بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 13
  1. inbongbaygiare
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    تمامی سازندگان و تولیدکنندگان صنعتی برای تست محصولات خود، نیاز به پیش تولید آن به منظور تکمیل و برطرف نمودن نقص های احتمالی دارند. امروزه پرینتر سه بعدی این امکان را فراهم کرده که در کوتاه هترین زمان، کم ترین هزینه و صرف نظر از پیچیدگی های نمونه، پیش تولید را انجام دهند. برای این کار فرآیندهای مختلفی از چاپ سه بعدی وجود دارد که هر کدام از آنها در صنایع مختلف استفاده می شود و برای چاپ نمونه به وسیله هر کدام از این فرایندها نیازمند مدل سه بعدی نمونه، توسط نرم افزارهای سه بعدی سازی مانند و یا اسکنرهای سه بعدی هستیم.
    اساس کار این چاپگرها این است که فایل سه بعدی توسط نرم افزارها به لایه های مجزا تفکیک شده و توسط پرینتر سه بعدی قابل خواندن می شود سپس چاپگر به طراحی و ساخت لایه ها پرداخته و در نهایت نمونه مورد نظر ساخته می شود. فنآوری های متفاوتی از چاپ سه بعدی هستند که هر کدام با مواد اولیه مخصوص عملیات چاپ را انجام می دهند. این مواد می توانند از جنس پلاستیک، فلز، سرامیک و... باشند.
  3. سید جواد
    Sunday 3 January 2016
    سید جواد
    سلام علیکم. سلام و احوالپرسی کردن دو نامحرم جوان که خویشاوند همند صله رحم محسوب می شود و مستحب یا این که مکروه و ناپسند است نزد خداوند؟
  4. عبدالعلی69
    Wednesday 9 September 2015
    عبدالعلی69
    سلام سوالی در گفتگوی ...........شده لطف بفرمائید جواب بدید
  5. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  6. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    که شایع است برای گریه ی دیگران هست تا با یاد من به یاد خدا باشند و با خدا باشند که در نیجه به شفاعت آل محمد نایل شوند ؟؟؟/ یا به عبارت ساده ی مادحان : من میروم کشته شوم تا مردم برایم گریه کنند/ آیا به نظر شما روایتی به این مهمی را میتوان با این عبارت اخیر و ساده خلاصه کرد و گذشت؟؟؟و ... بعد به لطف خدا در عبارت بعدی ( لایذکرنی مومن الا استعبر ) و غیره بحث شود که مقید است یا خود مطلق و مستقل و مستانف؟؟؟
  7. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    سلام اقاجون شخصی است روایات انا قتیل العبرات را بد معنا می کرد که من کشته گریه قاتلین خود هستم جواب به او دادم ایشون اینطور مطرح کرده که در ذیل می اید
    سلام علیکم جمیعا ورحمه الله وبرکاته/ حدیث ( انا قتیل العبره ) از نظر سند و مستند جای اشکال نیست اما از نظر متن باید با دقت بیشتری بحث بکنیم / با اجازه دوستان دانشور نتکات چندی به عنوان شروع یادآوری میگردد: 1. با تفحص و مطالعه متون مختلف روایت معلوم میشود قدر متیقن در متن همان ( انا قتیل العبره ) است زیرا ادامه ی آن در همه ی متون نیست و در برخی متنها روایت باهمین یک جمله تمام میشود / 2 . قتیل در اینجا به چه معناست؟ به معنای مقتول است اما به فارسی ترجمه اش چه میشود / آیا به معنای ( کشته شده ) یا ( کشته - مرده ) کنایه از اشتیاق و رغبت بسیار برای گریستن در حال راز و نیاز با خدا / این سخن را امام حسین در کجا گفته است / مراد و مقصود آن حضرت چه بود؟؟؟ / آیا میخواست بگوید که هدف من از شهادت گریستن با یاد خدا در محراب شهادت است تا نه تنها با اشک چشم که با قطره قطره وجودم برای خدا فدا شوم / و یا همان طوری
  8. Teshneh
    Sunday 3 August 2014
    Teshneh
    سلام
    خدا خیرتون بده و موفقتون بداره
    خیلی خیلی از بحثهاتون استفاده میکنیم ............. از کاربر فقط خدا بخواین که از جواب صریح طفره نرن(هر چند من دخالت نکنم بهتر ولی همچین حسی بهم دست داده)
    درکل موفق باشید بحث رو تا به حال خیلی خوب پیش بردین....... ما هم استفاده می کنیم و در دل احسنت می گیم
    حق یارتون
  9. عبدالعلی69
    Saturday 12 July 2014
    عبدالعلی69
    سلام اگه ممکنه مطلبی در توضیح بنای عالم بر 7است
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=1#post2220362
  10. أمة الزهراء(سلام الله عليها)
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم.

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 4 هفته پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Thursday 7 May 2020
04:11PM - عبدالعلی69 گفتاری از hosyn در ج: مشرکین وملحدین وبی خدایان مدعی فقط خدا و.......... نقل کرد
پست337 وَ إِذا ذ...
Monday 4 May 2020
05:01AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
مردم افغانستان ...
Saturday 2 May 2020
04:44PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
قصد تاکید بوده و...
Friday 1 May 2020
04:58PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
اینکه گفتم آرام...
Thursday 30 April 2020
05:35PM - عبدالعلی69 گفتاری از hosyn در ج: یا علی نقل کرد
پست 398 http://www.ira...
Monday 20 April 2020
03:07PM - کنجکاو1 گفتاری از hosyn در ج: شیخ ناصر الدین البانی - منکر ظهور امام مهدی علیه السلام کافر است! نقل کرد
بسم الله الرحم...
Saturday 28 March 2020
11:19AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
شما هم حیف میشین...
11:06AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
خب دیگه اگر این ...
10:51AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
خب درباره تغییر ...
10:12AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
چقدر فضا رو عوض ...
09:50AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
بحث بوهر و اینشت...
08:58AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
دست کم دابل چک م...
08:27AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: ارزیابی پتانسیل بقاء نقل کرد
تنها خوبی این بح...
06:09AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
بعضی چیزها احتم...
Friday 27 March 2020
10:04PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
در اون هم ممکنه ...
08:29PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
خیر مشکلی ایجاد ...
07:51PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
مثال دیگه ای میز...
06:22PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
بله اینجا باید م...
05:06PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
ترجمه رو که دیدم...
12:12PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
خب زمین تخت هم ط...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
مردم افغانستان به طور عام دین دار هستن و باورمند به روز قیامت و حکمت و ...

http://khabarnama.net/blog/2017/02/2...tal-disorders/
افغانستان و ۵۰٪؟! با آنچه این نیم قرن اخیر همه شاهد بودیم اگر بگویند ۹۹٪ رنجیده غمدیده دارد هیچ استبعادی ندارد، اگر ایام جنگ جهانی، آمار مادرهای افسرده بگیرند آیا انصاف قضاوت راجع به مادرها است؟ افسردگی باید دید علتش چیست؟

اختلال روانی؟
خلأ روانی و روحی؟
فقر و تنگدستی؟
مریضی و گرفتاری؟
درگیری خانوادگی و جمعی؟
جنگ و کشتار؟
و...

شدت مصیبت، همه چیز را از یاد شخص میبرد، و لذا در آیه معروف «إنا لله و انا الیه راجعون» نمیگوید که بشارت بده به مؤمن‌ها یا مسلمانها، بلکه بشارت بده به صابرین، صبر مقوله خیلی سخت و بالایی است، علاوه اصلا صبر با پژمردگی منافاتی ندارد، چون بی صبری، در رفتار و گفتار ناجور است، نه اینکه از شدت مصیبت، رنجور و پژمرده باشد، آیا اگر کسی خودش به بیمارستان مراجعه کند، و با اصرار، عمل جراحی خودش را تقاضا کند، و یا با اطمینان به حرف پژشک حاذق، حاضر به عمل جراحی شود، اگر از درد عمل جراحی نالید، آیا صحیح است به او بگویند که تو خودت با ایمان و عقل و مصلحت اندیشی مراجعه کردی تا جراحی شوی، مگر امید به سلامتی آینده نداری؟ پس چرا از درد جراحی، رنجور و ناراحت و افسرده و دردمندی؟ آیا این عتاب به جاست؟ هرگز، چون ناله او از درد، با ایمان و امید او به آینده روشن، منافاتی ندارد.
. "

Monday 4 May 2020

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
" دیدن درد و رنج و تباهی خود یا دیگران، حیوانات هم با انسان در آن شریک هستند، چه عجائبی در این زمینه که دیده یا شنیده شده، من خودم ایام کودکی عزاداری آشکار اسبی که برای صاحبش عزاداری میکرد دیدم، شخصی گاری‌چی که هر روز او و اسبش را میدیدم، ماشین به صاحبش زد و جلوی چشم اسبش جان داد، نمیتوانم بگویم این اسب چه میکرد! و همچنین از سگها یا فیلها و... چقدر نقل شده، قضیه معروف سگی که صاحبش را نشناخت و دم منزل به او پرید و وقتی کلاهش را بالا برد و دید صاحبش هست با کمال تعجب چند ساعت بعد جان داد، که احساس ادب از احساس رنج بسی بالاتر است، و اساسا احساس رنج کشیدن در قبال رنج دیگران، سبب اصلی اقدام در جهت رفع رنج دیگران است، اما در بسیاری از موارد که نمیتواند رفع رنج کند و تنها باید غصه بخورد، این سبب نمیشود که آرزو کند ای کاش انسان نبودم، بلکه هجوم این احساس درد و رنج، مقدمه تعویض عینکش میشود، یعنی آیا به دنیا چگونه نگاه میکنم؟ نگاه آشفته بازار که یکی از چیزهایش هم همین درد و رنجهاست؟ و یا نگاه یک شهر که بیمارستان هم دارد و در بیمارستان خلاصه جراحی و آمپول و سرم است؟ و یا نگاه یک دانشگاه که دانشجویانش چقدر در اصطکاک و استرس پاس کردن ترم‌ها هستند؟ و یا... ، عقل کدامین را ترجیح میدهد؟

دوست گرامی، سر چه بحث میکنیم؟ خلاصه من طرفدار همان پست یک خطی شما (پست ۱۵۷) هستم، و عبارت آرزوی مگی هم در دسترس است، میتوانیم به هر کس میخواهیم نشان دهیم ببینیم چه برداشتی دارد؟ "

Sunday 3 May 2020

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
قصد تاکید بوده و اگر قصد حصر بود مثلا می‌گفت ما تطمئن القلوب الا بذکر الله. اینکه گاو رو مثال زدم برای تحقیر نبود و به نظر من کسی که چنین آرزویی بکنه مقام بالایی داره و گفته شده که عمر یا ابوبکر چنین چیزی گفتن که ای کاش گوسفندی بودم ... و من این رو میذارم به حساب درک بالای این افراد از رنج انسان بودن.
درسته من نمیتونم بگم منظور مگی دقیقا همین بوده اما وقتی به مذهب یا مکتب می رسیم انصافا کار رو برای بشر راحت کردن، مکتب از هر نوعش کار اندیشیدن و رنج بردن رو راحت کرده و به جای انسان اندیشیده و انسان فقط باید اون رو بپذیره و به آرامش برسه.
اینکه گفتین فرق هست بین آرامش مواد مخدر و آرامش حاصل از یک کارکرد ذهنی، من فکر نمیکنم در نتیجه اونها فرق زیادی باشه، هر دو در اثر ترشح هورمون هایی در مغز به دست میاد و هر دو یک حس به انسان میده و حتی ممکنه با مواد مخدر این حس قوی تر باشه. من عوارض مواد مخدر رو رد نمیکنم و متوجه ایراد عمیق چنین کاری هستم اما اگر آرامش، غایت آرزوی انسان باشه هر دوی اینها به همون میرسن.
طبیعیه که انسان خسته و رنج دیده گاهی چنین آرزویی هم داشته باشه، اما آرامش فقط بخشی از مردم رو قانع می‌کنه و بخش دیگه ای از مردم آرامش دایمی نمیخوان و ازش خسته میشن و دنبال ماجراجویی تازه میرن.
نقل قول:
قصد تاکید بوده و اگر قصد حصر بود مثلا می‌گفت ما تطمئن القلوب الا بذکر الله.
منافاتی ندارد، چون یکی از آثار حصر، تاکید هم هست، و در کتب ادبی برای حصر، طرقی گفتند، و مثال شما یکی از آنهاست، بلی نفی واثبات صریح در حصر است، و از دو مهره زبانی استفاده میکند، با واژه انما و یا فقط در فارسی، از یک مهره زبانی برای حصر استفاده میشود، و تقدیم ما حقه التاخیر از نظم گرامری زبان برای افاده حصر استفاده میشود، و این در همه زبانها هست، تقدیم خلاف گرامر هر عنصر کلامی، اقتضای نوعی تاکید گوینده بر آن عنصر دارد، که یکی از اغراض شایع آن، افاده حصر است.

نقل قول:
اینکه گاو رو مثال زدم برای تحقیر نبود و به نظر من کسی که چنین آرزویی بکنه مقام بالایی داره و گفته شده که عمر یا ابوبکر چنین چیزی گفتن که ای کاش گوسفندی بودم ... و من این رو میذارم به حساب درک بالای این افراد از رنج انسان بودن.
انسان بودن رنج ندارد، این توهین به وجود عقل در انسان است، آیا شده است که وقتی کسی به یک تابلوی نقاشی بسیار دقیق و حرفه‌ای و زیبا خیره میشود و بهت‌زده میشود، بگوید: ای کاش گاو یا گوسفند بودم آن وقتی که مواجه با چنین تابلویی شدم؟! انسان عاقل وقتی به جهان نگاه میکند، هر چند حیرت میکند، اما هرگز نمیگوید ای کاش گاو بودم آنگاه که با این جهان حیرت‌آور مواجه میشدم، بزرگان ریاضی و فیزیک در وقت بحرانهای علمی چنین کلماتی گفتند که ای کاش با ریاضیات و فیزیک آشنا نشده بودم اما یاد ندارم گفته باشند که ای کاش مثلا گاو بودم، و آنچه ار ابوبکر و عمر نقل کردید ربطی به عقلانیت ندارد بلکه مربوط به گرفتاری حساب و کتاب اخروی است که تصریح کرد: «لیس علیك حساب ولا عذاب» گفت خوشا به حالت که نه حساب رسی داری و نه عذاب.

نقل قول:
درسته من نمیتونم بگم منظور مگی دقیقا همین بوده اما وقتی به مذهب یا مکتب می رسیم انصافا کار رو برای بشر راحت کردن، مکتب از هر نوعش کار اندیشیدن و رنج بردن رو راحت کرده و به جای انسان اندیشیده و انسان فقط باید اون رو بپذیره و به آرامش برسه.
این همه رساله عملیه است که میگویند تقلید مجتهد بکن و راحت و آرام باش، اما همگی اتفاق دارند که اگر در اعتقادت تقلید کنی مسلمان نیستی، میتوانید به هر رساله مراجعه کردید در ابتدای آن این را بیابید.

نقل قول:
اینکه گفتین فرق هست بین آرامش مواد مخدر و آرامش حاصل از یک کارکرد ذهنی، من فکر نمیکنم در نتیجه اونها فرق زیادی باشه، هر دو در اثر ترشح هورمون هایی در مغز به دست میاد و هر دو یک حس به انسان میده و حتی ممکنه با مواد مخدر این حس قوی تر باشه. من عوارض مواد مخدر رو رد نمیکنم و متوجه ایراد عمیق چنین کاری هستم اما اگر آرامش، غایت آرزوی انسان باشه هر دوی اینها به همون میرسن.
جز اظهار تعجب از این گفته شما چه میتوانم بکنم؟! در بحث قبلی ما بیش از دو هزار سال بشر در پی تربیع دایره بود و ریاضیدانان آرامش نداشتند تا بفهمند خلاصه عدد پی گنگ است یا خیر؟ آیا تربیع دایره ممکن است یا محال است؟ وقتی در سال ۱۷۶۱ لامبرت ثابت کرد که عدد پی گنگ است تمام جهان علم و ریاضیات، نفس راحت کشیدند و آرام گرفتند، آیا ممکن بود که به جای اقامه برهان دقیق، به ریاضیدانان یک هورمون تزریق کنند تا آرام بگیرند؟ الآن جهان پزشکی قرار و آرام ندارد تا بفهمد ویروس کرونا چه مدلی دارد؟ آیا میپذیرند از من و شما که بگوییم مشکل شما در تزریق هورمون آرامش است؟ تاثیرگزاری هورمونها در محدوده متابولیسم است، و حتی نمیتوانند تاثیر مستقیم در حوزه ژنتیک انسان داشته باشند، چه برسد به آرام‌بخشی برای معماهای هزار ساله علمی بشر که جز برهان علمی او را آرام نمیکند، و هر چند آرزوی ما این باشد که اثبات برهانی و کشف و درک قواعد و قوانین ریاضی را تنها به عملکرد مغز برگردانیم ولی مگر هر آرزویی محقق میشود؟ آیا آرزوی کسی که تازه با رادیو مواجه شده و با برداشتن پیچ‌گوشتی آرزو دارد هر طور شده گوینده سخن داخل رادیو را پیدایش کند، آیا به آرزویش میرسد؟ بشر تازه به آنتن‌های گیرنده مغز رسیده، هنوز تا رسیدن به فرستنده‌های بیرون مغز خیلی مانده است.

نقل قول:
طبیعیه که انسان خسته و رنج دیده گاهی چنین آرزویی هم داشته باشه، اما آرامش فقط بخشی از مردم رو قانع می‌کنه و بخش دیگه ای از مردم آرامش دایمی نمیخوان و ازش خسته میشن و دنبال ماجراجویی تازه میرن.
هر دو مورد میتواند در محدوده تاثیر هورمونها و ژنها باشد، اما شک نداریم که کشف معضلات علمی، نه ژنها میتوانند در آن تاثیر بگذارند و نه هورمونها، یعنی رسیدن به اینکه ارقام عدد پی حتما و حتما و حتما تا بینهایت ادامه دارد، ناشی از ساختار ژنتیکی بشر یا کم و زیاد بودن هورمون خاص نیست.
. "

Saturday 2 May 2020

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
اینکه گفتم آرامش «شاید» هدف نهایی انسان باشه، به این خاطر بود که از ظاهر زندگی انسان اینجور برداشت میشه، و من فکر میکنم منظور مگی هم همین بوده که از چنین آرامشی محروم بوده. مثل اینکه انسان آرزو کنه کاش من گاوی بودم که می چرید و رنج دانستن نداشت، رنج دانستن بسیار سنگینه و عجیب نیست که افرادی از شدت این رنج به هر چیزی پناه ببرن.
کلمه «فقط» رو شما در ترجمه فارسی به آیه اضافه کردین و از متن عربی اینجور برداشت نمیشه، «فقط» ترجمه ی «ب» نیست.
مواد مخدر هم آرامش میاره و همچنین الکل، و حتی یک افسانه که افراد با اون خوشحال میشن و گاهی اون رو باور میکنن، یک قطعه شعر، تماشای دشت و صحرا، یوگا و ... برای بسیاری از انسانها، آرامش هدف نهاییه، اما نه لزوما برای همه.

آیا آرامش واقعا هدف نهایی انسانه؟ در این صورت باید گفت که اگر مغز انسان فرگشت پیدا نمی‌کرد و موجودی بود مثل شامپانزه و از رنج دانستن بی بهره بود، آرامش بسیار بیشتری داشت.
گمان نمیکنم مگی میخواهد بگوید کاش گاو بودم! صریحا میگوید: «من یک ایده‌آلیست اشراقی هستم»، و این در فضای فلسفه کلمه بزرگی است، لذا در جواب سؤال که میپرسد (اینجا): «با این حال شما به امر قدسی اعتقاد دارید؟» جواب میدهد: «بله، من به امر قدسی اعتقاد دارم و تصور می‌کنم که وقتی به یک موسیقی زیبا گوش می‌کنم، یا یک فیلم فوق‌العاده را می‌بینم با چیزی در ارتباطم که هرگز نمی‌توانم آن را در کلمات بگنجانم. چیزی که بیرون از گنجایش این دنیا و غیرتجربی است.» چنین کسی که میگوید با چیزی در ارتباطم، آیا آرزو میکند کاش گاو بودم؟

کلمه «فقط» از باء نیامده است، بلکه از نظر ادبی، از تقدیم ما حقه التاخیر آمده است، یعنی فرق است بین: الا تطمئن القلوب بذکر الله، و الا بذکر الله تطمئن القلوب، اولی طبیعت نحوی کلام است و دومی کلامی که قصد حصر به آن شده است، مثل فرق نعبدک با ایاک نعبد.

مواد مخدر، آرامش تخدیری میاورد، مربوط به بدن است، اما حل مسائل علمی، آرامش عقلی میآورد، دانشمندی که مثلا سی سال در پی جواب یک معمای علمی بوده، وقتی به جواب قانع کننده میرسد، به آرامش عقلی میرسد که با مخدرات فرق دارد.

آرامش از آثار وصول به کمال است، آرامش بدون رسیدن به کمال، ادای آرامش درآوردن است، و فرگشت مغز، علی المبنی، بستری برای عقل فراهم کرده تا به کمال عقلی برسد، و کمال عقلی لازمه‌اش آرامش است.
. "

Friday 1 May 2020

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
" بعد از مدتها که سر نزده بودم، الآن این ویرایش شما را دیدیم، ویدئوی جالبی است، ولی خوب قدیمی است، هر دو نفر پس از حدود ۹۰ سال، در گذشتند، مگی هنوز یک سال نشده، و جمله جالبی از او در ویکی نقل کردند:

برایان مگی ندانم‌گرا بود. او در گفت‌وگویی در اوایل دهه ۱۹۹۰ (میلادی) با رامین جهانبگلو گفته بود: «من یک ایده‌آلیست اشراقی هستم، ولی فرد مذهبی نیستم و به خدا و جاودانگی روح اعتقاد ندارم، اما الان که ۷۰ سال سن دارم، آرزو می‌کنم که ای کاش در من اعتقاد مذهبی وجود داشت. این چیزی است که دلم می‌خواهد.»

فرصت کردم این جمله او را در تاپیک ارزیابی پتانسیل بقاء، اضافه خواهم کرد. "

Tuesday 28 April 2020

hosyn سرنگار جدیدی با عنوان ارزیابی پتانسیل بقاء ساخت
" در اینجا به پستی برخورد کردم که ابراز اطمینان شده بود که باورهای دینی به زودی از بین بشر رخت برمیبندد: کرونا را قدر بدانیم

برایم جالب بود، چون نقطه مقابل همین اطمینان را من در خودم مییابم! و میدانیم که حصول اطمینان برای افراد، فرایند خاص خود دارد، و هر چند منطق دو ارزشی ارسطوئی، تار و پود ذهن بشر را تشکیل میدهد، اما شالوده ذهن بشر و ساختار اصلی تفکر او بر منطق فازی بنا شده است، و حصول اطمینان یعنی کاربست ضوابط منطق فازی، و همیاری دانسته‌ها و تشابک شواهد و تعاضد قرائن و تجمیع مؤیدات، و لذا بررسی شواهد، کار بسیار خوب و پسندیده‌ای است، و در همانجا یک پست ارسال کردم، و ایشان بخشی از شواهد خود را ذکر کردند، و اگر مایل باشند بحث را در اینجا ادامه میدهیم:
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
من اطمینان دارم که به مرور زمان بی فایده بودن و مضر بودن باورهای شما در این سطحی که مدعی هستین برای همه بشریت مشخص میشه و در آینده ای که دور هم نیست اثری از این باورها باقی نمی مونه؛ به همین سادگی.
اطمینان جالبی است، لابد شواهدی هم برای آن دارید، و برای من جالب‌تر این بود که وقتی به ذهن خودم مراجعه کردم دیدم درست ۱۸۰ درجه مقابل این اطمینان شما، من اطمینان دارم که وقتی بحثها دقیق و آکادامیک شد، روز به روز اصول اعتقادی دینی، طرفداران بیشتری پیدا میکند، و من هم برای اطمینان خودم با اطلاعات ناقصم، شواهدی دارم که اگر شماره بزنم بیش از صد شاهد میشود، و خیلی خوب است که شواهد یکدیگر را ذکر کنیم و تقویم نماییم.

البته مطالبی که یا واقعا خرافه هستند و یا در زمان ما فعلا باید در لیست خرافه قرار بگیرند، کم نیستند، و گرایش نوع بشر، به چیزهایی است که فعلا آن را به وضوح میتواند درک کند.

این حرفهایی که الآن عصر ما رد و بدل میشود، به گمانم از دیر زمان به بهترین وجه ممکن با رویکرد مشابه، از دو طرف بوده است، و مشخصا از طرف کسانی که به زندقة شناخته میشدند، مطرح میشده است، و تلاشهایی ظریف سامان میدادند تا بلکه هر چند به مرور زمان اما در نهایت زلزله‌ای در دیدگاه معنویت‌باور ایجاد کنند، ابن مقفع یک گروه حسابی تشکیل داده بود، و بسیار کار فرهنگی کرد، زرین‌کوب در دو قرن سکوت پس از ذکر نامه ابن مقفع به خلیفه در باب چاره‌اندیشی تناقضات احکام شرع، میگوید: «نشان میدهد که نویسنده بیش از آنکه در پی چاره‌جویی باشد قصدش عیب‌جویی است»، و اگر دو قرن سکوت زرین‌کوب تحلیل آزاد شود به گمانم عنوان کتاب نزد تحلیلگر عوض میشود.
"

Sunday 22 March 2020

hosyn سرنگار جدیدی با عنوان فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم

اين مقاله را در شب عيد غدير چندین سال پیش در سايت سلفي انجمن اينترنتي مسلمان ارسال كردم:

دوستان در عناوين اين سايت، به كلمه "افسانه" زياد برخورد كرده‌اند، از چيزهائي كه براي شخص من، إعجاب‌آور بوده، قضيه متواتر بودن حديث غدير خم نزد اهل سنت است، به طوري كه اگر پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر غدير، دودمان پروژه مخفي‌سازي غدير را بر باد نداده بود، بدون شك امروز يكي از مهمترين عناوين افسانه‌اي در اين سايت و امثال آن، مسأله غدير بود!
داد اين سخن به افلاك ميرسيد كه بابا!!! غدير را مادرهاي بچه‌هاي شيعه وقتي ميخواهند بچه را خواب كنند به عنوان لالائي در گوش بچه ميخوانند!!

براي پي بردن به اهميت مسأله، عرض ميكنم كه حتي تا قرن هشتم و نهم، اين يك جواب كلاسيك علماي اهل سنت به شيعه بود كه حديث غدير يك خبر واحد است كه احدي نميتواند بگويد متواتر است! چرا؟؟ چون چگونه ميخواهد حديثي متواتر باشد و حال آنكه شيخين بخاري و مسلم در دو صحيح‌ترين كتاب حديث آن را نقل نكرده‌اند!

مثلا خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد ادعاي تواتر حديث غدير مي کند و فاضل قوشچي در شرح آن مي گويد: "و اجيب بانه غير متواتر بل هو خبر واحد في مقابلة الاجماع کيف و قد قدح في صحته کثير من اهل الحديث و لم ينقله المحققون منهم کالبخاري و مسلم و الواقدي و اکثر من رواه لم يرو المقدمة التي جعلت دليلا علي ان المراد بالمولي الاولي بالتصرف".

خوب دقت كنيد ميگويد: خبر واحد است كه صحيح هم نيست!! جالبتر از اين، سخن ابن تيميه در منهاج السنة است، ميگويد اما اين دعاي پيامبر "اللهم وال من والاه ..." به اتفاق اهل معرفت به حديث، دروغ است!!:

منهاج السنة النبوية - ابن تيمية (7 / 55) :
الوجه الخامس أن هذا اللفظ وهو قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كذب باتفاق أهل المعرفة بالحديث

و ميگويد جمله "من كنت مولاه فعلي مولاه" محل اختلاف است، و بخاري و عده‌اي ديگر ضعيف دانسته و بعضي حسن دانسته‌اند!!، و ابن حزم گفته من كنت مولاه اصلا از طريق ثقات صحيح نيست!!:

منهاج السنة النبوية [جزء 7 - صفحة 319]
لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلى مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب ....أما قوله من كنت مولاه فعلي مولاه فليس هو في الصحاح لكن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس في صحته فنقل عن البخاري وإبراهيم الحربي وطائفة من أهل العلم بالحديث انهم طعنوا فيه وضعفوه ونقل عن احمد بن حنبل انه حسنه كما حسنه الترمذي وقد صنف أبو العباس بن عقدة مصنفا في جميع طرقه وقال ابن حزم الذي صح من فضائل علي فهو .... وأما من كنت مولاه فعلى مولاه فلا يصح من طريق الثقات أصلا!!!


اكنون اي منصفين، با دقت، پروژه مخفي‌سازي غدير را توسط فحول ميدان حديث، دنبال كنيد، اصلا كي گفته غديري بوده؟ يك خبر واحد ضعيف كه امثال بخاري آن را تضعيف كنند چه ارزشي دارد؟ آيا بيش از يك افسانه است؟ ببينيد چگونه امثال ابن تيميه با خوشحالي تمام مثل حلوا مرتب در دهن خود دور ميگردانند كه حديث غدير در كتب صحاح نيامده است! اساسا كتب صحاح براي همين تدوين شده است كه هر چه در آن نيامده و كسي حرفش را زد فورا دهنش را ببندند!

به جرأت ميتوان ادعا كرد، اگر ابن تيميه ميدانست 7 قرن بعد يكي از بزرگترين شاگردان مكتب سلفيش، آنچنان مشت محكمي بر دهن او ميزند، هرگز حاضر نبود چنين در رد حديث غدير خوشحالي كند، البته اين شاگرد او در قرن 14 يعني ناصر الدين الباني، در زمان برايند يك فرايند معجزگونه واقع شده بود كه توسط او خشت آخر آن نهاده شد، يعني اين هفت هشت قرن نياز بود تا مطلب به حدي برسد كه او با پير و مراد خود اينچنين تندي كند، و الحمد لله علي إنجاز مواعيده.

خوب است گزيده اين روند و پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر حديث را با هم مرور كنيم:

ابتدا بايد عرض كنم مگر ميشود حقائق را براي هميشه مخفي كرد؟ خلاصه يك جائي درز ميكند! خوشبختانه در صحيح مسلم كه "من كنت مولاه" را نياورد اما يك كلمه بر جا گذاشت كه پيامبر وقتي از حجة الوداع برميگشتند در آبگاهي به نام خم بين مكه و مدينة خطبه خواندند و حديث ثقلين را نقل ميكند!! به‌به!! خيلي خوب شد! پس در صحيح آمد كه در غدير خم حضرت خطبه خواندند اما مسلم فقط يك جمله آن را آورد، خطبه كه به يك جمله گفته نميشود، پس بايد ببينيم تمام اين خطبه چه بود؟ گويا خيلي هم غدير افسانه نيست!!:

صحيح مسلم (7 / 122) :
6378 - حدثنى ... ثم قال قام رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال....

همه ميدانيم مسائل مهم و بنيادي در يك فرهنگ را هر كسي نميتواند پايه‌ريزي كند، بايد يك كسي باشد كه مقبوليت نزد عالم و جاهل داشته باشد، و تا آنجا كه من ميدانم كاراكتر قهرمان بحث ما كسي جز امام ذهبي نيست، اما دست يكي صدا ندارد، اگر امام ذهبي هم چيزي بگويد ولي ديگر خبره‌ها با او موافقت نكنند باز كاري از پيش نميرود، اينجاست كه دست ديگر ميشود جناب ابن كثير، و با هم يك دهن‌كجي عجيبي به استادشان ابن تيميه ميكنند، هر دو بر خلاف ابن تيميه كه ميگويد: اساسا "من كنت مولاه" صحيح نيست ميگويند (به مضمون) اصلا "من كنت مولاه" نياز به اسناد ندارد چون حديث متواتر مستغني از ذكر سند است! عبارت ابن كثير در تاريخش و سيره‌اش اين است:

البداية والنهاية - (5 / 233) -- السيرة النبوية لابن كثير - (4 / 426)
وقد قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: بعد إيراده هذا الحديث هذا حديث منكر جدا ... قال: وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزيادة قوية الاسناد وأما هذا الصوم فليس بصحيح ولا والله ما نزلت هذه الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام والله تعالى أعلم.

من عبارت ذهبي را كه ابن كثير نقل ميكند نيافتم اما نزديك آنرا در خصوص روزه 18 ذيحجة كه ابوهريره نقل ميكند ثواب 60 ماه عبادت دارد در رساله طرق ميگويد:

رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه للإمام الذهبي (ص: 20) :
... هذا حديث منكر غير صحيح، فقد ثبت نزول هذه الاية يوم عرفة بعرفة وصوم هذا اليوم لا فضيلة فيه أبداً على التعيين كيف والرافضة يتخذونه عيداً ويحتفلون له وما أدري على من يحمل هذا الحديث

و معلوم ميشود ذهبي نميداند كه شيعه كه غدير را عيد ميگيرند در عين حال يكي از چهار روز ممتاز سال براي استحباب روزه هم ميدانند! به هر حال ذهبي در كتب ديگرش تصريح ميكند كه متواتر است:

تاريخ الإسلام للإمام الذهبي (14 / 338) :
قلت: ومعنى هذا التشيع حب علي وبغض النواصب، وأن يتخذه مولى، عملاً بما تواتر عن نبينا صلى الله عليه وسلم: من كنت مولاه فعلي مولاه. أما من تعرض إلى أحد من الصحابة بسبب فهو شيعي غال نبرأ منه.

سير أعلام النبلاء (8 / 334) :
فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: " من كنت مولاه فعلي مولاه ". هذا حديث حسن عال جدا، ومتنه فمتواتر.


سير أعلام النبلاء [14 /277]
قلت:جمع طرق حديث:غدير خم، في أربعة أجزاء، رأيت شطره، فبهرني سعة رواياته، وجزمت بوقوع ذلك.

از اين به بعد راه تواتر براي حفاظ و محدثين آسانتر ميشود، ابن جزري كه فاصله چنداني با ذهبي و ابن كثير ندارد ميگويد متواتر است:

مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب - ابن الجزري [ص 2]
.... قال سمعت عليا رضي الله عنه بالرحبة ينشد الناس من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» فقام إثنا عشر بدريا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك. هذا حديث حسن صحيح من وجوه كثيرة تواتر عن أمير المؤمنين علي وهو يتواتر أيضا عن النبي صلى الله عليه وسلم رواه الجم الغفير عن الجم الغفير ولا عبرة بمن حاول تضعيفه ممن لا اطلاع له في هذا العلم ....

و همچنين حافظ ابن حجر ميگويد:

فتح الباري - ابن حجر [7 /74]
واما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة في كتاب مفرد وكثير من اسانيدها صحاح وحسان وقد روينا عن الامام احمد قال مابلغنا عن أحد من الصحابة مابلغنا عن علي بن أبي طالب

مناوي در شرح جامع صغير حافظ سيوطي از او نقل ميكند كه متواتر است:

فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي (6 / 282) :
قال الهيثمي : رجال أحمد ثقات وقال في موضع آخر : رجاله رجال الصحيح وقال المصنف : حديث متواتر.

التيسير بشرح الجامع الصغير ـ للمناوى (2 / 855) :
ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حديث متواتر

در تعليقه مسند ميگويد: .... وقوله: "من كنت مولاه فعلي مولاه" أورده السيوطي في "الأزهار المتناثرة في الأحاديث المتواترة" برقم (100)

و همچنين آلوسي در تفسيرش قول ذهبي را نقل ميكند كه متواتر است:

تفسير الألوسي - (5 / 69)
وعن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد ، وأما صيام ثماني عشرة ذي الحجة فليس بصحيح ولا والله نزلت تلك الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام .

كشف الخفاء للعجلوني(2 / 1588) :
2591 - من كنت مولاه فعلي مولاه
رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور

كتاني در كتاب نظم المتناثر من الحديث المتواتر، از سيوطي در كتابش الفوائد المتكاثرة نقل ميكند وجه تواتر را:

نظم المتناثر - (1 / 194) الكتاني
232 (من كنت مولاه فعلي مولاه).
أورد فيها (يعني السيوطي) أيضا من حديث (1) زيد بن أرقم (2) وعلي (3) وأبي أيوب الأنصاري (4) وعمر (5) وذي مر (6) وأبي هريرة (7) وطلحة (8) وعمارة (9) وابن عباس (10) وبريدة (11) وابن عمر (12) ومالك ابن الحويرث (13) وحبشي بن جنادة (14) وجرير (15) وسعد بن أبي وقاص (16) وأبي سعيد الخدري (17) وأنس (18) وجندع الأنصاري ثمانية عشر نفسا وعن عدة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله وعن اثني عشر رجلا منهم (19) قيس بن ثابت (20) وحبيب بن بديل بن ورقاء وعن بضعة عشر رجلا منهم (21) يزيد أو زيد بن شراحيل الأنصاري.
(قلت) ورد أيضا من حديث (22) البراء بن عازب (23) وأبي الطفيل (24) وحذيفة بن أسيد الغفاري (25) وجابر وفي روايلأحمد أنه سمعه من النبي صلى الله عليه وسلم ثلاثون صحابيا ، وشهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته، وممن صرح بتواتره أيضا المناوي في التيسير نقلا عن السيوطي وشارح المواهب اللدنية وفي الصفوة للمناوي قال الحافظ ابن حجر حديث من كنت مولاه فعلي مولاه خرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها ابن عقدة في مؤلف مفرد وأكثر أسانيدها صحيح أو حسن اه.


و بالأخره نوبت به شاگرد ديگر مكتب ابن تيميه در قرن 14 ميرسد، يعني ناصر الدين الباني دمشقي در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة، كه حديث "من كنت مولاه" را متواتر ميداند، و عجيب‌تر اينكه ميگويد اساسا من اين را تفصيل دادم چون ميخواستم اشتباه ابن تيميه را به همگان گوشزد كنم! ابن تيميه بسيار، سريعا حديثي را ضعيف ميشمارد قبل از اينكه همه طرق و سندهاي آنرا ببيند!:


السلسلة الصحيحة (4 / 249) :
1750 - " من كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه ". ........ وقد ذكرت وخرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام على أسانيدها بصحة الحديث يقينا، وإلا فهي كثيرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده وطرقه، وما ذكرت منها كفاية. .......... إذا عرفت هذا، فقد كان الدافع لتحرير الكلام على الحديث وبيان صحته أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية، قد ضعف الشطر الأول من الحديث، وأما الشطر الآخر، فزعم أنه كذب <1>! وهذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها ويدقق النظر فيها. والله المستعان.
<1> مجموع الفتاوى - ابن تيمية (4 / 417) :
وأما قوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه} . . . إلخ " فهذا ليس في شيء من الأمهات؛ إلا في الترمذي وليس فيه إلا: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} ..... وقوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} فمن أهل الحديث من طعن فيه كالبخاري وغيره؛ ومنهم من حسنه

در موضعي ديگر ميگويد: من وجهي براي سرعت گرفتن ابن تيميه در تكذيب حديث نميبينم مگر اينكه ميخواهد خيلي سريع جواب شيعه را بدهد!! :

السلسلة الصحيحة (5 / 222) :
2223 - " ما تريدون من علي؟ إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي ". ........ وأخرجه أحمد (1 / 330 - 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا. وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: " من كنت مولاه فعلي مولاه.. " وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (1750) . فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث وتكذيبه في " منهاج السنة " (4 / 104) كما فعل بالحديث المتقدم هناك، مع تقريره رحمه الله أحسن تقرير أن الموالاة هنا ضد المعاداة وهو حكم ثابت لكل مؤمن، وعلي رضي الله عنه من كبارهم، يتولاهم ويتولونه. .... هذا كله من بيان شيخ الإسلام وهو قوي متين كما ترى، فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع والمبالغة في الرد على الشيعة، غفر الله لنا وله.

در جاي ديگر ميگويد: اين حديث صحيح است بالاترين حدي كه ميتواند يك حديث صحيح باشد:

السنة - ابن أبي عاصم، وظلال الجنة (الألباني) - (2 / 338) وثانيا من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وهو حديث صحيح غاية جاء من طرق جماعة من الصحابة خرجت أحاديث سبعة منهم ولبعضهم أكثر من طريق واحد وقد خرجتها كلها وتكلمت على أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة

خداي متعال را شكرگزاريم كه در عصري زندگي ميكنيم كه مسلمين ديگر شك در وقوع قضيه غدير خم ندارند، و تنها اختلاف آنها بر سر مراد پيامبر از اين حديث است، و بالأخره گذشت زمان يكه‌تازي و جولان دادن كساني كه باد در غبغب انداخته و ميگفتند حديث غدير خبر واحد است كه صحيح بودن آن هم معلوم نيست!!! اكنون بخاري و مسلم مانده‌اند و سؤال مسلمانها كه آيا شما كه جزئي‌ترين قضاياي پيامبر را نقل ميكنيد چه شد كه يك قضيه مهم متواتر در زندگي حضرت را نياورديد؟ آيا هيچ سند صحيح براي آن نيافتيد!! يا ديديد همه اذهان با شنيدن حديث غدير ناخودآگاه درگير قضيه سقيفه ميشود؟!

و الله الكافي
"

Wednesday 30 August 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:08PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند