بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

تصوير ghanet

ghanet ghanet حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 2 از 2
  1. هام
    Sunday 3 April 2016
    هام
    سلام. بي نهايت از بحث هاتون لذت بردم. گویا شماازقرآن کریم چیزی را درک می کنید که بنده ازدرک آن عاجزهستم خداخیرت دهد
  2. هام
    Sunday 3 April 2016
    هام
    سلام
    واقعا ازتسلط شما به آیات قرآن متحیرم این راهی را که انتخاب کردی به طور حتم خداوند بهترین حافظ است بزرگترین جهاد را خداوند جهاد با قرآن می داند وبه حقیقت نصیب هرکسی نمی شود

    فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظیمٍ* وَ أَوْحَیْنَا إِلىَ‏ مُوسىَ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِكُونَ * فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (116 تا 118 اعراف)

    و هنگامى (كه وسایل سحر خود را) افكندند، مردم را چشم ‏بندى كردند و ترساندند و سحر عظیمى پدید آوردند. (ما) به موسى وحى كردیم كه: «عصاى خود را بیفكن!» ناگهان (بصورت مار عظیمى در آمد كه) وسایل دروغین آنها را بسرعت برمى‏گرفت. (در این هنگام،) حق آشكار شد و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت

درباره من

  • درباره ghanet
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Tuesday 15 March 2016

اطرافیان

نمایش 1 تا 1 از 1 آشنایان

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Saturday 13 May 2017
06:43PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
سند جلوی چشمان ...
06:23PM - نوشته های حذف شده
01:59PM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
چرا متوجه نیست...
Wednesday 10 May 2017
09:10PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
در آیۀ بعد اینچ...
05:30PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
دستورات خدا در ...
04:55PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
پاسخ را قبلا گر...
09:57AM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
رسول فرستاده و ...
09:47AM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
بله کاملاً روش...
Tuesday 9 May 2017
06:45PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
مَّن يُطِعِ ال...
05:54PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
وظیفۀ رسول روش...
01:38PM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
پس با آن حرف اس...
12:12PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
رسول وظیفۀ ابل...
10:44AM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
حتی اگر از ادب ...
Monday 8 May 2017
05:53PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
یعنی العیاذ با...
Sunday 30 April 2017
05:52PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
لودگی ذهنی شما ...
02:24PM - علوی گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
سلام ناقد کسی...
01:09PM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
با توجه به اینک...
12:52PM - صبح گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
سلام خدا ، رسو...
Saturday 29 April 2017
05:38PM - ghanet گفتاری از صبح در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
ای کسانی که ایم...
10:43AM - نوشته های حذف شده

دیوارۀ کاربر

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" اگر خوب در بطن ماجرا قرار گرفته و جو مختلط ( از نظر عقیدتی) آن روزگار را درک کرده باشید ، آنگاه بخوبی منظور خداوند را از دو آیه زیر متوجه خواهید شد:

قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (3:31)

بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ(3:32)

بگو از خدا و رسولش اطاعت کنید پس اگر به سمتی دیگر برگشتند ( و خود را تحت ولایت دیگری قرار دادند) خداوند کافران را دوست ندارد.

فاتبعون ( مرا تبعیت کنید) با اطیعون( مرا اطاعت کنید) هر دو به یک چیز اشاره دارند؛ کسانی که از رسول تبعیت می کنند، مؤمنند و خدا دوستشان دارد ولی آنها که اطاعت نمی کنند کافرند و خدا دوستشان ندارد. به عبارت دیگر آنان که از یهود و نصارا ( و هر دینی که مورد تایید قرآن نیست) رو بر می گردانند (وَلَّىٰ می کنند) به سوی خدا و رسولش و مومنین روی می کنند و اینها را اولیاء خود می گیرند اما آنان که از حزب الله وَلَّىٰ می کنند طاغوت را ولی خود انتخاب می کنند و تحت ولایت شیطان در می آیند.
پس شما لااقل در اینجا باید منظور از اطیعوا الله و اطیعوا الرسول را متوجه شده باشید و بزودی بیشتر متوجه خواهید شد که منظور از این عبارت این نیست که هر دروغی را به خدا و رسولش بستند از آن اطاعت کنید. کسانی که معنای توحید را مز مزه کرده باشند می دانند این مخالف صد درصد توحید و آن چیزی است که اعظم آیات قرآن بخاطرش نازل شده اند .

پس بی جهت خود را سر درگم نکنید!


راه درست فقط آن راهی است که خدا و رسولش(قرآن) و مومنین ( اهل قرآن) معرفی می کنند که البته رهروانش بسیار بسیار اندک هستند.

"

2 ساعت پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" ما همچنان در سوره آل عمران هستیم و مطالبی که مطرح می شوند حول آیه 19 می چرخند. لُب کلام در آن آیه این بود که اگر اهل کتاب با پیامبر درباره دین بحث و محاجه کردند بگوید او و هرکس از وی تبعیت می کند تسلیم ما انزل الله(قرآن) هستند. این بدان معناست که پیامبر نباید وارد بحثهای بی سند و مدرک آنها ، که ریشه در دین مادریشان دارد، بشود. بطوری که از آیه 28 پیداست، ظاهراً عده ای از مسلمانان که غالباً منافق بوده اند، اهل کتاب را بعنوان اولیاء دینی خود بر می گزیده اند :

لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ(3:28)

مومنین نباید کافران را بجای مومنان ولی خود بگیرند و هرکس چنین کند هیچ رابطه ای با خداوند نخواهد داشت مگر اینکه در باطن ایمان خود را حفظ کند و به عقیده آنها گرایش پیدا نکند خداوند شما را از سرپیچی خود، برحذر می‌دارد؛ و بازگشت شما به سوی خداست.

این آیه بسیار به آیه 55 مائده شباهت دارد و حال و هوایی که در آنجا حکمفرماست در اینجا نیز وجود دارد.
در سوره مائده نقل می شود عده ای از مسلمانان به دامن یهود و نصارا می افتادند و از دین خود برمی گشتند و خداوند برای اینکه آنها را از این کار برحذر دارد می فرمایند:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(5:55)

ولی دینی شما تنها خدا و رسولش و مومنینی هستند ( که از ویژگی مومنین حقیقی برخوردارند یعنی) صلات اقامه می کنند ، زکات می دهند در حالی که مطیع فرمان پروردگارشان می باشند.
من بخاطر اینکه منظور را بهتر متوجه شوید قسمتی از آیه 28 آل عمران را به آیه 55 مائده می چسبانم:

لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ - إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(5:55)

مومنین نباید کافران را بجای مومنان ولی خود بگیرند- ولی دینی شما تنها خدا و رسولش و مومنینی هستند ( که از ویژگی مومنین حقیقی برخوردارند یعنی) صلات اقامه می کنند ، زکات می دهند در حالی که مطیع فرمان پروردگارشان می باشند.
ادامه دارد


"

7 ساعت پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" از خودم مثال می زنم تا به کسی بر نخورد و تصور نکنید اگر چیزی می گویم من باب دشمنی و کینه توزی و طعنه زنی است ، من با مادر عزیز و پیرم زیاد حرف می زنم تا بلکه انشاء الله افاقه کند و حق را بپذیرد اما هربار او به دلایلی صحبتهایم را بر نمی تابد یکی به دلیل تعصب ( = به عقیده جمعیت غره شدن) دوم اینکه از دید او من خیلی کوچکتر از آن هستم که بخواهم روی حرف اولو العزم ها ( منظورش مجتهدین) حرفی بزنم . از همه مهمتر این است که پیامبر و حضرت فاطمه در روز قیامت شفاعتش را می کنند بنابراین نیازی ندارد به حرفهای من گوش دهد. او از داش محمدش( شوهر خاله اش که بیش ازشصت سال است مرده ) شنیده که پیامبر در روز قیامت وا امتا وا امتا می کند و اجازه نمی دهد احدی وارد جهنم شود! حتی قرآن برایش می آورم و می خوانم اما باز هم حاضر نیست گوش کند.

آيا آنان را نديدى كه از كتاب بهره‌اى يافته بودند، چون دعوت شدند تا كتاب خدا درباره آنها حكم كند گروهى از ايشان بازگشتند و اعراض كردند؟ ( 3:23)

اين بدان سبب است كه گفتند: آتش جز چند روزى به ما نخواهد رسيد، و دروغ‌هایی كه مى‌ساختند آنها را در دينشان فريب داد(3:24)

یکی از موارد معجزه بودن قرآن همین شباهتهایی است که از ازل در میان اقوام بشر وجود داشته و هنوز به قوت خود باقی است. نیاز به بیان ندارد چون شما خودتان این حرفها را زیاد پای منبرها می شنوید ، حرفهایی که برایشان هیچ سند و مدرکی در کتاب آسمانی یافت نمی شود ، در اینصورت آیا به کسانی که این حرفها را می زنند و آنان که می پذیرند می توان مسلمان گفت؟!
مگر دین اسلام آن نیست که اهلش جز به کتاب خدا احتجاج نمی کنند؟ پش اهل منبر و به تبع آنها پیرزن ها و مردم کوچه و بازار این حرفها را از کجا می آورند؟!
مگر منبریان در کتاب خداوند نخوانده اند که هر کس در گرو اعمال خویش است؟ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رهینه

پس چگونه خواهد بود آن‌گاه كه آنان را در روزى كه در آن ترديدى نيست گرد آوريم و به هر كس نتيجه دستاوردش به تمامى داده شود و بر آنها ستمى نرود(3:25)


"

يك روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" اگر دوست دارید بدانید مسلمان هستید یا نه، ببینید در هنگام بحث و احتجاج به کجا رو می کنید و مرجعتان چیست. اگر به قرآن رو کردید مسلمانید ، و الا مشرک خواهید بود.

فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ(3:20)

پس ( چون دین در نزد خداوند، اسلام و تسلیم ما انزل الله شدن است) اگر با تو بر سر دین بحث کردند بگو: من و هرکس از من تبعیت می کند در برابر حکم ( = محکمات=قرآن)خداوند تسلیم شده ایم. به اهل کتاب و غیر اهل کتاب( که درباره دین با تو بحث می کنند) بگو: آیا شما نیز تسلیم شده اید؟ اگر در برابر حکم خدا تسلیم شوند هدایت یافته اند و اگر رو بگردانند (به تو ربطی ندارد) چون وظیفه تو فقط ابلاغ حکم( = حکما عربیا= قرآن) است ، خدا خود نسبت به بندگانش آگاه است.
خداوند به این شیوایی و صراحت دارد اسلام را تشریح می کند ، اگر بازهم متوجه نشوید، یا چشمانتان را غشاء گرفته یا در گوشهایتان وقر و سنگینی است یا توجهتان به ما انزل الله نیست.
در هر صورت مسلمان نیستید، اگر می توانید هرچه سریعتر به مرجع راستین دین توبه کنید و رجوع نمایید که وقت تنگ است. نکند، بیاید آن روز قریبی که از خواب مرگ بیدارتان کنند و بگویید: ساعتی بیش نیست که مُردیم!

يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا – ای وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟!
يَا وَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ الدِّينِ – ای وای برما این همان روز دین است.
يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ – ای وای برما که طاغی بودیم و از حدود ما انزل الله تجاوز کردیم.
يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين- ای وای برما که به خود ظلم کردیم و حرف شیطان را گوش گرفتیم و عبد او شدیم.



"

يك روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" من دارم با استناد به آیات قرآن مطلب می نویسم، اگر زیاد تکرار می کنم تعجب نکنید چون قسمت اعظم قرآن تکرار توحید است. از این تعجب کنید که خداوند اینهمه به توحید و یکتاپرستی دعوت می کنند اما قلیل اند کسانی که حرفش را متوجه می شوند و حقیقت توحید را درمی یابند.
می فرمایند:
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ(7:3)

از آنچه پروردگاربرایتان نازل کرده تبعیت کنید ، از اولیاء غیر او تبعیت نکنید چه کمید که این را متوجه می شوید!

اما هیچ امتی برایش رسول فرستاده نشد مگر اینکه به او گفتند:

قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا – آیا به سراغمان آمده ای که فقط الله را تعبد( = تبعیت بی قید و شرط) کنیم و آنچه را پدرانمان تعبد می کردند رها کنیم؟!
داستان پشت داستان، تکرار پشت تکرار، اما انگار نه انگار؛ کو گوش شنوا و چشم بینا؟
همینکه بازیچه و تجارتی ببینند دین را ها کرده و شتابان به سویش می دوند:

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا

به کجا می روید؟ شما را به خدا بایستید!
اگر بدانید انچه نزد پروردگار است از هر بازیچه و تجارتی برایتان بهتر است چرا این را متوجه نمی شوید؟!
"

يك روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" تا وقتی کتاب آسمانی نازل نشده باشد، مردم از نظر شرک و کفر امتی واحد هستند و از این بابت اختلافی میانشان نیست، اما همینکه از طرف خداوند کتاب نازل شد اختلافات شروع می شوند منتهی عده ای به حق اختلاف می کنند و عده ای به نا حق و از روی حسادت و بغی. علت اصلی اختلاف شیطان با آدم نیز همین بغی و حسادت بود و ابلیس از این ناراحت بود که چرا خداوند باید آدم را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار دهد. این بود که با احکام خود ، آدم را فریفت و با خدعه و نیرنگ کاری کرد که آدم به جای حکم پروردگارش، دربرابر حکم ابلیس تسلیم شود.

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(3:19)
دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه و علم(=کتاب اسمانی) برایشان آند، آن هم به خاطر حسادت و بغی؛ هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

اهریمن امروز نیز همچنان دارد همان شیوه را بکار می بندد و با احکام خود ، آدم را از کتاب آسمانی(حکم الله) دور می سازد و به بیراهه می کشاند.
اینهمه شب زنده داری و ریاضت برای چه؟ به حرف من گوش کن تا برایت شفیعانی قرار دهم که بی زحمت و ریاضت، راست تو را به بهشت ببرند، فقط کافی است به حرف من گوش کنی و کتاب آسمانی را فراموش کنی. ثمره گوش دادن به حرف شیطان ، تفرقه و جنگهای صلیبی و عمری – علوی است که عاقبت کار هم به دوزخ ختم می شود. حالا هی بگو قال رسول الله، قال علی، قال عمر تا ببینم آخر سر به کجا می رسی!
"

2 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" خداوند کتاب و حکمی عربی نازل کرده که حق و حقیقت محض است تا مردم دنبال حرف و حدیث ( متشابهات) غیر او را نگیرند و فقط تسلیم حکم پروردگارشان شوند. با این وجود اکثراً از این حکم مکتوب اعراض می کنند و به متشابهات شیطانی می گروند. آیا آنها هنوز فرق شرک و اسلام را متوجه نشده اند؟! نمی دانند مشرک حقیقی آن کسی است که برای حکم خداوند و به اسم او شریک قائل می شود؟ نمی دانند اسلام فقط و فقط تسلیم حکم الله بودن است؟!
آیا آنان که کلمه توحید (لا اله الا الله) دائماً ورد زبانشان است مطمئن هستند که الهی دیگر را نمی پرستند؟
خداوند و ملائکه و کسانی که از علم کناب آسمانی بهره مند شده اند شهادت می دهند که هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد:

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3:18)

یعنی در مُلک دین هیچ فرمانروایی بجز الله وجود ندارد و این هیچ، شامل همگان می شود مخصوصاً و مخصوصاً انبیاء و فرشتگان، اگر در این خطه هر حکمی را که در کتاب آسمانی نباشد، به خدا و رسولش ببندید به آنها افتراء و تهمت زده اید پس مواظب باشید چیزی نگویید که از حق بودن آن اطمینان ندارید!
آری، در مُلک دین هیچ حاکمی بجز الله وجود ندارد و آن دینی در نزد او مقبول است که پیروانش فقط تسلیم حاکم مطلق- الله- باشند و نگاه مردم فقط به قرآن باشد نه آن دینی که درش انبیاء و ملائکه نیز حکمرانند یعنی اله هستند (با این حُقه اهریمنی که خدا خودش به آنها حکم داده).



"

2 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
برتراند راسل در کتاب تأثیر علم بر اجتماع می نویسد: ارسطو مدعی بود زنان دندان کمتری از مردان دارند، با وجود اینکه او دو زن داشت، هرگز اتفاق نیفتاد نظریه خود را با آزمایش بر روی دهان زنانش بیازماید.


حالا شده حکایت کسانی که به تبع احادیث و روایات ، مدعی وجود آیات متشابه در قرآن هستند. برای یک بار هم که شده بررسی نکردند تا ببینند آیا واقعاً چنین چیزی در قرآن وجود دارد یا نه!


همین الأن اینترنت را برای یافتن محکم و متشابه جستجو کنید ببینید چه می یابید: یک سری مطالب تکراری که انگار همه از روی دست هم نوشته باشند !

محکمات؟ لیس کمثله شی

متشابهات؟ یداللّه فوق ایدیهم

اگر واقعاً موجوداتی با قدرتهای علمی مافوق بشری برای تفسیر قرآن وجود داشتند خوب بود پرده از راز هزار و چهارصد ساله حروف مقطعه که جزء پوشیده ترین مفاهیم قرآنی هستند بر داشته می شد . و الا استعارات و کنایاتی نظیر ؛ دست خدا، تخت خدا و امثالهم در تمام زبانها یافت می شود و برای پی بردن به مفاهیم آنها هیچ نیازی به موجودات فوق بشری نیست.
محکم و متاشبه بگونه ای که معروف است ابداً حقیقت ندارد و متشابهات متعلق به قرآن نیستند بلکه برخاسته از احادیث و روایاتی است که به پیامبر و مقدسین فرقه ها منسوب شده اند و حقیقتاً کلام آنها نیز نمی باشند بلکه دروغی و افترایی است که شیاطین به آنها بسته اند. "

2 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" معمولاً در هر زبان و فرهنگی گاهی اینگونه است که موضوعی بطور نسل در نسل و سینه به سینه بر سر زبانها و در باورهای مردم جا خوش کرده و همواره بطور مکرر نقل می شود و مورد استناد قرار می گیرد در حالی که وقتی تا ته آن می روی می بینی در آنجا هیچ چیزی وجود ندارد و به اصطلاح خودمانی : سر کاری است. مخصوصاً در جوامعی که به شایعات بیشتر اهمیت می دهند و عادت به مطالعه و تحقیق ندارند و دنبال حرف و حدیث این و آن را می گیرند، این معضل از شدت بیشتری برخودار است و باور پوچ بودنش برای مردم بسی سخت می نماید و نمی پذیرند عقیده ای را که قرنها در جریان بوده و مردمان بسیاری باورش داشته اند حقیقت نداشته باشد. بطور قطع و یقین این باورهای بی اساس و سرابگونه یکی از بزرگترین موانعی است که همواره بر سر راه جریان حقیقت و شریعت راستین قرار داشته است.
یکی از ابوابی که پای غیر را به قرآن باز می کند و تفسیر آن را به من دون الله وا می گذارد باب متشابهات است . اینکه قرآن دارای یک سری آیات است که مبهم ، مغلق و دو پهلو هستند و اگر شخص بدون رهنمونهای مفسرین ماورایی به سراغ قرآن برود گرفتار فتنه شده و گمراه می شود.

در حدیث غدیر به روایت این جریر طبری آمده : «افهموا محکم القران و لا تتبعوا متشابهه و لن یفسر ذلک لکم الا من انا اخذ بیده و شائل بعضده ...»
یعنی آیات محکم قرآن را درست بفهمید و در پی آیات متشابه نروید و هرگز کسی این کتاب را برای شما تفسیر نخواهد کرد مگر این کس که من دست او را گرفته و بلند کرد ه و به شما نشان می دهم (علی بن ابی طالب (امینی، ج1،ص215)



"

3 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

در حالی که راسخون در علم(= اهل کتب آسمانی) می گویند ما به کتاب آسمانی ایمان آوردیم ( نه به متشابهات شیطانی) همه کتابهای آسمانی از طرف خداوند می باشند ، و هیچکس متذکر این حقیقت نمی شود الا خردمندان.
کلمه راسخون به شکل الراسخون دوبار در قرآن آمده که بار دوم آن در سوره نساء آیه 162 می باشد:

لَّـكِنِ ٱلرَّسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ مِنْهُمْ وَٱلْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَٱلْمُقِيمِينَ ٱلصَّلَوةَ وَٱلْمُؤْتُونَ ٱلزَّكَوةَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ بِٱللَّـهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ أُو۟لَـٓئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا[4:162]

لیکن از میان یهود و نصارا ، آنان که واقعاً اهل کتاب آسمانی هستند( بر خلاف مردم معاصر خود که دوگانه پرست هستند و به هر چیزی ایمان می آورند) می گویند ما به آنچه بر تو نازل شده(=قرآن) و به آنچه قبل از تو نازل شده ایمان داریم، همچنین نمازگزاران، زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا و روز قیامت نیز همین را می گویند، ما به زودی همه آنها را پاداش عظیمی خواهیم داد.

شباهت میان این دو آیه را می بینید؟ می بینید یا نمی بینید؟ راسخون فقط به کتاب اسمانی و ما انزل الله ایمان می آورند نه غیر آن. راسخون علم، آنان که متشابهات شیطانی تعریفشان کرده اند نیستند ، موجوداتی ما فوق بشری با علم لدونی و توانمندیهایی آنچنانی نیستند آیا متوجه می شوید؟ هرکسی که در کتاب اسمانی می اندیشد و حق تلاوتش را بجا می آورد و به آن ایمان می آورد، او بی شک یکی از راسخون است.
این اقرار مومنین است که به همه کتب آسمانی ایمان دارند:

هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ

شما کسانی هستید که آنها را دوست می‌دارید؛ امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید.
"

3 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" کسانی که دنبال متشابهات (= حرف و حدیث آباء اولین) را می گیرند در پی این هستند که فتنه بپا کنند و کتاب آسمانی را به نفع خود تأویل نمایند در حالی که احدی غیر از خداوند تأویل کتاب را نمی داند - فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ.

کلمه تأویل به معنای مصداق خبری است که در آینده به وقوع می پیوندد :
مثلاً یوسف در زندان به دو هم سلولی اش می گوید:

قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ...(یوسف/37)

قبل از اینکه تأویل آن برایتان به وقوع بپیوندد خبرش را به شما خواهم داد

یا رفیق همبند یوسف که نجات یافته بود می گوید:

وَقَالَ ٱلَّذِى نَجَا مِنْهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِۦ فَأَرْسِلُونِ ﴿یوسف/٤٥﴾

من خبر تأویلش را به شما می رسانم

یا معلم موسی در سوره کهف می گوید:

قَالَ هَـذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا﴿الكهف: ٧٨﴾

بزودی خبر تأویل چیزی را که بر آن صبر نداشتی به تو خواهم گفت

پس این نکته مهم را به خاطر داشته باشید که تأویل ( مصداق خبر) یک چیز است و خبر آن یک چیز دیگر. خبرهمیشه اول است و تأویل همان مصداقی است که با اول خودش منطبق می شود و به به آن بر می گردد.
تأویل قرآن ومصداق وعده های خداوند، جهان آخرت و بهشت و جهنم است، به همین دلیل است که احدی غیر از الله تأویل قرآن نداند چرا که هیچکس نمی تواند به آینده سفر کند. انسان فقط می تواند صبر کند تا تأویلش بیاید :
آیا آنها جز انتظار تأویل آیات (و فرا رسیدن تهدیدهای الهی) دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد؛ و) کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان: گم می‌شوند. (نه راه بازگشتی دارند، و نه شفیعانی!)[ 7:53]



وقتی یهود و نصارای دوره پیامبر می گفتند : کسی وارد بهشت نمی شود مگر اینکه یهودی یا نصرانی باشد ، این تأویل متشابهات و روایاتی بود که آنها به آن عقیده داشتند. یا وقتی شیعه باور کرده جز او کسی به بهشت نمی رود یا تا زمانی که شخص حب علی را به دل نداشته باشد پا در جنت نمی گذارد ، باز هم بر اساس تأویل متشابهات یا حرف و حدیث آباء اولین به چنین باوری رسیده است.

"

3 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ – اما کسانی که در قلبهایشان انحراف از حق است ، دنبال چیزی را می گیرند که از کتاب آسمانی تشابه یافته است.
خداوند می توانست بگوید : فیتبعون متشابهات اما نگفت، چرا؟ بخاطر اینکه می خواست نشان دهد متشابهات از روی کتاب شبیه سازی شده اند به همین دلیل فرمود ما تشابه منه (آنچه از کتاب تشابه یافته). می توان نمونه های فراوانی از این متشابهات که از کتاب آسمانی تشابه یافته اند معرفی کرد ولی من به یکی بسنده می کنم:

در حدیث سیاه و سراسر دروغ کساء، که آن را به پیامبر عزیزمان نسبت داده اند ، آمده است که وقتی پیامبر در زیر عبا دست به دعا بر می دارد این دعا را می خواند:

اللّهُمَّ هولاء أهلُ بَیتی، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهِّرهُم تَطهیراً

شبیه همین جمله نیز در ایه 33 احزاب وجود دارد که ظاهراً پاسخ خداوند به دعای پیامبر است:

إنّما یریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنكُم الرِّجسَ أهلَ البیتِ و یُطَهِّرَكُم تَطهیراً

حالا دعای منسوب به پیامبر برای کرور کرور انسان منحرف از حق ، جایگزین قرآن شده تا حق را تلبیس کند و چیزی را که حقیقت ندارد، جایگزین معنای حقیقی اهل بیت نماید تا فرقه بسازد و فتنه برانگیزد.


"

3 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" خداوند می فرمایند: اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم –آنچه را پروردگارشما برایتان نازل کرده تبعیت کنید نه اتبعوا مما انزل الیکم من ربکم – از آنچه پروردگار شما برایتان نازل کرده تبعیت کنید.

می فرمایند :

ولا تتبعوا من دونه اولیاء قلیلاً ما تذکرون – از اولیاء غیر او تبعیت نکنید چه کمید این را متوجه می شوید! واقعاً چه کمید که متوجه می شوید متشابهات حرف و حدیث منسوب به همین اولیاء است!
چگونه ممکن است خداوندی که امر به تبعیت کل کتاب می کند و کتاب خود را نور معرفی می نماید به یک باره امر کند نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!
کدام متشابهات؟ اگر این متشابهات متعلق به قرآن هستند چرا احدی قادر نیست یکی و فقط یکی از آنها را معرفی کند؟!
آنان که نور خدا را اینگونه توصیف می کنند همان کران و کوران و بی خردانند که هرگز اندیشیدن نتوانند . اینان همان کسانی هستند که طناب بندگی خود را به دست شیطان داده اند تا هرجا که خواست آنها را کشان کشان به دنبال خود ببرد. وای به حالتان اگر بعد از شنیدن این دلایل و براهین آشکار باز هم به قرآن انگ متشابهات بزنید.

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ


در خط فوق، عبارت: منه آیات محکمات را می توان معنا کرد: آیات محکمات از آن کتاب آسمانی هستند و حرف من در منه را بیانیه گرفت نه بعضیه.
همچنین در میان جمله هن ام الکتاب می توان حرف من را در تقدیر گرفت و جمله را به اینصورت نوشت: هن من ام الکتاب- یعنی محکمات از ام الکتاب زائیده شده اند و به آن تعلق دارند.
من برای اینکه منظور ایه را بهتر متوجه شوید، اگر معاذ الله نگویید ، میان جمله را از میان برمی دارم :

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ

همانگونه که در پست پیشین توضیح دادم؛ متشابهات بواسطه کلمه اخر در مقابل محکمات قرار می گیرند و به دلیل مشاکلت و مناسبتشان با محکمات ، به جای آنها می نشینند و بگونه ای امر را مشتبه می سازند که مردم آنها را با محکمات اشتباه می گیرند و از آن پیروی می نمایند در حالی که سخن غیر خدا می باشند. "

3 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ


http://www.upsara.com/images/308p_mohkam_motashabeh.jpg

قرآن بطوری که خودش می گوید؛ حکمی است عربی که از جانب خداوند حکیم به رسولش حکم شده و بنابر این وجه تسمیه محکمات از این بابت است . بطوری که خداوند در آیات متعدد می فرمایند؛ کتاب آسمانی برای این است که بین مردم بر سر اختلافاتشان حکم کند و معنای قرآنی محکمات به حکم الله بر می گردد و آنان که واژه مذکور را از پیش خودشان صریح و روشن معنا کرده اند متأثر از احادیث و روایات بوده اند نه حقیقت قرآن.
عرض کرم ؛ الکتاب به معنی مطلق کتابهای آسمانی است و ام الکتاب مادر کتابهای آسمانی و چیزی است که امثال قرآن و تورات و انجیل از بطن آن پدید آمده اند خصوصاً اینکه می فرمایند :

وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ – راستی که قرآن در ام الکتاب که نزد ماست والا و حکیم می باشد، و این یعنی قرآن از بطن ام الکتاب بیرون آمده است.

در کتاب التحقیق فی کلمات قرآن الکریم راجع به اصل ریشه اخر نوشته شده:

هو التأخّر و هو ما يقابل التقدّم – یعنی متأخری است که در مقابل تقدم قرار می گیرد بعنوان مثال در آیه زیربطوری که می بینید مستأخرین در مقابل مستقدمین قرار گرفته است:

وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ [15:24]

در آیه مورد بحث نیز متشابهات بواسته کلمه اخر در مقابل محکمات قرار گرفته است.
در باره معنای ریشه متشابهات گفته شده: هو تنزيل شي‌ء مقام شي‌ء آخر بمناسبة و مشاكلة بينهما – یعنی چیزی که به دلیلی هم شکلی و مناسبتش ، بجای چیزی دیگر می نشیند.
در آیه فوق ، متشابهات به دلیل شباهت ظاهری که با آیات قرآن دارند، درست در مقابل آیات و بجای آنها نشسته اند.
"

4 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"

او که همواره حی و حاضر است و چیزی در آسمانها و زمین از وی مخفی نمی ماند، هم او که صورتگر ارحام می باشد، بر تو ای محمد کتاب نازل کرده است؛ اثری مکتوب از جانب رب العالمین نه قولی منقول از آباء اولین.
اگرچه در اینجا منظور از الکتاب قرآن است اما در اصل به معنای مطلق کتابهای آسمانی می باشد. این را هرگز فراموش نکنید چون در جاههایی ، من جمله اینجا ، بکار می آید.
"

5 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" آیه 7 آل عمران اگرچه می توانست فصل الخطاب قرآن باشد اما به دلیل مدفون شدن در زیر خرورارها حدیث و روایات برجا مانده از اموات گذشتگان، به چشم نیامده و اهریمن معنایش را به کل تغییر داده است. من در اینجا بر آنم تا به مدد پروردگارم ، پرده از رخ پوشیده این نور رخشنده برگیرم، با این امید که رخها جز به رخسار درخشان قرآن نگردند.

"

5 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" سوره آل عمران، طبق معمول سوره هایی که با حروف مقطعه شروع می شوند ، با تأکید بر حقانیت کتاب و رهنما بودن آن آغاز می گردد. اگر خاطرتان باشد، در بحثهای گذشته رسیدیم به اینکه در تثلیث اسلام و دین الهی، کتاب در مرکز قرار می گیرد و این مرکزیت کتاب نشانه وحدت و توحید است و سوره آل عمران برجسته ترین سوره ایست که در آن حقیقت اسلام و توحید به بیانی شیوا و شگرف تبیین و تشریح گردیده است.



پروردگار، سوره را با کلمه توحید آغاز می فرمایند و اعلام می دارند که در مُلک شریعت هیچ حاکم مطلقی بجز الله وجود ندارد و او همواره حی و حاضر و قائم است :

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ


حالا همین حی حاضر ، که روزگاری تورات و انجیل را به رسولانش داد، کتابی را به فرستاده خود وحی کرده که حقیقت محض بوده و محل افتراق دین مادری از دین الهی است و هیچ تاریکی و کجی به آن راه ندارد چون در آسمانها و زمین ،هیچ چیزی از چشم خداوند مخفی نمی ماند:

إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ [3:5]

و چگونه مخفی بماند با اینکه او صورتگر شما در تاریکی های سه گانه ارحام است؟

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [3:6]
"

5 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" سوره آل عمران بارزترین سوره ایست که مفهوم اسلام و یکتاپرستی بطور روشن و برجسته در آن تبیین شده است، ما انشاء الله در پستهای آتی به سراغ این سوره می رویم و نگاهی گذرا ، از ابتدا تا انتها، به آیات آن می اندازیم تا هم با تاریخ حقیقی اسلام بیشتر آشنا شده و حال و هوای عصر رسول الله را از دور تجربه کرده باشیم وهم معنای اسلام و توحید را بهتر دریابیم. به همه برادران و خواهرانم ، چه موافق و چه مخالف، توصیه می کنم این مبحث را از دست ندهند و با صبر و حوصله در خواندن کلمه به کلمه ایاتی که معرفی می کنم همت گمارند.

"

6 روز پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" گیجتون نکنم:
ببینید خدا غیر مبین است و به سمع و نظر کسی نمی آید بنابر این دست تقلب در آن باز است. قرآن را که ورق بزنید ، از همان اول هر قومی گفته خدا و هیچکس نگفته نه خدا. فرعون گفته خدا، موسی هم گفته خدا.ابراهیم گفته خدا، آزر هم گفته خدا.علت اختلاف ابراهیم با آزر در این بود که آزر هم خدا را می پرستید و هم خدایان (اولیاء ) را اما ابراهیم فقط رب العالمین را به رسمیت می شناخت:

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ
آنها دشمن من هستند مگر پروردگار آدمیان
تمام درگیری ابراهیم با پدر و قومش در این بود که آنها به خدا یان ایمان داشتند و ابراهیم از آنها می خواست که فقط به یک خدا ایمان بیاورند
حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ- تا وقتی که فقط به رب العالمین ایمان بیاورید. اصلاً می دانید چیست؟ در یک طرف شرک همواره خدا قرار دارد و یک مشرک برای تقرب و نزدیک شدن به الله است که بین خود و خدا ، کسی یا کسانی را واسطه قرار می دهد و برایش شریک قائل می شود.



"

يه هفته پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" عمده تربن و اصلی تربن تفاوت تثلیث اسلام ویکتاپرستی با تثلیث ادیان مادری و دوگانه پرستی این است که در تثلیث اسلام، این کتاب است که در مرکز قرار می گیرد ولی در سایر ادیان، این خداست که در مرکز می نشیند و به اصطلاح خدا مرکزی است.
این دایره مرکزی است که نتیجه را مشخص می کند و جایی است که الهی بودن یا مادری بودن دین را نشان می دهد. دوایر گوشه ها در اصل توحید و اسلام ، چنان نقش تعیین کننده ای ندارند چون اسمائی بیش نیستند. آنچه اهمیت دارد مسمی و اثری است که مسمی از خود بر جای می گذارد.

تثلیث دین الهی

http://www.upsara.com/images/rkn1_islam.jpg

تثلیث دین مادری

http://www.upsara.com/images/kd3b_sherk.jpg

"

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:25PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند