بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
تنها قومی که مبنایی غیر از ده داشتن (تا جایی که من میدونم) سومری ها بودن که مبنای اونها ۶۰ بوده و برای ۳۶۰۰ هم عددی مثل ۱۰۰ ما داشتن، این مبنا مثل خیلی چیزهای دیگه به بابلی ها رسیده و امروز هم در بعضی محاسبات مثل تقسیم ساعت و درجه بندی زاویه دیده میشه. کمی هم دردسر درست کرده وقتی که مثلا ساعت رو بخوایم بر مبنای ده بگیم، منظورمون از ۳٫۵ همون ۳:۳۰ بوده که اگه ۳٫۳۰ بنویسیم اشتباه میشه.
حالا چطور سومری ها که قاعدتا ۱۰ انگشت داشتن دستگاه شصت شصتی رو انتخاب کردن... عجیبه خلاصه.
وقتی به نمادهای میخی اعداد سومری-بابلی نگاه می‌کنیم آثار دستگاه دهدهی رو در اون می‌بینیم:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Sexagesimal
در کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات هاورد، همان ابتدای کتاب، مبنای بیست را به سرخ‌پوستان مایا نسبت میدهد، و همچنین چند مبنای دیگر هم غیر از ۶۰ ذکر میکند، مثل مبنای دوازده که دوجین-> ده، و قراص-> صد، و اینج و... دارد:
https://en.wikipedia.org/wiki/Duodecimal

این صفحه هم جالب است که همه را لیست کرده است:
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_numeral_systems

و همانطور که اشاره کردید ظاهرا سومری‌ها هم مبنای ۶۰ به عنوان پایه اولی نداشتند، مبنای اولی همان ده است که در لوحی که آوردید معلوم است، اما یک مبنای ثانویه برای اغراض دیگر قرار دادند، که نوعا ناشی از علم نجوم و هیئت بوده است، مثلا برای ساعت که هم اکنون مبنای ۶۰ استفاده میکنیم، حتی با ذهن مردم امروز که همگی عدد شناس هستند، وقتی بپرسیم چقدر به شروع برنامه مانده؟ اگر جواب دهیم نیم ساعت، تا جواب دهیم سی دقیقه، کدام راحت‌تر است؟ حال اگر دقت کنیم چون مبنای ساعت ۶۰ است وقتی میپرسد چقدر به شروع مانده؟ میتوانیم بگوییم: نیم ساعت، ربع ساعت، سه ربع ساعت، که اینها الآن هم رایج است، و برای مردمی که عدد بیست و سی و چهل سخت بوده میگفتند: ثلث ساعت برای ۲۰ دقیقه، و دو ثلث ساعت برای ۴۰ دقیقه، و ربع برای ۱۵ دقیقه، و سه ربع برای ۴۵ دقیقه، خمس ساعت برای ۱۲ دقیقه، و سدس ساعت برای ۱۰ دقیقه، و عشر ساعت برای ۶ دقیقه، و شاید اینچ برای ۵ دقیقه، اما اگر مبنای ساعت ده بود مناسب نبود بگویند ربع ساعت، چون ده، ربع ندارد، اما ۶۰ کوچکترین عددی است که نصف و ثلث و ربع و خمس و سدس دارد اما سبع و ثمن و تسع ندارد، ولی باز عشر برای ۶ دقیقه، و اینچ برای ۵ دقیقه دارد. "

9 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
حتما منظور من «محال عقلی و ذاتی» نبوده.
بلی، این یک جورش است، محال عقلی هم دو جوره، فلاسفه نامش را میگذارند محال بالغیر، محال عقلی ذاتی که شما فرمودید مثال معروفش «دایره مربع» یا «تناقض» است، اما یک محال سیستمی داریم که آن هم محال عقلی است اما خودش را به صورت محال جلوه نمیدهد، مثلا آیا محال است که خدا دایره‌ای خلق کند که محیطش دقیقا سه برابر قطرش باشد؟ اینجا یک سیستم مطرح است، اگر بخواهید دایره داشته باشید نمیتوانید محطیش را دقیقا سه برابر محیطش قرار دهید، این هم محال عقلی است، فرقی نمیکند، اما ما به خدا میگوییم مگر خدا نیستی؟ پس قدرت مطلق داری، پس دایره‌ای خلق کن که محیطش مساوی سه باشد.

پشتوانه سیستم جهانی ماده/انرژی، تماما جهان ریاضی است، و ترسیم مختصات لحظه‌ای فضازمان گیتی، بدون ریاضیات ممکن نیست، و بسیاری موارد ما دقیقا با یک محال عقلی روبرو هستیم، اما چون نظم ریاضی کلی را خبر نداریم، درخواست امر محال میکنیم، یعنی مواضع رواداری و تلورانس را از مواضع قالبی و فرمال تشخیص نمیدهیم، مثلا در یک زمینه، میتوان شعاع یک دایره را افزایش داد که همزمان محیطش هم افزایش پیدا میکند، اما در زمینه دیگر نمیتوان افزایش داد چون محیط نمیتواند افزایش پیدا کند و ناچار از دایره بودن خارج میشود.
. "

9 ساعت پيش

Canary1375 سرنگار جدیدی با عنوان دنیای سوفی ساخت
" دوستان کسی این کتاب رو خونده؟ مطالب کتاب چقدر دقیق هستند و به نظرتون چقدر نسبت به فلاسفه و ایده هاشون بی طرفانه نوشته شده؟ "

10 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
مقصود شما واضح است، و از جهتی صحیح هم هست، اما خوب بالاخره این یک مشکل جهانی است، مسأله نامگذاری نمادهای ریاضی در مبناهای مختلف اعداد و تلفظ آنها (Pronunciation) به گمانم یک استاندارد نداشته باشد، من چنین عادت کردم که نماد «۱۰» را همان ده میخوانم و فقط اضافه میکنم ده به مبنای هشت مثلا، و لذا برای توانهای «۱۰» هم اسم آماده دارم: صد، هزار،...، میلیون،... و چون درگیری کاربردی نداشتم از مشکلات احتمالی آن خبر ندارم، و در اینجا هم سؤال و جوابی هست که کمک میکند:

How do you pronounce numbers written in different bases?

میپرسد:
So how would you pronounce the following numbers?
"10" binary ("2" decimal)
"10" octal ("8" decimal)
"10" hexadecimal ("16" decimal)
"1F" hexadecimal ("31" decimal)

جواب میدهد:
I pronounce your examples "ten", "ten", "ten", and "one ef". I count in hexadecimal, "One, two, three, four, five, six, seven, eight, nine, ay, bee, see, dee, ee, ef, ten, eleven, twelve, ..., one-ee, one-ef, twenty, twenty-one, ..." etc.

مثلا این اعداد به مبنای دو را میشود دو جور تلفظ کرد:

1,10,11,100,101,110,111,1000
یک،ده،یازده،صد،صد و یک، صد و ده، صد و یازده، هزار
یک، یک صفر، یک یک، یک صفر صفر، ...

که در مبنای ده رایج میشود: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.

و آنچه اینجا گفته، اگر قید مبنا را اضافه کنیم شاید حل شود:

https://en.wikipedia.org/wiki/Binary...Representation

When spoken, binary numerals are usually read digit-by-digit, in order to distinguish them from decimal numerals. For example, the binary numeral 100 is pronounced one zero zero, rather than one hundred, to make its binary nature explicit, and for purposes of correctness. Since the binary numeral 100 represents the value four, it would be confusing to refer to the numeral as one hundred (a word that represents a completely different value, or amount). Alternatively, the binary numeral 100 can be read out as "four" (the correct value), but this does not make its binary nature explicit.
تنها قومی که مبنایی غیر از ده داشتن (تا جایی که من میدونم) سومری ها بودن که مبنای اونها ۶۰ بوده و برای ۳۶۰۰ هم عددی مثل ۱۰۰ ما داشتن، این مبنا مثل خیلی چیزهای دیگه به بابلی ها رسیده و امروز هم در بعضی محاسبات مثل تقسیم ساعت و درجه بندی زاویه دیده میشه. کمی هم دردسر درست کرده وقتی که مثلا ساعت رو بخوایم بر مبنای ده بگیم، منظورمون از ۳٫۵ همون ۳:۳۰ بوده که اگه ۳٫۳۰ بنویسیم اشتباه میشه.
حالا چطور سومری ها که قاعدتا ۱۰ انگشت داشتن دستگاه شصت شصتی رو انتخاب کردن... عجیبه خلاصه.
وقتی به نمادهای میخی اعداد سومری-بابلی نگاه می‌کنیم آثار دستگاه دهدهی رو در اون می‌بینیم:

https://en.m.wikipedia.org/wiki/Sexagesimal "

14 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
همچنین این سخن هم که «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست» ، به فراوانی در برهان شر بلکه سایر براهین آتئیستی، با مثالهای مختلف، استفاده میشود، خدا زمین را بگذارد در تخم مرغ، بدون اینکه زمین کوچک، و تخم مرغ بزرگ شود! خدا سنگ بزرگی بیافریند که خودش هم نتواند بلند کند! و... ، این مطالب ریشه چند هزارساله دارد، اما مهم دستیابی به جواب حلی است به طوری همه بشر بتوانند بر سر آن تفاهم کنند.

سه واژه در قرآن هست که میتوان از آن جواب حلی برای همه اینها به دست آورد: سنت، امر، خلق.

یعنی اینکه اساسا میگوییم «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست»، در سه حوزه مطرح میشود، یکی حوزه سنت الهی است، و دیگری حوزه امر الهی، و دیگری حوزه خلق الهی.

قرآن در آیه ۴۳ سوره فاطر، با تاکید دو بار تکرار میکند: «فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا»، «لن» برای نفی ابدی است، یعنی هرگز چنین چیزی نمیشود، با اینکه سراسر قرآن تکرار میشود: «اگر خدا بخواهد» «مگر خدا بخواهد»، اما وقتی سنت الهی را که در آیات زیادی ذکر شده مطرح میکند اصلا مسأله این نیست که «اگر/مگر خدا بخواهد/نخواهد» چرا؟ چون ریخت حوزه سنت، فراخواست است، یعنی اصل خواستن و مشیت خدا مسبوق به آنست.

دو حوزه دیگر را قرآن با جمله: «الا له الخلق و الامر» مطرح کرده است، و لوازم هر حوزه را در آیات مختلف توضیح داده است، حوزه امر، حوزه کن‌فیکون است، و حوزه خلق، حوزه تدریج و سیلان و حرکت و فرایندهای سیستماتیک است.

حال اگر بپرسیم «در باره خدا، محدودیتی هست یا خیر؟» ابتدا باید ببینیم راجع به کدام حوزه سخن میگوییم، آیا خدا میتواند «دو دوتا چهار تا» را بکند «دو دوتا پنج تا»؟ آیا خدا میتواند چون عدد سیزده، نحس! است، اصلا آن عدد را بین دوازده و چهارده بردارد؟ نظام اعداد از دوازده، بپرد چهارده؟ آخر مگر خدا نیست؟ قدرت مطلق ندارد؟ خوب، پس بکند چنین کاری را! مثالها در حوزه سنتهای الهی، از شماره بیرون است، و اما در حوزه امر کن‌فیکون، آیا خدا میتواند یک انسان را در چشم به هم زدن ایجاد کند؟ آیا خدا میتواند آتش را سرد و خنک قرار دهد؟ و اینجا هم مثال فراوان است، و میماند حوزه خلق و عالم حرکت با مختصات فضازمان، که در تراکنش لحظه‌ای با سنتهای الهی و اوامر الهی است، و اینجاست که مسأله حکمت، معنا پیدا میکند، و اینجاست که مثال دکتر و اتاق جراحی، مطرح میشود، و سخن بیشتر در این زمینه، حواله به مثل معروف: «جوینده یابنده است».
.
حتما منظور من «محال عقلی و ذاتی» نبوده. "

14 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
منظور من اینه که به جای اینکه به "10" بگیم "ده"،بگیم "هشت" و به "11" بگیم "یازهشت" (یا همچین چیزی) و به "12" بگیم "دوازهشت"
مقصود شما واضح است، و از جهتی صحیح هم هست، اما خوب بالاخره این یک مشکل جهانی است، مسأله نامگذاری نمادهای ریاضی در مبناهای مختلف اعداد و تلفظ آنها (Pronunciation) به گمانم یک استاندارد نداشته باشد، من چنین عادت کردم که نماد «۱۰» را همان ده میخوانم و فقط اضافه میکنم ده به مبنای هشت مثلا، و لذا برای توانهای «۱۰» هم اسم آماده دارم: صد، هزار،...، میلیون،... و چون درگیری کاربردی نداشتم از مشکلات احتمالی آن خبر ندارم، و در اینجا هم سؤال و جوابی هست که کمک میکند:

How do you pronounce numbers written in different bases?

میپرسد:
So how would you pronounce the following numbers?
"10" binary ("2" decimal)
"10" octal ("8" decimal)
"10" hexadecimal ("16" decimal)
"1F" hexadecimal ("31" decimal)

جواب میدهد:
I pronounce your examples "ten", "ten", "ten", and "one ef". I count in hexadecimal, "One, two, three, four, five, six, seven, eight, nine, ay, bee, see, dee, ee, ef, ten, eleven, twelve, ..., one-ee, one-ef, twenty, twenty-one, ..." etc.

مثلا این اعداد به مبنای دو را میشود دو جور تلفظ کرد:

1,10,11,100,101,110,111,1000
یک،ده،یازده،صد،صد و یک، صد و ده، صد و یازده، هزار
یک، یک صفر، یک یک، یک صفر صفر، ...

که در مبنای ده رایج میشود: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.

و آنچه اینجا گفته، اگر قید مبنا را اضافه کنیم شاید حل شود:

https://en.wikipedia.org/wiki/Binary...Representation

When spoken, binary numerals are usually read digit-by-digit, in order to distinguish them from decimal numerals. For example, the binary numeral 100 is pronounced one zero zero, rather than one hundred, to make its binary nature explicit, and for purposes of correctness. Since the binary numeral 100 represents the value four, it would be confusing to refer to the numeral as one hundred (a word that represents a completely different value, or amount). Alternatively, the binary numeral 100 can be read out as "four" (the correct value), but this does not make its binary nature explicit. "

18 ساعت پيش

Canary1375 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
در دستگاه بر مبنای هشت، ما هشت نداریم تا بشود «دوازهشت»، یعنی وقتی به «۷»برسیم، پس از آن فورا «۱۰» داریم، اما «۱۰» در دستگاه اکتال، یعنی قرار داد نماد «۱۰» برای عقد عدد، همیشه ثابت است، چرا؟ چون اولین عدد دو رقمی است، و اما نام «ده» پس به زبان برمیگردد، و اگر در همه زبانها توافق کنیم که نماد «۱۰» نامش «الف» باشد، این نماد با این نام، در تمام دستگاه‌های عددی جواب میدهد.
منظور من اینه که به جای اینکه به "10" بگیم "ده"،بگیم "هشت" و به "11" بگیم "یازهشت" (یا همچین چیزی) و به "12" بگیم "دوازهشت" "

22 ساعت پيش

hooshdaran3 به سرنگار کرونا پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
دولت فقط مجریه و پول مالیات و نفت دست بقیه ست ؟ چه دروغ های شاخ داری یعنی این همه وعده و وعید برای حل صد روزۀ مشکلات بخاطر این بود که قراره یک پادو بیاد و صد روزه چنان رونق اقتصادی ایجاد کنه که یارانۀ چهل تومنی دیگه نیاز نباشه ... همه ش بخاطر همین بود که هیچی نیست؟!
تاجایی‌که می‌دانم، کسی نگفته صد روزه مشکلات اقتصادی رو حل می‌‌کند. نقل قول بفرمایید لطفا.

خوب، پول نفت و مالیات را که نمی‌توان خرج کرد، مگر در چارچوب بودجه. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157779

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ
یا محمد یا رسول الله
یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا ام ابیها

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157779

__________________ "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157779

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ
یا محمد یا رسول الله
یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا ام ابیها

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157779
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157779
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ
یا محمد یا رسول الله
یا حسین
یا محمد یا رسول الله

یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا ام ابیها


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۱﴾
بگو آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مى ‏رساند و نه زيانى و آيا پس از اينكه خدا ما را هدايت كرده از عقيده خود بازگرديم مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان از راه به در برده‏ اند و حيران [بر جاى مانده] است براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت مى‏ خوانند كه به سوى ما بيا بگو هدايت‏ خداست كه هدايت [واقعى] است و دستور يافته‏ ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم (۷۱)
انعام

هدایت خداوند کدام است ؟

آیا صحیح مسلم و صحیح بخاری و... هدایت خداوند است ؟

یا اصول کافی و بحارالانوارو... هدایت خداوند است ؟

یا قرآن هدایت خداوند است ؟

آیا کسایی که هدایت خداوند را کافی نمی دانند و مانع رجوع به آیات قرآن می شوند و آن را نامفهوم نشان می دهند وسد راه آن می شوند یاران خداوند هستند یا همان یاران شیطان هستند که بسوی هدایت می خوانند و خودرا تنهاره یافتگان می دانند ؟

آنوسی عزیز ایاتی که برای تمسخر اوردی ازمحکمات قران است یا از متشابهات والقائات شیطان هست (العیاذ بالله العلی العظیم من العتل الزنیم که گوینده این حرف است وسبحانه وتعالی عما یقول الظالمون) "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۱﴾
بگو آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مى ‏رساند و نه زيانى و آيا پس از اينكه خدا ما را هدايت كرده از عقيده خود بازگرديم مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان از راه به در برده‏ اند و حيران [بر جاى مانده] است براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت مى‏ خوانند كه به سوى ما بيا بگو هدايت‏ خداست كه هدايت [واقعى] است و دستور يافته‏ ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم (۷۱)
انعام

هدایت خداوند کدام است ؟

آیا صحیح مسلم و صحیح بخاری و... هدایت خداوند است ؟

یا اصول کافی و بحارالانوارو... هدایت خداوند است ؟

یا قرآن هدایت خداوند است ؟

آیا کسایی که هدایت خداوند را کافی نمی دانند و مانع رجوع به آیات قرآن می شوند و آن را نامفهوم نشان می دهند وسد راه آن می شوند یاران خداوند هستند یا همان یاران شیطان هستند که بسوی هدایت می خوانند و خودرا تنهاره یافتگان می دانند ؟ "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
یادداشت قناری باعث شد بیام اینجا و نکته ای به ذهنم رسید:
«اگر طفلی در اتاق جراحی باشد ببینید چه کینه‌ای از دکتر جراح به دل میگیرد! خصوصا اگر پای سالم پدر یا مادر او را قطع کند!»
اشکال این استدلال که به فراوانی در رد برهان شر استفاده میشه اینه که خدا یا کیهان رو با جراح مقایسه می کنن، جراح یک انسان هست با محدودیت های انسان و بالاتر از دستاوردهای انسان نمیتونه کاری بکنه و ازش توقع نمیره. اما چنین محدودیتی درباره خدا یا کیهان یا هرچی که اسمش رو بذاریم، صادق نیست.
همچنین این سخن هم که «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست» ، به فراوانی در برهان شر بلکه سایر براهین آتئیستی، با مثالهای مختلف، استفاده میشود، خدا زمین را بگذارد در تخم مرغ، بدون اینکه زمین کوچک، و تخم مرغ بزرگ شود! خدا سنگ بزرگی بیافریند که خودش هم نتواند بلند کند! و... ، این مطالب ریشه چند هزارساله دارد، اما مهم دستیابی به جواب حلی است به طوری همه بشر بتوانند بر سر آن تفاهم کنند.

سه واژه در قرآن هست که میتوان از آن جواب حلی برای همه اینها به دست آورد: سنت، امر، خلق.

یعنی اینکه اساسا میگوییم «چنین محدودیتی درباره خدا، صادق نیست»، در سه حوزه مطرح میشود، یکی حوزه سنت الهی است، و دیگری حوزه امر الهی، و دیگری حوزه خلق الهی.

قرآن در آیه ۴۳ سوره فاطر، با تاکید دو بار تکرار میکند: «فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا»، «لن» برای نفی ابدی است، یعنی هرگز چنین چیزی نمیشود، با اینکه سراسر قرآن تکرار میشود: «اگر خدا بخواهد» «مگر خدا بخواهد»، اما وقتی سنت الهی را که در آیات زیادی ذکر شده مطرح میکند اصلا مسأله این نیست که «اگر/مگر خدا بخواهد/نخواهد» چرا؟ چون ریخت حوزه سنت، فراخواست است، یعنی اصل خواستن و مشیت خدا مسبوق به آنست.

دو حوزه دیگر را قرآن با جمله: «الا له الخلق و الامر» مطرح کرده است، و لوازم هر حوزه را در آیات مختلف توضیح داده است، حوزه امر، حوزه کن‌فیکون است، و حوزه خلق، حوزه تدریج و سیلان و حرکت و فرایندهای سیستماتیک است.

حال اگر بپرسیم «در باره خدا، محدودیتی هست یا خیر؟» ابتدا باید ببینیم راجع به کدام حوزه سخن میگوییم، آیا خدا میتواند «دو دوتا چهار تا» را بکند «دو دوتا پنج تا»؟ آیا خدا میتواند چون عدد سیزده، نحس! است، اصلا آن عدد را بین دوازده و چهارده بردارد؟ نظام اعداد از دوازده، بپرد چهارده؟ آخر مگر خدا نیست؟ قدرت مطلق ندارد؟ خوب، پس بکند چنین کاری را! مثالها در حوزه سنتهای الهی، از شماره بیرون است، و اما در حوزه امر کن‌فیکون، آیا خدا میتواند یک انسان را در چشم به هم زدن ایجاد کند؟ آیا خدا میتواند آتش را سرد و خنک قرار دهد؟ و اینجا هم مثال فراوان است، و میماند حوزه خلق و عالم حرکت با مختصات فضازمان، که در تراکنش لحظه‌ای با سنتهای الهی و اوامر الهی است، و اینجاست که مسأله حکمت، معنا پیدا میکند، و اینجاست که مثال دکتر و اتاق جراحی، مطرح میشود، و سخن بیشتر در این زمینه، حواله به مثل معروف: «جوینده یابنده است».
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Canary1375 نوشته شده است نمايش نوشته
دوازده که نمیشد میشد دوازهشت یا همچین چیزی
در دستگاه بر مبنای هشت، ما هشت نداریم تا بشود «دوازهشت»، یعنی وقتی به «۷»برسیم، پس از آن فورا «۱۰» داریم، اما «۱۰» در دستگاه اکتال، یعنی قرار داد نماد «۱۰» برای عقد عدد، همیشه ثابت است، چرا؟ چون اولین عدد دو رقمی است، و اما نام «ده» پس به زبان برمیگردد، و اگر در همه زبانها توافق کنیم که نماد «۱۰» نامش «الف» باشد، این نماد با این نام، در تمام دستگاه‌های عددی جواب میدهد. "

2 روز پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
" یادداشت قناری باعث شد بیام اینجا و نکته ای به ذهنم رسید:
«اگر طفلی در اتاق جراحی باشد ببینید چه کینه‌ای از دکتر جراح به دل میگیرد! خصوصا اگر پای سالم پدر یا مادر او را قطع کند!»
اشکال این استدلال که به فراوانی در رد برهان شر استفاده میشه اینه که خدا یا کیهان رو با جراح مقایسه می کنن، جراح یک انسان هست با محدودیت های انسان و بالاتر از دستاوردهای انسان نمیتونه کاری بکنه و ازش توقع نمیره. اما چنین محدودیتی درباره خدا یا کیهان یا هرچی که اسمش رو بذاریم، صادق نیست. "

2 روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ZYGORAT نوشته شده است نمايش نوشته
میگم بی ارزشی میگی نه!



تنها چیزی که میشود بین خدا و رسول الله فرق نگذاشت فرق در اطاعت کردن از آنهاست

و کسی که اطاعتش عین اطاعت خداوند است باید علم خدایی داشته باشد و..... چون اگر نداشته باشد و واجب طاعه باشد اگر دستور اشتباهی بدهد در این مسیله نستجیر بالله خداوند مقصر است چون خدا در قرآن دستور اطاعت از ایشان (رسول الله و اهل بیت هلیهم السلام )داده است


یعنی خداوند در آیه ای دستور به نماز داده است و باید به آن عمل کرد اما چگونه؟

یعنی خداوند دستور به حج داده است و در قرآن ایات بسیاری در وجوب حج داریم اما جزییات آن بیان نشده و تو که ادعا میکنی قرآن کافی است جزییات حج رفتن (اعمال)ان را بیاور

پس یک عده مثل امثال تو که بشدت بی ارزش و پوچ هست حرفات میگی من به قرآن عمل میکنم و تنها فقط قرآن برای من حجت است و در این امور بسیار ناتوانی که حتی جزیی ترین اعمال خودت یعنی حج ونماز و روزه را نمیتوانی از قرآن ثابت کنی

پس اینجا ادم مجبور میشود همانطور که از خدا اطاعت میکند از رسول الله هم اطاعت کند و روش های نماز و روزه و حج وزکات حتی تاویل قرآن را از رسول الله و راسخون در علم (اهل بیت ) (علیهم السلام ) بگیرد

انقدر بی عقلی که فکر میکنی نستجیر بالله قیافه و ظاهرخدا مثل رسول الله است و یا اینکه خداوند کنار رسول الله نشسته و نباید بین ان جدایی انداخت(مشرک هم میشوی)

بخاطر همین حرفایت هست که میگویم بی ارزشی و ارزش وقت تلف کردن نداری



خودت هم خوب میدانی یکی از معجزات قرآن طراوت و تازگی برای تمام اعصار است و باید به تمام ایات ان عمل کرد
سلام علیکم و رحمه الله
کنجگاو نمیدونه چطوری غسل کنه شما انتظار حج و ... ازش دارید ؟ ؟ ؟ ؟
"

2 روز پيش

Canary1375 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اگر بشر هشت انگشت داشت و دستگاه مبنای هشت تشکیل میداد، باز دو به اضافه دو مساوی چهار میشد، بلی شش به اضافه چهار مساوی دوازده میشد ولی دوازده در دستگاه اکتال، مساوی همان ده در دستگاه دسیمال است، یعنی واقعیت ریاضی آن عوض نمیشود، و همچنین اگر مبنای دو باشد، دو به اضافه دو مساوی صد میشد که صد در دستگاه باینری همان چهار در دسیمال است:
دوازده که نمیشد میشد دوازهشت یا همچین چیزی "

2 روز پيش

Canary1375 به سرنگار تا عاشورا پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط مزدك بامداد نوشته شده است نمايش نوشته
قسمتي از مقاله دكتر اميرحسين خنجي با عنوان "فاجعهء كربلا و ارتباط آن با اختلاف‌های خاندانی بنی‌اميه و بنی‌هاشم"
اَعقابِ امام حسين از تنها فرزند زنده مانده‌اش علي اوسط بودند كه درسال 38 هجري در كوفه به دنيا آمده بود، و بعدها زين‌العابدين لقب يافت. قرنها بعد اين روايتِ بي‌اساس و بي‌مأخذ توسط كساني جعل شد كه گويا شهربانو دختر يزدگرد سوم در هنگام سقوط مدائن (تيسفون) به اسارت رفت و در تقسيم اسيران سهم امام علي شد و او ويرا به پسرش حسين داد، و زين‌العابدين از اين دختر به دنيا آمد. اين روايتِ مذهبي از اساس و پايه دروغين است. بين سقوط مدائن تا تولد زين‌العابدين 20 سال فاصله بود. مادر زين‌العابدين- بنا برگزارشي كه بلاذري ذكر كرده- يك دختر اسيرشدهء سيستاني (بلوچ) بود كه اورا به عربي سُلافه ناميدند. اين دختر ازمردمِ ناحيهء زرنگ و زاهدان كنوني بود كه با ديگر دختران و پسران به تاراج رفت و در مدينه ضمن تقسيمِ غنيمتها سهم حسين ابن علي شد. سيستان در بين سالهاي 31 تا 37 هجري سه بار مورد حملهء عربان قرار گرفت. آخرين حملهء عرب به سيستان در خلافت امام علي به منظور سركوب شورش ضد عربي بود. پس بنا بر گزارش بلاذري- كه تنها منبع تاريخي راجع به مادر زين العابدين است- مادر زين العابدين يك دختر اسيرشدهء سيستاني يعني از يك خاندان بلوچ بوده نه دختر خاندان سلطنتي ايران؛ و در اواخر خلافت عثمان يا اوائل خلافت علي به اسارت رفت و نه در زمان عمر. شايد هم نام ايرانيِ اين دخترِ اسيرشدهء سيستاني «شِهربانو» (تلفظ بلوچي شيربانو) بوده است. اما اورا به عربي «سلافه» ناميدند نه شهربانو. حتي اگر شِهربانو بودن نام مادر زين‌العابدين راه به حقيقتي ببرد؛ بنا بر گزارش روشني كه از بلاذري دربارهء او دردست است، از خاندان سلطنتي ايران بودنِ او به‌كلي بي‌پايه است. مادر زين العابدين چونكه كنيز بود، پس از واقعهء كربلا زنِ يكي از غلامان امام حسين شد كه «زبيد» نام داشت، و برايش عبدالله ابن زبيد را به دنيا آورد. در اصول كافي ، به مناسبتي، از علي ابن راشد نيز بعنوان برادر مادريِ زين‌العابدين نام برده شده است؛ و اين نشان ميدهد كه سلافه (شهربانو) پس از امام حسين ابتدا همسر مردي به نام زبيد، و سپس همسر مردي به نام راشد شد.


---------------------------------
اولين يورش تازيان به ايران در سال ۱۲ هجري و حمله به تيسفون در سال ۱۷ هجري بود .... با توجه به اينكه حسين در سال ۴ هجري متولد شده بود، و در ضمن هنگام حمله اعراب به ايران، يزدگرد ۱۴ ساله بود و نميتوانست دختري بنام شهربانو داشته باشد كه زن حسين ۱۳ ساله بشود ...
مزدك
کسی از این کاربر خبر داره؟
3-4 سالیه که دیگه تو نت ازش خبری نیست گویا! "

2 روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ZYGORAT نوشته شده است نمايش نوشته
میگم بی ارزشی میگی نه!



تنها چیزی که میشود بین خدا و رسول الله فرق نگذاشت فرق در اطاعت کردن از آنهاست

و کسی که اطاعتش عین اطاعت خداوند است باید علم خدایی داشته باشد و..... چون اگر نداشته باشد و واجب طاعه باشد اگر دستور اشتباهی بدهد در این مسیله نستجیر بالله خداوند مقصر است چون خدا در قرآن دستور اطاعت از ایشان (رسول الله و اهل بیت هلیهم السلام )داده است

اولا خداوند درآیه به تمام پیامبران اشاره دارند نه تنها رسول الله که تو می گویی .

مسیحیت هم دارند از عیسی تبعیت می کنند و بر طبق احادیثی که از عیسی بدستشان رسید عیسی خودرا پسر خداوند معرقی کرده است پس بر طبق اعتقاد شما دارند از رسول اطاعت می کنند پس چرا خداوند به آنها می گویند کافرشده اند ؟

در ضمن نگفتی اطاعت از رسول چگونه است و چطور باید از رسول اطاعت کرد اگر شما انسان باارزشی هستی و مثل من بی ارزش نیستی جواب بده اگر راست می گویی ومثل طوطی فقط تقلیدی حرفی را نمی زنی ؟. "

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:25PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2021 DragonByte Technologies Ltd.