بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: يه هفته پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...
Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2034
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
لطفاً مثال بزن

hosyn
مثل واژه دلوک شمس، که شما میگویید یعنی غروب خورشید، و بنده میگویم کتاب صحاح جوهری که رفته است بین عرب‌های بیابانی و عرب اصیل، و کتابش را نوشته، معنای اصلی دلوک را ظهر قرار داده، و سپس گفته (قیل) یعنی به معنای غروب هم گفته شده که دلوک هست.
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان 400سفارش امیرالمومنین علیه سلام الله برای سلامت دین ودنیا ی فرد ساخت
"
الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص610

علم أمير المؤمنين أصحابه في مجلس واحد أربعمائة باب مما يصلح للمسلم في دينه و دنياه‏

10- حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي
(1). استقل الطائر في طيرانه: ارتفع. و الدّبى: اصغر الجراد.

(2). أي اليمين الكاذبة الفاجرة، و سميت غموسا لأنّها تغمس صاحبها في الاثم ثمّ في النار.
الخصال، ج‏2، ص: 611
آبَائِهِ ع‏لیهم السلام أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ‏ «1» قَالَ
إِنَّ الْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ الْبَدَنَ وَ تَشُدُّ الْعَقْلَ

وَ الطِّيبَ فِي الشَّارِبِ مِنْ أَخْلَاقِ النَّبِيِّ وَ كَرَامَةَ الْكَاتِبِينَ

وَ السِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ النَّبِيِّ وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ

وَ الدُّهْنَ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ‏ «2» وَ يُسْفِرُ اللَّوْنَ

وَ غَسْلَ الرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يَنْفِي الْقَذَى

وَ الْمَضْمَضَةَ وَ الِاسْتِنْشَاقَ سُنَّةٌ وَ طَهُورٌ لِلْفَمِ وَ الْأَنْفِ
وَ السَّعُوطَ مَصَحَّةٌ لِلرَّأْسِ وَ تَنْقِيَةٌ لِلْبَدَنِ وَ سَائِرِ أَوْجَاعِ الرَّأْسِ
وَ النُّورَةَ نُشْرَةٌ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَدِ «3» اسْتِجَادَةُ الْحِذَاءِ وِقَايَةٌ لِلْبَدَنِ وَ عَوْنٌ عَلَى الطَّهُورِ وَ الصَّلَاةِ

وَ تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَمْنَعُ‏
______________________________
(1). قال العلّامة المجلسيّ- رحمه اللّه-: اعلم أن أصل هذا الخبر في غاية الوثاقة و الاعتبار على طريقة القدماء و ان لم يكن صحيحا بزعم المتأخرين، و اعتمد عليه الكليني- رحمه اللّه- و ذكر أكثر اجزائه متفرقة في أبواب الكافي و كذا غيره من أكابر المحدثين.

أقول: عدم صحة السند عند المتأخرين لمقام القاسم بن يحيى. و الظاهر أن أصل الرواية في كتابه. قال الشيخ: فى الفهرست «القاسم بن يحيى الراشدى له كتاب فيه آداب أمير المؤمنين عليه السّلام و الراشدى نسبة الى جدّه الحسن بن راشد البغداديّ مولى المنصور الدوانيقي الذي كان وزيرا للمهدى و موسى و هارون الرشيد». قال ابن الغضائري: ضعيف. و قال البهبهانى في التعليقة: لا وثوق بتضعيف ابن الغضائري إيّاه و رواية الأجلّة سيما مثل أحمد بن محمّد بن- عيسى عنه تشير الى الاعتماد عليه بل الوثاقة، و كثرة رواياته و الافتاء بمضمونها يؤيده و يؤيد فساد كلام ابن الغضائري في المقام عدم تضعيف شيخ من المشايخ العظام الماهرين باحوال الرجال ايّاه و عدم طعن من أحد ممّن ذكره في ترجمته و ترجمة جده و غيرهما، و العلامة تبع ابن الغضائري بناء على جواز عثوره على ما لم يعثروا عليه و فيه ما فيه. انتهى

(2). القشف: قذارة الجلد.
(3). النشرة واحد النشر و هو الريح الطيبة و الريح عموما.


الخصال، ج‏2، ص: 612

وَ تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَمْنَعُ‏الدَّاءَ الْأَعْظَمَ وَ يُدِرُّ الرِّزْقَ وَ يُورِدُهُ

وَ نَتْفُ الْإِبْطِ يَنْفِي الرَّائِحَةَ الْمُنْكَرَةَ وَ هُوَ طَهُورٌ وَ سُنَّةٌ مِمَّا أَمَرَ بِهِ الطَّيِّبُ ع غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ زِيَادَةٌ فِي الرِّزْقِ

وَ إِمَاطَةٌ لِلْغَمَرِ عَنِ الثِّيَابِ‏ «1» وَ يَجْلُو الْبَصَرَ

وَ قِيَامُ اللَّيْلِ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ وَ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَعَرُّضٌ لِلرَّحْمَةِ وَ تَمَسُّكٌ بِأَخْلَاقِ النَّبِيِّينَ صلوات الله علیهم اجمعین

أَكْلُ التُّفَّاحِ نَضُوحٌ لِلْمَعِدَةِ «2»

مَضْغُ اللُّبَانِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ وَ يَنْفِي الْبَلْغَمَ وَ يَذْهَبُ بِرِيحِ الْفَمِ

وَ الْجُلُوسُ فِي الْمَسْجِدِ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ أَسْرَعُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّرْبِ فِي الْأَرْضِ

وَ أَكْلُ السَّفَرْجَلِ قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ الضَّعِيفِ وَ يُطَيِّبُ الْمَعِدَةَ وَ يَزِيدُ فِي قُوَّةِ الْفُؤَادِ وَ يُشَجِّعُ الْجَبَانَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ

أَكْلُ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ زَبِيبَةً حَمْرَاءَ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَلَى الرِّيقِ يَدْفَعُ جَمِيعَ الْأَمْرَاضِ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْت‏
____________________________________

الخصال / ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 400
9- امير المؤمنين در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند.
امام پنجم از پدرانش بازگو كرده است كه امير مؤمنان در يك مجلس چهار صد درس از دانش باصحاب خود آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دار ميباشند. فرمود:

1- حجامت بدن را سالم و خرد را محكم ميكند.

2- عطر زدن بشارب از اخلاق پيغمبر و پاك‏كننده دهان است.

3- مسواك كردن خوشنودى خدا و روش پيغمبر و پاك‏كننده دهان است.

4- صابون بشره را نرم و مغز را فزون و مجارى آب را در بدن آسان ميكند و خشكى را ميبرد و رنگ را باز ميكند.

5- شستن سر چرك را ميبرد و گرد و خاشاك را ميزدايد.

6- آب در دهان گرداندن و در بينى كشيدن سنت است و پاك‏كننده دهن و بينى است.

7- انفيه در بينى كردن سر را سالم ميكند و بدن را نظيف مينمايد و همه دردهاى سر را ميبرد.

8- نوره كشيدن نشاط مى‏آورد و تن را پاك ميكند.

9- نيكو كردن كفش بدن را نگه ميدارد و بطهارت و نماز كمك ميكند.

10- چيدن ناخن از درد بزرگ دفاع ميكند و روزى را فراوان و جلب مينمايد.

11- ستردن موى زير بغل بوى بد را نابود كند و پاك‏كننده و سنت است كه پيغمبر پاك بدان دستور داده است.

الخصال / ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 401
12- شستن دستها پيش از طعام و پس از آن زيادتى در روزى و برطرف كردن چربى است از جامه و ديده را روشن كند.
13- شب زنده دارى سلامتى تن و خشنودى پروردگار عز و جل است و طلب رحمت او و چنگ زدن باخلاق پيغمبرانست.

14- خوردن سيب پيراستگى معده است.

15- جائيدن كندر دندانها را محكم ميكند و بلغم را نابود ميكند و بوى دهن را ميبرد.

16- نشستن در مسجد پس از سپيده دم تا بر آمدن خورشيد از كوشش در زمين بهتر روزى را فراهم ميكند.

17خوردن به دل ضعيف را توانا كند و معده را پاك نمايد و دل را توانائى افزون كند و ترسو را پر دل كند و فرزند را نيكو كند.

18- در هر بامداد با 21 دانه مويز رفع ناشتا كردن همه دردها را درمان كند جز درد مردن‏

________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الخصال / ترجمه كمره‏اى، 2جلد، كتابچى - تهران، چاپ: اول، 1377ش.


ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.
یا علی
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان بدترین کوری در دنیا وآخرت چیست ؟وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبيلاً (72) ساخت
"
وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبيلاً (72)
هر کس اینجا کوردل ونابیناست وحقایق رو وایات و...رو نمی بیند در اخرت

هم کوردل ونابیناست و گمراه تر

هرچه اینجا روح علو وعظمت پیدا کند در آخرت حقیقت ان علو عظمت روحش رو می بیند

دنیا مزرعه آخرت است هر چه اینجا کشت کنیم در آخرت که از برزخ شروع می شود بلافاصله بعد از مرک درو می کنیم وبر سر همان سفره می نشنیم سفره عقاید واعمال خوب یا سفره عقاید و اعمال بد (العیاد بالله العلی العظیم )و.......
.اقراکتابک کفی بنفسک حسیبا

وظلل ممدود وماءمسکوب وفاکهةکثیرةلا مقطوعة ولا ممنوعة

ثمره معرفت است بحث مفصلی دارد که حقیقت بهشت وجهنم چیست و...
به دو روایت شریفه ذیل اکتفا می کنم
البرهان في تفسير القرآن ؛ ج‏5 ؛ ص260
10398/ «3»- سعد بن عبد الله: عن علي بن إسماعيل بن عيسى، عن محمد بن عمرو بن سعيد الزيات، عن بعض أصحابه، عن نصر بن قابوس، قال: سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن قول الله عز و جل: وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ* وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ* وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ* لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ قال: «يا نصر، إنه و الله ليس حيث يذهب الناس، إنما هوالعلم و ما يخرج منه».
بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن، 5جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، 1374 ش.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص505

3- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ نَصْرِ بْنِ قَابُوسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ قَالَ يَا نَصْرُ إِنَّهُ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ النَّاسُ إِنَّمَا هُوَ الْعَالِمُ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.

بالاترین کوردلی در دنیا وآخرت تحمل نکردن فضائل امیرالمومنین است

که ریشه اش برمی گردد به شقاوت وسوء انتخاب وخبث سریره و.....

الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص633
امیرالمونین علیه السلام فرمود "
أَشَدُّ الْعَمَى مَنْ عَمِيَ عَنْ فَضْلِنَا وَ نَاصَبَنَا الْعَدَاوَةَ بِلَا ذَنْبٍ سَبَقَ إِلَيْهِ مِنَّا إِلَّا أَنَّا دَعَوْنَا إِلَى الْحَقِّ وَ دَعَاهُ مَنْ سِوَانَا إِلَى الْفِتْنَةِ وَ الدُّنْيَا فَأَتَاهُمَا وَ نَصَبَ الْبَرَاءَةَ مِنَّا وَ الْعَدَاوَةَ لَنَا لَنَا رَايَةُ الْحَقِّ مَنِ اسْتَظَلَّ بِهَا كَنَّتْهُ وَ مَنْ سَبَقَ إِلَيْهَا فَازَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ وَ مَنْ فَارَقَهَا هَوَى وَ مَنْ تَمَسَّكَ بِهَا نَجَا أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ وَ اللَّهِ لَا يُحِبُّنِي إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُبْغِضُنِي إِلَّا مُنَافِقٌ إِذَا لَقِيتُمْ إِخْوَانَكُمْ فَتَصَافَحُوا وَ أَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشَاشَةَ وَ الْبِشْرَ تَتَفَرَّقُوا وَ مَا عَلَيْكُمْ مِنَ الْأَوْزَارِ قَدْ ذَهَبَ إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَسَمِّتُوهُ‏ «1» قُولُوا يَرْحَمُكَ اللَّهُ وَ هُوَ يَقُولُ لَكُمْ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ يَرْحَمُكُمْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها «2» صَافِحْ عَدُوَّكَ وَ إِنْ كَرِهَ فَإِنَّهُ مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِبَادَهُ يَقُولُ‏ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏ «3» مَا يُكَافِي عَدُوَّكَ بِشَيْ‏ءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِ مِنْ أَنْ تُطِيعَ اللَّهَ فِيهِ وَ حَسْبُكَ أَنْ تَرَى عَدُوَّكَ يَعْمَلُ بِمَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.
الخصال / ترجمه كمره ‏اى ؛ ج‏2 ؛ ص427
امیرالمومنین علیه السلام فرمود "
314- بدترين كوريها براى كسى است كه از فضائل ما كور باشد و با ما دشمنى ورزد با اينكه ما در باره او گناهى نداريم جز آنكه او را بحق دعوت ميكنيم و ديگران او را به فتنه و دنيا ميخوانند آشوبگرى و دنيا را بر ما گزيند و از ما بيزارى جويد و با ما دشمن گردد.
315- پرچم حق بدست ماست هر كس در سايه آن در آيد او را فرا گيرد و هر كس بدان پيشدستى جويد كامياب است و هر كس با آن مخالفت كند هلاك شود و هر كه از آن جدا گردد پست شود و هر كس بدان چنگ زند نجات يابد.
316- من پيشواى مؤمنانم و مال پيشواى ستمكارانست، 317- بخدا دوست ندارد مرا جز مؤمن و دشمن ندارد مرا جز منافق.
318- چون بهمكيشان خود رسيديد دست بدهيد و خوشروئى و شادمانى از خود نشان دهيد تا از هم جدا شويد در صورتى كه گناهانتان ريخته باشد.
319- چون يكى از شما عطسه كرد باو بگوئيد يرحمكم اللَّه و او در جواب بگويد يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ‏ و يرحمكم خدا فرمايد (در سوره نساء آيه 86) هر گاه شما را تحيت گفتند بهتر از آن پاسخ دهيد يا
الخصال / ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 428
همان را رد كنيد.
320- با دشمن خود دست بده و خوشرفتارى كن و اگر چه بد دارد زيرا خدا بدان دستور داده و فرمود (در سوره حم سجده آيه 34) بدان چه نيكتر است بدى را پاسخ ده تا دشمن تو چون دوست صميمى شود بر خورد نكنند بدين روش نيك مگر كسانى كه بردبارند و برخورد نكند بدان مگر صاحبان بخت پيروز، 321- سخت‏تر مجازاتى كه از دشمن خود كنى اينست كه در باره او خدا را اطاعت كنى و بدستور حق با او رفتار كنى و براى تو كافى است كه ببينى دشمنت خداى عز و جل را گناه ميكند.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الخصال / ترجمه كمره‏اى، 2جلد، كتابچى - تهران، چاپ: اول، 1377ش.
یا علی ای یگانه مظلوم هستی




"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان هالو"هیچگاه به هیچ کس به چشم حقارت نگاه نکن ساخت
"
هالو"هیچگاه به هیچ کس به چشم حقارت نگاه نکن


یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی


مرحوم میزا حسین کشیکچی از یاران امام زمان وعج - باربر ، حمّال و کشیکچی یا نگهبان ساده بازار اصفهان بود. آنقدر ساده بود و بی ریا که مردم به او لقب "هالو" داده بودند. امّا کسی نمی دانست که در ورای این ظاهر ساده و فقیرانه ، روح بلندی وجود دارد ، صاحب مقامی رفیع نزد حضرت صاحب الأمر و الزّمان أرواحنا لتراب مقدمه الفداء است.آقا (عجل الله فرجه) کارپردازانی دارند که در ایام غیبت با آنها ارتباط دارند که در دعای عهد یاد شده: «واجعلنا من المسارعین الیه فی قضاء حوائجه». بله، کسانی به این مقام می رسند که وقتی آقا حاجتی دارند آنها را صدا بزنند و آنها با سرعت برای برآورده کردن خواسته امام به سوی ایشان بشتابند. مرحوم میرزا حسین کشیکچی مشهور به هالو (متوفی 1309 ه ق) که بدن مطهرش در بهشت تخت پولاد ، خاک تابان جنوب زاینده رود آرام گرفته است ،حکایتی شگفت انگیز دارد که از قول مرحوم حاج آقا جمال اصفهانی در کتاب عبقری الحسان با رعایت امانت نقل گردیده است.

حکایت وصل(اینجا)


نزدیک اذان ظهر روز بود. مثل هر روز مهیای رفتن به مسجد شدم. از منزل ما تا مسجد فاصله چندانی نبود . چند سالی بود که توفیق امامت جماعت در این مسجد به من عنایت شده بود. مسجدی که بواسطه قرار گرفتنش در راسته بازار ، پاتوق کسبه و اهل بازار بود و البته حضور باربران و کشیکچیان و نگهبان های بازار هم رونق خاصی به مسجد می داد.

هنوز چند قدمی به مسجد مانده بود که صدای جمعیت اندکی که تابوتی را بر دوش خود حمل می کردند مرا متوجه خود ساخت. جلوتر رفتم ؛ تابوتی ساده و فقیرانه بر دوش چند نفر که همه از باربران بازار بودند و چند نفری مشایعت کننده نیز در کسوت ساده حمّالان و کشیکچیان بازار که البته چهره برخی از آنها برایم آشنا بود. معلوم بود که میّت ، یکی از منسوبان همین آدم های سر و ساده و فقیر است که اینچنین غریبانه و بی پیرایه تشییع می شود.


در همین بین ، ناگهان چشمم به میرزا حبیب ، تاجر سرشناس و مؤمن بازار افتاد که با حالتی نزار و پریشان در حالی که بشدت می گریست و مویه می کرد ، جنازه را مشایعت می نمود. مشاهده میرزا حبیب ، آن هم با این حال پریشان که گویی صاحب عزای اصلی است و نزدیک ترین کسان خود را از دست داده است ، مرا بسیار شگفت زده کرد. آخر میرزا حبیب از بازاریان و تجّار سرشناس و مؤمن بازار و از نیکان اصفهان بود. اگر از نزدیکان و بستگان او کسی فوت نموده ، پس چگونه است که اینچنین غریبانه و بی خبر تشییع می شود؟! چرا از بزرگان تجار و کسبه و اقربای خود میرزا حبیب ، کسی در این تشییع جنازه شرکت ندارد؟! .... همه اینها سؤالاتی بود که ذهن مرا به خود مشغول ساخته و بشدّت کنجکاو یافتن اصل ماجرا کرده بود.

در همین حال بودم که نگاه پریشان میرزا حبیب به من افتاد و گویی متوجه تعجب و حیرانی من شد. بطرفش رفتم و دست بر شانه اش گذاشتم . پیش از آنکه سخنی بگویم با صدایی لرزان و مصیبت زده گفت: «حاج آقا جمال! به تشییع جنازه یکی از اولیای خدا نمی آیید؟! »


کلامش بر قلب و جانم نشست و مرا بی اختیار بسوی جنازه کشاند. از رفتن به مسجد منصرف شدم و به همراه میرزا حبیب و جماعت باربران و کشیکچیان بازار ، جنازه را به طرف غسّالخانه مشایعت نمودم. از بازار تا غسالخانه که در محلی بنام «سرچشمه پاقلعه» قرار داشت ، مسافت نسبتاً زیادی بود و من باتفاق عده معدود مشایعت کننده در حالی این مسافت را پیمودم که در تمام طول مسیر ، جمله میرزا حبیب در توصیف صاحب جنازه ، ذهنم را به خود مشغول ساخته بود و بشدت کنجکاو بودم تا صاحب آن را بشناسم .


به غسالخانه که رسیدیم ، جنازه را تحویل مغتسل دادند تا مراسم تغسیل و تکفین میت انجام شود. گوشه خلوتی یافتم و تا مهیا شدن جنازه ، در انتظار نشستم. ساعتی از ظهر گذشته بود و من خسته از راه دراز و اندوهناک از فوت نماز جماعت اول وقت ، به سرزنش خود پرداختم که چرا بی جهت ، تحت تأثیر سخنان یک تاجر پریشان حال ، مسجد و نماز جماعت را ترک گفته ام. در حال و هوای خود بودم که دستی بر شانه خود احساس کردم. خودش بود ، میرزا حبیب. مثل اینکه تحیّر و سرگردانی مرا بیش از این تاب نیاورده بود. حالا مثل اینکه کمی آرام گرفته بود. به او گفتم: « میرزا! این جنازه کیست؟! حکایت این حال پریشان شما چیست؟!»


میرزا حبیب ، آه بلندی کشید و در حالی که دست بر کمر گرفته بود و می نشست ، گفت: « قصه عجیبی است حکایت من و آشناییم با صاحب این جنازه!! قصه ای که تا کنون برای کسی آن را بازگو نکرده ام.»

با کنجکاوی و تعجب گفتم: « بسیار مشتاق شنیدنم میرزا حبیب! بگو و مرا از این بهت و حیرانی بیرون آور.»


میرزا حبیب دوباره آهی کشید و ادامه داد:


« همینطور که می دانید امسال من مسافر قافله حج بودم. کاروان ما ابتدا راهی عراق شد تا پس از زیارت عتبات مقدسه نجف و کربلا ، راهی حجاز شویم. همه چیز بخوبی می گذشت تا در چند فرسخی کربلا ، کیسه حاوی سکه ها و بعضی اثاثیه ضروری سفرم را دزدان به سرقت بردند. جستجوهایم نتیجه ای نداشت و از طرفی دلم نمی خواست که غیر از خودم ، همسفرانم را نیز درگیر مشکل پیش آمده خود نمایم. برای همین بی اینکه کسی متوجه موضوع شود ، بهانه ای آوردم و خود را از همسفران جدا کردم. قافله حج عازم حجاز شد و من درمانده و مستأصل در عراق ماندم بلکه فرجی شود و بتوانم راهی به اموال از دست رفته خویش بیابم. اندوهی سنگین و عمیق بر من مستولی شده بود و از اینکه می دیدم علی رغم دارایی های بسیار ، توفیق انجام مناسک حج از من سلب شده است ، احساس غبن و خسارتی جانکاه می کردم. هیچ دوست و آشنایی هم نداشتم تا به او پناه ببرم و پولی قرض بگیرم.


شبی تنها از نجف بسمت کوفه به راه افتادم تا در مسجد کوفه معتکف گردم بلکه فرجی حاصل شود. در راه حالتی عجیب بر من مستولی شده بود. احساس درماندگی و استیصال می کردم و در همان حال به آقا و مولایم ، حضرت صاحب الأمر متوسل گردیدم. چیزی نگذشت که در همان بیابان و در تاریکی شب ، ناگهان سواری در برابرم ظاهر شد. با حضور او همه جا روشن و نورانی شد و بزرگی و شکوهش مرا مسحور خود ساخت. آنگاه که جمال و چهره پرفروغش را نگریستم ، اوصاف و نشانه هایی را که در مورد امام زمان ، حضرت صاحب الأمر شنیده بودم در آن بزرگوار مشاهده نمودم.

در آن حال ، ایشان در برابرم ایستاده فرمودند: « چرا اینطور افسرده حالی؟! » عرض کردم که خستگی راه سفر دارم. فرمودند: « اگر سببی غیر از این دارد بگو. » چون دیدم آن بزرگوار اصرار دارند که سرگذشتم را شرح دهم ، ماجرای خود را بیان کردم و سبب ناراحتی و تأثر خود را عرضه داشتم.


در این هنگام دیدم ، حضرتش فردی بنام « هالو » را صدا زدند. بلافاصله فردی نمد پوش درهیأت و لباس کشیکچی ها و باربرهای بازار اصفهان ، در کنارمان نمایان شد. وقتی که جلو آمد به دقت در وی نگریستم و متوجه شدم همان هالوی اصفهان خودمان است؛ کشیکچی بازار که ازسال ها پیش در اطراف حجره ام رفت و آمد دارد و او را کاملاً می شناسم.


حضرت رو به او نموده فرمودند: « اسباب سرقت شده اش را به او برسان و او را به مکه ببر و بازگردان. » آقا این جمله را فرمودند و از نظرم ناپدید شدند.

آن شخص ، ساعتی از شب را با من در محل مشخصی از کوفه قرار گذاشت تا پول و وسایل گمشده ام را به من برساند. من متحیّر از آنچه می دیدم با نگاه مبهوت خویش هالو را بدرقه کردم. او رفت و ساعتی دیگر در مکانی که وعده گاهمان بود نمایان شد. در حالی که بسته ای در دست داشت. آن را به من داد و گفت: « درست ببین ، قفل آن را باز کن و آنچه را داشتی به دقت بنگر تا بدانی که صحیح و سالم تحویل گرفته ای. »


من به بررسی وسایل و شمارش سکه هایم مشغول شدم. دیدم همه چیز دست نخورده و سالم است. آن شخص که مطمئن بودم هالوی خودمان است ولی از هیبت او جرأت سؤال کردن نداشتم ، با من در کربلا و در زمانی دیگر وعده کرد و از من خواست تا وسایلم را به شخص امینی بسپارم و مهیای حرکت بسمت مکه شوم. من نیز در زمان مقرر در وعده گاه حاضر شدم . هالو جلو می رفت و من به دنبال او. پس از مدت کمی راه رفتن ، بناگاه خود را در مکه یافتم. در مکه از من جدا شد و هنگام خداحافظی مکانی را تعیین نمود و از من خواست تا پس از انجام مناسک حج به آنجا بروم تا مرا بازگرداند. او همچنین از من خواست تا این راز را برای کسی بازگو نکنم و فقط در جواب هم کاروانیان خویش بگویم که همراه کس دیگری از راهی نزدیک تر آمده ام.



مناسک حج به پایان رسید و من در تمام طول انجام اعمال خویش ، مشعوف از عنایت مولا و صاحب خویش بودم و دلتنگ از فراق حضرتش ، او را جستجو می کردم. پس از پایان مناسک حج ، در وعده گاه خویش حاضر شدم و در ساعت مقرر دوباره هالو را دیدم که بسویم آمد و پس از سلام و مصاحفه ، به همان کیفیت قبل و در مدتی بسیار کوتاه مرا به کربلا برگرداند. عجیب آنکه در تمام این مدت با اینکه با من سخنان نرم و ملایمی داشت ، از شدت هیبت و عظمت او جرأت سؤال کردن پیدا نکردم. موقع خداحافظی در کربلا ، خواستم از مَراحم او در حق خویش تشکر کنم که گفت: « از تو خواسته هایی دارم که امیدوارم هرگاه وقتش رسید ، برایم انجام دهی.» این را گفت و از من جدا شد.



روزها و هفته ها سپری شد. سفر شگفت انگیز و معجزه آسای من به پایان رسید و به اصفهان بازگشتم. مدتی کوتاه به استراحت و دید و بازدید گذشت. اولین روزی که به حجره خود در بازار رفتم ، جمعی از تجّار و بازاریان به دیدنم آمدند. در این بین ، ناگاه هالو ، همان شخص باکرامت و والا مقام را دیدم ، با همان لباس و کسوتی که در کربلا و مکه دیده بودم. خواستم که از جای برخیزم و او را تعظیم کنم که با اشاره دست مانع شد و ازمن خواست که سخنی بر زبان نیاورم و رازش را پوشیده دارم. سپس نزد باربرها و کشیکچی ها رفت و با آنها چای خورد و قلیانی کشید. مدتی بعد موقع رفتن ، نزد من آمد و آهسته گفت: « آن تقاضایی که از تو


داشتم این است که روز پنجشنبه دو ساعت مانده به ظهر بیایی منزل ما تا کارم را به تو بگویم. » آن گاه آدرس منزلش را داد و تأکید کرد که سر ساعتی که گفته بروم ، نه دیرتر و نه زودتر.


تا پنجشنبه موعود برسد ، چند روز فاصله بود که برای من یک عمر گذشت و من دیگر اورا در بازار ندیدم. در تمام این مدت به راز وعده آخر هالو می اندیشیدم و لحظه شماری می کردم تا دیدارمان تازه شود و من از او احوال مولا و صاحبمان را جویا شوم. و بالاخره آن پنجشنبه موعود از راه رسید و آن همین دیروز بود.


صبح با خود گفتم خوب است ساعتی زودتر به ملاقات هالو بروم تا با او درباره مولایمان و راز و رمز ارتباطش با امام زمان گفتگو کنم. به آدرسی که داده بود رفتم ، اما اثری از منزل هالو و نشانه هایی که گفته بود نیافتم. ساعتی جستجو کردم تا سرانجام در همان ساعتی که وعده کرده بودیم ، منزلش را یافتم. »



میرزا حبیب در حالی که بشدّت منقلب شده بود و اشک از دیدگانش جاری بود ، آه بلندی کشید و با صدایی لرزان ادامه داد:


« وقتی خود را پشت درب خانه هالو یافتم ، آماده در زدن شدم که ناگاه دیدم درب خانه باز شد و سید بزرگواری غرق نور با عمامه ای سبز بر سر و شال مشکی به کمر از خانه هالو خارج شد و هالو نیز شتابان به دنبال او از خانه بیرون آمد در حالی که بشدت ادب می کرد و تواضع و احترام فوق العاده ای نثار آن جناب می نمود . در آن حال صدای هالو را می شنیدم که می گفـت: « سیدی و مولای! خوش آمدید ، لطف فرمودید به خانه این حقیر تشریف فرما شدید... »


هالو تا انتهای کوچه آن سید بزرگوار را بدرقه کرد و بازگشت. مقابلم که رسید ، آثار شعف و شور زایدالوصفی را در سیمایش مشاهده کردم. سلام کردم و با حالتی آمیخته از بهت و حیرت از او پرسیدم: « هالو! او که بود؟! » چهره اش دگرگون شد و پاسخ داد: « وای بر تو!! مولا و صاحب خود را نشناختی؟!! .... او سرور و مولایم ، حضرت حجت ابن الحسن بود که در واپسین روز عمرم ، لطف فرموده و به دیدار نوکر خود آمده بود....»


آن گاه مرا با خود به داخل خانه اش برد و چنین گفت: « از شما می خواهم فردا به ابتدای بازار بروی و دو ساعت مانده به ظهر ، حمال ها و کشیکچی ها را با خود به این خانه بیاوری. درب این خانه باز خواهد بود و وقتی به آن وارد می شوید ، من از دنیا رفته ام. کفنم را به همراه هشت تومان پول آماده کرده و داخل صندوق گوشه اتاق گذاشته ام. آن را بردار و خرج کفن و دفنم نما و در قبرستان تخت پولاد به خاکم بسپار....!! »


با شنیدن این سخنان ، تأثّری عمیق بر جانم نشست. مات و مبهوت از آنچه دیدم و شنیدم ، با جناب هالو ، وداعی سخت و حسرت آلود نمودم و خانه اش را ترک گفتم.


امروز صبح به بازار رفتم و دوستان و رفقای حمّال و کشیکچی هالو را خبر کردم و با هم به سمت منزل هالو به راه افتادیم ، بی آنکه طبق خواسته جناب هالو ، کس دیگری را با خبر سازم. در ساعت مقرّر به منزلش رسیدیم ، در حالی که درب خانه باز بود و همانطور که خودش دیروز خبر داده بود ، روح از بدنش مفارقت کرده و در اتاق ، رو به سمت قبله آرام گرفته بود. درب صندوقی را که گوشه اتاق بود گشودم و داخل آن کفنی دیدم با هشت تومان پول که در آن نهاده شده بود. جنازه او را غریبانه برداشتیم و اکنون طبق وصیّت او سوی قبرستان تخت پولادش می بریم....»



صحبت های میرزا حبیب که به اینجا رسید ، با صدای صلوات تشییع کنندگان که تعدادشان از عدد انگشتان دست فراتر نمی رفت ، متوجه شدم که کار غسل و تکفین میت تمام شده است. حالت عجیبی داشتم. بغض سنگینی در گلویم نشسته بود و از اینکه تاکنون از وجود امثال هالو در اطراف خویش بی خبر بوده ام ، در وجود خویش احساس شرمساری می کردم. بی اختیار میرزا حبیب را در آغوش گرفتم و چشمان او را که لیاقت دیدار مولا و صاحبمان ، حضرت ولی عصر را یافته بود ، غرق بوسه خویش کردم.


چیزی نگذشت که تابوت جناب هالو دوباره بر دستان اقلیت تشییع کننده بسوی آرامگاه تخت پولاد روانه شد. خود را به زیر تابوت آن ولیّ خدا رساندم و با چشمانی اشکبار او را تا تخت پولاد مشایعت کردم. دلم می خواست ، پرتوی از نور معرفت یکی از عاشقان و دلباختگان ملازم و همراه حجّت خدا ، وجودم را روشن سازد.


مراسم تدفین جناب هالو که تمام شد ، دیدم میرزا حبیب تاجر که تا همین جا نیز سوز و بی قراری بی اندازه اش در فراق هالو ، حاضران و تشییع کنندگان اندک او را که همگی از دوستان و همکاران او بودند به حیرت وا داشته بود ، طاقت از کف داد و خود را بر خاک مزار او انداخت ، در حالی که با صدای بلند می گفت: « ای مردم! هیچ کدام از شما او را نشناختید! ... او یکی از اولیای خدا و از ملازمان امام زمان بود....» و در آن هنگام کسی از حاضران جز من ، راز سوز و گداز بی اندازه میرزا حبیب را نمی دانست.


صبح فردای آن روز ، میرزا حبیب به سراغ من فرستاد تا به مسجد بازار بروم. من که هنوز م


بهوت ماجرای دیروز و حکایت میرزا حبیب و هالو بودم ، بی درنگ خود را به مسجد رساندم. دیدم جمع زیادی که اکثر آنها از حاجیان کاروان حج امسال و همسفران میرزا حبیب بودند در مسجد جمع شده اند. چشم میرزا حبیب که به من افتاد جلو آمد و گفت: « می خواهم راز شگفت انگیز سفر حج خود را با همسفریان و هم کاروانیان خویش در محضر مبارک آیت الله چهارسوقی فاش نمایم و پرده از چهره غریب و گمنام چناب هالو بردارم.» لبخند رضایتی به نشانه تأیید از خود نشان دادم و سپس در معیّت میرزا حبیب و دیگر همسفران او عازم بیت آیت الله سید محمد چهار سوقی ، صاحب کتاب شریف روضات الجنّات شدیم.


در منزل آیت الله روضاتی (چهار سوقی) همهمه و شور و حال عجیبی بود. میرزا حبیب تاجر ، در حالی که ردای مشکی بر تن داشت و مصیبت زده ای را می مانست که نزدیک ترین فرد زندگیش را از دست داده است ، با صدایی لرزان و گریان ، حکایت عجیب و شگفت انگیز سفر حج خود و ماجرای عنایت حضرت صاحب الأمر بواسطه جناب هالو را برای حضرت آیت الله و دیگر حاضران تعریف می کرد و در این بین صدای گریه و ضجّه مردم ، همراه با ذکر یابن الحسن آنها شور و حال عجیبی در بیت روحانی بزرگترین عالم شهر ایجاد کرده بود. سخنان میرزا حبیب که تمام شد ولوله ای وصف ناشدنی در حاضران ایجاد شد و از همه پر سوز و گدازتر ، حال خود مرحوم آیت الله روضاتی بود که با شنیدن حکایت میرزا حبیب و جناب هالو ، در حالی که اشک شوق از دیدگان مبارکش روان بود ، منقلب و پریشان از جای برخاسته و عازم تخت پولاد ، محل دفن جناب هالو گردید.

موج زیادی از جمعیت ، یابن الحسن گویان در حالی که مرحوم آیت الله روضاتی در پیشاپیش آنها حرکت می کرد بسمت تخت پولاد روانه شدند. لحظه به لحظه بر شمار جمعیت افزوده می شد و طولی نکشید که سیل مشتاقان امام زمان به قبرستان مقدّس تخت پولاد رسید.

مرحوم آیت الله سید محمد چهارسوقی در حالی که بشدت گریه می کرد و پریشان بود ، خود را بسرعت به کنار قبر هالو رساند. سپس این عالم ربّانی خود را بر روی قبر جناب هالو افکند و پس از گریه ها و راز و نیازهای فراوان ، برخاست و رو به جمعیت فرمود: « مردم اصفهان! در همین جا به شما وصیّت می کنم ، هنگامی که مُردم ، مرا اینجا کنار قبر هالو دفن کنید. می خواهم وقتی امام زمان به زیارت قبر هالو تشریف می آورند ، از روی قبر من عبور کنند و نگاهی هم به قبر من بیندازند.»


اکنون سالیان درازی از آن روز می گذرد و مزار مرحوم میرزا حسین کشیکچی ، مشهور به « هالو» در تکیه صاحب روضات تخت پولاد اصفهان ، این خاک تابان و سرزمین ستارگان درخشان علم و عرفان و معرفت ، ملجأ و زیارتگاه عاشقان و دلباختگان حضرت ولی عصر است تا روزی که ان شاء الله دل های عاشق و طوفانزده منتظرانش به ساحل آرامش ظهور مبارکش

عبقری الحسان مرحو م آشیخ علی اکبر نهاوندی صاحب تفسیر نهاوندی و.......
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نجوای خداوند تبارک وتعالی با علی مرتضی امیرالمؤمنین علیه السلام پاسخ داد.
"
تفسير فرات الكوفي ؛ ؛ ص470

«617»- قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ مُعَنْعَناً
______________________________
(617). أخرجه الحافظ ابن عساكر في تاريخ دمشق بأسانيد و الحسكاني في الشواهد بأسانيد و ابن عدي في الكامل و ابن المغازلي في المناقب بأسانيد أيضا.
قال الحاكم الحسكاني: و رواه جماعة سوى هؤلاء [الذين تقدم ذكرهم‏] و تابعه في الرواية جماعة منهم عمار الدهني و عبد المؤمن بن القاسم و معاوية بن عمّار و سالم بن أبي حفصة و لا يحتمل هذا الموضع ذكر-الأسانيد و هو مبسوط في هذا الباب من كتاب الخصائص و باللّه التوفيق.
و قال فضيلة الوالد في هامش الشواهد: و لكن هذا غير قصة التصدق في النجوى.
ر: أمير المؤمنين عليا ... نجوى بين ابن عمه.

تفسير فرات الكوفي، ص: 471
عَنْ جَابِرٍ قَالَ‏ لَمَّا كَانَ يَوْمُ الطَّائِفِ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً فَنَاجَاهُ طَوِيلًا فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ لَقَدْ طَالَ نَجْوَاهُ بِابْنِ عَمِّهِ فَقَالَ مَا أَنَا انْتَجَيْتُهُ بَلِ اللَّهُ انْتَجَاه


یا علی یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
__________________
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان نجوای خداوند تبارک وتعالی با علی مرتضی امیرالمؤمنین علیه السلام ساخت
"
نجوای خدا با امیرالمؤمنین علیه السلام...."از منابع عامه" (اهل تسنن)


المعجم الكبير » باب الجيم » باب من اسمه جابر » جابر بن عبد الله بن عمرو بن حرام » من غرائب حديث جابر بن عبد الله

مسألة:التحليل الموضوعي1756 - حدثنا محمد بن عثمان بن أبي شيبة ، ثنا يحيى بن الحسن بن فرات القزاز ، ثنا محمد بن أبي حفص العطار ، عن سالم بن أبي حفص ، عن أبي الزبير عن جابر قال : لما كان يوم غزوة الطائف قام النبي صلى الله عليه وسلم مع علي رضي الله عنه مليا من النهار ،
فقال له أبو بكر رضي الله عنه : يا رسول الله لقد طالت مناجاتك عليا منذ اليوم ،
فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

ما أنا انتجيته ولكن الله انتجاه

http://library.islamweb.net/newlibra...4&bookhad=1745

سنن الترمذي » كتاب المناقب » باب مناقب علي بن أبي طالب رضي الله عنه
http://library.islamweb.net/newlibra...2&bookhad=3726

جابر میگوید : روز غزوه طائف رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام مدت زیادی از روز را (دونفری) خلوت گزیدند.
پس ابوبکر گفت : ای رسول خدا ،چقدر زیاد این صحبت و نجوای شما با علی طول کشید !
پس رسول خدا فرمودند:

من با او نجوا نمی کردم بلکه خدا با ایشان نجوا می کرد.

یا علی یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
آیا در قرآن آیاتی دال بر عدالت کل صحابه وجود دارد؟

نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٨)
بررسی آیات مورد استناد وهابیون و اهل تسنن برای اثبات نظریه عدالت جمیع صحابه

-"قسمت دوم"



به آیه سوم مورد استناد وهابیت و اهل تسنن برای عدالت کل صحابه دقت کنید:

3⃣ ايمان اصحاب و ايمان پیامبر :

﴿ آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴾
▪️[البقرة: ٢٨٥].



پاسخ به استدلال مدافعین نظریه عدالت تمام صحابه :

طبق این آیه رسول الله صلی الله علیه و آله و مومنان همگی به خدا و ملائکه و کتب و رسولان الهی ایمان اوردند!!!

دقیقا متوجه نمیشویم وجه استدلال این آیه برای مبحث مورد نظر ما چیست؟

اینکه آمده مومنان به خدا و رسولان ایمان آوردند یعنی تمام صحابه عادل هستند؟!!!!

بله. ما هم صریحا میگوییم مومنان به خدا و رسولانش ایمان آوردند!!! مومنانی نیز در صدر اسلام بوده اند!!!

اما چه کسی گفته است در این آیه منظور از مومنان جمیع صحابه است؟



اینکه مومنان به خدا و رسولانش ایمان اوردند ،
یعنی صحابه عادل هستند؟؟؟



قضاوت با شما

________________


آیه ی چهارم مورد استناد:


4⃣ اصحاب، برترين مردم:

خداوند به آنها می‌فرمايد:

﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ﴾
▪️[آل عمران:١١٠].


پاسخ ما به این استدلال :

مدافعین نظریه عدالت تمام صحابه به آیه ی 110 سوره ی آل عمران برای اثبات عدالت کل صحابه استناد میکند!!!!

اما ببینیم مفسرین اهل سنت در تفسیر این آیه چه گفته اند؟

امام ابن کثیر از مفسرین بزرگ اهل سنت میگوید این آیه عام است و شامل جمیع امت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله میشود:

والصَّحِيحُ أَنَّ هَذِهِ الْآيَةَ عَامَّةٌ فِي جَمِيعِ الْأُمَّةِ كُلُّ قَرْنٍ بِحَسْبِهِ، وخَيْرُ قُرُونِهِمُ الَّذِينَ بُعِثَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ

صحیح این است که این آیه عام است در جمیع امت و هر قرنی و بهترین قرن ها آنهایی هستند که رسول الله در بین آنها مبعوث شد سپس کسانی که بعد از انها آمدند و سپس قرنی که بعد از آنها امدند....

تفسیر ابن کثیر جلد 2 صفحه 80.

لذا اگر وهابیون بخواهند از این آیه عدالت جمیع صحابه و کسانی که در قرن پیامبر بوده اند را اثبات کنند باید بگویند چون این آیه عام است و شامل جمیع امت اسلام ،
و در همه ی قرن ها میشود همهء امت اسلام از صدر اسلام تا کنون همگی عادل و بهشتی هستند!!!

مگر اینکه بخواهید به ابن کثیر سیلی بزنید!

ابن جوزی نیز در تفسیر خودش میگوید این آیه در مورد چهار تن از صحابه نازل شده ،
و در تفسیر این آیه اهلسنت اختلاف کرده اند!!!

قوله تعالى: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ سبب نزولها أن مالك بن الصيف ووهب بن يهوذا اليهوديين، قالا لابن مسعود وسالم مولى أبي حذيفة، وأُبي بن كعب، ومعاذ بن جبل: ديننا خير مما تدعونا إليه، ونحن أفضل منكم، فنزلت هذه الآية «1» ، هذا قول عكرمة ومقاتل.
وفيمن أُريد بهذه الآية، أربعة أقوال: أحدها: أنهم أهل بدر. والثاني: أنهم المهاجرون.
والثالث: جميع الصحابة. والرابع: جميع أمة محمد صلّى الله عليه وسلّم، نقلت هذه الأقوال كلها عن ابن عباس.

سبب نزول این آیه این بود که یهودی ها به ابن مسعود و سالم و ابن ابی کعب و معاذ بن جبل گفتند دین ما (یهودیت) بهتر از دینی است که ما را به آن میخوانید(دین اسلام) پس این آیه نازل شد.این قول عکرمه و مقاتل است.
و آنچه از این آیه برداشت شده است 4 قول است:

اول اینکه منظور اهل بدر است.
دوم اینکه مهاجرین هستند.
و سوم جمیع صحابه.
و چهارم جمیع امت پیامبر صلی الله علیه و آله هستند و جمیع این اقوال از ابن عباس نقل شده است.

زادالمسیر جلد 1 صفحه 314.

نتیجه گیری:

لذا اولا سبب نزول این آیه 4 تن از صحابه هستند نه جمیع صحابه!!!

نکته ی دیگر نیز که از سخن ابن جوزی برداشت میشود این است که میگوید مفسرین در تفسیر این آیه دچار اختلاف شدند،
و عده ای این آیه را شامل اصحاب بدر میدانند و عده ای شامل مهاجرین و عده ای جمیع صحابه و عده ای نیز میگوید منظور جمیع امت است!!!


بنابراین اهل سنت نمیتوانند از این آیه عدالت جمیع صحابه را اثبات کنند

لذا هر وقت اعتراف کردید طبق این آیه تمام امت در تمام قرون عادل و بهشتی هستند،

بعد ادعا کنید طبق این آیه عادل بودن جمیع صحابه اثبات می شود



البانی سلفی روایت را تایید و تصحیح میکند ، چگونه است که اهل تسنن و وهابیون قائل به عدالت تمام صحابه هستند؟!!!

در بین اصحاب من ۱۲ منافق وجود دارد که ۸ تن از آنان وارد بهشت نمی‌شوند.
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایمان ؛ حسادت ؛ عایشه‼️ پاسخ داد.
"
عایشه دختر ابوبکر را بهتر بشناسیم!

شادی بی حد عایشه از شهادت اخ الرسول ، امام المتقین ،
علی بن ابیطالب علیهما السلام!!!


كينه و بغض عايشه نسبت به مولا امیرالمومنین علی علیه السلام به قدری بود كه حتی مولا رو كشتهء خدا ميدانست!!!!! و شعرخوانی در وصف قاتل امیرالمومنین علی علیه السلام!!

زمانی كه خبر شهادت امیر مومنان علی علیه السلام به عايشه رسيد:

ثم قالت : من قتله ؟ قالوا : رجل من مراد . قالت : رب قتیل الله بید رجل من مراد .

عایشه گفت چه کسی او را کشت ؟ گفتند مردی از مراد . گفت :
چه بسیار کشته هایی که خدا به دست مردی از مراد کشت.

و چنین سرود :
اگر تو خبر مرگ آورده ای [بدان] که هر کس خبر مرگ او را آورده است؛ خاک در دهانش میاد. [منظور اینست که خبر خوبی آورده ای]

و چون زينب دختر امّ‌سلمه از او سئوال كرد: آيا اين همه شادماني براي خبر كشته شدن علی است؟

گفت: هرگاه من اين خبر را فراموش كردم دوباره به من ياد آوری كنيد.

الأخبار الموفقیات – ابن بکار – ص 121



عایشه و سجده شکر در شهادت علی بن ابیطالب علیهما السلام!!


ابوالفرج إصفهانى، دانشمند پرآوازه و مقبول نزد اهل سنت، در كتاب مقاتل الطالبيين با سند صحيح نقل كرده است:

حدثني محمد بن الحسين الأشناني، قال: حدثنا أحمد بن حازم، قال: حدثنا عاصم بن عامر، وعثمان بن أبي شيبة، قالا: حدثنا جرير، عن الأعمش، عن عمرو بن مرة، عن أبي البختري، قال:

لما أن جاء عائشة قتل علي عليه السلام سجدت.

أبوالبخترى گفته:
وقتى خبر شهادت على عليه السلام به عائشه رسيد، سجده كرد.

الاصفهاني، مقاتل الطالبيين، اسم المؤلف: أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاى356هـ)، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الكبير.

و يا در جاي ديگر مي‌خوانيم:

روى أبو الفرج في مقتل الإمام علي[عليه السلام] وقال: لمّا أن جاء عائشة قتل الامام علي سجدت أي: سجدت شكرا للّه مما بشروها به.

هنگامی كه عائشه خبر شهادت [حضرت] علی [عليه السلام] را شنيد به سجده افتاد، يعنی: از خوشحالي خبری كه به او دادند به سجده افتاد.

مقاتل الطالبيين ، ابوالفرج اصفهاني ( 356 هـ ) ، ص 27 ، بتحقيق كاظم المظفر ط. المكتبة الحيدرية ـ النجف وط. القاهرة سنة ، 1368 هـ ص43.


شعرسرایی و روشن شدن چشمان عایشه در شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام!!!!


وكَانَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ رَجُلا أَسْمَرَ حَسَنَ الْوَجْهِ أَفْلَجَ شَعْرِهِ مَعَ شَحْمَةِ أُذُنَيْهِ. فِي جَبْهَتِهِ أَثَرُ السُّجُودِ. قالوا وذهب بقتل علي. ع. إِلَى الْحِجَازِ سُفْيَانُ بْنُ أُمَيَّةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ بْنِ أُمَيَّةَ بْنِ عَبْدِ شَمْسٍ فَبَلَغَ ذَلِكَ عَائِشَةَ فَقَالَتْ:
فَأَلْقَتْ عَصَاهَا وَاسْتَقَرَّتْ بِهَا النَّوَى ... كَمَا قَرَّ عَيْنًا بِالإِيَابِ الْمُسَافِرُ

وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام به گوش عایشه رسید سجدهء شکری به جای آورد و اظهار سرور و شادی نمود و از وجد و خوشحالی این شعر را بر زبان راند:

"علی برفت و دیگر برای وی بازگشتی نیست. با درگذشت وی آنچنان در در دل خود احساس شادی و سرور نمودم که خانواده مسافر از برگشتن مسافر عزیزش احساس سرور می کند. آری با رفتن علی چشم من روشن گردید."


الطبقات الكبرى ج3 ص29 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: 230هـ)، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1410 هـ - 1990 م، عدد الأجزاء: 8.

الكامل في التاريخ ج2 ص743 المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم بن عبد الواحد الشيباني الجزري، عز الدين ابن الأثير (المتوفى: 630هـ)، تحقيق: عمر عبد السلام تدمري، الناشر: دار الكتاب العربي، بيروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1417هـ / 1997م، عدد الأجزاء: 10.

أنساب الأشراف ج2 ص505 المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ)، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13۔

جالب است بدانید
سجده عايشه در شنيدن خبر شهادت مولا و همچنين شادی و سرور او از قطعيات تاريخ است؛


تا جايي كه یکی از علمای الازهر اين مسئله را به عنوان فضائل عايشه نقل كرده است!


عائشه دختر ابوبکر و همسر پيامبر هنرهای زيادی داشت و به قول معروف زني هنرمند بود که از آنجمله ذوق شعری و قريحه شاعری او ست که بخشی از ادبيات شعر عرب صدر اسلام را به خود اختصاص داده است،
از بين اشعار وي سروده و چکامه سرشار از بغض و کينه اش را نسبت به وصی و امام و جانشين و خليفه الهی پس از پيامر يعنی امير مؤمنان حضرت علي خواندنی و شنيدنی است.(!!!)
وقتی که خبر ضربت خوردن و شهادت علی را شنيد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت بالاخره سرور بی وصفش را با سرودن شعر اظهار کرد و چنين گفت:

زمين آرام گرفت و هدفها پايدار شد. همانگونه که با بازگشت مسافر چشمها روشن مي شود.


خدا این عالم اهل سنت را با موالیانش محشور گرداند!!


آري، عائشه با راد مرد اول اسلام، کسی که پيامبراکرم صلی الله علیه و آله ،
دوستی او را ايمان و دشمنی با او را کفر ناميد چنين موضعی داشت .



ایها المسلمون ! حکم این زن چیست؟؟


مدارک دیگری نیز در تکمله این بحث تقدیم می‌شود.


الا و لعنت الله على الظالمين


یا علی یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم ابدی وازلی هستی

"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح (١۴)


تراويح سنت پيامبر يا سنت صحابی؟؟؟


اعتراف سنگین علمای اهل سنت:

تراویح سنت صحابي است!



وأما الذي هو سنن الصحابة فصلاة التراويح في ليالي رمضان ، والكلام في صلاة التراويح في مواضع : في بيان ، وقتها ، وفي بيان صفتها ، وفي بيان قدرها ، وفي سننها ، وفي بيان أنها إذا فاتت عن وقتها هل تقضى أم لا ؟ .
أما صفتها فهي سنة كذا روى الحسن عن أبي حنيفة أنه قال : القيام في شهر رمضان سنة لا ينبغي تركها ، وكذا روي عن محمد أنه قال : التراويح سنة إلا أنها ليست بسنة رسول الله صلى الله عليه وسلم ؛ لأن سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم ما واظب عليه ولم يتركه إلا مرة أو مرتين لمعنى من المعاني ، ورسول الله صلى الله عليه وسلم ما واظب عليها بل أقامها في بعض الليالي ، روي { أنه صلاها لليلتين بجماعة ثم ترك وقال : أخشى أن تكتب عليكم } لكن الصحابة واظبوا عليها فكانت سنة الصحابة .

و اما چیزی که در سنت های صحابه هست نماز تراویح در شب های رمضان می باشد و اما سخن در نماز تراویح در چند محور:
در تعریف آن وقت آن و صفت و چگونگی آن و تعداد آن و مستحبات ان و بیان اینکه اگر وقت آن فوت شود آیا قضا دارد یا خیر؟
اما شکل و صفت آن : نماز تراویح سنتی است که ترک آن زیبنده نیست ، از محمد روایت شده که می گفت :
تراویح سنت است اما این سنت سنت رسول خدا نیست چرا که سنت رسول خدا چیزی است که آن را مرتب بجا بیاورد و ترک نشود مگر یک مرتبه یا دو مرتبه آن هم بخاطر امری از امور یا معنایی از معانی مختلف در حالی که رسول خدا از آن نگهدار ینکرد و آن را بجا نیاورد بلکه در بعضی از شبها بجا آورد . روایت شده که ( پیامبر دو شب فقط نماز خواند سپس ترک نمودند و فرمودند : می ترسم که بر شما واجب شود ) اما صحابه از آن نگهداری کره
و لذا سنت صحابه شد


الكتاب: بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع المؤلف: علاء الدين، أبو بكر بن مسعود بن أحمد الكاساني الحنفي (المتوفى: 587هـ) الناشر: دار الكتب العلمية الطبعة: الثانية، 1406هـ - 1986م – ج 1 ص 288

بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع • الموقع الرسمي للمكتبة الشاملة


ای جماعت اهل سنت!
به جاي اينكه پيرو بدعت صحابی باشيد ، محبت بفرمائيد پيرو سنت رسول الله صلی الله علیه و آله باشيد!


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

اختصاص و انحصار والیان امر و صاحبان شب قدر به ۱۲ امام علیهم‌السلام


شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب کافی نقل کرده‌اند که امام باقر عليه السلام فرمودند:

يا معشر الشيعة خاصموا بسورة (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا به (حم و الكتاب المبين) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله

اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه" محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است اى جماعت شيعه با آيه "حم و الكتاب المبين " بحث كنيد زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد ...

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۹
________________________


طبق روایات والیان همیشگی و دائمی امر در شب قدر و‌صاحبان‌ سوره قدر بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تنها 12 امام علیهم‌السلام می‌باشند؛



عنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام: أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.

فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ.

از امام جواد علیه السلام که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمودند:
همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود.
و براى آن امر واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند.
حضرت علیه صلوات الله وسلام الله فرمود:
من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند.

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۷-۲۴۸، ح ۲

الكافي- ط الاسلامية - الشيخ الكليني - کتابخانه مدرسه فقاهت


همچنانکه رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرموند:

آمنوا بليلة القدر ، انها تكون لعلى بن ابى طالب و لولده الاحد عشر من بعده

به ليلة القتدر ايمان آورديد؛
زيرا براى على بن ابى طالب و يازده فرزند بعد از اوست.


كمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱، ح ۳

كمال الدّين وتمام النّعمة - الشيخ الصدوق - کتابخانه مدرسه فقاهت

پیروان احمد بصری!باب وسایر مزدوران شیاطین
به راستی جایگاه امام سیزدهم کجاست؟

در این شبها ، ملائکه و روح برای آوردن "امر" ، بر حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل می‌شوند
یا احمد بصری یاباب یاسایر مزدوران شیاطین ؟

یا مهدی سلام الله علیک وعجل الله تعالی فرجک الشریف


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

اختصاص و انحصار والیان امر و صاحبان شب قدر به ۱۲ امام علیهم‌السلام


شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب کافی نقل کرده‌اند که امام باقر عليه السلام فرمودند:

يا معشر الشيعة خاصموا بسورة (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا به (حم و الكتاب المبين) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله

اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه" محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است اى جماعت شيعه با آيه "حم و الكتاب المبين " بحث كنيد زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد ...

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۹
________________________


طبق روایات والیان همیشگی و دائمی امر در شب قدر و‌صاحبان‌ سوره قدر بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تنها 12 امام علیهم‌السلام می‌باشند؛



عنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام: أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.

فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ.

از امام جواد علیه السلام که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمودند:
همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود.
و براى آن امر واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند.
حضرت علیه صلوات الله وسلام الله فرمود:
من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند.

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۷-۲۴۸، ح ۲

الكافي- ط الاسلامية - الشيخ الكليني - کتابخانه مدرسه فقاهت


همچنانکه رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرموند:

آمنوا بليلة القدر ، انها تكون لعلى بن ابى طالب و لولده الاحد عشر من بعده

به ليلة القتدر ايمان آورديد؛
زيرا براى على بن ابى طالب و يازده فرزند بعد از اوست.


كمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱، ح ۳

كمال الدّين وتمام النّعمة - الشيخ الصدوق - کتابخانه مدرسه فقاهت

پیروان احمد بصری!باب وسایر مزدوران شیاطین
به راستی جایگاه امام سیزدهم کجاست؟

در این شبها ، ملائکه و روح برای آوردن "امر" ، بر حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل می‌شوند
یا احمد بصری یاباب یاسایر مزدوران شیاطین ؟

یا مهدی سلام الله علیک وعجل الله تعالی فرجک الشریف


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا بر محبین امیر المومنین علیه السلام مبارک باد پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

اختصاص و انحصار والیان امر و صاحبان شب قدر به ۱۲ امام علیهم‌السلام


شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب کافی نقل کرده‌اند که امام باقر عليه السلام فرمودند:

يا معشر الشيعة خاصموا بسورة (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا به (حم و الكتاب المبين) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله

اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه" محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است اى جماعت شيعه با آيه "حم و الكتاب المبين " بحث كنيد زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد ...

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۹
________________________


طبق روایات والیان همیشگی و دائمی امر در شب قدر و‌صاحبان‌ سوره قدر بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تنها 12 امام علیهم‌السلام می‌باشند؛



عنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام: أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.

فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ.

از امام جواد علیه السلام که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمودند:
همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود.
و براى آن امر واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند.
حضرت علیه صلوات الله وسلام الله فرمود:
من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند.

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۷-۲۴۸، ح ۲

الكافي- ط الاسلامية - الشيخ الكليني - کتابخانه مدرسه فقاهت


همچنانکه رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرموند:

آمنوا بليلة القدر ، انها تكون لعلى بن ابى طالب و لولده الاحد عشر من بعده

به ليلة القتدر ايمان آورديد؛
زيرا براى على بن ابى طالب و يازده فرزند بعد از اوست.


كمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱، ح ۳

كمال الدّين وتمام النّعمة - الشيخ الصدوق - کتابخانه مدرسه فقاهت

پیروان احمد بصری!باب وسایر مزدوران شیاطین
به راستی جایگاه امام سیزدهم کجاست؟

در این شبها ، ملائکه و روح برای آوردن "امر" ، بر حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل می‌شوند
یا احمد بصری یاباب یاسایر مزدوران شیاطین ؟

یا مهدی سلام الله علیک وعجل الله تعالی فرجک الشریف


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

اختصاص و انحصار والیان امر و صاحبان شب قدر به ۱۲ امام علیهم‌السلام


شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب کافی نقل کرده‌اند که امام باقر عليه السلام فرمودند:

يا معشر الشيعة خاصموا بسورة (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا به (حم و الكتاب المبين) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله

اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه" محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است اى جماعت شيعه با آيه "حم و الكتاب المبين " بحث كنيد زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد ...

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۹
________________________


طبق روایات والیان همیشگی و دائمی امر در شب قدر و‌صاحبان‌ سوره قدر بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تنها 12 امام علیهم‌السلام می‌باشند؛



عنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام: أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.

فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ.

از امام جواد علیه السلام که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمودند:
همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود.
و براى آن امر واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند.
حضرت علیه صلوات الله وسلام الله فرمود:
من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند.

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۷-۲۴۸، ح ۲

الكافي- ط الاسلامية - الشيخ الكليني - کتابخانه مدرسه فقاهت


همچنانکه رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرموند:

آمنوا بليلة القدر ، انها تكون لعلى بن ابى طالب و لولده الاحد عشر من بعده

به ليلة القتدر ايمان آورديد؛
زيرا براى على بن ابى طالب و يازده فرزند بعد از اوست.


كمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱، ح ۳

كمال الدّين وتمام النّعمة - الشيخ الصدوق - کتابخانه مدرسه فقاهت

پیروان احمد بصری!باب وسایر مزدوران شیاطین
به راستی جایگاه امام سیزدهم کجاست؟

در این شبها ، ملائکه و روح برای آوردن "امر" ، بر حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل می‌شوند
یا احمد بصری یاباب یاسایر مزدوران شیاطین ؟

یا مهدی سلام الله علیک وعجل الله تعالی فرجک الشریف



"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نزول ملائکه وروح در شب قدر پیش چه کسی است ؟؟! پاسخ داد.
"
اختصاص و انحصار والیان امر و صاحبان شب قدر به ۱۲ امام علیهم‌السلام


شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب کافی نقل کرده‌اند که امام باقر عليه السلام فرمودند:

يا معشر الشيعة خاصموا بسورة (انا انزلناه) تفلجوا، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا به (حم و الكتاب المبين) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله

اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره "انا انزلناه" محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است اى جماعت شيعه با آيه "حم و الكتاب المبين " بحث كنيد زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد ...

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۹
________________________


طبق روایات والیان همیشگی و دائمی امر در شب قدر و‌صاحبان‌ سوره قدر بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تنها 12 امام علیهم‌السلام می‌باشند؛



عنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام: أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.

فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ.

از امام جواد علیه السلام که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمودند:
همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود.
و براى آن امر واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند.
حضرت علیه صلوات الله وسلام الله فرمود:
من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند.

الكافى، ج ۱، ص ۲۴۷-۲۴۸، ح ۲

http://lib.eshia.ir/11005/1/247


همچنانکه رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرموند:

آمنوا بليلة القدر ، انها تكون لعلى بن ابى طالب و لولده الاحد عشر من بعده

به ليلة القتدر ايمان آورديد؛
زيرا براى على بن ابى طالب و يازده فرزند بعد از اوست.


كمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱، ح ۳

http://lib.eshia.ir/27045/1/280

پیروان احمد بصری!باب وسایر مزدوران شیاطین
به راستی جایگاه امام سیزدهم کجاست؟

در این شبها ، ملائکه و روح برای آوردن "امر" ، بر حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل می‌شوند
یا احمد بصری یاباب یاسایر مزدوران شیاطین ؟
یا مهدی و


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست2032
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حسین! من نظر خودم را در این باره نوشتم و این مبحث را تمام شده می دانم پس دیگر در حاشیه حرکت نکن و اگر ایرادی به دین من داری و اشکالی در آن می بینی ، قرآن مرجع ماست، هم من و هم شما آن را به عنوان مرجع پذیرفته ایم. حالا چه کسی آن را آورده و چگونه به دست ما رسیده ، اگر چیزی کم داشته باشد یا چیزی به آن افزوده باشند و چه و چه و چه، محور بحث نیست.

دوست گرامی، به نکته بسیار مهمی اشاره کردید، (قرآن مرجع ماست، هم من و هم شما آن را به عنوان مرجع پذیرفته ایم)، ببینید هم من و هم شما بر مرجع بودن قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی و وحی الهی اتفاق نظر داریم، اما در بسیاری از مسائل به شدت اختلاف نظر داریم، و هر دو، از آیات قرآن شاهد میآوریم، و مجبوریم بر سر دلالت آیات بحث کنیم.

سؤال این است که وقتی من و شما در محتوا ومقصود این مرجع مشترک، اختلاف میکنیم، چه باید بکنیم؟ به نظر شما چه راهکاری هست که معیار باشد برای حل اختلاف من و شما؟

خواهش میکنم به صورت عوامفریبی جواب ندهید که فقط باید سراغ قرآن رفت، ذهن شماها پر از سنت و احادیث است، کافری که اصلا حدیث نشنیده و فقط آیه را میشنود هم ذهنش پر از حدیث است؟
.
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست2032
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ............ نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حسین! من نظر خودم را در این باره نوشتم و این مبحث را تمام شده می دانم پس دیگر در حاشیه حرکت نکن و اگر ایرادی به دین من داری و اشکالی در آن می بینی ، قرآن مرجع ماست، هم من و هم شما آن را به عنوان مرجع پذیرفته ایم. حالا چه کسی آن را آورده و چگونه به دست ما رسیده ، اگر چیزی کم داشته باشد یا چیزی به آن افزوده باشند و چه و چه و چه، محور بحث نیست.

hosyn


دوست گرامی، به نکته بسیار مهمی اشاره کردید، (قرآن مرجع ماست، هم من و هم شما آن را به عنوان مرجع پذیرفته ایم)، ببینید هم من و هم شما بر مرجع بودن قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی و وحی الهی اتفاق نظر داریم، اما در بسیاری از مسائل به شدت اختلاف نظر داریم، و هر دو، از آیات قرآن شاهد میآوریم، و مجبوریم بر سر دلالت آیات بحث کنیم.

سؤال این است که وقتی من و شما در محتوا ومقصود این مرجع مشترک، اختلاف میکنیم، چه باید بکنیم؟ به نظر شما چه راهکاری هست که معیار باشد برای حل اختلاف من و شما؟

خواهش میکنم به صورت عوامفریبی جواب ندهید که فقط باید سراغ قرآن رفت، ذهن شماها پر از سنت و احادیث است، کافری که اصلا حدیث نشنیده و فقط آیه را میشنود هم ذهنش پر از حدیث است؟
.
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2031

عبدالعلی 69
شما اگه نظرت برا خودت بود واقعا دنبال القائش به بدبخت تر از خودت وجاهل تراز خودت نبودی واینجا تایپک نمی زدی

__________________


http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=136
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2030
49فرارممنوع

http://www.iranclubs.org/forums/show...=155542&page=4
ghanet
عضو ثابت

تاريخ ثبت نام: Mar 2016
پاسخ‌ها: 872
ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بلی، گذشت که گفتید وقتی تاریخ نگار قرآن پیامبر را به أمّيّ توصیف میکند یعنی ایشان مشرک بوده‌اند وسپس خود را از دین مشرکین رهانیدند! ملّة ابیکم ابراهیم که جزء قرآن نیست، و اگر هم چشمتان بهش خورد چاره نیست باید یک جوری فرار کرد!


پس چگونه است که خود قرآن میفرماید: یضلّ به کثیرا؟!


همانطور که گفتم، امیها یعنی اهل مکه، لتنذر أمّ القری، و یا به عبارت اصطلاح جاگرفته به فرزندان اسحاق و اسماعیل بگو، چون فرزندان حضرت اسماعیل از اول در مکه ساکن شدند کنار بیت کعبه معظمة، و فرزندان اسحاق که اهل کتاب باشند در منطقه شامات ساکن شدند.



بنده اگر سعادت داشته باشم تسلیم قرآن کریم میشوم، نه تسلیم کسانی که احتمال میدهم از آن گروه باشند که خود قران میفرماید: خداوند توسط قرآن گروه زیادی را گمراه میکند، و ما یضلّ به الا الفاسقین.



حرف اشتباه را صد بار هم تکرار کنید اشتباه است، قوم پیامبر مشرک بودند، بت پرست بودند، اما کلمه أمّيّ به معنای مشرک نیست، نه در لغت عرب، و نه در فرهنگ قرآن، و نه حتی نزد یهود که آنها هر کس که نژاد خودشان نبود یعنی از فرزندان حضرت اسحاق نبود را أمّيّ میگفتند، چون تنها علم و سواد را نزد خودشان میدانستند، و فاسألوا اهل الذکر هم چنین معنا میکردند.



مترجمین به روش تعیین مصداق ترجمه کردند، و درست است، و رجوع کردم و شما صادقانه نقل نکردید، اولی و سومی، به بی سواد معنا کرده و کلمه مشرک را در کروشه برای تعیین مصداق گذاشته‌اند، و فولادوند هم که به مشرکان معنا کرده، مقصود را میخواسته بگوید، و گرنه کاویانپور و گرمارودی و ده‌ها ترجمه دیگر، بیسواد و درس نخوانده معنای کلمه را نوشتند و در کروشه برای توضیح مصداق کلمه مشرک را اضافه کردند.


حال دیدید که مقصود اصلی شما همین است که بگویید پیامبر قبل از بعثت، مشرک بودند؟ دوست گرامی، محال است با این دست و پا زدنهای پوچ به عنوان تمسک به قران بتوانید ساحت قدس پیامبر اسلام را به شرک آلوده کنید! شرک ظلم عظیم است به نص قران کریم، و لا ینال عهدی الظالمین، از روز اول خدا به حضرت ابراهیم شرط کرد که ظالم از ذریة ایشان به عهد الهی نمیرسد.


بلی، تمام اهل مکه خواندن و نوشتن نمیدانستند، و در تاریخ یکی دو نفر را اسم بردند که استثنا بودند، و علاوه گفتم اساسا قوم پیامبر به معنای دیگر أمّيّ بودند یعنی اهل مکه و امّ القری بودند، یک معنای النبي الأمّيّ یعنی النبيّ المکيّ، یعنی به فرزندان اسحاق بشارت داده شده بود که پیامبری مکی میآید، چون مکه جایگاه فرزندان برادر ناتنی آنها از هاجر بود.


هیچکدام، چون در اصطلاح یهود، هر کس از نژاد آنها نبود أمّيّ بود، مثل مؤمن و کافر که در بین مسلمانها میگویند، لن یجعل الله للمؤمنین علی الکافرین سبیلا، همینطور هم یهود میگفتند: لیس علینا فی الامیین سبیل.



در اینکه واژه کتاب در قرآن کریم به چندین معنا به کار رفته شکی نیست، و همین سبب سوء استفاده شماست، و قبلا چند نوبت در این سایت اینها بحث شده، و در اینجا همین آیه را توضیح دادم:

http://www.iranclubs.org/forums/show...65#post2296165

***************



پس فرق بین کتب با اکتتب چیست؟ این ترجمه انصاریان است:

ترجمه انصاريان، ص: 360
و گفتند: افسانه‏‌هاى مكتوب پيشينيان است كه نوشتن [از روى‏] آنها را از [نويسندگان‏] درخواست كرده است و آن [نوشته‏] ها هر صبح و شام بر او خوانده میشود [تا حفظ كند و بر ما بخواند و بگويد: اين وحى آسمانى است!!] (5)

.فرارمحترمانه
سلامghanet

به هر حال من نظر خودم را نوشتم و شما نیز همچنین. نه من مجبورم نظر شما را بپذیرم و نه شما نظر مرا
نظر شما برای خودتان و نظر من نیز برای خودم

پاسخ بهمراه نقل قول انتخاب براي نقل‌قول پاسخ سريع به اين پيام تشكرها
كاربران ذيل از ghanet بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
هام

http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=136
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاقبت به خیرشدگان وعاقیت به شر شدگان پاسخ داد.
"
حسن_عاقبت_و_سوء_عاقبت

▪️حسن عاقبت کسی که قصد کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت!!

حکایت 7⃣


شبیة بن عثمان


. شبیه بن عثمان بن ابی طلحه یکی از کسانی است که به قصد کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به سوی ایشان آمد ؛
اما لحظاتی بعد با قلبی پر از محبت آن حضرت (صلی الله علیه و آله وسلم) مسلمانی واقعی شد.
البته او در روز فتح مکه به ظاهر مسلمان شده بود اما در باطن کینه پیامبر را به دل داشت.

--------------------------------

او خود می گوید:

من هیچ کس را به اندازه محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) دشمن نمی داشتم، چه آنکه هشت نفر از خاندان من را که هر کدام علمدار لشکر بودند کشته بود.

با فتح مکه دیگر از آرزویم یعنی، کشتن پیامبر ناامید شدم.
چون دیدم همه عرب به دین او ایمان آورده اند با خود گفتم: پس کی باید انتقام بگیرم؟!

در جنگ حنین بود که دیدم قبیله هوازن او را محاصره کرده اند، در حالیکه اصحابش از اطراف او پراکنده شده اند و محمد تنها مانده است.
شمشیرم را کشیدم و پشت سر آن حضرت به راه افتادم(۱)،
تا انتقام خویشانم بویژه طلحة بن عثمان و عثمان بن طلحه را (که احتمالا برادر و فرزند برادرش بودند و در جنگ احد کشته شده بودند) بگیرم.

اما خداوند متعال پیامبرش را از نهان دل من آگاه کرد. نزدیک بود شمشیرم را فرود آرم که ناگاه چنان هیبتی از او در دلم افتاد که توانم را گرفت، فهمیدم که نباید چنین کنم و در این اثناء، پیامبر روی خود را برگرداندند

و فرمودند:

ای شبیه نزدیک بیا و بجنگ،
و دست خود را بر روی سینه من گذاشتند.

ناگهان احساس کردم که پیامبر محبوبترین مردم نزد من است(۲)،
و بنابر نقلی می گوید:
احساس کردم او را از گوش و چشم خود دوست تر دارم(۳)،

جلو رفتم و در کنار آن حضرت چنان می جنگیدم که اگر پدرم هم پیش به پیش می‌آمد، برای یاری پیامبر او را می‌کشتم.

وقتی که جنگ تمام شد به پیامبر وارد شدیم.
به من فرمودند: آنچه خدا برای تو خواسته بود بهتر از چیزی بود که تو برای خود خواسته بودی ؛

و پیامبر به همه آنچه در فکر و نیت گذشته ام بود، خبر دادند.
من به پیامبر عرض کردم:
آنچه را که فرمودی غیر از خدا از آن خبر نداشت ؛
و سپس شبیه مسلمان (واقعی) شد(۴).

راستی چگونه می شود کسی به قصد کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده باشد ، بدون هیچ اختیاری دلش مالامال از محبت او شود.
چه مایه هایی در درون شبیه وجود داشت که خدای متعال، در لحظه ای تمام وجود او را متحول داشت؟

۱) بحارالانوار، ج 21، 154.
۲) بحار الانوار، همان.
۳) ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، دراسة و تحقیق و تعلیق: الشیخ عادل احمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، (بیروت - لبنان: در الکتب العلمیة، الطبعة الثانیة، 1381 ش - 1423ق)، الجزء الثالث، ص 30.
۴) بحارالانوار، همان؛ همچنین ر.ک: الاصابة، ج 3، ص 298 - 300؛ الراوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، (لبنان - بیروت: موسسة النور للمطبوعات، 1411 - 1991)، ج 1، ص 117 - 118.

خدایا ! به حق این روزوایام ولیالی عظیم حسن عاقبت را برای ما مقدر فرما!


یامحمد

یا احمد یا محمود یا یس یا ن یا حامیم
وهل یرحم الضعیف الا القوی
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نزول ملائکه وروح در شب قدر پیش چه کسی است ؟؟! پاسخ داد.
"

شب قدر ، شب نزول ملائک

آیا می‌دانستید :
چهره‌ی ملائکه از نظر مکتب سقیفه به شکل بز کوهی است
!

حاکم نیشابوری عالم بزرگ اهل سنت روایت کرده است:

۳۴۲۹- أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ الزَّاهِدُ، ثنا أَبُو نَصْرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ، ثنا أَبُو غَسَّانَ مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، ثنا شَرِيكٌ، عَنْ سِمَاكِ بْنِ حَرْبٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمِيرَةَ، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: {وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ} [الحاقة: ۱۷] أَمْلَاكٌ عَلَى صُورَةِ الْأَوْعَالِ بَيْنَ أَظْلَافِهِمْ وَرُكَبِهِمْ مَسِيرَةُ ثَلَاثٍ وَسِتِّينَ سَنَةً أَوْ خَمْسٍ وَسِتِّينَ سَنَةً.

ملائكه در هيئت بزهای کوهی هستند که ما بین سم آن‌ها و زانويشان مسير شصت و سه سال يا شصت و پنج سال است !!!

حاکم نیشابوری در ادامه می‌گوید:

«هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ وَلَمْ يُخْرِجَاهُ»

این حدیث بنا بر شرایط مسلم صحیح است ولی او در کتابش نیاورده.

ذهبی عالم بزرگ اهل سنت نیز می‌گوید:

▪️۳۴۲۹- على شرط مسلم.

▫️حدیث بنا بر شرایط مسلم صحیح است.

المستدرک علی الصحیحین،حاکم نیشابوری به همراه تعلیقات ذهبی، ج ۲، ص ۴۱۰

لينک مطلب از مكتبة الشاملة:
http://shamela.ws/browse.php/book-2266#page-3561

-------------------------

‼️خزعبلات این جماعت تمامی ندارد،
البته اهل دقت می‌دانند که بز کوهی نقش بزرگی در مکتب سقیفه دارد!

جالب است بدانید در مکاتب شیطان پرستی نیز آنان ملائکه را به شکل بز می‌دانند ؛
و از آنجایی که شیطان را فرشته می‌دانند او را به شکل بز به تصویر می‌کشند.

==================================

برجستگی بر روی گنبد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چیست؟

وهّابيون ادعا مي‌کنند زائده‌ای که روي گنبد مسجدالنبي صلی الله علیه و آله وجود دارد شخصی است که تصميم داشته با مواد منفجره، گنبد سبز مسجد را منهدم کند،
امّا خداوند نخواسته چنین اتفاقی رخ دهد و او را مسخ نموده و در همان‌ هنگام صاعقه‌ای از آسمان نازل کرده و او را به گنبد چسبانده و چون پيکر او از گنبد جدا نمي‌شده
با پوششی او را در همان‌جا دفن کرده‌اند

وهابیون این خرافه را ساخته و به دهان شیعیان انداخته و به ریش شیعیان می‌خندند که شیعیان چقدر ساده و زود‌باورند.

اما حقيقت مطلب،
پنهان‌کردن صحّت توسل در منابع اهل‌سنت است.


در حقيقت اين برآمدگی پنجره‌ای بوده که در زمان قحطی و خشکسالی بين آسمان و زمین برای توسل به قبر مطهر پیامبر باز می‌شده تا باران رحمت بر مردم نازل گردد.

بر اساس روایات مورد قبول وهّابيت، اولين بار،
اين کار به دستور عايشه صورت گرفت:

حدَّثَنَا ... أَوْسُ بنُ عبدِاللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ قَحْطاً شَدِيداً فَشَكَوْا إلى عَائِشَةَ فقالت اُنْظُرُوا قَبْرَ النبيِّ فَاجْعَلُوا منه كُوَّواً إلى السَّمَاءِ حتى لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَراً حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ مِنَ الشَّحْمِ فَسُمِّيَ عَامَ الْفَتْقِ.

مردم مدينه دچار قطحي شديدي شدند؛ از اين مشکل به عايشه شکايت بردند؛ او گفت: بالای قبر رسول خدا از سقف حجره حضرت، دريچه‌ای به سوي آسمان باز کنيد تا بين آن و آسمان مانعي نباشد؛ چنين کردند و به حدی باران باريد که گياهان روييد و شتران چاق شدند؛
آن قدر که پوست آنها از چاقي تَرَک خورد و به همين سبب آن سال را سال تَرَک ناميدند.

سنن الدارمي، ج1، ص115، أبو محمد الدارمي(255هـ)، دار الكتب العربي ـ بيروت1407هـ، الطبعة: الأولى، تحقيق: خالد السبع العلمي.

https://t.me/borrhan/17850

از آن به بعد بازکردن اين دريچه جزو سنّت‌هاي مردم مدينه شد و تا پیش از ظهور وهابیت این کار ادامه داشت.


"

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:10AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند