بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

ناقد ناقد حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 4 از 4
  1. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    lợi ích chữa đau họng của tỏi : Dịch chiết của tỏi là 1 trong trong những loại thuốc rất tốt để chữa đau họng, viêm họng. tỏi đen có độ sát khuẩn rất cao mà lại rất lành tính nên bạn gái có thể trọn vẹn yên tâm khi dùng nhé.
    Tham khảo thêm: https://tocxinheva.blogspot.com/2017...-cu-toi-e.html
    543416524
  2. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi đen chữa bệnh gì : giúp điều chỉnh lượng đường trong máu
    củ tỏi có công dụng chuyển hóa glucose trong gan,làm gia tăng sư phóng thích Insulintự do trong máu, làm giảm lượng đường trong máu và nước tiểu. bởi vậy, lúc sử dụng tỏi đen thường xuyên có thể chữa được bệnh tiểu đường.

    Tham khảo bài viết này: https://thammyvienuytinweb.wordpress...uong-suc-khoe/
    744067573
  3. Vajiheh
    Friday 9 December 2016
    Vajiheh
    خوااااهش!
  4. Vajiheh
    Friday 9 December 2016
    Vajiheh
    سلام... خیلی خوش اومدین...

درباره من

  • درباره ناقد
    جنسيت
    نامشخص

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 10 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Friday 31 May 2013

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Sunday 10 December 2017
07:34PM - ناقد گفتاری از Freedom1 در ج: شوی بست نشینی نقل کرد
احمدی نژاد پدید...
Saturday 2 December 2017
11:59AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: شوی بست نشینی نقل کرد
لات، از چشم افتا...
Thursday 26 October 2017
12:08PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
اِند همه چیز هست...
Wednesday 25 October 2017
02:57PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
زنده باد اصلاحا...
Tuesday 24 October 2017
10:33AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
پس واقع گرائی یع...
Monday 23 October 2017
11:52AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
یک نفر با یک کاس...
Saturday 21 October 2017
11:01AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
این که شما دوست ...
Thursday 19 October 2017
10:19AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
کی گفته توافق وج...
Monday 16 October 2017
02:14PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سخنان جنجالی ترامپ نقل کرد
با همه این صغرا ...
Sunday 8 October 2017
10:03PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
احیمق بهت میگم از کتا...
12:20PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
بحث و مناقشه و م...
12:02PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
انسانهائی هستن...
06:21AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
...تم در زمان ناقد بودن گوش ند...
Saturday 7 October 2017
04:08PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: جناب عمر یک ثواب می برد یا دو ثواب ؟! نقل کرد
قصد اهانت به هیچ...
04:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
ثانیا لعن و سب ش...
02:54PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
تا حالا شما را م...
02:17PM - bisetareh گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
تا حالا شما را م...
02:10PM - ناقد گفتاری از bisetareh در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
آقای ناقد با این...
02:09PM - bisetareh گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
یک شیعه حق ندارد...
01:27PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: سوالي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام نقل کرد
... نامم را هم ناقد گذاشته ام ب...

دیوارۀ کاربر

ناقد به سرنگار شوی بست نشینی پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
احمدی نژاد پدیده هست اما اینجا چه چیزی پدیده نیست؟
بلی درست است. پدیده بودن احمدی نژاد ناشی از پدیده بودن خودمان است. نظام و ساختار و از همه مهمتر فرهنگ سیاسی ما پدیده ای بی نظیر است...
شما از ذکر مثال صرف نظر کردید، اما آن چه عیان است چه حاجت به بیان است؟

در کدام کشور مدعیان دین و اخلاق، اموال بیت المال را به این راحتی غارت می کنند و تازه طلبکار هم هستند؟
کجای دنیا این قدر از دین و مذهب استفاده ابزاری می شود و دکان ریا و عوامفریبی این قدر رونق دارد؟
در کدام کشور روسای جمهورش همگی مغضوب و از چشم افتاده هستند؟
چرا ایران رتبه اول یا دوم افسردگی و غمگینی و عصبانیت و ناامیدی را به خود اختصاص داده است؟
واقعا کدام کشور در دنیا (البته بجز کره شمالی که در نوع خودش آن هم پدیده است) با آمریکا قهر است؟
کدام کشور وقتی مثل ما با بحران های حیاتی مثل کم آبی و مشکلات زیست محیطی و بیکاری و رکود اقتصادی و... روبه به روست بی خیال است و آن هایی که باید پاسخگو باشند و کاری کنند فقط شعار می دهند و بدتر آن که یا مشغول غارتگری هستند و یا درگیر مباحثات بیهوده سیاسی و یا جنجال و روکم کنی با خارج هستند؟
وقس علی هذا....

آری من هم بعضی وقت ها ناامید می شوم و می گویم اوضاع درست شدنی نیست. به قول قدیمی ها هر سال دریغ از پارسال... اما به هر حال به قول شاعر از ماست که بر ماست. تا خود نخواهیم و همت نکنیم و آستین بالا نزنیم اوضاع رو به راه نمی شود. حداقل دعا کنیم نسل های بعدی مثل ما این قدر مشکل نبینند و حسرت نخورند. "

10 ساعت پيش

ناقد به سرنگار خورشید هدایت پاسخ داد.
" وجود ذی جود پیامبر اکرم ابعاد مختلفی دارد. از جنبه عرفانی، شخصیت پیامبر در اوج قرار دارد. لذا پیامبر اکرم از نگاه عارفان جایگاه ویژه ای دارد. عرفا از جمله محی الدین عربی قائل به نظریه انسان کامل هستند، در نتیجه جست وجوی انسان کامل و درک مقامات و ویژگی هایش برایشان خیلی مهم است. پیامبر به عنوان قطب اکبر و تجلی اعظم، مصداق اتم و اکمل انسان کامل است، لذا کلیه مراتب عرفانی را پیموده و اسوة العارفین است. او نه فقط اشرف کائنات، که سرآمد همه انبیا و اولیاست:
نام احمد نام جمله انبیاست
چون که صد آمد نود هم پیش ماست

به همین دلیل نخستین سوال شمس تبریزی از مولانا جلال الدین این بود که آیا مقام بایزید بسطامی بالاتر است یا مقام رسول اکرم؟ مولانا بی درنگ گفت خوب معلوم است مقام پیامبر. شمس گفت پس چرا بایزید گفته: سبحانی ما اعظم شأنی، اما پیامبر فرمود ما عرفناک حق معرفتک؟
این سوال مولانا را به فکر فروبرد و دریافت که عالم عرفان، عالمی پیچیده است. البته بعدها با کمک شمس پاسخ سوال را یافت: ظرف وجودی بایزید محدود بود، لذا ادعای کمال کرد، اما ظرف کمال پیامبر نامحدود بود... لذا کمالات و مقامات پیامبر نامتناهی است و عبارت "وارفع درجته" بعد از تشهد نماز ظاهرا اشاره به این مراتب است که حتی در عالم آخرت، رفعت مرتبه و ارتقای مقام پیامبر توقفی ندارد.
عرفا گفته اند "العبودیة جوهرة کنهها الربوبية" و بالاترین افتخار برای پیامبر عبودیت است... "

يه هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان خورشید هدایت ساخت
" ولد الهدی فالکائنات ضیاء

خورشید هدایت از مشرق حجاز طلوع کرد...
یتیم مکه، پدر معنوی بشریت شد و آن که به مکتب نرفت و خط ننوشت، استاد همه عالمیان شد.
از بیابان تفدیده جزیرة العرب سربرآورد و کام تشنگان ایمان و معرفت را سیراب کرد.
خدایش به «خلق عظیم» و «مقام محمود» و «اسوه حسنه» بستود.
هم او که «رحمة للعالمین» بود و با نرمی و خوشخویی، جماعت جاهل و سنگدل عرب را مجذوب خود نمود.
ملت متشتت عرب را متحد کرد، آن جماعتی که روزگار از طریق خونریزی و غارت می گذرانده و جز خشونت و قساوت چیزی نمی شناختند.
با شهامتی بی نظیر به جنگ سنن جاهلی رفت و بت های شرک و جهالت بشکست.
بلاغت قرآنش، رونق از فصاحت شعر عرب بربود و حکمت و درایتش، سیاست و کیاست فحول قبایل را از سکه انداخت.
تواضعی چون بردگان و خاک نشینان داشت، اما جلال و جبروتش بر دل خدایگان رعب می افکند.
فروغ جاودانه اش در روزگار تاریک جاهلیت بدرخشید. با رخسار برافروخته، آتش به خرمن جان ها زد و دل ها را مجذوب جمال ملکی وملکوتی خود نمود.
حُسنش به اتفاق ملاحت جهان گرفت، و البته آن چه دل ها را برمی آشفت و می ربود، لطف طبع و خوبی اخلاقش بود.
در شب معراج سرمست از نشوه لقاء الله و مشغول سیر فی الحق بالحق بود؛ اما به زمین بازآمد و با سیر فی الخلق بالحق، مامور شد تا خلایق را به همان راهی که خود رفته بود هدایت کند.
در میان خلق بود، اما دل به جای دیگری نهاده بود. صاحبدل «لا ینام قلبی» و مهمان «أبیت عند ربی» بود، لذا تاب این خاکدان نداشت و بسان حاضر غایبی بود که چون دلش از زرق و برق دنیا می گرفت، ندای «أرحنا یا بلال» سرمی داد.
بشری بود به شکل و شمایل سایر انسان ها، اما بهره مند از فیض وحی بود. راهی به آسمان گشوده بود و با ملکوتیان سر و سرّی داشت.
در حرا با دلدار راز می گفت و رازها می شنید. تا این که روزی از روزها آهنگ «اقرأ» بر گوش جانش نواخته شد.
از کوه فرود آمد... در میان جماعت از خدا بی خبر، حرف از خدا زد و در میان مشرکان و بت پرستان نوای توحید سرداد.
خیلی از جمعیت جذب دعوتش شدند و دل به آیینش دادند، اما جماعتی بر او شوریدند؛ زیرا محمد آمده بود تا دکان ظلم و تزویرشان بشکند و بت هایشان را به زیر افکند.
به حکم «فاستفم کما امرت» پایداری کرد و بر جفای دشمن شکیبایی نمود و خون دل ها خورد. شاعر و ساحر و مجنونش نامیدند و عاقبت چون از منطق بازماندند به جنگ و شمشیر روی کردند. با این همه از پای نایستاد و از بار سنگین نبوت شانه خالی نکرد.
بنیان حکومت را در مدینه پی نهاد و احکام شریعت را اجرا نمود. تلاش وافری کرد تا فرهنگ جاهلی را دگرگون کند. کینه و جنگ را به اخوت و صلح مبدل کرد. دادگری را جایگزین ستم کرد و حقوق را بر جایگاه رفیع خود برنشاند. حتی در واپسین ایام حیات، مردم را فراخواند و از آنان خواست تا اگر از آنان دِینی بر عهده دارد، ادا کند.
کرامت انسان و به ویژه زنان را احیا کرد. آن اعراب سنگدلی که از شنیدن مولود دختر بر می آشفتند و نوزادان را زنده به گور می کردند، اینک شاهد عطای کوثر به پیامبرش بودند. او پسری ندارد که نسلش را حفظ کند و اینک بر خلاف رسم و سنت جاهلی، نوادگان و دنبالگان پاکش از دختری هستند که به غایت تکریمش می کرد و ام ابیهایش می خواند.
آری ماه محمد در ظلمت دهر برتافت، سرو قامتش در میان دلبران برخاست، گیسوی مشکینش سلسله دام عشاق شد، به ناوک چشمان، دل عارفان خون کرد و عاقبت و تا ابد، تشنگان و دلدادگان را از جام عشق محمدی، سیراب و مست کرد.... "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار شوی بست نشینی پاسخ داد.
" در واکاوی شخصیت احمدی نژاد باید گفت او یک شخص نیست، بلکه نماینده یک جریان و فرهنگ ریشه دار است. او ما را با ضمیر ناخودآگاه خودمان پیوند می دهد، ضمیری که آکنده از خصلت های نابهنجار فرهنگ سیاسی ماست و به طول تاریخ قدمت دارد.

در این فرهنگ تاریخی: عوامگرایی، خودشیفتگی، خودمحوری، تملق، دورویی، دروغ و دغل، فرصت طلبی، قهرمان پروری، مقدس مآبی، خرافه گرایی، توهم وخردگریزی، بی نظمی و قانون گریزی و ده ها خصلت منفی دیگر دیده می شود که همه ما به نوعی با شدت و ضعف گرفتار آن هستیم. در واقع احمدی نژاد آمد و مانند آینه ای این خصلت ها را به رخ خودمان کشید!

لذا احمدی پدیده ای جالب و قابل توجه است که ناخواسته با او ارتباط برقرار می کنیم، چون ما را به اصل خودمان بازمی گرداند. همان اصلی که انقلاب کردیم تا از آن رها شویم، اما دوباره آن را بازتولید کردیم، چون انگار توان کنده شدن از آن را نداریم. آری همه انسان ها ذاتا دوست دارند در تاریخ و گذشته خود متوقف بمانند؛ اما رمز پیشرفت در رهایی از ناهنجاری های گذشته نهفته است.

نمی گویم ما ایرانی ها خصلت های خوب نداریم، بلی داریم و زیاد هم داریم، اما حداقل به عرصه سیاست که می رسیم نمی دانم چرا بدی ها غلبه می کند. احمدی نژاد هم آمد که خوبی ها و ارزش ها را زنده کند، اما کاملا برعکس شد، چرا که سیاست عالمی تودرتو و شیطنت بار دارد و وسوسه قدرت جایی برای ارزش ها باقی نمی گذارد و در نتیجه ضدارزش ها متولد و حاکم می شود؛ به ویژه در کشوری که هنوز به طور کامل از فرهنگ استبداد رهایی نیافته است.

با این نگاه کلی، بحث فقط در احمدی نژاد و جریان او متوقف نمی ماند، بلکه هر کس دیگری می توان واجد این خصلت ها باشد و ما را با ضمیر تاریخی مان پیوند دهد. اما ویژگی احمدی نژاد صراحت و جسارت اوست. یعنی خیلی زود اسرار را هویدا کرد و از تعارضات و تناقضات سپهر سیاسی ما پرده برداشت. لذا از زمانی که آمد تا کنون مشغول چالش آفرینی است و این چالش ها بیشتر معطوف حاکمیت و ساختارهاست، حاکمیتی که تلاش دارد با محافظه کاری وانمود کند هیچ مشکلی و تعارضی وجود ندارد و اوضاع بر وفق مراد است.

او بارها در برابر اوامر یا توصیه های رهبر ایستاده است. ستایش اولیه رهبر از او، وی را در این عصیان جسورتر ساخته و به نوعی ولی نعمت خود را در تنگنا قرار داده است. طبعا این نافرمانی از نگاه ذوب شدگان در ولایت، گناهی نابخشودنی است، لذا خشمشان را برانگیخته و او را آماج حملات خود قرار داده و با همان ادبیاتی که در همان آینه نمود یافته است، بر او تاخته اند!

احمدی نژاد بر این باور است و حتی بر زبان آورده که سلطنت جدیدی احیا شده و می خواهد آن را به چالش بکشد. اما غافل از این که خود یک سلطان و دیکتاتور کوچک است. خودشیفتگی وعملکرد کلنگی در اخراج فله ای وزرای کابینه و نیز برخوردهای تند و غیراخلاقی او با مخالفان، حاکی از آن است که وی هنوز در همان فرهنگ سیاسی معوج، متوقف مانده و حال که بنا بر اصلاح دارد، نمی داند یا نمی تواند از خود شروع کند. لذا تبدیل به یک اپوزیسون تصنعی شده و به جای آن که پاسخگوی دوران پرتخریب خود باشد، ژست طلبکار و مظلوم را به خود گرفته است.

به همین سیاق همه ما نیز در سطح خود، خودخواه و دیکتاتور و بداخلاق و فرصت طلب و... هستیم. از این رو بسیاری از اندیشمندان و کارشناسان بر این باورند که ما باید روی فرهنگ و ساختارهای بنیادین خود کار کنیم. یعنی تا فرهنگ سیاسی اصلاح نشود، سیاست و حکومت هم درست نمی شود... و این قصه سر دراز دارد و زمانی طولانی می طلبد. قطعا نمی توان انتظار داشت خصلت هایی که طی قرون متمادی در اعماق وجود ما ریشه دوانده، طی سی یا چهل سال درست شود.

ظهور افرادی مثل احمدی نژاد به رغم ویرانگری های جبران ناپذیرش، ناخواسته راهی گشاده است در کوره راه سیاست کشور تا مگر به فکر افتاده و اندکی به فکر علاج بیماری ها و حل مشکلات ساختاری خود بیفتیم... "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار شوی بست نشینی پاسخ داد.
" لات، از چشم افتاده، بددهن، عقده ای، گنده گو، دروغگو و...
تعجب نکنید این ها توصیفات یکی از بالاترین مقامات قضایی کشور در باره احمدی نژاد است!

همان که تا چند سال پیش معجزه هزاره سوم بود و نظراتش به رهبر نزدیکتر از رفسنجانی بود و یکی از بزرگان قم اطاعتش را اطاعت از خدا می دانست ودیگری در خواب دیده بود که امام زمان سفارش کرده بود به او رای دهند و........

واقعا تو این مملکت چه خبره؟ "

يه هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان شوی بست نشینی ساخت
" دولت مهرورزی با برپایی «شوی بست‌نشینی»، در اندیشه تسویه‌حساب با نهادهای حقوقی است؛ درست یا غلط به‌حق یا ناحق. اینک، دولت احمدی‌نژاد بیش از هر زمان دیگری باید سکوت کند. سکوت همواره علامت رضا نیست؛ گاه علامت شرم است. لب‌بستن در وضعیت‌های حاد که آلامی بزرگ مردم را اندوهگین ساخته است.

سفر دیرهنگام احمدی‌نژاد به کرمانشاه هم دردی را دوا نمی‌کند و به کار کسی نمی‌آید به‌جز خودش و بست‌نشینان. به‌راستی اگر این «شوی سیاسی» را اصلاح‌طلبان یا هر جناح سیاسی دیگری به‌راه انداخته بودند، رسانه‌های اصولگرا چه می‌کردند؟ آیا مثل حالا سکوت می‌کردند؟ بعید است آنان چنین اغماضی روا دارند. اصولگرایان به‌احتمال قوی، یک‌صدا با تمام قوا به برگزارکنندگان این شوی سیاسی حمله‌ور می‌شدند و اگر زورشان می‌رسید تا سقوط دولت هم پیش می‌رفتند؛ پس چرا حالا سکوت کرده‌اند؟

این سکوت نشانه شرم است یا مصلحت! اگر اصولگرایان و رسانه‌های وابسته به آنان کلاهِ خود را قاضی کنند و به‌نفع خود رأی دهند، این نکته فراموش نمی‌شود: این شوی سیاسی یا بست‌نشینی بی‌اثر -آن‌هم در حرم شاه‌عبدالعظیم به‌عنوانِ پایگاه سنتی این جریان سیاسی- مرگ سیاسی پیکر نیمه‌جان این جریان را رقم خواهد زد.

در شوی بست‌نشینی، اندک‌مردمی حضور دارند و تک‌وتوک صدایی در تأیید گفته‌های احمدی‌نژاد به‌گوش می‌رسد که صحنه را به یک کمدی سیاه بدل می‌کند اما ناگفته پیداست که حرف‌های تندِ رئیس دولت خدمتگزار، در نوع خود بی‌سابقه و حیرت‌انگیز است. شاید او تنها کسی باشد که بعد از انقلاب توانسته چنین سخن بگوید. حیرت‌انگیزتر آنکه کسی دیگر برای این سخنانِ به‌ظاهر انقلابی و ساختارشکنانه تَره هم خرد نمی‌کند. صداهای موافقی که در تصویر ویدئویی شنیده می‌شود، گویا بیشتر از مطایبه و شیرین‌کاری خلایقی حکایت دارد که در هر بازار مکاره‌ای جمع‌اند و صرفه خود می‌برند.

مردم و توده‌ها را گاه می‌توان با «شور» فریفت و بر سریر قدرت نشست: «شورهایی که بر مردم غلبه می‌کنند، مفسده‌هایی است که انسان به‌واسطه قصور خویش در دام آنان گرفتار می‌شود». دولت نهم و دهم هنوز در رؤیای «شور» سال ٨٤ است؛ شوری که بدان معتادند، شوری که از فرط استعمال دیگر نشئه نمی‌کند. توده مردم بدنه اجتماعی را می‌سازند. مردمی که گاه نیروی اجتماعی منفعل‌اند، گاه خشن و خطرناک. این بدنه اجتماعی دستکاری می‌شود و این دستکاری تا زمانی دوام و بقا دارد که دست صاحب‌منصبان رو نشود. مردم اما زمانی در صحنه یکپارچه‌اند و در سیاست کارایی دارند که به چیزی یا کسی باور داشته باشند و این باور که شکست، دیگر نمی‌شود آن را بند زد...
آن مردمی که گرداگرد احمدی‌نژاد جمع شده‌اند و او با آنان سخن می‌گوید، در چنین وضعیتی هستند: «انفعال». دلیل این ادعا سخنان احمدی‌نژاد در شاه‌عبدالعظیم است که هیچ موجی در توده ایجاد نکرد. احمدی‌نژاد دیگر قادر به یکپارچه‌کردن توده‌ها نیست. توده باورشان را به او از دست داده است. این خاصیتِ «قدرت برساخته» است که به‌سرعت از توان تهی می‌شود.

دولت احمدی‌نژاد نشانه‌ای آشکار از افول قدرت‌های برساخته است و اگر برای دولت او چنین اتفاقی افتاده است، دلیلی ندارد برای دولت روحانی رخ ندهد... "

3 هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سخنان جنجالی ترامپ ساخت
" دیوانه یا بهتر بگویم دیوانه نما، بالاخره کار خودش را کرد. اوضاع جهان را می خواهد با سخنان و اقدامات غیرمتعارف خود به هم بزند. می گوید ایران یک دولت یاغی است و رییس جمهوری قبلی با امضای برجام هدیه ای مجانی به این ایران داد!


البته لغو برجام که یک قرارداد بین المللی است کار ساده ای نیست، اما به هم زدن اوضاع و امنیتی کردن فضا، حداقل فایده اش این است که جو روانی سنگینی راعلیه ایران برپا می کند و مثلا اگر قرار بود سرمایه گذاران خارجی به سوی ایران بیایند، اکنون منصرف می شوند.


تحریم های یک جانبه مانند تحریم سپاه و تروریست خواندن آن هم بار روانی دارد و خصوصا در منطقه که سپاه حضور دارد کار دشوار می شود، به ویژه در برابر اعراب که ترامپ با نامیدن خلیج فارس به خلیج عربی، سعی دارد هر چه بیشتر آنان را به سوی سیاست های خود جذب کند!

و از همه این ها گذشته، ترامپ تاجر است و گفته می شود در فضای امنیتی قصد فروش سلاح بیشتر را دارد. همان طور که در جنجال علیه کره شمالی هم چنین هدف کاسب کارانه ای را دنبال می کند. "

Sunday 15 October 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان دین و سیاست ساخت
" مقوله «اسلام سیاسی» که از پیش از انقلاب اسلامی در جهان اسلام مطرح بود منادی امتزاج دین و سیاست بود. نقطه آرمانی این نظریه در تشکیل حکومت دینی خلاصه می شود که در آن، هم دین و احکامش و هم متدینان پا به عرصه سیاست و حکومت می گذارند.
برقراری جمهوری اسلامی در ایران در واقع آمال اسلامگرایان (اعم از حسن البنا و سید قطب و ابوالاعلی مودودی و...) را مبنی بر تشکیل حکومت دینی محقق ساخت. البته الگوی امام خمینی بر اساس نسخه ولایت فقیه و برخاسته از استنباط فقه شیعی بود، اما ولایت فقیه به لحاظ جوهر و قالب، با ایده های حکومت اسلامی در اندیشه اهل سنت تفاوت زیادی ندارد. مقوله «الاسلام هو الحل»، تطبیق احکام شریعت، مبارزه با ظلم و استبداد و... از جمله نقاط مشترک دو طرف است.
اینک پس از قریب به چهل سال، الگوی ج اا به محک آزمون و ارزیابی گذارده شده است و اندیشمندان مختلف به ویژه روشنفکران بار دیگر به بررسی نسبت دین و سیاست و کارآمد و درست بودن حکومت اسلامی برخاسته اند. قطعا کامیابی ها و ناکامی ها و نقاط مثبت و منفی در کارنامه ج اا در این بررسی تاثیر بسزایی دارد. "

Friday 16 June 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ماجرای نسئ چیست؟ ساخت
" در آیات 36 و 37 سوره توبه ماه های قمری به تعداد 12 ماه تثبیت شده و 4 ماه حرام هم به رسمیت شناخته شده است. در ضمن اقدام نسئ (تاخیر) که برای ثابت نگاه داشتن ماه های قمری و تطبیق آن با ماه های شمسی صورت می گرفته نسخ شده و معادل کفر قلمداد شده است.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ- إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ


دراینجا چند نکته و سوال وجود دارد:
اولا سوره توبه آخرین سوره نازل شده در سال ئهم هجری است. یعنی مسلمانان قبل از آن روزه را بر مبنای اقدام نسئ و در زمان معینی (مهرماه) می گرفتند و همچنین مناسک حج هم زمان ثابتی داشت (دی ماه).

ثانیا سوال آن است که نسئ چه اشکالی داشته که در سال دهم هجری نسخ شده و معادل کفر خوانده شده است؟
آیا روزه گرفتن به شکل ثابت در یک فصل معتدل (پاییز) چه ایرادی دارد و آیا منطبق با آیه شریفه یریدالله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر نیست؟ انجام مناسک حج هم در فصل زمستان از مشقت های حج می کاهد. اما وقتی مبنا ماه قمری شد چرخشی شده و کار دشوار می شود.
هر چند ما به شکل تعبدی مبنای عباداتمان ماه های قمری است، اما واقعا فلسفه این اقدام پیامبر آن هم در آخرین سال پایانی نبوت روشن نیست. اگر از دوستان فاضل کسی با ادله علمی پاسخی دارد بسم الله... "

Tuesday 6 June 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان افاضات تازه حضرت علم الهدی ساخت
" سخنان جناب علم‌الهدی، امام‌جمعه مشهد، هرازگاهی نقل محافل می‌شود. تاکنون اظهارنظرهای ایشان به عرصه سیاست و تحلیل مسائل روز محدود می‌شده است؛ اما به‌تازگي در فضای مجازی سخنانی از ایشان منتشر شده که در آن با استناد به آیه «تبلیغ» از منظری آسیب‌شناسانه به مقوله انتخابات و خطراتی که می‌تواند از ناحیه انتخابات متوجه نظام شود پرداخته‌اند. حضرت ایشان در این سخنرانی می‌فرمایند:
«خداوند متعال... می‌گوید «والله یعصمک من الناس» ‌ای پیغمبر، خدا تو را از ناس حفظ می‌کند. موضوع خطر و سوژه خطر را «ناس» معین می‌کند و سوژه خطر توده است. ناس یعنی توده مردم. خدا به پیغمبر می‌گوید از مردم بترس، از یهود نترس، از مسیحیت نترس، از شرک و بت‌پرستی نترس، از تمام تهاجمات و حملات جبهه‌های خارجی کفر و نفاق علیه اسلام نترس؛ اما از ناس بترس، از توده مردم. «والله یعصمک من الناس» خطر توی توده است. درعین‌حال خدا دشمنان ما را به‌عنوان خطر به پیغمبر معرفی نمی‌کند، خطر توده را معرفی می‌کند... خدا تو را از خطر توده حفظ می‌کند؛ یعنی خطر توده است. اگر مراقب توده نشدی، همین علی‌بن‌ابی‌طالب افضل صحابه پیغمبر و افضل امت و نفس پیغمبر دست‌هايش را می‌بندند. عزیزترین عزيزانش را مقابل چشمش شلاق می‌زنند و مردم هم کنار دیوار می‌ایستند و توده تماشا می‌کنند... . والله یعصمک من الناس اعلام خطر به ما هم هست... . اگر شما بنا شد از مردم توده را مراقبت نکردید... همان به سر ما مي‌آيد که ۱۲۰‌ هزار نفر یک طرف می‌ایستند و پشت سر امام حسین ٧٢ نفر بیشتر نیستند.
این به سر ما مي‌آيد. خطر توده در جریان انتخابات است، در دروازه مردم‌سالاری کشور است، جابه‌جاکردن توده خطرش در دروازه مردم‌سالاری کشور است. جریان‌ها از دروازه مردم‌سالاری که مظهر انتخابات است وارد مي‌شوند... و همین توده را در مقابل خدا در مقابل قرآن در مقابل پیغمبر و در مقابل ولایت وامی‌دارند که یا لااقل بجنگند یا بی‌تفاوت بایستند... . اگر بنا شد یک عنصری آمد در عرصه که با ولایت و رهبری زاویه داشت و توانست يك عنصر توده را این طرف و آن طرف کند این خطر بزرگ سقیفه بنی‌ساعده برای ما به وجود می‌آید... . این غدیر يك عبرت است... عبرت از غدیر را خدا در یک جمله قرآن خلاصه کرده «والله یعصمک من الناس»...».

این سخنان البته بسیار ساده‌تر از آن است که نیازی به تحلیل داشته باشد. توسل به آیه قرآن و تمسک به مقدسات به منظور ابراز نگرانی از پیروزی «عنصری... که با ولایت و رهبری زاویه داشت» (بخوانید پیروزی جریان رقیب) و هشدار به تکرار عاشورا و شهادت امام حسین «همان به سر ما می‌آيد که ۱۲۰‌ هزار نفر یک طرف می‌ایستند و پشت ‌سر امام حسین ٧٢نفر بیشتر نیستند». مضموني تکراری است که همواره شنیده‌ایم و آقای علم‌الهدی بدون کمترین ابتکار و خلاقیتی آن را بازتکرار کرده‌اند؛ بنابراين بعید است جز گوینده سخن و شاید اندک مریدان کسی را بر‌انگیزد و شور و وجدی به پا کند. آنچه در این اظهارات درخور توجه است استناد حضرت آیت‌الله علم‌الهدی به آیه «تبلیغ» و تفسیری است که از این آیه به دست داده‌اند. تصور بر این بود که اگر اظهارات و تحلیل‌های سیاسی ایشان عموما سطحی است، دست‌کم به‌عنوان عالم دین و به حرمت برترین عنوان حوزوی «آیت‌الله» تفسیر ایشان از آیات قرآن دارای اعتبار علمی باشد. غرض از نوشتن این مختصر نیز پاسخ به اظهارات سیاسی ایشان نیست. قصد نگارنده تنها دادن این هشدار و تذکر است که حرمت قرآن بايد پاس داشته شود و باید با احتیاط و تقوی در آن گام نهاد.
قصد شرح و بسط آیه تبلیغ را ندارم. درباره معنای آیه با توجه به ظرف نزول و سیاق آیات که بدون آنها نمی‌توان درک درستی از آن داشت، نیز سخنی نمی‌گویم؛ بلکه فقط به یک نکته کلیدی در اظهارات ایشان اشاره می‌کنم که در شکل‌گیری نوع نگاه ایشان به دین و نسبت آن با انسان و نتایج و آثار سهمگین آن در عرصه سیاسی و اجتماعی نقشی تعیین‌کننده دارد و آن فهمی است که ایشان از واژه «ناس» در آیه مذکور دارند. به گمان ایشان چنان که فرموده‌اند «والله یعصمک من الناس» یعنی خداوند تو را از توده مردم حفظ می‌کند. تو گویی که توده مردم سرشتی منحرف و ضدهدایت و فضیلت و اخلاق دارند و به قول ایشان خداوند به پیامبر می‌گوید «از مردم بترس، از یهود نترس، از مسیحیت نترس، از شرک و بت‌پرستی نترس، از تمام تهاجمات و حملات جبهه‌های خارجی کفر و نفاق علیه اسلام نترس؛ اما از ناس بترس، از توده مردم». زیرا «خطر درون توده است». در این نگاه بدبینانه به مردم، جامعه انسانی فاقد قدرت تشخیص نیک از بد است و همواره گرایش به انحراف و فساد و تباهی دارد. نتیجه این دیدگاه انسان‌شناسانه آن است که جامعه و مردم نیازمند قیّم هستند....

http://www.sharghdaily.ir/News/132613 "

Tuesday 30 May 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان یک قاضی چگونه باید قضاوت کند؟ ساخت
" در همایش ایثارگران حامی دکتر حسن روحانی خطاب به رئیسی:
شما دستگاه قضا بودی همین گونه قضاوت میکردی؟


واقعا این چهار سال این همه سیاه بود؟! این همه بد عمل شده؟! حتی جای ‏یک تشکر خشک و خالی را هم نداشت؟! ‏

چه اشکالی داشت و چه اشکالی دارد (حالا که گذشت، تمام شد دوران ‏تبلیغات)، شما بگویید بله، این کارهای مثبت هم شده، ولی اگر من بودم یک ‏مقداری بیشتر انجام می دادم؟ یا اگر من بیایم، یک مقداری بیشتر انجام ‏میدهم؟ نه اینکه اینجور سیاه نمایی کنیم!!‏

یک قاضی، نه تنها در ایران، فکر کنم در همه ی کشورها، باید دقیق ترین، محتاط ‏ترین و منصف ترین انسان باشد.

یک قاضی، بعد از ٣٧ سال که در امر قضا بوده، کاندیدای ‏ریاست جمهوری شده، اشکال هم ندارد می تواند کاندیدا شود. ولی من به عنوان یک ناظر که نگاه می کنم، هیچ اطلاعی از آن ٣٧ سال ‏ندارم.

نمی دانم ایشان در قضاوتش چقدر احتیاط داشته؟ نمی دانم.ولی یک ‏چیز را می دانم و آن، بیلان یک ماه کار الآن ایشان است. اینکه در این یک ماه، چقدر ایشان محتاط بوده؟ چقدر رعایت انصاف را کرد؟ چقدر عادلانه سخن گفت؟

ایکاش؛ این قاضی کاندیدای ریاست جمهوری، نمادی می شد از عدالت و ‏انصاف و احتیاط دستگاه قضای ما، چه رئیس جمهور بشود چه نشود، اصلا آن ‏مهم نیست، دو روز دیگر، یا می شود یا نمی شود.

وقتی افراد نگاه می کنند، بگویند یک انسانی در مبارزات انتخابات شرکت کرد، که ‏بسیار با احتیاط سخن می گفت، بسیار منصف بود، بسیار عادلانه قضاوت می ‏کرد و اگر دستگاه قضاء ما اینچنین افرادی را دارد، خوشا به حال این دستگاه ‏قضاء؛ اینگونه بود؟

واقعا دوره ی آقای روحانی، به نظر این آقای محترم، سیاه سیاه بود؟ شما در دستگاه قضاء هم همینگونه ‏قضاوت می کنی؟ شما در دستگاه قضاء هم، در طول سی و چند سال که بودی ‏همینگونه قضاوت می کردید؟

شما دادستان کل بودی، شما معاون اول دستگاه قضایی بودی، شما دادستان ‏دادگاه ویژه روحانیت بودی، شما رییس بازرسی کل کشور بودی، آیا در طول آن ‏مدت هم، همینگونه قضاوت کردید؟ اطلاعات شما به همین حد ‏بوده؟! دقت شما به همین حد بوده؟! احتیاط و عدالت شما به همین حد بوده؟! من فکر می کنم اگر در طول این ‏مدت، این مقام قضایی، این جهات را رعایت کرده بود، بسیار به نفع خودش و دستگاه قضایی بود، حال چه ایشان، ‏رییس جمهور بشود و چه نشود..."

بخشی از سخنان عبدالله نوری "

Thursday 18 May 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان واکنش طوفانی احمدی نژاد به رد صلاحیت! ساخت
" ملت بزرگوار و شریف ایران
سلام و درود خدا بر شما و همه موحدان و آزادی‌خواهان و عدالت طلبان
چنانچه استحضار دارید در پی درخواستهای گسترده و مکرر شما مردم عزیز، اینجانبان با احساس مسئولیت و برای صیانیت از حقوق شما و خدمت به ملت و کشور آمادگی خود را اعلام نمودیم.
اینک با همه وجود و صمیمانه و در کمال تواضع از عواطف گرم و حمایت‌های بی‌شائبه و همه جانبه تک تک شما مردان و زنان هوشمند، غیور، مؤمن و انقلابی ایران زمین که طی هفته‌های اخیر به اشکال گوناگون ابراز شد، تقدیر نموده و برای همیشه خود را مدیون بزرگواری و لطف شما می‌دانیم. ما همواره خود را خادم کوچک ملت و سرباز انقلاب می‌شماریم و این را افتخار ابدی برای خود می‌دانیم.
به صراحت اعلام می‌داریم که در انتخابات پیش‌رو از هیچ فردی حمایت نکرده و نخواهیم کرد.
از خداوند منان تعجیل در فرج امام عصر و سلامتی، توفیق و عزت آحاد ملت را در سایه عنایات آن حضرت مسئلت داریم. "

Sunday 23 April 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان جاذبه احمدی نژاد ساخت
" این روزها باز هم حرف و حدیث از احمدی نژاد و جریانش است. انگار این پدیده عجیب و غریب نمی خواهد از ذهن و تاریخ سیاسی ایران پاک شود. قطعا احمدی مثل گذشته رای ندارد و به عبارتی از اوج فروافتاده است. شاید در میان عوام رای داشته باشد، اما از چشم خواص به کلی افتاده است. با این حال نمی توان منکر جاذبه او شد. اما جاذبه احمدی و جریانش چیست؟

یکی از عوامل ایجاد موج و جذابیت احمدی، گرایش ها و شعارهای پوپولیستی است که در سخنرانی اخیرش در خوزستان کاملا موج می زند. او قدرت عجیبی در ایجاد ارتباط با توده ها و جذب عواطف آنان دارد.

عامل دیگر جذابیت، ایجاد فضای دوقطبی است، همان شگردی که در سال 88 علیه طیف مرحوم هاشمی راه انداخت و خود را به عنوان منجی جا زد تا ارزش های انقلاب را بازگرداند و با اشرافی گری مبارزه کند و از این طریق قاپ اصولگرایان را به خوبی قاپید!

اکنون نیز این شگرد کارایی دارد، اما نکته جالب آن است که احمدی از ورود به انتخابات منع شد آن هم به دلیل ایجاد فضای دوقطبی! اما چرا؟

ایجاد دوقطبی اگر علیه روحانی و اصلاح طلبان باشد مطلوب است و اصولگرایان هم استقبال می کنند، اما نگرانی رهبر (که با ذکاوت دست احمدی را خواند) آن است که وی در صدد دوقطبی کردن حاکمیت است! آری احمدی و تیمش با سوابق مشعشی که دارند نشان داده اند که رقیب خود را در شخصیتی فراتر از روحانی جست وجو می کنند... آری آن ها آش را با جاش می خواهند!

اما ظاهرا دُز توهمشان این بار خیلی بالا رفته است، چرا که حنایشان دیگر رنگی ندارد. نمی دانم شاید هم طرح و نقشه هایی دارند که در حساب دو دوتا چهارتای ما نمی گنجد. اما نکته ای که هیچ تردیدی در آن نیست آن است که حتی اگر احمدی به ادعای طرفداران سینه چاکش بالای 90 درصد رای داشته باشد، حاکمیت ذره ای به او اعتماد ندارد. لذا از هم اکنون منتظر رد صلاحیت قاطع بقایی باشید.

مگر آن که به عنوان بازیچه و ابزاری برای بر هم زدن معادله انتخابات علیه روحانی از این جریان استفاه شود که در این صورت قواعد بازی پیچیده و با ریسک بالایی خواهد بود، لذا کندن دندان لق از ابتدا برای نظام هزینه ای به مراتب کمتر خواهد داشت...صبر می کنیم تا ببینیم چه می شود. "

Tuesday 28 March 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان دستاوردهای برجام ساخت
" در یک سالگی توافق برجام این سوال مطرح است که آیا برجام دستاوردی برای اقتصاد کشور داشته است یا این که طبق ادعای برخی اصولگرایان تندرو سراسر ضرر و بلکه خیانت بوده است؟

صرف نظر از برخی مشکلات باقی ماند و بدعهدی ها و... اشاره به برخی دستاوردهای اقتصادی برجام که در ذیل می آید نشان می دهد مخالفان برجام تلاش دارند با تنزل دادن یک دستاورد ملی به اختلافات جناحی، دولت را زیر فشار قرار دهند، به ویژه آن که تا انتخابات آتی چیزی نمانده است.

کاسبی فتنه و آجر شدن نان سودجویان در سایه تحریم ها اما ماجرای دیگری است که اگر خدای نکرده راست باشد باید فاتحه کشور را بخوانیم...!
ادامه دارد... "

Thursday 19 January 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تالار افسرده دین و دنیا ساخت
" این مطالب را جسته و گریخته در تاپیک های دیگر هم بیان کرده ام. واقعیت آن است که این تالار که علی القاعده باید به مسایل مهم دینی بپردازد و از ابهامات و شبهات فکری مخاطبان به ویژه نسل جوان پرده بردارد، خود در خواب و خمودی و افسردگی است. اعضا و مخاطبان هم که روز به روز آب می روند!
البته در مواردی مباحث چالشی خوبی مطرح شده و خود من نیز یا آن ها خوانده و یا در آن ها مشارکت فعال داشته ام. اما غالبا بحث ها روبنایی و بلکه اختلاف انگیز و شبهه افکن است.
واقعیت تلخ زمانه ما آن است که دین گریزی در حال گسترش است و دلیلش هم کم کاری یا بهتر بگویم ندانم کاری متولیان و علمای دینی است...
قصد اهانت به هیچ یک از سروران فاضل را ندارم، اما نکته ای که ذهنم را درگیر کرده آن است که ما آن قدر که به ظواهر و روبنای شرع اهمیت می دهیم، به باطن و معنای دین اعتنا نداریم. دشمن هم همین حالت را دوست دارد که مسلمانان بر سر مسایل جزئی درگیر باشند و کار به جایی برسد که به تکفیر و سپس قتل یکدیگر اقدام کنند.
در این تالار هم متاسفانه دین و شریعت "فقه محور و متعصب و اختلافی" بر دین "معرفت گرا و منفتح و تقریبی" غلبه دارد و کمتر دیده ام کسی بحث های عمیق کلامی و فلسفی و عرفانی کند و یا از دریچه روشنفکری و متدلوژی جدید بر اساس "خردورزی نقادانه" طرح موضوع و یا مناقشه ای کند....
واقعا نمی دانم کپی پیست روایات و اقوال فقها و اختلافات لاینحل تاریخی چه دردی از صدها درد عالم اسلام دوا می کند؟ اتفاقا وهابی ها و سلفی ها هم جز همین ظاهربینی و جدال بر سر پوسته فقه و شریعت و طعن و تکفیر سایر فرق و مذاهب، هنر دیگری ندارند.
گویی دستی پشت پرده هر دو فرقه را تحریک و هدایت می کند که تنها به مسایل اختلافی بپردازند. این جاست که دو مقوله "اسلام آمریکایی" و "شیعه انگلیسی" معنا و مفهوم پیدا می کند....... واقعا ما کجای این معرکه ایستاده ایم؟
آیا کسی که دروس دینی می خواند و آخوند و ملا می شود وظیفه اش فقط فقه و احکام است یا باید در عقاید و اخلاق و عرفان هم غور کند؟ و یا لباسی که به تن می کند اقتضایش طرح مسایل خلافی است یا پرداختن به مقولات وحدت بخش و تقریب آفرین؟ واقعا مشکل از کجاست؟ از دروس است یا از اساتید؟ از نظام آموزشی است و یا از افکار و عقاید مندرسی که ناخواسته حتی بر بزرگان حوزه ها سائد شده است؟
گاه با خود می گویم ای کاش مطهری ها زنده بودند تا با نگاه نافذ و عقل نقادانه خود در نظام افسرده حوزه ها و نهاد سنتی روحانیت روح تازه ای می دمیدند و متناسب با نیازها و اقتضائات پرچالش زمانه، تحولات تازه ای را رقم می زدند.... و من الله التوفیق وعلیه التکلان "

Thursday 12 January 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان هاشمی؛ از سردار سازندگی تا بانی فتنه ساخت
" خبر وفات هاشمی رفسنجانی بسیار ناگهانی بود. او مورد تجلیل همگان قرار گرفت و همگان در فراقش به سوگ نشستند، حتی کسانی که با او اختلافات جدی داشتند. به هر حال فرهنگ ما متضمن تقدیر و احترام مردگان است که البته فرهنگ خوبی است.


اما هاشمی در حیاتش در معرض دو نگاه کاملا متضاد قرار داشت: از یک سو از هاشمی به عنوان مبارز انقلابی، یار و معتمد نزدیک امام، استوانه و رکن دلسوز نظام، سیاستمدار زیرک، امیرکبیر دوران، سردار سازندگی و صندوقچه اسرار نظام یاد می شد.


اما از سوی دیگر سیاست های لیبرالیستی و اقتصاد آزاد او را عامل شکاف طبقاتی، اشرافی گری، غربزدگی، بی بند و باری فرهنگی و قهقرای انقلاب دانستند. دیری نگذشت که ساکت فتنه، فاقد بصیرت و بلکه بانی فتنه لقب یافت. در این برهه حساس، هاشمی به رغم دوستی 50 ساله با رهبر انقلاب، از او دور افتاده بود. او که زمانی رهبر در وصفش فرموده بود هیچ کس برای من هاشمی نمی شود، در مصاف با یک تازه به میدان آمده قافیه را باخت، چرا که افکار احمدی نژاد به رهبر نزدیکتر بود.


البته خناسان تلاش زیادی کردند تا به تعبیر مقام معظم رهبری پیوند او را با رهبری بگسلند، اما واقعیت این است که شاید تنها همان محبت و دوستی ظاهری باقی مانده بود، چرا که گسست فکری از دیر زمانی میان این دو یار قدیم ایجاد شده و در جریان حوادث سال 88 این اختلافات هویدا و بلکه تشدید شد.


از این جا بود که رخنه ای عمیق در میان نخبگان ایجاد شد. هاشمی در آخرین نماز جمعه خود (26 تیر 88) آخرین حرف های خود را زد که حاکی از نگاهی کاملا متفاوت با قرائت رسمی نظام از حوادث آن سال بود. پس از آن یاران و طرفداران هاشمی دو دسته شدند: گروهی او را ترک گفتند و به اردوگاه رهبر پیوستند، اما تعدادی همچنان در کنارش ایستادند.


از عجایب روزگار آن بود که هاشمی که زمانی آماج سخت ترین حملات اصلاح طلبان قرار داشت، اکنون تبدیل شد به پدر معنوی آن ها. و البته این پیوند نانوشته چندان شگفت آور نبود، چرا که هاشمی دهه 80 و 90 با هاشمی دهه 60 و 70 تفاوت زیادی یافته بود.


گویی هاشمی دریافته بود که افراطی گری چون موریانه ای نظام را از درون می خورد و در خارج نیز ما را منزوی می کند. لذا ستیزه گر انقلابی دهه 60، در دهه 90 دم از تنش زدایی و سازش با آمریکا می زد و سیاست های رهبری را نقد می کرد که با استناد به توصیه امام راحل می گفت گزینه ای بهتر از آیت الله خامنه ای برای رهبری پیدا نمی شود.


در نگاه خارجی هاشمی نماینده جریان اصلاحات، اعتدال و واقع گرایی در برابر طیف اصولگرا، محافظه کار و آرمان خواه بود. نماد تفکر دوم رهبر انقلاب بود؛ لذا چالش اصلی نظام را رقابت شدید میان این دو قطب می دانستند و البته چون مولفه های اصلی قدرت در دستان دومی بود، اولی به تدریج از صحنه قدرت فاصله گرفت.


و اینک هاشمی برای همیشه رخت بربست و باید در محضر الهی پاسخگوی کردار و فعالیت های خویش باشد. به قول رهبر انقلاب این سرنوشت همه مسئولان نظام است. خوشا آن که نیکی کاشت و نیکنامی درو کرد.... "

Wednesday 11 January 2017

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان خرافه «عیدالزهرا» ساخت
" مراسم موسوم به عیدالزهرا یا عمرکشان در نهم ربیع چه حکمی دارد؟
در کتب معتبر، تاریخ قتل "عمر بن الخطاب"، نهم ربیع الاول نیست، بلکه 26 یا 27 ذی‌الحجه سال 23 هجری ذکر شده است. شیخ مفید ضمن تأیید این تاریخ، درباره تاریخ 9 ربیع الاول (ابن ادریس در کتاب سرائر) می‌گوید که واقعۀ ذکرشده در این تاریخ خطاست و روایت "احمد بن اسحق" سند کامل و متصلی ندارد. محققان تاریخ معاصر نیز اثبات می‌کنند که شهرت قتل خلیفه دوم اهل سنت در این روز، از زمان صفویه آغاز شده و قبل از آن چنین مراسمی مطرح نبوده است.

برفرض هم که این تاریخ درست می‌بود و واقعاً مرگ خلیفه دوم اهل سنت در 9 ربیع الاول اتفاق افتاده بود؛ معیار ما برای اهمیت مسئله و تکلیف در عملکرد چیست؟ رفتار اهل بیت و کلام قرآن یا تشخیص افراد و عرف خرافی یک قشر خاص؟

آیا جایز است احکام و دستورات متعدد، محکم و قطعی شریعت مثل حفظ آبروی مسلمان، حفظ حیا و عفت کلام، رعایت حدود الهی مثل حرمت تمسخر دیگران، حرمت فحاشی و... در مقابل یک قول ضعیف با عنوان "رفع القلم" نادیده گرفته شود؟
سب، دشنام،‌ لعن و ناسزا تقریباً جزء لاینفک این قبیل جشن‌هاست. اما نگاهی اجمالی به سیرۀ ائمه اطهار نشان می‌دهد که حضرات معصومین حتی در خصوصی‌ترین جلسات به بدترین دشمنانشان هم نه دشنام گفته و نه به ناسزاگویی توصیه کرده‌اند؛ بلکه بالعکس خصلت بارز ائمه اطهار حیا، پاکدامنی و بزرگواری در مقابل حتی متخاصم‌ترین دشمنانشان بوده است، چه در زمانی که در رأس قدرت بودند و چه زمانی که قدرت حکومتی نداشتند.

مگر ائمه نفرموده اند:"کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا
حال باید پرسید بانیان و شرکت کنندگان در مراسم خرافی و سخیف عیدالزهرا مصداق زینت ائمه هستند یا ننگ آنان؟ "

Saturday 10 December 2016

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان آینده برجام ساخت
"
آینده برجام / محمود سریع القلم
یکی از نکاتی که باراک اوباما و جان کری در طول رفت و برگشت‌های برجام بارها و بارها تکرار کردند این بود: ما طیفی از اختلافات با ایران داریم. فعلاً بر یک اختلاف و حل آن متمرکز شده‌ایم. فعلاً ۸ اختلاف دیگر قابل حل نیستند. تعریف خود را از جمهوری اسلامی تغییر نداده‌ایم و به او نیز اعتماد نداریم. مبنای برجام، اعتماد نیست بلکه نظارت، حضور، روش‌های دیجیتالی، راستی آزمایی و بازگشت تحریم در صورت تخلف است.
۱۵۵نفر در تیم آمریکا فعال بودند که شامل مورخ و روان‌شناس نیز بود. در یک فرآیند ده ساله، با اِعمال تدریجی تحریم‌های اقتصادی، آمریکا خود را آماده کرد تا آنچه فوری تلقی می‌کرد به حل و فصل موضوع هسته‌ای بپردازد. در آمریکا صرفاً دستگاه‌های دولتی و چند مرکز تحقیقاتی در جریان رفت و آمد‌های برجام بودند اما در ایران، موضوع به یک مسئله ملی مبدل شد و حتی به صورت دقیقه‌ای، بسیاری آن را دنبال می‌کردند. دقت کم تئوریک دستگاه دیپلماسی با رهیافتی که نسبت به ایران طی دهۀ گذشته در آمریکا انباشته شده بود و سایه انداختن روش سازمان مللی (سخنرانی و تنظیم قطعنامه) بر فرآیند برجام، باعث شد تا انتظارات غیر واقعی و تحلیل‌های احساس‌محور در ذهن بسیاری شکل گیرد و نمایش برجام مهم‌تر از محتوای آن شود. تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که در فرآیند حل و فصل موضوعات مهم، حداقل تبلیغات به‌کار گرفته می‌شود.

برای مخاطبان و جامعه مدنی ایرانی توجیه نشد که برجام، حل‌وفصل مسایل ایران و آمریکا نیست. و حتی مقدمه‌ای بر گشایش مشکلات ایران و غرب و ایران و منطقه نیز نیست. نظام تحریم علیه ایران بسیار وسیع‌تر از نظام تحریم هسته‌ای است. اگر مسایل سیاست خارجی ایران با غرب، آمریکا و منطقه را صد بدانیم، اختلاف هسته‌ای ده از صد است. همانطور که از متن برجام قابل استناد است حل و فصل موضوع هسته‌ای، فقط بعضی گشایش‌ها را تسهیل می‌کند اما طیفی از اختلافات و تحریم‌ها باقی می‌ماند.

دایره اصطکاک‌های سیاست خارجی ایران در نظام بین‌الملل، شعاعی به مراتب وسیع‌تر از دایرۀ موضوع هسته‌ای است و چه بسا موضوع هسته‌ای، انعکاس اختلاف‌های جدی‌تر است. اصولاً در سیاست بین‌الملل، عنصری به‌نام "اعتماد"وجود ندارد که ما بتوانیم آن را با عهد قرارداد بدست آوریم. سیاست منافع است و بس، حتی میان انگلستان و آمریکا که شبیه‌ترین دو کشور در نظام بین‌الملل هستند.
اگر بخواهیم سیستم محاسباتی طرف مقابل را بخوانیم، به‌نظر می‌رسد از این قرار باشد: آمریکا در همسایگی ایران و خاورمیانه، دوستان بلکه متحدینی دارد که ایران هم علیه آن‌ها سخن می‌گوید و هم اقدام می‌کند. این متحدین، سیستم عصب آمریکا در خاورمیانه هستند. طبق معاهده‌نامه‌هایی که آمریکا با متحدین خود دارد، باید از آن‌ها دفاع کند. اگر ایران توان هسته‌ای پیدا کند، متحدین آمریکا در خاورمیانه، ناامن می‌شوند حتی اگر این توانایی، صرفاً یک توان بازدارندگی باشد. چون آمریکا نمی‌تواند اهداف و افکار ایران را تغییر دهد (اختلافات ۸ گانه)، پس باید علی‌الحساب در فکر از میان برداشتن توان هسته‌ای ایران باشد. چون اختلافات متعدد دیگری وجود دارد، آمریکا فشار خود را بر ایران ادامه می‌دهد تا ایران به تدریج از مدار حساسیت‌های آمریکا بیرون برود. عجله‌ای هم نیست. این ذهن طرف مقابل است.

بنابراین، ما باید دقیق باشیم و فهم ریاضی‌گونه محاسبات خارجی را جایگزین پایکوبی نکنیم. درست قالب‌بندی کردن (Framing) مسائل کشور و درست درصدگذاری آن‌ها بسیار تعیین‌کننده است. وقتی موضوع هسته‌ای یک ‌نهم است، قاعدتاً نباید آن را هشت‌ نهم جلوه داد. تقابل موجود، گسترده و دامنه‌دار است. این یک غفلت تبلیغاتی دستگاه دیپلماسی بود که مسایل سیاست خارجی با غرب را، به موضوع هسته‌ای تقلیل داد. شاقول انتظارات اشتباه تنظیم شد و انتظارات غیرواقعی در ذهن خاص و عام جا افتاد.

در سیاست بین‌الملل، کشورها عموماً و دائماً اهرم می‌سازند تا امتیاز بگیرند. روسیه را ببینید که پس از سی سال ناگهان وارد خاورمیانه شد. هدف اصلی امتیاز گرفتن از آمریکا (و تا اندازه‌ای از اروپا) است. ورود روسیه در سوریه زمینه‌هایی برای موضوع اوکراین، کریمه، کنترل تسلیحات دوجانبه با آمریکا، حضور غرب در شرق اروپا و تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه روسیه فراهم می‌آورد.
اهرم ایران نسبت به آمریکا، منطقه است. قبلاً هسته‌ای هم بود. اهرم آمریکا نسبت به ایران دو مورد است: تحریم و حصار. هدف غرب بسیار وسیع‌تر از تحریم اقتصادی است: محصور کردن ایران. می‌گوید اگر به سراغ متحدین من بروی، من تحریم و حصار را فعال می‌کنم. این حصار از همه نوع است: علمی، فن‌آوری، سرمایه‌ای، بانکی، تصویری، ارتباطی و سیاسی. این حصار باعث می‌شود تا اثرگذاری ایران محدود شود. به انتقال سرمایه و فن‌آوری دسترسی محدود داشته باشد. در مدارهای کهنه بماند. آنچنان حامی فعال در نظام بین‌الملل نداشته باشد. و شاید یک مورد دیگر: تخریب ایران برای کشور‌های دیگر هزینه‌ای نداشته باشد. لذا رأی ۹۹ از ۹۹ در سنای آمریکا. در سیاست بین‌الملل، نه عدالت وجود دارد و نه انصاف و اعتماد حتی وقتی که ۱۴۷ هیأت اقتصادی بفرستند.

بهترین اهرم ایران در مقابل نظام بین‌الملل، غرب، شرق و همسایگان، «راضی بودن و امیدوار بودن مردم ایران از زندگی است.» مهم‌ترین پایۀ امنیت ملی ایران، راضی بودن مردم است. مهم‌ترین اصل در حکمرانی، نگاه حل‌المسائلی به گره‌های داخلی است. اگر نرخ مهاجرت صفر شود، ایران در بالاترین رده‌ها، امنیت ملی تضمین شده خواهد داشت. دستگاه دیپلماسی وظیفه دارد جهان را در داخل معرفی کند و ذهن‌ها را دقیق کند. اُپراتور بودن حداقل کار است. در نظر داشته باشیم که صنعت IT در جهان حدود ۴ تریلیون دلار، ارزش بازار دارد. امروز مهم‌ترین نهاد اقتصادی کشورها، دیپلماسی اقتصادی است که فرصت‌ها را از خارج به داخل منتقل می‌کند.

کشور ما در برابر یک چالش تاریخی-فکری قرار گرفته است. ماهیت بنیادی این چالش، فکر و تئوری است. کدام تئوری امنیت ایران را تضمین می‌کند و او را به یک کشور قدرتمند اقتصادی برای نیم قرن آینده تبدیل می‌کند؟ اینکه ایران یک قدرت اقتصادی منطقه‌ای شود، بسیار به نفع اقتصاد، امنیت و مردم ایران است.
آیندۀ برجام در گرو فرمولی است که نیرو‌های سیاسی داخلی پیرامون توانمندی اقتصاد ملی و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی با محوریت یک منطق مشترک به اجماع برسند. اگر خود این ابتکار عمل را بخرج ندهیم، با شرایط جدیدی که در آمریکا، اروپا و خاورمیانه در حال شکل‌گیری است، عوامل بیرونی، تئوری حصار را تشدید خواهند کرد.
"

Saturday 10 December 2016

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان منظور از اسلام ناب چیست؟ ساخت
" دین در جوامع سنتی، معمولا قشری و توام با تعصبات و بدعت ها و انحرافات است، به همین دلیل شاهد اختلاف مذاهب و ظهور فرق و نحل مختلف دینی هستیم.
اما دین حقیقی و اصیل یا ناب چیست؟
برخی فرق اسلامی مانند سلفی ها قائل به بازگشت به سلف صالح هستند و دین واقعی و ناب را در سیره و آموزه های صدر اسلام (پیامبر و صحابه) جست وجو می کنند. حتی در میان سایر مذاهب (و از جمله شیعه) چنین نگاهی وجود دارد و بر این اساس به کتاب و سنت و عترت تمسک می جویند. به این قرائت از دین می توان «دین تاریخی» نام نهاد.
از ویژگی های مهم دین تاریخی، فقاهتی بودن آن است. این دین در تاریخ متوقف می شود و قادر به پویایی و همراهی با اقتضائات زمانه نیست، زیرا هر آن چه را می خواهد، تنها در نصوص دینی (قرآن و سنت) می کاود و با توجه به محدودیت های این نصوص (حداقل در بعد فقاهتی) دچار انسداد شده و از پاسخ گویی به نیازهای روز بازمی ماند.
اسلام سیاسی هم از این نگاه متولد می شود، که هدف آن برپایی حکومت دینی بر اساس آموزه های شریعت یا تطبیق احکام فقهی دین است.

اما قرائت دیگری از دین وجود دارد که می توان آن را «دین معرفتی یا اخلاقی» نامید. دین معرفتی فقط دین را در محدوده زمانی 1400 سال پیش و یا قلمروی مکانی شبه جزیره جست وجو نمی کند، بلکه دین را دایرة المعارفی موسّع از آموزه های متنوع و متعدد اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و... از صدر اسلام تا کنون می داند که در طول تاریخ دچار تحول و پیشرفت و تکامل شده است.
در این نگاه آن چه پیامبر آورد به مثابه دانه ای بود که در دل تاریخ کاشت. این دانه در خاک تاریخ پرورش یافته و تبدیل به درختی تنومند و شکوفا شده که میوه های مختلفی می دهد. سلفی ها و قائلان به اسلام تاریخی و فقاهتی فقط ریشه درخت را می کاوند و به دنبال بذری هستند که دیگر در دل خاک نیست، در حالی که دینمداران معرفتی به میوه های این درخت نظر دارند و به شاخه های بلند آن می آویزند.
با این نگاه، دین یک پروسه تاریخی و مستمر است که کمال یافته و همچنان تکامل خواهد یافت. در هر دوره ای باغبانانی برآمده و این درخت تناور را شکوفا کرده اند. فقها، متکلمان، محدثان، فلاسفه، عرفا و حتی ادبا و شعرا هر یک سهمی در این توسعه و تکامل داشته اند و البته این شجره طیبه چون ریشه ای مستحکم دارد، در اثر طوفان روزگار برنیفتاده و در برابر آفاتی هم که از سوی دوست و دشمن بدان رسیده، مقاومت کرده است.
این نگاه منفتح، دین را سهل الوصول و بلکه تبدیل به پدیده ای عادی و زمینی و به روز در متن زندگی انسان ها می کند. در حالی که نگاه سلفی و تاریخی به دین، قداستی دست نایافتنی می دهد که هر کسی قادر به درک و عمل به آن نیست. چنین دینی در عمق تاریخ و بلندای آسمان قرار دارد و در نتیجه هر کسی بدان نائل نمی شود، چون اساسا امکان چنین دست یابی وجود ندارد.
پدیده شوم تکفیر از همین جا ظهور می کند: عده ای مدعی دین حقیقی می شوند و چون در بند فقاهت و ظاهر شریعت بوده و فاقد معرفت و اخلاق هستند، نه تنها غیرمسلمانان، بلکه بسیاری از مسلمانان را خارج از دین قرار می دهند!
این همان نگاه سطحی و قشری به دین است و البته متضمن نوعی تکفیر؛ لبّ و مغز دین را فرونهاده و به جای معرفت و اخلاق، فقاهت و شریعت را در اولویت می نشاند. آری تفاوت بسیار است میان دو قرائت فقاهتی و معرفتی:
گرفتاری در قفس تاریخ، به جای جولان اندیشه در سپهر عشق و معرفت.
چنگ زدن به احکام تاریخی که بسیاری از آن امضایی بوده نه انشایی و قابل نسخ و تبدیل است، به جای پویایی و نوآوری.
خودحق انگاری و باطل انگاشتن و تکفیر دیگران، به جای به رسمیت شناختن سایرین و احترام به مخالف.
تقابل و ستیز با دشمن و حتی دوست، به جای مروت و مدارا.
ارائه چهره خشونت آمیز و قساوت آلود از دین به جای وجهه سمحه و رحمانی.
دکانداری و تزویر و ریا، به جای خلوص و عشق و صفا.
و این حکایت همچنان باقی است.... "

Friday 9 December 2016

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سخنرانی علی مطهری در دانشگاه صنعتی شریف ساخت
" به گزارش خبرآنلاین، علی مطهری در همایش روز دانشجو در دانشگاه شریف در مورد مراسم ۱۶ آذر گفت: اهمیت این روز این است که جرقه‌ای در تاریکی بود و نوری در ظلمت و حاکی از روشن‌بینی و شجاعت و فداکاری است.
او با بیان اینکه اهمیت کار دانشجویان در سال ۳۲ بیاد ماندنی است و حسن انتخاب درستی برای نام‌گذاری این روز بود، گفت: رسالت دانشجو مبارزه با استبداد خارجی و داخلی است. استعمار خارجی و استبداد داخلی در هر زمان شکل خاصی دارد . در آن زمان استعمار خارجی انگلستان بود و تازه پای آمریکا باز شده بود و استبداد داخلی هم نظام شاهنشاهی. حتی اگر به قانون اساسی هم عمل می‌کردند، قرار بود شاه سلطنت کند؛ نه حکومت. در حالیکه اینگونه نمی‌شد.

اهم سخنان نایب رییس مجلس به نقل از خبرگزاری ها به شرح زیر است:
*در دوره ما استبداد خارجی شامل آمریکا و تا حدودی کشورهای اروپایی است، ما نمی توانیم بگوییم جمهوری اسلامی استبدادی است. در جمهوری اسلامی استبداد به سختی می تواندصورت گیرد. این هم تا حدودی می تواند از ناحیه جمهوریت که دولت‌ها هستند و هم از ناحیه آن بخش از حکومت که مظهر اسلامیت است، می‌تواند رخ دهد. در سال‌های اخیر به نوعی با هر دو مواجه بودیم. دولتی داشتیم که به صراحت می‌گفت فلان قانون را اجرا نمی‌کنم یا به صراحت رییس‌جمهور وقت اعلام کرد من قانونی که منطبق بر قانون اساسی باشد را اجرا می‌کنم. اینها استبداد است. استبداد یعنی قانون‌ناپذیری و عدم تمکین از قانون.
*وظیفه مجلس این است که با استبداد مبارزه کند. همان‌طور که وظیفه دانشجو به عنوان دیده‌بان جامعه این است که با هر نوع استبداد مبارزه کند.
*خطر استبداد دینی برای انقلاب‌های مذهبی وجود دارد. چرا که وقتی مساله خدا به میان می‌آید و عده‌ای یک طرف را خدا می‌گذارند و یک طرف کفر و الحاد، احتمال خشونت بالاست. چون یک طرف خود را حق می‌داند و طرف مقابل را باطل. در نتیجه خیلی راحت می‌شود سر برید و گردن زد. کاری که داعش امروز می‌کند، با خشونت‌های قرن‌های پیش در اروپا قرون وسطی افتاد. جنایت‌های داعش پیش آنها هیچ چیز نیست.
*در مجلس نهم زمانی که بحت ستار بهشتی که در وبلاگ خود انتقاداتی کرده بود و در طول روز هشت تا بازدید کننده بیشتر نداشت مطرح شد، من گفتم مامور خطاکار فکر کرده از نظام دفاع می‌کند. برخی نمایندگان آن دوره می‌گفتند او مخالف بوده و نباید به او جایزه داد. این به شکل مبانی فکر در ذهن و دل افراد وجود دارد. در قتل‌های زنجیره‌ای هم وقتی می‌پرسیم چرا اینها را کشتید گفتند برای حفظ نظام بوده است. گفتند می‌خواستیم بقیه روشنفکران بترسند. اما دیدید که مقام معظم رهبری در نماز جمعه گفتند آقای فروهر از معتدلین بوده است.
*{ در پاسخ به این سوال که به نظر شما اگر پدرتان زنده بود چه جایگاهی داشت و نظرش در مورد رد صلاحیت‌ها و حصر چه بود} اگر الان مطهری بود در واقع نبود. او بعد از خنده دانشجویان گفت از لحاظ سن و سال می‌گویم. ایشان اگر بودند رهبر بودند چراکه نزدیک ترین فرد به امام بود. اما اگر فرض کنیم رهبر نبود طبیعتا با خیلی از روش‌های امروز و سخت گیری‌های غیر لازم مثل رد صلاحیت‌ها مخالف بود.
*من در مورد مساله حصر خیلی پاسخ داده‌ام. کار خلاف قانون در کشور نباید شکل بگیرد.مسئله حصر امری است که باید تلاش کنیم با همدلی و گفت و گو آن را حل کنیم. این کار خلاف قانون اساسی و اصول ۳۲ تا ۳۷ است و ما نمی‌توانم کسی را بدون حکم قضایی حبس و بازداشت کنیم.
*{درباره نظر خود در مورد حداد عادل، مهدی کروبی، لاریجانی‌ها و عملکرد عارف در مجلس} اسم افراد که می آید هر چه بگوییم مشکل ایجاد می‌شود. آقای کروبی آدم صاف و روراستی بود و مثل بقیه لرها ایشان هم صداقت و هم شجاعت داشت. در مجلس ششم هم ایشان در مقابل برخی تندروی ها ایستاد و خودش را فدا کرد. در طرح اصلاح قانون مطبوعات که از طرف رهبری دستور دادند که مطرح نشود مجلس شاید مخالف بود اما ایشان گفت حکم حکومتی است پس باید اجرا شود. یک جاهایی ایشان پای اصولی که قبول داشت ایستاد و در قضیه اخیر هم به تقلب اعتقاد داشت. حدادعادل هم فرد مخافظه کار و البته عاقل و حکیمی است و روح لطیفی هم دارد.
*{درمورد آیت‌الله صادق لاریجانی } علی آقا در میان آنها از همه بهتر است. به نظر من آقای آملی لاریجانی تحمل انتقاد را زیاد ندارد و دو بار علیه من اعلام جرم کرده است. من ایشان را در مجلسی دیدم و گفتم دیگر اعلام جرم نمی‌کنید؟ گفت جا هست.
*{ با اشاره به اعلام جرم علیه محمود صادقی نماینده تهران} یک نماینده‌ای سوال می‌کند و حداکثر این است که در کمیسیون مجلس توضیح می‌دهند که حساب ها شخصی نیست یا عملکرد بودجه به این شکل بوده است. اینکه آدم بفرستند درب منزل صادقی درست نیست. قانون می‌گوید هر احضاریه‌ای در مجلس باید در هیات نظارت نمایندگان بررسی شود. اگر خارج از حوزه نمایندگی بود باید به دادسرا برود.
*{در مورد وضعیت مینو خالقی } در مورد خانم خالقی استفساریه دادیم. اگر شورای نگهبان مخالفت کند مجلس اصرار می‌کند و موضوع به مجمع تشخیص می‌رود و انشاالله که موافقت می‌شود.
*{در مورد عملکرد عارف در مجلس} ایشان حضورش در پشت صحنه فراکسیون است. سه نفری که برای شورای عالی انتخابات شوراها از طرف مجلس انتخاب شدند هر سه از فراکسیون امید بودند که بررسی صلاحیت کاندیداها را بر عهده دارند. دو نفری که برای کمیسیون ماده ده انتخاب شدند هم از فراکسیون امید بوده و آقای عارف در پشت پرده نقش داشته است. ایشان روحیه اش با من فرق دارد. من اگر احساس کنم در جایی ظلمی شده اگر نگویم احساس می‌کنم خفه می‌شوم اما برخی تحمل بیشتری دارند
*{در خصوص حرف های امروز علی لاریجانی در مجلس در مقابل تذکر صادقی } شما می خواهید در خانواده ما دعوا درست کنید. من گفتم لاریجانی باید کار قوه قضاییه یعنی جلب نماینده به آن شکل را پاسخگو باشد. حرف های آقای لاریجانی نظر ایشان بوده و من نمی‌توانم در مورد همه این حرف ها پاسخگو باشم.
*{در مورد تمدید ده ساله تحریم‌های امریکا علیه ایران} همه ما آمریکا را می‌شناسیم و به او اعتماد نکردیم. ما نباید در دام ترامپ بیفتیم. آنها می‌خواهند ایران خودش برجام را نقض کند. همین یعنی برجام به نفع ایران بوده که اینها به دنبال نقض آن هستند. یعنی آمریکا برجام را موجب قدرت یافتن ایران می‌داند. اینها به دنبال این هستند که کاری کنند ایران برجام را نقض کند. ما باید صبر کنیم اگر بناست نقض شود باید از سوی آمریکا باشد. اگر اینگونه شود به ضرر آمریکایی‌هاست. اگر نقض آنها موجب نقض ما شود اتمام حجت از سوی ایران است. ما حسن نیتمان را نشان دادیم و نباید احساسی شویم و کاری کنیم که موجب استفاده انها شود.
*{درباره اعدام های سال ۶۷ }بعد از انتشار فایل صوتی آقای منتظری در رسانه‌ها، گفتیم آقایان دست اندر کار و حاضر در این نوار به مردم توضیح دهند که داستان چیست که الان در رسانه های داخلی و خارجی مطرح است. بگویند این حکم فقهی بوده و اگر کسانی به طور مسلحانه علیه حکومت اسلامی قیام کنند محاربند. این افراد در نزدیکی عملیات مرصاد امیدوار بودند آزاد شوند و به کمک مجاهدین بروند. اگر لشکری که با حاکم بر حق می‌جنگد هنوز وجود داشته باشد و عده ای از آنها اسیر شده باشند اگر به گونه ای باشد که در صورت آزادی اینها به گروه محارب می‌پیوندند می‌توانید آنها را اعدام کنید. آنها باید پاسخ می‌دانند که ما بر اساس حکم فقهی این کار را با نهایت انصاف کردیم. در این ارتباط من نامه‌ای به آقای پورمحمدی نوشتم و از او خواستم پاسخ دهد.
*{در مورد برخوردهایی که بعضا با خبرنگاران می‌شود } دو سال پیش سی نفر را بازداشت کردند و گفتند اینها به دنبال نفوذ هستند. گفتم اینها چه اطلاعاتی بیش از سایت ها دارند که می‌گویید جاسوسند؟ می‌گفتند اینها با خبرنگارانی در خارج از کشور در ارتباط هستند. خب این خارجی ها قبلا در ایران بودند و دوستان اینها بودند و با هم ارتباط داشتند.با همه انتقاد هایی که مردم بعضا مطرح می‌کنند اما در نهایت نظام را دوست دارند. سال ۸۸ هم همین اشتباه شد. یک عده ای روزهای اول به نام دفاع از نظام و رهبری وارد شدند اما عده ای برخورد کردند و عکس العمل شان بالا گرفت. ما گاهی نگاه بدی داریم. موضوعی که باید توسط سیاست به خرج دادن حل شود، بوسیله سیاست امنیتی و نظامی حل می‌شود که غلط است... "

Monday 5 December 2016


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:51AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند