بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

hosyn hosyn حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 13
  1. inbongbaygiare
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    تمامی سازندگان و تولیدکنندگان صنعتی برای تست محصولات خود، نیاز به پیش تولید آن به منظور تکمیل و برطرف نمودن نقص های احتمالی دارند. امروزه پرینتر سه بعدی این امکان را فراهم کرده که در کوتاه هترین زمان، کم ترین هزینه و صرف نظر از پیچیدگی های نمونه، پیش تولید را انجام دهند. برای این کار فرآیندهای مختلفی از چاپ سه بعدی وجود دارد که هر کدام از آنها در صنایع مختلف استفاده می شود و برای چاپ نمونه به وسیله هر کدام از این فرایندها نیازمند مدل سه بعدی نمونه، توسط نرم افزارهای سه بعدی سازی مانند و یا اسکنرهای سه بعدی هستیم.
    اساس کار این چاپگرها این است که فایل سه بعدی توسط نرم افزارها به لایه های مجزا تفکیک شده و توسط پرینتر سه بعدی قابل خواندن می شود سپس چاپگر به طراحی و ساخت لایه ها پرداخته و در نهایت نمونه مورد نظر ساخته می شود. فنآوری های متفاوتی از چاپ سه بعدی هستند که هر کدام با مواد اولیه مخصوص عملیات چاپ را انجام می دهند. این مواد می توانند از جنس پلاستیک، فلز، سرامیک و... باشند.
  3. سید جواد
    Sunday 3 January 2016
    سید جواد
    سلام علیکم. سلام و احوالپرسی کردن دو نامحرم جوان که خویشاوند همند صله رحم محسوب می شود و مستحب یا این که مکروه و ناپسند است نزد خداوند؟
  4. عبدالعلی69
    Wednesday 9 September 2015
    عبدالعلی69
    سلام سوالی در گفتگوی ...........شده لطف بفرمائید جواب بدید
  5. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  6. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    که شایع است برای گریه ی دیگران هست تا با یاد من به یاد خدا باشند و با خدا باشند که در نیجه به شفاعت آل محمد نایل شوند ؟؟؟/ یا به عبارت ساده ی مادحان : من میروم کشته شوم تا مردم برایم گریه کنند/ آیا به نظر شما روایتی به این مهمی را میتوان با این عبارت اخیر و ساده خلاصه کرد و گذشت؟؟؟و ... بعد به لطف خدا در عبارت بعدی ( لایذکرنی مومن الا استعبر ) و غیره بحث شود که مقید است یا خود مطلق و مستقل و مستانف؟؟؟
  7. عبدالعلی69
    Saturday 15 August 2015
    عبدالعلی69
    سلام اقاجون شخصی است روایات انا قتیل العبرات را بد معنا می کرد که من کشته گریه قاتلین خود هستم جواب به او دادم ایشون اینطور مطرح کرده که در ذیل می اید
    سلام علیکم جمیعا ورحمه الله وبرکاته/ حدیث ( انا قتیل العبره ) از نظر سند و مستند جای اشکال نیست اما از نظر متن باید با دقت بیشتری بحث بکنیم / با اجازه دوستان دانشور نتکات چندی به عنوان شروع یادآوری میگردد: 1. با تفحص و مطالعه متون مختلف روایت معلوم میشود قدر متیقن در متن همان ( انا قتیل العبره ) است زیرا ادامه ی آن در همه ی متون نیست و در برخی متنها روایت باهمین یک جمله تمام میشود / 2 . قتیل در اینجا به چه معناست؟ به معنای مقتول است اما به فارسی ترجمه اش چه میشود / آیا به معنای ( کشته شده ) یا ( کشته - مرده ) کنایه از اشتیاق و رغبت بسیار برای گریستن در حال راز و نیاز با خدا / این سخن را امام حسین در کجا گفته است / مراد و مقصود آن حضرت چه بود؟؟؟ / آیا میخواست بگوید که هدف من از شهادت گریستن با یاد خدا در محراب شهادت است تا نه تنها با اشک چشم که با قطره قطره وجودم برای خدا فدا شوم / و یا همان طوری
  8. Teshneh
    Sunday 3 August 2014
    Teshneh
    سلام
    خدا خیرتون بده و موفقتون بداره
    خیلی خیلی از بحثهاتون استفاده میکنیم ............. از کاربر فقط خدا بخواین که از جواب صریح طفره نرن(هر چند من دخالت نکنم بهتر ولی همچین حسی بهم دست داده)
    درکل موفق باشید بحث رو تا به حال خیلی خوب پیش بردین....... ما هم استفاده می کنیم و در دل احسنت می گیم
    حق یارتون
  9. عبدالعلی69
    Saturday 12 July 2014
    عبدالعلی69
    سلام اگه ممکنه مطلبی در توضیح بنای عالم بر 7است
    http://www.iranclubs.org/forums/show...=1#post2220362
  10. أمة الزهراء(سلام الله عليها)
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم.

درباره من

  • درباره hosyn
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 روز پيش
  • تاريخ ثبت نام: Thursday 1 May 2008

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Saturday 23 March 2019
12:03PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
... اگر شما تونست...
07:47AM - Freedom1 گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
لازم است بین ذ...
Friday 22 March 2019
07:10AM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
با شما موافقم،...
Wednesday 20 March 2019
09:30AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
مطلب اصلی از این قرا...
Tuesday 19 March 2019
07:52PM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
سلام علیکم بن...
12:58AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
سلام حسین آقا خیلی ل...
12:54AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
پرسش های فلسفی ر...
Monday 18 March 2019
10:42PM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
آیا خود عقل یک...
12:47AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! نقل کرد
... اما بشر چیزی ج...
Monday 26 February 2018
11:52PM - مجیدماجد گفتاری از hosyn در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
این فقره در وص...
09:36AM - hosyn گفتاری از مجیدماجد در ج: سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
لطفا تفسیر این فرمای...
Tuesday 20 February 2018
12:03PM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
سعی کردم بحثی رو...
11:59AM - hosyn گفتاری از تعجب در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
شما فرمودید فهم ...
Saturday 17 February 2018
10:21AM - hosyn گفتاری از تعجب در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
چند سال پیش یکی ...
02:06AM - تعجب گفتاری از hosyn در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
خیلی ممنون، آن...
Friday 16 February 2018
08:22AM - hosyn گفتاری از تعجب در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
آنچه از ترجمه ها...
03:01AM - تعجب گفتاری از hosyn در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
دوست گرامی، پس...
12:58AM - hosyn گفتاری از تعجب در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
آنچه بنده از این...
Thursday 15 February 2018
11:14PM - تعجب گفتاری از hosyn در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
در بین آیات قر...
12:25AM - hosyn گفتاری از Freedom1 در ج: پرفسور جیمز تور، شیمی‌دان، نانوتکنولوژیست مشهور: فرگشت/فرضیۀ تکامل قابل قبول نیست! کسی هم سوالات را جواب نمی‌دهد! نقل کرد
خب ما در فیزیک ب...

دیوارۀ کاربر

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... اگر شما تونستین یک مثلث خارج از جهان ماده به من نشون بدین من می پذیرم که قوانین حاکم بر اون مثلث غیرمادی و فرای طبیعت هستن.
امروزه نظریه نسبیت که بر مبنای هندسه ریمانی است چنین مثلثی را بیرون جهان ماده به شما نشان میدهد، چرا؟ چون میگوید قضیه فیثاغورث را قبول دارم اما در هندسه اقلیدسی، ولی هندسه جهان، اقلیدسی نیست، پس مطلقا قضیه فیثاغورث مصداق فیزیکی و مادی ندارد.

همچنین قضیه معروف که میگوید مجموع زوایای مثلث، مساوی ۱۸۰ درجه است، تنها و تنها در هندسه افلیدسی معنا دارد، و گرنه در هندسه هذلولوی همیشه مجموع زوایای مثلث کمتر از ۱۸۰ درجه است، و در هندسه‌های بیضوی همیشه بیشتر از ۱۸۰ درجه است.

در همان آدرسی که قبل دادم اشاره کرده که قضیه فیثاغورث در فضای اقلیدسی است:

قضیهٔ فیثاغورس در هندسه و فضای اقلیدسی، حالت خاصی است از قانون کسینوس‌ها، هنگامی که زاویهٔ بین دو خط ۹۰ درجه‌ است. این قضیه به نام ریاضی‌دان یونانی فیثاغورس نامگذاری شده‌است. بر اساس آن، در یک مثلث راست‌گوشه (قائم‌الزاویه)، همواره مجموع توان‌های دوم دو ضلع برابر با توان دوم وتر است.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... اگر هیچ ناظری در جهان وجود نداشته باشه باز هم مثلث و قوانین حاکم بر اون وجود دارن که مادی هستن، هرچند ناظری نیست که اون رو درک کنه و چیدمانی از این درک داشته باشه.
این فرمایش شما در صورتی است که هندسه اقلیدسی، تنها هندسه مطلق حاکم بر جهان بلکه جهانها باشد، اما امروزه ثابت شده است که هندسه اقلیدسی، هندسه مطلق نیست، بلکه اینشتن میگوید اگر هندسه‌دانان زحمات زیاد نکشیده بودند و هندسه اقلیدسی را از صحنه به در نکرده بودند، من ممکن نبود که نظریه نسبیت را بدهم چون مبنای نسبیت بر هندسه غیر اقلیدسی است، و در یک کلمه، تمام سیستمهای صوری که در نظام آکسیوماتیک برقرار هستند، چه هندسی و چه غیر هندسی، واقعیاتی ثابت دارند، خواه در عالم فیزیک و ماده محقق بشوند یا خیر.

آلترناتیوهای فضای اقلیدسی

امروزه یکی از پویاترین رشته‌های ریاضی، ریاضیات محض است که از سیستمهای صوری بحث میکند، خواه جهت کاربردی داشته باشد یا خیر، ، و این نکته جالب است که قبل از کشف هندسه‌های نااقلیدسی، به فرمول شکل عروس یعنی همان قضیه فیثاغورث، قاعده فیثاغورث میگفتند، اما در این زمان میدانیم که دیگر یک قاعده جهان‌شمول نیست بلکه یک قضیه در هندسه اقلیدسی و بر مبنای اصل پنجم توازی آن است.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
...و اینکه هر مثلثی وقتی تشکیل میشه اجباراً با قوانین حاکم بر خودش تشکیل میشه و نمیتونه از اون قانون تخطی کنه،.
اگر این قوانین چیزی جز چیدمان مادی نیستند پس ممکن است این چیدمان تغییر کند، هر کس به وضوح میفهمد که هر چیدمان مادی را میتوان تغییر داد، اما برهان هندسی میگوید ممکن نیست این قوانین تغییر کند، یعنی ممکن نیست قضیه فیثاغورث در فضای اقلیدسی، تغییر کند، ما نمیتوانیم آن را دستکاری کنیم.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... تعریف شما از مثلث و خط و غیره هرچند ظاهری مجرد داشته باشه اما نهایتا باید مادی باشه.
از پیگیری شما بحث را تشکر میکنم، و از اینکه معتقدم تمام بشر با حوصله میتوانند درک شهودی که از مطالب ریاضی دارند را با هم به اشتراک بگذارند و لذت ببرند، لذا مثال دیگری میزنم که از سنخ هندسه نباشد، چون هندسه به هر حال با نقطه و خط و سطح و فضا کار دارد، و این مفاهیم، خود را در جهان فیزیکی به طور محسوس، بروز میدهند، اما قضایای ریاضی در بینهایت‌ها، جذابیت خاص خودش دارد.

همه میدانیم که اعداد اول بینهایت هستند، و بشر شکی ندارد که هر عدد اول بزرگی پیدا کند، باز هم تا بینهایت بزرگتر از آن هست:

ویکی پدیا: بزرگ‌ترین عدد اول شناخته‌شده

و جایزه هم برای پیدا کردن بعدی آن تعیین شده: اینجا



سؤال: قطعا میدانیم که بینهایت عدد اول هست، آیا این بینهایت عدد (بگذریم از اعداد غیر اول) در کجای ماده چیده شده است؟ "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
مطلب اصلی از این قرار است که من ادعا میکنم چون مادیگرایی چیزی غیر از ماده را قبول ندارد و تعریف همه چیز از جمله انسان مادی هست پس الزاما باید جبری باشد بعبارتی مادیگرایی = جبر مطلق
با شما موافقم، ماتریالیسم در هر نوع از آن از مونیسم و دوآلیسم و پلورالیسم، ناچار منجر به جبر میشود، اما تمام بشر در این معضل شریک هستند که چگونه بین اراده و اختیار آزاد که شهودی آنهاست با جزمیت حاکم بر جهان از سوی ذرات ثابت فیزیکی یا قانون عام علیت و قاعده ضرورت علّي، جمع کنند، ماده‌گرایانی که تا آخر به اصول ماتریالیسم وفادار بمانند ناچار احساس اختیار و اراده آزاد را نوعی تخیل حساب میکنند، یعنی مجبور هستند به جبرگرایی سخت، تن دهند، ولی همانطور که اشاره کردم اطلاع بر تاریخ مادیگرایی همزمان با پیشرفت علوم، میتواند نافع باشد، ماتریالیستها در قرن نوزدهم با وجود قانون لاوازیه که میگفت: «ماده نه به وجود میآید و نه از بین میرود بلکه از حالی به حالی دیگر تبدیل میشود» به ضمیمه مدل اتمی دالتون، احساس راحتی میکردند، اما فضای علم وارد مدل اتمی تامسون شد که آرامش قبل از توفان برای ماتریالیسم بود، و ناگهان همه چیز راجع به اتم نشکن فرو ریخت، قانون بقاء جرم و انرژی اینشتن، و مدل اتمی رادرفورد که به قول خودش کیمیاگر حساب میشد اساس و بنیان ماتریالیسم آن زمان را متزلزل کرد، مکرر عرض میکنم که روز کشف رادرفورد و سادی رفیقش از ایام الله بود برای کسی که بفهمد فضای علمی چطور با ماتریالیسم آن زمان همراهی میکرد، و آثار کشف آنها تا امروز ادامه دارد، مدل اربیتالی اتم و اصل عدم قطعیت و نظیر اینها همگی دنباله‌رو کشف آنهاست، و لنین که آن زمان را درک کرد سعی نمود که ماده را تعریف فلسفی کند و خیال مادیگرایان را برای همیشه راحت کند، اما هرگز موفق نبود، هم کشفیات علمی نظیر بخشی از امواج الکترومغناطیس و مهمتر ماده تاریک چالش بزرگی برای تفسیر او بوده و هست، و حقائق ریاضی که هر کس با فضای ریاضیات آشنا میشود اقرار میکند که موجودات مثالی هستند و افلاطونگرایی آینده بدون تردید فضای ریاضیات خواهد بود اصلا طبق تفسیر او توجیهی ندارد، حتی دیدم افراد حلقه وین مثل گودل اعتراف کردند که حقائق ریاضی مثالی هستند، و حتی کواین که با افلاطونگرایی مخالفت میکرد اعتراف میکرد که من مخالف نیستم بلکه میخواهم ریش افلاطون را تنک کنم! به هر حال دیترمینیسم راسل را در واقع سرگردان کرده، میتوانید عبارتی که از راسل در کتاب مذهب و علم نقل شده را اینجا ببنید:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC...84%D9%85%DB%8C

(ممکن است به نظر برسد که من در فصل حاضر، مرتکب این ناسازگاری شده‌ام که در ابتدا بر ضد دیترمینیسم استدلال کرده‌ام و سپس بر ضد اختیار. اما در واقع، هر دوی این‌ها تزهای متافیزیکی هستند که از حد تأیید تجربی فراترند .... در رویارویی با این جزمیت متقابل، علم باید همواره تجربی بماند و بیش از آنچه که شواهد عملی تجویز می‌کنند نه اثباتی بکند و نه انکاری)
. "

5 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
سلام حسین آقا
خیلی لطف کردید که اینجا قدم رنجه کردید . من به فکر شما بودم اما از ایجاد مزاحمت خجالت کشیدم . حالا که تشریف آورید اگر لطف مضاعف فرموده و گفتار مرا هم مورد نقد و بررسی قرار دهید بسیار سپاسگزار خواهم بود .
سلام علیکم
بنده اگر بتوانم با ذهن ناتوان در پیشرفت بحث همراه باشم خوشحالم.

اما مسأله رابطه جبرگرایی و مادیگرایی، محتاج اطلاع از تاریخ آن است، که اگر فرصت شد هر چه میدانم عرض میکنم، اما اصل عدم قطعیت، پس در بین فیزیکدانان، هستند گروهی که میگویند عدم قطعیت به ذات طبیعت در بخش زیر اتم برمیگردد، و کلمه اصل، فرقش با قانون در همین است که بخشی است، ولی عدم قطعیت در زیر اتم، در عدم قطعیت در فرایند جریانات بر اتم نیز تاثیرگزار است، و لذا گربه معروف را پیش کشیدند، و میگویند که نامساوی بل، کفه را به نفع عدم قطعیت هایزنبرگ مایل کرده است: واکنشهای انتقادی

در خاطرم هست که قبلا در این فروم عرض کردم که مناظره اینشتن و بور، تنازع واقعی ندارد، بلکه مکمل یکدیگر است، و لذا هم خدا تاس نمیاندازد(أبی الله ان یجری الامور الا باسبابها) و هم تا لحظه وقوع یک واقعه، بداء ممکن است(قالت الیهود ید الله مغلولة...بل یداه مبسوطتان...)

اگر مقصود شما را دریافت نکردم توضیح دهید تا گفتگو کنیم. "

6 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
پرسش های فلسفی رو دوست دارم
اگر ماده و انرژی رو دو روی یک سکه بدونیم، اطلاعات ظاهراً چیدمان ماده ست و برای تولیدش انرژی صرف میشه، اینها رو از خودم دارم میگم، تحت تاثیر نحوه ذخیره اطلاعات و همچنین تولید مولکول هایی مثل دی ان ای، و ممکنه این برداشت راحت نقض بشه. شاید هم ماهیت اطلاعات از سنخ ماده و انرژی نباشه و شاید فقط یک مفهوم مجرد و قراردادی باشه یعنی اطلاعات طبق قرارداد ما اطلاعاته و ذاتا وجود نداره.
لازم است بین ذخیره اطلاعات که در تله‌پورت یا اسپینترونیک یا تولید دی‌ان‌ای مورد بررسی است با اطلاعات موجود در یک سیستم فیزیکی که در (Quantum entanglement) و در EPR اینشتن مطرح است فرق گذاشت.

اما مهمتر این است که بین اطلاعات سیستم‌های فیزیکی با اطلاعات برهان پذیر در علوم ریاضی فرق بگذاریم.

خوب است از مثالهای واضح نزد بشر که اختلافی در آن ندارند آغاز کنیم و سپس دقیق تحلیل کنیم که ماهیت این سنخ اطلاعات چیست؟

از همین قضیه فیثاغورث شروع کنیم، که میگویند:

قضیهٔ فیثاغورس، قضیه‌ای است که بیش از هر قضیهٔ دیگری اثبات دارد، در کتاب پیشنهاد فیثاغورس (به انگلیسی: The Pythagorean Proposition)، حدود ۳۷۰ اثبات برای این قضیه آورده شده‌است.


تصور این قضیه بسیار راحت است، و در هندسه اقلیدسی، سازگار با اصل پنجم است، و این سازگاری حتی در صورتی که اصلا هندسه اقلیدسی در عالم فیزیکی تحقق نداشته باشد به برهان غیر قابل تردید برقرار است، یعنی میدانیم:

مجموع مساحت دو مربع دو ضلع مثلث قائم الزاویه، برابر است با مساحت مربع وتر همان مثلث.

آنچه مورد نظر ما در اینجاست که میخواهیم روی آن زوم کنیم قسمت قرمز است: (برابر است با) که یک محمول دو موضعی یا سه موضعی در منطق محمولات است:

۱- آیا درک این رابطه، از اطلاعات هست یا خیر؟

۲- آیا اگر قضیه را به صورت (برابر نیست با) ذخیره کردیم، در هر نوع از ذخیره اطلاعات مثل دی‌ان‌ای یا غیر آن، یک گزاره کاذب است یا صادق؟

۳- آیا اگر اصلا بشر و ذهن او نبود، بلکه اگر اصلا دی‌ان‌ای بعد از بیگ‌بنگ تشکیل نشده بود، مجموع دو مربع ضلع برابر با مربع وتر بود یا خیر؟

۴- آیا ریاضیدانان که تلاش میکنند این قضیه را اثبات یا رد کنند، میخواهند چیزی را فرض بگیرند یا میخواهند واقعیتی را درک کنند؟

۵- آیا هر صاحب عقلی که رابطه برابری دو مربع ضلع را با مربع وتر درک میکند، چیزی که تنها داخل ذهن خودش هست درک میکند یا چیزی که مشترک بین همه اذهان و مستقل از اذهان است درک میکند؟


حال برگردم به سؤال کلیدی که زمینه بحث آن را مطرح کردید:

سؤال: آیا رابطه برابری در قضیه فیثاغورث، در کدام ماده و چیدمان آن به کمک انرژی، قرار گرفته است تا سراغش برویم و چیدمانش را کشف کنیم؟ "

6 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... اما بشر چیزی جز همین شواهد و عقل نداره ...
آیا خود عقل یکی از شواهد نیست؟
عقل خودش شاهدی است که تمام بشر در آن اشتراک دارند.
آیا خوراک عقل جز اطلاعات هست؟
آیا اطلاعات از سنخ ماده است یا انرژی یا هیچکدام؟
آیا اطلاعات از اصل عدم قطعیت پیروی میکند؟
آیا اصل عدم قطعیت از اصل عدم قطعیت پیروی میکند؟ (اصل عدم قطعیت هایزنبرگ که واقعی است نه معرفتی)
آیا حقائق ریاضی (مثلا قاعده فیثاغورث) که بالاترین وضوح را نزد بشر دارد، و از دلنشین‌ترین خوراک عقل است، از سنخ ماده است یا انرژی یا هیچکدام؟ "

يه هفته پيش

hosyn سرنگار جدیدی با عنوان فرایند اعجازگونه تواتر حدیث غدیر نزد اهل سنت ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم

اين مقاله را در شب عيد غدير چندین سال پیش در سايت سلفي انجمن اينترنتي مسلمان ارسال كردم:

دوستان در عناوين اين سايت، به كلمه "افسانه" زياد برخورد كرده‌اند، از چيزهائي كه براي شخص من، إعجاب‌آور بوده، قضيه متواتر بودن حديث غدير خم نزد اهل سنت است، به طوري كه اگر پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر غدير، دودمان پروژه مخفي‌سازي غدير را بر باد نداده بود، بدون شك امروز يكي از مهمترين عناوين افسانه‌اي در اين سايت و امثال آن، مسأله غدير بود!
داد اين سخن به افلاك ميرسيد كه بابا!!! غدير را مادرهاي بچه‌هاي شيعه وقتي ميخواهند بچه را خواب كنند به عنوان لالائي در گوش بچه ميخوانند!!

براي پي بردن به اهميت مسأله، عرض ميكنم كه حتي تا قرن هشتم و نهم، اين يك جواب كلاسيك علماي اهل سنت به شيعه بود كه حديث غدير يك خبر واحد است كه احدي نميتواند بگويد متواتر است! چرا؟؟ چون چگونه ميخواهد حديثي متواتر باشد و حال آنكه شيخين بخاري و مسلم در دو صحيح‌ترين كتاب حديث آن را نقل نكرده‌اند!

مثلا خواجه نصير الدين طوسي در تجريد الاعتقاد ادعاي تواتر حديث غدير مي کند و فاضل قوشچي در شرح آن مي گويد: "و اجيب بانه غير متواتر بل هو خبر واحد في مقابلة الاجماع کيف و قد قدح في صحته کثير من اهل الحديث و لم ينقله المحققون منهم کالبخاري و مسلم و الواقدي و اکثر من رواه لم يرو المقدمة التي جعلت دليلا علي ان المراد بالمولي الاولي بالتصرف".

خوب دقت كنيد ميگويد: خبر واحد است كه صحيح هم نيست!! جالبتر از اين، سخن ابن تيميه در منهاج السنة است، ميگويد اما اين دعاي پيامبر "اللهم وال من والاه ..." به اتفاق اهل معرفت به حديث، دروغ است!!:

منهاج السنة النبوية - ابن تيمية (7 / 55) :
الوجه الخامس أن هذا اللفظ وهو قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كذب باتفاق أهل المعرفة بالحديث

و ميگويد جمله "من كنت مولاه فعلي مولاه" محل اختلاف است، و بخاري و عده‌اي ديگر ضعيف دانسته و بعضي حسن دانسته‌اند!!، و ابن حزم گفته من كنت مولاه اصلا از طريق ثقات صحيح نيست!!:

منهاج السنة النبوية [جزء 7 - صفحة 319]
لكن حديث الموالاة قد رواه الترمذي وأحمد والترمذي في مسنده عن النبي صلى الله عليه وسلم انه قال من كنت مولاه فعلى مولاه وأما الزيادة وهي قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ريب انه كذب ....أما قوله من كنت مولاه فعلي مولاه فليس هو في الصحاح لكن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس في صحته فنقل عن البخاري وإبراهيم الحربي وطائفة من أهل العلم بالحديث انهم طعنوا فيه وضعفوه ونقل عن احمد بن حنبل انه حسنه كما حسنه الترمذي وقد صنف أبو العباس بن عقدة مصنفا في جميع طرقه وقال ابن حزم الذي صح من فضائل علي فهو .... وأما من كنت مولاه فعلى مولاه فلا يصح من طريق الثقات أصلا!!!


اكنون اي منصفين، با دقت، پروژه مخفي‌سازي غدير را توسط فحول ميدان حديث، دنبال كنيد، اصلا كي گفته غديري بوده؟ يك خبر واحد ضعيف كه امثال بخاري آن را تضعيف كنند چه ارزشي دارد؟ آيا بيش از يك افسانه است؟ ببينيد چگونه امثال ابن تيميه با خوشحالي تمام مثل حلوا مرتب در دهن خود دور ميگردانند كه حديث غدير در كتب صحاح نيامده است! اساسا كتب صحاح براي همين تدوين شده است كه هر چه در آن نيامده و كسي حرفش را زد فورا دهنش را ببندند!

به جرأت ميتوان ادعا كرد، اگر ابن تيميه ميدانست 7 قرن بعد يكي از بزرگترين شاگردان مكتب سلفيش، آنچنان مشت محكمي بر دهن او ميزند، هرگز حاضر نبود چنين در رد حديث غدير خوشحالي كند، البته اين شاگرد او در قرن 14 يعني ناصر الدين الباني، در زمان برايند يك فرايند معجزگونه واقع شده بود كه توسط او خشت آخر آن نهاده شد، يعني اين هفت هشت قرن نياز بود تا مطلب به حدي برسد كه او با پير و مراد خود اينچنين تندي كند، و الحمد لله علي إنجاز مواعيده.

خوب است گزيده اين روند و پروسه بتون‌آرمه شدن تواتر حديث را با هم مرور كنيم:

ابتدا بايد عرض كنم مگر ميشود حقائق را براي هميشه مخفي كرد؟ خلاصه يك جائي درز ميكند! خوشبختانه در صحيح مسلم كه "من كنت مولاه" را نياورد اما يك كلمه بر جا گذاشت كه پيامبر وقتي از حجة الوداع برميگشتند در آبگاهي به نام خم بين مكه و مدينة خطبه خواندند و حديث ثقلين را نقل ميكند!! به‌به!! خيلي خوب شد! پس در صحيح آمد كه در غدير خم حضرت خطبه خواندند اما مسلم فقط يك جمله آن را آورد، خطبه كه به يك جمله گفته نميشود، پس بايد ببينيم تمام اين خطبه چه بود؟ گويا خيلي هم غدير افسانه نيست!!:

صحيح مسلم (7 / 122) :
6378 - حدثنى ... ثم قال قام رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال....

همه ميدانيم مسائل مهم و بنيادي در يك فرهنگ را هر كسي نميتواند پايه‌ريزي كند، بايد يك كسي باشد كه مقبوليت نزد عالم و جاهل داشته باشد، و تا آنجا كه من ميدانم كاراكتر قهرمان بحث ما كسي جز امام ذهبي نيست، اما دست يكي صدا ندارد، اگر امام ذهبي هم چيزي بگويد ولي ديگر خبره‌ها با او موافقت نكنند باز كاري از پيش نميرود، اينجاست كه دست ديگر ميشود جناب ابن كثير، و با هم يك دهن‌كجي عجيبي به استادشان ابن تيميه ميكنند، هر دو بر خلاف ابن تيميه كه ميگويد: اساسا "من كنت مولاه" صحيح نيست ميگويند (به مضمون) اصلا "من كنت مولاه" نياز به اسناد ندارد چون حديث متواتر مستغني از ذكر سند است! عبارت ابن كثير در تاريخش و سيره‌اش اين است:

البداية والنهاية - (5 / 233) -- السيرة النبوية لابن كثير - (4 / 426)
وقد قال شيخنا الحافظ أبو عبد الله الذهبي: بعد إيراده هذا الحديث هذا حديث منكر جدا ... قال: وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله وأما اللهم وال من والاه فزيادة قوية الاسناد وأما هذا الصوم فليس بصحيح ولا والله ما نزلت هذه الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام والله تعالى أعلم.

من عبارت ذهبي را كه ابن كثير نقل ميكند نيافتم اما نزديك آنرا در خصوص روزه 18 ذيحجة كه ابوهريره نقل ميكند ثواب 60 ماه عبادت دارد در رساله طرق ميگويد:

رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه للإمام الذهبي (ص: 20) :
... هذا حديث منكر غير صحيح، فقد ثبت نزول هذه الاية يوم عرفة بعرفة وصوم هذا اليوم لا فضيلة فيه أبداً على التعيين كيف والرافضة يتخذونه عيداً ويحتفلون له وما أدري على من يحمل هذا الحديث

و معلوم ميشود ذهبي نميداند كه شيعه كه غدير را عيد ميگيرند در عين حال يكي از چهار روز ممتاز سال براي استحباب روزه هم ميدانند! به هر حال ذهبي در كتب ديگرش تصريح ميكند كه متواتر است:

تاريخ الإسلام للإمام الذهبي (14 / 338) :
قلت: ومعنى هذا التشيع حب علي وبغض النواصب، وأن يتخذه مولى، عملاً بما تواتر عن نبينا صلى الله عليه وسلم: من كنت مولاه فعلي مولاه. أما من تعرض إلى أحد من الصحابة بسبب فهو شيعي غال نبرأ منه.

سير أعلام النبلاء (8 / 334) :
فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: " من كنت مولاه فعلي مولاه ". هذا حديث حسن عال جدا، ومتنه فمتواتر.


سير أعلام النبلاء [14 /277]
قلت:جمع طرق حديث:غدير خم، في أربعة أجزاء، رأيت شطره، فبهرني سعة رواياته، وجزمت بوقوع ذلك.

از اين به بعد راه تواتر براي حفاظ و محدثين آسانتر ميشود، ابن جزري كه فاصله چنداني با ذهبي و ابن كثير ندارد ميگويد متواتر است:

مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب - ابن الجزري [ص 2]
.... قال سمعت عليا رضي الله عنه بالرحبة ينشد الناس من سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» فقام إثنا عشر بدريا فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ذلك. هذا حديث حسن صحيح من وجوه كثيرة تواتر عن أمير المؤمنين علي وهو يتواتر أيضا عن النبي صلى الله عليه وسلم رواه الجم الغفير عن الجم الغفير ولا عبرة بمن حاول تضعيفه ممن لا اطلاع له في هذا العلم ....

و همچنين حافظ ابن حجر ميگويد:

فتح الباري - ابن حجر [7 /74]
واما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة في كتاب مفرد وكثير من اسانيدها صحاح وحسان وقد روينا عن الامام احمد قال مابلغنا عن أحد من الصحابة مابلغنا عن علي بن أبي طالب

مناوي در شرح جامع صغير حافظ سيوطي از او نقل ميكند كه متواتر است:

فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي (6 / 282) :
قال الهيثمي : رجال أحمد ثقات وقال في موضع آخر : رجاله رجال الصحيح وقال المصنف : حديث متواتر.

التيسير بشرح الجامع الصغير ـ للمناوى (2 / 855) :
ورجال أحمد ثقات بل قال المؤلف حديث متواتر

در تعليقه مسند ميگويد: .... وقوله: "من كنت مولاه فعلي مولاه" أورده السيوطي في "الأزهار المتناثرة في الأحاديث المتواترة" برقم (100)

و همچنين آلوسي در تفسيرش قول ذهبي را نقل ميكند كه متواتر است:

تفسير الألوسي - (5 / 69)
وعن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد ، وأما صيام ثماني عشرة ذي الحجة فليس بصحيح ولا والله نزلت تلك الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام .

كشف الخفاء للعجلوني(2 / 1588) :
2591 - من كنت مولاه فعلي مولاه
رواه الطبراني وأحمد والضياء في المختارة عن زيد بن أرقم وعلي وثلاثين من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحديث متواتر أو مشهور

كتاني در كتاب نظم المتناثر من الحديث المتواتر، از سيوطي در كتابش الفوائد المتكاثرة نقل ميكند وجه تواتر را:

نظم المتناثر - (1 / 194) الكتاني
232 (من كنت مولاه فعلي مولاه).
أورد فيها (يعني السيوطي) أيضا من حديث (1) زيد بن أرقم (2) وعلي (3) وأبي أيوب الأنصاري (4) وعمر (5) وذي مر (6) وأبي هريرة (7) وطلحة (8) وعمارة (9) وابن عباس (10) وبريدة (11) وابن عمر (12) ومالك ابن الحويرث (13) وحبشي بن جنادة (14) وجرير (15) وسعد بن أبي وقاص (16) وأبي سعيد الخدري (17) وأنس (18) وجندع الأنصاري ثمانية عشر نفسا وعن عدة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله وعن اثني عشر رجلا منهم (19) قيس بن ثابت (20) وحبيب بن بديل بن ورقاء وعن بضعة عشر رجلا منهم (21) يزيد أو زيد بن شراحيل الأنصاري.
(قلت) ورد أيضا من حديث (22) البراء بن عازب (23) وأبي الطفيل (24) وحذيفة بن أسيد الغفاري (25) وجابر وفي روايلأحمد أنه سمعه من النبي صلى الله عليه وسلم ثلاثون صحابيا ، وشهدوا به لعلي لما نوزع أيام خلافته، وممن صرح بتواتره أيضا المناوي في التيسير نقلا عن السيوطي وشارح المواهب اللدنية وفي الصفوة للمناوي قال الحافظ ابن حجر حديث من كنت مولاه فعلي مولاه خرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جدا وقد استوعبها ابن عقدة في مؤلف مفرد وأكثر أسانيدها صحيح أو حسن اه.


و بالأخره نوبت به شاگرد ديگر مكتب ابن تيميه در قرن 14 ميرسد، يعني ناصر الدين الباني دمشقي در كتاب سلسلة الاحاديث الصحيحة، كه حديث "من كنت مولاه" را متواتر ميداند، و عجيب‌تر اينكه ميگويد اساسا من اين را تفصيل دادم چون ميخواستم اشتباه ابن تيميه را به همگان گوشزد كنم! ابن تيميه بسيار، سريعا حديثي را ضعيف ميشمارد قبل از اينكه همه طرق و سندهاي آنرا ببيند!:


السلسلة الصحيحة (4 / 249) :
1750 - " من كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه ". ........ وقد ذكرت وخرجت ما تيسر لي منها مما يقطع الواقف عليها بعد تحقيق الكلام على أسانيدها بصحة الحديث يقينا، وإلا فهي كثيرة جدا، وقد استوعبها ابن عقدة في كتاب مفرد، قال الحافظ ابن حجر: منها صحاح ومنها حسان. وجملة القول أن حديث الترجمة حديث صحيح بشطريه، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله عليه وسلم كما ظهر لمن تتبع أسانيده وطرقه، وما ذكرت منها كفاية. .......... إذا عرفت هذا، فقد كان الدافع لتحرير الكلام على الحديث وبيان صحته أنني رأيت شيخ الإسلام بن تيمية، قد ضعف الشطر الأول من الحديث، وأما الشطر الآخر، فزعم أنه كذب <1>! وهذا من مبالغته الناتجة في تقديري من تسرعه في تضعيف الأحاديث قبل أن يجمع طرقها ويدقق النظر فيها. والله المستعان.
<1> مجموع الفتاوى - ابن تيمية (4 / 417) :
وأما قوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه} . . . إلخ " فهذا ليس في شيء من الأمهات؛ إلا في الترمذي وليس فيه إلا: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} ..... وقوله: " {من كنت مولاه فعلي مولاه} فمن أهل الحديث من طعن فيه كالبخاري وغيره؛ ومنهم من حسنه

در موضعي ديگر ميگويد: من وجهي براي سرعت گرفتن ابن تيميه در تكذيب حديث نميبينم مگر اينكه ميخواهد خيلي سريع جواب شيعه را بدهد!! :

السلسلة الصحيحة (5 / 222) :
2223 - " ما تريدون من علي؟ إن عليا مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي ". ........ وأخرجه أحمد (1 / 330 - 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا. وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: " من كنت مولاه فعلي مولاه.. " وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (1750) . فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث وتكذيبه في " منهاج السنة " (4 / 104) كما فعل بالحديث المتقدم هناك، مع تقريره رحمه الله أحسن تقرير أن الموالاة هنا ضد المعاداة وهو حكم ثابت لكل مؤمن، وعلي رضي الله عنه من كبارهم، يتولاهم ويتولونه. .... هذا كله من بيان شيخ الإسلام وهو قوي متين كما ترى، فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع والمبالغة في الرد على الشيعة، غفر الله لنا وله.

در جاي ديگر ميگويد: اين حديث صحيح است بالاترين حدي كه ميتواند يك حديث صحيح باشد:

السنة - ابن أبي عاصم، وظلال الجنة (الألباني) - (2 / 338) وثانيا من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وهو حديث صحيح غاية جاء من طرق جماعة من الصحابة خرجت أحاديث سبعة منهم ولبعضهم أكثر من طريق واحد وقد خرجتها كلها وتكلمت على أسانيدها في سلسلة الأحاديث الصحيحة

خداي متعال را شكرگزاريم كه در عصري زندگي ميكنيم كه مسلمين ديگر شك در وقوع قضيه غدير خم ندارند، و تنها اختلاف آنها بر سر مراد پيامبر از اين حديث است، و بالأخره گذشت زمان يكه‌تازي و جولان دادن كساني كه باد در غبغب انداخته و ميگفتند حديث غدير خبر واحد است كه صحيح بودن آن هم معلوم نيست!!! اكنون بخاري و مسلم مانده‌اند و سؤال مسلمانها كه آيا شما كه جزئي‌ترين قضاياي پيامبر را نقل ميكنيد چه شد كه يك قضيه مهم متواتر در زندگي حضرت را نياورديد؟ آيا هيچ سند صحيح براي آن نيافتيد!! يا ديديد همه اذهان با شنيدن حديث غدير ناخودآگاه درگير قضيه سقيفه ميشود؟!

و الله الكافي
"

Wednesday 30 August 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:24PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند