۱۳۵۶ق چاپ کامل الزیارات به تحقیق علّامه امینی‏ ۱۳۵۸ق جمادی الأولی، اجازه روایی میرزا یحیی خویی به علّامه امینی ۱۳۶۲ق چاپ کتاب أدب الزائر در نجف‏ ۱۳۶۴ق استنساخ کتاب‏های: المناقب المائة، ابن شاذان • إیضاح دفائن النواصب، ابن شاذان • الطرف، ابن طاووس
[COLOR=قرمز ]نخستین چاپ الغدیر در نجف، در ۹ جلد، که تا سال ۱۳۷۱ ادامه یافت.[/COLOR]
۱۳۶۵ق ۱۲ ذی القعده، نامه پادشاه اردن، ملک عبدالله، درباره الغدیر • ماه رمضان، سفر از نجف به کرمانشاه و خراسان • انتشار مقاله علی‏ ضفاف الغدیر، نوشته محمود غنیم، در: الکتاب (چاپ قاهره). ۱۳۶۶ق انتشار یادداشت درباره الغدیر، در: الکتاب (چاپ قاهره). ۱۳۶۷ق ۱۳ ربیع الآخر، مقاله محمدعلی حیدری درباره الغدیر • ذی الحجّه، مقاله عبد الفتاح عبد المقصود درباره الغدیر • ۱۹ ذی القعده، مقاله پولس سلامه درباره الغدیر. ۱۳۶۸ق ۱۴ ذی الحجه، یادداشت سیدعبدالحسین شرف الدین درباره الغدیر. ۱۳۶۹ق ۱۱ ماه رمضان، یادداشت سید محمّد صدر درباره الغدیر • ۱۱ شعبان، چاپ قصیده محمّد عبد الغنی حسن مصری، در تقریظ الغدیر، در مجله مصری الرسالة. ۱۳۷۰ق ۲۹ ربیع الاول، درگذشت پدرش میرزا احمد امینی، در تهران (تولد: ۱۲۸۷، تبریز) • ۵ ربیع الاول، یادداشت محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • ۱۹ محرم، نشر قصیده ۸۵ بیتی سید محمّد هاشمی درباره الغدیر در مجله البیان چاپ نجف • ششم جمادی الآخره، یادداشت سید حسین حمامی درباره الغدیر • هشتم شوال، یادداشت محمّد نجیب زهر الدین عاملی، درباره الغدیر • دهم ماه رمضان، یادداشت سلمان عباس الدوّاح درباره الغدیر. ۱۳۷۱ق ۲۴ ماه رمضان، یادداشت شیخ مرتضی آل یاسین درباره الغدیر • ۲۸ محرم، یادداشت سید حسین موسوی هندی درباره الغدیر • شعبان، انتشار یادداشت عادل غضبان در مجله الکتاب، چاپ مصر • دوم ماه رمضان، تقریظ شیخ آقابزرگ تهرانی بر الغدیر. ۱۳۷۲ انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در مجله الکتاب، چاپ مصر • هفتم ربیع الاول، مقاله محمّد عبد الغنی حسن درباره الغدیر با عنوان فی ظلال الغدیر • نخستین چاپ الغدیر در تهران، از سوی دار الکتب الإسلامیة، در ۱۱ جلد، که اضافاتی از علّامه امینی دارد. این کتاب بر اساس همین چاپ، در سال‏های ۱۳۸۷ و ۱۴۰۳ و ۱۳۹۶ بار دیگر منتشر شد • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر. ۱۳۷۳ق ۲۵ ربیع الآخر، مقاله محمدسعید عرفی درباره الغدیر • ۱۸ محرم، مقاله عبدالرحمن کیالی درباره الغدیر • آغاز انتشار صحیفة المکتبة، که سه شماره آن تا سال ۱۳۷۵ متشر شد • اول جمادی الآخره، یادداشت سید محمّد شیرازی درباره الغدیر • اول جمادی الاولی، نخستین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف (مطابق با ۱۹۵۸ م.) ۱۳۷۵ق دومین سفر حج • ۱۵ شعبان، یادداشت سید علی فانی اصفهانی درباره الغدیر • ۱۵ شعبان، یادداشت سید محمدعلی قاضی طباطبایی درباره الغدیر • ۱۳ ربیع الاول، یادداشت علاءالدین خروفه درباره الغدیر • ۲۰ ربیع الآخر، یادداشت محمّد تیسیر المخزومی الشامی درباره الغدیر ۱۳۷۶ق سفر به اصفهان و اقامت یک ماهه • انتشار کتاب یک ماه در اصفهان نوشته فرهنگ نخعی، گزارشی از سفر علّامه امینی به اصفهان • دومین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف • برپایی مجلس نکوداشت علّامه امینی، توسط جمعیة الرابطة الأدبیة در نجف، با سخنرانی توفیق الفکیکی ۱۳۷۸ق انتشار مقاله علّامه امینی و احمد امین، نوشته مرتضی مدرسی چهاردهی، در: ارمغان (چاپ تهران) ۱۳۷۹ق ۲۷ ماه رمضان، یادداشت سید محمدجواد طباطبایی تبریزی درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۱۸ ذی الحجّه، افتتاح رسمی کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف ۱۳۸۰ق ۲۵ محرم، یادداشت شیخ محمدرضا شبیبی درباره کتابخانه • ۱۳ ذی القعده، یادداشت دکتر عبدالمجید حکیم درباره کتابخانه • اول جمادی الآخره، یادداشت عبدالمجید الانصاری درباره کتابخانه • سفر به هند و اقامت چهار ماهه (۲۴ شعبان تا ۲۵ ذی الحجّه)، و تألیف جلد اول ثمرات الأسفار • استنساخ کتابهای: المختصر من کتاب الموافقة لابن السمّان، زمخشری • مفتاح النجا، بدخشی • مناقب، ابن مغازلی • الإشارة إلی‏ سیرة المصطفی، علاءالدین بن قلیچ مغلطای • ثمرات الأسفار إلی الأقطار، ج ۱ • سوم شوال، ارسال گزارشی از سفر هند به آیة الله مرعشی نجفی ۱۳۸۱ق ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت دکتر مصطفی جواد درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • استنساخ الصراط السوی، محمود بن محمّد شیخانی • یادداشت دکتر صلاح الدین منجّد درباره کتابخانه • ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت سالم الآلوسی درباره کتابخانه ۱۳۸۳ق انتشار بیلان ده ساله کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، با عنوان تلک عشرةٌ کاملة ۱۳۸۴ق سفر به سوریه، اقامت چهار ماهه و تألیف جلد دوم ثمرات الأسفار • چاپ کتاب سیرتنا وسنتنا در نجف ۱۳۸۵ق ۴ ربیع الاول، یادداشت عبدالله القلقیلی مفتی اردن، عبد الاحد محمّد نماینده الأزهر، و محمّد متمول رئیس دفتر شیخِ الأزهر، درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۴ ربیع الاول، یادداشت محمّد أسد شهاب درباره کتابخانه • استنساخ روضة الفردوس، علی بن شهاب الدین همدانی ۱۳۸۷ق یادداشت رودی کریز، دانشمند آلمانی، درباره کتابخانه • انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در: أجوبة المسائل الدینیة (چاپ کربلا) ۱۳۸۸ق سفر ۲۵ روزه به ترکیه. ۱۳۸۹ق درگذشت شیخ آقابزرگ تهرانی، شیخ اجازه علّامه امینی. ۱۳۹۰ق- ۲۸ ربیع الآخر، درگذشت علّامه امینی در تهران، و دفن در محل کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف.

زندگی "

21 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:40PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند