بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار فاطمیه اول یا دوم ؟ پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و

یا زهرا


حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏


كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل
عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏


آتشى آتش‏ پرستى در جهان أفروخته‏
خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏


سينه‏ اى كز معرفت گنجينه أسرار بود
كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟

__________________ "

38 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار گوشه ای از سقیفه به نقل السیاسۀ پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و

یا زهرا


حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏


كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل
عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏


آتشى آتش‏ پرستى در جهان أفروخته‏
خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏


سينه‏ اى كز معرفت گنجينه أسرار بود
كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟

__________________ "

38 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا زهرا پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و

یا زهرا


حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏


كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل
عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏


آتشى آتش‏ پرستى در جهان أفروخته‏
خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏


سينه‏ اى كز معرفت گنجينه أسرار بود
كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟
"

40 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و

یا زهرا


حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏
كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل

عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏
آتشى آتش‏ پرستى در جهان أفروخته‏

خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏
سينه‏ اى كز معرفت گنجينه أسرار بود
كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟
"

43 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"


وَ لِلسِّباطِ رَنَّة صَدَاهَا

فِى مَسْمَعِ الدَّهْرِ فَمَا أشْجَاهَا


آن تازيانه كه بر زهراء خورد، ناله و صدائى كرد

كه طنين آن در گوش روزگار پيچيده است؛ پس چقدر غصّه و حزن آور بوده است؟
"

48 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اشعاری از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


بسم الله الرحمن الرحیم
اشعاری از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

چه نيكو فخر الفلاسفة و الحكماءِ المتألّهين و شيخ الفقهاءِ و العلماءِ المعاصرين؛ مرحوم حاج شيخ محمد حسين إصفهانى معروف به

كُمپانى طاب ثراه سروده است:
1. وَ لِلسِّباطِ رَنَّة صَدَاهَا فِى مَسْمَعِ الدَّهْرِ فَمَا أشْجَاهَا
2. وَ الأثَرُ البَاقِى كَمِثْلِ الدُّمْلُجِ فِى عَضُدِ الزَّهْرَآء أقوَى الحُجَج
3. وَ مِن سَوادِ مَتْنِهَا اسْوَدَّ الْفَضَا يا سَاعَدَ اللهُ الْإمام المُرتَضَى
4. وَ لَسْتُ أدْرِى خَبَرَ المِسْمَارِ سَلْ صَدْرَهَا خِزَانَة الأسْرَارِ
5. وَ فِى جَنِينِ المَجْدِ مَا يدْمِى الحَشَا وَ هَلْ لَهُمْ إخْفَاءُ أمر قَدْ فَشَا
6. وَ البَابُ وَ الْجِدَارُ وَ الدِّمَاءُ شُهُودُ صِدْقِ مَا بِهِ خِفَاءُ
7. لَقَدْ جَنَى الجَانِى عَلَى جَنِينِهَا فَانْدَكَّتِ الجِبَالُ مِنْ حَنِينِها
8. وَ رَضَّ تِلْكَ الْأضْلُعَ الزَّكّية رِزِّية مَا مِثْلُهَا رَزِّية
9. وَ جَاوَزَ الحَدَّ بِلَطْمِ الخَدِّ سَلَّتْ يدُ الطُّغْيانِ وَ التَّعْدِى
10. فَاحْمَرَّتِ العَينُ وَ عَينُ المَعْرِفَة تُذْرِفُ بِالدَّمْعِ عَلَى تِلْكَ الصَّفَة
11. وَ لَا يزِيلُ حَمْزَة العَينِ سِوَى بِيضِ السُّيوفِ يوْمَ ينشَرُ اللِّوَى
12. فَإنَّ كَسْرَ الضِّلعِ لَيسَ ينجَبِر إلّا بِصَمصَامٍ عَزِيزٍ مُقْتَدِر
13. أهَكَذَا يصْنَعُ بِابْنَة النَّبِى حِرْصاً عَلَى المُلْكِ فَيا لَلْعَجبِ [1]1


1. آن تازيانه كه بر زهراء خورد، ناله و صدائى كرد كه طنين آن در گوش روزگار پيچيده است؛ پس چقدر غصّه و حزن آور بوده است؟
2. و آن اثرى كه در بازوى زهراء همانند دُمَل باقى ماند؛ بهترين و قوى‏ترين دليل براى ضرب تازيانه است.
3. و از سياهى آنچه كه از بازوى او ظاهر شده بود؛ عالم تيره و تار گشت؛ خداوندا إمام مرتضى را در اين مصيبت مدد كن و يارى فرما !
4. و من آنكسى نيستم كه خبر ميخ را بدانم و بفهمم؛ تو از سينه زهراء كه خزينه اسرار است اين مطلب را بپرس !
5. و درباره داستان سقط جنين: محسنى كه صاحب هر گونه فضيلت و شرف است؛ مطالبى است كه دل انسان را خون مى‏كند. و آيا براى اين جنايت پيشگان ممكن است پنهان دارند خبرى را كه روزگار آنرا فاش ساخته و از چهره آن نقاب برداشته است؟!
6. آرى اينك در و ديوار و خونهائى كه از صديقّه آمده است؛ گواهان راستينى هستند كه در آن خطائى نيست.
7.حقّاً و تحقيقاً آن شخص جنايت پيشه، بر جنين زهراء چنان جنايتى كرد كه از ناله و آه زهراء كوهها پاره پاره و خرد و گسسته شد.
8. و آن استخوانهاى سينه پاك و طاهر و مُطهر را چنان در هم كوفت كه مصيبتى در جهان همانند آن مصيبت نيست ..

9. و با سيلى‏اى كه بر صورت زهراء نواخت؛ ديگر جنايت را از حدّ به دَر بُرد؛ شلّ و بدون حركت باد دست طغيان و تعدّى .

10.
چشمان زهراء از آن سيلى قرمز شد، و چشم عرفان روزگار پيوسته براى اين حالت زهراء اشكبار است..
11. و آن قرمزى ديدگان زهراء را چيزى نمى‏تواند بر طرف گرداند؛ مگر شمشيرهاى آبدار و بُرنده، در روزى كه پرچم‏ها را بر عليه دشمنان باز كنند؛ و كتيبه‏ها را حركت دهند.
12. زيرا كه شكسته شدن پهلو و ضلع سينه را چيزى منجبر نمى‏كند، و آن زخم را مرهم نمى‏نهد مگر شمشير برّنده استوار و با قدرت .
13. آيا اينگونه با دختر پيغمبر رفتار مى‏كنند؛ براى حرصى كه به حكومت و ولايت دارند؟ اين بسيار عجيب است‏ .
و همچنين آية الله اصفهانى كمپانى در مصيبت حضرت صدّيقه سلام الله عليها، مرثيه‏اى بسيار جالب و حاوى حقائق، در ديوان شعر
پارسى خود آورده است؛ و ما در اينجا به ذكر دو بند أوّل آن اكتفا مى‏كنيم:
تا در بيت الحرام از آتش بيگانه سوخت كعبه ويران شد، حريم از سوز صاحبخانه سوخت‏
شمع بزم آفرينش با هزاران اشگ و آه شد چنان، كز دودِ اهش سينه كاشانه سوخت‏
آتشى در بيت معمورِ ولايت شعله زد تا أبد زان شعله، هر معمور و هر ويرانه سوخت‏
آه از آن پيمان شكن كز كينه خمّ غدير آتشى افروخت تا هم خمّ و هم پيمانه[2] سوخت‏
ليلى حسن قِدَم، چون سوخت از سر تا قدم همچو مجنون، عقلِ رهبر را دل ديوانه سوخت‏
گلشن فرّخ فر توحيد، آن دم شد تباه كز سُمُومِ شرك، آن شاخ گل فرزانه سوخت‏
گنج علم و معرفت شد طمعه أفعى صفت تا كه از بيداد دونان گوهر يكدانه سوخت‏
حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‏
كرْكَسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‏
آتشى آتش‏پرستى در جهان أفروخته‏ خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته‏
سينه‏اى كز معرفت گنجينه أسرار بود كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود؟
طور سيناى تجلّى، مَشعلى از نور شد سينه سيناى وحدت، مشتعل از نار بود
ناله بانو زد أندر خرمن هستى شَرَر گوئى اندر طور غم، چون نخل آتشبار بود
آنكه كردى ماه تابان پيش او پهلو تهى از كجا پهلوى او را تاب آن آزار بود
گردش گردون دون بين، كز جفاى س مرى نقطه پرگار وحدت، مركز مسمار بود
صورتش نيلى شد از سيلى، كه چون سيل سياه روى گيتى[3] زين مصيبت، تا قيامت تار بود
شهريارى شد به بند بنده‏اى از بندگان آنكه جبريل امينش بنده دربار بود
از قفاى شاه، بانو با نواى جانگداز تا توانائى به تن تا قوّت رفتار بود
گرچه بازو خسته شد، وز كار دستش بسته شد ليك پاى همّتش بر گنبد دوّار بود
دست بانو گرچه از دامان شه كوتاه شد ليك بر گردون بلند از دست آن گمراه شد[4]
در «مروج الذهب» آورده است كه: و لمّا قُبضت فاطمة جزَع عليها بَعْلُها على جَزَعاً شديداً و اشتدّ بكاؤهُ و ظهر أنينُه و حَنينُه و قال فى ذلك‏
لِكُلِّ اجْتِماعٍ مِن خَلِيلَينِ فُرْقَة وَ كُلُّ الَّذى دُونَ المَمَاتِ قَلِيلُ‏
وَ إنَّ افْتِقادى فاطِماً بَعْدَ أحمَدِ دَليلٌ عَلَى أن لَا يدُومُ خَلِيلُ [5]
« چون فاطمه سلام الله عليها رحلت كرد، براى او شوهرش على جزع شديدى كرد، و گريه‏اش شدّت يافت؛ و آه و ناله‏اش ظهور كرد؛ و در اين مصيبت اين دو بيت را إنشاء فرمود: در عاقبت براى هر اجتماعى كه بين دو محبوب صورت گيرد؛ فراق و جدائى است؛ و تمام مصيبتها در برابر مرگ، ناچيز و كم مقدار است. آرى از دست دادن من فاطمه را بعد از احمد؛ دليل بر آنست كه هيچ محبوب و يار مهربانى دوام ندارد و باقى نمى‏ماند.»

.[1] كتاب «وفاة الصّديقة الزَّهرا» عليهما السّلام تأليف سيد عبد الرزّاق موسوى مقرّم ص 36 و ص 37 و اين ابيات را بجهت وفات حضرت صديقه عليهما السّلام در اين موضع انتخاب كرده است وليكن تمام قصيده را كه مُصَدَّر به بيت: جوهرة القدس من الكنز الحنفى، بَدَت فأبدت عاليات الأحرف مى‏باشد و شامل 109 بيت است؛ در همين كتاب از ص 126 تا ص 131 آورده است.

در نسخه بدل، خمخانه آمده است ..2

. در نسخه بدل، گردون آمده است‏ .3

ديوان كمپانى» ص 42 و ص 43.4

. مُروج الذَّهب ، طبع مطبعة سعادت مصر، 1367 هجرى قمرى، ج 2، ص 297 و ص 298.5



"

50 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود پاسخ داد.
"
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد ؛ ج‏11-قسم-2-فاطمةس ؛ ص576

(27) الإمامة و السياسة: قال: و خرج عليّ عليه السّلام يحمل فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم على دابّة ليلا في مجالس الأنصار تسألهم النصرة، فكانوا يقولون: يا بنت رسول اللّه، قد مضت بيعتنا لهذا الرجل، و لو أنّ زوجك و ابن عمّك سبق إلينا قبل أبي بكر، ما عدلنا به.
فيقول عليّ عليه السّلام: أ فكنت أدع رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم في بيته لم أدفنه، و أخرج أنازع الناس سلطانه؟!
فقالت فاطمة: ما صنع أبو الحسن إلّا ما كان ينبغي له، و لقد صنعوا ما اللّه حسيبهم و طالبهم.
قال: و أنّ أبا بكر تفقّد قوما تخلّفوا عن بيعته عند عليّ عليه السّلام، فبعث إليهم عمر، فجاء فناداهم و هم في دار عليّ، فأبوا أن يخرجوا، فدعا بالحطب، و قال: و الّذي نفس عمر بيده، لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها.
فقيل له: يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة؟ فقال: و إن!!
فخرجوا فبايعوا إلّا عليّا، فإنّه زعم أنّه قال: حلفت أن لا أخرج و لا أضع ثوبي على عاتقي حتّى أجمع القرآن.
فوقفت فاطمة عليها السّلام على بابها، فقالت: لا عهد لي بقوم حضروا أسوأ محضر منكم، تركتم رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم جنازة بين أيدينا، و قطعتم أمركم بينكم، لم تستأمرونا، و لم‏
______________________________
(1) 3/ 157، عن الصوارم الحاسمة في تأريخ أحوالات الزهراء فاطمة عليها السّلام.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 577
تردّوا لنا حقّا، فأتى عمر أبا بكر، فقال له: أ لا تأخذ هذا المتخلّف عنك بالبيعة؟
فقال أبو بكر لقنفذ و هو مولى له: اذهب فادع لي عليّا.
قال: فذهب إلى عليّ فقال له: ما حاجتك؟ فقال: يدعوك خليفة رسول اللّه.
فقال عليّ: لسريع ما كذبتم على رسول اللّه، فرجع فأبلغ الرسالة.
قال: فبكى‏ «1» أبو بكر طويلا، فقال عمر الثانية: لا تمهل هذا المتخلّف عنك بالبيعة؛
فقال أبو بكر لقنفذ: عد إليه، فقل له: خليفة رسول اللّه يدعوك لتبايع، فجاءه قنفذ، فأدّى ما أمر به، فرفع عليّ صوته، فقال: سبحان اللّه! لقد ادّعى ما ليس له.
فرجع قنفذ، فأبلغ الرسالة، فبكى أبو بكر طويلا، ثمّ قام عمر، فمشى معه جماعة، حتّى أتوا باب فاطمة، فدقّوا الباب، فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها: يا أبة يا رسول اللّه، ما ذا لقينا بعدك من ابن الخطّاب و ابن أبي قحافة.
فلمّا سمع القوم صوتها و بكاءها انصرفوا باكين، و كادت قلوبهم تنصدع، و أكبادهم تنفطر، و بقي عمر و معه قوم، فأخرجوا عليّا، فمضوا به إلى أبي بكر؛
فقالوا له: بايع؛
فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ قالوا: إذا- و اللّه الّذي لا إله- إلّا هو نضرب عنقك.
فقال: إذا تقتلون عبد اللّه و أخا رسوله. قال عمر: أمّا عبد اللّه فنعم، و أمّا أخو رسوله فلا، و أبو بكر ساكت لا يتكلّم، فقال له عمر: أ لا تأمر فيه بأمرك؟
فقال: لا اكرهه على شي‏ء ما كانت فاطمة إلى جنبه، فلحق عليّ بقبر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يصيح و يبكي، و ينادي: يا ابن أمّ إنّ القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني.
فقال عمر لأبي بكر: انطلق بنا إلى فاطمة، فإنّا قد أغضبناها.
فانطلقا جميعا، فاستأذنا على فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتيا عليّا فكلّماه، فأدخلهما عليها، فلمّا قعدا عندها، حوّلت وجهها إلى الحائط؛
فسلّما عليها، فلم تردّ عليهما السلام؛
______________________________
(1) كبكاء التماسيح عند أكل فريستها.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 578
فتكلّم أبو بكر، فقال: يا حبيبة رسول اللّه، و اللّه إنّ قرابة رسول اللّه أحبّ إليّ من قرابتي، و إنّك لأحبّ إليّ من عائشة ابنتي، و لوددت يوم مات أبوك أنّي متّ، و لا أبقى بعده، أ فتراني أعرفك و أعرف فضلك و شرفك و أمنعك حقّك و ميراثك من رسول اللّه إلّا أنّي سمعت أباك رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يقول: «لا نورّث، ما تركنا فهو صدقة». «1»
فقالت: أ رأيتكما إن حدّثتكما حديثا عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم تعرفانه و تفعلان به؟
قالا: نعم. فقالت: نشدتكما اللّه أ لم تسمعا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يقول: «رضا فاطمة من رضاي و سخط فاطمة من سخطي، فمن أحبّ فاطمة ابنتي فقد أحبّني، و من أرضى فاطمة فقد أرضاني، و من أسخط فاطمة فقد أسخطني»؟
قالا: نعم، سمعناه من رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم.
قالت: فإنّي اشهد اللّه و ملائكته أنّكما أسخطتماني و ما أرضيتماني، و لئن لقيت النبيّ لأشكونّكما إليه، فقال أبو بكر: أنا عائذ باللّه تعالى من سخطه و سخطك يا فاطمة، ثمّ انتحب أبو بكر يبكي، حتّى كادت نفسه أن تزهق، و هي تقول:
و اللّه، لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة اصلّيها، ثمّ خرج باكيا، فاجتمع إليه الناس، فقال لهم: يبيت كل رجل منكم معانقا حليلته مسرورا بأهله، و تركتموني و ما أنا فيه، لا حاجة لي في بيعتكم، أقيلوني بيعتي .... «2»
(28) أعلام النساء: و قال عمر رضا كحالة: و تفقّد أبو بكر قوما تخلّفوا عن بيعته عند عليّ بن أبي طالب كالعبّاس و الزبير و سعد بن عبادة، فقعدوا في بيت فاطمة عليها السّلام؛
فبعث أبو بكر إليهم عمر بن الخطّاب، فجاءهم عمر فناداهم و هم في دار فاطمة؛ فأبوا أن يخرجوا، فدعا بالحطب و قال: و الّذي نفس عمر بيده، لتخرجنّ أو لاحرقنّها على من فيها، فقيل له: يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة، فقال: و إن. «3»
(29) الملل و النحل: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السّلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها و كان يصيح: أحرقوا دارها بمن فيها؛
______________________________
(1) سيأتي تفنيد هذا الحديث الموضوع على رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم في باب فدك.
(2) 1/ 12.
(3) 4/ 114، عنه اعلموا أني فاطمة: 8/ 715.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 579
و ما كان في الدار غير عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين عليهما السّلام. «1»
(30) الوافي بالوفيات: قال صلاح الدين الصفدي الشافعي المتوفّى 764 في ترجمة «النظّام» في ذكر أقواله:
و قال: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة، حتّى ألقت المحسن من بطنها. «2»
(31) لسان الميزان: إنّ عمر رفس فاطمة عليها السّلام، حتّى أسقطت بمحسن. «3»
(32) العقد الفريد: الّذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: عليّ عليه السّلام و العبّاس و الزبير و سعد ابن عبادة، فأمّا عليّ عليه السّلام و العبّاس و الزبير فقعدوا في بيت فاطمة عليها السّلام حتّى بعث إليهم أبو بكر عمر بن الخطّاب ليخرجوا من بيت فاطمة، و قال له:
إن أبوا فقاتلهم، فأقبل بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار؛
فلقيته فاطمة فقالت: يا بن الخطّاب، أ جئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم .... «4»
(33) معارف القتيبي: إنّ محسنا فسد من زخم قنفذ العدوي. «5»
(34) إثبات الوصيّة: ... فأقام أمير المؤمنين عليه السّلام و من معه من شيعته في منزله بما عهد إليه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم، فوجّهوا إلى منزله، فهجموا عليه، و أحرقوا بابه و استخرجوه منه كرها، و ضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسنا، و أخذوه بالبيعة فامتنع و قال:
لا أفعل، فقالوا: نقتلك، فقال: إن تقتلوني فإنّي عبد اللّه و أخو رسوله .... «6»
(35) بيت الأحزان: قال المحدّث القمّي :
و كان سبب وفاتها أنّ قنفذا مولى عمر نكزها بنعل السيف. «7»
(36) ملتقى البحرين: أخذت فاطمة عليها السّلام باب الدار و لزمتها عن ورائها، فمنعتهم عن الدخول، ضرب عمر برجله على الباب؛
فقلعت فوقعت على بطنها سلام اللّه عليها، فسقط جنينها المحسن. «8»
______________________________
(1) 1/ 57 للشهرستاني.
(2) 5/ 347، عنه اعلموا أنّي فاطمة: 8/ 715.
(3) 1/ 268.
(4) 5/ 12، عنه البحار: 28/ 339.
(5) عنه المناقب لابن شهر اشوب: 3/ 132.
(6) 143، عنه البحار: 28/ 308 ضمن ح 50.
(7) 160.
(8) 418.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 580
بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، 10جلد، مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.
"

57 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت حضرت فاطمه (س) يك هدف اصلي بود يا يك امر ناخواسته؟ پاسخ داد.
"
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد ؛ ج‏11-قسم-2-فاطمةس ؛ ص576

(27) الإمامة و السياسة: قال: و خرج عليّ عليه السّلام يحمل فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم على دابّة ليلا في مجالس الأنصار تسألهم النصرة، فكانوا يقولون: يا بنت رسول اللّه، قد مضت بيعتنا لهذا الرجل، و لو أنّ زوجك و ابن عمّك سبق إلينا قبل أبي بكر، ما عدلنا به.
فيقول عليّ عليه السّلام: أ فكنت أدع رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم في بيته لم أدفنه، و أخرج أنازع الناس سلطانه؟!
فقالت فاطمة: ما صنع أبو الحسن إلّا ما كان ينبغي له، و لقد صنعوا ما اللّه حسيبهم و طالبهم.
قال: و أنّ أبا بكر تفقّد قوما تخلّفوا عن بيعته عند عليّ عليه السّلام، فبعث إليهم عمر، فجاء فناداهم و هم في دار عليّ، فأبوا أن يخرجوا، فدعا بالحطب، و قال: و الّذي نفس عمر بيده، لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها.
فقيل له: يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة؟ فقال: و إن!!
فخرجوا فبايعوا إلّا عليّا، فإنّه زعم أنّه قال: حلفت أن لا أخرج و لا أضع ثوبي على عاتقي حتّى أجمع القرآن.
فوقفت فاطمة عليها السّلام على بابها، فقالت: لا عهد لي بقوم حضروا أسوأ محضر منكم، تركتم رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم جنازة بين أيدينا، و قطعتم أمركم بينكم، لم تستأمرونا، و لم‏
______________________________
(1) 3/ 157، عن الصوارم الحاسمة في تأريخ أحوالات الزهراء فاطمة عليها السّلام.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 577
تردّوا لنا حقّا، فأتى عمر أبا بكر، فقال له: أ لا تأخذ هذا المتخلّف عنك بالبيعة؟
فقال أبو بكر لقنفذ و هو مولى له: اذهب فادع لي عليّا.
قال: فذهب إلى عليّ فقال له: ما حاجتك؟ فقال: يدعوك خليفة رسول اللّه.
فقال عليّ: لسريع ما كذبتم على رسول اللّه، فرجع فأبلغ الرسالة.
قال: فبكى‏ «1» أبو بكر طويلا، فقال عمر الثانية: لا تمهل هذا المتخلّف عنك بالبيعة؛
فقال أبو بكر لقنفذ: عد إليه، فقل له: خليفة رسول اللّه يدعوك لتبايع، فجاءه قنفذ، فأدّى ما أمر به، فرفع عليّ صوته، فقال: سبحان اللّه! لقد ادّعى ما ليس له.
فرجع قنفذ، فأبلغ الرسالة، فبكى أبو بكر طويلا، ثمّ قام عمر، فمشى معه جماعة، حتّى أتوا باب فاطمة، فدقّوا الباب، فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها: يا أبة يا رسول اللّه، ما ذا لقينا بعدك من ابن الخطّاب و ابن أبي قحافة.
فلمّا سمع القوم صوتها و بكاءها انصرفوا باكين، و كادت قلوبهم تنصدع، و أكبادهم تنفطر، و بقي عمر و معه قوم، فأخرجوا عليّا، فمضوا به إلى أبي بكر؛
فقالوا له: بايع؛
فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ قالوا: إذا- و اللّه الّذي لا إله- إلّا هو نضرب عنقك.
فقال: إذا تقتلون عبد اللّه و أخا رسوله. قال عمر: أمّا عبد اللّه فنعم، و أمّا أخو رسوله فلا، و أبو بكر ساكت لا يتكلّم، فقال له عمر: أ لا تأمر فيه بأمرك؟
فقال: لا اكرهه على شي‏ء ما كانت فاطمة إلى جنبه، فلحق عليّ بقبر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يصيح و يبكي، و ينادي: يا ابن أمّ إنّ القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني.
فقال عمر لأبي بكر: انطلق بنا إلى فاطمة، فإنّا قد أغضبناها.
فانطلقا جميعا، فاستأذنا على فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتيا عليّا فكلّماه، فأدخلهما عليها، فلمّا قعدا عندها، حوّلت وجهها إلى الحائط؛
فسلّما عليها، فلم تردّ عليهما السلام؛
______________________________
(1) كبكاء التماسيح عند أكل فريستها.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 578
فتكلّم أبو بكر، فقال: يا حبيبة رسول اللّه، و اللّه إنّ قرابة رسول اللّه أحبّ إليّ من قرابتي، و إنّك لأحبّ إليّ من عائشة ابنتي، و لوددت يوم مات أبوك أنّي متّ، و لا أبقى بعده، أ فتراني أعرفك و أعرف فضلك و شرفك و أمنعك حقّك و ميراثك من رسول اللّه إلّا أنّي سمعت أباك رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يقول: «لا نورّث، ما تركنا فهو صدقة». «1»
فقالت: أ رأيتكما إن حدّثتكما حديثا عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم تعرفانه و تفعلان به؟
قالا: نعم. فقالت: نشدتكما اللّه أ لم تسمعا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم يقول: «رضا فاطمة من رضاي و سخط فاطمة من سخطي، فمن أحبّ فاطمة ابنتي فقد أحبّني، و من أرضى فاطمة فقد أرضاني، و من أسخط فاطمة فقد أسخطني»؟
قالا: نعم، سمعناه من رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم.
قالت: فإنّي اشهد اللّه و ملائكته أنّكما أسخطتماني و ما أرضيتماني، و لئن لقيت النبيّ لأشكونّكما إليه، فقال أبو بكر: أنا عائذ باللّه تعالى من سخطه و سخطك يا فاطمة، ثمّ انتحب أبو بكر يبكي، حتّى كادت نفسه أن تزهق، و هي تقول:
و اللّه، لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة اصلّيها، ثمّ خرج باكيا، فاجتمع إليه الناس، فقال لهم: يبيت كل رجل منكم معانقا حليلته مسرورا بأهله، و تركتموني و ما أنا فيه، لا حاجة لي في بيعتكم، أقيلوني بيعتي .... «2»
(28) أعلام النساء: و قال عمر رضا كحالة: و تفقّد أبو بكر قوما تخلّفوا عن بيعته عند عليّ بن أبي طالب كالعبّاس و الزبير و سعد بن عبادة، فقعدوا في بيت فاطمة عليها السّلام؛
فبعث أبو بكر إليهم عمر بن الخطّاب، فجاءهم عمر فناداهم و هم في دار فاطمة؛ فأبوا أن يخرجوا، فدعا بالحطب و قال: و الّذي نفس عمر بيده، لتخرجنّ أو لاحرقنّها على من فيها، فقيل له: يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة، فقال: و إن. «3»
(29) الملل و النحل: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السّلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها و كان يصيح: أحرقوا دارها بمن فيها؛
______________________________
(1) سيأتي تفنيد هذا الحديث الموضوع على رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم في باب فدك.
(2) 1/ 12.
(3) 4/ 114، عنه اعلموا أني فاطمة: 8/ 715.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 579
و ما كان في الدار غير عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين عليهما السّلام. «1»
(30) الوافي بالوفيات: قال صلاح الدين الصفدي الشافعي المتوفّى 764 في ترجمة «النظّام» في ذكر أقواله:
و قال: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة، حتّى ألقت المحسن من بطنها. «2»
(31) لسان الميزان: إنّ عمر رفس فاطمة عليها السّلام، حتّى أسقطت بمحسن. «3»
(32) العقد الفريد: الّذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: عليّ عليه السّلام و العبّاس و الزبير و سعد ابن عبادة، فأمّا عليّ عليه السّلام و العبّاس و الزبير فقعدوا في بيت فاطمة عليها السّلام حتّى بعث إليهم أبو بكر عمر بن الخطّاب ليخرجوا من بيت فاطمة، و قال له:
إن أبوا فقاتلهم، فأقبل بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار؛
فلقيته فاطمة فقالت: يا بن الخطّاب، أ جئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم .... «4»
(33) معارف القتيبي: إنّ محسنا فسد من زخم قنفذ العدوي. «5»
(34) إثبات الوصيّة: ... فأقام أمير المؤمنين عليه السّلام و من معه من شيعته في منزله بما عهد إليه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم، فوجّهوا إلى منزله، فهجموا عليه، و أحرقوا بابه و استخرجوه منه كرها، و ضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسنا، و أخذوه بالبيعة فامتنع و قال:
لا أفعل، فقالوا: نقتلك، فقال: إن تقتلوني فإنّي عبد اللّه و أخو رسوله .... «6»
(35) بيت الأحزان: قال المحدّث القمّي :
و كان سبب وفاتها أنّ قنفذا مولى عمر نكزها بنعل السيف. «7»
(36) ملتقى البحرين: أخذت فاطمة عليها السّلام باب الدار و لزمتها عن ورائها، فمنعتهم عن الدخول، ضرب عمر برجله على الباب؛
فقلعت فوقعت على بطنها سلام اللّه عليها، فسقط جنينها المحسن. «8»
______________________________
(1) 1/ 57 للشهرستاني.
(2) 5/ 347، عنه اعلموا أنّي فاطمة: 8/ 715.
(3) 1/ 268.
(4) 5/ 12، عنه البحار: 28/ 339.
(5) عنه المناقب لابن شهر اشوب: 3/ 132.
(6) 143، عنه البحار: 28/ 308 ضمن ح 50.
(7) 160.
(8) 418.
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 580
بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، 10جلد، مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.

"

يك ساعت پيش

hooshdaran3 به سرنگار آقای جنتی: مخالفت‌ها و دشمنی‌های بی‌علت با نظارت شورای نگهبان پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
درست است، فرهنگ سیاسی ما هنوز گرفتار اعوجاجات و رسوبات تاریخی است. اما وقتی حکومتی عنوان دینی و اسلامی را یدک بکشد سوء استفاده از دین و مقدسات خیلی راحتتر است.

به هر حال ما باید دست به تغییر و تحول در افکار و فرهنگ و رفتارهای خود بزنیم، همان کاری که غرب 500 سال پیش شروع کرد و از کلیسا و کشیشان افسون زدایی کرد و البته قبول دارم که تحولات فرهنگی زمانبر و هزینه دار است.....
حکومت بهرحال حکومت انسانهای عادی است، نه خلفای راشدین (رض).
بقول آقای یزدی به اندازه ۴۰۰ سال «پیشرفت» داشتیم از این حیث... چنان از وحانیت تقدس‌زدایی شد که امثال مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و شریعتمداری و خویی فکرش را هم نمی کردند. "

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2292
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
موجود است.

hosyn
خوب، پس تا کنون به این نتیجه رسیدیم که جان کسی که در خواب مرده و خداوند آن را نگه داشته، موجود است، و جان کسی که خداوند آن را رها کرده نیز موجود است:

جان کسی که خداوند جانش را نگه داشته = موجود

جان کسی که خداوند جانش را رها کرده = موجود

دو جان داریم که هر دو موجود است، سؤال این است که آیا این دو موجود، هر دو در عالم دنیا موجود هستند؟

سؤال: آیا جان کسی که خداوند آن را نگه داشته، در عالم دنیا موجود است؟
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا محمد وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی و
توصیه آیت الله وحید خراسانی در پایان جلسه استفتائات: جامعه شیعه، ایام #فاطمیه را گرامی داشته و اجر رسالت را در روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ادا کنند!

حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز ۲۶/دی‌ماه/۱۳۹۷ در پایان جلسه پرسش و پاسخ، با اشاره به ایام و پیش‌آمد شهادت حضرت صدیقه فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:

ایام فاطمیه قابل وصف و بیان نیست. او کسی است که خداوند در شأنش خطابی دارد که عقل در این بیان مبهوت است، آن‌جا که فرمود: "هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها". در این بیان معرّف خاتم النبیین(صلی الله علیه وآله) و قطب پنج تن آل عبا، یعنی کسانی که همه پیامبران و اولیای الهی به آن‌ها متوسل می‌شدند، او شده است!

متن سخنان آیت الله وحید خراسانی به مناسبت ایام فاطمیه ۱۴۴۰قمری بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
فاطمیّه، لا تدرک ولا توصف! اگر کسی فهم داشته باشد این مطلب کافی است و در آن عقل مبهوت است:"هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها".
کسی که وجودش معرّف خاتم النبیین (صلی الله علیه وآله) است، قطب خمسه ای است که تمام انبیا و اوصیا به آن خمسه متوسل‌اند. این بیان خدا عقل را مبهوت می کند: "هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها".
ان شاء الله ایام فاطمیه، این روز را جامعه #شیعه گرامی بدارند.
نتیجه این است: میزان، کتاب است و سنت. اما نص کتاب: "قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى". آن‌چه مورد اتفاق فریقین است: " أقرب الخلق إلیّ فاطمة". لذا روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) روز رحلت خاتم (صلی الله علیه وآله) است.
این قضیه وظیفه همه #روحانیت و #شیعه و #هیئات است که اجر رسالت را در روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ادا کنند.
#مسلمانان_چراشب_دفن_شد_صدیقه_کبری ؟!

@HusseinWahid
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
توصیه آیت الله وحید خراسانی در پایان جلسه استفتائات: جامعه شیعه، ایام #فاطمیه را گرامی داشته و اجر رسالت را در روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ادا کنند!

حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز ۲۶/دی‌ماه/۱۳۹۷ در پایان جلسه پرسش و پاسخ، با اشاره به ایام و پیش‌آمد شهادت حضرت صدیقه فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:

ایام فاطمیه قابل وصف و بیان نیست. او کسی است که خداوند در شأنش خطابی دارد که عقل در این بیان مبهوت است، آن‌جا که فرمود: "هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها". در این بیان معرّف خاتم النبیین(صلی الله علیه وآله) و قطب پنج تن آل عبا، یعنی کسانی که همه پیامبران و اولیای الهی به آن‌ها متوسل می‌شدند، او شده است!

متن سخنان آیت الله وحید خراسانی به مناسبت ایام فاطمیه ۱۴۴۰قمری بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
فاطمیّه، لا تدرک ولا توصف! اگر کسی فهم داشته باشد این مطلب کافی است و در آن عقل مبهوت است:"هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها".
کسی که وجودش معرّف خاتم النبیین (صلی الله علیه وآله) است، قطب خمسه ای است که تمام انبیا و اوصیا به آن خمسه متوسل‌اند. این بیان خدا عقل را مبهوت می کند: "هم فاطمة وأبوها وبعلها وبنوها".
ان شاء الله ایام فاطمیه، این روز را جامعه #شیعه گرامی بدارند.
نتیجه این است: میزان، کتاب است و سنت. اما نص کتاب: "قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى". آن‌چه مورد اتفاق فریقین است: " أقرب الخلق إلیّ فاطمة". لذا روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) روز رحلت خاتم (صلی الله علیه وآله) است.
این قضیه وظیفه همه #روحانیت و #شیعه و #هیئات است که اجر رسالت را در روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ادا کنند.
#مسلمانان_چراشب_دفن_شد_صدیقه_کبری ؟!

@HusseinWahid
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
"

خانه ای که شاخ شیطان از آنجا بیرون می آید‼️


.در صحیح بخاری چنین آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله ، خانهء عایشه را محل فتنه معرفی کرده و فرموده : شاخ شیطان از آن بیرون می آید‼️

دقت کنید:

2873 - حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِیلَ حَدَّثَنَا جُوَیْرِیَةُ عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ
قَامَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَطِیبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْکَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَیْثُ یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ

پیامبر درحالیکه مشغول خطبه بود به خانه ومحل سکونت عائشه اشاره نمود وفرمود : فتنه و آشوب از آنجا بر می خیزد - سه مرتبه این سخن را تکرار نمود - سپس فرمود: شاخ شیطان درآنجا است.

صحیح بخاری حدیث2873



قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم


"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
"
چرا خانه عايشه فتنه هست و شاخ شيطان از آنجا بیرون می زند؟

.همانطور که در پست قبلی به نقل از صحیح بخاری با سند صحیح دیدیم ، حضرت رسول صلی الله علیه و آله ، ضمن اشاره به خانه عایشه ، فرمودند :
شاخ شیطان از اینجا خارج می شود

اما علت پيش بيني اين فتنه نيست؟
دليل اينكه رسول خدا فرمودند شاخ شيطان از خانه عايشه بيرون می زند چيست؟
و به چه علت اين موضوع را واكاوی و روشن گری نمودند؟
و علت اصلی اين حقيقت تلخ چيست؟

علت اينكه خانه عايشه ، خانه فتنه بوده و شاخ شيطان از ان بيرون مي زند اين هست كه خانه او اتاق جنگ ، علیه امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است :

حدثني أحمد بن زهير قال حدثنا أبي قال حدثنا وهب بن جرير بن حازم قال سمعت أبي قال سمعت يونس بن يزيد الأيلي عن الزهري قال: ثم ظَهَرَا يَعْنِي طلحةُ والزُبِيرُ إلى مكةَ بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ رضي الله عنه بأربعةَ أشْهُرٍ وابنُ عامرٍ بَها يَجُرُّ الدُّنْيَا وقَدِمَ يعلى بنُ اُمَيّةَ مَعَهُ بِمَالٍ كَثِيْرٍ وزيادةٍ على أربعمائة بَعِيْرٍ فَاجْتَمَعُوا في بيتِ عائشةَ رضي الله عنها فأرادوا الرأي فقالوا: نَسِيْرُ إلى عليٍ فَنُقَاتِلُهُ.

طلحه و زبير، بعد از كشته شدن عثمان چهار ماه در مكه ماندند . ابن عامر در آن جا به دنبال مال دنيا بود ، يعلى بن أميه همراه با اموال زياد و چهار صد شتر به آن جا آمد . همه آن‌ها در خانه عائشه جمع شدند و نظر دادند و گفتند: ما مى‌خواهيم به سوى على برويم و با او بجنگيم.

تاریخ الطبری - ج 4 ص 452 ح 1187 حوادث سال 36

http://library.islamweb.net/hadith/d...334&startno=12

بررسی سند روایت:

أحمد بن زهیر: ثقة
http://library.islamweb.net/newlibra....php?ids=12211

أبو خيثمة زهير بن حرب: ثقة
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=3036

وهب بن جرير بن حازم: ثقة
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=8169
جرير بن حازم: ثقة
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=2119
يونس بن يزيد الأيلي: ثقة
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=8621
ابن شهاب الزهری: ثقة
http://library.islamweb.net/hadith/R...hp?RawyID=7272

پس تا اينجا ثابت شد بيت عايشه ، محلی بوده است كه فرماندهان جنگ علیه امیرالمومنین علیه السلام در آن به اجماع رسیدند و فتنه جمل را طراحی کردند.

اما نكته جالب و كليدی اينجاست كه خود امیرالمومنین عليه السلام هم تصريح نمودند آنكسی كه باعث فتنه و به راه انداختن جنگ جمل بوده خود "عايشه" بود ؛
یعنی نه تنها بیت او ، محل اجماع بر شروع جنگ بود ، بلکه شخص او مسبب راه انداختن فتنه ای بود ،
که امیرالمؤمنین علیه السلام از آن اینگونه یاد می کنند :

وحدثني خلف بن سالم ، وأبو خيثمة ، قالا : حدثنا وهب بن جرير بن حازم ، عن أبيه ، عن يونس بن يزيد الأيلي ، عن الزهري ، قال : " احتمل محمد بن أبي بكر عائشة ، فضرب عليها فسطاطا ، فوقف علي عليها ، فقال : استفززت الناس ، وقد فزوا حتى قتل بعضهم بعضا بتأليبك ، فقالت : يا ابن أبي طالب ، ملكت فأسجح . فسرحها إلى المدينة في جماعة من رجال ونساء ، وجهزها باثني عشر ألفا

پس امیرالمو منین علی علیه السلام در مقابل عایشه ایستاد و گفت : مردم را برانگیختی ، در حالی که آرام شده بودند و آنها را تهییج کردی تا یکدیگر را بکشند...

انساب الأشراف للبلاذری - وقعة الجمل - مقتل طلحة بن عبید الله - ح 945 با سند صحیح
http://library.islamweb.net/hadith/d...124837&hid=945

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم



"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
"
عدالت_صحابه (۹۱)

ابن حجر عسقلانی (از بزرگان اهل سنت) : اهل جمل و صفين و نهروان همه متجاوز و ستمگر بودند.

ناکثین ، قاسطین و مارقین چه کسانی هستند؟؟

ابن حجر تصريح می‌ كند كه اميرمؤمنان علیه‌السلام به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله با ناكثين، قاسطين و مارقين جنگيده است :

جنگ جمل در سال سی و شش و جنگ صفين در ربيع الأول سال سی و هفت بود كه سه ماه به طول انجاميد ، جنگ نهروان نيز در سال سي و هشت هجري اتفاق افتاد. اهل جمل و صفين و نهروان همه متجاوز و ستمگر بودند ؛ زيرا جنگ با اين سه گروه به فرمان پيامبر بوده است كه به علي فرمود: با ناكثين و قاسطين و مارقين مي ‌جنگي، اين روايت را نَسائي در كتاب خصائص و بزّار و طبراني نقل كرده‌اند. اهل جمل همان ناكثان هستند كه بيعت خودشان را با علي شكستند و قاسطين اهل شام هستند؛ چون عليه حق قيام نموده و از بيعت سرپيچي كردند و مارقين اهل نهروان هستند كه در خبر صحيح نيز آمده است كه آنان از دين همانند خارج شدن تير از كمان بيرون مي‌روند و در باره اهل شام حديث رسول خدا در باره عمار ثابت است كه فرمود : گروهي متجاوز و ستمگر او را مي‌كشند.

تلخيص الحبير في أحاديث الرافعي الكبير، ج 4 ، ص 84 ، الناشر: مؤسسة قرطبة – مصر .
http://s9.picofile.com/file/8276213850/thtark4_1.jpg



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم




"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
"
فرازی_از_تاریخ

..در ۱۰ جمادی الاول چه اتفاقی افتاد؟

سالروز جنگ جمل



در دهم جمادی الاول , سال ۳۶ هجری قمری جنگ جمل اتفاق افتاد ؛ (۱)

این جنگ با هم پیمانی طلحه و زبیر و سرکردگی عایشه ، بر علیه امیرالمومنین علیه السلام به وقوع پیوست

پیش از شروع جنگ , موعظه های عمار و فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام ,
کارساز نشد و سرانجام در دهم جمادی الاول جنگی را که عایشه شروع کرده بود در گرفت ؛

جنگی که در نهایت آن , پیروزی نصیب امیرالمومنین علیه السلام گردید ولی قریب به ۱۸۰۰۰ نفر از مسلمانان را به کشتن داد ،
۱۳۰۰۰ نفر از لشکر عایشه و نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از سپاه امیرالمومنین علیه السلام…(۲)



(۱):منتخب التواریخ ص۵۷
(۲):بحارالانوار ۱۷۴-۲۱۱/۳۲ [ برخی منابع تعداد کشته های لشکر امیرالمومنین علیه السلام را ۱۰۷۰نفر یا ۱۷۰۰نفر نیز ذکر کرده اند. ]

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
"
کمی_تأمل

در صحیح بخاری آمده است که :
در قضیه جنگ جمل ، جناب عمار یاسر در کوفه سخنرانی می‌کند.

می‌گوید:‌
ای مردم کوفه! خدا شما را امتحان کرده است و سر دو راهی قرار داده است تا ببیند که آیا از خدا اطاعت می‌کنید یا از عایشه

فسَمِعْتُ عَمَّارًا یَقُولُ إِنَّ عَائِشَةَ قَدْ سَارَتْ إِلَى الْبَصْرَةِ وَ وَاللَّهِ إِنَّهَا لَزَوْجَةُ نَبِیِّکُمْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَکِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَى ابْتَلَاکُمْ لِیَعْلَمَ إِیَّاهُ تُطِیعُونَ أَمْ هِیَ

به جایگاه عمار نزد عایشه توجه کنید:

وعن عائشة أنها قالت : ما أحد من أصحاب رسول الله صلى الله علیه و سلم إلا لو شئت لقلت فیه ما خلا عمارا فإنی سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول : " ملئ إیمانا إلى مشاشه "

رواه البزار و رجاله رجال الصحیح

عائشه می‌گوید:نسبت به تک تک اصحاب پیغمبر اگر بخواهم در مذمت‌شان می‌توانم حرف بزنم غیر از عمار که هیچ عیبی ندارد، نسبت به عمار من هیچ مطلبی ندارم بگویم، شنیدم از پیغمبر که فرمود:
عمار سراسر وجودش از ایمان مملو است.

بعد هیثمی می‌گوید: رواه البزار و رجاله رجال الصحیح.

الکتاب : مجمع الزوائد ومنبع الفوائد المؤلف : نور الدین علی بن أبی بکر الهیثمی ج 9، ص 484 الناشر : دار الفکر، بیروت - 1412 هـ

نتیجه:

1⃣‌عمار یاسر، از جایگاه والایی در نزد عایشه و اهل سنت برخوردار است به طوری که عایشه می گفت:
نسبت به مذمت تک تک اصحاب می توانم حرف بزنم غیر از عمار که هیچ عیبی ندارد، چون پیامبر فرمود:عمار سراسر وجودش از ایمان مملو است.

2⃣ همین عمار یاسر در قضیه جنگ جمل، خدا را در یک طرف قرار داد و عایشه را در طرف دیگر.
یعنی در واقع علی علیه السلام و سپاهش را لشکر خدا، و عایشه و پیروان و لشکر او را لشکر شیطان معرفی کرد:
که اگر از عایشه اطاعت کنید ، تابع شیطان هستید و در برابر علی که امام حق است ایستاده ایید؛
اما اگر با علی علیه السلام باشید، مطیع خدا هستید.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم


"

22 ساعت پيش

ناقد به سرنگار آقای جنتی: مخالفت‌ها و دشمنی‌های بی‌علت با نظارت شورای نگهبان پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
ملت ما از دیرباز مقدس‌پرور بوده است.
از فره ایزدی داشتن پادشاهان پیش از اسلام و دست‌ در دست بودن با اهورامزدا تا «سایه خدا در روی زمین» بودن پادشاهان اخیر (دستکم ۷ تا قاجار و ۲ تا پهلوی) تا نظام فعلی.
فقط مال ۴۰ سال اخیر نیست.
درست است، فرهنگ سیاسی ما هنوز گرفتار اعوجاجات و رسوبات تاریخی است. اما وقتی حکومتی عنوان دینی و اسلامی را یدک بکشد سوء استفاده از دین و مقدسات خیلی راحتتر است.

به هر حال ما باید دست به تغییر و تحول در افکار و فرهنگ و رفتارهای خود بزنیم، همان کاری که غرب 500 سال پیش شروع کرد و از کلیسا و کشیشان افسون زدایی کرد و البته قبول دارم که تحولات فرهنگی زمانبر و هزینه دار است..... "

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:30AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.