بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير Freedom1

Freedom1 Freedom1 حاضر نيست

عضو

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 26
  1. A+CH
  2. mehrdad_1233
    Saturday 16 November 2013
    mehrdad_1233
    پاسخ داده شد
    در این مدت به جهت عدم دسترسی به اینترنت از طریق رایانه امکان ارسال به طور کامل نبود:
    http://www.iranclubs.org/forums/show...t=99629&page=8
  3. khalerize
  4. hooshdaran3
    Thursday 27 June 2013
    hooshdaran3
    سلام.چند سال دارید ججناب فریدام.
  5. معجزه هزاره سوّم
    Sunday 16 June 2013
    معجزه هزاره سوّم
    با این حال تقلب شد و آنهم میلیونی!
    بنظر من و با محاسبه تعجب احتمالی خواننده این سطور، باید بگویم باز هم تقلب شد! باید هم این گزاره و ادعا تعجب آور بنظر رسد چون خود منهم فقط پس از بیرون آمدن از مستی ناشی اعلام پیروزی روحانی بود که به این اندیشه افتادم که خوش بینی نخستین من در باره سلامت انتخابات بیهوده بوده است. بنظر من تقلبی که صورت گرفته است نه برای ممانعت از نتیجه انتخابات بلکه برای ترمز کردن آثار روانیِ اجتماعی پیروزی بسیار شکننده و سونامی آفرین روحانی بوده است.

    http://iranesabz.se/?p=13833/
  6. مقداد
  7. Tedi
    Friday 22 March 2013
    Tedi
    سلام شما با چی میرین فیسبوک ؟ :|
  8. deram
    Wednesday 30 January 2013
    deram
    من از دوستهای deram هستم .... گنده گوز بازی های شریعتی
  9. مقداد
    Thursday 24 January 2013
    مقداد
    تازه الان دیدی؟
    بعد از حدود یک ماه؟!!
  10. مقداد
    Monday 7 January 2013
    مقداد
    ا
    سلام جناب فریدم
    صبح به خیر!
    بیدارین این وقت صبح؟
    فکر می کنم به یکی دو ساعتی تو باشگاه تنهایی می چرخیدم.

درباره من

  • امضا
    خورشید به گل نهفت می‌نتوانم/ و اسرار زمانه گفت می‌نتوانم
    از بحر تفکرم برآورد خرد/ دُری که ز بیم، سُفت می‌نتوانم

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
اطلاعات عمومی
  • تاريخ ثبت نام: Sunday 17 November 2002

اطرافیان

نمایش 1 تا 6 از 6 آشنایان
  • 3Reza
    • 3Reza
    • We Will Rise Again
    • 3Reza حاضر نيست
  • asal khanoom
    • asal khanoom حاضر نيست
  • maryam57s
    • maryam57s حاضر نيست
  • Mir Hosein
    • Mir Hosein
    • كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
    • Mir Hosein حاضر نيست
  • سارین
    • سارین حاضر نيست
  • وحدت
    • وحدت حاضر نيست

اشاره

Wednesday 31 January 2018
10:26PM - Freedom1 از IRAN در آیا شما هم می بینید آنچه را که من میبینم نام برد
...شت: http://t.me/iran_evolution سای...
Monday 22 May 2017
10:38AM - Freedom1 از kha در ج: آقای روحانی در اولین روز انتخاب خود سایه جنگ را از آمریکا هدیه گرفت نام برد
...ند./ایلنا khabaronline_ir

نقل قول

Tuesday 7 May 2019
02:09PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
چند روزی هست که ...
Monday 6 May 2019
09:40PM - Freedom1 گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
خیلی ممنون، ول...
Saturday 4 May 2019
05:59AM - saeed_s58 گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
از ابتدا گفتم که...
Thursday 2 May 2019
08:35AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
پست بالایی که گذ...
05:55AM - نوشته های حذف شده
Wednesday 1 May 2019
09:32PM - Freedom1 گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
میدانیم که عدد...
09:10PM - Freedom1 گفتاری از Canary1375 در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
یک واحد کوانتومی!...
04:42PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
معین شدن ارقام پ...
08:39AM - Canary1375 گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
اون چیزی که من گ...
08:32AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
برمیگردیم به او...
07:55AM - Freedom1 گفتاری از hosyn در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
بسیار خوب، پس ...
07:54AM - نوشته های حذف شده
07:47AM - Freedom1 گفتاری از Canary1375 در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
بله،ماده چیزی به ...
07:00AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
فکر کنم پاسخ داد...
06:55AM - Canary1375 گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
ماده مگر چیزی جز...
06:36AM - Freedom1 گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
به مبهم هم میر...
06:31AM - Freedom1 گفتاری از Canary1375 در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
The Law of Conservation of Mass...
06:28AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
بهتره بگیم مبهم ...
06:08AM - Canary1375 گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
خب اگر دقیقا یک ...
05:35AM - Freedom1 گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
کورت گودل – اع...

دیوارۀ کاربر

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
خیلی ممنون، ولی معتقدم کش ندادید و جدل نکردید، و لذا تشکر میکنم، و همچنین وقتی در جواب پست ۶۹ شما گفتم خیلی ممنون، تعارف نکردم:

چون خودم را برای یک بحث نسبتا طولانی آماده کرده بودم، اما شما مطلب را کش ندادید و به درستی فرمودید محاله اعداد بینهایت در مغز ذخیره بشوند.



درسته، اما اینکه با آرامش خاطر و به درستی میگویید «باقی میمونه تا ابد» دست‌آورد برهان ریاضی بر گنگ بودن عدد پی است، و مشتاقم بدانم در دیدگاه شما این گزاره: «عدد پی گنگ است» آیا قبل از اطلاع بشر بر آن هم واقعیت داشته یا خیر؟ و در کجا به صورت چینش مادی، ذخیره شده بوده؟ و همچنین فرمول محاسبه پی به عنوان یک تابع در کنار هزاران تابع ریاضی دیگر، کجا ذخیره شده‌اند؟ دقت کنیم که خود فرمول را میگویم، یعنی نفس تابع نه خروجی آن؟



این هم درسته، اما در پست ۴۱ لینک یک مقاله گذاشتم که در صورتی که جهان را با دید اسپاگتی نپخته مشاهده کنیم مبتلا به چنین سفر طولانی نمیشویم:

کما اینکه محتوای این جمله شما: «و طبیعتاً این سوال باز هم تکرار میشه و جوابش هم تکرار میشه» نفس محتوای این جمله، تکرار شدنی نیست و ثابت است.



ادبیات جذاب و رمانتیک این فقره، من را به یاد کتابی جیبی انداخت که سالها پیش خواندم و حاشیه‌هایی کنار آن نوشتم، کتاب از جناب حسینعلی راشد با نام «دو فیلسوف شرق و غرب، صدر المتألهین و اینشتین» از انتشارات فراهانی سال ۱۳۴۶ بود، امروز رفتم پیداش کردم و آنچه نوشته بودم را دوباره مرور کردم، برایم جالب بود، در فصل ۱۲ که میخواهد نظریه اینشتین را توضیح دهد میگوید: «سبب تالیف کتاب: چیزی که من را وادار کرد چنین جسارتی کنم و پا از گلیم خویش درازتر نمایم این بود که نظریه نسبیت از جنبه فلسفی آن فوق العاده با ذوقم مناسب آمد، مثل اینکه این نکته یا بگویم این عقده در کمون دل من بودکه چگونه فلاسفه....» تا آنجا که میگوید: «و آنچه بعضی از حکما گمان کرده‌اند که عقل ما از کلیه عالم وسیع‌تر است و بر عالم هستی احاطه مینماید درست نیست.» اما در فصل ۱۶ مسأله تواقت را مطرح میکند و به زیبایی توضیح میدهد، ابتدا همزمانی صوتی را با مثالی که دو توپ شلیک شوند، یکی در تهران و دیگری در کرج، و افرادی بین تهران و کرج در فاصله‌های مختلف، ساکن باشند و صدا را بشنوند، توضیح میدهد، و سپس سراغ همزمانی نوری میرود و مثالی از کشف آن روز میزند، و در پایان میگوید: «بلی اگر موجودی باشد که از وقوع حوادث بدون وساطت نور آگاه شود و خودش نیز از عالم جدا باشد او میتواند وقوع هر حادثی را به طور یقین تعیین نماید، ولی ماها که به وسیله نور....» ، گویا ایشان این استثنای اخیر را برای علم الهی فرموده باشد، و لذا قبلا گفت که بعض حکما اشتباه کردند، اما شاید در کلام ایشان، عقل بشر دست کم گرفته شده است، همان موقع که مطالعه میکردم با خود گفتم عقل به کنار، بشر یک قوه خیال و وهم دارد انگشت کوچک عقل هم نمیشود اما میتواند خود را بدون همراهی نور به طور لحظه‌ای در وقوع یک حادثه حاضر کند، مثلا خود را در ستاره دوردستی حاضر میکند که الآن واقعه‌ای در حال وقوع است ولی میداند که نوری که از این واقعه ساطع میشود مثلا ۵۰ سال دیگر به زمین میرسد و اهل زمین گمان میکنند که با یک رخداد زمینی همزمان است، درست است که تخیل حضور غیر از حضور است اما کاشف از چیز مهمی است، و لذا عقل ریاضی به توابعی دست مییابد که بینهایت بینهایت را در مشت خود میگیرد و ککش نمیگزد، و همچنین عقل یک فیزیکدان وقتی تفلسف میکند، به فضایی وارد میشود که کل فیزیک را در مشت خود میگیرد، به جای اینکه به اقیانوس ذرات بنیادین شیرجه برود به اقیانوس قوانین ثابت که پشتوانه برقراری نظم فیزیکی هستند شیرجه میرود.

و خلاصه اینکه این جمله زیبا گفتید: «باید همیشه رفت و هرگز نرسید»، مضمون آیه اگر درختها قلم شود و دریاها مرکب شود کلمات الهی تمام نمیشود، اما این در فضای رفتن است، یعنی تماشای رودخانه در همراهی جریان آب، نه فضای تماشا بیرون رودخانه در ساحل، یا بهتر از آن تماشای رودخانه از نقشه گوگل! مضمون آیه یرونه بعیدا و نراه قریبا.

مناسب است برگردیم به سؤالاتی که ابتدا مطرح شد و پیشنهاد خوبی که مطرح کردید:
چند روزی هست که این پاسخ رو دیدم، نیاز به فرصت و تمرکز برای فکر کردن و نوشتن دارم و متاسفانه فعلا تمرکز ندارم، اگر جایی در این جهان یا جهان متافیزیکی اینطور ثبت شده باشه که برمیگردم و پاسخ میدم، پس حتما میام، اینهم جبر و اطلاعات و ... "

يه هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
میدانیم که عدد پی، یک عدد حقیقی است، یعنی تنها یک نقطه معین را روی محور به خود اختصاص میدهد، این نقطه، فرضی نیست، موهوم نیست، مبهم نیست، ولی بشر نمیتواند به شخص آن دسترسی پیداکند، رسم ناپذیر است، و ترفندی که بشر زده است اینکه مرحله به مرحله خود را توسط نقاط نزدیکش ، به او نزدیک و نزدیک‌تر کرده است، مثلا توسط محیط ۹۶ ضلعی منتظم محاطی، به نقطه عدد ۳/۱۴ در محور رسیده است:


π ≈ 3/14

معلوم است که نقطه عدد ۳/۱۴ روی محور، غیر از نقطه عدد پی است، و همچنین نقطه عدد بعدی یعنی ۳/۱۴۱ غیر از هر دو است، ولی نقطه ۳/۱۴۱ روی محور نزدیک‌تر است به نقطه عدد پی:

___________________________________________________
3iiiii3/14iiiii3/141iiiii3/1415iiiii3/14159iiiiiiiiiiiiiiiiiiπ


تاکید میکنم که به فاصله متناهی و محدود از نقطه ۳/۱۴۱۵۹ تا نقطه عدد پی نگاه کنید، نقاط تمام بینهایت رقم موجود در عدد تقریبی پی که شما با آنها سر قهر دارید، همگی اینجا یکجا جلوی دید و نظر شما هستند! و جالب اینکه همگی دقیقا معین هستند! نه موهوم هستند و نه مبهم و نه پشت کوه قاف، همینجا همگی جلوی روی شما در این فاصله کوتاه! فقط شما با محاسبه نشانش میدهید، همین وبس!

یکی از این نقطه‌ها، نقطه‌ای است که به تازگی خانم هاروکا ایوائو که در بخش توسعه فضای ابری کار می کند، توانسته با محاسبه ۳۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵۸۹۷ (بیش از ۳۱ تریلیون) رقم اعشار، آن را نشان دهد، و رکورد قبلی (سال ۲۰۱۶) که ۲۴.۶ تریلیون رقم بود را جا به جا کند.

کارمند گوگل رکورد محاسبه عدد پی را با ۳۱ تریلیون رقم اعشار شکست


میگویید: رقم ۸۰ تریلیون‌ را به من بگو که چیست؟ بگو! چرا جواب نمیدهی؟!

میگویم: نقطه عدد دارای رقم ۸۰ تریلیون، هم اکنون به طور دقیق و معین، جلوی روی شماست، و آخرین رقم او هم معلوم است، و یک تابع بسیار روشن ریاضی (فرمول محاسبه پی) در دست شماست، و منتظر است ورودی او را تامین کنید تا فورا به شما جواب دهد، و میدانیم که حد این سلسله، عدد پی است.
.
پست بالایی که گذاشته بودین باعث شد با خودم بگم ای داد بیداد دیدی چی شد، اینقدر فلسفه بافتیم و کش دادیم که آخرش رفتیم به دوران ارسطو، من خبر نداشتم که همون بحثهایی رو وسط کشیدیم که زمانی اونها در موردش بحث میکردن، جالب بود خلاصه.
بسیار خوب، حد این سلسله عدد پی هست اما این حد همیشه حد باقی میمونه، تا ابد‌. پس جواب این پرسش :
سؤال: آیا ما مأمور به دست آوردن عدد اول بعد از آخرین عدد اول که بشر میشناسد، هستیم یا خیر؟
اینه که بله (بالاخره باید دلایل کافی برای چنین کاری داشته باشیم که در این مورد داریم) و طبیعتاً این سوال باز هم تکرار میشه و جوابش هم تکرار میشه تا عمر بشر، زمین، خورشید و جهان به پایان برسه و ما همچنان داریم پیدا می کنیم و باز هم میگیم بله.
یوال نوح هراری در کتاب انسان خردمند جایی توضیح فرگشتی خوبی درباره اینکه چرا باید دوام لذتها کوتاه باشه میده، بیشتر هدف رفتنه و نه رسیدن، حتی در عشق هم خود رسیدن مثل رفتن جذاب نیست و اصلا رسیدن کار رو خراب میکنه، این حرکت به سمت بی نهایت رقم هم همیشه رفتنه و همیشه نرسیدن، باید همیشه رفت و هرگز نرسید. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
یک واحد کوانتومی!
یه رفرنس معتبر نشون بدید که در اثر فوتوالکتریک فوتون Annihilation میشه!البته حتی اگر این رو هم نشون بدید نشون نمیده که ما پایستگی ماده/انرژی داریم چون من تو پدیده واپاشی هسته ای نشون دادم میزان ماده ثابت میمونه اما انرژی هم گسیل میشه.
چیزی که جرم داشته باشه جرم نیست! هر انسانی هم ناطقه(تعریف ارسطو) اما آیا این به این معناست که همون ناطق بودن همون انسان بودنه؟
از جدل استقبال نمیکنم، هسته ای که واپاشی کنه جمع جرم پاره های شکافت اون کم میشه و این همون جرمی هست که به انرژی تبدیل میشه، جرم که کم شد ماده کم میشه، وگرنه جرم می‌تونه از بین بره و ماده باقی بمونه و این ممکن نیست.
فوتون در پدیده فوتوالکتریک واقعا از بین میره، اگر شما این موضوع واضح رو قبول ندارین که من واقعا خودمو خسته کردم.
چیزی که جرم داشته باشه ماده ست، چیزی که ماده باشه جرم داره. چیزی جز ماده نیست که جرم داشته باشه، این با مثال ارسطو فرق داره.
اون چیزی که شما ازش صحبت کردین، تعداد نوکلئون هاست یعنی پروتون و نوترون ها، جمع اینها در رآکتور (و نه جهان) ثابت میمونه چون در شکافت و جوش هسته، پروتون و نوترون متلاشی نمیشن (ولی به هم تبدیل میشن)، اما ماده فقط اینها نیست و اینها هم دو ماده مختلف هستن، ضمنا پروتون و نوترون هم ابدی نیستن و در صورت برخورد های بسیار پرانرژی متلاشی میشن. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسیار خوب، پس اجازه بدید بفهمم منظور شما از مبهم، کدام مبهم است؟

مثلا اینشتن میگفت محتوای اصل عدم قطعیت، ابهام و عدم قطعیت نزد ماست، یعنی ما نمیدانیم ولی در واقع، غیر مبهم است، اما اصل عدم قطعیت نزد هایزنبرگ فرق میکند، او میگوید واقعا مبهم است، نه اینکه ما نمیدانیم.

سؤال: آیا عضوهای مجموعه N ، مبهم هستند به ابهام واقعی یا ابهام بشری و جهل بشری؟
برمیگردیم به اول این سرنگار، جایی که گفتم ما جز شواهد و عقل چیزی نداریم، اونچه در شواهد ما قرار نگیره و نتونه با عقل ما سنجیده بشه، ما در برابرش مسئولیتی نداریم و کاری هم بهش نداریم، یعنی من کاری بهش ندارم چون ابزار من همین ها هستن و شما اومدین به من بگین که تو با همین ابزار هم میتونی به متافیزیک پی ببری.
اونچه من نتونم درک کنم مثل مقدار بی نهایت و عضو بی نهایت و تعداد ارقام بی نهایت، برای من مبهمه و وقتی برای من مبهم باشه و برای نوع بشر کلا مبهم باشه، و عقل ما میگه که این ابهام همیشگیه و هرگز امکان نوشتن و ثبت بی نهایت وجود نداره، دیگه مهم نیست که این ابهام بشریه یا فرابشری هم هست. من مامور به چیزی هستم که درک کنم. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
بله،ماده چیزی به جز جرمه،مثلا تو وبسایت livescience ماده اینطور تعریف شده:
Matter is anything that has mass and takes up space


درباره اون چیزی که شما گفتید ماده ای خلق نمیشه بلکه ما حداکثر فرایند تبدیل پارتیکل هایی از ماده رو به هم داریم،به این علت که اونچه باقی میمونه هم دارای جرمه و فضا اشغال میکنه(جرم فوتون صفر نیست بلکه به سمت صفر میل میکنه).
اون چیزی که من گفتم، ماده خلق نشد بلکه نابود شد و فوتون خلق شد (پدیده فناشد یا رقص مرگ)‌‌.
فوتون چقدر فضا اشغال میکنه؟ حالا از اینهم بگذریم، پس این فوتون هم ماده ست، حالا این فوتون می‌ره برخورد می‌کنه به یک الکترون مقید و در پدیده کامپتون بخشی انرژی خودش از دست میده و در برخورد بعدی به صورت فوتوالکتریک کلا فوتون ما غیب میشه. حالا چه باید کرد؟ ماده غیب شد یا نشد؟
و گفتین ماده چیزیه که جرم داره، ولی جرم نیست. بسیار خوب شما حالا جرم بدون ماده و ماده بدون جرم رو به من معرفی کنین تا بپذیرم که ماده و جرم دو چیز جدا از هم هستن.
اگر جرم مشخصه ی ماده ست، چطور ممکنه طبق گفته شما در واپاشی جرم کم بشه اما ماده کم نشه؟ "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
به مبهم هم میرسیم، فعلا میخواهیم ببینیم طبق دیدگاه شما، آیا مجموعه N موهوم است یا غیر موهوم؟

بلی از جهاتی بهتر از مثال پی است، اما فعلا میخواهم با سؤالاتی ساده نشان دهم که ارقام بینهایت عدد پی، عدد ترانسفینی الف صفر دارند، یعنی شمارا هستند و با مجموعه N تناظر یک به یک دارند.

سؤال: آیا مجموعه اعداد طبیعی N موهوم است؟



من واقعا در مورد بینهایت بودن اعداد اول معتقدم که ابهام وجود ندارد، عدد بعدی و بعدی و بعدی اول که هنوز بشر نمیداند، واقعا روشن است و مبهم نیست ولی ما آن را نمیدانیم و باید کشف کنیم.
فکر کنم پاسخ دادم، مجموعه ای که تعریف می کنین، تعریف اون مبهم نیست اما مجموعه شما شامل اعضای مبهم میشه و اصولاً شما نمی‌تونین خود اعضای این مجموعه رو به طور کامل نشون بدین، هیچکس نمیتونه، و به دلایل عقلی، هرگز کسی نخواهد توانست. و مجموعه ای که چنین خصوصیتی داره یعنی اعضای اون به طور کامل قابل نمایش نیست، برای من مبهمه. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
The Law of Conservation of Mass-Energy به معنی هم ارزی جرم-انرژیه و نه پایستگی ماده-انرژی
چرا؟
چون جرم و انرژی هردو کمیت های فیزیکی هستند اما ماده یه پارتیکل یا آبجکت فیزیکی یا(در فلسفه) substance یا همون جوهره.

موقع فرایند های هسته ای مثل واپاشی هسته ای یا همجوشی هسته ای ماده به انرژی تبدیل نمیشه،بلکه از میزان جرم یک ماده کاسته شده و در عوض انرژی آزاد میشه.
مثلا در واپاشی آلفا اورانیوم با عدد جرمی 238 به توریوم با عدد جرمی 234 و هلیوم با عدد اتمی 4 تجزیه میشه که میبینیم در دو طرف معادله مواد یکسانی داریم(تعداد الکترون ها هم در اون ثابت میمونن) در عوض از جرم مجموع عناصر جدید مقداری کاسته شده و پرتو آلفا گسیل میشه.
ماده مگر چیزی جز جرمه؟
اونوقت در پدیده فناشد یا رقص مرگ، یک الکترون و یک پوزیترون دور هم می‌چرخن و میرقصن و نهایتا دو فوتون با انرژی ۰/۵۱۱ (اگه اشتباه نکنم) خلق میشن و اثری از الکترون و پوزیترون بافی نمیمونه، اینجا چطور؟ "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
کورت گودل – اعجوبه ی منطق

«به هر حال نهایتا گودل وارد دیدگاه پوزیتیویستی حلقه وین که اندیشه های ماخ را گسترش می داد، نشد. در واقع دیدگاه گودل، دیدگاهی افلاطونی بود؛ او معتقد بود علاوه بر دنیای مادی، دنیای معانی نیز وجود دارد که انسان با کمک الهام می تواند به آن راه یابد. بنابراین برای او برخی عبارات، ارزش حقیقی دارند، حتی اگر قابل اثبات نبوده یا به شکل تجربی، قابلیت پذیرفته شدن یا رد شدن را نداشته باشند. همین نگرش، کمکی بود برای ارائه دیدگاه های ارزشمند ریاضی گودل. اگرچه گودل مباحثه گری دقیق و فوق العاده بود، اما بندرت در جلسات حلقه وین شرکت می کرد، مگر آنکه بحث بر سر ریاضیات می بود.»
گودل هم نابغه ای بوده که مثل خیلی از نوابغ اختلال روانی هم داشته و مرگ نسبتا سختش بر اثر همین بوده (مرز جنون و نبوغ خیلی هم واضح نیست) ولی آیا گودل چنین باوری رو اثبات کرده بود به نحوی که دیگران هم بپذیرن؟ البته که نه، گودل بر سر عدد پی و مفاهیم ریاضی با دیگران احتمالا اختلافی نداشته ولی این باور اون یک باور شخصی بوده که راه اثبات نداشته.

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
به سهم خودم در این بحث سعی میکنم چیزی را اثبات نکنم، بلکه به چیزی که برای شما و من و همه بشر امروز، روشن است، اشاره کنم، یعنی چیزی که هر دو میدانیم را تبادل کنیم، و واضحات را کنار هم بگذاریم.

آیا بینهایت، آنگونه که شما میگویید، موهوم است؟

امروزه هیچ دانش‌آموزی نیست که مجموعه اعداد طبیعی را نشنیده باشد، مجموعه N ، حال سؤال ساده در بحث ما این است که:

سؤال: آیا مجموعه اعداد طبیعی N ، موهوم است؟
بهتره بگیم مبهم
اتفاقا مجموع اعداد طبیعی مثال خوبیه و شاید از جهاتی بهتر از مثال عدد پی باشه. تعریف این مجموعه مبهم نیست یعنی تعریف واضحی داره که اعضای اون رو «معین» میکنه، اما مجوعه تا کجا مبهم نیست؟ به نظر من تا جایی که اعدادش در ذهن ما و کامپیوترهای ما قابلیت ذخیره شدن و محاسبه شدن داشته باشن و این هرچه باشه شامل بی نهایت نیست. میدونیم که میشه بی نهایت هم در اعداد طبیعی در نظر گرفت که شما هم قبول دارین مبهمه، و مجموعه ای که یک یا چند عضو مبهم داشته باشه، چطور می‌تونه مبهم نباشه؟
تعریف مجموعه مبهم نیست، اما شامل اعضای مبهم میشه. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
چه کسانی،کی و کجا این رو فهمیدن؟میشه یه رفرنس از یه دانشگاه معتبر جهان یا حتی ویکی پدیا بذارید که نشون بده این دو دو صوت از یه چیزن؟
خب اسم اون صورت که ماده و انرژی از اون هستند چیه و چرا تا به حال من چیزی ازش ندیدم؟


مثلا من عبارت یکی بودن ماده و انرژی رو به انگلیسی سرچ کردم و تو سایت پرسش و پاسخ quora تقریبا همه پاسخ داده بودند که چنین چیزی نیست(نه تنها یک چیز نیستند که یه نفر از ریاضی دانان دانشگاه گریفیث گفته بود که حتی دو چیز از یک نوع هم نیستند(مثل پروتون و نوترون که هردو آبژه فیزیکی هستند)).


این البته اشتباه رایجیه که معمولا تو فروم های فارسی میبینم رخ میده و بعضی از کاربرا فکر میکنن [به عنوان مثال] فرمول معروف انیشتن(E=mc^2) اثبات کرده که ماده و انرژی دو صورت از یه چیزن یا پایستگی ماده/انرژی از این فرمول استنتاج شده.
خب اگر دقیقا یک چیز بودن که ما به یکی نمی گفتیم ماده و به دیگری بگیم انرژی. ولی جایی که ماده خلق میشه (مثل پیدایش جفت الکترون پوزیترون) بر اثر نابودی انرژی این اتفاق می‌افته و برعکس مثلا موقع جوش هسته‌ای یا شکافت و همواره جرم نابود شده با انرژی حاصل شده برابره و برعکس. بنابراین ما پایستگی ماده نداریم بلکه پایستگی مجموع ماده و انرژی داریم والله اعلم. اگر شما ناگهان تبدیل به بلبل بشین و بلبل هم بتونه تبدیل به قناری بشه، اونوقت مم به شما میگم بلبل/قناری.
ضمنا ۱۵ پست که چیزی نیست میتونین در هر تالاری پست بزنین و همچنین در همین تالار و این سرنگار که از اساس موضوع دیگه ای بوده و به این ماجرا کشیده شده. به هرحال نگاه ما به مقولات فیزیکی هم در اینجا نگاهی فلسفیه و سر این موضوعات اختلاف نظر نداریم که بخوایم رفرنس بیاریم.
اینهم درسته که ما از پشت کوه اومدیم و چندتا مطلب در فاروم های فارسی خوندیم و واقعا فیزیک دان و اینجور چیزها نیستیم ولی خب ...
The Law of Conservation of Mass-Energy
This law was later amended by Einstein in the law of conservation of mass-energy, which describes the fact that the total mass and energy in a system remain constant.

رفرنس اینم نمیذارم اما چون quora رو می بینید و اون هم ظاهراً ما ایرانی ها رو به عنوان تروریست تحریم کرده و باید از وی پی ان استفاده کنیم اینجا رو نگاهی بیاندازین

https://www.quora.com/What-is-the-law-of-conservation-of-mass-energy "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
شما در ضمن بحث، ادعاهای متعددی مطرح کردید و یکی از ادعاهای شما این بود که قوانینی «هستند»، ولی هیچ چیزی غیر از ماده نداریم!
پس از آن هم ادعاهای دیگری مطرح کردید که باز هم استدلالی بر آن نداشتید و از آن جمله نفی ادراکات قطعی و وهمی و فرضی دانستن همه چیز! و ادعای عجیبی کردید که «نفی هر چیزی ذاتی است»! که به نظر می‌رسد خودش خودش را نفی می‌کند!

بنده بر خلاف شما که معتقدید اگر استدلالی بر اثبات چیزی نداشتیم به معنای نفی آن است، قائل به چنین امر عجیبی نیستم و البته بنا بر خود همین ادعای شما باید تمامی آنچه را که ادعا کردید، نفی می‌کردم! اما باز هم اگر استدلالی بر هر کدام از بیانات و ادعاهای خود دارید و از جمله تبیینی بر «وجود» یک قانون داشته باشید که چگونه وجودی است و بارها از شما خواستم توضیح دهید و از آن سر باز زدید، استقبال می‌کنم.
البته پیش از آن شایسته است که به ارسال پیشین توجه کنید و بدون اینکه تلاش کنید تا توپ خود را به زمین دیگری بیندازید که شایسته یک بحث منطقی نیست، به یکایک مباحث به همان نحوی که مطرح شده پاسخ گویید یا اگر بیان و استدلالی ندارید، صراحتاً اعتراف به عجز خود کرده و از ادعاهای عجیب و بی‌پشتوانه خودداری نمایید.
از ابتدا گفتم که من شواهد رو می پذیرم و تا به حال شواهدی بر وجود متافیزیک ندیدم که پذیرفتنی باشه. مدعای خاصی مطرح نکردم که از اثبات اون اظهار عجز کنم، و گفتم من دنبال اثبات نیستم بلکه با اثبات های ضعیف مخالفت میکنم.
من نگفتم «قوانینی هستند اما چیزی غیر از ماده نداریم» گفتم قوانین ماده به همراه ماده هستن، مثلا ماده جرم داره و ماده باعث ایجاد نیروی گرانش میشه، اینها شواهد هستن و با تجربه و استقرا به دست اومدن و محاسبه شدن و تا به حال نقض نشدن، یعنی مثلا ماده بی جرم دیده نشده، ما در جهان چهار نیرو بیشتر نشناختیم و همه ی نیروها صورتی از این چهار نیرو هستن، اینها با مشاهده و استقرا و تجربه به دست اومده و تا وقتی نقض نشن، پذیرفته شده هستن. این نوعی اثبات هستش که با روش های تجربی به دست میاد. حالا اگر شما مدعی هستین که قوانین حاکم بر ماده، جدای از خود ماده هستن، می تونین مقاله ای منتشر کنین و این ادعا رو تبیین کنین چون از شواهد که چنین چیزی به دست نمیاد.

همچنین من نگفتم «نفی هر چیزی ذاتیه»، گفتم نفی هر چیزی که اثبات نشه، ذاتیه. اینکه جملات منو ناقص و عوض می کنین تا به عنوان مدعاهای عجیب مطرح کنین ناشی از چیه؟ ناقص می خونین یا ناقص می نویسین یا چی؟

چه در حقوق و چه در فلسفه، بار اثبات بر عهده ی مدعیه اما نفی هر مدعایی که اثبات نشه، ذاتیه. در جهان بی نهایت ادعا موجوده و بی نهایت فرض میشه داشت، بسیاری از این فرض ها شاید درست هم باشن اما تا وقتی اثبات نشن، پذیرفته نمیشن. اگر غیر از این باشه همه چیز می‌تونه بدون اثبات، درست باشه و این ممکن نیست.
همه چیز برای بشر فرضیه چون یک‌ برداشت در مغز و ذهن خودش میسازه و اون برداشت چیزی جز یک فرض نیست که می‌تونه درست یا غلط باشه، و بشر معیارهایی برای تشخیص درستی یا نادرستی تعریف می‌کنه که اتفاقا اونها هم فرض هستن ولی ناچار بخشی از پایه ای ترین فرضها رو همیشه درست در نظر می گیریم و بقیه داستان بر اونها بنیان گذاشته میشه. مثل اصل عدم تناقض و همچنین استقرا و حتی مشاهدات تجربی. ولی باز همه چیز برای بشر فرضیه چون ممکنه شما این مطالب رو اصلا در خواب دیده باشین یا افراد ممکنه در اثر اختلالات صرع مانند، چیزهایی رو ببینن و بشنون یعنی حواس بشر قابل اعتماد کامل نیست.

یک شبه سوال که خودتون هم معترف هستین هیچ جوابی براش ندارین پرسیدین که «این قوانین که هستند هستی آنها چگونه هست» و من گفتم که قوانین هر چیزی با خود اون چیز همراهه، این مدعا نیست که من بخوام اظهار عجز کنم، مشاهده ست و استقرا و تجربه ست. ما اصلا هر چیزی رو بر اساس قوانین اون تشخیص میدیم و می شناسیم، اگر شما ادعایی جز این دارین باید خودتون اثباتش کنین. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
عمر اصل علمی پایستگی ماده و انرژی، حدود صد سال است، و عمر اصل پایستگی ماده، از زمان لاوازیه است، ولی من از یک امر فطری بشر حرف زدم، دقت کنیم که خود اصل پایستگی ماده و انرژی که پس از اصل پایستگی ماده آمد، آیا غیر از این است که از محو شدن ماده آمد؟(یا ازدیاد جرم) به جای اینکه بگویند عالم ماده تضمین نمیکند ۲+۲=۴ ، رفتند سراغ انرژی حتی به صورت انرژی آزاد، چرا؟ یعنی آیا اصل پایستگی تضمین اصل ریاضی کرده یا اصل ریاضی مجبور به پایستگی ماده/انرژی؟

از اول بحث تا کنون جدل نبوده و پس از این هم نخواهد بود، پس چه مانعی دارد که توضیح دهید مقصود او چیست؟

این مهمترین بحثی است که میتوانیم صمیمانه راجع به آن گفتگو کنیم، به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

فقط فعلا به عنوان یک سؤال، آیا اگر ریاضیدانی نگوید: میخواهم مشخص کنم، بلکه بگوید: بینهایت رقم پی، مشخص است، آیا حرف موهومی زده است؟

چون مسأله موهوم بودن بینهایت، و نحوه حل شدن آن، در این بحث هم دخالت دارد، بهتر است بعد از بحث قبلی به این بپردازیم.
ابتدا اصل پایستگی ماده رو داشتیم و بعد فهمیدن که ماده و انرژی دو صورت از یک چیز هستن (قابل توجه قناری۱۳۷۵، که پرسیدن ماده انرژی دیگه چیه، باید می نوشتم ماده/انرژی) اینکه ریاضی چنین چیزی رو تحمیل کرده باشه، یک فرضه و اینکه تجربه و استقرا باعث شده دنبال ماده ی گم شده بگردن یک فرض دیگه ست.
معین شدن ارقام پی تا بی نهایت، که من میگم با تعریف دایره اتفاق میافته، به معنی مشخص شدن اون برای ما نیست و اینجا دو محدودیت پیش میاد که یکی محدودیت در ابزار هست که مثلا اجازه نمی‌ده فعلا بیش از یک میلیارد رقم اعشار رو به دست بیاریم و ممکنه بعداً تا ده میلیارد هم به دست بیاد اما ابزار به هرحال محدودیت داره، و دوم محدودیت همیشگی مربوط به بی نهایت رقم هستش که ثبت بی نهایت رقم کلا ممکن نیست. این هم توضیح جمله ای که نقل کرده بودید. اونچه قابل درک و ثبت باشه، اطلاعات هست ولی چیزی که نشه ثبت و درک کرد، چطور می‌تونه اطلاعات باشه؟ مثلا تعریف دایره می‌تونه اطلاعات باشه، عدد پی هم تا جایی که شناخته و مشخص میشه می‌تونه اطلاعات باشه.

اگر ریاضی دانی بگه بی نهایت رقم پی «مشخص» هستش، خب می تونیم ازش بخوایم که رقم صد میلیاردم رو به ما بگه یا اصلا این بی نهایت رقم رو به هر صورتی که خودش بلده به ما بده. "

2 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
بنده از شما سؤال کردم و اگر پاسخ را می‌دانستم، سؤال مطرح نمی‌کردم!
اگر شما هم پاسخ را نمی‌دانید بهتر است ادعا نکنید و سعی کنید اموری را که نسبت به آن علم ندارید، به صورت سؤال مطرح کنید نه ادعای جازم!
بنده این بیان شما را به عنوان عجز از استدلال بر مدعا و کوتاه آمدن از ادعاهای مطرح شده قبول می‌کنم.
این مدعا که الان شما عجز اون رو پذیرفتین، دقیقا چه مدعایی بود؟ "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
واقعا هم همینطور است که با تعریف دایره، بینهایت رقم در عدد پی تولید نمیشود، اما من این را از عبارت شما و برداشت از دیدگاه شما گفتم:

من هنوز نفهمیدم شما چطور تصور میکنید که با تعریف دایره، بینهایت رقم معین میشود اما موهوم است، من میگویم دایره، مورد فهم همه بشر است، بحث تعریف دایره و معادله آن، شروعش از پیدا شدن هندسه تحلیلی توسط دکارت بود، و هندسه فطری بشر، هندسه ترکیبی است، بشر هزاران سال قبل از معادله دایره در مختصات کارتزین، دایره و نسبت محیط به قطر را میشناخت، و بحث تعریف هم در قرن بیستم و غوغای بحران ریاضی مجموعه‌ها، دوباره داغ شد، تا نظام آکسیوماتیک، که توسط اقلیدس پایه‌ریزی شده بود و در کشف هندسه‌های نااقلیدسی مورد توجه شده بود، بتواند معضل علمی را حل کند، و گرنه مسأله تعریف، نیاز مبرم بشر در فهم ساده نسبت محیط به قطر، نبوده و نخواهد بود، بشر از قدیم الایام نگاهش به عدد دایره(پی) نگاه درک یک نسبت است، نه خلق یک تعریف و سپس محاسبه یک سلسله موهومات.

به شکل متحرکی که سابق گذاشتم نگاه کنید، چرخش این چرخ روی زمین، نقطه پی را روشن میکند، معطل چه هستیم؟ عدد پی، عدد متعالی غیر رسم‌پذیر است، اما با ابزار هندسی نمیتوانیم نقطه عدد پی را در دستگاه اعداد حقیقی، تعیین کنیم، هر چند میتوانیم در حد پایین و بالا بینهایت به آن نزدیک شویم، ولی غیر قابل نمایش نیست، چرخ گردان آن را نمایش میدهد، نمایش، غیر از رسم‌پذیری هندسی است، با دستگاه سینماتیک حرکت تجریدی، میتوانیم نقطه پی را نمایش دهیم، یعنی مطمئن شویم که عدد حقیقی پی، روی محور هست، هر چند به طور واقعی نتوانیم دایره را روی محور به حرکت آوریم.






آیا چون ما نمیتوانیم، پس موهوم است؟

توجه کنید که تمام این بینهایت رقم موجود در عدد ۳/۱۴ در روی محور هم اکنون وجود دارد، و به تدریج که محاسبه میکنیم به آن نقاط میرسیم، هیچ کس حاضر نیست بگوید که این نقاط موجود روی محور که ما با محاسبه عدد پی به آن میرسیم، موهوم هستند، خود شما قبل از گفتگوی دوستانه ما، اگر کسی میپرسید نقطه ۳/۱۴ روی محور موهوم است چه جوابی میدادید؟ حال نقطه ۳/۱۴۱ چطور؟ موهوم است؟ سپس نقطه ۳/۱۴۱۵ چطور؟ آیا روی محور وجود نداشت و موهوم بود و وقتی ما محاسبه کردیم پدید آمد؟ ریاضیدانان دقیقا تمام نقاط موجود روی محور اعداد حقیقی را حقیقی مینامند تا با عدد موهومی بیرون از محور، ممتاز شود.






این پیشنهاد بسیار عالی است، و شاید ساعتها ذهن من را به خود مشغول کرده است، و مقاله اندیشه که قبلا لینکش را گذاشتم به همین موضوع میپردازد، اما مسائل ریاضی را مقدمه قرار دادن، ذهن را برای قبول بسیاری از چیزها قانع میکند، و گرنه کتاب ماکس تگمارک (جهان ریاضی ما) راه را برای بررسی این پیشنهاد شما آغاز کرده است.

مسأله عقل و آگاهی و تشخیص شواهد که این بحث ما هم از گفته شما راجع به عقل و شواهدش آغاز شد، دغدغه امروز بشر است، اما از روز اول با آن دمساز بوده، و در درک شهودی، چیز مبهمی ندارد، همه اطلاعات بالقوة، که هنوز بشر به آنها نرسیده، ولی به دنبال آنهاست، اکنون کجا هستند؟ آیا دنبال موهوم میگردد؟

کورت گودل بزرگترین یا از بزرگترین منطق‌دانان قرن بیستم است، در باره افلاطون‌گرایی در مسائل ریاضی میگوید: «من نمیدانم چرا ما باید اطمینان کمتری به این نوع ادراک، یعنی شهود ریاضی، داشته باشیم تا ادراک حسی.» نقل شده از مقاله‌اش به نام: What is Cantor's continuum problem

چقدر حرف درستی است، حتی اگر بشر ببیند که دو کیلو ماده‌ای را با دو کیلو ماده دیگر مخلوط کرد، ولی مجموعش سه کیلو شد، هرگز به درک ریاضی ۲+۲=۴ شک نمیکند، نمیگوید وای! امروز طبیعت به من واضح کرد که اشتباه میکردم، بلکه دنبال رمز قضیه میرود که یک کیلوی دیگر کجا رفته است؟
.
مثال آخر شما به پایستگی ماده انرژی مربوط میشه که اگر نبود جهان دیگه ای داشتیم.
نقل قولی که آوردین با اونچه ازش برداشت کردین تفاوت داشت ولی من دنبال جدل بر سر این موضوع نیستم
همچنان میگم بی نهایت رقم پی موهومه، ۳/۱۴۱۵ موهوم نیست و با یک میلیارد رقم اعشار هم موهوم نیست اما با بی نهایت رقم موهومه و مطمئنم شما متوجه این معنی هستین. با هرچند رقم که بنویسیم و تشخیص بدیم موهوم نیست اما با بی نهایت رقم، موهومه. پرسیدین که آیا ریاضی دان ها دنبال امر موهوم هستن؟ اگر کسی بگه من دنبال ده میلیارد رقم اعشار پی هستم، دنبال موهوم نیست اما اگر کسی بگه من بی نهایت رقم پی رو می خوام مشخص کنم، دنبال موهومه.
درباره مثالهایی که زدم
خودم هم داشتم به این اعداد معین که هیچ راهی برای تعیین اونها نداریم فکر میکردم، من فکر میکنم این اعداد چون در هیچ ذهنی نیستن، جایی هم موجود نیستن، اطلاعاتی که نشه کشف کرد، شاید هنوز اطلاعات نیست. به عبارتی معین بودن با مشخص بودن فرق داره و در این باره ما فقط یک تقریب میتونیم به کار ببریم و البته حدود بالا و پایین هم برای چنین اعدادی میشه تعیین کرد ولی پرونده ش همینجا بسته میشه چون رسیدن به مقدار دقیق این اعداد ممکن نیست. آیا واقعا جایی هست که این اعداد در اون «تبت» شده باشن؟ "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
معمولاً مشکل از جایی شروع می‌شود که چیزی را که علم به آن نداریم، درباره آن نفیاً یا اثباتاً موضع قطعی بگیریم، در صورتی که اگر به ذهن خود اجازه دهیم تا احتمالات متعدد را بررسی و سپس در حد اطلاع و دانش، جمع‌بندی و اظهار نظر نماییم، راه فهم را بر خود و دیگران سد نمی‌کنیم و می‌توانیم به گسترش فهم خود امید داشته باشیم.



بنده از شما استدلال نخواستم و نخواستم که دلیلی بیاورید بر امری که «ثابت» است و به قول شما «وجود دارد»، بلکه خواستم تا جایی را که این «وجود دارد» یا «داریم» یا «ثابت است» را نشان دهید و معرفی نمایید و پوشیده نیست که سؤال از برهان با سؤال از موطن فرق دارد. به عنوان مثال، اگر کسی از شما برای اثبات خودتان برهان و دلیل بخواهد و منکر شود «وجود» یا «ثبات» شما را به عنوان یک انسان و شما دلیل بیاورید و اثبات کنید، این یک جور سؤال و یک نحوه جواب دادن است، اما اگر از شما درباره نحوه وجود شما و اینکه در چه موطنی موجود هستید سؤال کند، مطلب جور دیگری است و سنخ سؤال فرق دارد و شما هم متناسب با آن باید پاسخ گویید. امیدوارم که این بار مطلب را توانسته باشم برای شما به شکل مناسبی بیان کنم تا به سمت یک فهم مشترک پیش برویم و ابهامات احتمالی را برطرف کنیم.




یکی از مشکلاتی که در بحث پیش می‌آید، استفاده از الفاظ مشترک است و گمان می‌کنم که لفظ «فرض ذهنی» با «فرضیه علمی» اگرچه از ریشه لفظی مشترکی استفاده کرده‌اند، اما معنای آنها در دو وادی و با هم متفاوت است.
همچنین اینکه درک بشر از یک سری اموری، قطعی نباشد و بتوان با الفاظی مثل «مورد شک»، «وهمی» یا «ظنی» با آنها مواجه شد یا حتی تعابیری مثل «دارای شواهد کافی» و «بدون شواهد کافی» و امثال آن را در مورد آنها به کار برد، به این معنی نیست که تمامی امور و تمامی ادراکات بشری چنین باشند و یک سری از واقعیات هستند که شما حاضرید برای آنها برهان بیاورید و حتی مواردی هم هستند که محرک شما برای چنین مباحثاتی هستند مثل اینکه در آن واحد نمی‌شود یک چیزی هم حقیقت باشد و هم کذب باشد و امثال آن که اگر نبود، شما اساساً ادعایی را مطرح نمی‌کردید. پس همه چیز فرضی و خیالی نیست.


البته در خصوص «وهم» و «موهوم» نیز به نظر می‌رسد که همین خطا رخ داده و در تعاریف ریاضی و علمی نیاز داریم که بیشتر دقت و از الفاظ به شکل درستی استفاده نماییم و لازم است توجه کنیم که بسیاری از الفاظ در فضای استعمالات عرفی معنایی دارند که در فضای علمی به معنای دیگری استانداردسازی و تعریف می‌شوند که برای نمونه می‌توان به تعریف مفاهیمی مثل «کار» و «نیرو» در فیزیک توجه کرد.




بنده در صدد اثبات هیچ یک از دو طرف نیستم و فقط با سؤالاتی سعی دارم که به سمت فهم بیشتر چیزهایی که «موهوم» و «فرضی» نیستند پیش بروم، همانگونه که تصورم هم این بود که شما و سایر افرادی که پی‌گیری بحث می‌کنند نیز چنین باشند، چه اینکه اگر همه اینها توهمات و فرضیات بود، هر کسی به میل خودش فرض می‌کرد و هر جور دوست داشت مطالب را می‌نوشت و پیش می‌برد و بلکه اصلاً وجود هر شخصی برای خودش و دیگران برای او هم «وهمی» و «فرضی» بود و جایی برای بحث وجود نداشت!




اینکه اثبات به عهده مدعی است، مطلب صحیحی است، اما اینکه «نفی هر چیزی که اثبات نشه، ذاتیه و دلیل هم نمی‌خواد» چیزی است که ادعای شماست و بر اساس همان بند اول که مورد اتفاق بنده و شماست، نیاز به اثبات دارد.
بسیار خوب
من منتظرم شما به پرسش خودتون پاسخ بدین. چه پاسخی که بتونین اثبات کنین و چه پاسخی که احتمال میدین درست باشه. "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بینهایت، موهوم نیست، اگر بینهایت موهوم است پس چرا هیلبرت گفت در باغ سبزی که کانتور برای ما گشود احدی را یارای این نیست که آن را ببندد؟ دو هزار سال پیش اقلیدس برهان آورده که بینهایت اعداد اول داریم و تا کنون احدی حرف او را رد نکرده است، آیا موهوم، برهان بردار است؟ بلی عدد بینهایت، موهوم است، یعنی یک عدد که خودش بینهایت باشد، چنین عددی موهوم است، چون هر عددی را میتوان به اضافه یک کرد و بیشتر میشود، و همچنین عدد موهومی معروف که قبلا توضیحش را عرض کردم، اساسا لذت ریاضیدانان در کشف بینهایت‌هاست، آیا ریاضیدانان موهومات را کشف میکنند؟

از همه مهمتر، به درستی فرمودید که بینهایت رقم در عدد پی، معین است، آیا موهوم، معین میشود؟ اما چگونه ممکن است بینهایت، اطلاعات باشد؟ آیا شاخصه اطلاعات چیست؟ هر چه بشر برای آگاهی یافتن بر آن، هزینه میکند اطلاعات است، آیا بشر برای اطلاع یافتن بر رقم بعدی در عدد پی، هزینه نمیکند؟

به هر حال صادقانه میگویم برای ذهن من کوچکترین تردیدی نیست که ارقام بینهایت معین در عدد پی، اطلاعات هستند، البته روشن است که مقصود از اطلاعات، اطلاع و علم ما به آنها نیست، بلکه سنخ چیزی است که میتوانیم بر آنها آگاه شویم، یعنی بشر به دنبال اطلاع یافتن برآنها بر میآید و هزینه میکند تا به آن آگاه شود، جسدی پیدا میشود، علت و چگونگی مردن او از سنخ اطلاعات است، که مثلا کارآگاه و پژشک قانونی سعی میکنند به آن آگاهی یابند که البته از سنخ اطلاعات فیزیکی است، و مسائل ریاضی هم که ریاضیدانان به دنبال کشف آنها هستند همگی از سنخ اطلاعات ریاضی است که بشر هزینه میکند تا بر آنها آگاه شود.

حال با این مسأله روبرو هستیم که اگر حامل اطلاعات و محل قرار گرفتن و ذخیره اطلاعات مذکور(ارقام بینهایت عدد پی)، جهان فیزیکی باشد، با همان مشکلی که شما به درستی برای مغز بشر گفتید مواجهیم، چون همانگونه که مغز بشر محدود و متناهی است، جهان فیزیکی و مجموع انرژی و ماده هم یک سیستم بسته متناهی است، و اطلاعات معین بینهایت نمیتواند در متناهی، قرار گرفته و ذخیره شود.

اگر بر خلاف مشهور نزد فیزیکدانان، عالم فیریکی و سیستم انرژی/ماده را نامتناهی فرض کنیم، باز با مشکل اصل عدم قطعیت مواجه هستیم، چون این اصل اجازه نمیدهد که بتوانیم یک ذخیره‌گاه ثابت ریاضی داشته باشیم، یعنی اساسا ثابت ریاضی، با ریخت مادی اصل عدم قطعیت، تناسب ندارد.

از بحث ساده و متمرکز فاصله گرفتیم، سؤال ساده خودم را میپرسم تا دیدگاه شما طبق آنچه قبلا گفتید روشن شود:

سؤال: آیا وقتی بشر دایره را تعریف میکند، و بینهایت ارقام عدد پی، معین میشود، و مغز او هم گنجایش بینهایت ندارد، آیا موطن این بینهایت عدد معین شده کجاست؟ آیا بشر با تعریف دایره، در بستر جهان فیزیکی، بینهایت محل ذخیره، تولید میکند؟ چگونه به تدریج به قول شما با افزودن امکانات، آنها را کشف میکند؟ آیا با تعریف مصتشفیل، دوباره حجم انبوهی ثابتات، بر پیکر عالم فیزیکی و همبافته انرژی/ماده اضافه میکند؟

سؤال: آیا بشر با تعریف دایره، بینهایت رقم معین در عدد پی را در کجا تولید میکند؟
من فکر نمیکنم با تعریف دایره، بی نهایت ارقام عدد پی «تولید» میشن و در جایی چه فیزیکی و چه متافیزیکی ذخیره میشن، اصولاً قبول ندارم که جایی برای ذخیره بی نهایت رقم موجود باشه و نیازی هم به چنین چیزی نیست. هر دایره ای با تقریب، یک چند ضلعی منتظمه و هر چند ضلع که براش در نظر بگیریم یک عدد پی مشخص به ما میده و هرچقدر تعداد اضلاع رو زیادتر در نظر بگیریم عدد پی با ارقام بیشتری به ما میده اما ما نمی تونیم تعداد اضلاع رو بی نهایت بگیریم تا عدد پی مربوط به تعریف دایره با بی نهایت رقم به دست بیاد، این امری موهومه.
اما پیشنهاد میکنم به جای چنین موضوعی که امری موهوم یعنی بی نهایت رو شامل میشه (بله شما گفتین بی نهایت موهوم نیست، و من میگم هست) یک موضوع دیگه رو در نظر بگیرین که اطلاعات باشه و معین باشه اما راهی برای دسترسی به اون نداشته باشیم، مثلا تعداد اتم های زمین در یک لحظه مشخص یا تعداد فشنگ های شلیک شده در جنگ ۸ ساله. اینها بی نهایت نیستن و اعداد مشخصی هستن اما هیچ راهی برای تعیین این اعداد نداریم. شما می تونین بپرسین این اعداد معین در کجا ذخیره شدن. "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
" ارقامی که محاسبه شدن و می دونیم، اطلاعات هستن. اما درباره کل ارقام چون بی نهایت هستن و بی نهایت امری موهومه، بعید می‌دونم که بشه گفت اطلاعات هستن. خود این جمله های‌ ریاضی اطلاعات هستن، ولی بی نهایت رقم چطور ممکنه اطلاعات باشه؟ با این حال، شما فرض کنین اطلاعات هستن و نتیجه گیری کنین. "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
بارها تأکید شد که محل بحث ما مواردی نیستند که فرضی هستند. اینکه برخی امور متافیزیکی هستند یا نیستند نیز از محل بحث ما در این مرحله خارج است.
اینجا بنده فقط توضیح می‌خواهم درباره وجودی که به آن اذعان داشتید و گمان نمی‌کنم از این شاخه به آن شاخه پریدن، کمکی به روشن شدن مطلب کند.
شما ادعای «نمیشه» را مطرح کردید و حالا می‌گویید مورد نقض دارد!
گمان می‌کنم ابتدا بهتر است موضع خود را روشن کنید!
این بحث اساسا از جایی شروع شد که من گفتم شواهدی بر وجود متافیزیک ندارم، فراموش نکنین.
مورد نقضی که خودش نقض میشه، برای این بود که ببینید شدنی نیست، برهان خلف بود.
ما پیش از ساخته شدن اله ناز، هیچ تصوری از اینکه چنین شعر و آهنگی وجود داره نداشتیم، پیش از تعریف دایره هم همینطور. گفتین که موضوع بحث شما فرضیات نیست، اما جهانی رو که میبینیم و درک می کنیم، درک ما صرفا فرضیاتی هست از جهان موجود، ما در واقع هیچ چیزی رو حتی لمس هم نکردیم، زبری و گرمی و تمام این حواس فقط تصورات و فرضیاتی هستن از جهان موجود که ما در مغز خودمون می سازیم و روی اونها اسم میذاریم، این تعریف ها و درک ها فقط برای ما اعتبار داره و هیچ دلیلی نداریم که بگیم این اعتبار خارج از ذهن انسان، معتبر و قطعیه.
در نهایت، این وادی اساسا وادی بی انتها و گنگیه و سوالاتی که هیچکس پاسخی براشون پیدا نکرده رو من هم نمیتونم پاسخ بدم. اما شما هم نتونستین ثابت کنین که قوانین مادی مستقل از وجود ماده و همچنین قوانین مجرد مستقل از ذهن داریم.
این جمله هم درست نیست: «آنچه مسلم است، چه برای اثبات چیزی و چه برای نفی آن، نیاز به دلیل متقن داریم» به قوری سماوی راسل مراجعه کنین. چطور چنین چیزی برای شما مسلم شده؟! اثبات دلیل میخواد و دلیل آوری هم بر عهده ی مدعیه. اما نفی هر چیزی که اثبات نشه، ذاتیه و دلیل هم نمی‌خواد. این همون جمله ی منه که گفتم شواهدی بر متافیزیک ندارم.
به هرحال اگر خودتون به پرسش خودتون پاسخ بدین، شاید فرجی بشه. "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اول به جهت اینکه سؤالات من را با حوصله جواب میدهید تشکر میکنم، و خواهید دید که هر چه میپرسم جنبه مناظره ندارد، بلکه یک پی‌جویی همگانی و صمیمی بشر است، قطع نظر از هر گرایشی، این سؤالات مطرح است، شما میتوانید از فرزند خود بپرسید و فرزند هم میتواند از شما بپرسد، و هر دو میخواهید بدون فاصله گرفتن از واضحات شهودی خود، جوابی را پیدا کنید که واقعا قانع شوید.

به مصتشفیل هم خواهیم رسید، اما فعلا تعریف دائره و عدد پی را بررسی کنیم ببینیم آیا به چیزی میرسیم که همگی در آن تردید نداشته باشیم؟

در دیدگاه شما: مغز بشر، دائره را تعریف میکند -->> عدد پی با بینهایت رقم، معین میشود -->> اگر مغز و تعریف دایره، محو شود -->> عدد پی و بینهایت رقم هم محو میشود.

سؤال این است که از این بینهایت رقم معین شده پس از تعریف دایره، بخشی را بشر میداند، و بقیه را نمیداند:
.....3/1415926535
nx

بشر تا n را میداند، اما هنوز x را نمیداند، چگونه است که با اینکه همه این بینهایت عدد، معین شده است، بعضی را بشر میداند و بعضی را نمیداند؟

سؤال: دو رقم پست سر هم، هر دو معین است، چرا بشر یکی را میداند و دیگری را نمیداند؟ n را میداند ولی x را نمیداند، چه فرقی دارند در حالی که هر دو معین شده و در مغز بشر موجود هستند؟
گفتیم که محدودیت ابزار اجازه نمیده بقیه ارقام رو تشخیص بدیم، مقدار پول در جیب من هم عدد معینیه اما شما امکان تشخیص اون رو ندارین تا وقتی بتونین بشمارین، ولی می دونین که مقدار معینیه.
ضمنا من نگفتم ارقام عدد پی در مغز بشر موجود هستن، چنین چیزی کلا محاله چون بی نهایت رقم، نیاز به بی نهایت فضا برای ذخیره سازی داره. اما این ارقام در تعریف دایره معین میشن. "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
این «نمیشه»ها آیا خودشان قوانینی هستند یا نه؟ خود اینها آیا فرض ذهن ما هستند یا حقایقی هستند که ذهن ما آنها را درک می‌کند و مستقل از ذهن ما «وجود» یا «تحقق» دارند؟
اجازه بدین چند مسئله رو که مدتی در گذشته های دور باهاشون درگیر بودم بهتون بگم.
وقتی دبستانی بودم در کتابی خواندم که وقتی ما دستمون رو روی دیوار بگذاریم و فشار وارد کنیم، به اندازه نیرویی که وارد می کنیم دیوار هم به دست ما نیرو وارد می‌کنه بنابراین دست ما وارد دیوار نمیشه. مدتها برام سوال بود و می پرسیدم دیوار از کجا می‌فهمه من چقدر نیرو وارد می کنم که اونهم همونقدر نیرو وارد کنه؟ چه قوه تشخیص نهانی در دیوار هست که ...
دومیش درباره قطره باران بود، اینکه قطره باران چطور این شکل ائرودینامیکی رو به خودش میگیره تا به بهترین شکل بتونه با مقاومت هوا مقابله کنه؟ آیا یک امر متافیزیکی این قطره ها رو به این شکل درمیاره؟
و سومیش مربوط به زمانی بود که دبیرستانی بودم، میدونستم که ما روی زمین همیشه فقط یک نیمه از ماه رو می بینیم و این عجیب بود چون ماه در حال گردش دور خودش هم هست و قاعدتاً ما باید نیمه دیگر ماه رو هم ببینیم مگر اینکه ماه دقیقا با یک سرعت مشخص و دقیق دور خودش بچرخه که وقتی دور ما می‌چرخه همیشه همون نیمه به طرف ما باشه. این موضوع مثل اینه که همیشه فقط یک نیمه از زمین رو به خورشید باشه و نیمه دیگه همیشه در تاریکی باشه. کتابهایی که اون زمان پیدا میکردم این پرسش رو مطرح نکرده بودن و سالها طول کشید تا پاسخ اون رو پیدا کنم، تا اون موقع فکر میکردم این یک امر متافیزیکیه.

مصتشفیل شاید شکلی باشه که این نمیشه ها رو نقض کنه، یعنی شکلی باشه که هست اما هیچ قانونی نداره و هر جوری بخوایم می‌تونیم تصورش کنیم. راهنمایی هم کردم، حالا این شکل چیه؟ میتونین تصورش کنین و به بقیه مردم هم توضیح بدین؟ "

3 هفته پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
بله،نمیشه وجودی باشه اما قوانین ناشی از اون وجود همراه با خود اون وجود نباشه،اما پرسش اینجاست که از کجا میشه فهمید چه قوانینی ناشی از یک وجود هستند؟
مثلا از کجا میشه فهمید قوانین عارض بر موجودات فیزیکی ناشی از خود موجودات فیزیکی هستند،یا اصلا کلا قوانینی بر اون ها عارض هست؟
نمی دونم. پست بعدی رو بخونین شاید ذهنیت من در اینباره مشخص بشه. "

3 هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:46PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند