بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
سرشکستن‌‌امام‌سجاد (سلام‌الله‌علیه)..

خاتم المحدثین مرحوم میرزای نوری در حدیثی طولانی آورده است:
قَاٰمَ عَلَیٰ طُولِهِ وَ نَطَحَ الْجِدَارُ بِوَجْهِهِ، فَکَسَرَ انْفَهُ وَ شَجَّ رَأسَهُ وَ سَاٰلَ دَمُهُ عَلَیٰ صَدْرَهُ وَ خَرَّ مَغْشِّیَاً عَلَیْهِ مِنْ شِدَّةِ الْحُزْنِ وَ الْبُکَاءَ.
در حین اینکه راوی در منزل امام سجاد (علیه السلام) مشغول نقل مطلبی در باب امام حسین علیه السلام بود ، حضرت (علیه السلام) تمام قد ایستادند و صورت مبارک خود را به دیوار منزل کوبیدند، به نحوی که بینی و سر حضرت شکاف برداشت و خون بر صورت و محاسن ایشان جاری گشت و از شدت حزن و گریه از هوش رفتند...
دار السلام، ج۲، ص۱۴٨، مؤسسة التاريخ العربي

اللهم العن يزيد و اتباعه حتی ترضي اهل بيت النبوة صلوات الله علیهم
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

علت پاداش های عجیب به زوار امام حسین علیه السلام

ماجرای سیّد بحرالعلوم


سیّد بحرالعلوم رحمة الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد، در بین راه راجع به این مسئله، که گریه بر امام حسین(علیه السلام) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخصی عرب سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد، بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مسئله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟
سید بحرالعلوم گفت: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای متعال این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) می دهد مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامة عملش نوشته می شود و برای هر یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟
آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.ـ سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت، در شکارگاه از همراهیانش دور افتاده و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید، آنان در گوشة خیمه عنیزه ای «بز شیرده» داشتند و از راه مصرف شیر آن، زندگی خود را می گرداندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولی به خاطر پذیرایی از مهمان آن بز را سر بریده و کباب کردند، زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.
سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد. در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری که از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید . یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان گفت: هر چه بدهم کم است، زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل کرده ام، چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند من هم باید هرچه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.
سپس سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود، چون خدا که خدائیش را نمی تواند به سیدالشّهدا(علیه السلام) بدهد، پس هر کاری که می تواند انجام می دهد، یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خودش، به زوّار و گریه کنندگان آن حضرت، در جایی عنایت می کند در عین حال این ها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند. چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد. پس از غايب شدن سوار عرب، سيد فهميد كه جواب سؤالش را از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دريافت كرده است.

«برگرفته از عبقری الحسان، مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی، ص ۱۳۶»
یا حسین

یا ابالفضل

"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

امام عصر علیه السلام بر کدام مصیبت کربلا ،
خون گریه میکنند؟؟

یک عبارتی است در زیارت ناحیه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما

شبانه روز برایتان گریه می کنم که اگه اشک چشمم خشک شود برایتان خون گریه می کنم.

حاج ملا علی سطان علی خطیب تبریزی کسی بود که از عبّاد و زهّاد بود می گوید من در خواب امام رو دیدم گفتم این صحیحه که شما خون گریه می‌کنید؟
امام فرمودند :بله
گفتم: کدام مصیبت بود که باعث شده است خون گریه کنید؟
آیا مصیبت حضرت علی اکبر علیه السلام بود ؟ حضرت می فرمایند :
خیر اگر علی اکبر زنده بود او هم خون گریه می کرد.

گفتم :آقای من مصیبت عمویتای عباس است که خون گریه می کنید ؟
حضرت می فرمایند : خیر اگر عمویم عباس هم بود خون گریه می کرد برای این مصیب .

گفتم پس حتما مصیبت جدتان امام حسین علیه السلام که خون گریه می‌کنید ؟

فرمود: خیر اگر جدم سید الشهداء علیه السلام هم زنده بود هم برای این مصیبت خون گریه می کرد .

گفتم: پس این کدام مصیبت است که خون گریه می‌کنید ؟

حضرت می فرمایند : این مصیبت ، مصیبت عمه ام زینب است.

کتاب :250 كرامة للسيدة زينب و سيدات بيت النبوة ،ابوالفضل کاشانی ص 46-47 به نقل شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تالیف شیخ قاضی زاهدی ص 145 نقل از مرحوم نهاوندی ، السیدة رقية تالیف خلخالی ص 233

آجَرَكَ الله يا بَقيَّةَ الله....

یا حسین

یا ابالفضل
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی یا حسین

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157311&page=4
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
امام عصر علیه السلام بر کدام مصیبت کربلا ،
خون گریه میکنند؟؟

یک عبارتی است در زیارت ناحیه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما

شبانه روز برایتان گریه می کنم که اگه اشک چشمم خشک شود برایتان خون گریه می کنم.

حاج ملا علی سطان علی خطیب تبریزی کسی بود که از عبّاد و زهّاد بود می گوید من در خواب امام رو دیدم گفتم این صحیحه که شما خون گریه می‌کنید؟
امام فرمودند :بله
گفتم: کدام مصیبت بود که باعث شده است خون گریه کنید؟
آیا مصیبت حضرت علی اکبر علیه السلام بود ؟ حضرت می فرمایند :
خیر اگر علی اکبر زنده بود او هم خون گریه می کرد.

گفتم :آقای من مصیبت عمویتای عباس است که خون گریه می کنید ؟
حضرت می فرمایند : خیر اگر عمویم عباس هم بود خون گریه می کرد برای این مصیب .

گفتم پس حتما مصیبت جدتان امام حسین علیه السلام که خون گریه می‌کنید ؟

فرمود: خیر اگر جدم سید الشهداء علیه السلام هم زنده بود هم برای این مصیبت خون گریه می کرد .

گفتم: پس این کدام مصیبت است که خون گریه می‌کنید ؟

حضرت می فرمایند : این مصیبت ، مصیبت عمه ام زینب است.

کتاب :250 كرامة للسيدة زينب و سيدات بيت النبوة ،ابوالفضل کاشانی ص 46-47 به نقل شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تالیف شیخ قاضی زاهدی ص 145 نقل از مرحوم نهاوندی ، السیدة رقية تالیف خلخالی ص 233

آجَرَكَ الله يا بَقيَّةَ الله....

یا حسین

یا ابالفضل

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157311&page=4
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
امام عصر علیه السلام بر کدام مصیبت کربلا ،
خون گریه میکنند؟؟

یک عبارتی است در زیارت ناحیه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما

شبانه روز برایتان گریه می کنم که اگه اشک چشمم خشک شود برایتان خون گریه می کنم.

حاج ملا علی سطان علی خطیب تبریزی کسی بود که از عبّاد و زهّاد بود می گوید من در خواب امام رو دیدم گفتم این صحیحه که شما خون گریه می‌کنید؟
امام فرمودند :بله
گفتم: کدام مصیبت بود که باعث شده است خون گریه کنید؟
آیا مصیبت حضرت علی اکبر علیه السلام بود ؟ حضرت می فرمایند :
خیر اگر علی اکبر زنده بود او هم خون گریه می کرد.

گفتم :آقای من مصیبت عمویتای عباس است که خون گریه می کنید ؟
حضرت می فرمایند : خیر اگر عمویم عباس هم بود خون گریه می کرد برای این مصیب .

گفتم پس حتما مصیبت جدتان امام حسین علیه السلام که خون گریه می‌کنید ؟

فرمود: خیر اگر جدم سید الشهداء علیه السلام هم زنده بود هم برای این مصیبت خون گریه می کرد .

گفتم: پس این کدام مصیبت است که خون گریه می‌کنید ؟

حضرت می فرمایند : این مصیبت ، مصیبت عمه ام زینب است.

کتاب :250 كرامة للسيدة زينب و سيدات بيت النبوة ،ابوالفضل کاشانی ص 46-47 به نقل شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تالیف شیخ قاضی زاهدی ص 145 نقل از مرحوم نهاوندی ، السیدة رقية تالیف خلخالی ص 233

آجَرَكَ الله يا بَقيَّةَ الله....

یا حسین

یا ابالفضل
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
کد خبر: ۱۷۰۳۰۲
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰

صفحه نخست » عکس و فیلم

به گزارش «شیعه نیوز»، راهپیمایی گسترده حسینی با حضور ملیت‌های مختلف در خیابان‌های شهر دیربورن در ایالت میشیگان آمریکا برگزار شد.



شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی که پرچم‌های سیاه به نشانه عزای حسینی حمل می‌کردند، بر ضرورت الهام‌گیری از پندها و عبرت‌های قیام امام حسین تأکید کردند.

این راهپیمایی همه ساله با حضور عاشقان و دوستداران اهل بیت از ملیت‌های مختلف مقیم در این شهر برگزار می‌شود و با بازخورد مثبتی از سوی رسانه‌های آمریکا مواجه شده است.


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213440_784.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213441_427.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213442_354.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213443_553.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213444_508.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213445_795.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...213446_691.jpg


"

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
برخی سخنان امام و یارانش در پایان تاسوعا و شب عاشورا

۱. ... حبیب بن مظاهر گفت: به خدا سوگند چه بد است نزد خدا حال کسانی که فردا بر او وارد می‌شوند، در حالی که فرزندان پیامبرش و عترت و اهل بیت او و عابدان و سحرخیزان این شهر و کسانی که خدا را بسیار یاد می‌کردند، کشته‌اند ...

فَقَالَ لَهُ حبيب بن مظاهر: أما وَالله لبئس القوم عِنْدَ الله غدا قوم يقدمون عَلَيْهِ قَدْ قتلوا ذرية نبيه عَلَيْهِ السلام و عترته و اهل بيته ص و عباد أهل هَذَا المصر المجتهدين بالأسحار، و الذاكرين الله كثيرا ... (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۱۶)

۲. ... زهیر گفت: به خدا سوگند من هرگز برای حسین نامه ننوشتم و پیکی به سویش نفرستادم و به او وعده یاری ندادم؛ ولی راه مرا به او رساند؛ وقتی او را دیدم، به یاد رسول خدا و جایگاه و قرابت حسین نزد او افتادم؛ پس صواب را در آن دیدم که یاریش کنم و در حزب او باشم و جان خود را فدایش کنم؛ تا حقّ خدا و رسولش را که شما تباه کردید، حفظ کنم ...

... أما وَ الله مَا كتبت إِلَيْهِ كتابا قط، وَ لا أرسلت إِلَيْهِ رسولا قط، وَ لا وعدته نصرتي قط، و لكن الطريق جمع بيني و بينه، فلما رايته ذكرت به رسول الله ص و مكانه مِنْهُ، و عرفت مَا يقدم عَلَيْهِ من عدوه و حزبكم، فرأيت أن أنصره، و أن أكون فِي حزبه، و أن أجعل نفسي دون نفسه، حفظا لما ضيعتم من حق الله و حق رسوله ... (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۱۷)

۳. ... حسین گفت: ای عباس به سویشان بازگرد و اگر توانستی حمله آنان را تا صبح به تاخیر بینداز و از ما دورشان کن تا امشب برای پروردگارمان نماز بگزاریم و او را بخوانیم و آمرزش بخواهیم؛ خدا می‌داند که من همواره نماز برای او و تلاوت کتابش و زیاد دعا کردن و استغفار را دوست داشته‌ام.

... قَالَ: ارجع إِلَيْهِم، فإن استطعت أن تؤخرهم إِلَى غدوة و تدفعهم عند [عنا] العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة و ندعوه و نستغفره، فهو يعلم أني قَدْ كنت أحب الصَّلاة لَهُ و تلاوة كتابه و كثرة الدعاء و الاستغفار (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۱۷)

۴. ... سعید بن عبدالله حنفی گفت: نه به خدا سوگند ای حسین تو را رها نمی‌کنیم تا آن که خدا ببیند که ما در فقدان رسول خدا حرمتش را در حقّ تو پاس داشتیم. به خدا سوگند حتّی اگر بدانم که کشته می‌شوم سپس زنده می‌گردم و مرا زنده زنده می‌سوزانند و خاکسترم را به باد می‌دهند و این کار را هفتاد بار با من انجام می‌دهند؛ تو را رها نخواهم کرد تا مرگ را به راه تو در آغوش کشم. پس حال چگونه چنین نکنم که یک بار کشته شدن بیشتر نیست و بعد از آن کرامتی ابدی است که هرگز پایان نپذیرد؟!

... وَ قَالَ سَعِيد بن عَبْدِ الله الحنفي: وَ الله لا نخليك حَتَّى يعلم الله أنا حفظنا غيبه رسول الله ص فيك، وَ الله لو علمت أني أقتل ثُمَّ أحيا ثُمَّ أحرق حيا ثُمَّ أذر، يفعل ذَلِكَ بي سبعين مرة مَا فارقتك حَتَّى ألقى حمامي دونك، فكيف لا أفعل ذَلِكَ! و إنما هي قتلة واحدة، ثُمَّ هي الكرامة الَّتِي لا انقضاء لها أبدا. (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۱۹)

یا حسین

یا ابالفضل
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
یا حسین

یا ابالفضل
توزیع غذای نذری در تگزاس + عکس عکس زیر توزیع غذای نذری میان نیازمندان شهر دالاس در ایالت تگزاس را نشان می‌دهد.
http://tabnakbato.ir/files/fa/news/1...191970_548.jpg

جالبه ماه محرم فقرای تگزاس هم گشنه نمیمونن

"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
شعر از محمد علی ریاضی یزدی
اى حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمى
دست على ماه بنى هاشمى

ماه کجا روى دل آراى تو
سرو کجا قامت رعناى تو

ماه و درخشنده تر از آفتاب
مشرق تو جان و تن بوتراب

همقدم قافله سالار عشق
ساقى عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین
داده سر و دست به راه حسین

عم امام و اخ و ابن امام
حضرت عباس علیه السلام

اى علم کفر نگون ساخته
پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفباى تو صدق و صفاست

مکتب جانبازى و سر بازى است
بى سرى آنگاه سر افرازى است

شمع شده آب شده سوخته
روح ادب را ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات !
موج زند اشک به چشم فرات !

یاد حسین و لب عطشان او
و آن لب خشکیده طفلان او

تشنه برون آمدى از موج آب
اى جگر آب برایت کباب !

ساقى کوثر، پدرت مرتضى است
کار تو سقایى کرب و بلاست

مشک پر از آب حیات به دوش
طفل حقیقت ز کف آبنوش

درگه والاى تو در نشاتین
هست در رحمت و باب حسین

هر که به دردى ، به غمى شد دچار
گوید اگر یکصد و سى و سه بار

اى علم افراخته در عالمین
اکشف یا کاشف کرب الحسین

از کرم و لطف جوابش دهى
تشنه اگر آمده آبش دهى

چون نهم ماه محرم رسید
کار بدانجا که نباید کشید

از عقب خیمه صدر جهان
شاه فلک جاه ملک پاسبان

شمر به آواز ترا زد صد
گفت کجایید بنو اختن

تا برهانند ز هنگامه ات
داد نشان خط امان نامه ات

رنگ پرید از رخ زیباى تو
لرزه بیفتاد بر اعضاى تو

من به امان باشم و، جان جهان
از دم شمشیر و سنان بى امان ؟!

دست تو نگرفت امان نامه را
تا که شد از پیکر پاکت جدا

مزد تو شد دست شه لافتى
خط تو شد خط امان خدا

چهار امامى که ترا دیده اند
دست علم گیر تو بوسیده اند

طفل بدى ، مادر والا گهر
بردت تا ساحت قدس پدر

چشم خداوند چو دست تو دید
بوسه زد و اشک ز چشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا
بوسه به دست تو زده مجتبى

دید چو در کرب و بلا شاه دین
دست تو افتاده به روى زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده اش
بوسه بزد با لب خشکیده اش

حضرت سجاد هم آن دست پاک
بوسه زد و کرد نهان زیر خاک

مطلع شعبان همایون اثر
بر ادب توست دلیلى دگر

سوم این ماه ، چون نور امید
شعشعه صبح حسینى دمید

چارم این مه که پر از عطر بوست
نوبت میلاد علمدار اوست

شد به هم امیخته از مشرقین
نور ابوالفضل و شعاع حسین

اى به فداى سر و جان و تنت
وین ادب آمدن و رفتنت

وقت ولادت قدمى پشت سر
وقت شهادت قدمى پیشتر!

مدح تو این بس که شه ملک جان
شاه شهیدان و امام زمان

گفت به تو گوهر والا نژاد
جان برادر به فداى تو باد!

شه چو به قربان برادر رود
کیست (ریاضى ) که فدایت شود؟!
یا حسین

یا ابالفضل
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
روضه از لهوف

جانبازی و شهادت حضرت عبّاس علیه السّلام

روایت‌کننده گوید: تشنگی حسین علیه السّلام شدید و طاقت فرسا شد، آن حضرت همراه برادرش عبّاس علیه السّلام بر فراز تپّه مشرف بر آب فرات رفتند که وارد آب فرات شوند، عبّاس علیه السّلام جلوتر حرکت می‌کرد، سپاهیان عمر سعد جلو آنها را گرفتند و درگیری شدیدی رخ داد، مردی از بنی دارم، حسین علیه السّلام را هدف تیر قرار داد، تیر به زیر چانه آن حضرت اصابت کرد، حسین علیه السّلام آن تیر را بیرون کشید، دستهایش را زیر گلو گرفت، کفهای دستش پر از خون شد، سپس آن را به طرف آسمان پاشید و عرض کرد:
اللَّهُمَّ إِنِّي اشکوا اليک مَا يُفْعَلُ بِابْنِ بِنْتِ نبيک
، خدایا! شکایت آنچه را با پسر دختر پیامبرت انجام شود به درگاه تو می‌آورم.
در این درگیری، عبّاس علیه السّلام را از حسین جدا نمودند، و از هر طرف به عبّاس علیه السّلام حمله کردند تا او را کشتند حسین علیه السّلام در سوگ شهادت عباس گریه بسیار سخت کرد، شاعر عرب در این باره چنین گوید
أَحَقُّ النَّاسِ أَنْ يبکي عَلَيْهِ فَتِي ابکي الْحُسَيْنِ بکربلاء
أَخُوهُ وَ ابْنُ وَالِدُهُ عَلِيٌّ أَبُو الْفَضْلِ الْمُضَرَّجِ بِالدِّمَاءِ
وَ مَنْ وَاسَاهُ لاَ يَثْنِيهِ شَيْ‌ءَ وَ جَادَلَهُ عَلِيِّ عَطَشٍ بِمَاءٍ
«سزاوارترین شخص به گریه کردن آن جوانی است که حسین علیه السّلام را در کربلا از مصیبتش به گریه انداخت، او برادر حسین علیه السّلام و فرزند پدرش علی علیه السّلام به نام ابو الفضل بود که پیکرش آغشته به خون شده بود. همان جوانی که نسبت به حسین علیه السّلام مواسات و ایثار نمود، و هیچ چیز او را از برادری با حسین علیه السّلام منصرف نساخت، و وقتی که با شدّت تشنگی کنار آب فرات آمد، چون حسین علیه السّلام تشنه بود، آب ننوشید.»


غم‌نامه کربلا، ص: 144
یا حسین

یا ابالفضل

"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
لطمه زدن، صورت خراشیدن، گریبان چاک زدن و جامه دریدن در عزاداری سرور و سالار شهیدان، امام مظلومان، سیّد الکونین، حضرت أبا عبدالله الحسین علیه السّلام

عنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ الْإِمَامِ الصَّادِقِ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺍﻟﺴﻠَﺎﻡ قَالَ:

لقَدْ شَقَقْنَ الْجُيُوبَ وَ لَطَمْنَ الْخُدُودَ الْفَاطِمِيَّاتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِما ﺍﻟﺴﻠَﺎﻡ)؛ وَ عَلَى مِثْلِهِ تُلْطَمُ الْخُدُودُ وَ تُشَقُّ الْجُيُوبُ.
(و نقل في خبر آخر قال علیٰ مثل الحسین علیه السّلام فلتشق الجیوب، ولتخمش الوجوه، ولتلطم الخدود.

حضـرت امـام صـادق صلوات الله عليه فرمودند:

همانا فاطمیّات و بانوان خاندان رسالت بر (مُصیبت) حضرت حسین بن علی علیهما السّلام گریبان ‌های خود را پاره نمودند و بر صورت‌ هایشان لطمه زدند؛ و بر مثل امام حسین علیه السّلام باید بر صورت‌ ها لطمه زد و گریبان‌ ها پاره کرد.
(و منقول است که در روايتی دیگر فرمودند بر مثل امام حسین علیه السّلام باید گریبان ها چاک گردد، و به گونه ها لطمه زده شود، و صورتها خراشیده گردد.

وسائل الشّيعة، ج ۲۲، ص ۴۰۲؛ به نقل از تهذیب الأحکام شیخ طوسی قدّس سرّه (یکی از کتب اربعه شیعه): ج ۸، ص ۳۲۵، ح ۱۲۰۷ (۲۳)/ ط دار الکتب الإسلامیّة، طهران

اللهم العن الجبت و الطاغوت

یا حسین

یا ابالفضل
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

کرامات_حسینی سلام مرا به پیرمرد کفاش برسان

مرحوم حجةالاسلام آشیخ‌احمدکافی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) فرمود: مرحوم حاج شیخ مهدی مازندرانی در کربلا بود، پنجاه سال صبحها در رواق حرم امام حسین منبر می رفت و آدم خوب و معروفی بود. چند جلد کتاب به نام های کوکب درّی، معالی السبطین، شجره طوبی، آثار الحسین نوشته است. وی در کتاب آثار الحسینش این قضیه را نقل کرده است:

در مازندران، یک نفر به نام ملا عباس چاوش بود، او هر سال یک پرچم روی دوشش می گرفت و به طرف کربلا میرفت ویک عده از مردم نیز به دنبال این پرچم به کربلا میرفتند.

مرحوم مازندرانی می گوید: یک سال ملا عباس تصمیم گرفت به کربلا نرود، چون یک گرفتاری برایش پیش آمده بود. در آن سال سی و دو نفر از جوانهای اطراف روستایش آمدند و گفتند: ملاعباس، بیا به کربلا برویم! ملاعباس گفت: من امسال یک گرفتاری دارم که نمیتوان بکربلا بیایم. جوانها گرفتاریش را برطرف کردند.
ملا عباس چاوش، پرچم را برداشت وگفت: هرکه دارد هوس کربلا خوش باشد!

ملا عباس چاوش به راه افتاد وجمعیتی از مردم از این ده و ان شهر نیز جمع شدند و شهر به شهر آمدند تا به نزدیکی های کربلا رسیدند و در منزلگاه منزل کردند. آنها در اول شب دو رهم نشستند که ناگهان ملا عباس گفت: رفقا امشب چه شبی است؟!

مردم گفتند: امشب شب جمعه است. ملا عباس گفت»: رفقها آن چراغها را می‌بینید؟
گفتند : آری. گفت: آنها چراغهای گلدسته های حرم حضرت امام حسین است. یک منزل بیشتر نمانده است. می دانم که خسته و مانده و ناراحتید. اما چون شب جمعه است بیایید این منزل دیگر را هم برویم تااینکه شب جمعه یک زیارتی از امام حسین بکنیم.

رفقا گفتند: باشد می رویم! همه راه افتادند و آمدند. در آن زمان مسافر خانه و هتل نبود بلکه سراهایی بود . اینها چون به کربلا رسیدند، بااسبها و الاغها تو سرای رفتند. اسب‌هایشان را در طبقه پایین بستند و خودشان هم در اطاق‌های بالا منزل کردندو اثاثها را گذاشتند.

ملاعباس گفت: رفها الان اثاثیه‌ها را رها کنید، باید تا صبح نشده به حرم آقا امام حسین برویم.
وقتی همه آنها در صحن اما م حسین رسیدند یک عده از جوانها آمدندو دورش را گرفتندو گفتند: ملا عباس آن شبهای جمعه‌ای که ما در مازندران بودیم، تو یروستایمان دورت جمع می‌شدیم و تو یک نوحه می‌خواندی و ما برای امام امام حسین سینه می‌زدیم، حالا هم شب جمعه است و می خواهیم د رصحن حرمش عزاداری کنیم.

ملا عباس گفت: چشم امشب هم برایتان نوحه می‌خوانم.
ملا عباس می‌گوید ک با خودم گفتم در حرم آقا امام حسین برایشان زیارت می خوان و بعد می‌رویم بالای سر امام حسین و دفترچه نوحه ام را در می‌آورم و آن را باز می کنم و هر نوحه ای آمد، همان نوحه را می‌خوانم.

وقتی آمدم بالای سر امام حسین دفترچه را در آوردم و آن را باز کردم دیدم سر صفحه نوحه حضرت علی اکبر آمد. فهمیدم این اشاره خود ابی عبدالله است نوحه حضرت علی اکبر را خواندم.

حالا شما مناسبتها را ببینید، یک مشت جوان و سفر اول انها و توی حرم امام حسین و شب جمعه و نوحه حضرت علی اکبر! یک حالی پیدا کرده بودند. بعد ملا عباس صدا زد : رفقا بس است! برویم استراحت کنیم . همه افراد را برداشت و به سرا بازگشت . همه خسته و مانده افتادند و خوابشان برد.

ملاعباس می گوید: وقتی که خوابم بردف در عالم خواب دیدم که یک نفر در سرا را می زند. من بلند شدم و آمدم ببینم کیست؟ دیدم یک غلام سیاهی پشت در است. به من سلام کرد و گفت: ملا عباس چاوش شما هستید؟ گفتم : بله! گفت: آقا فرمودند: به رفقا بگویید مهیّا بشوید، ما می خواهیم به دیدن شما بیاییم! گفتم آقا کیست؟!
گفت: آقا همان کسی است که این همه راه ، به عشق و علاقه او آمدی. گفتم: آقا امام حسین را می گویی ؟!گفت : آری.!
گفتم : کجا هستند؟ برای پابوسی ایشان می رویم. گفت: نه ! آريالا فرمودند: خودم می آیم!

ملا عباس می گیود: در عالم خواب آمدم و رفقا را خبر کردمو همه ما مؤدب نشستیم، به خاطر اینکه الان آقا می آیند. طولی نکشید که دیدم درب سرا باز شد! مثل اینکه خورشید طلوع کند، نور خیره کننده‌ای ظاهر شد، ناگهان من و رفقایم می‌خواستیم بلند شویم اما اقا اشاره کردند و فرمودند: ملا عباس تو را به جان حسین بنشینید! شما خسته‌اید و تازه رسیده اید. راحت باشید. سپس احوال یک یک ما را پرسیدند و بعد فرمودند: ملا عباس! گفتم: بله آقا جان، فرمودند: می‌دانی چرا من امشب به اینجا آمدم؟! گفتم : نه آقا جان.

فرمودند: من با شما سه کار داشتم. گفتم: آن سه کار چیست آقا جانم؟!
فرمودند: اولا، بدان که هرکس زائر ما باشد، به دیدنش می رویم!
ثانیا: شبهای جمعه وقتی در مازندران هستی و جلسه دارید و دورهم می‌نشینید، یک پیر مردی دم درمی‌نشیند و کفش‌ها را درست می‌کند، سلام حسین را به او برسان!

سپس فرمودند: ملا عباس! کار سوم هم این است که آمدم به تو بگویم که اگر دفعه دیگر رفقا را در شب جمعه به حرم آوردی.
گفتم بله آقا؟ یک وقت دیدم بغض راه گلویشان را گرفت. گفتم آقا چه شده؟
فرمودند: ملا عباس اگر دو مرتبه رفقایت را شب جمعه به حرم آوردی و خواستی نوحه بخوانی ، دیگر نوحه علی اکبر را نخوانی!
گفتم چرا نخوانم؟ مگر بد خواندم؟ غلط خواندم؟ فرمودند: نه ! گفتم پس چرا نخوانم؟!

فرمودندکه ملاعباس!مگر نمیدانی شبهای جمعه مادرم فاطمه زهرا به کربلا می‌آیند.


یا حسین

یا ابالفضل
کرامات الحسينيةج2 ص11
"

20 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنةالماوی وفردوس اعلی پرتوی از خاک کربلای توست یا حسین پاسخ داد.
"
مقام عظیم حضرت عباس علیه‌السلام نزد حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها

جناب فاضل دربندی، آیت الله کلباسی نجفی و شیخ مهدی حائری مازندرانی رضوان الله علیهم نقل کرده‌اند:

و قد اخبر جمع من الثقات في هذا الزمان: ان واحدا من مؤمني هذا العصر كان يزور سيد الشهداء ابي عبد الله الحسين عليه السلام في كل يوم ثلاث مرات او في صبيحة كل يوم، وما كان يزور العباس الا بعد عشرين يوما او ما يقرب منه، و قد رأى في الطيف الصديقة الطاهرة فاطمة الزهراء سلام الله عليها، فأعرضت عنه فقال: بأبي انت و أمي، لأي تقصير منّي تعرضين عني؟ فقالت: لاعتراضك عن زيارة ابني، فقال: اني ازور ابنك في كل يوم، فقالت: تزور ابني الحسين عليه السلام ولا تزور ابني العباس.

عده‌ای از ثقات برای من نقل کردند که یکی از افراد مومن، هر روز به زیارت حضرت ابی عبد الله علیه السلام می‌رفت و هفته‌ای یک بار به زیارت قمر بنی هاشم علیه السلام می‌رفت؛ این شخص، شبی در عالم رویا حضرت صدیقه‌ی طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌بیند؛ به او سلام می‌کند، آن حضرت روی خود را برمی‌گرداند. سپس آن مرد می‌گوید: پدر و مادرم به فدایتان باد! چرا از من روی برمی‌گردانید مگر من چه تقصیری نموده‌ام؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها به او می‌گوید: تو از زیارت فرزندم خودداری می‌کنی. آن مرد گفت: من هر روز به زیارت فرزندت حسین علیه السلام می‌روم. حضرت فاطمه علیه السلام به او می‌گوید: تو هر روز به زیارت فرزندم حسین می‌روی و کم‌تر به زیارت فرزندم عباس می‌روی.

إکسیر العبادات فی الاسرار الشهادات، تألیف ملای دربندی جلد ۲، صفحه ۵۱۴

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2fZ1bP8
پوستر:
http://bit.ly/2hCGr3c

خصائص العباسية، تألیف آیت الله محمد ابراهیم کلباسی نجفی، صفحه ۲۰۹-۲۱۰

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2yNg3b9
پوستر:
http://bit.ly/2xRhbwq

معالی السبطین، تألیف شیخ مهدی حائری اصفهانی، صفحه ۶
http://bit.ly/2xNmTih
پوستر:
http://bit.ly/2xFc6Yg

یا حسین

یا ابالفضل

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

مقام عظیم حضرت عباس علیه‌السلام نزد حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها



جناب فاضل دربندی، آیت الله کلباسی نجفی و شیخ مهدی حائری مازندرانی رضوان الله علیهم نقل کرده‌اند:

و قد اخبر جمع من الثقات في هذا الزمان: ان واحدا من مؤمني هذا العصر كان يزور سيد الشهداء ابي عبد الله الحسين عليه السلام في كل يوم ثلاث مرات او في صبيحة كل يوم، وما كان يزور العباس الا بعد عشرين يوما او ما يقرب منه، و قد رأى في الطيف الصديقة الطاهرة فاطمة الزهراء سلام الله عليها، فأعرضت عنه فقال: بأبي انت و أمي، لأي تقصير منّي تعرضين عني؟ فقالت: لاعتراضك عن زيارة ابني، فقال: اني ازور ابنك في كل يوم، فقالت: تزور ابني الحسين عليه السلام ولا تزور ابني العباس.

عده‌ای از ثقات برای من نقل کردند که یکی از افراد مومن، هر روز به زیارت حضرت ابی عبد الله علیه السلام می‌رفت و هفته‌ای یک بار به زیارت قمر بنی هاشم علیه السلام می‌رفت؛ این شخص، شبی در عالم رویا حضرت صدیقه‌ی طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌بیند؛ به او سلام می‌کند، آن حضرت روی خود را برمی‌گرداند. سپس آن مرد می‌گوید: پدر و مادرم به فدایتان باد! چرا از من روی برمی‌گردانید مگر من چه تقصیری نموده‌ام؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها به او می‌گوید: تو از زیارت فرزندم خودداری می‌کنی. آن مرد گفت: من هر روز به زیارت فرزندت حسین علیه السلام می‌روم. حضرت فاطمه علیه السلام به او می‌گوید: تو هر روز به زیارت فرزندم حسین می‌روی و کم‌تر به زیارت فرزندم عباس می‌روی.

إکسیر العبادات فی الاسرار الشهادات، تألیف ملای دربندی جلد ۲، صفحه ۵۱۴

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2fZ1bP8
پوستر:
http://bit.ly/2hCGr3c

خصائص العباسية، تألیف آیت الله محمد ابراهیم کلباسی نجفی، صفحه ۲۰۹-۲۱۰

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2yNg3b9
پوستر:
http://bit.ly/2xRhbwq


معالی السبطین، تألیف شیخ مهدی حائری اصفهانی، صفحه ۶
http://bit.ly/2xNmTih
پوستر:
http://bit.ly/2xFc6Yg

یا حسین

یا ابالفضل


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
  • تاریخ انتشار:‌ ۱۳۹۷/۰۶/۲۶
  • بازدید:‌ ۲۶۹
  • شماره مطلب:‌ ۴۹۲۸
  • چاپ
http://karbobala.com/files/news/pics/cropped/668.jpg

در آستانه عاشورای حسینی:

حضور نخست وزیر هند در مجلس عزاى امام حسین


پایگاه تخصصی امام حسین علیه‌السلام کرب‌وبلا: نارندرا مودی نخست وزیر هند در جریان بازدید از مسجد شیعیان "بوهرا" در ایندور با اشاره به قیام امام حسین بر نیاز به صلح و عدالت تاکید کرد.


به گزارش پایگاه تخصصی امام حسین علیه‌السلام کرب‌وبلا، نارندرا مودی نخست وزیر هند اظهار کرد: امام حسین زندگی خود را در راه عدالت و صلح فدا کرد. او علیه بی عدالتی و تکبر قیام کرد. این آموزه‌ها از جانب او امروز بیش از هر زمان دیگری مهم است. نخست وزیر هند ادامه داد: مفهوم عبارت "جهان، یک خانواده است"‌ در متون سانسکریت یک مزیت بزرگ برای هندوستان است. جامعه مسلمان بوهرا با فعالیت‌هایش جهان را با این مفهوم آگاه می‌کند. مودی در این مراسم همچنین گفت:‌ ما به گذشته خود افتخار می‌کنیم. ما به حال خود باور داریم و به آینده روشن خود نیز مطمئن هستیم.
نخست وزیر هند با حضور در یکی از مساجد شیعیان در مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام شرکت و همراه با هم میهنان مسلمان خود به سوگواری پرداخت. بر اساس این گزارش، مودی در شهر «ایندور» در ایالت «مادیا رادش» در مراسم عزاداری شیعیان به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم حضور پیدا کرد. این مراسم از سوی شیعیان «بهره داوودی» برگزار شده بود. این نخستین باری است که یک نخست‌وزیر هند در برنامه‌های آیینی شیعیان در محرم که هر ساله در ۱۰ روز نخست ماه محرم برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.
http://karbobala.com/files/news/files/1130.jpg
گفتنى است که مراسم عزادارى بهره‌هاى داوودى در هند، از پرشورترین مراسم عزادارى در دهه عاشورا بشمار آمده و هزاران نفر از هند و دیگر کشورهاى جهان براى حضور در این مراسم شرکت مى‌کنند. دکتر مفضل سیف الدین، رهبر بهره‌هاى داوودى جهان، در این مراسم به سخنرانى مى‌پردازد. لازم به اشاره است که رهبر بهره‌هاى اسماعیلى جهان، سه سال قبل با سفر به نجف اشرف و کربلا، به دیدار با مراجع عظام نجف پرداخته و از سوى وى هیأتى عالی‌رتبه براى زیارت امامین همامین کاظمین گسیل گردیده و هدایاى گرانبهایی را به آن آستان مبارک تقدیم داشتند.

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

شب_نهم_محرم: به نام نامی قمرمنیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

السلام علیک یاصاحب راية الحسین علیه السلام
السّلامُ عليکَ ايُّها العبدُ الصّالحُ المطيعُ للهِ وَ لِرسولهِ و لِأميرِلمؤمنينَ وَ الحسنِ و الحسينِ صلّي اللهُ عليهم
در زیارت ناحیه مقدسه میخوانیم : السَّلامُ عَلی أبی‌ الْفَضْلِ العَبَّاسِ بْنِ أَمیرِالْمُؤمنینَ المُواسی أَخاهُ بِنَفْسِهِ...

قال الصادق جعفر بن محمد علیهماالسلام : كان عمنا العباس بن علي نافذ البصيرة صلب الايمان جاهد مع أبي عبد الله وأبلى بلاء حسنا ومضى شهيدا...
امام صادق علیه‌السلام فرمودند‌: عموی ما عباس علیه السلام دیده‌ای تیزبین و ایمانی استوار داشت، همراه حسین علیه السلام جهاد کرد و از امتحان سرافراز بیرون شد و سرانجام به شهادت رسید...

قال علي بن الحسين عليهماالسلام : ... وإن للعباس عند الله تبارك وتعالى لمنزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة.
امام سجاد علیه‌السلام فرمودند : ... عباس نزد خداوند مقامی دارد که همه شهدا در قیامت بدان غبطه می‌خورند.

علامه مجلسی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در بحارالانوار (ج۴۵، ص۴۲) می‌گوید: آن‌گاه که عباس علیه‌السلام تنهایی برادر را مشاهده نمود نزد وی آمد و از او اجازه خواست تا به میدان رود. امام فرمود: تو پرچمدارم هستی و اگر بروی لشکرم از هم پاشیده می‌شود. عرض کرد: سینه‌ ام تنگ شده و از زندگی سیر شده‌ ام و می‌خواهم از این منافقین انتقام خود را باز ستانم.
امام علیه‌السلام فرمود: پس مقداری آب برای این کودکان تهیه نما. عباس به سوی دشمن آمد و هر چه آنان را پند و اندرز داد سودی نبخشید. نزد برادر بازگشت و او را آگاه ساخت. در این هنگام شنید که کودکان فریادِ العَطَش سر دادند. مشک را برداشت و بر اسب سوار شد و راهی فرات گردید. چهار هزار تن موكّلین فرات او را محاصره و تیرباران کردند آنان را پراکنده نمود و بنابر روایتی هشتاد تن از آنان را به قتل رساند. وارد فرات شد کفی از آب برداشت آب را بر روی آب ریخت و مشک را پر از آب نمود. آن را بر شانه راست خود قرار داد و به سوی خیمه‌ها روانه گردید.

ابن شهرآشوب در مناقب آل ابی‌‌طالب (ج۳، ص۲۵۶) نوشته : دشمن بر او حمله کرد و او نیز بر آنان حمله نمود و دشمن را تار و مار کرد. زید بن ورقاء جهنی پشت درختی در کمین وی ایستاد و با یاری حکیم بن طفیل سُنْبُسی‌ ضربتی بر دست راست وی فرود آورد.
عباس شمشیر را به دست چپ گرفت و چنین رجز خواند:
وَاللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمُ يَمینی • إنّی‌ أُحامِی أبَداً عَنْ دینی • وَعَنْ إمامٍ صادِقِ الْيَقینِ • نَجْلِ النَّبىِّ الْطَّاهِرِ الأَمینِ‌
پس جنگ نمایانی کرد تا ضعف بر او چیره شد. در این هنگام حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی در کمین وی بود ضربتی -دیگر- بر دست چپ او فرود آورد و عباس علیه‌السلام چنین رجز خواند:
یا نَفْسِ لا تَخْشی‌ مِنَ الْكُفَّارِ • وَأَبْشِری‌ بِرَحْمَةِ الْجَبَّار • مَعَ الْنَّبی‌ السَّيِّد الْمُختار • قَدْ قَطَعُوا بِبَغْيِهِم يِساری • ‌ فَأصْلِهِمْ یا ربِّ حَرِّ النَّار
سپس آن ملعون با عمود آهنین ضربتی بر سر آن حضرت فرود آورد و او را به شهادت رساند.

علامه مجلسی می‌نویسد : امام حسین علیه‌السلام را صدا زد: مرا دریاب.
وقتی امام به سوی او آمد دید که در خون خود آغشته است. گویند آن‌گاه که عباس کشته شد امام حسین فرمود: «الآنَ انْكَسَرَ ظَهْری‌ وَقَلَّتْ حیلَتی»

آن جا که صحبت از ادب اولیا کنند/اول حکایت از پسر مرتضی کنند
آنان که شرح خوبی یوسف نوشته‌اند/گو بعد از این حکایت یوسف رها کنند
جایی که او نشسته به باب الحوائجی/حاجات عالمی به نگاهی روا کنند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند
قامت قیامتی که به دیوار رستخیز/از قامتش هزار قیامت به پا کنند
خوبان روزگار بر او غبطه می خورند/روزی که پرده از رخ آن ماه وا کنند
روزی که بر سریر جلالت کند جلوس/اهل بهشت ناله‌ی وا حسرتا کنند

امروز برده‌اند به نامش ز دل قرار/تا روز حشر با دل مردم چه‌ها کنند

یا حسین

یا ابالفضل
"

يك روز پيش

صبح به سرنگار دادگاه ناعادلانه و نمایشی مهندس رحیم مشائی به دستور ملکه انگلیس انجام شد + فیلم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
من دارم حرف سال ۹۲ رو میزنم حاجی. پایان همون دوران پرافتخار آقای دکتر احمدی‌نژاد که مملکت کمپلت دست دوستان شما بود.....که هر سال هنوز هم که هتوزه جشن می گیرید.
نخیر! ظاهرا علاقه‌ای به شمردن ندارید!

و در مورد 92 حرف بزنید که دوستان (ایران برای همۀ ایرانیان) شما نامه نوشتند به آمریکای اشغالگر و استعمارگر برای شکستن رقیب داخلی قدرت که تحریم‌ها را تشدیدکن تا دولت ایران ضعیف بشود. و آمریکا وقتی به خودش آمد که دولت مورد نظر شما روی کار آمده بود "

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
من کربلا را میان #در و #دیوار دیدم

مادر!
مرا از عاشورا مترسان.
مرا به کربلا دلداری مده.
عاشورا اینجاست!
کربلا اینجاست!

اگر کسی جرات کرد در تب و تاب مرگ پیامبر، خانه‌ی دخترش را #آتش بزند، فرزندان او جرات می‌کنند، خیمه‌های ذراری پیغمبر را آتش بزنند.
من بچه نیستم مادر!
شمشیرهایی که در کربلا به روی برادرم کشیده می‌شود، ساخته‌ی کارگاه #سقیفه است.
"نطفه‌ی اردوگاه ابن‌سعد در مشیمه‌ی سقیفه منعقد می‌شود."
اگر #علی اینجا تنها نماند که #حسین در کربلا تنها نمی‌ماند.
حسین در کربلا می‌خواهد با دلیل و آیه اثبات کند که فرزند پیامبر است. پیامبری که تو در خانه‌ی او و در حریم او مورد تعدی قرار گرفتی.
تعدی به حریم فرزند پیامبر سنگین‌تر است یا نوه‌ی پیامبر؟
مادر! در کربلا هیچ زنی میان در و دیوار قرار نمی‌گیرد.
خودت گفته‌ای ما حداکثر تازیانه می‌خوریم، اما "میخ آهنین" بدنهایمان را سوراخ نمی‌کند.
مادر! وقتی تو را از پشت در بیرون کشیدند، من میخ‌های خونین را دیدم.
نگو گریه نکن مادر! باید مُرد در این #مصیبت، باید هزار بار جان داد و #خاکستر شد.
ما سخت جانی کرده‌ایم که تاکنون زنده مانده‌ایم....

در عاشورا کودك شش ماهه به شهادت می‌رسد، اما تو کودك نیامده‌ات- #محسن‌ات- به شهادت رسید.
من دیدم که خودت را در آغوش فضه انداختی و شنیدم که به او گفتی: مرا بگیر #فضه که محسن‌ام را کشتند. پیش از این اگر کسی صدایش را در خانه پیامبر بالا می‌برد، وحی نازل می‌شد که «پایین بیاورید صدایتان را» اگر کسی پیامبر را به نام صدا می‌کرد وحی می‌آمد که «نام پیامبر را با احترام بیاورید.» هنوز آب تغسیل پیامبر خشک نشده، خانه‌اش را آتش زدند.
آن آتش که عصر عاشورا به خیمه‌ها می‌گیرد، مبداش اینجاست.
دختر اگر درد مادرش را نفهمد که دختر نیست.

"من کربلا را میان در و دیوار دیدم" وقتی که ناله‌ی تو به آسمان بلند شد. بعد از این هیچ کربلایی نمی‌تواند مرا این‌قدر بسوزاند.
سید مهدی شجاعی

یا حسین
"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:50PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.