بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ در منابع مکتب سقیفه ساخت
"

فضیلتی بی نظیر برای سیدالشهداء امام حسین صلوات الله علیه
و شدت علاقه رسولخدا به حسنین علیهم السلام

364 - حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ رَاشِدِ بْنِ سَعْدٍ، عَنْ يَعْلَى بْنِ مُرَّةَ أَنَّهُ قَالَ: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَدُعِينَا إِلَى طَعَامٍ فَإِذَا حسَيْنٌ يَلْعَبُ فِي الطَّرِيقِ، فأَسْرَعَ النَّبِي صلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَمَامَ الْقَوْمِ، ثُمَّ بَسَطَ يَدَيْه فَجَعَلَ يَمُرُّ مَرَّةً هَا هُنَا وَمَرَّةً هَا هُنَا، يضَاحِكُهُ حَتَّى أَخَذَه فجَعَلَ إِحْدَى يَدَيْهِ فِي ذَقْنِهِ وَالْأُخْرَى فِي رَأْسِهِ، ثُمَّ اعْتَنَقَهُ فَقَبَّلَهُ، ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ، أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ، سَبِطَانِ مِنَ الْأَسْبَاطِ»

یعلی بن مره روایت میکند روزی با رسول خدا خارج شدیم و ما را دعوت به غذایی فرمودند، حسین در راه بازی میکرد ، رسول الله به سرعت در مقابل این جمعیت به سمت حسین دوید
سپس دستهای او را گرفتند حضرت حسین باز هم شروع به بازی نمود و این طرف و آن طرف دویدن و این کار امام حسین سلام الله علیه، رسول الله را بسیار خندان نمود و مجدد ایشان را گرفتند و یکی از دست های خود را روی چانه امام حسین گذاشتند و دست دیگرشان را روی سر ایشان، بعد ایشان را بغل نمودند و میبوسید سپس فرمودند::
حسین از من است و من هم از حسینم خدا دوست بدارد هر کس حسن و حسین مرا دوست بدارد ، دو نوه از نوه ها

[قال الشيخ الألباني] :
حسن
الكتاب: صحيح الأدب المفرد للإمام البخاري- المؤلف: محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاري، أبو عبد الله (المتوفى: 256هـ)- حقق أحاديثه وعلق عليه: محمد ناصر الدين الألباني- الناشر: دار الصديق للنشر والتوزيع- الطبعة: الرابعة، 1418 هـ - 1997 م- ص 146

http://shamela.ws/browse.php/book-12991/page-547#page-2

http://library.islamweb.net/hadith/d...=360&pid=96699

تصحیحات این حدیث ::

1️⃣ آلبانی
تحقيق الألباني:
حسن، الصحيحة (1227)
صحیح و ضعیف سنن ابن ماجه ج1 ص216

2️⃣ ترمذی :
هذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ، وَإِنَّمَا نَعْرِفُهُ مِنْ حَدِيثِ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ خُثَيْمٍ.
سنن ترمذی ج6ص123 ح3778

3️⃣ هیثمی :
روَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَإِسْنَادُهُ حَسَنٌ.
مجمع الزوائد ج 9 ص 209

4️⃣ آلبانی در جای دیگر
[حكم الألباني]
(حسن) انظر حديث رقم: 3146 في صحيح الجامع
الجامع الصغیر ج1ص5457

5️⃣ صحیح بودن از دید ابن حبان و البانی
رقم طبعة با وزير = (6932)
[تعليق الألباني]
حسن - «الصحيحة» (1227).
صحیح ابن حبان ج15ص427


6️⃣حاکم نیشابوری :
هذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ
المستدرک ج3ص194

7️⃣ ذهبی:
[التعليق - من تلخيص الذهبي] 4820 - صحيح
المستدرک ج3ص194

8️⃣البوصیری:
هذَا إِسْنَاد حسن رِجَاله ثِقَات
مصباح الزجاجة في زوائد ابن ماجه ج1ص22
http://shamela.ws/browse.php/book-5635#page-18

9️⃣ الصلابی :
(1) فضائل الصحابة رقم 1361، إسناده حسن.
پاروقی کتاب اسمی المطالب ج1ص117
"

يك دقيقه پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
خوب نبی مکرم اسلام هم خدا نیست اما نبی الله ورسول الله
چه هیزم تری به شما ورهبر مابون ملعون زنیم شما ریچاد یا رشاد یهودی و..........فروخته که اینقدر کینه ازش دارید ؟
خوب مشخصه که پیامبر خدا نیست. اصلا چه کسی گفته این حرف را؟ لطفا منظورت را واضح بگویید؟ "

7 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۳)



امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!


باتحقیق و جستجو در تاریخ و با توجه به روایات و زیارات صادره از ائمه معصومین علیهم السلام نشان می‌دهد که عامل اصلی شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و جنایات عظیم آن،
در حقیقت به شورای شوم سقیفه بنی ساعده و عاملین آن باز می‌گردد و
آن دو بودند که این خیانت‌های بی‌شرمانه را برای پدیدآورندگان صحنه کربلا یزید و یزیدیان طرح و برنامه‌ریزی کردند؛

ابوالصلاح حلبی شیخ تقی الدین بن نجم الدین در کتاب خود تقریب المعارف
(۳۴۷- ۴۴۷ھ۔ق) مینویسد::

و رووا عن عبد الله بن محمد بن عمر بن علي بن أبي طالب قال : شهدت أبي : محمد بن عمر ، ومحمد بن عمر بن الحسن ـ وهو : الّذي كان مع الحسين بكربلاء ، وكانت الشيعة تنزّله بمنزلة أبي جعفر ، يعرفون حقّه وفضله ـ قال : فكلّمه في أبي بكر وعمر ، فقال محمد بن عمر بن الحسن بن علي بن أبي طالب لأبي : أسكت ، فإنّك عاجز والله ، إنهما لشركاء في دم الحسين .

از عبدالله بن محمد بن عمر بن علی بن ابی طالب علیه السلام روایت کرده اند که گفت : پدرم محمد بن عمر ومحمد بن عمر بن الحسن که او در رکاب امام حسین (علیه‌السلام) در کربلا بود را دیدم ،که شیعیان برای او منزلتی بمانند منزلت امام باقر علیه السلام قائل بودند وحق وفضلش را می شناختند،
گفت ؛ پس درباره ابوبکر و عمر با او سخن کرد ، پس محمد بن عمر بن الحسن بن علی بن ابی طالب به پدرم گفت : ساکت شو ، که تو به خداوند قسم عاجز وناتوانی ، وآنان [ ابوبکر وعمر ] در خون حسین شریکند .

نام کتاب : تقريب المعارف نویسنده : أبو الصّلاح الحلبي جلد : 1 صفحه : 252

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kEYUxV


"

9 دقيقه پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
هدفشان دشمنی با اسلام و رسول الله است ... و الا خوب می فهمند که چه می گوئید. مأمورند و معذور ...
بحث که تمام می شود و حرفی برای گفتن که باقی ندارند، مجدد شروع به تکرار اراجیف شان می کنند، بالاخره گویا باید برگۀ ساعت کارشان را پر کنند.



برای هر چیزی در این دنیا می توان هزار دلیل و قانون تراشید و هر موضوعی را می توان از هزار زاویه دید و پذیرفت ولی وقتی کسی به دروغ ادعا می کند که از خدا و قرآن اطاعت می کند طبعا نتیجه این می شود که نام پیامبری که در قرآن الگو و اسوه و واجب الإطاعة است و خدا امر کرده غیر از خود باید به او هم ایمان بیاوریم را حذف می کنند ...



اشقیائی اینچنین اگر واقعا جیره خوار و سرباز سایبری یهود نباشند، چیزی جز دو فروند بیچارۀ قابل ترحّم بیشتر نیستند.
ما همان بیچارۀ قابل ترحّم هستیم. گفته های حماسی سیاسی شما ، بیشتر شبیه اشعار شعرای زمان پیامبر محمد است.
اما یک سوال اساسی که از شما خواهش می کنم و به هر چیزی که قبولش دارید قسمت می دهم که بدون احساسات و حماسی سیاسی کردن قضیه جواب دهید.

سوالات:
آیا شما تابحال کتب حدیثی که از آنان دفاع می کنید را خوانده اید؟؟
آیا تابحال فکر کرده اید که خدای قادر مطلق باید (و حتما) اصول دینش را در قرآن آورده باشد؟
آیا تابحال فکر کرده اید که موضوع شرک اهمیت زیادی دارد و باید بجد قرآن در مورد آن آیات فراوانی داشته باشد؟
فرض کنید فقط ده درصد احتمال درستی نظریه ما باشد . اگر در قرآن خواندن غیر خدا منع شده باشد، در قیامت چکار خواهید کرد و در نپذیرفتن این قضیه ، مقصر کیه؟ "

10 دقيقه پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان خدا شناسی سرخودی وتقدیس شیطان صوفیه وملاحده و.. با اسم عرفان و............. ساخت
"
تقدیس ابلیس توسط عرفا و صوفیه:

حلاج می‌گوید: «در آسمان عابد و موحدی چون ابلیس نیست...به او گفتند سجده کن، گفت لا غیر!...بنده‌ای پاک هستم، غیر تو به کسی سجده نمی‌کنم». مجموعه آثار حلاج، ص۶۰.



«صاحب و استاد من، ابلیس و فرعون است، به آتش بترسانیدند ابلیس را از دعویش بازنگردید. فرعون را به دریا غرق کرده و از دعوی بازنگردید... و اگر مرا بکشند و دست و پای ببرند از دعوی خود بازنگردم».مجموعه آثار حلاج، ص۶۲.


حلاج معتقد است که دو جوانمرد در عالم وجود دارد: ابلیس و پیامبر اکرم. تمهیدات، عین القضات همدانی، ص۲۲۳.
و می‌گوید:



«موسی و ابلیس در عقبه طور به هم رسیدند، موسی گفت: ای ابلیس چه چیزی تو را از سجده منع کرد؟ ابلیس گفت: دعوی من به معبود واحد مرا منع کرد و اگر آدم را سجده می‌کردم هر آینه مثل تو بودم، چون تو را یکبار ندا کردند «أنظر الی الجبل» نگریستی، مرا هزار بار ندا کردند که آدم را سجده کن و من سجده نکردم». مجموعه آثار حلاج، ص۶۱.

حسن بصری نیز معتقد است:
«اگر ابلیس نور خود را به خلق نماید همه او را به معبودی و خدایی بپرستند». تمهیدات، عین القضات همدانی، ص۲۱۱.

تحفة الاخیار نیز درباره رابعه عدویه می‌نویسد:
«چنانچه عطار از رابعه عدویه نقل کرده که مضمونش این است او گفته که دل من لبریز از محبت خداست و در آن جای محبت مصطفی و عداوت ابلیس نیست». تحفة الاخیار، ص۱۴۰.

سنایی نیز دلیل سجده نکردن ابلیس را مجبور بودن او و خواست خود خداوند بیان می‌کند و از زبان ابلیس می‌گوید:

در راه من نهاد، نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقه آن دام، دانه بود

می‌خواست تا نشانه لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست، آدم خاکی بهانه بود

ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی‌رضا نبود
تمهیدات، عین القضات همدانی، ص۷۴.

ابوسعید ابوالخیر نیز با اشاره به مجبور بودن شیطان می‌گوید روز قیامت شیطان را می‌آورند و به او می‌گویند سجده کن «وی در گریستن آید گوید: اگر به من بود سجده روز اول کردمی». اسرار التوحید، ص۳۳۲.

عراقی نیز سجده نکردن ابلیس را کار خود خداوند دانسته و می‌گوید:

خود کرده رهنمایی آدم به سوی گندم
ابلیس بهر تأدیب اندر میان نهاده

خود کرده هرچه کرده وانگه به این بهانه
هر لحظه جرم و عصیان بر این و آن نهاده

کس را در این میانه چون و چرا نزیبد
هر کس نصیب او را هم غیب دان نهاده
کلیات عراقی، ص۲۶۷.

ملای رومی نیز علت سجده نکردن ابلیس را عشق او به خداوند اعلام می‌کند و ابلیس را بی‌گناه می‌داند:

ترک سجده از حسد گیرم که بود
این حسد از عشق خیزد نه جحود

هر حسد از دوستی خیزد چنین
که شود با دوست غیری همنشین

بی گنه لعنت کنی ابلیس را
چون نبینی از خود این تلبیس را
مثنوی، ص۲۵۷. (براساس نسخه سبحانی، وزارت ارشاد)

عین القضات همدانی هم دلیل سجده نکردن ابلیس به آدم را عشق او به خدا می‌داند و شیطان را در افعالش مجبور می‌داند و می‌گوید خدا او را اینگونه آفریده است: «گیرم که خلق را اضلال ابلیس کند، ابلیس را بدین صفت که آفرید؟» تمهیدات، عین القضات همدانی، ص۱۸۸.
«گناه ابلیس عشق او آمد به خدا».
تمهیدات، عین القضات همدانی، ص۲۲۹.


احمد غزالی نیز شیطان را «سید الموحدین»می‌داند، و نیز می‌گوید «من لم یتعلم التوحید من ابلیس فهو زندیق». ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۰۷
و ابن جوزی، المنتظم في تواریخ الملوک و الامم، ج۹، ص۲۶۰،
و ابن‌جوزی، القصاص و المذکرین، ص۱۰۴.

مطالب بیشتر را در نسخه احیا شده «رد صوفیه» ملا محمد طاهر قمی ببینید.


"

17 دقيقه پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، سطح فکر من زیر دبستان است، اگر سؤال سطح پایین پرسیدم شما همان سطح دبستان جواب دهید خوب است.

آیا وقتی مرتب از قرآن نام میبریم و اعجاز علمی آن را ذکر میکنیم، همه ذهنها متوجه قرآن نمیشود؟ آیا با این کار از یاد خدا غافل نمیشویم؟ و یاد خدا در رده دوم قرار نمیگیرد؟ چه کار داریم قرآن چیست وقتی خود خدا حاضر است و در خود همین قرآن فرموده یاد من را زنده نگه دارید و نماز را برای یاد من به پا دارید؟
قطعا با خواندن و تفکر روی آیات قرآن ، به یاد خدا می افتیم. صرفا اگر خواندن باشد بدون تفکر ، بیفایده است. مثل دعانویسها که قرآن می خوانند برای اهداف شیطانی خود.
کسی که متن شما را بخواند و از اول بحث نبوده باشد، فکر می کند که شما دارید مردم را از خواندن و تفکر در قرآن منع می کنید. قرآن فقط یک کتاب است و حاوی کلام خدا. آیا وقتی شما کلام خدا را می شنوید، به یاد خدا می افتید یا یاد کلام خدا؟؟
قطعا خود خدا توجه شما را جلب خواهد کرد. اگر سوره الرحمن را بخوانید و روی آن تفکر کنید، به یاد عظمت و بزرگی خدا می افتید. کلام خدا فقط یک وسیله است. چون خدا از آن طریق با ما صحبت می کند.
می دانم که شما با این استدلال می خواهید که بر همین منوال امامان و پیامبر را شفیع و واسطه دعاها قرار دهید! اما خدای مهربان در همین کلام خود قرآن ، این روش را منع نموده است. این است آن نکته ای که شما به آن توجه نمی کنید. "

19 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
بله قرآن، خدا نیست، کلام خداست.
خوب نبی مکرم اسلام هم خدا نیست اما نبی الله ورسول الله
چه هیزم تری به شما ورهبر مابون ملعون زنیم شما ریچاد یا رشاد یهودی و..........فروخته که اینقدر کینه ازش دارید ؟ "

23 دقيقه پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
۱- یعنی هر چه را واضح شد که حضرت ص فرمودند متابعت کند، مثلا نماز ظهر چهار رکعت است، دو رکعت فرض است و دو رکعت سنت، وقتی مسافر شد دو رکعت سنت را کم کند و نماز شکسته بخواند، و صدها مورد دیگر، و هر کس برایش واضح نیست به خبره فن مراجعه کند تا برایش واضح کند.

۲- خواندن غیر خدا این است که مثل سامری گوساله درست کنند و بگویند این است خدای ما و خدای پیامبر ما.
.
شما جوری حرف می زنید که قرآن گفته پیامبرنبوده است و پیامبر در اصل برای گفتن چیزهای دیگری غیر از قرآن آمده است! آیا قرآن گفته های پیامبر هست یا نیست؟ آیا خط قرمز شرک و بت پرستی در قرآن مشخص شده است؟ "

27 دقيقه پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
پس خدا نیست ؟قبوله ؟
بله قرآن، خدا نیست، کلام خداست. "

30 دقيقه پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، چه کار با ما دارید، شما صادقانه تحقیق و مراجعه کنید و به هر چه بین خودتان و خداوند متعال مطمئن شدید که مرام اهل البیت ع است عمل کنید.
نمی دانم چرا سخن خداوند رارها کنم بدنبال مرام اهلبیت که نیستند که از خوددفاع کنند بلکه سخن کسایی برم که همین اهل بیت را همتایانی برای خداوند قرارداده اند بروم ؟

مگر سخن خداوند چه اشکال دارد که درپی آن نباشیم ؟

قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۱﴾ انعام
بگو آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مى ‏رساند و نه زيانى و آيا پس از اينكه خدا ما را هدايت كرده از عقيده خود بازگرديم مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان از راه به در برده‏ اند و حيران [بر جاى مانده] است براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت مى‏ خوانند كه به سوى ما بيا بگو هدايت‏ خداست كه هدايت [واقعى] است و دستور يافته‏ ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم (۷۱)

این را بدا هدایت خداوند هدایت واقعی است "

3 ساعت پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
به اهل بیت مراجعه کنیم یا به احادیث وروایاتی که به آن بزرگواران نسبت داده اید که کلام خداوند را دگرگون کنید مراجعه کنیم ؟
دوست گرامی، چه کار با ما دارید، شما صادقانه تحقیق و مراجعه کنید و به هر چه بین خودتان و خداوند متعال مطمئن شدید که مرام اهل البیت ع است عمل کنید. "

5 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته






ببین در چه باتلاق خودساخته‌ای گرفتار شده ای ...



کارت به جائی رسیده که از تنها منبع دین فرضی ات می‌پرسی (چرا باید نزد رسول بروند ... )؟

خدا گفته است پیش رسول الله می رفتند (جاؤوک)... و این یعنی او را شفیع قرار می‌دادند، حالا صاف ایستاده ای می گوئی چرا می رفتند؟ خدا در انتها این کار را تائید می‌کند و می گوید (لوجدو الله توابا رحیما). با این کار خدا توبۀ آنان را می‌پذیرفت.

دین و ایمان شما همین تعارضی است که می بینی، قوانین خودتان و قوم و قبیله‌تان را بر قرآن تحمیل می‌کنید و آن چه که مزاحم است از قرآن هرس می‌کنید ... به همین وقاحت. این نه ایمان است و نه دین و به حق در انتظار شما عذاب خوارکننده ای نشسته است. لااقل با خودتان صادق بودید و کافر می‌شدید عذاب عادی بود و خوار کننده نبود.
اگر امکان دارد و مثل دیگر دوستانت از ترجمه کردن فرار نمی کنی آیه ای را که به آن استناد کردی را ترجمه کن تا موضوع مشخص شود که آیا راست می گویی که گفتی . و الا قرآن می‌گوید مسلمانان نزد رسول می‌آمدند و او را وسیلۀ استغفار قرار می‌دادند..
یانه به خداوند دروغ بستی ؟

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا ﴿۶۴﴾نساء "

6 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
خداوند می گوید کسانی که می خواهند بین خدا و پیامبرانش (فرق) قائل شوند کافران حقیقی اند ...



البته این فرق در ذات و موجودیت نیست، بلکه یکپارچگی دستگاه الهی است که پیامبر نیز جزو آن است. خواندن و خواستن در رابطه با هر عنصری از دستگاه الهی، خواستن از خداست چون این یک مجموعه است و با هم فرقی ندارد و بیرون انداختن پیامبر از مجموعه (کُفر) است ... فرق قائل شدن یعنی این.



حالا شما آمده اید ادعا می کنید پیامبر، غیر خداست ، خواندن او خواندن غیر خداست و باید ترک شود!

این فرق گذاشتن نیست؟ یا خودتان را به حماقت زده اید؟
آیا شمامطمعن هستی که يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ به معنی فرق قائل شدن است و معنی جدایی نمی دهد ؟

ولی از آیه مشخص است که می خواهند بین خداوند و پیامبرانش جدایی بیندازند ولی شما بخاطر اینکه به مقصود خود برسی چنین ترجمه کردی واین بخاطر همان مرض است "

6 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
غیر خدا کسی است که فرمان واضح خدا را برای میل خود تغییر می‌دهد ...
اطاعت از رسول را حذف می‌کند و وقاحت خود را اضافه می‌کند و صلوات بر او را نیز بر خلاف آیات قرآن، "غیر خدائی" می‌داند و عملا با نفاقی رسوا و لو رفته، مشغول جنگ با قرآن و کلام خداست. و تنها افتخار او تکرار طوطی وار پس از اتمام بحث است. این خستگی ناپذیری شگرف و وقاحت همان "فزادهم الله مرضا" ست ... که برابر و حاصل دشمنی با پیامبر و قرآن است.



راستی ما هم فونت بزرگتر از فونت عادی داریم الآن با بزرگ نوشتن حق کامل شد
ما فرمان واضح خداوند را تغییر می دهیم یا شما ؟

اگر قبول ندارید می توانم آیات زیادی معرفی کنم تا مشخص شود که فرمان خداوند را می پذیرید یا نه ؟
"

6 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
تنها راه برای اینکه به خداوند دروغ نبندند این است که در فهم قرآن و تفسیر آن به اهل البیت علیهم السلام مراجعه کنند.
به اهل بیت مراجعه کنیم یا به احادیث وروایاتی که به آن بزرگواران نسبت داده اید که کلام خداوند را دگرگون کنید مراجعه کنیم ؟ "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار حسین صلوات الله وسلام الله علیه پاسخ داد.
"
شعائر_مقدسه_ی_حسینیه

منابع معتبر از کتب شیعه که جریان سرشکستن حضرت زینب کبری سلام الله علیها را نقل کرده اند:


1 - ابومخنف در کتاب مقتل این جریان را نقل می‌کند. مقتل ابی مخنف، ص 99.

2 - قندوزی در کتاب «ینابیع المودة» می‌گوید:
فلما رأت زینب رأس اخیها قد أتوا بالرؤوس مقدما علیها نطحت جبهتها بمقدم الأقتاب فخرج الدم منها وجعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خسفه فابدی غروبا
ما توهمت یاشقیق فؤادی کان هذا مقـدرا مکتـوبا.
زمانیکه حضرت زینب سر مطهر برادرش را مشاهده کرد در حالیکه در جلوی سرهای روی نیزه حمل می‌شد پیشانی‌اش را به جلوی محمل زد و خون از آن خارج شد.
ینابیع المودة، ج 3، ص 87.

3 - مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة روی مرسلا عن مسلم الجصاص ... فاذا هم اتوا بالرؤوس یقدمهم رأس الحسین و هو رأس زهری قمری اشبه الخلق برسول الله و لحیته کسواد السبج قد انتصل منها الخصاب و وجهه دارة قمر طالح و الرمح تلعب بها یمینا و شمالا فالتفتت زینب فرأت رأس اخیها فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من تحت قناعها و او مأت الیه بحرقة و جعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خفه فا بدا غروبا

مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
در بعضی از کتابهای معتبر دیدم که بصورت مرسل روایت شده بود:

از مسلم گچکار که قصر ابن زیاد را گچ کاری می‌کرد در همان حین می‌گوید دیدم که کاروان اسرا وارد کوفه شدند و سرهای بریده بر روی نیزه را وارد کردند که جلوی آنها سر مقدس امام حسین بود که شبیه‌ترین افراد به پیامبر بود و آن سر نورانی می‌درخشید و بادها محاسن او را حرکت می‌دادند ، ناگاه حضرت زینب این صحنه را دید و پیشانی مبارک را به چوبه محمل زد بگونه‌ای که دیدیم خون از زیر مقنعه آن حضرت جاری شد.
بحارالانوار، ج 45، ص 115.


4 - همچنین مرحوم علامه مجلسی این جریان را در کتاب جلاءالعیون نیز نقل می‌کند.
جلاءالعیون، ص 717.

5 - مرحوم سپهر در «ناسخ التواریخ»، نیز این جریان را نقل می‌کند.
ناسغ التواریخ، ج 3، ص 53.

6 - مرحوم علامه بحرانی نیز روایت علامه مجلسی را در کتاب «العوالم» نقل می‌کند.
عوالم الامام الحسین، ج 17، ص 373.

7 - مرحوم محدث جزایری نقل می‌کند که حضرت زینب از مکه با برادر حرکت نمود در غربت و تشنگی و گرسنگی و جراحات ظاهریه و باطنیه و گرفتاریها نهایت مواسات را با برادر نمود حتی در بازار کوفه ملتفت سر خونین برادر شده از حالت طبیعی خارج شده و با برادر مواسات نموده ... «فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل» پیشانی مبارک خود را به چوبه محمل کوبید
خصائص الزینبیة، ص 249.

نکته مهم درباره کتاب «خصائص الزینبیة»
کتاب گران سنگ «خصائص الزینبیه» را علمای بزرگی مانند مرجع کل آیت الله سید ابو الحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آیت الله فیروز آبادی و میرزا محمد علی شهرستانی و... تفریظ زده‌اند و با عباراتی متقن از این کتاب تعریف کرده‌اند:
(انه قد اوفی حق المقام) (علو مطالب و بلندی مقاصد نه به حدی است که قلم را یاری تحریر و زبان را قدرت بر تقدیر آید) (هوفی شأن بضعة الرسول ...)
مقدمه خصائص الزینبیة، ص 23.

بنابراین آمدن این جریان در این کتاب که علمای بزرگی صحت آن را تأیید کرده‌اند، شاهد بر صحت این جریان است.

8 - مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «نفس المهموم» نیز این جریان را نقل کرده است.
نفس المهموم، ص 400.

خلاصه آنکه:
علمای بزرگی که درعلم و تقوا سرآمد بوده‌اند در کتابهایشان این جریان را نقل کرده‌اند مانند:

کتاب منهاج الدموع، ص 366.

مرحوم سید کاظم قزوینی در کتاب زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص 276.
کتاب رمزالمصیبة، ج 3، ص 111.
ذریعة النجاة، ص 150 و 178.
مهیج الاحزان، ص 619.
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 129.
مع الرکب الحسینی، ج 5، ص 219.
ریاحین الشریعه، ج 3، ص 137.
مجالس الشهدا فی ذکر مصائب آل عبا، ص 146.
المجالس الفاخرة، ص 156.
بحارالانوارج۴۵ صفحه۱۱۴و۱۱۵
خصایص الزینبیه ۹۶
فرسان الهیجاءجلاءالعیون ج۲ص۲۳۸
محرق القلوب للنراقی
رمز المصیبه
ناسخ التواریخ3/53-52
راجع النصره المظلوم ص۱۸
انظرالحصدرطبعه البحرین ج۳ ص۳۳۱وص۳۳۳
نفس المهموم،شیخ عباس قمی، صفحه ۳٦۵.
مجموعه وفیات الائمه علیهم السلام،جلد ۱،صفحه ۱٦٤.
المنتخب للطریحی،جلد٢،صفحه ٤٢.۵
انوار الالهیه فی المسائل العقائدیه،شیخ میرزا جواد تبریزی،جلد ۱،صفحه ۱٦٨.

شعائر حسینی،شیخ میرزا جواد تبریزی،صفحه۱٨٢.
الفردوس الاعلی،علامه کاشف الغطاء،صفحه ٦٠.
ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار علیهم السلام، سید نعمت الله جزایری،جلد ۱،صفحه ٢٧۴.
بحارالانوار،جلد ۱۰۹،صفحه ۹۱.
بحارالانوار،جلد ٤۵،صفحه ۱۱۵.
العوالم الامام الحسین علیه السلام،علامه محدث شیخ عبدالله بحرانی،جلد ۱،صفحه۳۷۳.
زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، علامه سید محمد کاظم قزوینی،جلد ۱،صفحه ۲۷٦
اکثیر العبادات فی اسرار الشهادات،علامه فقیه فاضل دربندی،جلد٣،ص٣۰۲.
المجالس الفاخره فی مصایب العتره الطاهره، علامه فقیه الامام عبدالحسین شرف الدین الموسوی، صفحه٣۱۵،مجلس سادس و العشرون.
نحن و الاولاد فی مآثر أهل البیت النبوه علیهم السلام جلد۱،صفحه۴٩٩.
مستدرک سفینة البحار،علامه شیخ علی نمازی شاهرودی،جلد ٤،صفحه ٦
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه،آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی،فصل چهاردهم.
المجالس العاشوریه فی الماتم الحسینیه شیخ عبدالله ابن الحاج حسن آل درویش،صفحه۴۵٢.
موسوعة کربلا،جلد ۲،صفحه ۲٦٨
موسوعة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۰،صفحه ۸۳۲.
الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۵،صفحه ۳۰.
موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام،جلد ۲،صفحه ۳۳۷.
موسوعة السید شرف الدین،جلد ۵، صفحه ۲۳۸۲.
موسوعة اهل البیت علیهم السلام،جلد ۱۰،صفحه ۳۲.
مع الرکب الحسینی،جلد ۵،صفحه ۹٦.
دلیل الهدی فی فقه العزا،صفحه ۱۳٤.
الدمعة الساکبة،جلد ۵،صفحه ٤۵.


"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
شعائر_مقدسه_ی_حسینیه

منابع معتبر از کتب شیعه که جریان سرشکستن حضرت زینب کبری سلام الله علیها را نقل کرده اند:


1 - ابومخنف در کتاب مقتل این جریان را نقل می‌کند. مقتل ابی مخنف، ص 99.

2 - قندوزی در کتاب «ینابیع المودة» می‌گوید:
فلما رأت زینب رأس اخیها قد أتوا بالرؤوس مقدما علیها نطحت جبهتها بمقدم الأقتاب فخرج الدم منها وجعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خسفه فابدی غروبا
ما توهمت یاشقیق فؤادی کان هذا مقـدرا مکتـوبا.
زمانیکه حضرت زینب سر مطهر برادرش را مشاهده کرد در حالیکه در جلوی سرهای روی نیزه حمل می‌شد پیشانی‌اش را به جلوی محمل زد و خون از آن خارج شد.
ینابیع المودة، ج 3، ص 87.

3 - مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة روی مرسلا عن مسلم الجصاص ... فاذا هم اتوا بالرؤوس یقدمهم رأس الحسین و هو رأس زهری قمری اشبه الخلق برسول الله و لحیته کسواد السبج قد انتصل منها الخصاب و وجهه دارة قمر طالح و الرمح تلعب بها یمینا و شمالا فالتفتت زینب فرأت رأس اخیها فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من تحت قناعها و او مأت الیه بحرقة و جعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خفه فا بدا غروبا

مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
در بعضی از کتابهای معتبر دیدم که بصورت مرسل روایت شده بود:

از مسلم گچکار که قصر ابن زیاد را گچ کاری می‌کرد در همان حین می‌گوید دیدم که کاروان اسرا وارد کوفه شدند و سرهای بریده بر روی نیزه را وارد کردند که جلوی آنها سر مقدس امام حسین بود که شبیه‌ترین افراد به پیامبر بود و آن سر نورانی می‌درخشید و بادها محاسن او را حرکت می‌دادند ، ناگاه حضرت زینب این صحنه را دید و پیشانی مبارک را به چوبه محمل زد بگونه‌ای که دیدیم خون از زیر مقنعه آن حضرت جاری شد.
بحارالانوار، ج 45، ص 115.


4 - همچنین مرحوم علامه مجلسی این جریان را در کتاب جلاءالعیون نیز نقل می‌کند.
جلاءالعیون، ص 717.

5 - مرحوم سپهر در «ناسخ التواریخ»، نیز این جریان را نقل می‌کند.
ناسغ التواریخ، ج 3، ص 53.

6 - مرحوم علامه بحرانی نیز روایت علامه مجلسی را در کتاب «العوالم» نقل می‌کند.
عوالم الامام الحسین، ج 17، ص 373.

7 - مرحوم محدث جزایری نقل می‌کند که حضرت زینب از مکه با برادر حرکت نمود در غربت و تشنگی و گرسنگی و جراحات ظاهریه و باطنیه و گرفتاریها نهایت مواسات را با برادر نمود حتی در بازار کوفه ملتفت سر خونین برادر شده از حالت طبیعی خارج شده و با برادر مواسات نموده ... «فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل» پیشانی مبارک خود را به چوبه محمل کوبید
خصائص الزینبیة، ص 249.

نکته مهم درباره کتاب «خصائص الزینبیة»
کتاب گران سنگ «خصائص الزینبیه» را علمای بزرگی مانند مرجع کل آیت الله سید ابو الحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آیت الله فیروز آبادی و میرزا محمد علی شهرستانی و... تفریظ زده‌اند و با عباراتی متقن از این کتاب تعریف کرده‌اند:
(انه قد اوفی حق المقام) (علو مطالب و بلندی مقاصد نه به حدی است که قلم را یاری تحریر و زبان را قدرت بر تقدیر آید) (هوفی شأن بضعة الرسول ...)
مقدمه خصائص الزینبیة، ص 23.

بنابراین آمدن این جریان در این کتاب که علمای بزرگی صحت آن را تأیید کرده‌اند، شاهد بر صحت این جریان است.

8 - مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «نفس المهموم» نیز این جریان را نقل کرده است.
نفس المهموم، ص 400.

خلاصه آنکه:
علمای بزرگی که درعلم و تقوا سرآمد بوده‌اند در کتابهایشان این جریان را نقل کرده‌اند مانند:

کتاب منهاج الدموع، ص 366.

مرحوم سید کاظم قزوینی در کتاب زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص 276.
کتاب رمزالمصیبة، ج 3، ص 111.
ذریعة النجاة، ص 150 و 178.
مهیج الاحزان، ص 619.
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 129.
مع الرکب الحسینی، ج 5، ص 219.
ریاحین الشریعه، ج 3، ص 137.
مجالس الشهدا فی ذکر مصائب آل عبا، ص 146.
المجالس الفاخرة، ص 156.
بحارالانوارج۴۵ صفحه۱۱۴و۱۱۵
خصایص الزینبیه ۹۶
فرسان الهیجاءجلاءالعیون ج۲ص۲۳۸
محرق القلوب للنراقی
رمز المصیبه
ناسخ التواریخ3/53-52
راجع النصره المظلوم ص۱۸
انظرالحصدرطبعه البحرین ج۳ ص۳۳۱وص۳۳۳
نفس المهموم،شیخ عباس قمی، صفحه ۳٦۵.
مجموعه وفیات الائمه علیهم السلام،جلد ۱،صفحه ۱٦٤.
المنتخب للطریحی،جلد٢،صفحه ٤٢.۵
انوار الالهیه فی المسائل العقائدیه،شیخ میرزا جواد تبریزی،جلد ۱،صفحه ۱٦٨.

شعائر حسینی،شیخ میرزا جواد تبریزی،صفحه۱٨٢.
الفردوس الاعلی،علامه کاشف الغطاء،صفحه ٦٠.
ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار علیهم السلام، سید نعمت الله جزایری،جلد ۱،صفحه ٢٧۴.
بحارالانوار،جلد ۱۰۹،صفحه ۹۱.
بحارالانوار،جلد ٤۵،صفحه ۱۱۵.
العوالم الامام الحسین علیه السلام،علامه محدث شیخ عبدالله بحرانی،جلد ۱،صفحه۳۷۳.
زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، علامه سید محمد کاظم قزوینی،جلد ۱،صفحه ۲۷٦
اکثیر العبادات فی اسرار الشهادات،علامه فقیه فاضل دربندی،جلد٣،ص٣۰۲.
المجالس الفاخره فی مصایب العتره الطاهره، علامه فقیه الامام عبدالحسین شرف الدین الموسوی، صفحه٣۱۵،مجلس سادس و العشرون.
نحن و الاولاد فی مآثر أهل البیت النبوه علیهم السلام جلد۱،صفحه۴٩٩.
مستدرک سفینة البحار،علامه شیخ علی نمازی شاهرودی،جلد ٤،صفحه ٦
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه،آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی،فصل چهاردهم.
المجالس العاشوریه فی الماتم الحسینیه شیخ عبدالله ابن الحاج حسن آل درویش،صفحه۴۵٢.
موسوعة کربلا،جلد ۲،صفحه ۲٦٨
موسوعة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۰،صفحه ۸۳۲.
الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۵،صفحه ۳۰.
موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام،جلد ۲،صفحه ۳۳۷.
موسوعة السید شرف الدین،جلد ۵، صفحه ۲۳۸۲.
موسوعة اهل البیت علیهم السلام،جلد ۱۰،صفحه ۳۲.
مع الرکب الحسینی،جلد ۵،صفحه ۹٦.
دلیل الهدی فی فقه العزا،صفحه ۱۳٤.
الدمعة الساکبة،جلد ۵،صفحه ٤۵.


"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بکاء-گریه پاسخ داد.
"
شعائر_مقدسه_ی_حسینیه

منابع معتبر از کتب شیعه که جریان سرشکستن حضرت زینب کبری سلام الله علیها را نقل کرده اند:


1 - ابومخنف در کتاب مقتل این جریان را نقل می‌کند. مقتل ابی مخنف، ص 99.

2 - قندوزی در کتاب «ینابیع المودة» می‌گوید:
فلما رأت زینب رأس اخیها قد أتوا بالرؤوس مقدما علیها نطحت جبهتها بمقدم الأقتاب فخرج الدم منها وجعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خسفه فابدی غروبا
ما توهمت یاشقیق فؤادی کان هذا مقـدرا مکتـوبا.
زمانیکه حضرت زینب سر مطهر برادرش را مشاهده کرد در حالیکه در جلوی سرهای روی نیزه حمل می‌شد پیشانی‌اش را به جلوی محمل زد و خون از آن خارج شد.
ینابیع المودة، ج 3، ص 87.

3 - مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة روی مرسلا عن مسلم الجصاص ... فاذا هم اتوا بالرؤوس یقدمهم رأس الحسین و هو رأس زهری قمری اشبه الخلق برسول الله و لحیته کسواد السبج قد انتصل منها الخصاب و وجهه دارة قمر طالح و الرمح تلعب بها یمینا و شمالا فالتفتت زینب فرأت رأس اخیها فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من تحت قناعها و او مأت الیه بحرقة و جعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خفه فا بدا غروبا

مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
در بعضی از کتابهای معتبر دیدم که بصورت مرسل روایت شده بود:

از مسلم گچکار که قصر ابن زیاد را گچ کاری می‌کرد در همان حین می‌گوید دیدم که کاروان اسرا وارد کوفه شدند و سرهای بریده بر روی نیزه را وارد کردند که جلوی آنها سر مقدس امام حسین بود که شبیه‌ترین افراد به پیامبر بود و آن سر نورانی می‌درخشید و بادها محاسن او را حرکت می‌دادند ، ناگاه حضرت زینب این صحنه را دید و پیشانی مبارک را به چوبه محمل زد بگونه‌ای که دیدیم خون از زیر مقنعه آن حضرت جاری شد.
بحارالانوار، ج 45، ص 115.


4 - همچنین مرحوم علامه مجلسی این جریان را در کتاب جلاءالعیون نیز نقل می‌کند.
جلاءالعیون، ص 717.

5 - مرحوم سپهر در «ناسخ التواریخ»، نیز این جریان را نقل می‌کند.
ناسغ التواریخ، ج 3، ص 53.

6 - مرحوم علامه بحرانی نیز روایت علامه مجلسی را در کتاب «العوالم» نقل می‌کند.
عوالم الامام الحسین، ج 17، ص 373.

7 - مرحوم محدث جزایری نقل می‌کند که حضرت زینب از مکه با برادر حرکت نمود در غربت و تشنگی و گرسنگی و جراحات ظاهریه و باطنیه و گرفتاریها نهایت مواسات را با برادر نمود حتی در بازار کوفه ملتفت سر خونین برادر شده از حالت طبیعی خارج شده و با برادر مواسات نموده ... «فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل» پیشانی مبارک خود را به چوبه محمل کوبید
خصائص الزینبیة، ص 249.

نکته مهم درباره کتاب «خصائص الزینبیة»
کتاب گران سنگ «خصائص الزینبیه» را علمای بزرگی مانند مرجع کل آیت الله سید ابو الحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آیت الله فیروز آبادی و میرزا محمد علی شهرستانی و... تفریظ زده‌اند و با عباراتی متقن از این کتاب تعریف کرده‌اند:
(انه قد اوفی حق المقام) (علو مطالب و بلندی مقاصد نه به حدی است که قلم را یاری تحریر و زبان را قدرت بر تقدیر آید) (هوفی شأن بضعة الرسول ...)
مقدمه خصائص الزینبیة، ص 23.

بنابراین آمدن این جریان در این کتاب که علمای بزرگی صحت آن را تأیید کرده‌اند، شاهد بر صحت این جریان است.

8 - مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «نفس المهموم» نیز این جریان را نقل کرده است.
نفس المهموم، ص 400.

خلاصه آنکه:
علمای بزرگی که درعلم و تقوا سرآمد بوده‌اند در کتابهایشان این جریان را نقل کرده‌اند مانند:

کتاب منهاج الدموع، ص 366.

مرحوم سید کاظم قزوینی در کتاب زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص 276.
کتاب رمزالمصیبة، ج 3، ص 111.
ذریعة النجاة، ص 150 و 178.
مهیج الاحزان، ص 619.
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 129.
مع الرکب الحسینی، ج 5، ص 219.
ریاحین الشریعه، ج 3، ص 137.
مجالس الشهدا فی ذکر مصائب آل عبا، ص 146.
المجالس الفاخرة، ص 156.
بحارالانوارج۴۵ صفحه۱۱۴و۱۱۵
خصایص الزینبیه ۹۶
فرسان الهیجاءجلاءالعیون ج۲ص۲۳۸
محرق القلوب للنراقی
رمز المصیبه
ناسخ التواریخ3/53-52
راجع النصره المظلوم ص۱۸
انظرالحصدرطبعه البحرین ج۳ ص۳۳۱وص۳۳۳
نفس المهموم،شیخ عباس قمی، صفحه ۳٦۵.
مجموعه وفیات الائمه علیهم السلام،جلد ۱،صفحه ۱٦٤.
المنتخب للطریحی،جلد٢،صفحه ٤٢.۵
انوار الالهیه فی المسائل العقائدیه،شیخ میرزا جواد تبریزی،جلد ۱،صفحه ۱٦٨.

شعائر حسینی،شیخ میرزا جواد تبریزی،صفحه۱٨٢.
الفردوس الاعلی،علامه کاشف الغطاء،صفحه ٦٠.
ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار علیهم السلام، سید نعمت الله جزایری،جلد ۱،صفحه ٢٧۴.
بحارالانوار،جلد ۱۰۹،صفحه ۹۱.
بحارالانوار،جلد ٤۵،صفحه ۱۱۵.
العوالم الامام الحسین علیه السلام،علامه محدث شیخ عبدالله بحرانی،جلد ۱،صفحه۳۷۳.
زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، علامه سید محمد کاظم قزوینی،جلد ۱،صفحه ۲۷٦
اکثیر العبادات فی اسرار الشهادات،علامه فقیه فاضل دربندی،جلد٣،ص٣۰۲.
المجالس الفاخره فی مصایب العتره الطاهره، علامه فقیه الامام عبدالحسین شرف الدین الموسوی، صفحه٣۱۵،مجلس سادس و العشرون.
نحن و الاولاد فی مآثر أهل البیت النبوه علیهم السلام جلد۱،صفحه۴٩٩.
مستدرک سفینة البحار،علامه شیخ علی نمازی شاهرودی،جلد ٤،صفحه ٦
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه،آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی،فصل چهاردهم.
المجالس العاشوریه فی الماتم الحسینیه شیخ عبدالله ابن الحاج حسن آل درویش،صفحه۴۵٢.
موسوعة کربلا،جلد ۲،صفحه ۲٦٨
موسوعة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۰،صفحه ۸۳۲.
الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۵،صفحه ۳۰.
موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام،جلد ۲،صفحه ۳۳۷.
موسوعة السید شرف الدین،جلد ۵، صفحه ۲۳۸۲.
موسوعة اهل البیت علیهم السلام،جلد ۱۰،صفحه ۳۲.
مع الرکب الحسینی،جلد ۵،صفحه ۹٦.
دلیل الهدی فی فقه العزا،صفحه ۱۳٤.
الدمعة الساکبة،جلد ۵،صفحه ٤۵.


"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی پاسخ داد.
"
شعائر_مقدسه_ی_حسینیه

منابع معتبر از کتب شیعه که جریان سرشکستن حضرت زینب کبری سلام الله علیها را نقل کرده اند:


1 - ابومخنف در کتاب مقتل این جریان را نقل می‌کند. مقتل ابی مخنف، ص 99.

2 - قندوزی در کتاب «ینابیع المودة» می‌گوید:
فلما رأت زینب رأس اخیها قد أتوا بالرؤوس مقدما علیها نطحت جبهتها بمقدم الأقتاب فخرج الدم منها وجعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خسفه فابدی غروبا
ما توهمت یاشقیق فؤادی کان هذا مقـدرا مکتـوبا.
زمانیکه حضرت زینب سر مطهر برادرش را مشاهده کرد در حالیکه در جلوی سرهای روی نیزه حمل می‌شد پیشانی‌اش را به جلوی محمل زد و خون از آن خارج شد.
ینابیع المودة، ج 3، ص 87.

3 - مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة روی مرسلا عن مسلم الجصاص ... فاذا هم اتوا بالرؤوس یقدمهم رأس الحسین و هو رأس زهری قمری اشبه الخلق برسول الله و لحیته کسواد السبج قد انتصل منها الخصاب و وجهه دارة قمر طالح و الرمح تلعب بها یمینا و شمالا فالتفتت زینب فرأت رأس اخیها فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من تحت قناعها و او مأت الیه بحرقة و جعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خفه فا بدا غروبا

مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
در بعضی از کتابهای معتبر دیدم که بصورت مرسل روایت شده بود:

از مسلم گچکار که قصر ابن زیاد را گچ کاری می‌کرد در همان حین می‌گوید دیدم که کاروان اسرا وارد کوفه شدند و سرهای بریده بر روی نیزه را وارد کردند که جلوی آنها سر مقدس امام حسین بود که شبیه‌ترین افراد به پیامبر بود و آن سر نورانی می‌درخشید و بادها محاسن او را حرکت می‌دادند ، ناگاه حضرت زینب این صحنه را دید و پیشانی مبارک را به چوبه محمل زد بگونه‌ای که دیدیم خون از زیر مقنعه آن حضرت جاری شد.
بحارالانوار، ج 45، ص 115.


4 - همچنین مرحوم علامه مجلسی این جریان را در کتاب جلاءالعیون نیز نقل می‌کند.
جلاءالعیون، ص 717.

5 - مرحوم سپهر در «ناسخ التواریخ»، نیز این جریان را نقل می‌کند.
ناسغ التواریخ، ج 3، ص 53.

6 - مرحوم علامه بحرانی نیز روایت علامه مجلسی را در کتاب «العوالم» نقل می‌کند.
عوالم الامام الحسین، ج 17، ص 373.

7 - مرحوم محدث جزایری نقل می‌کند که حضرت زینب از مکه با برادر حرکت نمود در غربت و تشنگی و گرسنگی و جراحات ظاهریه و باطنیه و گرفتاریها نهایت مواسات را با برادر نمود حتی در بازار کوفه ملتفت سر خونین برادر شده از حالت طبیعی خارج شده و با برادر مواسات نموده ... «فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل» پیشانی مبارک خود را به چوبه محمل کوبید
خصائص الزینبیة، ص 249.

نکته مهم درباره کتاب «خصائص الزینبیة»
کتاب گران سنگ «خصائص الزینبیه» را علمای بزرگی مانند مرجع کل آیت الله سید ابو الحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آیت الله فیروز آبادی و میرزا محمد علی شهرستانی و... تفریظ زده‌اند و با عباراتی متقن از این کتاب تعریف کرده‌اند:
(انه قد اوفی حق المقام) (علو مطالب و بلندی مقاصد نه به حدی است که قلم را یاری تحریر و زبان را قدرت بر تقدیر آید) (هوفی شأن بضعة الرسول ...)
مقدمه خصائص الزینبیة، ص 23.

بنابراین آمدن این جریان در این کتاب که علمای بزرگی صحت آن را تأیید کرده‌اند، شاهد بر صحت این جریان است.

8 - مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «نفس المهموم» نیز این جریان را نقل کرده است.
نفس المهموم، ص 400.

خلاصه آنکه:
علمای بزرگی که درعلم و تقوا سرآمد بوده‌اند در کتابهایشان این جریان را نقل کرده‌اند مانند:

کتاب منهاج الدموع، ص 366.

مرحوم سید کاظم قزوینی در کتاب زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص 276.
کتاب رمزالمصیبة، ج 3، ص 111.
ذریعة النجاة، ص 150 و 178.
مهیج الاحزان، ص 619.
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 129.
مع الرکب الحسینی، ج 5، ص 219.
ریاحین الشریعه، ج 3، ص 137.
مجالس الشهدا فی ذکر مصائب آل عبا، ص 146.
المجالس الفاخرة، ص 156.
بحارالانوارج۴۵ صفحه۱۱۴و۱۱۵
خصایص الزینبیه ۹۶
فرسان الهیجاءجلاءالعیون ج۲ص۲۳۸
محرق القلوب للنراقی
رمز المصیبه
ناسخ التواریخ3/53-52
راجع النصره المظلوم ص۱۸
انظرالحصدرطبعه البحرین ج۳ ص۳۳۱وص۳۳۳
نفس المهموم،شیخ عباس قمی، صفحه ۳٦۵.
مجموعه وفیات الائمه علیهم السلام،جلد ۱،صفحه ۱٦٤.
المنتخب للطریحی،جلد٢،صفحه ٤٢.۵
انوار الالهیه فی المسائل العقائدیه،شیخ میرزا جواد تبریزی،جلد ۱،صفحه ۱٦٨.

شعائر حسینی،شیخ میرزا جواد تبریزی،صفحه۱٨٢.
الفردوس الاعلی،علامه کاشف الغطاء،صفحه ٦٠.
ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار علیهم السلام، سید نعمت الله جزایری،جلد ۱،صفحه ٢٧۴.
بحارالانوار،جلد ۱۰۹،صفحه ۹۱.
بحارالانوار،جلد ٤۵،صفحه ۱۱۵.
العوالم الامام الحسین علیه السلام،علامه محدث شیخ عبدالله بحرانی،جلد ۱،صفحه۳۷۳.
زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، علامه سید محمد کاظم قزوینی،جلد ۱،صفحه ۲۷٦
اکثیر العبادات فی اسرار الشهادات،علامه فقیه فاضل دربندی،جلد٣،ص٣۰۲.
المجالس الفاخره فی مصایب العتره الطاهره، علامه فقیه الامام عبدالحسین شرف الدین الموسوی، صفحه٣۱۵،مجلس سادس و العشرون.
نحن و الاولاد فی مآثر أهل البیت النبوه علیهم السلام جلد۱،صفحه۴٩٩.
مستدرک سفینة البحار،علامه شیخ علی نمازی شاهرودی،جلد ٤،صفحه ٦
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه،آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی،فصل چهاردهم.
المجالس العاشوریه فی الماتم الحسینیه شیخ عبدالله ابن الحاج حسن آل درویش،صفحه۴۵٢.
موسوعة کربلا،جلد ۲،صفحه ۲٦٨
موسوعة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۰،صفحه ۸۳۲.
الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۵،صفحه ۳۰.
موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام،جلد ۲،صفحه ۳۳۷.
موسوعة السید شرف الدین،جلد ۵، صفحه ۲۳۸۲.
موسوعة اهل البیت علیهم السلام،جلد ۱۰،صفحه ۳۲.
مع الرکب الحسینی،جلد ۵،صفحه ۹٦.
دلیل الهدی فی فقه العزا،صفحه ۱۳٤.
الدمعة الساکبة،جلد ۵،صفحه ٤۵.


"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا حسین پاسخ داد.
"
شعائر_مقدسه_ی_حسینیه

منابع معتبر از کتب شیعه که جریان سرشکستن حضرت زینب کبری سلام الله علیها را نقل کرده اند:


1 - ابومخنف در کتاب مقتل این جریان را نقل می‌کند. مقتل ابی مخنف، ص 99.

2 - قندوزی در کتاب «ینابیع المودة» می‌گوید:
فلما رأت زینب رأس اخیها قد أتوا بالرؤوس مقدما علیها نطحت جبهتها بمقدم الأقتاب فخرج الدم منها وجعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خسفه فابدی غروبا
ما توهمت یاشقیق فؤادی کان هذا مقـدرا مکتـوبا.
زمانیکه حضرت زینب سر مطهر برادرش را مشاهده کرد در حالیکه در جلوی سرهای روی نیزه حمل می‌شد پیشانی‌اش را به جلوی محمل زد و خون از آن خارج شد.
ینابیع المودة، ج 3، ص 87.

3 - مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة روی مرسلا عن مسلم الجصاص ... فاذا هم اتوا بالرؤوس یقدمهم رأس الحسین و هو رأس زهری قمری اشبه الخلق برسول الله و لحیته کسواد السبج قد انتصل منها الخصاب و وجهه دارة قمر طالح و الرمح تلعب بها یمینا و شمالا فالتفتت زینب فرأت رأس اخیها فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل حتی راینا الدم یخرج من تحت قناعها و او مأت الیه بحرقة و جعلت تقول:
یا هلالا لما استتم کمالا غاله خفه فا بدا غروبا

مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:
در بعضی از کتابهای معتبر دیدم که بصورت مرسل روایت شده بود:

از مسلم گچکار که قصر ابن زیاد را گچ کاری می‌کرد در همان حین می‌گوید دیدم که کاروان اسرا وارد کوفه شدند و سرهای بریده بر روی نیزه را وارد کردند که جلوی آنها سر مقدس امام حسین بود که شبیه‌ترین افراد به پیامبر بود و آن سر نورانی می‌درخشید و بادها محاسن او را حرکت می‌دادند ، ناگاه حضرت زینب این صحنه را دید و پیشانی مبارک را به چوبه محمل زد بگونه‌ای که دیدیم خون از زیر مقنعه آن حضرت جاری شد.
بحارالانوار، ج 45، ص 115.


4 - همچنین مرحوم علامه مجلسی این جریان را در کتاب جلاءالعیون نیز نقل می‌کند.
جلاءالعیون، ص 717.

5 - مرحوم سپهر در «ناسخ التواریخ»، نیز این جریان را نقل می‌کند.
ناسغ التواریخ، ج 3، ص 53.

6 - مرحوم علامه بحرانی نیز روایت علامه مجلسی را در کتاب «العوالم» نقل می‌کند.
عوالم الامام الحسین، ج 17، ص 373.

7 - مرحوم محدث جزایری نقل می‌کند که حضرت زینب از مکه با برادر حرکت نمود در غربت و تشنگی و گرسنگی و جراحات ظاهریه و باطنیه و گرفتاریها نهایت مواسات را با برادر نمود حتی در بازار کوفه ملتفت سر خونین برادر شده از حالت طبیعی خارج شده و با برادر مواسات نموده ... «فنطحت جبین‌ها بمقدم المحمل» پیشانی مبارک خود را به چوبه محمل کوبید
خصائص الزینبیة، ص 249.

نکته مهم درباره کتاب «خصائص الزینبیة»
کتاب گران سنگ «خصائص الزینبیه» را علمای بزرگی مانند مرجع کل آیت الله سید ابو الحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آیت الله فیروز آبادی و میرزا محمد علی شهرستانی و... تفریظ زده‌اند و با عباراتی متقن از این کتاب تعریف کرده‌اند:
(انه قد اوفی حق المقام) (علو مطالب و بلندی مقاصد نه به حدی است که قلم را یاری تحریر و زبان را قدرت بر تقدیر آید) (هوفی شأن بضعة الرسول ...)
مقدمه خصائص الزینبیة، ص 23.

بنابراین آمدن این جریان در این کتاب که علمای بزرگی صحت آن را تأیید کرده‌اند، شاهد بر صحت این جریان است.

8 - مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «نفس المهموم» نیز این جریان را نقل کرده است.
نفس المهموم، ص 400.

خلاصه آنکه:
علمای بزرگی که درعلم و تقوا سرآمد بوده‌اند در کتابهایشان این جریان را نقل کرده‌اند مانند:

کتاب منهاج الدموع، ص 366.

مرحوم سید کاظم قزوینی در کتاب زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص 276.
کتاب رمزالمصیبة، ج 3، ص 111.
ذریعة النجاة، ص 150 و 178.
مهیج الاحزان، ص 619.
فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 129.
مع الرکب الحسینی، ج 5، ص 219.
ریاحین الشریعه، ج 3، ص 137.
مجالس الشهدا فی ذکر مصائب آل عبا، ص 146.
المجالس الفاخرة، ص 156.
بحارالانوارج۴۵ صفحه۱۱۴و۱۱۵
خصایص الزینبیه ۹۶
فرسان الهیجاءجلاءالعیون ج۲ص۲۳۸
محرق القلوب للنراقی
رمز المصیبه
ناسخ التواریخ3/53-52
راجع النصره المظلوم ص۱۸
انظرالحصدرطبعه البحرین ج۳ ص۳۳۱وص۳۳۳
نفس المهموم،شیخ عباس قمی، صفحه ۳٦۵.
مجموعه وفیات الائمه علیهم السلام،جلد ۱،صفحه ۱٦٤.
المنتخب للطریحی،جلد٢،صفحه ٤٢.۵
انوار الالهیه فی المسائل العقائدیه،شیخ میرزا جواد تبریزی،جلد ۱،صفحه ۱٦٨.

شعائر حسینی،شیخ میرزا جواد تبریزی،صفحه۱٨٢.
الفردوس الاعلی،علامه کاشف الغطاء،صفحه ٦٠.
ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار علیهم السلام، سید نعمت الله جزایری،جلد ۱،صفحه ٢٧۴.
بحارالانوار،جلد ۱۰۹،صفحه ۹۱.
بحارالانوار،جلد ٤۵،صفحه ۱۱۵.
العوالم الامام الحسین علیه السلام،علامه محدث شیخ عبدالله بحرانی،جلد ۱،صفحه۳۷۳.
زینب الکبری علیهاالسلام من المهد الی اللحد، علامه سید محمد کاظم قزوینی،جلد ۱،صفحه ۲۷٦
اکثیر العبادات فی اسرار الشهادات،علامه فقیه فاضل دربندی،جلد٣،ص٣۰۲.
المجالس الفاخره فی مصایب العتره الطاهره، علامه فقیه الامام عبدالحسین شرف الدین الموسوی، صفحه٣۱۵،مجلس سادس و العشرون.
نحن و الاولاد فی مآثر أهل البیت النبوه علیهم السلام جلد۱،صفحه۴٩٩.
مستدرک سفینة البحار،علامه شیخ علی نمازی شاهرودی،جلد ٤،صفحه ٦
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه،آیت الله سید محمد جواد ذهنی تهرانی،فصل چهاردهم.
المجالس العاشوریه فی الماتم الحسینیه شیخ عبدالله ابن الحاج حسن آل درویش،صفحه۴۵٢.
موسوعة کربلا،جلد ۲،صفحه ۲٦٨
موسوعة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۰،صفحه ۸۳۲.
الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السلام،جلد ۱۵،صفحه ۳۰.
موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام،جلد ۲،صفحه ۳۳۷.
موسوعة السید شرف الدین،جلد ۵، صفحه ۲۳۸۲.
موسوعة اهل البیت علیهم السلام،جلد ۱۰،صفحه ۳۲.
مع الرکب الحسینی،جلد ۵،صفحه ۹٦.
دلیل الهدی فی فقه العزا،صفحه ۱۳٤.
الدمعة الساکبة،جلد ۵،صفحه ٤۵.


"

11 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:04PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.