بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
Freedom1 به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
رئیس جمهور آمریکا در واکنش به آزادی ژیائو وانگ در قبال مسعود سلیمانی، از جمهوری اسلامی به دلیل «مذاکرات منصفانه» تشکر کرد.
توئیت ترامپ در باره تبادل زندانیان هم کنایه به اوباما است و هم کنایه به ج اا؛
کنایه‌ اش به اوباما آن است که به رغم مذاکره و امضای برجام با ایران نتوانستی "وانگ" را آزاد کنی؛
کنایه‌ اش اما به ایران این است که راه توافق و معامله هیچ وقت بسته نیست، جمله پایانی‌ اش بعد از تشکر از ایران این است:
" دیدید، می‌ توانیم با هم معامله کنیم."
و البته تلویحا می‌ خواهد بگوید راه به سازش کشیدن ایران "فشار حداکثری" است!
به نظر شما در برابر این هفت‌خطِ سیاست و تجارت چه باید کرد؟
صفت «هفت خط سیاست» حتما شایسته ترامپ نیست و تنها چیزی که از حرفهای ترامپ میشه فهمید، خودشیفتگی و توهم و عقده شدید نسبت به اوباماست.
اگر یک آدم الدنگ سرنشین یک تانک سنگین باشه و با این تانک بزنه به در و دیوار و ماشین ها و همه رو له کنه، اون سرنشین شایسته ی ستایش نیست و این توان اون تانک بوده که تازه به اشتباه استفاده شده.
اما مشکل ما خیلی بیشتر و پیچیده تر از این حرفها ست.
بعد از حوادثی که آخر آبان اتفاق افتاد فکر میکنم ما مردم مصیبت زده ای هستیم که فقط دشمن خارجی نداریم و صاحبان گوناگون قدرت کمر بستن به نابودی ما. یک طرف ترامپ و مشابه ترامپ هستن که به انتظار خبر آشوب و کشته شدن مردم نشستن تا ذوق کنن و بشکن بزنن و یک طرف هم جریاناتی هستن که ما رو دارای شعور و اختیار نمیدونن و اونچه در سر دارن برای ما خیر نیست، نمی‌دونم این وضعیت دقیقا تاوان کدوم گناه! می‌تونه باشه. اما به هر شکل ترامپ هم یک مصیبت افزون بر مصیبت هاست که هیچ نوع مرام مشخصی هم جز خودشیفتگی نداره و براش ذره ای اهمیت نداره که اقداماتش چه مشکلاتی برای مردم کشورهای دیگه به بار میاره. "

3 ساعت پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
از جزء به کل نتیجه گیری نکنید. این همان بازی حقیر ترامپ هست.
نتیجۀ قضاوت از جزء به کل - و نادیده گرفتن کل - ، همان ذوق زدگی جریان شما از مذاکرات کرۀ شمالی و کوبا با آمریکاست....
گر با همین روش از این توئیت نتیجه بگیریم که ترامپ گدا و محتاج ارتباط با ایران است، بیراه نگفتیم... اما خوب عوامل فراگیر فوقانی اصولا این بازی‌ها را بر نداشته و نخواهد برداشت.
من نتیجه گیری نکردم، فقط به نقل توئیت ترامپ پرداختم با این ملاحظه که وی تبادل زندانی را نتیجه فشار حداکثری می داند. لذا امیدوار است با ادامه فشارها ما را به پای میز مذاکره بر سر مسایل اصلی بکشاند.
با این رویکرد انقلابی دوآتشه که شما و همفکرانتان دارید، همین تبادل هم کار اشتباهی بود، زیرا دشمن (ترامپ) را خوشحال کرد و دیگر این که ممکن است در نزد افکار عمومی به عنوان مقدمه ای برای مذاکره و سازش های بعدی قلمداد شود! "

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



عَنْ أََمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قال ؛
لَا يَقِلُّ مَعَ التَّقْوَى عَمَلٌ ، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ ؟

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود ؛
هیچ عملی که همراه تقوا باشد اندک نیست و چگونه می‌شود عملی که قبول می‌شود اندک باشد ؟!

بحار الأنوار ۶ / ۳۷ ، حدیث ۶۲ .



أمیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام فرمود ؛

عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ أَنَّهٌ مُنْتَقِلٌ عَنْ دُنْياهُ كَيْفَ لا يَحْسُنُ التَّزَوُّدَ لِأُخْراهُ .

در شگفتم از کسی که می داند از دنیا رفتنی است چگونه برای آخرتش توشه برداریِ نیکو ، نميكند .

غررالحکم / ۶۲۰۲ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ زمان نمازهای پنج گانه را در بهترین ساعت‌ها قرار داده پس بعد از نمازهای خود دعا کنید .

بحار الأنوار ۸۵ / ۳۲۰ ، حدیث ۶ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام فی حدیث قَالَ ؛
عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ .

امام صادق علیه السّلام در حدیثی فرمود ؛
بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازهای پنچ گانه ، که حتما مستجاب است .

بحار الأنوار ۵۹ / ۱ ، حدیث ۱ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

يَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِی خِصَالٍ ، وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ ، صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ ، شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ ، قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ الله ، لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ ، وَ لَا يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ ، بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ ، وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛

شایسته است مؤمن هشت ویژگی داشته باشد ، در ناملایمات روزگار سنگین و با وقار باشد ، در هنگام نزول بلا بردبار باشد ، هنگام راحتی شکرگزار باشد ، به آنچه خداوند به او داده قانع باشد ، به دشمنان خود ظلم نکند ، بار خود به دوش دوستانش نیفکند ، بدنش از او خسته ، و مردم از دست او آسوده باشند .

کافی ۲ / ۴۷ ، حدیث ۱ .
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا الله جل جلاله وعم نواله و...
یا محمد
یا علی
یا فاطمه
یا حسن
یا حسین
یا علی بن موسی الرضا
یا حسن بن علی العسگری

ألّلهمّ الْعَن الجِبْتَ وَ الطّاغُوتَ
یا علی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یاعلی



عَنْ أََمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قال ؛
لَا يَقِلُّ مَعَ التَّقْوَى عَمَلٌ ، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ ؟

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود ؛
هیچ عملی که همراه تقوا باشد اندک نیست و چگونه می‌شود عملی که قبول می‌شود اندک باشد ؟!

بحار الأنوار ۶ / ۳۷ ، حدیث ۶۲ .



أمیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام فرمود ؛

عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ أَنَّهٌ مُنْتَقِلٌ عَنْ دُنْياهُ كَيْفَ لا يَحْسُنُ التَّزَوُّدَ لِأُخْراهُ .

در شگفتم از کسی که می داند از دنیا رفتنی است چگونه برای آخرتش توشه برداریِ نیکو ، نميكند .

غررالحکم / ۶۲۰۲ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛
خداوند عزّ و جلّ زمان نمازهای پنج گانه را در بهترین ساعت‌ها قرار داده پس بعد از نمازهای خود دعا کنید .

بحار الأنوار ۸۵ / ۳۲۰ ، حدیث ۶ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام فی حدیث قَالَ ؛
عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ .

امام صادق علیه السّلام در حدیثی فرمود ؛
بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازهای پنچ گانه ، که حتما مستجاب است .

بحار الأنوار ۵۹ / ۱ ، حدیث ۱ .


عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ ؛

يَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِی خِصَالٍ ، وَقُوراً عِنْدَ الْهَزَاهِزِ ، صَبُوراً عِنْدَ الْبَلَاءِ ، شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ ، قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ الله ، لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ ، وَ لَا يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ ، بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ ، وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ .

امام صادق علیه السّلام فرمود ؛

شایسته است مؤمن هشت ویژگی داشته باشد ، در ناملایمات روزگار سنگین و با وقار باشد ، در هنگام نزول بلا بردبار باشد ، هنگام راحتی شکرگزار باشد ، به آنچه خداوند به او داده قانع باشد ، به دشمنان خود ظلم نکند ، بار خود به دوش دوستانش نیفکند ، بدنش از او خسته ، و مردم از دست او آسوده باشند .

کافی ۲ / ۴۷ ، حدیث ۱ .

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" مترجمان، ابوالفتوح رازي و ميبدي ها« يعنــي زنده كردن و ُــرِنشُآيــه را به قرائت ابن عامر »نقمشــه اي، مــكارم و فولادونــد بــه قرائت ســاير قاريان ها« يعني بازگرداندن و پيونددادن معنا كرده اند. از ُــزِنشُ»نايــن رو، ترجمه ابوالفتــوح رازي و ميبدي با قرائت رايج مطابقت ندارد.«ْمُكِاتَئ ِّيَ سْنِ مْمُكْنَ عُر ِّفَكُ يَ20( بقره، 271: »و« و شــعبه، نافع، حمزه و ُرِّفَكُقرائــت: حفص و ابن عامر »ي126ُرِّفَكُ« و ابوعمرو و ابن كثير »نْرِّفَكُكسائي »ن مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج»كسي كه آن را مرفوع خوانده بر دو وجه است: اول خبر مبتداي محذوف باشــد و تقديــرش »و نحن نكفر عنكم« اســت؛ دوم اينكــه مســتأنفه و مقطوع از قبلش اســت و حذف عاطفه براي مشــترك بودن نيست، بلكه براي عطف جمله اي به جمله ديگر اســت. كسي كه مجزوم خوانده آن « حمل كرده و مانند آن اســت ْمُكَ لٌرْيَ خَوُهَفرا بر موضع »َلاَف زيرا »127«؛ْمُهُرَذَيَ وُــهَ لَيِادَ هَلاَ فُ اﷲِلِلْضُ يْنَمآيــه »ْمُكَ لٌرْيَ خَــوُهَف« در موضع جزم اســت مانند »ُهَ لَيِــادَه.493ص ،مفردات الفاظ القرآن . 125.84ص ،التيسير في القراءات السبع . 126 . اعراف، 186.12782سال هشتم شماره30-زمستان 1391كســي كه با ياء خوانده به خاطر اين اســت كه بعد آن بر لفظ افراد است. كسي كه با نون خوانده آن را به لفظ جمع آورده و ســپس آن را مفرد آورده است، همان گونه كه لفظ مفــرد را مى آورد و ســپس آن را جمع مى بندد؛ مانند آيه: ى َلِ إِامَرَحْ الِدِجْسَمْ الَنِ مًلاْيَ لِهِدْبَعِى بَــرْسَي أِذ َّ الَانَحْــبُس»ا َنْكَارَي بِذ َّال و بعد از آن مى فرمايد: »128«ىَصْقَْ الأِدِجْسَمْال129.««اَنِاتَيَ آْنِ مُهَيِرُنِ لُهَلْوَحترجمه ها: . اسراء، 1.128.661ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 129ميبدي: و گناه شما از شما بستريم.ابوالفتوح رازي: و بپوشانيم از شما گناهانتان.قمشــه اي: و خدا برخي از گناهان شــما را محو و مستور دارد.مــكارم: و )صدقــات پنهان( قســمتي از گناهان شــما را مى پوشاند.فولادوند: و بخشي از گناهانتان را مى زدايد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود، ابوالفتوح و ميبــدي آيه را با فعــل متكلم مع الغيــر و مطابق قرائت ابن كثير و ابوعمرو ترجمه كرده اند. ترجمه مكارم نيز محل شماره آيهميبديرازيقمشه ايمكارمفولادوند10غير مطابقمطابقمطابقمطابقمطابق36مبهم دو وجهيغير روانمطابقمطابقرساترين51ناقصناقصناقصبهترينناقص74مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83غير مطابقغير مطابقمطابقمبهم دو وجهيمطابق90ناقصناقصناقصناقصناقص105ناقصناقصناقصناقصناقص106مطابقمطابقمطابقغير مطابقمطابق119غير مطابقمطابقمطابقمطابقرساترين125مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق140مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق165مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق177مطابقناقصناقصمطابقناقص191مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق197ناقصناقصناقصناقصناقص210غير مطابقغير روانغير مطابقغير مطابقمطابق229مطابقمطابقغير مطابقمطابقمطابق236مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق254ناقصناقصناقصناقصناقص259غير مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق271غير مطابقغير مطابقمطابقاشكال دارمبهممطابقها104141415غير مطابقها61022083سال هشتم شماره









"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" 1391كســي كه با ياء خوانده به خاطر اين اســت كه بعد آن بر لفظ افراد است. كسي كه با نون خوانده آن را به لفظ جمع آورده و ســپس آن را مفرد آورده است، همان گونه كه لفظ مفــرد را مى آورد و ســپس آن را جمع مى بندد؛ مانند آيه: ى َلِ إِامَرَحْ الِدِجْسَمْ الَنِ مًلاْيَ لِهِدْبَعِى بَــرْسَي أِذ َّ الَانَحْــبُس»ا َنْكَارَي بِذ َّال و بعد از آن مى فرمايد: »128«ىَصْقَْ الأِدِجْسَمْال129.««اَنِاتَيَ آْنِ مُهَيِرُنِ لُهَلْوَحترجمه ها: . اسراء، 1.128.661ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 129ميبدي: و گناه شما از شما بستريم.ابوالفتوح رازي: و بپوشانيم از شما گناهانتان.قمشــه اي: و خدا برخي از گناهان شــما را محو و مستور دارد.مــكارم: و )صدقــات پنهان( قســمتي از گناهان شــما را مى پوشاند.فولادوند: و بخشي از گناهانتان را مى زدايد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود، ابوالفتوح و ميبــدي آيه را با فعــل متكلم مع الغيــر و مطابق قرائت ابن كثير و ابوعمرو ترجمه كرده اند. ترجمه مكارم نيز محل شماره آيهميبديرازيقمشه ايمكارمفولادوند10غير مطابقمطابقمطابقمطابقمطابق36مبهم دو وجهيغير روانمطابقمطابقرساترين51ناقصناقصناقصبهترينناقص74مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق83غير مطابقغير مطابقمطابقمبهم دو وجهيمطابق90ناقصناقصناقصناقصناقص105ناقصناقصناقصناقصناقص106مطابقمطابقمطابقغير مطابقمطابق119غير مطابقمطابقمطابقمطابقرساترين125مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق140مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق165مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق177مطابقناقصناقصمطابقناقص191مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق197ناقصناقصناقصناقصناقص210غير مطابقغير روانغير مطابقغير مطابقمطابق229مطابقمطابقغير مطابقمطابقمطابق236مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق254ناقصناقصناقصناقصناقص259غير مطابقغير مطابقمطابقمطابقمطابق271غير مطابقغير مطابقمطابقاشكال دارمبهممطابقها104141415غير مطابقها61022083سال هشتم شماره


سبب، ترجمه ايشان صحيح نيست.ا«َهُزِشْنُ نَفْيَ19( بقره، 259: »كا« و نافع، َهُزِنشُقرائت: عاصم، ابن عامر، حمزه و كسائي »ن120ا«.َهُرِنشُابوعمرو و ابن كثير »نت قرائات و تفســير: ابوالفتــوح رازي مى گويد: ّلغت، حج «اَهُزِشْنُ نَفْيَك»ابن عامر و حمزه و كسائي و خلف خوانند »به ضم نون و زاء و كســر شين. و اين روايت ابوالعاليه است ه قال: ّه از عبداﷲ بن عباس انّاز زيد بن ثابت و معاويه بن قرفع، اي كيف ّاء. و الانشــاز الرّها، اي اقراها بالزّانهــا زاء فزونرفعها و نزعجها. يقال: انشــزته فنشــز، اي رفعته فارتفع. و منه نشوز المراة علي زوجها. و نشز الغلام اذا ارتفع. در اين استخوانها بنگر كه ما چگونه از زمين برداريم و بر يكديگر بي گفتند: نخرجها يعني بيرون ّنشانيم. عبداﷲ بن عباس و سرآريم آن را. كســائي گفت: ننتبها

و نعظمها؛ برويانيم آن را و بزرگ گردانيم. نافع و ابن كثير و ابوعمرو و يعقوب خوانند. اء و كسر الشين و ّ، قتاده و ايوب »ننشــرها« بالرّو در شــاذضم النون، اي نحييها. كه چگونه زنده كنيم آن را. يقال: انشر َــاءَا شَذِ إ َّمُثاﷲ الموتي، فنشــروهم نشــورا. قال اﷲ تعالي: » راغب در 123122«ُورُش ُّ النَكِلَذَك و قال تعالي: »121،«ُهَرَشْنَأشز بر وزن فلس به معناي مكان َمعناى نشز آورده است: »نا َذِإَومرتفع است. همچنين مصدر است به معناي بلند شدن » همچنين نشز به معناي زنده كردن 124واُزُشْانَوا فُزُشْ انَيلِق.82ص ،التيسير في القراءات السبع . 120.22 ،عبس . 121 . فاطر، 9.122.22ج4، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 123 . مجادله، 11.124125است به اعتبار آنكه نوعي بلندشدن و برخاستن است«.ترجمه ها:ميبــدي: در اســتخوانهاي خــر نگر كه چــون آن را زنده مى گردانيم.ابوالفتــوح رازي: در اســتخوانهاي خر بنگر كه چگونه آن را زنده گردانيم.قمشــه اي: و بنگر در اســتخوانهاي آن كــه چگونه آنها را درهم پيوند مى دهيم.مكارم: به اســتخوانهاي مركب ســواري خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.فولادوند: و به ]اين[ استخوانها بنگر چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.مقايســه ترجمه هــا: اختــلاف دو قرائــت در اين اســت ها« يعني مــا اســتخوانها را به صــورت اول ُــزِنشُكــه »نها« يعني ما اســتخوانها را دوباره ُــرِنشُبازمى گردانيم و »نزنده مى كنيــم. در بين
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" سبب، ترجمه ايشان صحيح نيست.ا«َهُزِشْنُ نَفْيَ19( بقره، 259: »كا« و نافع، َهُزِنشُقرائت: عاصم، ابن عامر، حمزه و كسائي »ن120ا«.َهُرِنشُابوعمرو و ابن كثير »نت قرائات و تفســير: ابوالفتــوح رازي مى گويد: ّلغت، حج «اَهُزِشْنُ نَفْيَك»ابن عامر و حمزه و كسائي و خلف خوانند »به ضم نون و زاء و كســر شين. و اين روايت ابوالعاليه است ه قال: ّه از عبداﷲ بن عباس انّاز زيد بن ثابت و معاويه بن قرفع، اي كيف ّاء. و الانشــاز الرّها، اي اقراها بالزّانهــا زاء فزونرفعها و نزعجها. يقال: انشــزته فنشــز، اي رفعته فارتفع. و منه نشوز المراة علي زوجها. و نشز الغلام اذا ارتفع. در اين استخوانها بنگر كه ما چگونه از زمين برداريم و بر يكديگر بي گفتند: نخرجها يعني بيرون ّنشانيم. عبداﷲ بن عباس و سرآريم آن را. كســائي گفت: ننتبها و نعظمها؛ برويانيم آن را و بزرگ گردانيم. نافع و ابن كثير و ابوعمرو و يعقوب خوانند. اء و كسر الشين و ّ، قتاده و ايوب »ننشــرها« بالرّو در شــاذضم النون، اي نحييها. كه چگونه زنده كنيم آن را. يقال: انشر َــاءَا شَذِ إ َّمُثاﷲ الموتي، فنشــروهم نشــورا. قال اﷲ تعالي: » راغب در 123122«ُورُش ُّ النَكِلَذَك و قال تعالي: »121،«ُهَرَشْنَأشز بر وزن فلس به معناي مكان َمعناى نشز آورده است: »نا َذِإَومرتفع است. همچنين مصدر است به معناي بلند شدن » همچنين نشز به معناي زنده كردن 124واُزُشْانَوا فُزُشْ انَيلِق.82ص ،التيسير في القراءات السبع . 120.22 ،عبس . 121 . فاطر، 9.122.22ج4، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 123 . مجادله، 11.124125است به اعتبار آنكه نوعي بلندشدن و برخاستن است«.ترجمه ها:ميبــدي: در اســتخوانهاي خــر نگر كه چــون آن را زنده مى گردانيم.ابوالفتــوح رازي: در اســتخوانهاي خر بنگر كه چگونه آن را زنده گردانيم.قمشــه اي: و بنگر در اســتخوانهاي آن كــه چگونه آنها را درهم پيوند مى دهيم.مكارم: به اســتخوانهاي مركب ســواري خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.فولادوند: و به ]اين[ استخوانها بنگر چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى دهيم.مقايســه ترجمه هــا: اختــلاف دو قرائــت در اين اســت ها« يعني مــا اســتخوانها را به صــورت اول ُــزِنشُكــه »نها« يعني ما اســتخوانها را دوباره ُــرِنشُبازمى گردانيم و »نزنده مى كنيــم. در بين مترجمان، ابوالفتوح رازي و ميبدي ها« يعنــي زنده كردن و ُــرِنشُآيــه را به قرائت ابن عامر »نقمشــه اي، مــكارم و فولادونــد بــه قرائت ســاير قاريان ها« يعني بازگرداندن و پيونددادن معنا كرده اند. از ُــزِنشُ»نايــن رو، ترجمه ابوالفتــوح رازي و ميبدي با قرائت رايج مطابقت ندارد.«ْمُكِاتَئ ِّيَ سْنِ مْمُكْنَ عُر ِّفَكُ يَ20( بقره، 271: »و« و شــعبه، نافع، حمزه و ُرِّفَكُقرائــت: حفص و ابن عامر »ي126ُرِّفَكُ« و ابوعمرو و ابن كثير »نْرِّفَكُكسائي »ن مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج»كسي كه آن را مرفوع خوانده بر دو وجه است: اول خبر مبتداي محذوف باشــد و تقديــرش »و نحن نكفر عنكم« اســت؛ دوم اينكــه مســتأنفه و مقطوع از قبلش اســت و حذف عاطفه براي مشــترك بودن نيست، بلكه براي عطف جمله اي به جمله ديگر اســت. كسي كه مجزوم خوانده آن « حمل كرده و مانند آن اســت ْمُكَ لٌرْيَ خَوُهَفرا بر موضع »َلاَف زيرا »127«؛ْمُهُرَذَيَ وُــهَ لَيِادَ هَلاَ فُ اﷲِلِلْضُ يْنَمآيــه »ْمُكَ لٌرْيَ خَــوُهَف« در موضع جزم اســت مانند »ُهَ لَيِــادَه.493ص ،مفردات الفاظ القرآن . 125.84ص ،التيسير في القراءات السبع . 126 . اعراف، 186.12782سال هشتم شماره30-زمستان
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" معلوم بوده و ضد آن 107امن است كه در امور دنيوي و اخروي به كار مى رود«.ميبدي مى گويد: »اين خوف به معناي علم است. مى گويد: مگر كــه بدانند كه اندازه هاي خــدا در معاملت و صحبت به پاي نتواند داشــت. آن گه روا باشد كه زن خويش را به كابين خويش از شــوي باز خــرد و جدايي جويد. يعقوب و حمــزه »يخافا« به ضم يــاء خوانده اند. و در اين قرائت خوف به معناي ترس باشــد. لابد مى گويد: مگر شوهر زن را بترســاند و زن شــوي را؛ يعني مگر اينكه زن و شوهر بترســند كه در اثر بغض و عــداوت و نافرماني، در موارد لزوم به حدود و احكام الهي عمل نشــود و به خاطر نشوز و ســرپيچي زن و بدخويــي او هريك از زن و شــوهر به 108وظايف زناشويي خود عمل نكنند«.ترجمه ها:ميبدي: مگر كه بدانند و ترســند كه ايشان را باهم برآورد نخواهد بود و فرمانهاي خداي و شرطهاي صحبت به پاي نتوانند داشت.ابوالفتوح رازي: مگر كه ترســند كه راست ندارند حدهاي خداي.قمشــه اي: مگر آنكه بترســيد حدود دين خدا را راجع به احكام ازدواج نگه ندارند.مكارم: مگر اينكه دو همســر بترســند كه حدود الهي را به پا ندارند.فولادونــد: مگر آنكه طرفين در به پا داشــتن حدود خدا بيمناك باشند.مقايســه ترجمه ها: از بين ترجمه ها تنهــا ترجمه اي كه به غير از قرائت عاصم ترجمه شــده، ترجمه قمشه اي است؛ « را به صيغه مخاطب معنا كرده اســت. اَافَخَ يْنَ أ َّلاِإزيرا »بنابراين همه ترجمه ها غير از قمشه اي مطابق هستند..196ج1، ص ،تفسير سورآبادي . 106.161ص ،مفردات الفاظ القرآن . 107.618ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 108« َّنُوه ُّسَمَ تْمَا لَ18( بقره، 236: »مم َقرائــت: عاصم، نافع، ابوعمــرو، ابن كثيــر و ابن عامر »ل109 َّنُوهّماسُم تَ« و حمزه و كسائي »ل َّنُوهّسَمَتت قرائات و تفســير: طبرســي مى گويد: »دليل ّلغت، حجي ِنْسَسْمَ يْمَلَووهن« قرائت كرده اند آيات »ّكساني كه »تمس و دليل كساني 112« َّنُوهُحِكْانَف» 111،« َّنُهْثِمْطَ يْمَل» 110،«ٌرَشَب« قرائت كرده اند، اين است كه از فاعل ّوهنّماسُكه »و لا تو فعــل هر كدام به صورت واحد اراده شــده اســت بدون اراده ديگــري. اين مانند جمله »طارقــت النعل و عاقبت روض الجنان ابوالفتوح رازي در تفسير 113« است«.ّاللص و مســيس كنايه از جماع اســت. حمزه و ّمى گويد: »مسوهن« از بناي مفاعله، براي ّكسائي و خلف خوانند »تماســه از هردو باشد و مفاعله ميان دو كس باشد و ّآنكه مماسوهن« بي الف از بناي ثلاثي، براي ّاء خوانند: »تمسّباقي قرآنكه غشــيان از فعل مرد بود؛ نظيــر قرائت اول مانند آيه ْمَلَو و نظير قرائت دوم مانند آيه »114«ــا َّاسَمَتَ يْنَ أِلْبَ قْنِم» راغب در معناى آن چنين آورده 116115«ٌرَشَي بِــنْسَسْمَي به معناي لمس است با اين تفاوت كه لمس ّسَاســت: »مّبراي طلب چيزي اســت هرچند كه يافت نشــود، اما مسدر موردي گفته مى شــود كه با حواس درك شــود. گاهي ْمَا لَ مَــاءَس ِّ النُمُتْق َّلَ طْنِإمس كنايه از جماع اســت؛ مانند »همچنين به معناي هر اذيت و آزاري است 117 َّنُــوه ُّسَمَتبا توجه به 119118« ُّر ُّ الضَيِن َّسَمكه به انسان برسد؛ مانند »وهن بخوانيم معناي آن ّآنچه گفته شد، اگر آيه را ما لم تمسچنين مى شود: آنان با همسرانشان همبستر نشوند. اگر آيه ــوهن بخوانيم معناي آن چنين مى شود: زن و ّرا ما لم تماسمرد با همديگر رغبتي به هم بستري نداشته باشند..81ص ،التيسير في القراءات السبع . 109 . آل عمران، 47.110 . الرحمن، 56.111 . نساء، 25.112.594ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 113 . مجادله، 3.114 . مريم، 20.115.303ج3، ص ،روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن . 116 . بقره، 236.117 . انبياء، 83.118.467ص ،مفردات الفاظ القرآن . 11981سال هشتم شماره30-زمستان 1391ترجمه ها:ميبدي: تا آن گه كه آنان را لمس نكرده ايد.ابوالفتوح رازي: تا نزديكي نكرده باشي با ايشان.قمشه اي: كه با آنان مباشرت نكرده ايد.مكارم: اگر زنان را قبل از آميزش جنسي طلاق دهيد.فولادوند: مادامى كه با آنان نزديكي نكرده ايد.مقايســه ترجمه ها: همان گونــه كه ملاحظه مى شــود، همه ترجمه ها به روايت حفص از قرائت عاصم مي باشند، غير از وهن را به صيغه مفرد معنا ّترجمه ابوالفتوح كه ايشان فعل تمسكرده است. به همين "

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" »ات72ذوا«.َخ َّو نافع و ابن عامر »ات مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحجذوا« قرائت كرده به خاطر امر ِخ َّ»هركس كه به صورت »ات.371ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 69.337ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 70.75ج1، ص ،جوامع الجامع . 71.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 72َيلِائَــرْسِي إِنَا بَيبــه الزام بودن آن اســت و عطف بر آيه »ا َنْلَعَ جْذِإَو است و جايز است عطف بر عبارت »73«واُرُكْاذ از طريق معنا باشــد؛ زيرا به معناي 74«ِاس َّلنِ لًةَابَثَ مَتْيَبْالذوا« َخ َّثوبــوا و اتخذوا اســت. هركس كه به صــورت »اتقرائت كرده عطف آن بر فعلي اســت كه بر آن اضافه شده 75است«.ترجمه ها:ميبدي: و اﷲ فرمود كه گيريد ايستادن گاه ابراهيم و خانگه وي قبله و نمازگاه.ابوالفتوح رازي: و گرفتند از جاي ابراهيم



نمازگاهي.قمشــه اي: و )دستور داده شــد كه( مقام ابراهيم را جايگاه پرستش خدا قرار دهيد.مكارم: و )براي تجديد خاطره( از مقام ابراهيم عبادتگاهي براي خود انتخاب كنيد.فولادونــد: و )فرموديم( در مقام ابراهيــم نمازگاهي براي خود اختيار كنيد.مقايسه ترجمه ها: با توجه به نظر مفسران در مورد اختلاف معنــاي قرائات ايــن آيه، همان گونه كه ملاحظه مى شــود از بيــن مترجمــان، تنها ابوالفتوح آيه را بــه قرائت نافع و ابن عامر ترجمه كرده اســت كه طبق قرائت رايج نيســت. بنابرايــن ترجمه وي نامطابق بــوده و چهار ترجمه ديگر صحيح و مطابق هستند.«َونُولُقَ تْمَ11( بقره، 140: »أ« و شعبه، َقولونَقرائت: حفص، ابن عامر، حمزه و كسائي »ت76َقولونَنافع، ابوعمرو و ابن كثير »يت قرائات و تفســير: طبرســي مي نويسد: »اگر آيه را ّحجمخاطــب بخوانيم در اين صــورت »ام« متصله بوده و اين وننــا« در آيه قبل خواهد ّجمله، عطف بــر جمله »اتحاجبود و معناي آيه چنين مى شــود: آيا شــما يهود و نصاري مى گوييد: ابراهيم، اســماعيل، اســحاق،
يعقــوب و ديگر فرزندانش يهود و نصاري بوده اند؟ اگر جمله را به صورت غايب بخوانيم، در اين صورت ضمير آن به يهود و نصاري برمى گــردد و »ام« منقطعه به معناي »بــل« و معنا چنين . بقره، 122.73 . بقره، 125.74.381ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 75.77ص ،التيسير في القراءات السبع . 7677سال هشتم شماره30-زمستان 1391اســت: بلكه يهود و نصاري مى گويند: ابراهيم، اســماعيل، 77اســحاق، يعقوب و فرزندانش يهود و نصاري هســتند«.خطاب آيه با دو قرائت، حكايت از جهودان است.ترجمه ها:ميبدي: يا مى گوييد.ابوالفتوح رازي: يا مى گويي. قمشه اي: يا آنكه گوييد.مكارم: يا مى گوييد.فولادوند: يا مى گوييد.مقايسه ترجمه ها: همان گونه كه ملاحظه مى شود ابوالفتوح عبــارت »ام تقولــون« را به صيغه مفــرد ترجمه كرده در حالي كه اين ترجمه نه به قرائت حفص و نه به قرائت ساير قاريان اســت. بنابراين ترجمه ابوالفتوح نادرســت است و بقيه ترجمه ها مطابق قرائت رايج و مشهور است.«َنْوَرَ يْذِوا إُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَ12( بقره، 165: »وي« َرَقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، حمزه و كســائي »ي78ي«.َرَو نافع و ابن عامر »ت مى گويد: مجمع البيانت قرائات و تفسير: طبرسي در ّحج« را به ياء واُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَو»دليل كســي كه عبارت »مى خواند اين است كه لفظ غيبت بهتر از لفظ خطاب است ِاس َّ النَنِمَواز ايــن حيث كه به قبل خــودش در عبارت » شــبيه تر اســت و همچنين 79«اًادَدْنَ اﷲ أِونُ دْنِ مُذِخ َّتَ يْنَمْمُهَالَمْعَ اﷲ أُمِيهِرُ يَكِلَذَكشبيه ترين به بعدش در عبارت » دليل كســي كه »و لو تــري« مى خواند اين 80ٍاتَــرَسَحاســت كه خطاب را نسبت به پيامبر)ص( قرار داده به دليل »و لو تري« تكرار شده كه خطاب به قرآناينكه در نزول ميبدي 81پيامبر)ص( بوده و مراد از آن، همه مردم اســت«.اء ّ مى گويد: »قرائت بيشتر قركشــف الاســراردر تفســير «؛ يعني به فتح ياء. و واُمَلَ ظَينِذ َّى الَرَ يْوَلَوچنين اســت: »در اين قرائت »لو« در جاي »اذا« است در معني هنگامى كه نه در معني شرط. مى گويد: آن گه كه ببينند كه ايشان بر خود ســتم كردند در اين جهان با پرستش بتان، آن گاه كه .409ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 77.78ص ،التيسير في القراءات السبع . 78 . بقره، 165.79 . بقره، 167.80.452ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 81عذاب دوزخ بينند كــه قوت و توانايي همه از آن خداوند است. و در قرائت به تاء معني آن است كه تو بيني ظالمان را آن گه كه عذاب بينند و اين را بر ســبيل تعظيم و ترقيق 82و تعجب فرمود«.ترجمه ها:ميبدي: و آن گه كه مى بينند ايشــان كه بر خويشــتن ســتم كردند، آن گه كه عذاب دوزخ بينند.ابوالفتوح رازي: و اگر دانندي ظالمان چون بينند عذاب.قمشــه اي: و اگر فرقه مشــركين ســتمكار وقتي كه عذاب خداوند را مشــاهده كنند، بيننــد كه قدرت خاص خداوند است.مكارم: و آنها كه ســتم كردنــد، هنگامى كه عذاب الهي را مشاهده كنند خواهند دانست كه تمام قدرت از آن خداوند است.فولادوند: كساني كه ستم كردند اگر مى دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيروها از آن خداوند است.مقايسه ترجمه ها: تمام مترجمان مطابق روايت حفص معنا كرده اند، هرچند ابوالفتوح قســمت اول آيه را روان ترجمه نكرده است.83« َّرِبْ الَسْيَ13( بقره، 177: »ل« و شــعبه، نافــع، ابوعمرو، َّرِقرائــت: حفص و حمزه »الب84 ُّرِابن كثير، ابن عامر و كسائي »البت قرائات و تفسير: طبرسي مى گويد: »دليل كسي كه ّحج»بر« را به رفع مى خواند اين اســت كه »ليس« شبيه فعل اســت و فاعل بعد از فعل بودن بهتــر از مفعول بعد از آن بودن اســت. دليل كسي كه »بر« را با نصب مى خواند اين است كه از بعضي شيوخ ما حكايت شده است كه اين گونه خوانده اند و اينكه اســم آن و صله آن بهتر از شبه آنها در تقديري مى باشد كه وصف نشده است؛ همان گونه كه تقدير هم وصف نمى شــود و همان گونه كه تقديــر و ظاهر باهم جمع نمى شــوند. بهتر اينكه هنگامى كه اين دو باهم جمع ميبدي مى گويد: »آنها كه 85شــوند، اسم در تقدير باشــد«.»البر« را به رفع خوانده اند، آن را اسم ليس گرفته و آنهايي .444ج1، ص ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 82 . آيه 189 نيز شبيه آن است.83.79ص ،التيسير في القراءات السبع . 84.473ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 8578سال هشتم شماره30-زمستان 1391 آمده تفسير سورآباديت قرائات و تفســير: در ّلغت، حجاست: »يعني مگر اينكه بدانند يا بترسند كه فرمانهاي خداي را بجــاي نياورند. و اگر يخافا به ضم ياء بخواني، مجهول راغب مى نويســد: »خوف توقع امر مكروه و 106باشــد«.ناخوشايند برحسب علايم مظنون يا
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" و نسيان به معناي ترك و ســهو باشــد؛ يعني آن را ترك مى كنيم. يا از نسأ به معناي تأخيــر، راندن و بركنار كردن باشــد. در اين صورت، معنا مى كنيم. به قرائت مشهور ّدَچنين مى شود: آن را بركنار و رچنين مى شــود: آن را تــرك مى كنيم و بــه تدريج از ياد و در جاي ديگر مي نويســد: »كســي كه جمله 62مى بريم«و ننسها« را قرائت كرده، معناي آن دو گونه ممكن است: َ»ابه معناي نسيان و فراموش كردن كه در مقابل آن، ياد بودن به معناي 63«؛َــيتِسَا نَذِ إَك َّبَ رْرُكْاذَواســت؛ مانند آيــه »64«؛ْمُهَيِسَنَوا اﷲ فُسَنترك و واگذاشتن اســت؛ مانند آيه »يعني فرمان برداري خدا را ترك كردند و خدا هم رحمتش آورده اســت: جوامع الجامع او در 65را از آنان ترك كرد«.»نســىء به معناي تأخير انداختن و حذف بدون جايگزين نســاء به معناي از ياد بردن چيزي از دلها است. ِاســت و ابنابراين منظور از آيه اين اســت كه اگر ما آيه اي را نســخ كنيم يا نسخ آن را بنابر مصلحتي به تأخير اندازيم يا حذف ــها به معناي آن است كه ِنسُ ميبدي ذكر مي كند: »ن66كنيم«.نساها به معناي آن است كه باز پس بريم َفراموش كنيم و ن.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 58.110ج1، ص ،تفسير سورآبادي . 59 . سجده، 14.60.491ص ،مفردات الفاظ القرآن . 61.345ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 62.24 ،كهف . 63 . توبه، 67.64.347ج1، ص ،مجمع البيان لعلوم القرآن . 65.70ج1، ص ،جوامع الجامع . 6667... پس در حقيقت هردو يكي است«.ترجمه ها: از آيتــي يا آن را قرآنميبدي: هرچه منســوخ كنيــم در فراموش كنيم بر تو.ابوالفتوح رازي: هرچه كه منسوخ كنيم آيتي را يا باز پس داريم آن را. را نسخ كنيم يا حكم آن را قرآنقمشه اي: هرچه از آيات از خاطره بريم )و متروك سازيم(.مكارم: هر حكمى را نســخ كنيم و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم.فولادونــد: هر حكمى را نســخ كنيم يا آن را به )دســت( فراموشي بسپاريم.آنچه در وجه حجيت قرائات در اختلاف مقايسه ترجمه ها:ها به معناي ِنسُمعناي دو قرائت بيان شــد، نشــان مي دهد نترك كردن و فراموش كردن اســت و ننســأها به معناي به تأخير انداختن است.در بين ترجمه ها، ابوالفتوح ننســها را بازپس داريم ترجمه كرده است؛ يعني هرگاه آن را ترك كنيم. ميبدي و فولادوند فراموش كردن ترجمه كرده اند. البته هرگاه نســيان به خدا نسبت داده شود، منظور فراموشي نيست، بلكه منظور ترك ها ِنسُكردن، رها كردن و بي اعتنايي اســت. قمشــه اي هم نرا از خاطــر بريــم ترجمه كرده و داخــل پرانتز با عبارت متروك ســازيم منظورش را كه همان تــرك و رها كردن است، بيان كرده است. از ميان مترجمان، فقط مكارم ننسها را تأخير انداختن معنا كرده و مطابق قرائت ابوعمرو است و بقيه مطابق با روايت حفص ترجمه كرده اند.«ِيمِحَجْ الِابَحْصَ أْنَ عُلَأْسُتَلاَ9( بقره، 119: »وقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، ابن عامر، حمزه و كسائي 68ْلَساَ« و نافع »لاتُلَسئُ»لاتت قرائات و تفسير: طبرسي در مورد اين آيه مى گويد: ّحج بر دو وجه حمل مى شود: اول اينكه

حال ُلَسئُ»رفع در لات و ًباشــد و مانند آنچه بر آن عطف شــده است؛ يعني بشيرا؛ دوم اينكه از قسمت اول آيه منقطع بوده و استينافيه ًنذيرا عن اصحاب ُلَسئُ تَستَباشــد، مانند اينكه گفته شــود: و ل.311ج1، صص310و ،كشف الاسرار و عدة الابرار . 67.76ص ،التيسير في القراءات السبع . 6876سال هشتم شماره30-زمستان 1391ا در قرائت نافع به جزم دو گفتار اســت: اول ّالجحيــم. اماينكه نهي از ســؤال كردن باشــد؛ دوم اينكه در لفظ نهي و در معنا براي بزرگ نشــان دادن عذابي باشد كه براي آنان سئل عن َآماده شده اســت، مانند اينكه كســي بگويد: لاتحال فلان؛ زيرا حال فلاني از آنچه كه تو فكر مى كني بدتر ميبدي نيز گفته است: »قرائت نافع و يعقوب 69شده است«.ل«؛ يعني اينكه از سختي و زاري حال دوزخيان َســئَ»لاتل« را بزرگداشت شأن و َســئَ بعضي معناي »لات70مپرس«.71مقام دانسته اند.ترجمه ها:ميبــدي: و مپرس از حال دوزخيان از ســختي و زاري و رسوايي.ابوالفتوح رازي: و نپرسند تو را از اهل دوزخ.قمشــه اي: و تو مســئول كافران كــه به راه جهنــم رفتند نيستي.مكارم: و تو مســئول ]گمراهــي[ دوزخيان ]پس از ابلاغ[ رسالت نيستي.فولادوند: و]لي[ درباره دوزخيان از تو پرسشــي نخواهد شد. مقايسه ترجمه ها: ابوالفتوح و فولادوند آيه را به معناي از تو نپرســند و از تو پرسشــي نخواهد شد، ترجمه كرده اند. قمشــه اي و مكارم نيز به معناي تو مســئول نيستي ترجمه كرده اند، كه مفهوم يكسانى با آن دارد. اما ميبدي آيه را به معناي نپرس ترجمه كرده اســت؛ يعني مطابق قرائت نافع. بنابراين فقط ميبدي كه به قرائت نافع ترجمه كرده اســت، غيــر مطابق با حفــص بوده و از بين چهــار ترجمه ديگر هم، ترجمه فولادوند به دليل روان و شــيوا بودنش از سه ترجمه ديگر بهتر است.ى«ًّلَصُ مَيمِاهَرْبِ إِامَقَ مْنِوا مُذِخ َّاتَ10( بقره، 125: »وذوا« ِخ َّقرائت: عاصم، ابوعمرو، ابن كثير، حمزه و كسائي
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" قرائــت نافــع. بعضى گفته اند علجزئــى و مــوردى قرائات به »فرش«، اين اســت كه چون برخــلاف اصول قرائت، مثل ادغام يــا اماله كه در يكجا از آنها بحث مى شــود، فرش الحــروف تحت ضوابط و اصول قــرار نمى گيرند و هريك به صــورت پراكنده و در موضع خودشــان در هر ســوره، مورد بحث واقع مى شوند. در هر هر قارى، احكام ِصورت، مراد از فروع يــا فرش الحروفو قواعد خاصى اســت كه موارد آن در قرائت آن قارى به صورت كلى جارى نيست، بلكه اختصاص به موارد جزئى 7و استثنائى دارد.قرائات سبعهفــت قرائت مشــهور در علــم قرائت را »قرائات ســبع« مى گويند. نام گذارى قرائات سبع به اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهــارم قمرى برمى گردد كه توســط ابوبكر احمد بن موســي بن عباس بن مجاهد تميمي بغدادي )245ـ324ق ( انجام گرفته اســت. او بحث قرائات را بــه دوران جديدي السبعة منتقل مي كند. قرائات هفت گانه اى كه او در كتابش ».18ص ،التيسير في القراءات السبع . 3.139صص138و ،القراءات القرآنية تاريخ و تعريف . 4 . بقره، 9.5 . نساء، 142.6.165ص ،مقدمه اى بر تاريخ قرائات قرآن كريم . 768سال هشتم شماره30-زمستان 1391« جمع كرد، به هفت تن از بزرگان علم قرائت فــى القراءاتدر قرن دوم قمرى منسوب است. ايشان عبارتند از: ابن عامر دمشــقي )د 118ق(، ابن كثير مكي )د 120ق(، عاصم كوفي )د 127 يــا 128ق(، ابوعمــرو بصــري )د 154ق(، حمزه كوفــي )د 156ق(، نافع مدني )د 169ق( و كســائي كوفي .(د 189 يا 191ق)شمارش قرائات مؤثر در معناى آيات در سوره بقرهاز ميان 116 مورد فرش الحروف مورد اختلاف بين حفص و ساير قاريان و راويان در سوره بقره، موارد مؤثر در معنا به قرار زير مى باشد:معرفى ترجمه هاى مورد بررسى1( رشيدالدين ابوالفضل احمد بن ابى سعد بن احمد بن مهريزد ميبدى )قرون 5 و 6ق(او در خانــواده اى از اهل علم پا به عرصه وجود گذاشــت. پدرش، جمال الاســلام ابوســعد بن احمد از افراد صالح و عابد شــهرهاى ميبد و يزد بود كه در ســال 480ق در يزد رديفآيهمصحف )روايت حفص(ساير قرائاتقاريان و راويان مغاير با حفص110َبونِكذَيَبونِّذَكُينافع، ابن كثير، ابوعمرو، ابن عامر236اَمُه َّلَزَاَفاَمُهَزالَاَفحمزه351دناَذ واعِ اَودناَعَذ وِ اَوابوعمرو474َلونَعمَتَلونَعمَيابن كثير583َدونُعبَلاتَدونُعبَلايابن كثير، حمزه، كسائى683اًسنُحاًنَسَححمزه، كسائى790َل ِّزَنُن يَاَلِنزُن يَا كثير، ابوعمروابن8105َل َّزَنُن يَاَلَنزُن يَا كثير، ابوعمروابن9106هاِنسُو نَاأهاَنسَو نَاابن كثير، ابوعمرو10119ُلَسئُ لاتَولَساَ لاتَونافع11125ذواِخ َّ اتَوذواَخ َّ اتَو ابن عامرنافع،12140َقولونَتَقولونَيشعبه، نافع، ابن كثير، ابوعمرو13165يَرَو يَ لَويَرَو تَ لَونافع، ابن عامر14177 َّرِ البَيسَل ُّرِ البَيسَلشعبه، نافع، ابن كثير، ابوعمرو، ابن عامر، كسائى15191مُلوهِقاتُ لاتَومُلوهُقتَ لاتَوحمزه، كسائى16191مُلوكِقاتُي يّتَحمُلوكُقتَي يّتَححمزه، كسائى17191مُلوكَن قاتِاَفمُلوكَتَن قِاَفحمزه، كسائى18197َسوقُ لا فَ وَثَفَلا رَفٌسوقُ لا فَ وٌثَفَلا رَفابن كثير، ابوعمرو19210ُعَرجُتُعِرجَت عامر، حمزه، كسائىابن20229خافاَن يَاخافاُن يَاحمزه21236 َّنُوهّسَمَم تَل َّنُوهّماسُم تَلحمزه، كسائى22254 لا َ وٌــة َّلُ لا خَ وِ فيــهٌيــعَلا بٌةَفاعَشَ وَة َّلُ لا خَ وِ فيــهَيــعَلا بَةَفاعَلا شابن كثير، ابوعمرو23259هاُزِنشُنهاُرِنشُن كثير، ابوعمرونافع، ابن24271ُر ِّفَكُ يَور ِّفَكُ نَوُر ِّفَكُ نَوشعبه، نافع، حمزه، كسائىابن كثير، ابوعمرو69سال هشتم شماره30-زمستان 139158نسأها«.َابوعمرو و ابن كثير »ن آمده تفسير سورآباديت قرائات و تفســير: در ّلغت، حجــها بخوانيم به معني آن را فراموش كنيم ِنسُاســت: »اگر نــأها بخوانيم به معني به تأخير اندازيم آن َنسَاســت و اگر ن راغب مى نويســد: 59را يعنــي خواندنش را فرو بگذاريم«.ســي از نسيان يعني به جهت ضعف حافظه، غفلت يا از َ»نروي قصد فراموش كردن و از ياد بردن انســان چيزي را كه در ذهن داشته اســت. هرگاه نسيان به خدا نسبت داده شود، به معناي ترك، رها كردن و بي اعتنايي است، چنانچه طبرســي مى گويد: 6160«ْمُاكَــينِسَا ن َّنِإفرموده اســت: »»ممكن است معناي آن از نسي

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اختلاف قرائات پاسخ داد.
" چكيده« است. به همين قرآن كريم كه در فهم، ترجمه و تفســير كلام الهى تأثير مســتقيم دارد، »علم قرائات قرآنيكى از علوم ايشــان بر اين بوده كه با توجه به قرائتهاى ِ بوده و تلاش جمعىقرآنســبب، اين علم از ديرباز، مورد توجه مفســران ، بتوان بهترين برداشــت را مطابق قرائت مقبول عرضه نمود. همين اثرگذارى، در قرآنمختلف و تأثير دادن آنها در فهم ترجمــه نيــز خود را مى نماياند. در اين مقاله، پس از مرور بــر تعاريف و عناوين پايه اى، موارد اختلاف قرائات از ميان تأثير دارند، در سوره مباركه بقره شمارش شده است. در پى آن، قرآنهفت قرائت مشــهور )قرائات ســبع( كه بر تفسير اختلاف تفسيرى در اين موارد، بررسى گرديده و ترجمه فارسى آيات مورد نظر در آن سوره، در ترجمه هاى رشيدالدين ميبدى )ترجمه كهن از اهل ســنت( و ابوالفتوح رازى )ترجمه كهن از شــيعيان(، مهدى الهى قمشــه اى )نخســتين ترجمه فارســى معاصر(، ناصر مكارم شــيرازى و محمدمهدى فولادوند )دو ترجمه متداول معاصر( مقايسه مى شود. از رهگذر اين بررسى، ميزان تطابق ترجمه هاى ياد شده با روايت حفص از عاصم به عنوان مشهورترين قرائت در سده هاى اخير مشخص مى شود.بررسى تطبيقى تأثير اختلاف قرائات سـورهبقره در پنج ترجمه كهن و معاصر فارسـىكريم دولتىعضو هيئت علمى گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه مذاهب اسلامىkdowlati@chmail.irسيد محمد علي ايازيعضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامي علوم و تحقيقات تهرانinfo@ayazi.netتاريخ دريافت: 1391/10/9، تاريخ پذيرش:1391/12/1كليدواژه ها: سوره بقره، روايت حفص از قرائت عاصم، ترجمه رشيدالدين ميبدى، ترجمه ابوالفتوح رازى، ترجمه مهدى الهى قمشه اى، ترجمه ناصر مكارم شيرازى، ترجمه محمدمهدى فولادوند.67سال هشتم شماره30-زمستان 1391مقدمه عــلاوه بر آنكه علمى قرآنبحــث و مطالعه درباره قرائت بســيار ســودمند محسوب مى شــود، از جنبه مطالعه و فهم ت ضروري ّ و به خصوص ترجمه كلام الهى، به شــدقــرآنمى نمايــد و مى تواند محققانــي را كه دربــاره ترجمه هاي مطالعه مى كنند، به شــيوه ها و تأثير قرائات بر قرآنمختلف راهنمايي كند.قرآنترجمه در ايــن مقالــه، تعاريــف و كلياتــى در خصــوص قرائت، تقسيم بندى قرائات و چگونگى تأثير بر فهم و تفسير قرآن، »قرائات ســبع«، پنج ترجمه ياد شــده و مترجمان آنها به اجمال بيان شده اســت. علت انتخاب ترجمه هاى ياد شده اين بود كه دو ترجمه كهن ميبدى و ابوالفتوح رازى به جهت و «كشف الاسرار و عدة الابرارچاپهاى متعدد دو تفســير »« از جمله تفاســير فارســى روض الجنان و روح الجنان»در دســترس محسوب مى شــوند. از ديگر سو، سه ترجمه معاصر آقايان مهدى الهى قمشــه اى، ناصر مكارم شيرازى و محمدمهدى فولادوند را مى توان متداول ترين ترجمه هاى فارسى معاصر دانست. در ادامه، مواردى از اختلاف قرائات كه در تفســير و فهم آيات ســوره بقره تأثير دارد، شمارش شده است. ســپس به حجت قرائات و مباحث لغوى، ادبى و تفســيرى مرتبط با آنها پرداخته شــده اســت. ســرانجام ترجمه هاى پنج گانه ذكر و به مقايسه آنها با مستندات ادبى و تفسيرى پرداخته مى شود.قرائت در لغت و اصطلاحقرائت از ريشــه »قرء« و مصدر ثلاثى مجرد است. راغب يعني جمع َاَــرَاصفهانــى در معنــاى آن چنين مى گويد: »قكــرد. ... قرائت يعنى پيوســتن بعضــى از حروف و كلمات 1به يكديگر در ترتيل؛ و اين به هر جمعى گفته نمى شــود«.ابن منظور نيز گفته اســت: »چيزى را قرائت كردم؛ يعنى آن را جمع كردم و بخشى از آن را به بخشى ديگر پيوستم. ... را قرائت كردم؛ يعنى تمام آن را به تلفظ درآوردم. ... قرآن2اصل در اين لفظ، جمع است«.قرائت در اصطلاح عبارت اســت از آنچــه در بيان كيفيت .402ص ،مفردات الفاظ القرآن . 1.79ج11، صص78و ،لسان العرب . 2 از امام القرائه نقل مي شــود؛ قرآنقرائــت كلمات و حروف « از عاصم و كســائي در آيه 4 ســوره ِكِنظير قرائت »مال موضوع علم قرائت عبارت اســت از اصول قرائى 3حمــد. از جمله اصول قرائى مى توان به ادغام، 4و فــرش الحروف.مد، احكام همزه، اماله و وقف اشــاره نمود. فرش الحروف عبارت است از موارد جزئى از اختلاف قرائات در كلمات 5عون«َدْخَ قرائت كلمه »يًقرآنى كه ضابطه مند نيســتند. مثلا قياس نمى شــود. به عبارت ديگر در 6«َعونِخادُبا قرائت »ي كريم كلماتى وجود دارد كه عــلاوه بر پراكنده بودن قــرآن، تلفظ آنها تحت قاعده اى معين قرآندر سوره هاى مختلف رش به معناى نشــر و بسط است َو مشــخص درنمى آيد. فو حــروف ـ جمع حــرف ـ در اينجا معناى قرائت مى دهد. حمزة، ُ عاصم، حــرفُپس وقتى گفته مى شــود: »حــرف نافــع« در اصطلاح يعنى قرائت عاصم، قرائت حمزه ُحرفت نام گــذارى اختلافات ّو "

6 ساعت پيش

صبح به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
رئیس جمهور آمریکا در واکنش به آزادی ژیائو وانگ در قبال مسعود سلیمانی، از جمهوری اسلامی به دلیل «مذاکرات منصفانه» تشکر کرد.
توئیت ترامپ در باره تبادل زندانیان هم کنایه به اوباما است و هم کنایه به ج اا؛
کنایه‌ اش به اوباما آن است که به رغم مذاکره و امضای برجام با ایران نتوانستی "وانگ" را آزاد کنی؛
کنایه‌ اش اما به ایران این است که راه توافق و معامله هیچ وقت بسته نیست، جمله پایانی‌ اش بعد از تشکر از ایران این است:
" دیدید، می‌ توانیم با هم معامله کنیم."
و البته تلویحا می‌ خواهد بگوید راه به سازش کشیدن ایران "فشار حداکثری" است!
به نظر شما در برابر این هفت‌خطِ سیاست و تجارت چه باید کرد؟
از جزء به کل نتیجه گیری نکنید. این همان بازی حقیر ترامپ هست.

نتیجۀ قضاوت از جزء به کل - و نادیده گرفتن کل - ، همان ذوق زدگی جریان شما از مذاکرات کرۀ شمالی و کوبا با آمریکاست....


اگر با همین روش از این توئیت نتیجه بگیریم که ترامپ گدا و محتاج ارتباط با ایران است، بیراه نگفتیم... اما خوب عوامل فراگیر فوقانی اصولا این بازی‌ها را بر نداشته و نخواهد برداشت. "

8 ساعت پيش

مقداد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
رئیس جمهور آمریکا در واکنش به آزادی ژیائو وانگ در قبال مسعود سلیمانی، از جمهوری اسلامی به دلیل «مذاکرات منصفانه» تشکر کرد.
توئیت ترامپ در باره تبادل زندانیان هم کنایه به اوباما است و هم کنایه به ج اا؛
کنایه‌ اش به اوباما آن است که به رغم مذاکره و امضای برجام با ایران نتوانستی "وانگ" را آزاد کنی؛
کنایه‌ اش اما به ایران این است که راه توافق و معامله هیچ وقت بسته نیست، جمله پایانی‌ اش بعد از تشکر از ایران این است:
" دیدید، می‌ توانیم با هم معامله کنیم."
و البته تلویحا می‌ خواهد بگوید راه به سازش کشیدن ایران "فشار حداکثری" است!
به نظر شما در برابر این هفت‌خطِ سیاست و تجارت چه باید کرد؟
فعلا همین سیاست کچ دار و مریزی که داریم بهترین سیاسته چاره چیه نه اونقدر قدرت داریم نه شرکای عاقلی داریم اروپام که عملا هیچ غلطی نمی کنه "

10 ساعت پيش

مقداد به سرنگار يكسال پيش در چنين روزي ... پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
سعی کن کلاً این حس رو درون خودت بکشی و هیشوخت بهش فکر نکنی ، هیشوخت زن نگیر رفیق
چشم سعی می کنم! "

10 ساعت پيش

مقداد به سرنگار آخرین کتابی که خوندی چی بوده؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ساز دهنی نوشته شده است نمايش نوشته
الله اکبرررررررررر ، آقا ما پشتتیم ، نترس
"

10 ساعت پيش

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" رئیس جمهور آمریکا در واکنش به آزادی ژیائو وانگ در قبال مسعود سلیمانی، از جمهوری اسلامی به دلیل «مذاکرات منصفانه» تشکر کرد.
توئیت ترامپ در باره تبادل زندانیان هم کنایه به اوباما است و هم کنایه به ج اا؛
کنایه‌ اش به اوباما آن است که به رغم مذاکره و امضای برجام با ایران نتوانستی "وانگ" را آزاد کنی؛
کنایه‌ اش اما به ایران این است که راه توافق و معامله هیچ وقت بسته نیست، جمله پایانی‌ اش بعد از تشکر از ایران این است:
" دیدید، می‌ توانیم با هم معامله کنیم."
و البته تلویحا می‌ خواهد بگوید راه به سازش کشیدن ایران "فشار حداکثری" است!
به نظر شما در برابر این هفت‌خطِ سیاست و تجارت چه باید کرد؟ "

13 ساعت پيش

ساز دهنی به سرنگار به یه جایی از زندگی که رسیدی ، میفهمی ...... پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مقداد نوشته شده است نمايش نوشته
... که سازدهنی... واقعا چرا سازدهنی؟! نفهمیدیم!
خودمم نمیدونم "

15 ساعت پيش

ساز دهنی به سرنگار يكسال پيش در چنين روزي ... پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مقداد نوشته شده است نمايش نوشته
من داشتم دنبال زن می گشتم الان الحمدلله شدتش کم شده!
سعی کن کلاً این حس رو درون خودت بکشی و هیشوخت بهش فکر نکنی ، هیشوخت زن نگیر رفیق "

15 ساعت پيش

ساز دهنی به سرنگار آخرین کتابی که خوندی چی بوده؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مقداد نوشته شده است نمايش نوشته
خخخ اختیار داری
اتفاقا من یه متن بلندبالا نوشتم بر علیه کتاب و کتابخوانی! شاید روزی بتونم تو یه جلسه ای چیزی بخونم. خوندم بهت میگم یا اصلا فیلمشو میذارم
الله اکبرررررررررر ، آقا ما پشتتیم ، نترس "

16 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:25AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.