بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير نيما64

نيما64 نيما64 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 300
  1. aventador
    Tuesday 31 May 2016
    aventador
    http://biareview.com/ http://anztheme.com/ dịch vụ thành lập công ty trọn gói tư vấn pháp luật dịch vụ kế toán uy tín đào tạo kế toán ma pháp sư mặc dù có năng lực, nhưng thời gian ngâm xướng ma pháp lại là tệ bệnh lớn nhất, mặc dù phụ mẫu hủy diệt được một số địch nhân, nhưng tối hậu, tối hậu … " . Nói đến đây, Niệm Băng khóc rống thất thanh.
    Nếu là bình thường, Tra Cực nhất định sẽ phát giác, Niệm Băng đang khóc ròng lúc này lại đang len lén nhìn trộm mình, nhưng hắn lại vừa kể lại hết thảy sự việc phát sinh trên mình, ý niệm vẫn còn đắm chìm trong trận đấu hồi đó, hơn nữa sắc trời hôn ám, cho nên không có chú ý tới điểm nhỏ nhặt như vậy.
    Lời nói dối của Niệm Băng lại cũng bao hàm một phần là chân thật, lúc trước hắn the
  2. f.chivaei
    Thursday 6 August 2015
    f.chivaei
    بدو بیا ببین کی به دنیا اومده (:
    http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154248
  3. star2plus
    Tuesday 4 August 2015
    star2plus
    ممنونم عالی بود
  4. sara34
    Sunday 2 August 2015
    sara34
    سه تارم ، راست میگوید ، کمی ناکوک و بد حالم
    مخالف میزنم ، زیرا ، مخالف گشته اقبالم
    دلم می خواهد امشب را در آوایش رها باشم
    ولی افسوس دلتنگم ، ولی افسوس بی بالم
    اسیر اشک نافرمان ، اسیر بغض حرمانم
    گلو را می فشارد دل ، پر از قیلم ، پر از قالم
    نه آهی و نه سودایی ، نه شوری و نه غوغایی
    دل آرایی ندارم تا که پرسد حال و احوالم
    به دامان تو افتادم ولی دامن کشی کردی
    خدایا عاشقی کن تا ...بفهمی از چه مینالم
  5. Vajiheh
    Saturday 1 August 2015
    Vajiheh
    سلامممم... خوبی نیما؟؟؟ چه خبر؟؟ میسی بابت کامنتات گلم.
  6. sara34
    Saturday 1 August 2015
    sara34
    رازداری کن و از من گله در جمع مکن
    باز بازیچه مشو، بارِ سفر جمع مکن
    با حضور تو قرار است مرا زجر دهند
    خویش را مایه ی دلگرمی هر جمع مکن
    به گناهی که نکردم، به کسی باج مده
    آبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکن
    ترسم آسیب ببیند بدنت، دورِ خودت...
    این همه هرزه ی آلوده نظر جمع مکن!
    " آخرین شاخه ی تو، سهم عقابی چو من است...
    روی آن چلچله و شانه بسر جمع مکن "
    تا برآمد نفسم، جمعِ هوادارت سوخت
    روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن
  7. sara34
    Saturday 1 August 2015
    sara34
    گفت دیده است مرا، این که کجا یادش نیست
    همه چیزم شده و هیچ مرا یادش نیست
    این ستاره به همه راه نشان می داده ست
    حال نوبت که رسیده ست به ما یادش نیست
    قصه ام را همه خواندند، چگونه است که او
    خاطراتِ من انگشت نما یادش نیست؟؟
    بعدِ من چند نفر کشته، خدا می داند
    آن قدر هست که دیگر همه را یادش نیست
    او که در آینه در حیرتِ نیم خودش است
    نیمه ی دیگر خود را چه بسا یادش نیست
    صحبت از کوچکی حادثه شد، در واقع
    داشت می گفت مهم نیست مرا یادش نیست ...
  8. sara34
    Thursday 30 July 2015
    sara34
    بغض دارد سینه ام حال سه تارم خوب نیست
    هرکه هستی دور باش اینجا کنارم خوب نیست
    صحنه ی تکرار بدرود و طلاق ریل هاست
    چشم خیس و کوپه و سوت قطارم خوب نیست
    تا دلم این شور را از کوک سازم می رود
    بین این شوریدگی "فا"ی بکارم خوب نیست
    آه ای تبریزِ من از قول مولانا بگو
    بعد شمسش رونق شعر و شعارم خوب نیست
    از منِ شاعر که پرسی مثنوی هم درد داشت
    هرچه دارم شعر بود ،دار و ندارم خوب نیست
    حال و روزم خوب نیست ،روزگارم خوب نیست
    این حوالی هیچ چیز حول مدارم خوب نیست
    یک عمر با سیگار خود مثل برادر باش و بعد
    روی پاکت حک شود این زهر مارم خوب نیست
    جای من حرفی بزن تنها ترین مضراب من
    بغض دارد سینه ام حال سه تارم خوب نیست.....
  9. sara34
    Thursday 30 July 2015
    sara34
    ب ﻪ ﮐﺠﺎ ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻢ ؟ ! ﻣﻦ ﮐﻪ ﭘﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺷﻬﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
    ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﻗﻔﺲ ﺍﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ، ﺩﺭ ﺑﮕﺸﺎ
    ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺩﺍﻧﻪ ﻣﺪﻩ، ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺳﺮ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺮﻧﺠﺪ، ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ؟ !
    ﺯﻫﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻏﺮ ﻣﻦ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺷﻤﻊ ﺍﻡ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﯿﺴﺖ
    ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺪﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﻣﺎﻫﯽ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﻮﭼﮏ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﭘﺮ ﺗَـﺮﮎ ﺍﺳﺖ
    ﺁﺏ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﮓ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﺒﺮﻡ، ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺗﺮﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺳﯿﻞ ﺷﻮﺩ،
    ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﻢ
    ﻫﺮ ﭼﻪ ﭘﻞ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ
  10. sara34
    Friday 10 July 2015
    sara34
    ازچه رو زمن گریزان شده ای
    میگریزی ﺯمنو ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺖ ،
    ﺑﺎﺯ ﻫﻢ،ﮐﻮﺷﺶ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺍﺭﻡ
    ﺑﺎﺯ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﻋﻄﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﻦ ،
    ﻋﺸﻖ ﺳﻮ ﺯﺍﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ میجوید
    می تپد ﻗﻠﺒﻤﻮ ﺑﺎ ﻫﺮﺗﭙﺸﯽ،
    ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﻮید........

درباره من

  • درباره نيما64
    دلبستگی ها
    كتاب ورزش فيلم
  • امضا
    ايرانيها هر كجاي دنياي كه هستيد هميشه سلامت باشيد.

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: Thursday 2 August 2018
  • تاريخ ثبت نام: Wednesday 14 May 2003

اطرافیان

نمایش 1 تا 1 از 1 آشنایان

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Tuesday 4 August 2015
11:05AM - khalerize گفتاری از نيما64 در ج: هرچي خواستي بنويس اگر نخواستي بخون نقل کرد
برگ ها ی پائیزی ز...

دیوارۀ کاربر

نيما64 نشان کنار گفتگوی خود را تغییر داد.

Saturday 15 July 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:32AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند