بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...
Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"


علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ)

«هِيَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .اين مولاي شما است ؛ يعني اولي و برتر است به شما .

التيمى ، أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 9
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ مؤلف دانشمند، حاكم حسكانى قبل از وارد شدن به آيات قرآنى و بيان شأن نزول آنها فصولى را در طليعه كتاب به عنوان آغاز بحث مطرح كرده است كه رابطه تكميلى با مقاصد كتاب و ارتباط عقلائى با مباحث آن دارد و فصلهاى آن به شرح زير است:



* فصل اول:
فضائل بى‏شمار على عليه السّلام*
فصل دوم:

تقدم و برترى على عليه السّلام در تلاوت قرآن*
فصل سوم:

سبقت بر ياران در جمع‏آورى قرآن
* فصل چهارم:

عالم‏ترين فرد به تفسير و عارف‏ترين به تنزيل*
فصل پنجم:

كثرت آيات در شأن على عليه السّلام و اولاد*
فصل ششم:
معناى‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 11
فصل اول

فضايل بى‏شمار على
صفات حميده، خصلت‏هاى پسنديده و فضايل ارزنده امير المؤمنين على عليه السّلام به قدرى زياد و فراوان است كه اكثر محدّثان و دانشمندان شيعه و سنّى از متقدمين و متأخرين در كتابهاى خويش نقل كردند.
در اين جا به پاره ‏اى از اين احاديث كه از متقدمين بالاخص عبد اللَّه بن عباس شاگرد تفسيرى على عليه السّلام نقل شده است اشاره مى‏شود.
(1) روايتى با سند طولانى از حكيم بن جبير از مجاهد نقل شد كه ابن عباس شاگرد امير المؤمنين على عليه السّلام در بيان عظمت استادش گفته است:
لقد كان لعلى بن ابى طالب عليه السّلام ثمانية عشر منقبة لو لم يكن له الّا واحدة لنجا بها، و لقد كانت له ثلاثة عشر منقبة لم تكن لاحد من هذه الامّة
براى على عليه السّلام هجده منقبت وجود دارد كه حتى اگر يكى از اين هجده منقبت را مى‏داشت. اهل نجات بود. همچنين سيزده منقبت از اين هجده كرامت مختص آن سيد و سرور است و احدى را در آن نصيبى نيست.

(2) مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد چنين نقل كرده‏اند:
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 12
روزى در حضور عبد اللَّه بن عباس سخنى در باره على عليه السّلام به ميان آمد. ابن عباس گفت:
«لقد كانت لعلىّ ثمانية عشر منقبة ...»
از كسى سخن گفتيد، كه هجده منقبت را به تنهايى داراست كه اگر يكى از آن منقبت‏ها را هم مى‏داشت اهل رستگارى و نجات بود.
سيزده صفت و منقبت او مختصّ به اوست كه هيچ يك از امّت مصطفى صلى اللَّه عليه و آله غير از او اين منقبت‏ها را ندارد.

(3) حكيم بن جبير از (مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد) نقل كرده است ابن عباس بيان كرد:
لقد كان لعلىّ عليه السّلام ثمانية عشرة منقبة ....
على عليه السّلام را هجده منقبت است، اگر يكى از اين هجده منقبت را به تنهايى مى‏داشت. اهل نجات و رستگارى بود؛ حال آن كه داراى مناقب هجده‏گانه است. و همچنين برايش دوازده منقبت است كه هيچ يك از امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله داراى اين منقبت‏ها نيست، و اين مناقب اختصاص به على عليه السّلام دارد.
(4) ابو نعيم مى‏گويد: كامل بن علا برايم نقل كرد كه مجاهد در مناقب على عليه السّلام گفت:
انّ لعلىّ عليه السّلام سبعين منقبة ما كانت لاحد من اصحاب النّبي مثلها و ما من شى‏ء من مناقبهم الّا و قد شرّكهم فيها.
براى على بن ابى طالب عليه السّلام هفتاد فضيلت و منقبت وجود دارد. كه هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در آنها سهمى و نصيبى ندارند. امّا منقبتى كه اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله دارند، على عليه السّلام در آن مناقب شريك است.

(5) محمّد بن عباد از محمد بن معتمر و او از پدر و جدش نقل كرده است:
كان لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام عشرون و مائة منقبة لم يشترك معه فيها احد من اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله و قد اشترك في مناقب النّاس.
«على عليه السّلام را يك صد و بيست منقبت از مناقب مخصوص است كه احدى از اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله را در آن مناقب نصيب و سهمى نيست؛ امّا على عليه السّلام در مناقب ديگران شريك است؛ يعنى هر منقبتى را كه اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله داراست على عليه السّلام نيز همان فضيلت و منقبت را دارد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 13


یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"


ترجمه شواهد التنزيل، ص: 5

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏
حمد و سپاس خداى بزرگ را كه دوستان و اولياى خويش را به انواع كرامات مزيّن و آنان را رفعت مقام و علوّ درجات عنايت فرمايد.
و بهترين درود و صلوات بر محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم سرور كائنات باد.
كتاب حاضر ترجمه شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، متعلّق به يكى از علماى اهل سنّت به نام «حاكم حسكانى» است كه در قرن پنجم ه. ق مى‏زيست و در سال 490 ه. ق بدرود حيات گفت.
كتاب فوق تاكنون ترجمه فارسى نشده است و براى اولين بار به مناسبت سال امير المؤمنين على عليه السّلام ترجمه و چاپ مى‏شود.
در اين مجموعه سعى و تلاش گرديد در ذكر شماره آيات و روايات از اصل كتاب متابعت شود تا مراجعه به اصل كتاب در هنگام ضرورت آسان‏تر گردد.
و در ترجمه كتاب حاضر، روايت‏هاى مشابه كه از يك نفر نقل شده در پاورقى با ذكر شماره آن روايت آورده شد تا موجب طولانى شدن كتاب نگردد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 6
كتاب شواهد التنزيل در دو جلد با ذكر سلسله سند تدوين شده بود كه بعلت عدم تطويل سعى شد از ذكر اسامى سند خوددارى شده و فقط دو يا سه نفر كه متصل به زمان نقل حديث بودند آورده شود.
لذا مجموعه دو جلدى كتاب اصلى در يك جلد ترجمه و تنظيم گرديد.
اما انگيزه ترجمه اين كتاب با توجه به اين كه كتاب شواهد التنزيل از كتابهاى ارزنده و پر محتوا و مستند مى‏باشد كه از منابع روايى اهل سنت نقل گرديده و هم اين كه مؤلف كتاب فوق از علماى برجسته و قابل اعتماد اهل سنت و داراى اطلاعات كافى و تحقيق وافى در علم حديث و رجال و روايت بوده است.
و هم اين كه محتواى كتاب فوق با الهام از آيات قرآنى و روايات نبوى لطف خاصى به فضاى معنوى كتاب داده است و مخصوصاً موضوع كتاب فوق در باره شخصيت برجسته و نمونه جهان اسلام امير المؤمنين على عليه السّلام است كه اين خصيصه‏ ها موجب شد اين كتاب در سال امير المؤمنين مورد توجه قرار گيرد تا محبان فارسى زبان على و اهل بيتش عليهم السّلام از انديشه و ديدگاه محدثان و راويان اهل سنّت نسبت به امير مؤمنان آگاه شوند.
اميد است اين مجموعه ارزشمند، علمى و مستند مورد استفاده برادران ارجمند بالاخص برادران اهل تسنّن و علاقمندان امير المؤمنين على عليه السّلام قرار گيرد.
معرفى مؤلف كتاب شواهد التنزيل‏
در معرفى صاحب كتاب، بزرگان اهل سنت بياناتى را ابراز داشته‏اند كه از باب نمونه سخنان دو تن از آنان را نقل مى‏كنيم:
سيوطى در كتاب «طبقات حفاظ» در معرفى «حاكم حسكانى» مى‏گويد:
حسكانى محدّثى توانا و قاضى زبردست بود، نامش به ابن الحذاء معروف بود.
مردى فاضل، شيخى دقيق و مدقق كه صاحب ذوق و عنايت به علم الحديث بود در اين فن كتاب‏هايى را تدوين و جمع‏آورى كرد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 7
همچنين ذهبى از علماى اهل سنت از كتاب الطبقة جلد 14 مى‏گويد:
الحسكانى القاضى المحدث ابو القاسم عبد الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد حسكان القرشى العامرى النيشابورى الحنفى الحاكم معروف به ابن الحذاء شيخى مدقق و متقن و صاحب ذوق تام در علم الحديث بود كه با عنايت وافر و همت كامل در اين فن جدّ و جهد نمود و كتابهايى را تأليف و تدوين كرد.
او از جدّ و همچنين از ابن ابى الحسن علوى و ابى عبد الله حاكم و ابى طاهر بن محمش و ... حديث نقل مى‏كرد و پيوسته در حال استماع يا افاضه يا جمع آورى حديث نبوى بود و عمر خويش را در اين راه صرف كرد تا در سال 490 ه. ق به دار باقى شتافت.
انگيزه تأليف كتاب از زبان مؤلف‏
چنين آورده ‏اند كه شيخ اجل على بن حمزة بن على رشكى خبر داد، فرزند مصنّف به نام وهب بن على حسكانى الحذاء نقل كرد:
پدرش حاكم امام ابو القاسم حسكانى، حكايتى شنيدنى در انگيزه تأليف اين كتاب ارزشمند را اين چنين بيان كرد و گفت:
بعضى از علماى عوام زده كه رياست بر عوام النّاس را دوست داشتند، سخنانى طبق مذاق و ميل آنان مى‏گفتند.
از جمله در روزگار ما در يكى از مجالس پر جمعيت و شلوغ، يكى از اصحاب ابن كرام كه از اين صنف عالمان بود بر كرسى موعظه نشست و با سخنان وقيعانه در باره علويان، پيروان خود را گمراه و اغواء مى‏كرد. و مبالغت چندان نمود، و سخنان پريشان همى گفت، و به عيب‏جويى و مذمت علويان و آباء و اجداد آنان پرداخت.
چون همدلى و همراهى مستمعين و سكوت حاضرين را مشاهده كرد پا را از گليم خويش فراتر نهاده در صدد عيب‏جويى سر سلسله علويان يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام افتاد و گفت: هيچ مفسّرى را نديدم كه گفته باشد سوره‏ هَلْ‏
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 8
أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ‏ در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت او نازل شده است.
نه تنها سوره هل اتى بلكه هيچ آيه‏اى از قرآن در فضيلت و كرامات على عليه السّلام و اهل بيتش نازل نشده است!! او با جرات و جسارت به گستاخى خويش ادامه داد و همچنان سخنان پريشان مى‏گفت. و به تهمت و افترا مبادرت مى‏كرد.
من از بزرگان مجلس و اكابر علما، توقع داشتم كه جوابى سخت و نيكو به او دهند. ولى متاسفانه همه سكوت كرده و كسى اعتراض نكرد مگر قاضى عماد الاسلام ابى العلا صاعد بن محمد (قدس روحه) كه اعتراض خويش را آشكار كرده و او را از باب امر به معروف و نهى از منكر مورد عتاب و سرزنش قرار داد.
من در پايان آن مجلس مصلحت چنان ديدم كه بايد به اين سخنان ناصواب و شبهه خطرناك جوابى نيكو گويم تا اذهان مسلمانان و اصحاب قرآن نسبت به على بن ابى طالب عليه السّلام مشوش نگردد لذا در اين راستا، به جمع‏آورى آيات قرآنى و روايات نبوى كه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام بيان شده بود، مبادرت كردم تا شخصيت علمى و مجاهدات‏هاى فرهنگى و فضيلت‏هاى بى‏شمار آن حضرت مورد شك و ترديد نسلهاى آينده قرار نگيرد.
بر همين اساس هر آيه‏اى كه قطعا يا احتمالا در شأن على عليه السّلام نازل شد استقصاء (شمارش) كردم و روايات مستند را با ذكر سند آن در ذيل آيات نقل كردم كه 209 آيه و 1163 روايت را در دو جلد كتاب به نام شواهد التنزيل، لقواعد التفضيل تدوين كردم تا شايد گوشه‏اى از عظمت و فضيلت بيكران على بن ابى طالب عليه السّلام را شناسانده باشم.
و حسبنا اللَّه و نعم الموفّق و الوكيل.
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ ساخت
"
خدا وامیر شهیدان رسالت
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
آیه شریفه کریمه (43)سوره مبارکه رعد



(رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏ اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است(امیر شهیدان رسالت امیرالمومنین علی بن ابی طالب ، ميان من و شما گواه باشد.


شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 400
و فيها [نزل أيضا] قوله جل ذكره:
قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ‏] وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏
422- حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ الْفَارِسِيُّ وَ أَبُو بَكْرٍ الْمَعْمَرِيُّ قَالا: حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْفَقِيهُ إِمْلَاءً «1» قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مُفَلَّسٍ، عَنْ خَلَفٍ، عَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: ذَاكَ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
[هذا لفظ أبي الحسن الفارسي‏] و زاد المعمري عما رواه أبو الحسن الفارسي‏ «2».
______________________________
(1). وَ هُوَ الشَّيْخُ الصَّدُوقُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ رَوَى الْحَدِيثَ فِي آخِرِ الْمَجْلِسِ: (83) مِنْ أَمَالِيهِ ص 505.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ الْبَحْرَانِيُّ أَيْضاً فِي الْحَدِيثِ (13) مِنْ تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنَ الْبُرْهَانِ: ج 2 ص 303 ط 2.
(2). ما بين المعقوفات زيادة توضيحية منا، و كان في أصلي كليهما: «و زاده المعمري». و لأجل إيضاح و تبيين زيادة المعمري نذكر متن الرواية عن أمالي الصدوق رحمه الله قال بعد سوق السند:
عن أبي سعيد الخدري قال: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ شَأْنُهُ: (قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ) قَالَ: ذَاكَ وَصِيُّ أَخِي سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) قَالَ: ذَاكَ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 401
423- أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْفَارِسِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ الْمُفِيدُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْجَلُودِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَهْلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ الْمُحَبَّرِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ أَبِي بِشْرٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ:
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ [هُوَ] عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
424- وَ أَخْبَرُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ [السَّبِيعِيِ‏] قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورِ بْنِ الْجُنَيْدِ الرَّازِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ إِشْكَابَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْدَلُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سُلَيْمَانَ‏ «1» عَنْ أَبِي عُمَرَ زَاذَانَ، عَنِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
______________________________
(1). وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْ إِسْمَاعِيلَ هَذَا بِسَنَدٍ آخَرَ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَصْبَهَانِيُّ فِي تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنْ كِتَابِ: «مَا نَزَلَ مِنَ الْقُرْآنِ فِي عَلِيٍّ» كَمَا فِي كِتَابِ النُّورِ الْمُشْتَعِلِ ص 125، وَ كَمَا فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 124، ط 1.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً ابْنُ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِ مَنَاقِبِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ الْإِرْبِلِيُّ فِي عُنْوَانِ: «مَا نَزَلَ فِي شَأْنِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ» مِنْ كِتَابِ كَشْفِ الْغُمَّةِ: ج 1، ص 324 ط بيروت.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيُّ الْمُتَوَفَّى بَعْدَ الْعَامِ: (300) فِي كِتَابِ مَنَاقِبِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ الْوَرَقِ 42 ب- قَالَ:
[عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَّاسِ، عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ‏] حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْدَلُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَنَزِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ الْعَنَزِيِّ عَنْ أَبِي عُمَرَ، عَنِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ [فِي‏] قَوْلِهِ [تَعَالَى‏]: (كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) قَالَ: [هُوَ] عَلِيٌّ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 402
425- أَخْبَرُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ صَالِحٍ السَّبِيعِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحُسَيْنِ الْجَصَّاصُ قَالَ: أَخْبَرَنَا حُسَيْنُ بْنُ حَكَمٍ الْحِبَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ:
حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَطَاءٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الْمَسْجِدِ فَرَأَيْتُ ابْناً لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ‏ «1» جَالِساً فِي نَاحِيَةٍ- فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: زَعَمُوا أَنَّ أَبَا هَذَا عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ (يَعْنِي) عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَلَامٍ.
قَالَ: لَا إِنَّمَا ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.

______________________________
(1). هَذَا هُوَ الصَّوَابُ الْمُوَافِقُ لِمَا فِي تَفْسِيرِ الْحِبَرِيِّ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «فرأيت ابن أبا لعب عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ» وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «فَرَأَيْتُ ابْنَ أَبِي الْعَبْدِ ...» وَ إِلَيْكَ نَصَّ الْكَلَامِ فِي الْحَدِيثِ: (23) مِنْ تَفْسِيرِ الْحِبَرِيِّ الْوَرَقِ 17- أ-: قَالَ بَعْدَ سَوْقِ السَّنَدِ كَمَا نَقَلَهُ عَنْهُ هَاهُنَا-:
كُنْتُ جَالِساً مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الْمَسْجِدِ فَرَأَيْتُ ابْناً لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ جَالِساً فِي نَاحِيَةٍ، فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: زَعَمُوا أَنَّ أَبَا هَذَا الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ قَالَ: لَا ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ أُوحِيَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ [أَنْ‏] قُلْ لِلنَّاسِ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ [فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‏] فَأَبْلَغَ بِذَلِكَ وَ خَافَ النَّاسَ فَأَوْحَى إِلَيْهِ‏ (يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ.
وَ رَوَاهُ إِلَى قَوْلِهِ: «ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ» الثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنْ تَفْسِيرِهِ قَالَ:
أَخْبَرَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقَايِنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْقَاضِي أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ النَّصِيبِيُّ بِبَغْدَادَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ السَّبِيعِيُّ بِحَلَبَ، حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ [كَذَا] الْجَصَّاصُ، أَخْبَرَنَا حُسَيْنُ بْنُ حَكَمٍ ...
هَكَذَا رَوَاهُ عَنْهُ ابْنُ الْبِطْرِيقِ رَفَعَ اللَّهُ مَقَامَهُ فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 124، ط 1، وَ فِي الْفَصْلِ: (35) مِنْ كِتَابِ الْعُمْدَةِ ص 152.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً الْبَحْرَانِيُّ عَنْهُ فِي الْحَدِيثِ الْأَوَّلِ مِنَ الْبَابِ (58) مِنْ كِتَابِ غَايَةِ الْمَرَامِ ص 357.
وَ رَوَاهُ ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ فِي الْحَدِيثِ (358) مِنْ مَنَاقِبِهِ ص 313، قَالَ:
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَاوَانَ إِذْناً، أَنَّ أَبَا أَحْمَدَ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَوْذَبٍ أَخْبَرَهُمْ قَالَ:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ [بْنِ أَبِي شَيْبَةَ] حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَابِسٍ قَالَ: [لَمَّا] دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو مَرْيَمَ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ، قَالَ أَبُو مَرْيَمَ: حَدِّثْ عَلِيّاً بِالْحَدِيثِ الَّذِي حَدَّثَتْنِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ [عَلَيْهِ السَّلَامُ‏] قَالَ: [نَعَمْ‏] كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ جَالِساً إِذْ مَرَّ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَامٍ، قُلْتُ: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ هَذَا ابْنُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ قَالَ: لَا وَ لَكِنَّهُ صَاحِبُكُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ آيَاتٌ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [مِثْلُ قَوْلِهِ‏]: (الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ). [وَ مِثْلُ قَوْلِهِ:] (أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ). وَ [مِثْلُ قَوْلِهِ:] (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ [وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ‏]) الْآيَةَ.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ ابْنُ بِطْرِيقٍ فِي الْفَصْلِ: (15) مِنَ الْعُمْدَةِ ص 61 وَ فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 26. وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْهُ الْبَحْرَانِيُّ فِي الْبَابِ (59) مِنْ كِتَابِ غَايَةِ الْمَرَامِ ص 104، وَ الْبَابِ (59) ص 360.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 403
- و رواه عن أبي مريم و اسمه عبد الغفار بن القاسم- أبو نعيم الملائي [كما] في [التفسير] العتيق‏.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 404
426- أَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَدْلُ‏ «1» [قَالَ:] أَخْبَرَنَا زَاهِرُ بْنُ أَحْمَدَ [قَالَ‏] أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ فَهْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُقْبَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ حُسَيْنٍ‏ «2» قَالَ: حَدَّثَنَا قَيْسٌ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ «3» عَنْ أَبِي صَالِحٍ‏ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: [قَالَ‏] رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ: هُوَ عَلِيٌّ وَ لَكِنَّا لَا نُسَمِّيهِ‏ «4».
______________________________
(1). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ الظَّاهِرُ أَنَّهُ هُوَ الصَّوَابُ وَ أَنَّهُ هُوَ عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبُحَيرِيُّ رَأْسُ الْمُزَكِّينَ فِي عَصْرِهِ النَّسِيبُ فِي بَيْتِهِ الْمُتَوَفَّى سَنَةَ (446) الْمُتَرْجَمُ تَحْتَ الرقم: (1364) مِنْ كِتَابِ مُنْتَخَبِ السِّيَاقِ ص 608 ط 1.
وَ أَيْضاً عَقَدَ لَهُ ابْنُ حَجَرٍ تَرْجَمَةً فِي حَرْفِ الْعَيْنِ مِنْ كِتَابِ لِسَانِ الْمِيزَانِ: ج 4 ص 326.
وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَدْلِ ...».
(2). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «مُحَمَّدُ بْنُ عُقْبَةَ وَ الْحَسَنُ بْنُ حُسَيْنٍ ...».
(3). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ، وَ إِسْمَاعِيلُ هَذَا مُتَرْجَمٌ فِي كِتَابِ تَهْذِيبِ التَّهْذِيبِ: ج 1، ص 291.
وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ أَبِي خَالِدٍ ...».
(4). هَذَا هُوَ الظَّاهِرُ الْمَذْكُورُ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «وَ لَكِنَّهُ لَا نُسَمِّيهِ».
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 405
427- أَخْبَرَنَا عَقِيلُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ: أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدٍ الْجُمَحِيُ‏ «1» قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ دَاوُدَ الْخُرَيْبِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ‏ «2» عَنْ أَبِي صَالِحٍ‏ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏]: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ كَانَ عَالِماً بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأْوِيلِ‏ «3» وَ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ.
قَالَ أَبُو صَالِحٍ: سَمِعْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ مَرَّةً يَقُولُ: هُوَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَامٍ‏ «4» وَ سَمِعْتُهُ فِي آخِرِ عُمُرِهِ يَقُولُ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
______________________________
(1). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْجُمَحِيُّ ...».
(2). وَ يَجِي‏ءُ بِمُغَايَرَةٍ طَفِيفَةٍ فِي الْحَدِيثِ: (601) ص 437 ط 1.
(3). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «لَقَدْ كَانَ عَارِفاً بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأْوِيلِ ...».
(4). وَ قَالَ أَبُو عُمَرَ فِي تَرْجَمَةِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ مِنْ كِتَابِ الْاسْتِيعَابِ بِهَامِشِ الْإِصَابَةِ: ج 2 ص 383 قَالَ: وَ أَنْكَرَ عِكْرِمَةُ وَ الْحَسَنُ [كَوْنَ الْآيَةِ فِي عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ‏] وَ قَالا: كَيْفَ يَكُونُ ذَلِكَ وَ السُّورَةُ مَكِّيَّةٌ وَ إِسْلَامُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 406
ترجمه شواهد التنزيل 156

[69] قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏. (رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.
(422) ابو سعيد خدرى يكى از اصحاب و ياران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه از مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم:
يا رسول اللَّه! منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كيست؟
حضرت در جواب فرمود: كسى كه علم كتاب نزد اوست برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام است.
(423) سعيد بن جبير نقل كرده است:
ابن عباس مفسّر قرآن و صحابى پيامبر در باره قول خداوند وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ بيان كرد، كه منظور، على عليه السّلام است كه علم الكتاب در نزد اوست.
(424) ابى عمر زاذان از ابن حنفيّة در توضيح كلام خدا وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ نقل كرد كه مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 156
(425) عبد اللَّه بن عطاء حكايت كرد: روزى در خدمت ابى جعفر عليه السّلام در مسجد نشسته بوديم، ديدم فرزندان و نواده‏گان عبد اللَّه بن سلام در قسمت ديگر مسجد نشسته‏اند.
به ابى جعفر عليه السّلام گفتم؛ يا ابن رسول اللَّه! اينان گمان مى‏كنند در نزد پدرشان عبد اللَّه بن سلام‏ عِلْمُ الْكِتابِ‏ موجود بود.
ابى جعفر عليه السّلام فرمود: خير؛ اين گونه نيست؛ عِلْمُ الْكِتابِ‏ در نزد على عليه السّلام جدّ ماست.
(426) اسماعيل بن ابى خالد حديثى از زبان ابى صالح نقل كرد كه او در توضيح آيه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ گفت: مردى از قريش بيان كرد مصداق بارز و آشكار آيه شريفه فوق على بن ابى طالب عليه السّلام است. امّا ما نام او را ذكر نمى‏كنيم.
(427) از ابى صالح در تفسير و توضيح آيه شريفه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ سؤال شد. آن مرد فرزانه گفت: مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است. كه عالم به تفسير و تاويل، ناسخ و منسوخ، حلال و حرام قرآن شريف بود.



ترجمه شواهد التنزيل 156

است و قصر من و كاخ على عليه السّلام در جاى واحد است و تخت من و تخت على در مكانى واحد است؟! [69] قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏. (رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.


(422) ابو سعيد خدرى يكى از اصحاب و ياران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه از مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم:


يا رسول اللَّه! منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كيست؟


حضرت در جواب فرمود: كسى كه علم كتاب نزد اوست برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام است.


(423) سعيد بن جبير نقل كرده است:


ابن عباس مفسّر قرآن و صحابى پيامبر در باره قول خداوند وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ بيان كرد، كه منظور، على عليه السّلام است كه علم الكتاب در نزد اوست.


(424) ابى عمر زاذان از ابن حنفيّة در توضيح كلام خدا وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ نقل كرد كه مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است.


ترجمه شواهد التنزيل، ص: 156
(425) عبد اللَّه بن عطاء حكايت كرد: روزى در خدمت ابى جعفر عليه السّلام در مسجد نشسته بوديم، ديدم فرزندان و نواده‏گان عبد اللَّه بن سلام در قسمت ديگر مسجد نشسته‏اند.


به ابى جعفر عليه السّلام گفتم؛ يا ابن رسول اللَّه! اينان گمان مى‏كنند در نزد پدرشان عبد اللَّه بن سلام‏ عِلْمُ الْكِتابِ‏ موجود بود.


ابى جعفر عليه السّلام فرمود: خير؛ اين گونه نيست؛ عِلْمُ الْكِتابِ‏ در نزد على عليه السّلام جدّ ماست.


(426) اسماعيل بن ابى خالد حديثى از زبان ابى صالح نقل كرد كه او در توضيح آيه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ گفت: مردى از قريش بيان كرد مصداق بارز و آشكار آيه شريفه فوق على بن ابى طالب عليه السّلام است. امّا ما نام او را ذكر نمى‏كنيم.


(427) از ابى صالح در تفسير و توضيح آيه شريفه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ سؤال شد. آن مرد فرزانه گفت: مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است. كه عالم به تفسير و تاويل، ناسخ و منسوخ، حلال و حرام قرآن شريف بود.
یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

مُزَكًّى عِنْدَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَاصَّتِي
على نزد فرشتگان تزكيه شده خاص منست

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7


چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

مُزَكًّى عِنْدَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَاصَّتِي
على نزد فرشتگان تزكيه شده خاص منست

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7


چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا


نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری

http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2091
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نکته در اینجاست که فرعون اصلاً خدای موسی را قبول ندارد و او را دروغگو می پندارد و می گوید: وَ إِنىّ‏ِ لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ- و البته من او را از دروغگویان می پندارم


hosyn
دوست گرامی، واقعا من را خسته کردید، چرا آیات را ترجمه نمیکنید؟! برای اینکه بتوانید فقط حرف خودتان را تکرار کنید؟!

اولا: چگونه است که میگویید فرعون وقتی رب العالمین میگوید منظورش خدای موسی است ولی وقتی ملائکة میگوید منظورش ملائکة مورد ادعای موسی نیست؟ یک بام و دو هوا چطور میشود؟

ثانیا: اگر آیات را ترجمه کنید معلوم میشود، که آیا مقصود فرعون، خدای موسی است یا خیر؟ ربّ العالمین، وصف است نه اسم، و مهمتر اینکه وصف را دوباره با وصف جدید ادامه میدهد تا هیچ بهانه‌ای برای فرعون و شما نماند!

ربّ العالمین، (آیه ۲۴) ربّ آسمانها و زمین و بین آنهاست، ربّ العالمین (۲۶) ربّ شما و پیشینیان شماست، ربّ العالمین (۲۸) ربّ مشرق و مغرب و بین آنهاست، و فرعون به جای اینکه بگوید: نماینده او منم نه تو، او را مسخره میکند، ای دیوانه! و در نهایت میگوید: اگر خدائی غیر از من برگزینی، در زندان خواهی بود! آیا ربکم الاعلی یعنی نماینده خدا؟

اما مخاطب آیات سوره مبارکه مؤمنون که قبلا آوردید به راحتی الله را قبول دارد:

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(84) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلَا تَذَكَّرُونَ(85) قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ(86) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلَا تَتَّقُونَ(مؤمنون 87)


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

اما کلمه ای مثل ملائکه خاص می باشد و در قرآن به هیچ چیزی جز فرشتگان الهی اطلاق نشده مگر اینکه کسی بخواهد از روی نا چاری آن را : خوبرویان یا خوشگلها معنی کند که در اینصورت باید دلیل محکمه پسندی بیاورد.
....
آیا باز هم بر این عقیده ای که وقتی فرعون به ملائکه اشاره می کند منظورش زنان خوشگل می باشد؟


hosyn
اینجا که میرسد قرآن یادتان میرود؟! مگر این آیه قران نیست؟! در چهار آیه میگوید ملائکة را زنان میپنداشتند، یکی از آنها:

وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ (الزخرف 19)

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
البانی وهابی اعتراف می کند "مولا" همان "ولی" است

ابو بکر و عمر ........ "ولی" را به معنای جانشین می‌دانستند...

درباره حدیث متواتر غدیر حرف و حدیث بسیار است اما آنچه مورد بحث و اختلاف است در معنای کلمه "مولا" است که مخالفین شیعه عقیده دارند این کلمه به معنای "دوست" است و اصلا معنای سرپرست یا جانشین و خلیفه نیست و دلیلشان هم این است که صحابه با امیر المومنین علی (علیه السلام) خصومت داشتند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) با این سخن انها را به دوست داشتن علی (علیه السلام) امر نموده !! گرچه به این شبهه بارها پاسخ داده شده و شیعه دلایل متقن دارد و خلاصه جواب این که اصلا جریان خصومت صحابه و علی (علیه السلام) به ۲ سال قبل از جریان غدیر بر می‌گردد و همانجا پیامبر (صلی الله علیه و آله) جواب مخالفین را دادند و علمای اهل سنت (سقیفه) هم معترف به این قضیه هستند اما آنچه مورد بحث ما است روایت صحیح «من كنت مولاه ، فعلي مولاه» است و شیعه اذعان دارد که معنای "مولا" یعنی خلیفه و جانشین و البانی هم به صراحت می گوید "مولا" همان "ولی" است :

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعلي: ” أنت ولي كل مؤمن بعدي “.

وأخرجه أحمد (۱ / ۳۳۰ – ۳۳۱) ومن طريقه الحاكم (۳ / ۱۳۲ – ۱۳۳)

وقال: ” صحيح الإسناد “، ووافقه الذهبي، وهو كما قالا.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: تو ولی کل مومنین بعد از من هستی. این حدیث را احمد مسندش و حاکم با طریق خودش در جلد ۳ صفحه ۱۳۲ اورده و گفته سندش صحیح است و ذهبی هم موافق اوست و من هم همان را می‌گویم که آنها گفته‌اند.

اعتراف به اینکه معنای "مولا" که همان "ولی" است:

وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: ”من كنت مولاه فعلي مولاه...“

وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (۱۷۵۰).

این قول "ولی" به همان معنای سخن پیامبر است که فرمود: هر کس را که من مولای او هستم این علی مولای اوست و صحت ان را بیان کردیم در جلد ۴ شماره ۱۷۵۰.

و در ادامه جواب ابن تیمیه را هم می‌دهد:

فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث و تكذيبه في منهاج السنة ( ۴ / ۱۰۴ ) كما فعل بالحديث المتقدم هناك.

حقيقتا شگفت‌انگيز است كه شيخ الاسلام ابن تيميه چگونه جرأت بر انكار و تكذيب اين روايت در منهاج السنة، پيدا كرده است؛ چنانچه در باره روايت پيشينى نيز همين برخورد را كرده است.


السلسلة الاحادیث الصحيحة، تألیف البانی، جلد ۵، صفحه ۲۶۳ و ۲۶۴

ابو بکر و عمر "ولی" را به معنای جانشین می‌دانستند:

در صحیح بخاری در یک روایت طولانی امده است:

ثم توفی النبی فقال ابو بکر : فانا ولی رسول الله

بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابو بکر گفت : من جانشین پیامبر هستم.


عمر هم همین نظر را دارد:

فقلت انا ولی رسول الله و ابی بکر.

عمر گفت: من جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ابو بکر هستم.

صحیح البخاری، صفحه ۱۴۰، حدیث ۳۸۰۹، المحقق: مصطفى ديب البغا


نتیجه اینکه طبق نظر البانی "مولا" همان "ولی" است و ابو بکر و عمر هم "ولی" را به معنای جانشین می‌دانند... اگر مخالفین شیعه تعصب را کنار بگذارند می‌فهمند که ، مولا به معنای جانشین و سرپرست است نه دوست و مولا تنها امیر المومنین است و نه آن خلفای غاصب.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

أبو حيان اندلسي ، نظر كلبي را اين گونه نقل مي‌كنند :

(هو مولانا) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبي هو أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة .
(او مولاي ما است=) ياور و نگاهدار ما است ،


كلبي(یکی از علمای بزرگ اهل سنت) گفته است : مولي به معنای اولي و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است .

تفسير البحر المحيط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقيق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

كلبي ، محمد بن السائب ، (متوفى 146 هـ) ؛

محمد بن سائب كلبي از علماي پرآوازه لغت عرب در قرن دوم از كسانی است كه تصريح كرده است كه «مولی» به معنای «اولی» مي‌آيد .

فخر رازي ، مفسر مشهور اهل سنت در تفسير آيه « هي مولاكم وبئس المصير (الحديد / 15) » مي‌نويسد :در لفظ (مولي) چند نظريه وجود دارد ، يكي از آن سخنان از ابن عباس است كه گفته است: (مولاكم) يعني فرجام و عاقبت .



توضيح آن اين است كه (مَولي) از (وَلِي) به معني نزديك بودن است ؛ يعني آتش جايگاه شما است كه به آن نزديك مي شويد و به آن مي رسيد .

سخن دوّم از كلبي است كه مي‌گويد : (مولي) يعني اولي و برتر از شما به خود شما است .

الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 29 ، ص 198 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی


"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
به گزارش «شیعه نیوز»، ضريح حرم در داخل روضه اي قرار دارد كه ابعاد آن 110×120 متر است و چهار رواق از چهار سمت آن را احاطه كرده است. نخستين ضريحي كه بر مرقد حضرت ابوالفضل از فولاد ساخته شد به دستور نادر شاه و وزير وي، در 1183 ق، بود. روي اين ضريح عبارت « ضريح العباس سنه 1182 ق » و نيز «لا زال مطاقاً لخيار الناس، عمل مهدي القلقاوي» حك شده است.

در عصر قاجار، محمد شاه ضريحي از جنس نقره روي ضريح فولادي نصب كرد. به گفته ناصرالدين شاه، نقره ضريح را مادر محمد شاه هديه كرده بود. نظارت بر ساخت آن، بر اساس كتيبه بالاي ضريح، به عهده حاج عبد الهادي استر آبادي بود. در 1385 ق نيز ضريح جديدي براي حرم در ايران ساخته شد. هنرمندان اصفهاني نهايت هنر خود را در اين كار به نمايش گذاشتند. اين ضريح، كه هديه آنان بود، از جنس نقره و طلاي ناب با سنگ هاي قيمتي مينا ساخته شد و از لحاظ زيبايي منحصر به فرد بود. چهارصد هزار مثقال نقره و هشت صد مثقال طلا در آن به كار رفت و ساخت آن سه سال طول كشيد. ضريح مذكور به پشتيباني و حمايت آيت الله سيد محسن حكيم ساخته و نصب شد. بر چهار گوشه اين ضريح چهار انارك طلايي زيبا به قطر پنجاه سانتي متر تعبيه شده است. در داخل آن صندوقي از خاتم روي قبر حضرت عباس(عليه السلام) قرار دارد.

در رواق شمالي از زير زمين به داخل قبر راه است. اديب الملك در سفرنامه خود آن را چنين شرح مي دهد: « به حرم حضرت ابوالفضل(عليه السلام) رفتيم، در رواق دريچه آهني كوچكي را متولي باشي باز كرد. از چند پله پايين رفتيم به قدر ده ذراع به خط مستقيم در جايي كه دو نفر ايستاده مي توانستند راه بروند رفتيم بعد طرف دست راست دالان تنگي بود... بعد پله اي. يك ذرع رفتيم پايين در آن جا اعلي عليين بهشت و عرض خداوندي يعني قبر منور و مطهر حضرت عباس صلوات الله و سلامه عليه بود، زيارت كرديم ».

ناصر الدين شاه نيز اين مكان را همين گونه توصيف كرده و از ورود خود به داخل قبر مطهر در زير زمين روضه شرحي داده است.

گنجينه

از ديرباز از سوي پادشاهان، حاكمان، بزرگان دين و سياست هديه هايي به حرم تقديم مي شد كه امروزه در گنجينه آن نگهداري مي شود. در اين گنجينه اشياي ارزشمندي چون قالي هاي بافته شده با تار و پود زر، چهل چراغ هاي طلايي، شمشيرهاي مرصع، ساعت هاي ديواري طلا، مجسمه هاي طلا، تصويري حقيقي از سر امام حسين(عليه السلام)، كه گفته مي شود از ايتاليا آورده شده است، نسخه هاي خطي و صحيفه هاي منسوب به امام علي(عليه السلام) ديده مي شود. اين گنجينه اكنون به محل مقبره آل خيرالدين در جوار حرم انتقال يافته است.



http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208198_893.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208197_568.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208196_255.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208195_440.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208194_346.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208193_457.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...208192_427.jpg

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 110 سند از کتب اهل تسنن در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام پاسخ داد.
"


110 سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره10

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند میداد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ،
فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟
مردم فرمودهء آن حضرت را تصديق كردند .



در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ،

البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد : رواه البزار و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة

اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است.

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 110 سند از کتب اهل تسنن در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام پاسخ داد.
"


110 سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند میداد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ،
فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟
مردم فرمودهء آن حضرت را تصديق كردند .



در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ،

البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد : رواه البزار و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة

اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است.

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"


معنای کلمه مولا (۱)

اعتراف مهم ابن عثیمین وهابی:

مولا به معنی صاحب اختیار و رهبر حکومت هم استفاده میشود.

گاها مشاهده میشود عده ای از جهله ی عامه و همچنین متعصبین علمای مخالفین برای تشکیک در خلافت مولای متقیان علی علیه السلام در حدیث شریف غدیر،
میگویند کلمه ی مولا هیچ گاه به معنی رهبر و خلیفه به کار نمی رود.
در حالیکه این حرف از اساس باطل است.برای مشخص شدن جهل این جماعت، به اعتراف ابن عثیمین یکی از علمای مشهور مخالفین درباره ی استعمال مولا به معنی رهبری و زعامت، اشاره میکنیم:

وعليه يعرف أنه لا وجه لاستنكار بعض الناس لمن خاطب ملكا بقوله: مولاي; لأن المراد بمولاي أي متولي أمري، ولا شك أن رئيس الدولة يتولى أمورها; كما قال تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ}.


القول المفید علی کتاب التوحید لابن عثیمین ج3 ص103


ترجمه: مشخص میشود که هیچ وجهی برای انکار برخی افراد، در مخاطب قرار دادن پادشاه به عنوان مولای من وجود ندارد.
زیرا که مراد از مولای من، یعنی کسی که صاحب اختیار من است.



و هیچ شکی نیست که رهبر حکومت، متولی امور آن است. همانگونه که خداوند متعال میفرماید:
" ای کسانیکه ایمان آورده اید خداوند را اطاعت کنید و از رسول خدا و صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید" (نساء 59)


صریح کلام ابن عثیمین این است که کلمه ی مولا به معنی رهبر و والی امر استعمال میشود.
و او هیچ وجهی برای انکار این استعمال نمی بیند.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
نقل_فضایل_از_کتب_مخالفین

پژوهشی پیرامون آیه_ولایت(۳)



طبری در تفسیر خود از دو طریق می نویسد:


1⃣ اسماعیل بن اسرائیل رملی، از ایوب بن سوید، از عتبة بن ابی حکیم حدیث کرد که در باره ی آیه ی《 همانا سرپرست شما تنها خدا و رسول او و مؤمنانی هستند وکه...》گفت: مراد علی بن ابی طالب علیه السلام است

و در حدیث دوم می نویسد:

2⃣ حرث، از عبدالعزیز، از غالب بن عبیدالله حدیث کرد که گفت: از مجاهد شنیدم که در درباره ی آیه《 إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...》گفت: درباره ی علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده ( زیرا ایشان) در حالی که در رکوع بود، صدقه داد.


قاضی عضد الدین ایجی (متوفای 756هـ)
در کتاب المواقف که از مهم‌ترین کتاب‌های عقائدی اهل تسنن به شمار می‌رود ،
در این باره نقل می‌کند :

وأجمع أئمّة التفسیر أنّ المراد علی.


سند روایت
الإیجی ، ‌عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الوفاة: 756هـ ، کتاب المواقف ، ج3 ، ص 601 ، دار النشر : دار الجیل - لبنان - بیروت - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبدالرحمن عمیرة.


ترجمه روایت:

تمام پیشوایان تفسیر اجماع دارند بر این که این آیه در باره امام علی علیه السلام نازل شده است.


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
پژوهشی پیرامون آیه_ولایت (۲)

ابن ابی حاتم در تفسیر خود از دو طریق می نویسد:

1⃣ ربیع بن سلیمان مرادی، از ایوب بن سوید، از عقبه بن ابی حکیم نقل کرد که درباره ی آیه 《 إنما وليّكم الله...》گفت: مراد از الذین《 الذین آمنوا 》علی بن ابی طالب علیه السلام است.

2⃣ ابوسعید أشج، از فضل بن دُکَین، از موسی بن قیس حضرمی، از سلمة بن کهیل نقل کرد که گفت:
علی علیه السلام در حال رکوع انگشتر خود را تصدّق فرمود، پس این آیه نازل شد: 《 همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا، رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند》

علاوه بر اسکن هر دو روایت که تقدیم خواهد شد ، اسکن کتاب "تفسیر القران العظیم" ابن کثیر نیز ارائه خواهد شد؛

در این کتاب ، ابن کثیر با اینکه ذیل آیهء شریفه ۵۵/مائده (آیهء ولایت) به روایت ابن ابی حاتم استناد میکند ،
ولی کلام او را تحریف کرده و عبارت "هم المومنون" را از جانب خود به این روایت اضافه میکند‼️‼️

به نظر شما علت این تحریف و عدم امانت داری علمی چیست؟

ادامه دارد...
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم ساخت
"


بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند تبارک و تعالی در آیهء ۵۵ سوره‌ی مائده می فرماید:

إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‌خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى‌كنند.

پژوهشی پیرامون آیه_ولایت(۱)


ابن أثير در جامع الاصول از رزین، از نسائی و او از عبدالله بن سلام روایت می کند که گفت:

من و تعدادی از قوم و خویشانم خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم و عرض کردیم : قوم ما، به خاطر آن چه خدا و رسولش با ما تصدّق کرده اند، ما را محدود ساخته و قسم خورده اند که با سخن نگویند،
پس خدای تعالی [ این آیه ی شریفه را ] نازل فرمود: 《همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسولش و مومنانی هستند که...》آن گاه بلال برای نماز ظهر اذان گفت و مردم [ برای نافله ] برخاستند و شروع به نماز خواندن کردند و در میان رکوع و سجده بودند که فقیری درخواست کمک کرد. علی علیه السلام انگشترش را به او عطا فرمود در حالی ‌که در رکوع بود، سائل این موضوع را به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد ؛ ایشان [ این آیه را ] بر ما قرائت فرمود: 《همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسولش و مومنانی هستند که نماز را به پا می دارند و در رکوع زکات می دهند و هر که از خدا و از رسولش و مومنان روی گرداند، همانا حزب خداوند غالب است.》

از روایت فوق استفاده می شود که هنگام در خواست کمک از سوی سائل، مسلمانان در مسجد مشغول نافله (نماز مستحبی) بودند.

اولاً: رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نبودند.

ثانياً: نماز جماعت اقامه نشده است.

همچنین بر اساس این حدیث آیه ولایت پیش از اعطای انگشتر به سائل نازل شده بوده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از آگاهی از اقدام امیرالمومنین علی علیه السلام، آیه را در حضور برخی از مسلمانان قرائت فرمودند.

و نکته‌ی آخر در مورد حدیث این است که 《حزب الله》، نامیده شدنِ معتقدان به ولایت خدا، رسول و امیرالمومنین علی علیه السلام است.

ادامه دارد...
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نظر امیرالمؤمنین علیه السلام دربارهء خلفای ثلاثه(ابوبکر ، عمر ، عثمان) پاسخ داد.
"
نظر امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره خلیفه اول و دوم و سوم 《18》

رد سيره ابوبكر و عمر

در قضيه شوراى شش نفره،
سه بار به حضرت پيشنهاد قبول خلافت به شرط عمل به سيره شيخين مطرح می‌شود ؛ ولى حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام با قاطعيت تمام رد نموده واعلام می‌دارند معيار و ملاك حكومت من فقط كتاب خدا و سنّت پيامبر است و با وجود اين دو ،
نيازى به ضميمه كردن سيره ديگرى نيست.

عبد الرحمن بن عوف با حضرت به طور خصوصي به گفتگو نشست ؛
پس گفت تو را در مورد خودمان به خدا قسم مي دهم که آيا در بين ما به کتاب خدا و سنت رسول او و روش ابو بکر و عمر عمل می‌کنی ؛ پس حضرت فرمودند :
کتاب خدا و سنت پيامبر او تا می‌توانم .
پس با عثمان خلوت کرده و به او نيز همين را گفت اما او پاسخ داد : برای شما تضمين می‌کنم که به کتاب خدا و سنت پيامبر او و روش ابو بکر و عمر عمل نمايم !!
دوباره با علي خلوت کرده و کلام اول را تکرار کرد اما حضرت مانند همان دفعه به او پاسخ گفتند ؛
و سپس فرمودند : با کتاب خدا و سنت پيامبرش به نظر هيچ کس احتياج پيدا نمی‌کنيم . تو مي کوشی که خلافت را از من دور کنی ( و گرنه سيره ابوبکر و عمر را شرط نمی‌کردی ) .
پس دوباره به نزد عثمان رفته وهمان کلام را تکرار کرد ؛ پس همان جواب اول را داد ؛ او نيز با عثمان بيعت نمود .

تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 162
شرح نهج البلاغة ج 1 ص 188
الفصول في الأصول ج 4 ص 55
أسد الغابة ج 4 ص 32
تاريخ الطبري ج 3 ص 297
تاریخ ابن خلدون ج 2 ص 126
الشافي في الامامة ج 4 ص 209


و عاص بن وائل گويد:

به عبد الرحمان گفتم: چگونه با وجود شخصيتى مانند على با عثمان بيعت كرديد؟
پاسخ می‏دهد: گناه من چيست كه سه مرتبه به على پيشنهاد كردم كه خلافت را به شرط عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر وعمر بپذيرد ولى قبول نكرد.
ولى عثمان زير بار اين پيشنهاد رفت.

مسند أحمد بن حنبل ج1 ص560

و نكته جالب اينجاست كه حضرت به عبد الرحمان می‌فرمایند:
تو با طرح اين پيشنهاد، تلاش می‏كنى كه مرا از خلافت محروم سازى؛ چون بخوبى مى‏دانى كه سيره شيخين مورد تأييد من نيست.
«أنت مجتهد أن تزوي هذا الأمر عنّي».
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی الله


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نظر امیرالمؤمنین علیه السلام دربارهء خلفای ثلاثه(ابوبکر ، عمر ، عثمان) پاسخ داد.
"
نظر امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره خلیفه اول و دوم و سوم 《18》

امیرمومنان علیه السلام میفرماید:

▪️والله لو أنَّ لی رجالاً یَنصَحُونَ لِله عَزَّوَجَل وَ لِرَسُولِه بِعَدَدِ هذهِ الشِّیاه لَأزَلتُ ابنِ آکِلَة الذِّبان عَن مُلکِه

به خدا سوگند اگر برای من مردانی به عدد این گوسفندان بودند که برای خدای عزوجل و رسولش خیر خواهی می کردند ،
قطعاً پسر زن مگس خوار را از فرمانروایی و ریاستش بر کنار می‌کردم.

کافی شریف

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی الله

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"

بدعت نماز تراویح(١۶)

پاسخ به شبهه ی وهابیون در مورد جواز نماز تراویح در کتب شیعه!!!


قبل از هر چیز باید عرض کنیم خواندن نافله در ماه مبارک رمضان از نظر شیعه هیچ ایرادی که ندارد هیچ بلکه مستحب است .

اما شیعه به جماعت خواندن نماز های مستحبی را بدعت میداند!!!

لذا اینکه وهابیت میگویند تراویح به سند صحیح در کتب شیعه امر عجیبی نیست!!!

تراویح و هر نماز مستحبی دیگری اگر به جماعت خوانده نشود و فرادا باشد به هیچ عنوان ایراد ندارد

لذا باز تاکید میکنیم خواندن نماز مستحبی در ماه رمضان مستحب و سنت است اما به جماعت خواندن نماز مستحبی ، بدعت و حرام است.

حال به روایت مورد استناد وهابیت ، از کافی شریف دقت کنید:

علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ وَ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ( عليه السلام ) قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) يَزِيدُ فِي صَلَاتِهِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِذَا صَلَّى الْعَتَمَةَ صَلَّى بَعْدَهَا فَيَقُومُ النَّاسُ خَلْفَهُ فَيَدْخُلُ وَ يَدَعُهُمْ ثُمَّ يَخْرُجُ أَيْضاً فَيَجِيئُونَ وَ يَقُومُونَ خَلْفَهُ فَيَدَعُهُمْ وَ يَدْخُلُ مِرَاراً قَالَ وَ قَالَ لَا تُصَلِّ بَعْدَ الْعَتَمَةِ فِي غَيْرِ شَهْرِ رَمَضَانَ .

امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول الله به نماز هایشان در ماه رمضان می افزود و پس از نماز عشاء به نماز مى‌ایستاد و مردم پشت سر او مى‌ایستادند، ولى پیامبر آنها را رها کرده و به منزل خود باز مى‌گشت. سپس از خانه خارج مى‌شد تا به نماز بایستد، باز مردم مى‌آمدند و پشت سر او مى‌ایستادند و پیامبر هم آنها را رها کرده به منزل مى‌رفت و این کار چند بار تکرار مى‌شد.

الفروع من الكافي نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 4 صفحه : 154و155

همانطور که در روایت واضح است هر وقت رسول الله صلی الله علیه و آله متوجه میشدند که مردم در نماز مستحبی به ایشان اقتدا کرده اند آنها را رها میکردند و به منزل میرفتند!!!

دقیقا همین روایت اثبات میکند که به جماعت خواندن نماز نافله ی رمضان بدعت و نامشروع است!!!

واقعا نمیدانیم چطور از این روایت میخوان مشروعیت به جماعت خواندن نوافل را اثبات کنند؟؟؟

علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه نیز میفرمایند :
این روایت دلالت میکند بر عدم جواز جماعت خواندن نوافل!


(الحديث الثاني)
: صحيح. و يدل على عدم جواز الجماعة في نافلة شهر رمضان و لا خلاف فيه بين أصحابنا، و قد اعترفت العامة بأنه من بدع عمر.

حدیث دوم:
صحیح است و دلالت میکند بر عدم جواز به جماعت خواندن نوافل در ماه رمضان و هیچ اختلافی در این امر بین اصحاب شیعه وجود ندارد.و عامه (اهل سقیفه) نیز اعتراف کردند که این از بدعت های عمر است.

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول جلد 16 صفحه 378 .

لذا روایت مورد بحث صریحا نامشروع بودن جماعت خواندن تراویح را اثبات میکند .

اما روایتی دیگر از کتب شیعه در مورد تراویح را ملاحظه کنید.

در کافی شریف با سند صحیح از امام علی علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

21 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن إبراهيم بن عثمان، عن سليم بن قيس الهلالي قال: خطب أمير المؤمنين ... لقد أمرت الناس أن لا يجتمعوا في شهر رمضان إلا في فريضة وأعلمتهم أن اجتماعهم في النوافل بدعة فتنادى بعض أهل عسكري ممن يقاتل معي: يا أهل الاسلام غيرت سنة عمر ...

امام علی علیه السلام در خطبه ای فرمودند: مردم را امر کردم که در ماه رمضان ، نمازی را به جماعت نخوانید جز نماز های واجب و خواندن نماز مستحب به جماعت بدعت است. در بعضى از لشكريان من سر و صدايى به پا شد كه واى اى اهل اسلام! سنت عمر تغییر یافت!!!....

کافی جلد 8 صفحه 88.

لذا صریحا حضرت علی علیه السلام فرمودند خواندن نماز مستحبی به جماعت بدعت است!!!


و به روایتی دیگر توجه کنید!!!

شیخ صدوق روایتی را من لایحضره الفقیه و شیخ طوسی در تهذیب و استبصار اورده اند:

الحسين بن سعيد عن حماد بن عيسى عن حريز عن زرارة وابن مسلم والفضيل قالوا: سألنا هما عن الصلاة في رمضان نافلة بالليل جماعة فقالا: ان النبي صلى الله عليه وآله كان إذا صلى العشاء الاخرة إنصرف إلى منزله، ثم يخرج من آخر الليل إلى المسجد فيقوم فيصلي، فخرج في أول ليلة من شهر رمضان ليصلي كما كان يصلي فاصطف الناس خلفه فهرب منهم إلى بيته وتركهم ففعلوا ذلك ثلاث ليال فقام في اليوم الرابع على منبره فحمد الله وأثنى عليه ثم قال: (أيها الناس إن الصلاة بالليل في شهر رمضان النافلة في جماعة بدعة، وصلاة الضحى بدعة ألا فلا تجتمعوا ليلا في شهر رمضان لصلاة الليل ولا تصلوا صلاة الضحى فان ذلك معصية، الا وإن كل بدعة ضلالة وكل ضلالة سبيلها إلى النار) ثم نزل وهو يقول: (قليل في سنة خير من كثير في بدعة).

عبدالحیدر, [۱۷.۰۷.۱۸ ۰۷:۰۶]
زراره و ابن مسلم و فضیل گفتند: از امام باقر و امام صادق علیهم السلام سوال پرسیدیم از نماز مستحب در رمضان به جماعت؟
پس امام باقر و صادق علیهم السلام فرمودند:چون پیامبر ص نماز عشاء را مى‌خواند،به طرف منزلش رهسپار مى‌شد. آنگاه آخرشب به مسجد مى‌آمد تا نماز بخواند. در شب اول ماه رمضان از خانه بیرون آمد تا همچون گذشته نماز بخواند، مردم پشت سر او صف بستند تا با او نماز بخوانند. پیامبر که این صحنه را دید از آنها گریخت و به طرف خانه‌اش رفت. این حادثه سه شب تکرار شد. حضرت در روز چهارم، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
اى مردم! خواندن نمازهاى مستحبی شبهاى ماه رمضان به صورت جماعت، بدعت است. ونماز ضحا بدعت است. در شب ماه رمضان براى اقامه نماز نافله شبهاى آن اجتماع نکنید و نماز ضحا را نخوانید. زیرا این کار معصیت است. بدانید که هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به آتش راه دارد.
پیامبر پس از ایراد این سخنان از منبر پایین آمد، در حالى که مى‌فرمود: عمل اندکى که مطابق با سنت باشد از عمل زیادى که بدعت باشد بهتر است.

تهذیب الاحکام جلد 3 صفحه 17.

من لایحضره الفقیه جلد 2 صفحه 137.

علمای شیعه نیز صحت این روایت را تایید کرده اند!!

علامه حلی رضوان الله تعالی علیه در منتهی المطلب میفرماید:

▪️ما رواه الشيخ في الصحيح ، عن زرارة ، وابن مسلم ، والفضيل قالوا : سألناهما عليهما السلام عن الصلاة في رمضان نافلة بالليل جماعة ؟....

منتهی المطلب جلد 4 صفحه 30.

محقق سبزواری رحمه الله نیز میفرمایند:

عن زرارة وابن مسلم والفضيل في الصحيح قالوا سألناهما عن الصلاة في رمضان نافلة بالليل جماعة فقالا...

ذخیرة المعاد جلد 1 صفحه 347.

میرزای قمی رحمه الله نیز میفرمایند:

صحيحة الفضلاء عن الصادقين عليهما السلام ، قالا : " إن النبي صلى الله عليه وآله ...ثم قال : أيها الناس إن الصلاة بالليل في شهر رمضان من النافلة في جماعة بدعة

غنائم الأيام جلد 3 صفحه 108.


لذا طبق این روایت صحیح، رسول الله صلی الله علیه و آله صریحا فرمودند خواندن نماز های مستحبی به جماعت بدعت است!!!


لذا از نظر مذهب اهلبیت علیهم السلام خواندن هر نماز مستحبی به جماعت بدعت است ؛
از جمله خواندن نماز تراویح به جماعت.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:44PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند