بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت پاسخ داد.
"



در ۱۰ ماه رمضان المبارک ، ۱۰سال پس از بعثت چه اتفاقی افتاد؟



وفات حامیة الرسول ، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

در چنین روزی ، حضرت ام المؤمنین ، خدیجهء کبری سلام الله علیها ، از دنیا رحلت فرمودند..(۱)

آن حضرت نخستین همسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودند و تا ایشان زنده بود ، نبی گرامی اسلام همسری اختیار ننمود ؛



سبقت او در اسلام و خدمات او به پیامبر ، زیاده از آن است که ذکر شود ؛

در فضیلت آن حضرت همین بس که والدهء مكرمهء حضرت صديقهء طاهره است و همهء ذرارى پیامبر به ایشان ختم می شود‌.(۲)

آن حضرت اولین زنی است که پیامبر را تصدیق نمود و اول زنی است که در مکه با رسول خدا نماز جماعت خواند و اول زنی است که ایمان خود را در مکه ،



در میان مشرکان اظهار نمود و اول زنی است که در مقابل دشمن از رسول خدا دفاع نمود و تمام اموال خود را به پیامبر بخشید و اول زنی است که ایمانش با قبول ولایت امیرالمومنین به درجهء كمال رسيد .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :

دین من برپا نشد مگر به دو چیز :



اموال خدیجه و شمشیر علی بن ابیطالب صلوات الله وسلام الله علیهما (۳)

هیچ مالی به اندازهء اموال خدیجه به من منفعت نرسانده است (۴)


آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبر نمودند ؛
و با آن همه فداکاری و انفاق مال ، به پیامبر عرض کردند :

یا رسول الله مرا ببخشید که در حق شما کوتاهی کردم ؛

پیامبر فرمودند :
حاشا و کلا ! من از شما جز خوبی ندیدم ؛ بلکه منتهای سعی و کوشش خود را در حق من نمودی ، شما در خانهء من زحمات زیادی را متحمل شدی ؛
و اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی...(۵)

رد ادعای شبهه ازدواج حضرت خدیجه کبری پیش از ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله در لینک زیر در دسترس شماست:
https://t.me/borrhan/21325)

1⃣ بحارالانوار ۳۳۳/۴۴
2⃣‌ فیض العلام ص۲۷
3⃣ تنقیح المقال ۷۷/۳
4⃣ بحارالانوار ۶۳/۱۹

5⃣ شجره طوبی ۲۳۴/۲
لعن الله حاسدیک یا خدیجه

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت پاسخ داد.
"


جبرئیل ، حامل سلام و بشارت خاص ربوبی محضر ام المؤمنین ، حامیة الرسول ، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها...از منابع عامه(اهل تسنن)



جبرئیل خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد :

يارَسولَ الله ! هذه خَديجَةٌ...فإذا اتَت فأقرأ عَلَيها السَّلامُ مِن رَبِّها وَ مِنّي وَ بَشِّرها بِبَيتٍ في الجَنَّةِ لا صخبٌ وَ لا نَصبٌ.

ای رسول خدا ! این خدیجه می باشد ...هر گاه نزد تو آمد ، از جانب پروردگارت و من ، سلام به او برسان و وی را به خانه ای در بهشت بشارت ده که در آن سروصدا و زحمتی نیست.


صحیح بخاری ۱۲۲/۶ رقم ۳۰۸ و ۴۷۳/۱۳ رقم ۷۴۹۷
صحیح مسلم ۱۸۸۷/۴ رقم ۲۴۳۲
المستدرک علی الصحیحین ۱۸۵/۳

مسند احمد بن حنبل ۷۱/۱۲
الاصابه ۱۰۱/۸
شرح السنة ۱۵۵/۱۴
الآحاد و المثانی ۳۸۲/۵
اسدالغابه ۸۴/۶

کنزالعمال ۶۹۲/۱۳
مسند ابی یعلی ۴۷۷/۱۰
صحیح ابن حبان ۴۶۹/۱۵
المعجم الکبیر ۹/۲۳
المصنف ۵۲۹/۷
ینابیع الموده ۴۷/۲
السنن الکبری ۹۴/۵
السیرة النبوية ۲۴۱/۱

مجمع الزوائد ۲۲۴لعن الله حاسدیک یا خدیجه

"

4 ساعت پيش

صبح به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Magid_ag نوشته شده است
دادگاه عالی آمریکا با چه مبنایی حکم منتخبین مردم رو لغو میکنه؟؟
با قانونی بالادستی که مصوب مردمه!!

من در نوشته قبلی هم گفتم : "رای مردم از هیچ فیلتری رد نمیشه! مگر فیلتری که با رای مردم انتخاب شده باشه!!"
البته اون فیلتره توسط خود مردم میتونه تغییر کنه. ساز و کار داره.
الان هم همون اتفاق افتاده.


ما هم همینو میگیم. ولی در امریکا و سوییس و هر کشور دیگه ای مردم میتونن با همون چند هزار امضایی که بارها گفتم درخواست تغییر قانون حتی از نوع اساسیش رو داشته باشن. با رفراندوم.

یعنی اگر مردم بخوان میتونن رفراندم برگزار کنن و نظرشون در مورد هر قانونی بدن. من هم چیزی جز این نمیخوام!
مگر ما چیزی جز امکان رفراندوم خواستیم؟؟


اگر مردم آریزونا بخوان میتونن حتی از امریکا جدا شن. ساز و کار برای احقاق حقشون دیده شده. اگر این رای قاضی رو مخالف رای خودشون ببینن خیلی راهکارهای قانونی برای گرفتن حقشون دارن.
ما هم داریم؟؟

خوب، رهبر در ایران بعنوان (حاکم شرع و قاضی) هم بر اساس قانون اساسی حکم می‌کنه.


شما برای خودتون یک دو گانه ساختید و مصیبت ها رو سرش کوفتید، در حالی که این دوگانه وجود خارجی نداشت و فقط یک بازی قدرت برای مدعی های قدرت بوده و هست.



این ادعای خشک و خالی و تبلیغاتی شماست که سعی کردین رهبر رو طوری معرفی کنید که انگار چیزی مافوق قانون هست چون الزاما این رهبر نظرات این جریان تبلیغاتی رو تامین نمی کرد.



من هم می تونم تو سوئیس راه بیافتم بگم این دادگاه عالی داره عشقی و ظالمانه تصمیم می گیره! کی میتونه بهم بگه نه؟! ادعاست دیگه... ادعای خشک و خالی! که میتونم دادگاه عالی و قاضی عالی هر کشوری و هر دموکراسی ای رو متهم به این کنم که خلاف قانون تصمیم می گیره. اینها دیگه جنگ های سیاسی هست که باید دید چقدر صحت داره یا فقط ادعای خالی هست! و ما رو دچار جوگیری کرده یا نه!



فرقی هم تو سوئیس و آمریکا نمی کنه، دادگاه و قضاوت بنیان ارائۀ دموکراسی و پشتوانۀ عقلی سیستم هست. حالا ما اخبار رو از آمریکا آوردیم چون بیشتر زیر ذره بین هست و الا در فرانسه و سوئیس هم همین قاعده حاکمه.



نقل قول:
توضیح دادم بالا.اگر ایشون قاضی هست که میتونه جلو مصوبات شوراهای کوچکتری که مخالف قوانین مصوب پارلمان اصلی یا قانون اساسی کشور هست روبگیره خوب کار درستی میکنه ولی حق نداره در مصوبات پارلمان اصلی کشور دخالت و دخل و تصرف کنه و گرنه فرقی با پهلوی نداره!!
مشکل من اینه که معتقدم قانون اساسی کشور ایراد داره. چه راهکاری هست که من و امثال من که با قانون اساسی مشکل داریم بتونیم بفهمیم اکثریت هستیم یا نه؟؟ چطور میشه بخشهای ایراد دار قانون اساسی رو به رفراندم گذاشت؟؟

الان اگر اکثریت مردم با قانون اساسی مشکل داشته باشن چیکار باید بکنن؟؟!!
این هم دشمن خیالی ای هست که شما بی دلیل پذیرفتید تا جریانی که تابعش هستید بازار عوامفریبیش داغ باشه. البته در یک نمونۀ بالا روشن شد که دادگاه میتونه مستقیم رای نمایندگان مردم را لغو کنه، یک نمونۀ ابطال رای مجلس ایالتی رو آوردیم، یک نمونه هم که قانون مهاجرتی ترامپ به محضر عام و خاص رسید که دادگاه رسما متوقفش کرد تا ترامپ طبق میل دادگاه تعدیلش کنه. این مصوّبۀ ترامپه، کسی که ده روز پیش از اون با اکثریت مردم، به ریاست جمهوری رسید. هیچ شخص منفردی مثل او رای حداکثری در مردم نداره ولی باز دادگاه جلوش می‌ایسته!


دادگاه عالی حتی قادره که رای کنگره و سنا رو هم لغو کنه اگر ببینه که با قانون اساسی مغایره. اما خوب این خیلی کم پیش میاد! در ایران هم پیش نمیاد یا خیلی کم پیش میاد. در این کشورها طی سالیان طولانی تفاسیر جزء به جزء و ریزی ریزی مستند شده که اصولا قانونی خلاف نظر دادگاه عالی تصویب نمیشه و اگر بشه باز مرجع تصمیم گیری خود این دادگاه هست. در ایران البته این تفاسیر به این گستردگی نیست اما (شورای نگهبان) در حکم دادگاه عالی تخصصی قانون اساسی عمل می کنه. همون چیزی که جرم بزرگ شما برای رهبر این کشور هست! چیزی که در همۀ کشورها وجود داره و شما اسم اون رو بر اساس آموزه‌های سَبُک دوم خردادی استبداد گذاشتید، در حالی که این که شما میخواید به طور کلی آنارشی و هرج و مرج طلبی هست و در هیچ دموکراسی ای در دنیا نمونه نداره. آزادی و مردمسالاری ای که اپوزیسیون ایران تعریف و تبدیل به مطالبه و اصل مشکل کرده، یک سیاست براندازی و ناراضی سازی هست همینطور که شما فکر می کنی الآن تو ایران چه فاجعه ای در حال رخ دادنه، در حالی که این خیلی هم فرقی با سیستم های دموکراسی دیگه نمی کنه. شهید بهشتی هنگام وضع همین معیارهای مردم سالاری رو با ترکیب فقه شیعی تدوین کرده و به نظرم میشه گفت که اینجا کمی پیچیده تر هست اما فرمول ها همان فرمول ها هستن. اگر حوصله داشتیم و به جای فوتبال نگاه کردن، می نشستیم جلسات تصویب قانون اساسی به ریاست شهید بهشتی رو می دیدیم یا می خوندیم اونوقت میشد روی فهم و دانشمون در این خصوص بیشتر حساب کرد.



طبق این مقاله از سال 1803 میلادی 165 قانون تصویب شدۀ کنگره رو دادگاه عالی لغو کرده.

https://constitutioncenter.org/blog/...titutional-law
https://law.justia.com/constitution/...itutional.html



البته شما که بازم میای روضۀ از هر دری سخنی می خونی ، ولی برای چندمین بار باید بگم اگر با ساختار قانونی کشور مشکل دارید خوب در فرآیندهاش شرکت نکنید ، عدم شرکت هم یک نوع رفراندم هست. البته سالها این ایدۀ شما تمام زورش رو زد و نتونست مردم رو راضی کنه که این سیستم قانع کننده نیست. و مشکل اصلی هم اینه که شما جایگزین دارای شخصیت و وجاهت ندارید. جایگزینی که فقط جوزدگی نباشه، رو کنید، شاید ما هم علاقمند شدیم! طبعا اگر بازی بد و بدتر راه ننداخته بودند، شما تکلیفتون الآن شفاف تر بود! برای من، مجموعۀ موجودیت این سیستم خیلی محترم‌تر از اونه که بخاطر عیوبش ترکش کنم پس صرفا تلاش می‌کنم که تا حد توان اصلاحش کنم! برای بسیاری از مردم هم همینه! "

11 ساعت پيش

ناقد به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
" موضوع دیگری که در ساختار حکومتی ایران و قانون اساسی مورد اختلاف است نحوه برداشت از ولایت فقیه و اختیارات اوست.
دسته اول (مخالفان دموکراسی) می گویند ولی فقیه فراتر از قانون اساسی است. یعنی مبسوط الید بوده و با حکم حکومتی می تواند همه چیز را تغییر دهد. (ظاهرا این ها گرفتار همان فرهنگ استبداد هستند اما در قالب و لباسی جدید!)

اما دسته دوم (قائلان به مردمسالاری) بر این باورند که اختیارات ولی فقیه فراقانونی نیست، یعنی قانون اساسی به عنوان سند بالادستی فراتر از رهبر است. (این دسته قائل به اصلاحات و نهادینه کردن دموکراسی در کشور هستند)

البته برخی هم قائل به تناقضات ذاتی قانون اساسی هستند که اینجا مجال پرداختن به آن نیست.
به هر حال وقتی قرائت از قانون اساسی و ولایت فقیه مورد اختلاف جدی باشد و یا احیانا قانون اساسی دچار نقیصه و یا تناقضات باشد، به طور طبیعی اوضاع کشور بهم می ریزد.... "

13 ساعت پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ارتداد و فتاوای جدید ساخت
" متكلمان و فقيهان مسلمان و به ويژه شیعه درباره ارتداد، بحث های مفصلی کرده اند. ارتداد عبارت از كافر شدن است پس از آن كه آدمى اسلام آورد. حکم فقهی ارتداد اعدام است.
با این حال برخی فقهای متاخر به ویژه در نجف استنباطات و نظرات تازه ای ارائه کرده اند که با آراء اسلافشان همخوانی ندارد.
آیت‌الله‌العظمی سید محمدسعید حکیم یکی از چهار مرجع تقلید برجسته نجف در پاسخ به استفتایی درباره مجازات مرتد گفته که مجازات دنیوی ارتداد وظیفه‌ ما نیست. متن پاسخ ایشان این است:
«هیچ شکی نیست که آنها [افراد مرتد] در آخرت سزاوار مجازاتی عظیم هستند. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند. مجازات در این دنیا وظیفه‌ ما نیست».
آیت‌الله محمد سعید حکیم نوه دختری مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم است. مرحوم حکیم از نخستین مراجعی بود که حکم به طهارت ذاتی اهل کتاب داد و پس از وی این فتوا بین فقها رواج پیدا کرد.
چندی پیش نیز خبر تغییر نظر آیت‌الله‌العظمی سیستانی درباره نجاست کفار غیر کتابی (مانند آتئیست‌ها و مارکسیست‌ها) منتشر شد که ایشان از فتوای خود برگشته و اکنون در این‌باره احتیاط می‌کند.
اگر چه غالب فقها همچنان بر رأی دیرینه اغلب فقهای اسلامی در مساله‌ ارتداد پابرجا هستند، اما برخی نیز با نگاه دیگری به این مسأله ‌نگریسته‌اند. ابوالصلاح حلبی؛ فقیه و متکلم برجسته شیعه در قرن پنجم هجری در کتاب خود (الکافی، ص 311) تصریح کرده که اگر کسی با استدلال، کافر شود احکام مرتد بر وی جاری نمی‌شود:
«فأما ما يعلم كونه كافرا له باستدلال، من جبر أو تشبيه أو إنكار إمامة إلى غير ذلك، فليس بِرِدَّة و إن كان كفرا».
آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی نیز در مقاله‌ای که مرداد 63 در مجله مکتب اسلام منتشر کرده، گفته است: «گاه کسی ناآگاهانه و بر اثر وساوس مبلغان گمراه و یا اشتباهاتی که در مطالعات برای او روی داده ... به سوی کفر می‌رود، بی آنکه هیچ سوءنیتی داشته باشد ... ما احتمال می‌دهیم که روایات قتل مرتد مخصوص افرادی باشد که آگاهانه راه خلاف را می‌پیمایند ... از آنجا که الحدود تدرء بالشبهات، اجرای حدود در مواردی که قطعی نیست ملغی می‌شود، همین احتمال جمع میان روایات کافی است که اجرای حد اعدام را در مورد مرتدین خالی از سوء نیت به تأخیر بیاندازیم و آنها را زیر پوشش تبلیغات صحیح اسلامی قرار داده، راه بازگشت منطقی و استدلالی را به روی آنها بگشاییم و اجازه دهیم آنها خود را اصلاح کنند».
مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز در اواخر عمرش به نظر مشابهی رسیده و معتقد شده بود مرتد کسی است که به حقانیت دین اسلام رسیده باشد و از روی عناد و لجاج با اسلام، دین خود را تغییر دهد، اما اگر کسی بر اساس مطالعه و بررسی به این نتیجه برسد که دین اسلام حق نیست و دین دیگری بر حق است، اگر چه که مقدمات و دلایل این نتیجه‌گیری از نظر ما غلط هم باشد، لکن چنین فردی مشمول احکام مرتد نیست.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی موسوی اردبیلی هم در درس خارج فقه رمضان سال 1420 گفته بود که چون هیچ دلیل معتبری برای تبلیغ اسلام با زور شمشیر و قتل وجود ندارد، بنابر این باید در مسأله ارتداد نیز تأسیس اصل کنیم و بگوییم که اصل بر تبلیغ اسلام با حکمت و استدلال و کار فرهنگی است و تکلیف روایات مشکوک یا موارد فاقد نص را با این اصل روشن کنیم (مجله حکومت اسلامی، شماره 15).
برخی نیز اعتقاد دارند حکم مرتد در اسلام، یک مسأله فکری به شمار نمی‌آید، بلکه حکمی است که شرایط جامعه‌ صدر اسلام اقتضای چنین حکمی را داشته و آنچه از دید شرع محکوم شده همین حالت یعنی هرج و مرج جامعه است، نه طرح اندیشه‌های مخالف درباره موضوعات دینی. طبق این مبنا حکم اسلام چیزی بیش از این نبوده و جز به مقبولات عمومی حکمی صادر نشده است.
آیت‌الله سید سعید حکیم اما با حکم اخیر خود نشان داده است که حتی اگر ارتداد فردی با معنای سنتی و مشهور آن به اثبات برسد باز هم مجازات دنیوی آن به عهده‌ ما نیست و نمی‌باید به وی تعرضی شود. نظر اخیر وی و آقای سیستانی نشان می‌دهد که نجف در مواجهه با جهان معاصر در استمرار سنت مرحوم سید محسن حکیم، مواجهه و تأمل جدی‌تری را در پیش گرفته است... "

14 ساعت پيش

Majid_ag به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
سوال اول این که گفتی در سیستم غربی کسی وجود نداره که بتونه جلوی اجرای یک قانون رو بگیره. در مثال زیر، البته به دلیل سیستم ایالتی آمریکا کاملا شبیه ایران نیست اما ایالت آریزونا مجلس منتخب خودش رو داره و قانون مصوبش قانون مردمشه. اما می بینی که دادگاه عالی آمریکا با تشخیص درست و غلط و خیر و صلاح دخالت می کنه و رای مجلس منتخب مردم رو ابطال می کنه. معنای دموکراتیک این رو لطفا شرح بده!


دادگاه عالی آمریکا با چه مبنایی حکم منتخبین مردم رو لغو میکنه؟؟
با قانونی بالادستی که مصوب مردمه!!

من در نوشته قبلی هم گفتم : "رای مردم از هیچ فیلتری رد نمیشه! مگر فیلتری که با رای مردم انتخاب شده باشه!!"
البته اون فیلتره توسط خود مردم میتونه تغییر کنه. ساز و کار داره.

الان هم همون اتفاق افتاده.


ما هم همینو میگیم. ولی در امریکا و سوییس و هر کشور دیگه ای مردم میتونن با همون چند هزار امضایی که بارها گفتم درخواست تغییر قانون حتی از نوع اساسیش رو داشته باشن. با رفراندوم.

یعنی اگر مردم بخوان میتونن رفراندم برگزار کنن و نظرشون در مورد هر قانونی بدن. من هم چیزی جز این نمیخوام!
مگر ما چیزی جز امکان رفراندوم خواستیم؟؟


اگر مردم آریزونا بخوان میتونن حتی از امریکا جدا شن. ساز و کار برای احقاق حقشون دیده شده. اگر این رای قاضی رو مخالف رای خودشون ببینن خیلی راهکارهای قانونی برای گرفتن حقشون دارن.
ما هم داریم؟؟


و دوم اگر این ثابت شد که دخالت دادگاه عالی در رای مردم، تعارضی با دموکراسی نداره، (فقیه-حاکم شرع) ما که در جایگاه رهبری گنجانده شده، چطور بعنوان (قاضی عالی) نتونه جلوی یک حکم رو بر اساس تقسیر خودش از قانون اساسی بگیره؟ در علوم انسانی اسلامی و شیعی ما ولایت فقیه حاکم شرع و عالی ترین قاضی هست. چرا نباید باشه؟ چی شده مگه؟


توضیح دادم بالا.اگر ایشون قاضی هست که میتونه جلو مصوبات شوراهای کوچکتری که مخالف قوانین مصوب پارلمان اصلی یا قانون اساسی کشور هست روبگیره خوب کار درستی میکنه ولی حق نداره در مصوبات پارلمان اصلی کشور دخالت و دخل و تصرف کنه و گرنه فرقی با پهلوی نداره!!
مشکل من اینه که معتقدم قانون اساسی کشور ایراد داره. چه راهکاری هست که من و امثال من که با قانون اساسی مشکل داریم بتونیم بفهمیم اکثریت هستیم یا نه؟؟ چطور میشه بخشهای ایراد دار قانون اساسی رو به رفراندم گذاشت؟؟

الان اگر اکثریت مردم با قانون اساسی مشکل داشته باشن چیکار باید بکنن؟؟!!



حالا قاضی آمریکائی رو رئیس جمهور از سبدی که «دانشگاه» در اختیارش گذاشته انتخاب می‌کنه
اینجا قضاوت ایرانی رو مردم از سبدی که مدرسۀ علمی قضاوت ما (حوزه علمیه) در اختیارشون گذاشته، با رای مستقیم انتخاب می‌کنن! البته این نقش، با رهبری سیاسی نظام هم ترکیب شده اما جایگاه قضاوت بخشی از این نقش هست که ریشه در فقه اسلامی داره.


اینکه قاضی از کجا انتخاب میشه موضوع صحبت ما نیست چرا هی میپیچونی؟؟
موضوع صحبت نحوه انتخاب و اختیارات قاضی هست!!
قاضی عالی یک کشور نمیتونه یه عده رو تعیین کنه که اون عده خودشو تایید کنن!!!
قاضی در هر کشوری توسط منتخب مردمشون انتخاب میشه.

قاضی نمیتونه قانون مصوب پارلمان کشور رو نقض کنه یا تغییرش بده.
قوانین ایالتی در امریکا نمیتونن مخالف قوانین پارلمان یا قانون اساسی باشن.
در جاهایی که پارلمان یا قانون اساسی اجازه به ایالت ها میده اونها میتونن قوانین خاص خودشون رو داشته باشن!



شما معتقدید که مردم این قاضی خاص رو انتخاب میکنن که خوب دروغ بزرگی هست!!


اما اگر فرض کنیم چنین هم باشه قاضی وظیفش اینه که مواظب باشه چیزی خلاف قانون نباشه نه اینکه قانون رو تغییر بده یا امیال شخصیشو در قانون دخیل کنه یا اینکه جلو انسانهایی رو صرفا چون باهاشون حال نمیکنه بگیره که وارد انتخابات نشن!
قاطی شدن نقش قاضی مورد نظر شما با رهبری سیاسی همه مشکل ماست!!
ایشون اگر از طرف رییس جمهور یا پارلمان منتخب مردم به عنوان قاضی انتخاب شدند میتونن مواظب باشن کسی خلاف قوانین مصوب منتخبین مردم عمل نکنه!



اونجا در آمریکا، قاضی نمی‌تونه فقاهت اسلامی رو اجرا کنه.کسی که بخواد چنین باشه، بیرون انداخته میشه. و اینها وابسته به قانون اساسی هست.
اینجا در ایران، فقیه اجازه نداره حقوق سکولار و الحادی رو اجرا کنه. کسی که بخواد چنین باشه، بیرون انداخته میشه. و اینها وابسته به قانون اساسی هست.

اگر قانون اساسی بر اساس دشمنی با مردم یک کشور نوشته شده باشه، مردم اون کشور چجوری باید تغییرش بدن؟؟؟ میشه اینو توضیح بدید.
چرا هیچ راهکاری برای تغییر قانون اساسی در ایران وجود نداره؟؟؟
حتما خواهید گفت راهکارش میشه مجلس. اوکی! قبول! چرا نامزدهای مردم رو قبل از رای مردم دستچین میکنید؟؟ چرا فقط افراد مورد تاییدتون میتونن وارد مجلس بشن.
حتی اگر وارد بشن یه مدت پاچه رو نخوارن، دور بعد دیگه نمیتونن از فیلتر رد شن!!
اینا همه مشکل من و امثال منه!!
انگ مزدور و نادان و فریب خورده و امثالهم تنها جواب شما بوده تو این 40 سال.


سوم این که، کدوم دخالت رهبر کنونی ایران ، شما رو اینقدر نگران کرده که تمام دیوارها رو سر او خراب می کنی و مدعی میشی که وجود چنین امکان دخالتی باعث عقب ماندگی ماست، این ادعا غیر از هیاهو و بهانه جوئی حزبی توش چی هست. جز این که در تئوری و شعار غوطه ور باشیم و فقط بخوایم از رفتارهای خودمون و دیگران که منشأ واقعی تر مشکل هستن، سلب مسئولیت کنیم؟ و یا فقط فریادی زده باشیم؟نمونۀ عملی این مشکل چی هست؟

مهمترینش شورای نگهبان و دخالت پیش از انتخابات در انتخاب مردمه!!
چرا باید همه کاندیداها مورد تایید باشن؟؟ آیا ایشون نمیتونه از کاندیداها فقط اونهایی رو که خوب میخوارن تایید کنه؟؟ آیا همه این عقب ماندگیها در زمان سیاست مداران مورد تایید ایشون رخ نداده؟؟
اون دیگرانی که معلوم نیست کی هستن و چی هستن از کجا میان؟؟
همه اونهایی نیستن که از فیلتر رد میشن؟؟!!!
اینکه فیلتر شما آدمهای اشتباهی رو از خودش رد میکنه همون ایراد اساسی هست و خوب انتخاب اون فیلتر به عهده کی هست؟؟



مثال:
روز دوشنبه دیوان عالی ایالات متحدۀ آمریکا بخش بزرگی از قانون مهاجرت ایالت آریزونا را مغایر با قانون اساسی این کشور تشخیص داد.
بخش پذیرفته شدۀ این قانون از سوی قضات، به نیروهای پلیس اجازه می دهد در صورت وجود «سوء ظن مستدل» خارجیانی را که به آنها مظنون می شوند، متوقف و وضعیت اقامت و مهاجرت آنها را بررسی کنند.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از این حکم در بارۀ قانون مهاجرت آریزونا ابراز خشنودی کرد.
حکم دیوان عالی ایالات متحده از این جهت برای رئیس جمهوری آمریکا موفقیت به شمار می رود که میت رامنی، نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا، او را به تضعیف قوانین ایالتی کنترل مهاجرت متهم کرده بود.
دیوان عالی آمریکا با حکم دوشنبۀ خود بخشی از قانون مهاجرت را برای کنترل مهاجران از سوی پلیس بدون تغییر باقی گذاشت، اما سه بخش آن را مخالف قانون اساسی آمریکا دانست.
براساس قسمت لغو شدۀ قانون مهاجرت آریزونا، کاریابی مهاجران فاقد اجازۀ اقامت قانونی، جرم به شمار می رفت، آن ها باید همیشه مدارک اقامت خود را همراه می بردند و پلیس اجازه داشت در صورت شک به مهاجری در مورد ارتکاب جرائم مشمول اخراج از آمریکا او را دستگیر کند.
قانون مهاجرت ایالت آریزونا در سال ۲۰۱۰ به تصویب رسیده بود.


http://fa.euronews.com/2012/06/26/us...mmigration-law

نمیدونم چه علاقه ای به امریکا دارید شما!!!
چرا هیچوقت از کشورهای دیگه مثال نمیزنید؟؟


جناب صبح! به دلیل رسیدن به زمان تحویل پایان نامه شاید کمتر بتونم در بحث شرکت کنم. البته میدونم که اصلا براتون مهم نیست ولی خواستم گفته باشم. اگر جواب دادید جواب من دیر شد به گیرنده های خودتون دست نزنید!! "

14 ساعت پيش

ناقد به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
" یکی از چالش های اسلام و غرب بحث دموکراسی است. در میان علما و اندیشمندان دینی در این باره اختلاف است. برخی می گویند دموکراسی اساسا غربی و سکولار و الحادی است، در نتیجه با اسلام سازگار نیست. از نگاه این دسته حاکمیت تنها مختص به خداوند است (ان الحکم الا لله) و انسان حق حاکمیت ندارد. از این نگاه فقط نمایندگان خدا (پیامبر، امام معصوم و فقیه جامع الشرایط) حق حکومت دارند و حکومت غیر آن ها جور و طاغوت است.
اما گروه دیگری می گویند در اسلام مردم سالاری و حق رای و انتخاب داریم و البته چهارچوب آن را احکام شرع تعیین می کند. از این نگاه ولی فقیه با رای مردم برگزیده می شود، همان طور که امام معصوم هم با بیعت مردم حاکم می شود. یعنی اگر مردم ولی فقیه یا امام را نخواهند حکومت او نامقبول (ونه لزوما نامشروع) است. در این میان بسیاری از فقها حکومت غیرفقیه را نیز در صورتی که باکفایت و مورد قبول مردم باشد جایز می دانند.
ایده گروه اول طرفداران زیای ندارند و افکارشان افراطی (و در قرائت سلفی داعشی) است. اما دسته دوم مبانی دموکراسی غرب را قبول دارند و حتی قائل به الگوهای حکومتی غرب مانند تفکیک قوا، پارلمان و... هستند.

این ها در حوزه تئوریک است، اما در حوزه عمل، میزان دموکراسی در کشورها (صرف نظر از این که دینی باشد یا سکولار) به میزان فرهنگ دموکراتیک مردم سنجیده می شود. لذا در کشورهای جهان سوم که با فرهنگ دموکراسی فاصله دارند، عموما دیکتاتوری غالب است، هر چند در ظاهر ساختار حکومت دموکراتیک و بر اساس انتخابات باشد.
به عبارتی هر چه عموم مردم یک جامعه متصف به اوصافی مانند آزادی، پای بندی به قانون، نظم پذیری، احترام به حقوق دیگران، انفتاح، مدارا، احساس مسئولیت، پاسخگویی، نقد و نقدپذیری، شفافیت، مطالبه گری قانونی و... باشند، آن جامعه دارای مقومات دموکراسی است و در مقابل، هر چه فرهنگ جامعه ای از امور فوق دورتر باشد، به دیکتاتوری و استبداد نزدیکتر است.
حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این اجمال.... "

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار امیر وفرمانروای هستی ؟ پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».
_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».
_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.
"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا

مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».

_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.

"

15 ساعت پيش

صبح به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Majid_ag نوشته شده است
...




سوال اول این که گفتی در سیستم غربی کسی وجود نداره که بتونه جلوی اجرای یک قانون رو بگیره. در مثال زیر، البته به دلیل سیستم ایالتی آمریکا کاملا شبیه ایران نیست اما ایالت آریزونا مجلس منتخب خودش رو داره و قانون مصوبش قانون مردمشه. اما می بینی که دادگاه عالی آمریکا با تشخیص درست و غلط و خیر و صلاح دخالت می کنه و رای مجلس منتخب مردم رو ابطال می کنه. معنای دموکراتیک این رو لطفا شرح بده!


و دوم اگر این ثابت شد که دخالت دادگاه عالی در رای مردم، تعارضی با دموکراسی نداره، (فقیه-حاکم شرع) ما که در جایگاه رهبری گنجانده شده، چطور بعنوان (قاضی عالی) نتونه جلوی یک حکم رو بر اساس تقسیر خودش از قانون اساسی بگیره؟ در علوم انسانی اسلامی و شیعی ما ولایت فقیه حاکم شرع و عالی ترین قاضی هست. چرا نباید باشه؟ چی شده مگه؟
حالا قاضی آمریکائی رو رئیس جمهور از سبدی که «دانشگاه» در اختیارش گذاشته انتخاب می‌کنه
اینجا قضاوت ایرانی رو مردم از سبدی که مدرسۀ علمی قضاوت ما (حوزه علمیه) در اختیارشون گذاشته، با رای مستقیم انتخاب می‌کنن! البته این نقش، با رهبری سیاسی نظام هم ترکیب شده اما جایگاه قضاوت بخشی از این نقش هست که ریشه در فقه اسلامی داره.
اونجا در آمریکا، قاضی نمی‌تونه فقاهت اسلامی رو اجرا کنه.کسی که بخواد چنین باشه، بیرون انداخته میشه. و اینها وابسته به قانون اساسی هست.
اینجا در ایران، فقیه اجازه نداره حقوق سکولار و الحادی رو اجرا کنه. کسی که بخواد چنین باشه، بیرون انداخته میشه. و اینها وابسته به قانون اساسی هست.




سوم این که، کدوم دخالت رهبر کنونی ایران ، شما رو اینقدر نگران کرده که تمام دیوارها رو سر او خراب می کنی و مدعی میشی که وجود چنین امکان دخالتی باعث عقب ماندگی ماست، این ادعا غیر از هیاهو و بهانه جوئی حزبی توش چی هست. جز این که در تئوری و شعار غوطه ور باشیم و فقط بخوایم از رفتارهای خودمون و دیگران که منشأ واقعی تر مشکل هستن، سلب مسئولیت کنیم؟ و یا فقط فریادی زده باشیم؟نمونۀ عملی این مشکل چی هست؟




مثال:
روز دوشنبه دیوان عالی ایالات متحدۀ آمریکا بخش بزرگی از قانون مهاجرت ایالت آریزونا را مغایر با قانون اساسی این کشور تشخیص داد.
بخش پذیرفته شدۀ این قانون از سوی قضات، به نیروهای پلیس اجازه می دهد در صورت وجود «سوء ظن مستدل» خارجیانی را که به آنها مظنون می شوند، متوقف و وضعیت اقامت و مهاجرت آنها را بررسی کنند.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از این حکم در بارۀ قانون مهاجرت آریزونا ابراز خشنودی کرد.
حکم دیوان عالی ایالات متحده از این جهت برای رئیس جمهوری آمریکا موفقیت به شمار می رود که میت رامنی، نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا، او را به تضعیف قوانین ایالتی کنترل مهاجرت متهم کرده بود.
دیوان عالی آمریکا با حکم دوشنبۀ خود بخشی از قانون مهاجرت را برای کنترل مهاجران از سوی پلیس بدون تغییر باقی گذاشت، اما سه بخش آن را مخالف قانون اساسی آمریکا دانست.
براساس قسمت لغو شدۀ قانون مهاجرت آریزونا، کاریابی مهاجران فاقد اجازۀ اقامت قانونی، جرم به شمار می رفت، آن ها باید همیشه مدارک اقامت خود را همراه می بردند و پلیس اجازه داشت در صورت شک به مهاجری در مورد ارتکاب جرائم مشمول اخراج از آمریکا او را دستگیر کند.
قانون مهاجرت ایالت آریزونا در سال ۲۰۱۰ به تصویب رسیده بود.


http://fa.euronews.com/2012/06/26/us...mmigration-law "

16 ساعت پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" راهبرد داخلی مهم رهبر انقلاب در شرایط فعلی نسبت به برجام:
عناصر سیاسی، مدیریتی و مطبوعاتی از سرزنش یکدیگر درباره برجام پرهیز کنند. نقد صحیح، منصفانه و عاقلانه ایراد ندارد و مسئولان هم باید به آنها توجه کنند اما اهانت، هتک حرمت، اتهام و ایجاد دو قطبی بر سر برجام نباید صورت گیرد و وحدت و همزبانی نباید نقض شود... "

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علم غیب پاسخ داد.
"
علم غیب بسم الله الرحمن الرحیم


· این کتابی که الان می­خواهم خطبه­ ی شریفه­ ی حضرت را از روی آن بخوانم کتاب معروف «اللهوف» از مرحوم سید ابن طاووس رضوان الله علیه است.

ایشان می­فرمایند که «وروي أنه ((عليه السلام)) لما عزم على الخروج إلى العراق قام خطيبا فقال» کتاب­ها در قرون مختلفی این روایت را آورده­اند،

این کتاب مرحوم سید برای قرن هفتم است که می­فرمایند «روی».

دو کتاب برای اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است. سال 421 و 422 به بعد، وفات این دو معین است. در آن کتاب­ها اسبق کتبی هستند که من این خطبه را در آن کتاب­ها دیده­ ام. یکی کتاب «نثر الدر» مال ابو سعد منصور ابن حسین آبی است. آبی یا آبه یا آوه قلعه­ای هست نزدیک ساوه، ساوه و آوه یا آبه و از قدیم اهل آن­جا معروف بودند به تشیع.

در کتاب­های مختلف هم وصف­شان آمده است .
این منصور ابن حسین ابوسعد آبی مال آن محل هست و به وزارت هم رسیده است و خیلی در فضل معروف است و مورد احترام همه هست، حتی کتاب نثر الدرر ایشان در مصر ظاهراً چنانچه یادم می­آید چاپ شده است به ­عنوان یک کتاب ادبی خیلی خوب و الان هم در این سایت رسمی الشامل که همه­ ی کتاب­ها را دارد، این کتاب نثر الدرر از ابی سعد آبی موجود است.

این خطبه در آن کتاب نثر الدرر ابو سعد آبی موجود است و الان در سایت رسمی الشامل می­توانید پیدا بکنید در کتاب نثر الدرر یا نثر الدر. این یک ماخذ است.

ماخذ دیگر در همان اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم کتاب «تیسیر المطالب» مال سید ابوطالب از بزرگان زیدیه هست. خودش از ذریه حضرت زید است. او با سند نقل می­کند. ظاهراً آبی مرسل آورده است ولی در کتاب تیسیر سند برای آن ذکر کرده است.
همچنین خوارزمی مولف معروف در مقتل­ الحسین همین خطبه را با سند ذکر کرده است در مقتل الحسین. مرحوم سید هم این­جا به ­صورت مرسل می­آورد،

در کتاب «کشف الغمه» علی ابن عیسی اربلی هم آمده است.
در کتاب­های متاخر مثل بحار و این­ها آمده است.

علی ­ای­ حال این خطبه این حالت طوری است که معروف است و می­توانید در جاهای مختلف پیدا بکنید. در این­جا دارد که «لما عزم على الخروج إلى العراق قام خطيبا فقال: " الحمد لله ماشاء الله ولاقوة إلا بالله وصلى الله على رسوله وسلم، خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة، وما أولهني إلى أسلافي إشتياق يعقوب إلى يوسف، وخير لي مصرع أنا لاقيه، كأني بأوصالي تتقطعها عسلانالفلوات بين النواويس وكربلاء فيملان مني أكراشا جوفا، وأجربة سغبا لامحيص عن يوم خط بالقلم، رضى الله رضانا أهل البيت نصبر على بلائه، ويوفينا أجر الصابرين، لن تشذ عن رسول الله ((صلى الله عليه وآله وسلم)) لحمته وهي مجموعة له في حظيرة القدس تقربهم عينه وينجز بهم وعده، من كان باذلا فينا مهجته وموطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا فإني راحل مصبحا إن شاء الله تعالى»
یا حسین
"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص299

ْ
[حكاية الجاثليق الأوّل‏]

بِحَذْفِ الْإِسْنَادِ مَرْفُوعاً إِلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَضِيَ اللَّهِ عَنْهُ قَالَ‏ كَانَ فِي الْبَلَاءِ الْعَظِيمِ الَّذِي ابْتَلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قُرَيْشاً بَعْدَ نَبِيِّهَا لِيُعَرِّفَهَا أَنْفُسَهَا وَ تَخْرُجَ شَهَادَتُهَا عَمَّا ادَّعَتْهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ دَحَضَ حُجَّتَهَا مَا أَسَرَّتْ فِي قُلُوبِهَا وَ أَخْرَجَتْ ضَغَائِنَهَا لِآلِ الرَّسُولِ وَ أَزَالَتْهُمْ عَنْ إِمَامَتِهِمْ وَ مِيرَاثُ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِمْ مَا عَظُمَتْ خَطِيئَتُهُ وَ شَمِلَتْ قَضِيَّتُهُ وَ وَضَحَتْ هِدَايَةُ اللَّهِ فِيهِ [لِأَهْلِ‏] دَعْوَتِهِ وَ وَرَثَةِ نَبِيِّهِ وَ أَثَارَتْ قُلُوبَ أَوْلِيَائِهِمْ وَ عَمَّمَهُمْ نَفْعَهُ وَ أَضَاءَ بِهِ بُرْهَانَهُ أَنَّ مَلِكَ الرُّومِ لَمَّا بَلَغَهُ خَبَرُ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَبَرُ أُمَّتِهِ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِي الِاخْتِيَارِ عَلَيْهِمْ وَ تَرْكِهِمْ سَبِيلَ هِدَايَتِهِمْ وَ ادِّعَائِهِمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يُوصِ إِلَى أَحَدٍ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ إِهْمَالِهِ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمُ الْأَمْرَ بَعْدَهُ الْأَبَاعِدَ مِنْ قَوْمِهِ وَ صَرْفِ ذَلِكَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص178

[آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على عليه السلام‏]

روايت بحذف سند بسلمان فارسى ميرسد كه فرمود: در بلاء بزرگى كه خداوند عز و جل قريش را گرفتار بآن كرد پس از پيامبرشان تا آنان را بخودشان بشناساند و بيرون آورد شهادت آنان را از آنچه كه نسبت برسول خدا ادعا كرده بودند بعد از وفاتش و باطل كند حجت آنان را كه در دلهايشان پنهان كرده بودند و بيرون آورد كينه‏هاى آنان را نسبت بآل رسول و برطرف كند از ايشان امامت و پيشوائى و ميراث كتاب خدا را در ميان آنان چقدر اين گناه بزرگ و لباس رسوائى را پوشيدند و روشن شد هدايت خدا در باره‏ى امام و دعوتش و ارث بردن از پيامبر و روشن شدن دل دوستانشان و فائده‏اش همگانى گرديد و بواسطه‏ى او برهانش روشن گرديد.

همانا پادشاه روم هنگامى كه خبر درگذشت رسول خدا باو رسيد و آگاه شد كه امتش در باره‏ى وى اختلاف كرده‏اند و راه هدايت و راستى را گم كرده‏اند و به پيامبر تهمت بسته‏اند كه باحدى وصيت نكرده است بعد از وفاتش و مردم را مهمل واگذاشته تا اينكه خودشان زمام امر را بدست دورترين افراد داده‏اند امامت و خلافت را از اهل بيت پيامبر و فرزندانش برگردانده‏اند.
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خداوند متعال جهنم را نمی‌آفرید اگر... پاسخ داد.
"



الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص33

مجلس9

5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ أَخِي شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَوْماً لِأَصْحَابِهِ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ سَلْمَانُ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ فَأَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ قَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَأَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ

فَغَضِبَ بَعْضُ (خبیث ازل وابد )أَصْحَابِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ سَلْمَانَ رَجُلٌ مِنَ الْفُرْسِ يُرِيدُ أَنْ يَفْتَخِرَ عَلَيْنَا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ أَيَّامِهِ يَأْكُلُ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ لَيْلَتِهِ نَائِمٌ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ نَهَارِهِ صَامِتٌ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَهْ يَا فُلَانُ أَنَّى لَكَ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَكِيمِ سَلْهُ فَإِنَّهُ يُنَبِّئُكَ فَقَالَ الرَّجُلُ لِسَلْمَانَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ رَأَيْتُكَ فِي أَكْثَرِ نَهَارِكَ تَأْكُلُ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنِّي أَصُومُ الثَّلَاثَةَ فِي الشَّهْرِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ أَصِلُ شَعْبَانَ بِشَهْرِ رَمَضَانَ فَذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ نَعَمْ-

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 34
فَقَالَ أَنْتَ أَكْثَرَ لَيْلَتِكَ نَائِمٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ بَاتَ عَلَى طُهْرٍ فَكَأَنَّمَا أَحْيَا اللَّيْلَ كُلَّهُ فَأَنَا أَبِيتُ عَلَى طُهْرٍ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَنْتَ أَكْثَرَ أَيَّامِكَ صَامِتٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ لِعَلِيٍّ ع يَا أَبَا الْحَسَنِ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَمَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّتَيْنِ فَقَدْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلَاثاً فَقَدْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فَمَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ فَقَدْ كَمَلَ لَهُ ثُلُثُ الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَقَدْ كَمَلَ ثُلُثَا الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ نَصَرَكَ بِيَدِهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ يَا عَلِيُّ لَوْ أَحَبَّكَ أَهْلُ الْأَرْضِ كَمَحَبَّةِ أَهْلِ السَّمَاءِ لَكَ لَمَا عُذِّبَ أَحَدٌ بِالنَّارِ وَ أَنَا أَقْرَأُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَامَ وَ كَأَنَّهُ قَدْ أُلْقِمَ حَجَراً.
________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.



الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص33

مجلس9
5- روزى رسول خدا «ص» باصحابش فرمود كدام شما همه عمر روزه ميدارد؟ سلمان عرضكرد من يا رسول اللَّه، رسول خدا فرمود كدام شما همه را شب زنده‏دار است سلمان گفت من يا رسول اللَّه فرمود كدام شما هر شب قرآن را ختم ميكند؟ سلمان گفت من يا رسول اللَّه يكى از اصحاب آن حضرت خشم كرد و گفت يا رسول اللَّه سلمان مردى عجمى است و ميخواهد بما قريش ببالد فرمودى كدام شما همه عمرش روزه ميدارد گفت من با اينكه بيشتر روزها را غذا ميخورد و فرمودى كدام شما همه شب بيدار است گفت من با اينكه بيشتر شبها خوابست و فرمودى كدام شما هر روز يك ختم قرآن ميخواند گفت من با اينكه بيشتر روزها خاموش است پيغمبر فرمود خاموش باش اى فلانى تو كجا و لقمان حكيم؟ از او بپرس تا بتو خبر دهد آن مرد بسلمان گفت اى ابا عبد اللَّه تو نگفتى همه روز روزه‏اى گفت چرا گفت من ديدم بيشتر روزها غذا ميخورى؟ گفت چنان هست كه تو گمان بردى، من در هر ماه سه روز روزه ميدارم و خداى عز و جل فرمايد هر كه يك حسنه آرد ده برابر آن دارد و روزه شعبان را بماه رمضان وصل ميكنم و اين روزه عمرانه مى‏شود گفت تو گمان نكردى كه همه شب بيدارى؟ گفت‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 34
چرا، گفت تو بيشتر شبها در خوابى گفت چنان نيست كه گمان بردى ولى من از دوستم رسول خدا «ص» شنيدم ميفرمود هر كه با وضوء بخوابد گويا همه شب را احياء كرده است و من هميشه با وضوء ميخوابم گفت گمان نكردى كه هر روز همه قرآن را ميخوانى؟ گفت چرا، گفت تو بيشتر روز را خاموشى گفت چنان نيست كه تو فهميدى ولى من از دوستم رسول خدا شنيدم بعلى «ع» ميفرمود اى ابا الحسن مثل تو در امتم مثل‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ‏ است هر كه يك بارش بخواند ثلث قرآن را خوانده و هر كه دو بارش بخواند دو ثلث قرآن را خوانده و هر كه سه بارش بخواند همه قرآن را خوانده (اى على) هر كه تو را بزبانش دوست دارد ثلث ايمان را دارد و هر كه بزبان و دلش دوستت دارد دو ثلث ايمان دارد و هر كه بزبان و دل دوستت دارد و با دست خود ياريت كند ايمانش كاملست سوگند بدان كه مرا به حق فرستاده اى على اگر همه اهل زمين تو را دوست داشتند چنان كه اهل آسمانت دوست دارند خدا احدى را بدوزخ عذاب نميكرد من هر روز سه بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ميخوانم آن مرد معترض (خبیث ازل وابد )برخاست و گويا سنگى در دهانش افكنده بود.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

یا علی


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2003
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران وشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حسین دوباره شلوغش نکن!
این خود تو بودی که ملائکه را به خوبرویان ترجمه کردی و خوبرویان یعنی خوشگلها
خوبرویان = خوشگلها
من همچنان منتظر جواب سئوال یک خطی خود هستم تا انشاء الله این قضیه خوشگلها را فیصله دهم:
آیا مردم مصر باستان ( مثلاً مصریان هم عصر موسی) زبانشان عربی بود؟


hosyn
ولی قطع نظر از شوخی، آیا شما همیشه عبارت فارسی را اینطور میفهمید؟ عبارت من را با قبل و بعدش به بچه دبستانی خودتان نشان دهید ببینید خوشگل میفهمد؟:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اولا: مَلَک و ملائکة در عرف مردم مصر، معنای توحیدی نداشت، بلکه مثل پری در زبان فارسی بود که مقابل دیو است، به معنای موجود زیبای برتر، از ما بهتران! و لذا زنان مصر وقتی حضرت یوسف ع را دیدند گفتند: این بشر نیست! این یک پری برئ است! ان هذا الا ملک کریم.

و شاهد اینکه اصلا مقصود فرعون امر ملکوتی نبود بلکه سراپا زرق و برق دنیوی بود، کلمه اسورة من ذهب است، ابتدا گفت: آیا نمیبینید این نهرها زیر تخت من جاری است؟! سلطنت مصر سراپا برای من است؟! ام انا خیر ام هذا الذی هو مهین، من برترم که این قدر جلالت دارم یا این سست کیان؟! در ادامه گفت: چرا برای او دستبدهای زرین نمیآید؟! و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.


hosyn
آیا تعبیر فارسی: موجود زیبای برتر، یعنی خوشگل؟ اگر گفتیم خدای جمیل اعلی، یعنی خدای خوشگل؟ آیا: اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین، یعنی خوشگل است در دنیا و آخرت؟ یا برای حضزت موسی ع: و کان عند الله وجیها یعنی نزد خدا، خوشگل بود؟

آیا واژه خوبرویان در دو جمله پشت سر هم: (و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.) را که یک فارسی زبان نگاه میکند، از آن خوشگلی میفهمد؟ آیا هر که برده است زشت‌رو است؟
.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح (۷)

دستور حضرت امیر المومنین علی علیه السلام به امام مجتبی علیه السلام برای از بین بردن بدعت نماز تراویح:

وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه! قال: فأما ادعاؤه أن قيام شهر رمضان كان في أيام الرسول صلى الله عليه وآله ثم تركه فمغالطة منه لأنا لا ننكر قيام شهر رمضان بالنوافل على سبيل الانفراد وإنما أنكرنا الاجتماع على ذلك، فان ادعى أن الرسول صلى الله عليه وآله صلاها جماعة في أيامه فإنها مكابرة ما أقدم عليها أحد ولو كان كذلك ما قال عمر: إنها بدعة وإن أراد غير ذلك فهو مما لا ينفعه لان الذي أنكرناه غيره.

زمانی که حضرت علی علیه السلام وارد شهر كوفه شدند، ديدند كه مردم در حال خواندن نماز تراویح هستند.
حضرت به امام حسن فرمود: برو و به اينها بگو كه اين بدعت است و آن را كنار بگذاريد.
امام حسن سلام الله عليه آمد داخل مسجد و وقتی اشاره كرد كه اين نماز تراويح بدعت است و نمیشود به جماعت خواند، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد برآوردند كه : وا سنة عمراه.
اميرالمؤمنين فرمود: حسن جان! چه گفتند؟ عرض كرد: وقتی گفتم كه اين نماز تراويح بدعت است گفتند وا سنة عمراه.
حضرت فرمود: اينها را به حال خودشان رها كن.

شرح نهج البلاغة ج12 ص283 ، اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت- لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

...ادامه داره

https://t.me/joinchat/AAAA
__wE_c52aKqQkdDpxQ‌

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم ________________

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
معرفی صحابی بدعت‌گذار



نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٢)


از نشانه های ایمان واقعی هر فرد مسلمانی ملتزم بودن به سنت رسول خدا است ؛

مسلم نیشابوری در صحیح خودش روایتی را نقل می کند که شاهد بر این است که عثمان بن عفان فقط به خاطر ترس از رسول خدا بوده که در زمان حیات ایشان با سنت آن حضرت مخالفت نمی کرده است

مسلم بن حجاج در صحیحش می نویسد :

ترس عثمان از پیامبر مانع مخالفت او با سنت نبوی بود!




حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِیقٍ: کَانَ عُثْمَانُ یَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَکَانَ عَلِیٌّ یَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِیٍّ: کَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَکِنَّا کُنَّا خَائِفِینَ

عثمان مردم را از متعه حج باز می داشت، در حالی که علی علیه السلام مردم را به انجام آن ترغیب می کرد پس عثمان در این باره سخنی به علی علیه السلام گفت، سپس علی علیه السلام پاسخ داد: تو می دانی که در زمان رسول خدا متعه حج مجاز بود و انجام می دادیم، عثمان گفت: آری، آن موقع می ترسیدیم.

صحیح مسلم صفحه 561 چاپ دار الطیبه yon.ir/052G


از آن طرف در مسند احمد بن حنبل با سند صحیح چنین نقل شده است :

حدَّثَنَا وَکِیعٌ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُسْلِمٍ الْبَطِینِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الْحَکَمِ، قَالَ: کُنَّا نَسِیرُ مَعَ عُثْمَانَ، فَإِذَا رَجُلٌ یُلَبِّی بِهِمَا جَمِیعًا، فَقَالَ: عُثْمَانُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: عَلِیٌّ. فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنْ هَذَا؟ قَالَ: " بَلَى، وَلَکِنْ لَمْ أَکُنْ لِأَدَعَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِکَ

وقتی عثمان دید علی علیه السلام متعه حج را مجاز می داند به او گفت مگر نمی دانی که من از این کار نهی کرده ام؟علی علیه السلام فرمود : بلی ولی من به خاطر حرف تو سخن رسول خدا را رها نمی کنم.



مسند احمد بن حنبل جلد 2 صفحه 136 چاپ موسسه الرساله اسکن جلد و صفحه مورد بحث
yon.ir/2AAK


حال طرح سوالاتی که پاسخ صریح می‌طلبد:

آیا چنین شخصی که به صراحت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت می کند ،
لایق جانشینی آن حضرت است؟؟

و آیا چنین شخصی عادل و بهشتی است؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها



"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:13AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.