بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: يك روز پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Thursday 27 September 2018
11:18AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: تسلیت به ایتالیا / بی تفاوتی نسبت به همسایه و هم‌کیش! واقعا چرا؟ نقل کرد
ارمان مستضعفان و.....مس...
Sunday 12 August 2018
07:40PM - khalerize گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ***شهادت امام جواد وجود به موجود بر یگانه جواد وجود به موجو دشناس وجود تسلیت *** نقل کرد
اللهم صل علی محمد وال ...
Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
یا علی

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله

لَبيْكَ يٰا عَليْ

ان ربی علی صراط مستقیم

وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب

امیرالمومنین علیه السلام

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم


جوابها وسوالات اقای حسین از غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران







وجالب این است اصل عنوان سوال از بی بی سی انگلیس هست


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=139971


جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید




پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر




جمع اوری جوابهای اقای حسین به منکر غدیر




جوابها بی پاسخ اقای حسین به منکر توسل




پیامبر دروغین ؛ غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران وابلهان شقی طرفدارش


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"

تحریف روایت عمل خلاف شرع "جلیبیب" از صحابه ، از صحیح مسلم!!!

نقدی بر نظریهء عدالت_صحابه(۵٩)


به این روایت دقت کنید:

عن أبي برزة الأسلمي، أن جليبيبا كان امرأ يدخل على النساء، يمر بهن ويلاعبهن فقلت لامرأتي: لا يدخلن عليكم جليبيب؛ فإنه إن دخل عليكم، لأفعلن ولأفعلن.

ابی برزه ی اسلمی می گوید جلیبیب شخصی بود که بر زنان وارد می شد و از مقابل زنان عبور میکرد و با آنان ملاعبت می کرد. ابی برزه می گوید پس من به زنم گفتم که مبادا جلیبیب بر شما وارد شود که اگر او بر شما وارد شود چنین و چنان می کنم.

مسند احمد بن حنبل، ج 33 ، ص 28 ، ح 19784 - چاپ موسسه الرساله .


جالب است بدانید این روایت در صحیح مسلم هم بوده است ،
ولی اکنون از این کتاب مهم اهل تسنن به دلیل عدم آبروریزی صحابه حذف شده است‼️

اما دلیل ما بر این ادعا چیست


أمين بن عبد الله الشقاوي (عالم وهابی) در کتاب "الدرر المنتقاة من الكلمات الملقاة" اعتراف میکند که این روایت در مورد خلاف این صحابه جلیل القدر ! در صحیح مسلم هم بوده است :

روى الإمام أحمد في مسنده و"مسلم" في صحيحه من حديث أبي برزة الأسلمي: أَنَّ جُلَيْبِيبًا كَانَ امْرَأً يَدْخُلُ عَلَى النِّسَاءِ يَمُرُّ بِهِنَّ وَيُلَاعِبُهُنَّ فَقُلْتُ لِامْرَأَتِي: لَا يَدْخُلَنَّ عَلَيْكُمْ جُلَيْبِيبٌ، فَإِنَّهُ إِنْ دَخَلَ عَلَيْكُمْ لَأَفْعَلَنَّ وَلَأَفْعَلَنَّ،..

الدرر المنتقاة من الكلمات الملقاة، ج 5 ، ص 372 .

http://shamela.ws/browse.php/book-17582#page-1106


این اعتراف مؤلف کتاب ، جناب الشقاوي هست بر اینکه این روایت صحیح مسلم نیز هست.

اعتراف بعدی هم از جانب محقق کتاب است که در پاورقی روایت مینویسد : وأصله فی صحیح مسلم : اصل این روایت در صحیح مسلم است. ص 1001 برقم 2472 .

اما وقتی به صحیح مسلم رجوع می کنیم چنین عبارت و روایتی را در مسلم کنونی یافت نمی کنیم‼️


قـــــــــــــــضاوت در مورد علت این گونه تحریفات از صحیح ترین کتب اهل تسنن با اهل علم و تحقیق و انصاف

یک پیشنهاد به اهل تسنن :
بهتر نیست به جای تحریف کتب دست اول خود ، در نظریهء نامعقول "عدالت جمیع صحابه"
تجدید نظر کنید؟؟؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم یا علی یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم هستی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
وَقَدْ أَخْرَجَ عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ وَابْنُ جَرِيرٍ وَابْنُ أَبِي حَاتِمٍ وَأَبُو الشَّيْخِ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ قَالَ: يَا رَبِّ إِنَّمَا أَنَا وَاحِدٌ كَيْفَ أَصْنَعُ؟ يَجْتَمِعُ عَلَيَّ النَّاسُ، فَنَزَلَتْ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. وَأَخْرَجَ أَبُو الشَّيْخِ عَنِ الْحَسَنِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَنِي بِرِسَالَتِهِ فَضِقْتُ بِهَا ذَرْعًا، وَعَرَفْتُ أَنَّ النَّاسَ مُكَذِّبِيَّ، فَوَعَدَنِي لأبلغن أو ليعذّبني، فأنزلت يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ. وَأَخْرَجَ ابْنُ جَرِيرٍ وَابْنُ أَبِي حَاتِمٍ عَنِ ابن عباس في قوله: وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ يَعْنِي إِنْ كَتَمْتَ آيَةً مِمَّا أُنْزِلَ إِلَيْكَ لَمْ تُبَلِّغْ رِسَالَتَهُ. وَأَخْرَجَ ابْنُ أَبِي حَاتِمٍ وَابْنُ مَرْدَوَيْهِ وَابْنُ عَسَاكِرَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: نزلت هذه الآية يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ. وَأَخْرَجَ ابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كُنَّا نَقْرَأُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- إِنَّ عَلِيًّا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ- وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» . وَأَخْرَجَ ابْنُ أَبِي حَاتِمٍ عَنْ عَنْتَرَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ ابْنِ عَبَّاسٍ فجاءه رجل فقال: إن ناسا يأتونا فيخبرونا أَنَّ عِنْدَكُمْ شَيْئًا لَمْ يُبْدِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وَسَلَّمَ لِلنَّاسِ، فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قال: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَاللَّهِ مَا وَرَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وَسَلَّمَ سَوْدَاءَ فِي بَيْضَاءَ. وَأَخْرَجَ ابْنُ مَرْدَوَيْهِ وَالضِّيَاءُ فِي الْمُخْتَارَةِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سُئِلَ: أَيُّ آيَةٍ أُنْزِلَتْ مِنَ السَّمَاءِ أشدّ عليك؟ فقال: كُنْتُ بِمِنًى أَيَّامَ مَوْسَمٍ، فَاجْتَمَعَ مُشْرِكُو الْعَرَبِ وَأَفْنَاءُ النَّاسِ فِي الْمَوْسِمِ، فَأُنْزِلَ عَلَيَّ جِبْرِيلُ فقال: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ الْآيَةَ، قَالَ: فَقُمْتُ عِنْدَ الْعَقَبَةِ فَنَادَيْتُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يَنْصُرُنِي عَلَى أَنْ أُبَلِّغَ رِسَالَةَ رَبِّي وَلَهُ الْجَنَّةُ، أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَا رَسُولُ اللَّهِ إليكم،
(1) . ق: 37. [جزء / صفحة] http://shamela.ws/files/img/front/get.png [الرقم] http://shamela.ws/files/img/front/get.png
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2157
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکت نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
یعنی خداوند درقرآن آن زمان نام علی را با علیه السلام می بردند .
واقعا این علی در نزد خداوند جه جایگاهی داشته که فقط نام اورا درقرآن با احترام یاد می کردند
مداحا ن زمان ما ما نند سید جواد زاکر تقصیر نداشتند که همسر علی را تنها خدا می دانستند و می گفتند لااله الازهرا
یا مداحی که می گوید این حسین کیست خدایا که خدایی می کند
و....



hosyn
دوست گرامی، فقط نخواهید ایراد بگیرید، قبل و بعد عبارت هم نگاه کنید، این علیه السلام از دکتر عماد است که سنی بوده و شیعه شده، و در یک مصاحبه تلویزیونی از حافظه‌اش نقل کرده، و آن هم وقتی مجری از او میپرسد که اولین دفعه‌ای که شما با غدیر آشنا شدی کی بود؟ این قضیه را نقل میکند، و از حافظه میگوید، و قبلا حاضر نکرده بود تا دقیق بگوید، و علیه السلام هم خودش برای حضرت احترام میکند، عبارت دقیق تفسیر فتح القدیر شوکانی این است: بلّغ ما انزل الیک من ربک ان علیا مولی المؤمنین، به این آدرس مراجعه کنید، سایت رسمی اهل سنت است، و مال سلفیون است، این صفحه همان کتاب است که روزانه هزاران نفر به آن مراجعه میکنند، و میتوانند قرائت ابن مسعود، یک حرف دیگر از حرفهای هفتگانه قرآن کریم را ببیننند:

http://shamela.ws/browse.php/book-23623#page-694
.
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تحریف کردن حقایق تاریخی نه تنها ایراد ندارد ،بلکه ثواب هم دارد‼️ پاسخ داد.
"

فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة "



یکی از احادیثی که جهنمی بودن و یاغی بودن معاویة و اتباعش را به اثبات می رساند،
حدیث معروف " فئة باغیة " است که در صحیح بخاری و سایر کتب نقل شده است ؛

و پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به جناب عمار بن یاسر می فرمایند :
که تو را گروه "سرکش و ستمگر" خواهند کشت و آن ها تو را به آتش دعوت می کنند و تو آنان را به بهشت دعوت می کنی.


از آن جا که این حدیث ، یکی از احادیثی است که چهرهء پلید معاویة و اتباعش را به دلیل شهادت جناب عمار یاسر در جنگ صفین و در رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام ،
بر ملا می‌سازد ،
محبین معاویه سعی کرده اند تا به هر روشی که شده از پاسخگویی و بحث در مورد آن فرار کنند!!!

و اکنون ببینید فرار احمد بن حنبل را از این حدیث متواتر نبوی بین الفریقین :

أخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَازِمٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ الطَّیَالِسِیُّ، أَنَّ إِسْحَاقَ بْنَ مَنْصُورٍ حَدَّثَهُمْ، أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ: قَوْلُ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعَمَّارٍ: تَقْتُلُکَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ . قَالَ: لَا أَتَکَلَّمُ فِیهِ . زَادَ الطَّیَالِسِیُّ: تَرْکُهُ أَسْلَمُ.

السنة لابی بکر بن الخلال ،ج2،ص462،ح720 ط دار الرایة

اسحاق بن منصور می گوید که از احمد بن حنبل در مورد سخن پیامبر خطاب به عمار که " تو را گروه سرکش می کشند " سوال کردم.
احمد بن حنبل گفت : در این مورد صحبت نمی کنم.
طیالسی در متن روایت اضافه کرده است که : ترک سخن در مورد این روایت بهتر است.

http://s5.picofile.com/file/8159313242/000.png
http://s5.picofile.com/file/8159313268/001.png
http://s5.picofile.com/file/8159313292/002.png

سند روایت صد در صد صحیح است و محقق کتاب سعی کرده تا با تدلیس ، از تصحیح سند روایت فرار کند اما برای شما تصحیح روایت را قرار می دهیم.

در اصل روایت دو سند دارد به این شکل :

1. اخبرنا احمد بن محمد بن حازم عن اسحاق بن منصور عن احمد بن حنبل ...

2. اخبرنا عبد الله بن العباس الطیالسی عن اسحاق بن منصور عن احمد بن حنبل

سند اول به دلیل وجود " احمد بن محمد بن حازم " که مجهول است فاقد اعتبار خواهد بود ولی جالب آن که محقق کتاب خواسته تا با استفاده از مجهول بودن این راوی ، از تصحیح سند فرار کند
اما در کنار این راوی مجهول ، " عبد الله بن العباس الطیالسی " هم این روایت را از اسحاق بن منصور نقل کرده و با این حساب سند دوم کاملا معتبر است و روایت تصحیح می شود.

http://s5.picofile.com/fil‌e/8159313850/01.png
http://s5.picofile.com/file/8159313884/02.png



به راستی چرا احمد بن حنبل از توضیح در مورد این حدیث ثابت قطعی فرار کرده است



قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت رقیه بنت الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"
شهادت رقیه بنت الحسین علیهما السلام به محضر مقدس سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه رقیه شناس ماسوی بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن المهدی وعجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت
یا رقیه
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة " ساخت
"

فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة "



یکی از احادیثی که جهنمی بودن و یاغی بودن معاویة و اتباعش را به اثبات می رساند،
حدیث معروف " فئة باغیة " است که در صحیح بخاری و سایر کتب نقل شده است ؛

و پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به جناب عمار بن یاسر می فرمایند :
که تو را گروه "سرکش و ستمگر" خواهند کشت و آن ها تو را به آتش دعوت می کنند و تو آنان را به بهشت دعوت می کنی.


از آن جا که این حدیث ، یکی از احادیثی است که چهرهء پلید معاویة و اتباعش را به دلیل شهادت جناب عمار یاسر در جنگ صفین و در رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام ،
بر ملا می‌سازد ،
محبین معاویه سعی کرده اند تا به هر روشی که شده از پاسخگویی و بحث در مورد آن فرار کنند!!!

و اکنون ببینید فرار احمد بن حنبل را از این حدیث متواتر نبوی بین الفریقین :

أخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَازِمٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ الطَّیَالِسِیُّ، أَنَّ إِسْحَاقَ بْنَ مَنْصُورٍ حَدَّثَهُمْ، أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ: قَوْلُ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعَمَّارٍ: تَقْتُلُکَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ . قَالَ: لَا أَتَکَلَّمُ فِیهِ . زَادَ الطَّیَالِسِیُّ: تَرْکُهُ أَسْلَمُ.

السنة لابی بکر بن الخلال ،ج2،ص462،ح720 ط دار الرایة

اسحاق بن منصور می گوید که از احمد بن حنبل در مورد سخن پیامبر خطاب به عمار که " تو را گروه سرکش می کشند " سوال کردم.
احمد بن حنبل گفت : در این مورد صحبت نمی کنم.
طیالسی در متن روایت اضافه کرده است که : ترک سخن در مورد این روایت بهتر است.

http://s5.picofile.com/file/8159313242/000.png
http://s5.picofile.com/file/8159313268/001.png
http://s5.picofile.com/file/8159313292/002.png

سند روایت صد در صد صحیح است و محقق کتاب سعی کرده تا با تدلیس ، از تصحیح سند روایت فرار کند اما برای شما تصحیح روایت را قرار می دهیم.

در اصل روایت دو سند دارد به این شکل :

1. اخبرنا احمد بن محمد بن حازم عن اسحاق بن منصور عن احمد بن حنبل ...

2. اخبرنا عبد الله بن العباس الطیالسی عن اسحاق بن منصور عن احمد بن حنبل

سند اول به دلیل وجود " احمد بن محمد بن حازم " که مجهول است فاقد اعتبار خواهد بود ولی جالب آن که محقق کتاب خواسته تا با استفاده از مجهول بودن این راوی ، از تصحیح سند فرار کند
اما در کنار این راوی مجهول ، " عبد الله بن العباس الطیالسی " هم این روایت را از اسحاق بن منصور نقل کرده و با این حساب سند دوم کاملا معتبر است و روایت تصحیح می شود.

http://s5.picofile.com/fil‌e/8159313850/01.png
http://s5.picofile.com/file/8159313884/02.png



به راستی چرا احمد بن حنبل از توضیح در مورد این حدیث ثابت قطعی فرار کرده است



قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی
"

3 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان شجاعت بی نظیر معاویه وعمروعاص به نقل اتباع سقیفه ساخت
"
گوشه‌هایی از جنگ صفین به نقل از کتاب المحاسن و المساوی!

هــــــــــل من مبارز طلبیدن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و خیس شدن شلوار معاویه و لخت شدن عمروعاص .........



ولما کان حرب صفین کتب أمیر المؤمنین ، رضوان الله علیه ، إلى معاویه بن أبی سفیان : ما لک یقتل الناس بیننا ؟ ابرز لی فإن قتلتنی استرحت منی وإن قتلتک استرحت منک . فقال له عمرو بن العاص : أنصفک الرجل فابرز إلیه . قال : کلا یا عمرو ، أردت أن أبرز له فیقتلنی وتثب على الخلافه بعدی ! قد علمت قریش أن ابن أبی طالب سیدها وأسدها ….



وقتی جنگ صفین اتفاق افتاد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به معاویه بن ابی سفیان نامه نوشت : تو را چه شده ؟ مردم مقابل ما کشته می شوند . خودت به میدان بیا تا با هم دو نفری ، بجنگیم . اگر مرا کشتی ، از دست من برای همیشه راحت می شوی و اگر من تو را کشتم ، از دست تو برای همیشه راحت می شوم . عمرو بن عاص گفت : واقعا حرف منصفانه ای زده ، به میدان برو .

معاویه گفت : عمرو بن عاص ! تو برای من نقشه داری . می خواهی مرا به جنگ با علی بن ابیطالب (علیه السلام) بفرستی که من کشته شوم و تو فورا خلافت را تصاحب کنی . قریش همه می دانند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آقای تمام قریش و شیر قریش است .


عن الشعبی أن عمرو بن العاص دخل على معاویه وعنده ناس فلما رآه مقبلا استضحک فقال : یا أمیر المؤمنین أضحک الله سنک وأدام سرورک وأقر عینک ، ما کل ما أرى یوجب الضحک ! فقال معاویه : خطر ببالی یوم صفین یوم بارزت أهل العراق فحمل علیک علی بن أبی طالب ، رضی الله عنه ، فلما غشیک طرحت نفسک عن دابتک وأبدیت عورتک کیف حضرک ذهنک فی تلک الحال …
أما إنی قد رأیتک یوم دعاک إلى البراز فاحولت عیناک وأزبد شدقاک وتنشر منخراک وعرق جبینک وبدا من أسفلک ما أکره ذکره ….

عمرو بن عاص بر معاویه وارد شد ، در حالی که افرادی در اطراف معاویه بودند . وقتی معاویه دید که عمرو بن عاص به طرفش می آید ، خندید . عمرو بن عاص پرسید : چرا خندیدی ؟ معاویه می گوید : یاد روزی افتادم که به سمت مردم عراق رفتی و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به تو حمله کرد . وقتی به تو نزدیک شد ،
خودت را از اسب پایین انداختی و عورت خودت را نشان دادی تا این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از خون تو بگذرد. این فکر چه زمانی به ذهنت رسید؟


عمرو بن عاص می گوید : یادت می‌آید زمانی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تو را به میدان خواست و گفت بیا دو نفر باهم بجنگیم . اگر کشته شدم ، از من راحت می شوی و اگر تو کشته شدی ، من از دست تو راحت می شوم . چرا باید مردم کشته شود ؟

در آن زمان یادت هست که چشمانت از حدقه بیرون زده بود . دهانت باز مانده بود ، سوراخ های بینی ات گشاد شده بود ، پیشانی ات هم عرق کرده بود و از پاچه شلوارت
چیزی می‌آمد که دوست ندارم بگم چی بود.

محمد بن ابراهیم بیهقی ، المحاسن و المساوی ، ص ۵۱


یــــــــــاعــــــــــڸے مــــــــــدد


"

5 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان باب المقام ساخت
"
فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف ص94
وَ قَالَ ابْنُ الْمَشْهَدِيِّ أَيْضاً مَا صُورَتُهُ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِهِمْ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عِيسَى عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي صَفْوَانُ الْجَمَّالُ قَالَ‏ لَمَّا وَافَيْتُ مَعَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ ع الْكُوفَةَ يُرِيدُ أَبَا جَعْفَرٍ الْمَنْصُورَ قَالَ لِي يَا صَفْوَانُ أَنِخِ الرَّاحِلَةَ فَهَذَا قَبْرُ جَدِّي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنَخْتُهَا ثُمَّ نَزَلَ فَاغْتَسَلَ وَ غَيَّرَ ثَوْبَهُ وَ تَحَفَّى وَ قَالَ لِيَ افْعَلْ مِثْلَ مَا أَفْعَلُهُ ثُمَّ أَخَذَ نَحْوَ الذَّكَوَاتِ وَ قَالَ لِي قَصِّرْ خُطَاكَ وَ أَلْقِ ذَقَنَكَ إِلَى الْأَرْضِ فَإِنَّهُ‏
فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف، ص: 95
يُكْتَبُ لَكَ بِكُلِّ خُطْوَةٍ مِائَةُ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْكَ مِائَةُ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ يُقْضَى لَكَ مِائَةُ أَلْفِ حَاجَةٍ وَ يُكْتَبُ لَكَ ثَوَابُ كُلِّ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ مَاتَ أَوْ قُتِلَ ثُمَّ مَشَى وَ مَشَيْنَا مَعَهُ وَ عَلَيْنَا السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ وَ نُسَبِّحُ وَ نُقَدِّسُ وَ نُهَلِّلُ إِلَى أَنْ بَلَغْنَا الذَّكَوَاتِ فَوَقَفَ وَ نَظَرَ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً وَ خَطَّ بِعُكَّازَتِهِ وَ قَالَ لِي اطْلُبْهُ فَطَلَبْتُ فَإِذَا أَثَرُ الْقَبْرِ ثُمَّ أَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ

وَ قَالَ‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ وَ قَالَ "
السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِيُّ الْبَرُّ التَّقِيُّ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الرَّشِيدُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَرُّ الزَّكِيُّ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ أَشْهَدُ أَنَّكَ حَبِيبُ حَبِيبِ اللَّهِ وَ خَاصَّةُ اللَّهِ وَ خَالِصَتُهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِهِ وَ خَازِنَ وَحْيِهِ ثُمَّ انْكَبَّ عَلَى قَبْرِهِ وَ قَالَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَا حُجَّةَ الْخِصَامِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا بَابَ الْمَقَامِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا نُورَ اللَّهِ التَّامَّ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ مَا حُمِّلْتَ وَ وَعَيْتَ مَا اسْتُحْفِظْتَ وَ حَفِظْتَ‏
فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف، ص: 96
مَا اسْتُودِعْتَ وَ حَلَّلْتَ حَلَالَ اللَّهِ وَ حَرَّمْتَ حَرَامَ اللَّهِ وَ أَقَمْتَ أَحْكَامَ اللَّهِ وَ لَمْ تَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ- ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى عِنْدَ الرَّأْسِ رَكَعَاتٍ وَ قَالَ يَا صَفْوَانُ مَنْ زَارَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِهَذِهِ الزِّيَارَةِ وَ صَلَّى بِهَذِهِ الصَّلَاةِ رَجَعَ إِلَى أَهْلِهِ مَغْفُوراً ذَنْبُهُ مَشْكُوراً سَعْيُهُ وَ يُكْتَبُ لَهُ ثَوَابُ كُلِّ مَنْ زَارَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ قُلْتُ ثَوَابُ كُلِّ مَنْ يَزُورُهُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ قَالَ يَزُورُهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ سَبْعُونَ قبيل [قَبِيلًا] قُلْتُ كَمِ الْقَبِيلُ قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ

ثُمَّ رَجَعَ مِنْ عِنْدِهِ الْقَهْقَرَى وَ هُوَ يَقُولُ يَا جَدَّاهْ يَا سَيِّدَاهْ يَا طَيِّبَاهْ يَا طَاهِرَاهْ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ وَ رَزَقَنِي الْعَوْدَ إِلَيْكَ وَ الْمُقَامَ فِي حَرَمِكَ وَ الْكَوْنَ مَعَكَ وَ مَعَ الْأَبْرَارِ مِنْ وُلْدِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ

قُلْتُ يَا سَيِّدِي تَأْذَنُ لِي أَنْ أُخْبِرَ أَصْحَابَنَا مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ بِهِ
قَالَ نَعَمْ وَ أَعْطَانِي الدَّرَاهِمَ وَ أَصْلَحْتُ الْقَبْر

سلام علیکم باب المقام در زیارت امیرالمومنین چه معانی ئی دارد ؟

سلام علیکم
ابن شهرآشوب نقل کردند که خود حضرت صلوات الله علیه کثیرا میفرمودند: انا باب المقام، بنابر این معنای بسیار عظیمی باید داشته باشد، در بحار فرمودند منظور مقام ابراهیم است یا قیام نزد رب العالمین للحساب است:

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج97، ص: 281
إيضاح قوله يا باب المقام أي إتيان مقام إبراهيم لحج البيت و اعتماره لا يقبل إلا بولايتك فمن لم يأته بولايتك فكأنما أتى البيت من غير بابه أو باب القيام عند رب العالمين للحساب كناية عن أن إياب الخلق إليه و حسابهم عليه فكما أنه لا يدخل البيت إلا بعد المرور على الباب كذلك لا يأتي أحد ليقوم للحساب إلا بعد أن يلقاه صلوات الله عليه بما هو أهله من البشارة أو الاكتياب

مقام به معنای بهشت در آیات آمده است: خالدین فیها حسنت مستقرا و مقاما، باب رفتن به بهشت حضرت هستند،

و همچنین مقام محمود اختصاصی است و باب آن هستند،

و همچنین من خاف مقام ربه، مقام رب در آیات معنای خاص دارد.
به هر حال ساده ترین وجه، همان باب بهشت بودن است، بهشت، دار المقامة من فضله است در آیه شریفه، و عرف عام این معنا را همگی در ک میکنند. و الله العالم

یا علی
"

5 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


http://www.iranclubs.org/forums/show...155695&page=24

"

6 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


http://www.iranclubs.org/forums/show...155695&page=24

"

6 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2155
نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتنوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
باسلام
اگر می توانستی از قرآن جواب بدهی حتما این کاررا می کردی .به این دلیل که ازقرآن حرفی برا گفتند نداری به همین خاطر به آیه ای استناد کردی که به گفته خودت به اشاره از قرآن رو آوردی


hosyn
بعضی قالوا سلاما را معنا میکنند که سلام بگویید، ولی ظاهرا معنای بهترش این است که یعنی سخنی بگویید که در آن سلم و مسالمت باشد، شبیه فقل لهم قولا میسورا، آخر فایده ندارد، وقت تلف کردن است.
"

6 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان لبیک یا حسین علیک سلام الله وصلوات الله ساخت
"



لبیک یا حسین، به چه معناست؟
وهابیون میگویند "لبیک" مختص خداست و نباید جز برای الله متعال به کار رود!!!


.«لبّیک» در لغت به معنای پاسخ مثبت دادن، موافقت کردن و پذیرش دعوت یا قبول آن است؛

پذیرشی همراه با تکریم و تعظیم و تجلیل.

این واژه در اصل «لَبَّینِ لَکَ» بود که در اثر ادغام به صورت «لَبَّیک» در آمد.

و واژه فارسی «در خدمتم» را می‌توان تا حدودی معادل آن دانست.

دقت کنید :
معانی لبیک در فرهنگ‌ لغات:

شاید یکی از زیباترین تعابیر و رساترین تعابیر در کتب اصیل لغت نقل قول ابوعبید از خلیل در معنای "لبیک" باشد
(منقول در تهذیب اللغة و لسان العرب و تاج العروس):

... ابوعبید از خلیل نقل می کند که او گفته است که اصل آن فعل از عبارت «اَلْبَیْتُ بِالمَکانِ» گرفته شده است. یعنی به اینجا انس گرفتم. پس وقتی مردی دوست خود را صدا می زند، او پاسخ می دهد «لبیک» یعنی من نزد تو مقیم هستم. بعد آن را با «لبیک» مورد تاکید قرار داده است؛ یعنی اقامتی بعد از اقامت. از خلیل نقل شده است که گفت: این عبارت مشتق از «اُمٌّ لَبَّةٌ» است یعنی [مادری] دارای محبت و عاطفه. گفت اگر این سخن خلیل درست باشد، بدان معناست که:
«به سوی تو روی می آورم و به تو علاقه مندم.»

لسان العرب ج۱ص۷۳۱

http://shamela.ws/browse.php/book-1687#page-731

معنی لبیک | لغت‌نامه دهخدا
http://www.vajehyab.com/dehkhoda/لبیک

ترجمه و معنای لبيك به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات صفحه 1
https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/لبیک

معنی لبیک/فرهنگ معین
https://www.vajehyab.com/moein/لبیک


این واژه را انسان می‌تواند در جواب تمام افرادی که او را مخاطب قرار می‌دهند، مورد استفاده قرار داد.

این یعنی من در خدمتم یا از تو فرمان میبرم .

و این رسم عادی اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله بوده است که وقتی حضرت ایشان را صدا میزدند جواب میدادند:
لبیک و سعدیک!
یعنی : من در خدمت شما هستم و میمنت و مبارکی بر شما باد!

در صحیحین بخاری و مسلم ، بارها این عبارت ذکر شده است،

صحيح البخاري (1/ 37)
قال: «يا معاذ بن جبل»، قال: لبيك يا رسول الله وسعديك، قال: «يا معاذ»، قال: لبيك يا رسول الله وسعديك ثلاثا
(این حدیث مکرر در صحاح نقل شده)

▪️صحيح البخاري (1/ 99)
فنادى: «يا كعب» قال: لبيك يا رسول الله

صحيح البخاري (5/ 133)
فقال لي: «يا عبد الله بن قيس». قلت: لبيك يا رسول الله

▪️صحيح البخاري (5/ 159)
قال: «يا معشر الأنصار». قالوا: لبيك يا رسول الله وسعديك لبيك نحن بين يديك

▪️صحيح البخاري (7/ 68)
فقال: «يا أبا هريرة» فقلت: لبيك رسول الله وسعديك

▪️صحيح البخاري (8/ 60)
ثم قال: «يا أبا ذر» قلت: لبيك وسعديك يا رسول الله

پس لبیک یا حسین :

یعنی گوش به فرمان توام و رو به سوی تو آوردم و به تو علاقمندم یا حسین...

و این عبارت در مقابل حجت خدا، اعلام "عبودیت" و اعلام "عبادت الله متعال" است؛
چرا که فرمان صریح قرآنی است:

اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم(۵۸/نساء)

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة في القربي(۲۳/شوری)

یا حسین
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت زین العابدین وسید الساجدین امام الصابرین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"

حزن بی‌پایان امام سجاد صلوات الله علیه بر مصائب کربلا


حدّثني أبي رحمه‌الله عن جماعة مشايخي، عن سعد بن عبدالله، عن محمّد بن الحسين بن أبي الخطّاب، عن أبي داود المُسترق ـ عن بعض أصحابنا ـ عن أبي عبدالله عليه‌السلام « قال: بكى عليُّ بن الحسين على أبيه حسين بن عليٍّ صلوات الله عليهما عشرين سَنَة ـ أو أربعين سَنَة ـ ، وما وضع بين يديه طعاماً إلاّ بكى على الحسين حتّى قال له مولى له: جُعلتُ فِداك يا ابن رَسول الله إنّي أخاف عليك أن تكون مِن الهالِكين، قال: «إنَّما أشْكُو بَثِّي وَحُزْني إلى اللهِ وأعْلمُ مِنَ اللهِ ما لا يَعْلَمُون»، إنّي لم أذكر مصرع بني فاطمة إلاّ خَنَقَتني العَبرة لذلك

حضرت على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‏ كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا می‌ترسم كه شما هلاک شويد
حضرت فرمودند:
قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ.
تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى ‏اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‏ دانيد.
سپس فرمودند:
هيچ گاه محل كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‏ آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‏‌فشارد.

کامل الزيارات ص 213 باب 35ح1


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت زین العابدین وسید الساجدین امام الصابرین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"
معجزات امام سجاد علیه السلام در هنگام اسارت

واقعه‌ی کربلا واقعه‌ای است که در تاریخ نزد همگان مشهود است و اگر کسی بخواهد در آن تفقه کند واقعا به معنای حقیقی، معجزات و کرامات اهل البیت علیهم السلام و خاندان پاکشان را مشاهده و درک می‌کند. حال یک نمونه از کرامات امام سجاد علیه السلام هنگام اسارت در کتب اهل‌سنت را نقل می‌کنیم:

ابن عساکر دمشقی از علمای بزرگ اهل‌سنت عمری کرامتی را امام سجاد عليه السلام چنين نقل می‌کند:

أنبأنا أبو علي الحسن بن أحمد نا أبو نعيم أحمد بن عبد الله قال حدثت عن أحمد بن محمد بن الحجاج بن رشدين أنا عبد الله بن محمد بن عمر البلوي نا يحيى بن زيد بن الحسن حدثني سالم بن فروخ مولى الجعفريين عن ابن شهاب الزهري قال شهدت علي بن الحسين يوم حمله عبد الملك بن مروان من المدينة إلى الشام فأثقله حديدا ووكل به حفاظا في عدة وجمع فاستأذنتهم في التسليم عليه والتوديع له فأذنوا لي ودخلت عليه وهو في قبة والأقياد في رجليه والغل في يديه فبكيت وقلت وددت أني مكانك وأنت سالم فقال يا زهري أو تظن هذا مما ترى علي وفي عنقي يكرثني أما لو شئت ما كان فإنه وإن بلغ فيك وفي أمثالك ليذكرني عذاب الله ثم أخرج يديه من الغل ورجليه في القيد ثم قال يا زهري لا جزت معهم على ذا منزلتين من المدينة قال فما لبثنا إلا أربع ليال حتى قدم الموكلون به يظنونه بالمدينة فما وجدوه فكنت فيمن سألهم عنه فقال لي بعضهم إنا نراه متبوعا إنه لنازل ونحن حوله لا ننام نرصده إذا أصبحنا فما وجدنا بين محمليه إلا حديدة قال الزهري فقدمت بعد ذلك على عبد الملك بن مروان فسألني عن علي بن الحسين فأخبرته فقال لي إنه قد جاءني في قوم فقدوه الأعوان فدخل علي فقال ما أنا وأنت فقلت أقم عندي فقال لا أحب ثم خرج فوالله لقد امتلأ ثوبي منه خيفة قال الزهري فقلت يا أمير المؤمنين ليس علي بن الحسين حيث تظن إنه مشغول بنفسه فقال حبذا شغل مثله فنعم ما شغل به قال وكان الزهري إذا ذكر علي بن الحسين يبكي ويقول زين العابدين

ابن شهاب زهرى گوید: من وقتى عبد الملک دستور داده بود علی بن الحسین را از مدینه به شام بیاورند در آنجا بودم که ایشان را با زنجیری آهنی بسته و گروهی را براى نگهبانی ایشان گماشته بودند من از آن.ها اجازه خواستم که با امام ملاقات نموده وداع نمایم. آن‌ها اجازه دادند و وقتی خدمتش رسیدم مشاهده کردم ایشان زیر خیمه‌ای بود و پاها و دست‌هایش را در غل و زنجیر بسته بودند، گریه‏‌ام گرفت و گفتم: کاش من به جاى شما بودم و شما از این رنج آسوده بودید؛ فرمود: زهرى خیال می‌کنى این غل و زنجیر آویخته به گردنم مرا می‌آزارد؟ اگر بخواهم می‌توانم این غل و زنجیرها را از دست و پای خود بگشایم گرچه تو و غیر تو از دیدن این منظره منقلب می‌شوید ولى این غل و زنجیر مرا به یاد عذاب خدا می‌اندازد؛ در این هنگام دست و پای خود را از زنجیر گشود و فرمود: زهری من بیشتر از دو منزل دیگر تا مدینه با این‌ها نخواهم بود. زهرى گفت چهار شب بعد نگهبانان به مدینه برگشتند و به جستجوی حضرت زین العابدین (علیه السلام) پرداختند از آن حضرت خبری نبود. من نیز از آن‌ها پرسیدم که آن آقا چه شد؟ یکی از آن‌ها گفت: ما خیال می‌کنیم جن به همراه او بود. هر وقت پیاده می‌شدیم همه ما اطرافش را می‌گرفتیم و کاملا مراقبش بودیم یک روز صبح از او جز مشتی غل و زنجیر ندیدیم. بعد از این جریان من پیش عبد الملک رفتم حال على بن الحسین علیه السلام را از من پرسید جریان را برایش نقل کردم گفت همان روزی که نگهبانان او را از دست دادند پیش من آمد گفت مرا با تو چه کار؟ گفتم پیش من بمان گفت علاقه به این کار ندارم از پیش من رفت به خدا سوگند از دیدن او پیکرم وحشت فرا گرفته بود. زهرى گفت: به عبد الملک گفتم على بن الحسین آن طورى که تو خیال می‌کنى نیست در فکر بدست آوردن خلافت نیست. او به کار خویش مشغول است عبد الملک گفت چه خوب است کاری که او بدان مشغول است. راوی می‌گوید: هر گاه نام علی بن حسین برده می‌شد زهری می‌گریست و می‌گفت: او زینت عبادت کندگان بود.

تاريخ مدينة دمشق، تألیف ابن عساکر دمشقی، جلد ۴۱، صفحه ۳۷۲-۳۷۳

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2zRQYOD
پوستر:
http://bit.ly/2Qv54ey

این یکی از کرامات بزرگ اهل البیت علیهم السلام و امام سجاد علیه السلام، در این واقعه است و مشهود است که همه چیز حتی غل و زنجیر در تحت اختیار امام است. حال چرا اهل‌سنت همواره سعی در پنهان کردن این کرامات دارند الله اعلم! شاید بدلیل ناصبی بودن علمای آن‌ها است چرا که هیچ گونه محبتی نسبت به اهل البیت علیهم السلام ندارند، و از هر کس و ناکسی روایت نقل می‌کنند الا کلام اهل البیت علیهم السلام که خواستار هلاکت دشمنان اهل البیت علیهم السلام از خداوند متعال هستیم!!


السلام علیک یا سید الساجدین، علی بن الحسین علیه السلام


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2150
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اما من هنوز درباره گام اولی که برداشتید سئوال دارم ، اگر می خواهید بحث را گام به گام پیش ببرید درباره آن متن مختصری که نوشتید توضیح دهید تا برسیم به گام بعدی. لطف کن منظورت را توضیح بده!

hosyn
مانعی ندارد، فقط خواهش من این است که عبارت قبلی من را به دقت نگاه کنید، اول قبول کردم که الیوم در الیوم احلّ لکم الطیبات به معنای دوره اسلام باشد، ولی به قرینه (قل) درآیه قبلی، تردید کردم که قطعا بتوانیم به معنای دوره بگیریم، بلکه یک روز مشخص است که همان روز جواب سؤال آنان، و روز نزول امر (قل) است، و در ادامه خواستم وجه جمعی بین هر دو بیاورم، یعنی هم الیوم، روز مشخص باشد، و هم سرآغاز دوره اسلام باشد، و اما چرا این وجه جمع را گفتم، برای اینکه قرآن کریم میگوید انبیاء سابق در خبر دادن از آمدن پیامبر اسلام ص و نزول قرآن کریم، بر این نکته تاکید میکردند که: یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم، که در آیه دیگر فرمود: ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا، یعنی پیشینیان در احکام شریعتان، چیزهایی بود که حالت اصر و غلّ داشت، و بظلم من الذین حرّمنا علیهم طیبات احلت لهم، و این یک عقوبت الهی بود، ولی بشارت داده بودند که پیامبر اسلام ص که ظهور میفرماید، این احکام را برمیگرداند، طیبات، ابتدا حلال بود، در اثر ظلم آنها، تحریم شد، و سپس در اسلام دوباره طیبات حلال شد.


خوب، این بشارت انبیاء ع بود، اما با آمدن شریعت اسلام و نزول قرآن کریم، صریحا احلال طیبات، نیاز به نزول وحی داشت، و تا این سؤال را نپرسیده بودند، این پیشگویی هنوز محقق نشده بود، و وقتی سؤال کردند: و یسألونک ما ذا احلّ لهم، با آمدن امر (قل احل لکم الطیبات) این پیشگویی محقق شد، یعنی پیشگویی آیه سوره اعراف: یجدونه مکتوبا عندهم ... یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت عیهم.

بنابر این کلمه الیوم در الیوم احلّ لکم، میتواند به معنای روز مشخص باشد، اما اشاره به روز شروع برداشتن اغلال و اصر پیشینیان است، یعنی از امروز در دوره اسلام دیگر آن تحریمهای عقوبی نیست و برداشته شد.
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت زین العابدین وسید الساجدین امام الصابرین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"
گواهی حجر الاسود بر امامت امام سجاد علیه السلام


ابو خالد كابلى مى ‏گويد:

بعد از شهادت امام حسين- عليه السّلام- و برگشتن امام سجاد- عليه السّلام- به مدينه طيبه، ما، در مكّه بوديم. محمّد بن حنفيّه به من گفت: نزد على بن حسين برو و از طرف من به او بگو كه:
من بعد از برادرانم امام حسن و امام حسين- عليهما السّلام-، بزرگترين اولاد امير المؤمنين على- عليه السّلام- هستم و براى امامت شايسته ‏تر می ‏باشم. پس سزاوار است كه امامت را به من تسليم نمايى. و اگر شكّ دارى، داورى انتخاب كن تا بين ما حكم كند.

راوى گويد: نزد امام سجاد رفتم و پيغام محمّد بن حنفيّه را به حضرت، رساندم.
حضرت فرمود: بر گرد و به او بگو: «اى عمو! از خدا بترس و چيزى را كه خدا براى تو قرار نداده، ادّعا نكن. اگر قبول ندارى پس حجر الأسود بين ما حكم كند و او به نفع هر كس كه حكم نمود، او امام است».

ابو خالد مى ‏گويد: جواب حضرت را رساندم و او قبول كرد. و هر دو با هم به مسجد الحرام رفته تا اينكه مقابل حجر الأسود رسيدند. امام فرمود: عموجان! چون تو مسن تر هستى، جلو برو و از او براى امامت خودت گواهى بخواه.
محمّد بن حنفيه پيش رفت، دو ركعت نماز خواند، دعا كرد و از حجر الأسود گواهى خواست، ولى جوابى نشنيد.

بعد از او امام- عليه السّلام- پيش رفت، دو ركعت نماز خواند و فرمود: اى سنگى كه خدا تو را شاهد قرار داده بر كسانى كه به زيارت خانه ‏اش مى ‏آيند، اگر من صاحب امر و امام واجب الاطاعه هستم، گواهى بده تا عمويم بفهمد كه او حقّى در رابطه با امامت ندارد.

پس حجر الأسود به امر خدا با زبان عربى آشكار گفت: «اى محمّد بن على! امامت با على بن حسين است و اطاعت او بر تو و بر جميع بندگان واجب است».

پس در اين هنگام، محمّد بن حنفيه پاى حضرت را بوسيد، و گفت: امامت، حقّ شماست.

و در روايت ديگر چنين آمده است كه: به امر خدا حجر الأسود گفت: اى محمّد بن على! على بن حسين آن حقى است كه در او شك راه پيدا نمى ‏كند و واجب الاطاعه مى‏باشد. به او گوش بسپار و اطاعتش كن.
محمّد گفت: شنيديم، شنيديم (اطاعت مى‏كنيم) اى حجّت خدا در زمين و آسمانش!

گويند: اين كار محمّد بن حنفيه براى رفع شكّ از مردم بود و خود او شكّى در امامت حضرت سجاد - عليه السّلام - نداشت .


كافى: ج ۱ ص ۳۴۸ حديث ۵.

http://lib.eshia.ir/11005/1/348


حکایت معجزه‌ای از امام سجاد علیه‌السلام به اعتراف منابع عامه در لینک زیر:
https://t.me/borrhan/24531)


"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت زین العابدین وسید الساجدین امام الصابرین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"
السلام عليك يا سيد الساجدين يا علي بن الحسين

امام سجاد عليه السلام در مجلس یزید، خطبه ای در معرفی خود و خاندان رسول اکرم صلي الله عليه وآله بیان کردند. امام سجاد پس از آنکه خطیب دربار یزید به ناسزاگویی درباره اميرالمومنين پرداخت، خطبه ای در معرفی اهل بیت پیامبر اکرم خواندند که باعث رسوایی دشمنان شد. بر اساس روایتی، پس از آنکه امام خطیب دربار یزید، نسبت به امیرالمومنین علی بن ابيطالب و امام حسین عليهما السلام ناسزا گفت،

ناگهان امام سجّاد عليه السلام فریاد برآورد: «وَیْلَکَ اَیُّهَا الْخاطِبُ! لَقَدِ اشْتَرَیْتَ مَرْضاهَ الَمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ، فَتَبَوَّاْ مَقْعَدَکَ مِنَ النّارِ»؛ «وای بر تو ای خطیب! خشنودی مخلوق را با خشم خالق به دست آوردی؟ جایگاهت در آتش دوزخ مهیا باد!».

و سپس امام سجاد عليه السلام به یزید لعنت الله عليه گفت: «اتَاْذَنَ لی اَنْ ارْقی هذِهِ الاْعْوادَ فَاَتَکَلَّمَ بِکَلام فیهِ للهِ تَعالی رِضی، وَ لِهوُلاءِ اَجْرٌ وَ ثَوابٌ»؛ «آیا به من اجازه می دهی که بر فراز این چوب ها بروم و سخنانی بگویم که سبب خشنودی خداوند متعال گردد، و اجر و پاداشی برای این مردم در پی داشته باشد؟»

اما یزید از آنجا که می دانست سخنرانی امام باعث رسوایی می شود، درخواست امام را نپذیرفت و اصرار مردم نیز باعث نشد که اجازه سخنرانی بدهد، تا آنجاکه پسر یزید گفت: «به او اجازه بده، زیرا وی توانایی ایراد خطبه را ندارد.»

یزید لعنت الله عليه به پسرش گفت: «انَّ هولاءِ وَرِثُوا الْعِلْمَ وَ الْفَصاحَهَ وَ زَقُّوا الْعِلْمَ زَقّاً»؛ «این گروه علم و فصاحت را به ارث برده اند و علم و دانش را با تمام وجود، چشیده اند.»

اما سرانجام یزید که راهی برای فرار از این موقعیت نداشت، پذیرفت که امام سجاد عليه السلام سخنرانی بپردازد.
متن خطبه امام سجاد عليه السلام در مجلس یزید به این شرح است:


ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است، به ما علم ارزانی داشت، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را، و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق «امیر المؤمنین علی علیه السلام»، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا صلی الله علیه و آله «حمزه»،

و امام حسن و امام حسین علیه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اکرم صلی الله علیه و آله را از ما قرار داد.

هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می شناسانم.

ای مردم! من فرزند مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم،

من فرزند بهترین حج کنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند آنم که بر براق سوار شد،
من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد،

من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزدیکترین جایگاه مقام باری تعالی رسید،
من فرزند آنم که با ملائکه آسمان نمازگزارد، من فرزند آن پیامبرم که پروردگار بزرگ به او وحی کرد، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضا عليهما السلام هستم،

من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.

من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه می رزمید، و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد، و در بدر و حنین با کافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید،

من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم، من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم،

من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد، من فرزند آنم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد، من فرزند بهترین قریشم،

من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت، من پسر اول سبقت گیرنده ای در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از میان برنده مشرکانم،

من فرزند آنم که به مثابه تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یاری کننده دین خدا و ولی امر او، و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهی بود.
او جوانمرد، سخاوتمند، نیکو چهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، شکیبا، دائما روزه دار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه احزاب کفر را از هم پاشید. او دارای قلبی ثابت و قوی و اراده ای محکم و استوار و عزمی راسخ بودوهمانند شیری شجاع که وقتی نیزه ها در جنگ به هم در می آمیخت آنها را همانند آسیا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراکنده می ساخت.

او شیر حجاز و آقا و بزرگ عراق است که مکی و مدنی و خیفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، که در همه این صحنه ها حضور داشت. او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آری او، همان او «که این صفات و ویژگی های ارزنده مختص اوست» جدم علی بن ابی طالب است. آنگاه گفت:

من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم.

خطبه امام سجاد باعث گریه حاظران در مجلس شد که و یزید که از سخنان امام ترسیده بود، دستور داد مؤذن اذان بگوید. هنگامی که مؤذن گفت: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ»، حضرت سجاد فرمود: «چیزی از خدا بزرگتر نیست»، و هنگامی که مؤذن گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»، علی بن الحسین عليهما السلام فرمود: «مو، پوست، گوشت و خون من به یگانگی خدا شهادت می دهند» و سپس مؤذن گفت: «أشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» که امام سجاد خطاب به مؤذّن گفت: «تو را به حقّ محمّد ساکت باش تا من سخنی بگویم.»

آنگاه از بالای منبر خطاب به یزید فرمودند: «ای یزید! این پیغمبـر، جد من است و یا جد تو؟ اگر گویی جد من است، همه می دانند که دروغ می گویی، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روی ستم کشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیت او را به اسارت گرفتی؟! به خدا سوگند اگر در جهان کسی باشد که جدش رسول خداست، آن منم،

پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟! ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و باز می گویی محمد رسول خداست؟! و روی به قبله می ایستی؟! وای بر تو! در روز قیامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند.»

پس از این اتفاق، جمعیت حاظر منقلب شدند و از حقیقت واقعه خبردار گشتند. در روایات آمده است که فردی یهودی که در مجلس حضور داشته پس از آنکه متوجه می شود این اسیران از خاندان رسول الله هستند،

خطاب به یزید لعنت الله علیه


يه گفت: سبحان اللَّه!! این حسین پسر دختر پیامبر شما است و مع ذلک او را با این سرعت کشتید.
چه بد با ذرّیه پیامبر خدا رفتار کردید!! بخدا قسم اگر حضرت موسی یک نوه از صلب خود در میان ما یهودیان به یادگار می نهاد ما او را پرستش می کردیم، ولی شما که دیروز پیغمبر خود را از دست داده اید امروز برجستید و پسر او را شهید کردید؟ اف بر شما، چه بد امتی هستید!»

یزید که از سخنان یهودی خشمگین شده بود دستور داد تا او را بکشند که در این هنگام آن یهودی برخاست و گفت: «اگر می خواهید مرا بزنید بزنید، می خواهید بکشید بکشید، رها می کنید رها کنید؛
در هر صورت من در تورات می نگرم که می گوید: هر کسی ذریه پیامبری را بکشد تا زنده باشد همیشه ملعون خواهد بود و هنگامی که بمیرد دچار آتش جهنم خواهد شد.»
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
" اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم



نامه محرمانه بازرگان به امام خمینی/ 1367 | تی نیوز
"

يه هفته پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
" 4ـ صدام جاني بالفطره و ديوانه خطرناك است آيا چنين موجودي را نبايد كشت؟

بلي، اگر او را مثل عقرب در حركت اول زير پاي خود له كرده بوديد حرفي نداشتيم. ولي شما با پلنگ زخم‌خورده در افتاده پا روي دم و دنده‌اش گذارده و به سر غيرت و خشمش آورده‌ايد. نتيجه تابه حال اين بوده كه به هواي او وحوش زبان بسته جنگل را از بين برده و باعث شده‌ايد كه يك ميليون نفر يا بيشتر و كمتر از خودمان را دريده و فربه و درنده‌تر شده است. روستايي عاقل آيا با گرگ و پلنگ گلاويز مي‌شود و گوسفندان خود را به جنگ آنان مي‌فرستد كه لقمه چربش بشوند يا در خانه و طويله را بسته با متانت و شجاعت از راه ديگر درصدد دفع و دفن جانوران گله‌خوار بر مي‌آيد؟

ما كاملاً قبول داريم كه صدام موجود مخوف منفور جنايتكار است ولي فعاليتهاي تبليغاتي داخلي و ديپلماتيك خارجي شما را كه با تكرار و اصرار شرارتهاي او را بازگو و درخواست محكوميت مي‌كنيد تا حس انتقام مردم را تيزتر نماييد، مفيد فايده و ثابت كننده مطلب تازه نمي‌دانيم. ضمن آنكه اينها نمي‌توانند عذر درگيريها با ديوانه زنجيري بشود.

رويدادهاي تاريخ معاصر عراق نشان مي‌دهد كه در جنگهاي داخلي هيچگاه مغلوب، صحنه كارزار را ترك ننموده و به خارج كشور پناه نبرده است بلكه تا آخرين نفس و در مقابل گروه غالب تا حد مثله شدن مقاومت كرده است. در مورد جنگ با ايران و به فرض غلبه و پيروزي قطعي ما نيز صدام تمام قدرت تخريبي و امكانات موجود خود و آنچه را كه از حاميان خارجي دريافت مي‌كند براي ويراني و نابودي ما به كار خواهد انداخت و نخواهد گذاشت ما پيروزي بدون نابودي به دست آوريم.

5- صلح تحميلي نمي‌خواهيم.

از اول جنگ ما نتوانستيم موفق به حل اين معما بشويم. از يك طرف جنگ با عراق را تحميلي و خواسته و پرداخته آمريكا(و تا حدودي شوروي) دانسته‌اند و از طرف ديگر ديديم كه كمترين اقبال و اقدام و حتي ابراز تمايل براي بررسي پيشنهادها يا توقف و تعطيل جنگ نشان داده نشده است بلكه با تمنا و توان تمام به تداوم و تشديد آن پرداخته‌اند و چه فرصتهاي طلايي براي پايان پيروزمندانه جنگ و دريافت غرامت از دست داده شد. حالا صلح را تحميلي مي‌دانند و نمي‌گويند اين دوگانگي و تضاد را چگونه بايد حل كرد. آيا مي‌شود كه هم جنگ تحميلي باشد و هم صلح؟ شما مي‌توانستيد هم در آن موقع و هم حالا پيشنهادهاي صلح و پايان جنگ را كه از جانب همسايگان و دوستان مسلمان و غير مسلمان به عمل مي‌آمد با حسن نيت بررسي كرده، ايراد و اشكالش را برطرف ساخته، پيشنهاد متقابل معقول عرضه مي‌كرديد. ولي مي‌بينيم كه حتي از شنيدن و از بردن نام صلح و آتش‌بس استنكاف و اعراض دارند هر زمان كه ايراد يا پيشنهاد متقابلي عنوان مي‌شود شرايطي را پيش مي‌كشند و سدهايي را قرار مي‌دهند كه در حكم امتناع است.

6- مجازات متجاوز!

از دو سه سال به ‌اينطرف كه قبول كردند تهاجم و تصرف خاك ديگران يا جنگ ابتدايي در اسلام، بنا به فقه شيعه در غيبت امام معصوم و پيغمبر گرامي مجاز نيست و از نظر محافل بين‌المللي و كشورهاي عربي نيز تبليغ و درخواست اخراج و اعدام صدام دخالت غير معقول در امور داخلي ديگران محسوب مي‌شود، ظاهراً براي اولين بار داستان مجازات متجاوز را آقاي رئيس جمهور پيش كشيد و آنرا جايگزين تجاوز و تصرف خاك عراق و سقوط بعث و صدام نمود تا ادامه حمله‌ها و كشتارهاي دو جانبه قابل توجيه باشد. به بيان سرراست و ساده تر، تلافيگري و انتقامجويي را كه طبع تربيت نشده بشري مي‌پسندد و مي‌پرستد و جميع كثيري از هموطنان ما مخصوصاً در قشرهاي انقلابي جوان آلوده به‌رسوبات غير اسلامي از آن استقبال مي‌نمايند، شعار دولتي و ملي ما نمود.

بلي، چنين حالت و حركت در قبائل وحشي و اقوام قديم متداول بوده است. حتي در كشورهاي متمدن غربي، در جنگهاي جهاني اول و دوم نيز بدان عمل مي‌شده به پايتختها و به مراكز حساس شهري كشور مهاجم و مزاحم حمله‌ور مي‌شدند و رحم به اهالي نمي‌كردند. قبائل و ايلات قديم نيز به تلافي مثلاً لگدمال شدن يك مزرعه به وسيله گله يا چارپاي همسايه براي گوشمالي چوپان با صاحب چهارپا يورش به‌قبيله مجاور مي‌آوردند. وقتي آنها حاضر به عذرخواهي يا جبران نمي‌شدند كه معمولاً هم روي جاهليت و غيرت قبيلگي چنين بود منازعه در مي‌گرفت، از دو طرف مجروح و مسئول به جا مانده مقدمه و بهانه براي صف‌آرائي و زد و خوردهاي خونين مكرر و جمع شدن كينه و انتقام در دو طرف مي‌گرديد. صاحبان دم و سران هر قبيله خود را محق و متعهد انتقامگيري و كشتن تمام اهالي طرف مقابل و پشتيبانان آنها مي‌دانستند.

خداوند سبحان براي توقف ظلم و كشتار و تخفيف انتقام همانطور كه در قرآن مي‌خوانيم براي موسي احكام قصاص يا مقابله به مثل عين به عين و دندان به دندان را مكتوب و مقرر كرد و همان حكم را با گفتن "ولكم في القصاص حيوه يا اولي الالباب"‌(10) براي مسلمانان تكرار و تأكيد نمود. سپس براي اتمام تربيت و اكمال شريعت، در پايان آيه قصاص اضافه و توصيه مينمايد كه اگر از حق قصاص و مقابله به مثل در گذريد عمل به احسان و جلب رضاي رحمن را كرده‌ايد. قرآن كه مانند تورات با محدود ساختن تلافيگري و متوقف ساختن انتقام، به جلوگيري از درنده خوئي انسان برخاسته است، زنده ماندن و سلامتي و امان فرزندان آدم را در زمين حمايت و حفاظت مي‌نمايد. چون معاصر و منادي نسلها و تمدنهايي بوده است كه رفته رفته عواطفشان كمتر و قدرت انتقامگيري و آزارشان بيشتر خواهد بود، از تورات پا فراتر گذارده سفارش گذشت و احسان مي‌نمايد تا علاوه بر حيات و امان، گلهاي گذشت و محبت و خدمت در سايه عقل و علم نيز در مزارع و ممالكشان برويد. اما رهبري و متوليان جمهوري اسلامي ايران كه داعيه اجرا و صدور اسلام تا اقصي نقاط جهان را دارند، عنوان حق به جانب مجازات متجاوز را - كه هيچ پايه قرآني و سنتي ندارد- پيش مي‌كشند و از همزبانان و هم قبيلگان صدام و از مجامع بين‌المللي عليرغم دشنام و دشمنيهاي گذشته توقع هم‌آهنگي را دارند.

ادامه چنين راه عاقبتي جز ويراني و نيستي ندارد ولي راه خدايي و راه اسلامي «لايستوي الحسنه ولا السيئه ادفع بالتي هي احسن»(11) است و عاقبتش «فاذا الذي بينك و بينه عداوه كانه ولي حميم».(12) مي‌باشد كه البته درك آن براي انقلابيهاي تحت تأثير مكتب تضاد و تخاصم و يا مسلمانان مخالف انساندوستي بسيار مشكل است.

اين اصرار اشتباهكارانه و افراطگرانه ضد قصاص قرآن كه مي‌گويند بايد "مجازات متجاوز" شرط اوليه هر آتش‌بس و هر نوع اقدام براي پايان جنگ باشد، سدي است در برابر پايان جنگ.

7- موشك به موشك و شيميائي به شيميائي، مقابله به مثل اسلامي!

شعار بيجا و تحريف ديگر حكم خدا كه موجب تشديد جنگ و مصيبت عظمي براي مردم داخل شهرها در ايران و عراق شده است توجيه غلطي است كه در مورد موشكباران شهرها به عنوان قصاص مي‌نمايند.

مقابله به‌مثل در قالب قصاص اسلامي وقتي قابل قبول است كه با موشكهاي خودمان فرمان دهنده و پرتاب كنندگان موشكهاي عراقي را بزنيم. نه آنكه به قصد يا به اسم كوبيدن تأسيسات نظامي و اقتصادي آنها ساختمانهاي مسكوني و تجاري بي‌دفاع و ساكنين بي‌تقصير عراق را از بين برده و تبديل به تلهاي خراب و خالي از آدميزاد بنمائيم.

جنابعالي بعد از اولين حملات ناجوانمردانه صدام به شهرها و روستاهاي بي‌دفاع و كشتن اهالي بيگناه صريحاً فرموده بوديد اگر اسلام دست ما را نبسته بود حالا از بغداد چيزي باقي نمانده بود. حال چه تغيير و تحول در معاني قرآن و سنت روي داده است كه تغيير نظر پيدا شده اسلام كنوني اجازه مي‌دهد كه با صدام بدون قيد و شرط مقابله به مثل بشود؟ اگر سربازان صدام در حمله به شهرهاي ايران به ‌نواميس ما تجاوز كنند، آيا رزمندگان ايران حق مقابله به مثل با زنها و دخترهاي عراقي را خواهند داشت! اگر صدام از بمب‌هاي شيميايي استفاده مي‌كند با كدام مجوزي ايران اسلامي مي‌خواهد از بمب و گلوله شيميايي استفاده كند؟ اگر اين جنگ را جنگ كفر با اسلام مي‌دانيد آيا نيروهاي اسلام بايد عمل نيروهاي كفر را تكرار نمايند؟!

صدام حمله به شهرهاي ما را به عنوان مقابله به مثل به منظور تلافي و توقف پيشرويهاي ايران در جبهه‌ها انجام داده است. مادام كه حد و مرز و معيار قابل قبول براي عمل مقابله به مثل وجود نداشته باشد صدام هم به خود حق مي‌دهد كه بگويد "نكنيد تا نكنم".

8- جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم

نارواترين و فتنه‌انگيزترين شعارها شعار بالا است كه هنوز در شهرستانها و دهات از ناحيه نهادها و سپاه گاهگاه گفته مي‌شود يا بر پارچه و ديوارها مي‌نويسند. ولي خوشبختانه، مبتكرين شعار و متوليان انقلاب تا حدودي پي به بي پايه بودن آن برده كنارش گذارده‌اند.

در نشريات گذشته نهضت نشان داده شده است كه چنين خواسته يا برنامه نه انطباق با قرآن و سنت دارد نه با ناموس طبيعت و قرار خلقت و نه مشيت الهي از روز ازل براندازي شيطان و عوامل شر و فساد يا ريشه‌كني فتنه از صحنه‌هاي روزگار را خواسته و بر كسي مقرر كرده است. وقتي خداوند عزيز حكيم به ابليس تا روز رستاخيز مهلت و اجازه داده است كه آدميان را اغوا كند و آنان را به فتنه و فساد و خونريزي بكشاند، چگونه ممكن است رفع فتنه در عالم بدست يك‌عده انقلابي مسلمان با همدستي مستضعفين جهان ميسر باشد و يك خيال خام و شعار فريبنده بيچاره كننده نباشد؟ آنچه مجاز و ميسر و مقدور است و مشروع و واجب هم هست دفع فتنه متجاوزين و دفاع از جان و مال و ناموس خودمان مي‌باشد نه رفع فتنه از عالم.

در عالم طبيعت و از نظر زندگي و عملي نيز هيچكس نمي‌تواند مثلاً سرما و طوفان را از كره زمين براندازد ولي مي‌توانيم با پوشيدن لباس، عايقگذاري جدارهاي ساختمان و نصب وسائل گرم كننده در خانه و محل خود سرما را از محيط محدود شخصي و خانگي و اجتماعي دور نگاه داشته از خودمان در برابر سرما دفاع نماييم. يا با سد بنديهاي لازم و حفاظهاي مناسب قريه و شهر خود را از ورود سيل و صدمات طوفان مصون بداريم.

شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم يكي از ادعاهاي تبليغاتي ضد مشيت الهي از برنامه‌هاي غير عملي و محال است كه براي تحريك ساده‌لوحان در ادامه كينه و كشتار، تيز كردن تيغ عساكر ماركسيسم و امپرياليسم و شيطان بكار برده شده و يا مي‌شود.

9ـ مقاومت تا پيروزي

آخرين شعار و برنامه اجرائي، ادعا و القاي خونسردي و خنده يا مقاومت در برابر شدت يافتن موشكباران شهرها و تهديد بمبهاي شيميايي از ناحيه صدام بوده است.

همانطور كه قبلاً در ذيل عنوان "با شعار جنگ جنگ تا پيروزي به كجا رفته‌ايم؟" پيش كشيدن شعار "مقاومت تا پيروزي" و برنامه اجرايي آن اقرار ضمني به شكست جنگ جنگ تا پيروزي محسوب مي‌شود و دعوتي است از صدام براي بازگشت به تجاوز و تهاجم تازه كه مسلماً كشنده‌تر از گذشته خواهد بود.

مسئولين جنگ و متصديان تبليغات به جاي آنكه از سپر نافرجام امور، تحقق پيش‌بيني‌ها و هشدارهاي ما و ديگر دلسوختگان ايران و اسلام و افزايش محسوس فغان و ناله‌هاي خانواده‌ها عبرت بگيرند و به خود آمده ترس از خدا و رحم بر مردم اين مرزو بوم نمايند و جلوي توسن كينه و كشتار را بگيرند با چنين شعارها و برنامه‌ها و با شستشوي خونين مغزها مي‌خواهند كشور را براي تحمل ضربات روزافزون‌تر مرگ‌آور آماده و تسليم سياستهاي شوم بنمايند. به جاي خودكفا كردن كشورمان در نيازها و توليدات و در علوم و اختراعات، مساعي خويش را در خودكفا كردن در مهمات و موشك و در ايجاد پناهگاهها و امكانات خيالي حفاظتي به كار بيندازند.

به نظر مي‌آيد كه شعار فوق و پافشاري كه در تبليغ آن مي‌كنند رساندن ملت و مملكت به آخرين نفر و آخرين خانه باشد، يا تفرقه و از هم پاشيدگي كشور.

مردم اگر حرفي نمي‌زنند از وحشت و ترس اختناق دستگاههاي امنيتي و تبليغاتي است.

10 ـ مسئوليت خون شهيدان

يكي ديگر از استدلالهايي كه براي ادامه جنگ و كشتار و خودداري از پايان دادن به جنگ و هر گونه تعديل و اتخاذ راه صحيح، عنوان مي‌گردد اين است كه ما در برابر خون شهيدان و مادرهاي آنان چه جوابي خواهيم داشت؟

مثل اينكه چون عده‌اي روي اعتقاد شخصي يا تبليغ و تلقينهاي دولتي عمليات فداكارانه‌اي به سود اسرائيل و ابرقدرتها و به زيان ايران و اسلام انجام داده‌اند. حالا وارثين واقعي يا ادعايي آنها از ملت و مملكت طلبكارند و بايد حتماً برنامه نافرجام آنها اجرا شود. در حاليكه اگر كسي در راه ايمان شخصي به‌خاطر رضاي خدا قبول شهادت و رنج جبهه را نموده باشد پاداش او با خدا و پيش خدا است و اگر بنا به فرمان رهبري و مقامات جمهوري فداكاري كرده است حساب آن مربوط به ملت و زنده‌ها نيست كه دخالت مشروع و قانوني نداشته‌اند و دستور و سفارشي براي گسيل به جبهه‌ها نداده‌اند.



حضرت آيت الله العظمي خميني رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ! . . .

يقيناً استحضار و به خاطر داريد كه در ظرف چند سال بعد از فتح خرمشهر، از طرف علاقمندان دلسوز متعدد، از نزديك و دور و خود نهضت آزادي ايران در نامه‌ها و نشريات فراوان، به عرض تذكرات و توضيحات پرداخته و هشدارهاي لازم داده شد. پيش‌بيني پي‌آمدهاي غير قابل علاج به عمل آمد كه متأسفانه بسياري از آنها به وقوع پيوسته است، در حالي كه وعده‌ها و پيشگوييهاي گردانندگان جنگ كمتر جامه عمل پوشيده است. آخرين اخطار واقعيات و حقايق تلخ از دست دادن "فاو" و نيمي از نيروي دريائي ايران است و بالا گرفتن اختلافات دروني و به‌هم‌ريختگي جناحهاي قدرت و پشتيبانان دستگاه.

اينك ما حرف ديگري نداريم.

آنچه در راه رضا و امر خدا براي آبرو و آينده اسلام به خاطر نجات مردم ايران بود و سلامت مردم عراق را مي‌خواستيم و به عقل و علممان مي‌رسيد بيان داشتيم. به فرضيه الهي امر به معروف و نهي از منكري بزرگ عمل نموديم . . .

مجدداً نداي خدا را تا اوضاع وخيمتر نشده است، براي وجدان و ايمان شما كه سرنوشت و جان و مال پنجاه ميليون نفوس ايراني را در دست داريد مي‌خوانيم:

الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله و مانزل من الحق . . .

از آيه ديگري نيز كه نمايشگر اوضاع فعلي و رهنمودي براي رهبري است كمك مي‌طلبيم:

ظهرالفساد في‌البر والبحر بما كسبت ايدي الناس لنذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون(13)

ملاحظه مي‌فرمائيد كه پي‌آمدهاي جنگ هشت ساله در خشكي و درياي ايران همه جا ظاهر شده است. شعله‌هاي آن از مرزها سرازير شهرها و روستاها شده از كوير تا اطراف خليج را فرا مي‌گيرد و هوا و فضا را مسخر خود ساخته است. فتنه و آشفتگي عظيمي تاريخ كشورمان را قلم مي‌زند!

شما اين فتنه و آتش فراگير را قبول داريد. ولي آمر و عامل آن را در خارج از ايران سراغ مي‌دهيد. ابرقدرتها و مخصوصاً آمريكا را مقصر مي‌دانيد. ولي قرآن اين تحليل و تقليل را قبول نداشته مي‌گويد مردم هر امت و مملكت يا "ناس" هستند كه به دست خويش مصيبت‌سازي مي‌نمايند. مشيت ازلي خدا مي‌خواهد با چشاندن مزه بلا ما به خود آييم و از راهها و كارهايي كه موجب تداوم و تشديد جنگ شده است برگرديم. آيا هنوز موقع برگشت نرسيده است.

آيا جا ندارد به حكم قرآني "و شاورهم في الامر" تأسي به پيغمبر خدا جسته در امر جنگ با صاحبنظران به مشورت بنشينيد. بياييد به ملت ايران و به نسلهاي آينده رحم كنيد. با توجه به مصلحت ايران و اسلام و واقعيتهاي منطقه و جهان در سرسختي و در سياستهاي جنگي تجديد نظر فرمائيد.

همين‌قدر كه به ضرورت و خاصيت يك آتش‌بس موقت و مقدماتي توجه كرديد و اين نكته را قبول نموديد كه تداوم جنگ نه تنها را ه به پيروزي اسلام و ايران نمي‌برد بلكه ما را با گامهاي تندتر به بيچارگي و نابودي كشانده غضب و عذاب خدا و بدنامي در تاريخ و پيش مردم دنيا را نصيبمان خواهد كرد، دستيابي به راه‌حلهاي بعدي مشكل نخواهد بود: والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا وان الله لمع المحسنين.(14)

مطلعين و مسئولين دست‌اندركار تا حدودي آزموده شده‌اند. ما هم حاضريم اگر خواستيد نظر مشورتي بدهيم.

ذكر اين امر ضروري است كه اتخاذ استراتژي صلح مغايرتي با اكتساب حقوق حقه و طبيعي ملت ايران ندارد . تعيين متجاوز و دريافت غرامت، حق قانوني ما بوده و منظور از اين استراتژي تسليم و قبول صلح بلا شرط نيست. ليكن پايان درگيري را نبايد موكول به تعيين متجاوز كرد. در يك آتش‌بس بلاشرط، احقاق حقوق با تلاش پيگير سياسي و ديپلماتيك (و به تصريح بسياري از پيشنهادات صلح گذشته) قابل حصول بوده و مي‌باشد.

اگر براي شخص جنابعالي ابتكار و رهبري مستقيم جريان پايان بخشي به جنگ دشوار باشد - كه مسلماً هم هست و بزرگترين فداكاري از ناحيه شما مي‌باشد – مي‌توانيد ترتيبي كه در موارد ديگر عمل فرموده‌ايد تصميمگيري و مذاكرات را به مقامات و شوراهاي قانوني و مسئول واگذار نمائيد.

والسلام علي من اتبع الهدي

نهضت آزادي ايران

تهران ارديبهشت 1367

ليله القدر رمضان 1408

367-3-20

(1) دعاي حضرت موسي به درگاه خدا براي انجام رسالت خود: طه 25 تا 28. پرودگارا سينه مرا بگشا، كارم را آسان بگردان، گره از زبانم بردار، گفتارم را خوب بفهمند.

(2) . فَاِنَّ احْتِجابَ الولاةِ عَن الرعيةِ شُعْبَهٌ مِنَ الضِّيقِ وَ قِلَّةُ عِلْم بِالاُمُورِ وَ الاِحْتِجابُ مِنهُم يَقْطَعُ عَنهم علم ملاحْتَجَبُوا دُونَهُ فَيَصْغُرُ عِنْدَهُمُ اْلكبيرُ و يَعْظَمُ الصَّغيرُ وَ يَقْبَحُ الحَسَنَ و يَحْسُنُ القَبيحُ وَ يُشابُ الحَقُّ بِالباطِلِ.

(3) مومن 29 ـ من براي شما نظر و راهي جز رأي خودم نمي‌بينم و شما را جز به راه رشد و صلاح رهبري نمي‌كنم.

.(4) هود 8- در آنچه شما را منع مي‌نمايم قصد مخالفت (و دشمني) ندارم تا آنجا كه از دستم برآيد خواهان چيزي جز اصلاح (و رفع فساد)‌ نيستم. توفيقم به دست خداست، بر او توكل مي‌كنم و بسوي او بازگشت مي‌كنم

(5) مائده 8 – (5)مبادا دشمني با گروهي شما را به گناه ترك عدالت مجبور سازد ، عدالت كنيد كه به تقوي نزديك‌تر است

(6) كيهان 8/1/67

(7) مائده 91 ـ انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه و البغضاء في الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكرالله وعن الصلوه فهل انتم منتهون

(8) حديد 16 ـ آيا براي كسانيكه ايمان آورده‌اند وقت آن نرسيده است كه دلهايشان براي ياد خدا و حق‌هايي كه نازل شده است به ترس آمده مانند گذشتگان از اهل كتاب نباشند كه با دراز شدن آرزوها سنگدل گشتند و بسياري از آنها نافرمان‌اند

(9) انفال 61 ـ و اگر تمايل بصلح نشان دادند ابراز تمايل بنما و توكل بخدا كن كه همانا او بس شنواي دانا است و اگر قصد فريب تو را داشته باشند پس بدانكه خداوند براي تو كافي است. او كسي است كه تو را به نصرت خويش و به مومنين ياري داد.

(10) بقره 179ـ در قبول كردن و عمل كردن به قاعده قصاص براي شما اي خردمندان، حيات و زندگي است و اميد است ( كه با اجراي قصاص و خودداري از تلافي و تعدي) راه تقوي پيش گيريد.

(11) فصلت 34ـ نيكي و بدي يكسان نيستند(بدي را) با آنچه بهتر است دفع(يا دوا)كن

(12) فصلت 34ـ كه در اين هنگام كسي كه ميان تو و او دشمني است همچون يك دوست صميمي گرم مي‌شود

(13) روم 41- كردار (سوء) مردم موجب ظهور فساد در خشكي و دريا شد تا نتيجه بعضي از آنچه را كه كرده‌اند بخودشان بچشاند شايد برگردند.

(14) عنكبوت 69- و كسانيكه در راه ما تلاش كنند، حتما به راههاي خود آنها را هدايت خواهيم كرد و هر آينه خداوند با نيكوكاران است. "

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:45AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند