بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ناقد به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
" از قرار معلوم مامور خاطی (زن کتک زننده) از کار تعلیق شده است.

به این می گویند یک حرکت مثبت.... "

3 ساعت پيش

صبح به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
مطابق معمول با قلمفرسایی های عریض و طویل و بی فایده مباحث را با استادی با یکدیگر خلط می کنید!

مساله بسیار ساده است: می خواهیم بدانیم وظیفه گشت ارشاد همان طور که از اسمش پیداست ارشاد و توصیه و کار فرهنگی است یا ضرب و شتم و خشونت و فحاشی؟
از نگاه نظری وظیفۀ گشت ارشاد مثل وظیفۀ پلیس راهنمائی رانندگی است.

از نگاه حقوقی در دنیا چون رانندگی در جامعه امری کیفری نیست نام پلیس مربوطه، لفظ "راهنمائی" می‌گیرد. دقت کنید، لفظ راهنمائی تقریبا معادل همان ارشاد است.

این که نام "راهنمائی" روی این پلیس است، به این معنی نیست که نمی‌تواند جریمه کند، جلب کند یا غیره. البته رفتار حرفه‌ای و اجتناب از درگیری بحث دیگری است که این‌جا نقض شده.

در مقابل توهین شهروند به "پلیس راهنمائی و رانندگی" هم جرم است و جنبۀ کیفری دارد.

در فیلم پخش شده موضوع ارشاد و اجبار نیست. در فیلم یک درگیری لفظی و سپس فیزیکی رخ می‌دهد. و بحث بیشتر از فلسفۀ «گشت ارشاد» است و تا حدودی جنبۀ کیفری پیدا می‌کند.

به طور کلی اگر شما دنبال ارشاد لفظی هستید، باید به وزارت ارشاد یا سازمان تبلیغات مراجعه کنید! نه مجموعه ای در ذیل سازمانی که بدان در ایران «نیروی انتظامی» و در خارج از کشور در ذیل قوانین سایر کشورها، با افتخار به آن LAW ENFORCEMENT FORCE گفته می شود : معنای تحت اللفظی آن چنین است: نیروی اجبار قانون! "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان خطبه قمربنی هاشم اباالفضل عباس بن امیر المومنین علیهما صلوات الله بر بام کعبه یوم الترویه ساخت
"
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
درس های امام شناسی

خطبه قمربنی هاشم

اباالفضل العباس علیه السلام بر بام کعبه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی شرف هذا بقدوم أبیه من کان بالامس بیتا أصبح قبلة

أیها الکفرة الفجرة! أ تصدون البیت لامام البررة؟ من أحق به من سائر البریه؟ من هو ادنی به؟

و لولا حکم الله الجلیة و اسراره العلیة و اختیاره البریة لطار البیت الیه قبل أن یمشی لدیه.
قد استلم الناس الحجر و الحجر یستلم یدیه. و لو لم تکن مشیة مولای مجبولة من مشیة الرحمن لوقعت علیکم کالسقر الغضبان علی عصافیر الطیران.

أ تخوفون قوما یلعب بالموت فی الطفولیة فکیف کان فی الرجولیه؟

و لفدیت بالحامات لسید البریات دون الحیوانات

هیهات! فانظروا ثم انظروا ممن شارب الخمر و ممن صاحب الحوض و الکوثر؟ و ممن فی بیته الغوانی السکران و ممن فی بیته الوحی و القرآن؟ و ممن فی بیته اللهوات و الدنسات و ممن فی بیته التطهیر و الآیات.

هیهات! و أنتم وقعتم فی الغلطة التی قد وقعت فیها القریش لانهم أرادوا قتل رسول الله صلی الله علیه و آله و أنتم تریدون قتل ابن بنت نبیکم و لا یمکن لهم مادام امیرالمومنین علیه السلام حیا
و کیف یمکن لکم قتل ابی عبدالله الحسین علیه السلام ما دمت حیا سلیلا؟ تعالوا أخبرکم بسبیله بادروا قتلی و اضربوا عنقی لیحصل مرادکم لا بلغ الله مدارکم و بدد اعمارکم و اولادکم و لعن الله علیکم و علی اجدادکم.


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس خدای را سزاست که این کعبه را به قدوم پدر او (امام حسین علیه السلام) شرافت داد خدایی که دیروز (اینجا) برای او بیت بود و امروز (به یمن قدوم پدرش) قبله گردیده است.

ای کافران فاجر و فاسق! آیا راه بیت (ادامه امر حج) را برای امام نیکو کاران می بندید؟ چه کسی سزاوار تر از او به خانه کعبه است؟ چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است؟

اگر حکمت خداوند نبود و اسرار بلند مرتبه خداوند هویدا نمی گشت و این کعبه برای امتحان مردم نبود هر آینه قبل از آنکه امام به طواف بیاید، کعبه به سوی ایشان (امام حسین علیه السلام) پرواز می کرد.
به تحقیق مردم استلام حجر می کنند (دست خود را به حجرالاسود کشیده و آن را می بوسند) ولی حجرالاسود دست امام را می بوسد و استلام می نماید.

اگر مشیت و خواست و اراده ی مولای من (امام حسین علیه السلام) از مشیت خدای رحمن سرچشمه نمی گرفت و به آن تعلق نداشت، هرآینه مانند باز شکاری غضبناک که بر گنجشک های در حال پرواز فرود می آید، نازل میشدم.

آیا قومی را می ترسانید که آنها در کودکی مرگ را به بازی می گرفتند. پس حال آنها در بزرگی چگونه است؟ و قطعا به جای حیوانات جان خود و عزیزترین کسانم را در برابر او فدا می کنم.

هیهات! بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید؟ از کسی که شراب می نوشد (یزید ملعون) یا از کسی که صاحب حوض و کوثر (امام حسین علیه السلام) است؟ از کسی که در خانه ی او آواز خوان های مست وجود دارد و یا کسی که در بیت او وحی و قرآن است؟ از کسی که در خانه او هوسرانی و اسباب لهو و لعب و پلیدی است یا کسی که در خانه او پاکی و نشانه های خداست؟

شما در گمراهی و انحرافی واقع شدید که قریش در آن قرار داشتند. آنها کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله مرادشان بود و شما کشتن فرزند دختر پیامبرتان را قصد نموده اید. تا زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام زنده بود کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ایشان ممکن نبود. چگونه ممکن است کشتن اباعبدالله الحسین علیه السلام تا وقتی که من زنده ام؟

بیایید تا شما را به راه کشتن امام حسین علیه السلام آگاهتان کنم؛ پس به کشتن من مبادرت ورزید و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید.
خداوند شما را به مقصودی که برای آن دور هم جمع شده اید نرساند و عمر های شما را کوتاه و اولادتان را پراکنده سازد و شما و پدرانتان را لعنت کند.

کتاب "عباس، کاشف الکرب" آیت الله موحد ابطحی صفحه ۱۱۵
به نقل از "خطیب کعبه" به نقل از نسخه خطی کتاب "مناقب سادة الکرام" سید عین العارفین هندی(موجود در کتابخانه مرحوم میرحامد حسین، هند)

یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل



اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
درس های امام شناسی

خطبه قمربنی هاشم

اباالفضل العباس علیه السلام بر بام کعبه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی شرف هذا بقدوم أبیه من کان بالامس بیتا أصبح قبلة

أیها الکفرة الفجرة! أ تصدون البیت لامام البررة؟ من أحق به من سائر البریه؟ من هو ادنی به؟

و لولا حکم الله الجلیة و اسراره العلیة و اختیاره البریة لطار البیت الیه قبل أن یمشی لدیه.
قد استلم الناس الحجر و الحجر یستلم یدیه. و لو لم تکن مشیة مولای مجبولة من مشیة الرحمن لوقعت علیکم کالسقر الغضبان علی عصافیر الطیران.

أ تخوفون قوما یلعب بالموت فی الطفولیة فکیف کان فی الرجولیه؟

و لفدیت بالحامات لسید البریات دون الحیوانات

هیهات! فانظروا ثم انظروا ممن شارب الخمر و ممن صاحب الحوض و الکوثر؟ و ممن فی بیته الغوانی السکران و ممن فی بیته الوحی و القرآن؟ و ممن فی بیته اللهوات و الدنسات و ممن فی بیته التطهیر و الآیات.

هیهات! و أنتم وقعتم فی الغلطة التی قد وقعت فیها القریش لانهم أرادوا قتل رسول الله صلی الله علیه و آله و أنتم تریدون قتل ابن بنت نبیکم و لا یمکن لهم مادام امیرالمومنین علیه السلام حیا
و کیف یمکن لکم قتل ابی عبدالله الحسین علیه السلام ما دمت حیا سلیلا؟ تعالوا أخبرکم بسبیله بادروا قتلی و اضربوا عنقی لیحصل مرادکم لا بلغ الله مدارکم و بدد اعمارکم و اولادکم و لعن الله علیکم و علی اجدادکم.


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس خدای را سزاست که این کعبه را به قدوم پدر او (امام حسین علیه السلام) شرافت داد خدایی که دیروز (اینجا) برای او بیت بود و امروز (به یمن قدوم پدرش) قبله گردیده است.

ای کافران فاجر و فاسق! آیا راه بیت (ادامه امر حج) را برای امام نیکو کاران می بندید؟ چه کسی سزاوار تر از او به خانه کعبه است؟ چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است؟

اگر حکمت خداوند نبود و اسرار بلند مرتبه خداوند هویدا نمی گشت و این کعبه برای امتحان مردم نبود هر آینه قبل از آنکه امام به طواف بیاید، کعبه به سوی ایشان (امام حسین علیه السلام) پرواز می کرد.
به تحقیق مردم استلام حجر می کنند (دست خود را به حجرالاسود کشیده و آن را می بوسند) ولی حجرالاسود دست امام را می بوسد و استلام می نماید.

اگر مشیت و خواست و اراده ی مولای من (امام حسین علیه السلام) از مشیت خدای رحمن سرچشمه نمی گرفت و به آن تعلق نداشت، هرآینه مانند باز شکاری غضبناک که بر گنجشک های در حال پرواز فرود می آید، نازل میشدم.

آیا قومی را می ترسانید که آنها در کودکی مرگ را به بازی می گرفتند. پس حال آنها در بزرگی چگونه است؟ و قطعا به جای حیوانات جان خود و عزیزترین کسانم را در برابر او فدا می کنم.

هیهات! بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید؟ از کسی که شراب می نوشد (یزید ملعون) یا از کسی که صاحب حوض و کوثر (امام حسین علیه السلام) است؟ از کسی که در خانه ی او آواز خوان های مست وجود دارد و یا کسی که در بیت او وحی و قرآن است؟ از کسی که در خانه او هوسرانی و اسباب لهو و لعب و پلیدی است یا کسی که در خانه او پاکی و نشانه های خداست؟

شما در گمراهی و انحرافی واقع شدید که قریش در آن قرار داشتند. آنها کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله مرادشان بود و شما کشتن فرزند دختر پیامبرتان را قصد نموده اید. تا زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام زنده بود کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ایشان ممکن نبود. چگونه ممکن است کشتن اباعبدالله الحسین علیه السلام تا وقتی که من زنده ام؟

بیایید تا شما را به راه کشتن امام حسین علیه السلام آگاهتان کنم؛ پس به کشتن من مبادرت ورزید و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید.
خداوند شما را به مقصودی که برای آن دور هم جمع شده اید نرساند و عمر های شما را کوتاه و اولادتان را پراکنده سازد و شما و پدرانتان را لعنت کند.

کتاب "عباس، کاشف الکرب" آیت الله موحد ابطحی صفحه ۱۱۵
به نقل از "خطیب کعبه" به نقل از نسخه خطی کتاب "مناقب سادة الکرام" سید عین العارفین هندی(موجود در کتابخانه مرحوم میرحامد حسین، هند)

یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
"

7 ساعت پيش

justbluem به سرنگار اول جواب قبلی رو بده ...از بعدی بپرس..! پاسخ داد.
" مودی
بهترین اشتباه زندگیت؟‌ "

7 ساعت پيش

ناقد به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
" مطابق معمول با قلمفرسایی های عریض و طویل و بی فایده مباحث را با استادی با یکدیگر خلط می کنید!

مساله بسیار ساده است: می خواهیم بدانیم وظیفه گشت ارشاد همان طور که از اسمش پیداست ارشاد و توصیه و کار فرهنگی است یا ضرب و شتم و خشونت و فحاشی؟ "

10 ساعت پيش

صبح به سرنگار گشت ارشاد یا اجبار؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
نیروی انتظامی اصالت ویدئوی منتشرشده از مأموران گشت ارشاد در حال کتک زدن یک زن جوان را تأیید کرده و گفته است که این شیوه برخورد را تأیید نمی‌ کند. انتشار این ویدئو موجی از انتقادها را به دنبال داشته است.‏
در این راستا وزیر کشور دستور داده است که گزارشی در این باره تهیه شود.‏ نیروی انتظامی در عین حالی که گفته "پلیس به هیچ وجه چنین رفتارهایی را تأیید نمی‌کند" از زنان ایرانی خواسته است تا "شئونات اجتماعی" را رعایت کنند.‏

در این باره چند نکته مهم وجود دارد:
- امر به معروف و نهی از منکر بایدبا زبان نرم و موثر انجام شود و اگر به ضرب و شتم بینجامد از حالت موعظه و ارشاد خارج شده و حالت اجبار و تحمیل می یابد.
- در چنین حالتی مامور و ناهی برای جلوگیری از یک منکر خودش مرتکب یک منکر دیگر می شود که حالت نقض غرض است. شما تصور کنید دختر کتک خورده تا آخر عمر آیا نگاهش به حجاب مثبت می شود؟ یا بلکه بالعکس دچار کینه و عقده از پلیس و نظام و بلکه احکام دین نمی شود؟
- تجربه نشان داده اجبار بی فایده است و بلکه نتیجه عکس دارد. شما در خانه اگر به شخصیت فرزندتان احترام نگذارید و بخواهید چیزی را به زور به او بقبولانید نمی پذیرد و بلکه لج می کند. در سطحی فراتر جامعه هم همین طور است.
- مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی اعلام کرده گشت ارشاد در ایران ناموفق بوده است. قطعا یک دلیلش رفتار متوحش مامورانی مانند این مامور زن بی فرهنگ و عصبانی است.
- از ابتدا هم مناقشاتی بود که مسایل مانند حجاب راهکار فرهنگی و نرم دارد نه پلیسی و سخت افزاری. اما ظاهرا نظریه دوم تا کنون چربیده و غالب شده است.

آری ما می خواهیم به روز مردم را به بهشت ببریم! و جالب آن که صدها مفاسد اصلی را نادیده کرفته و مساله اصلی برایمان فقط تار موی دختران است!
هر «قانون» نوعی از «اجبار» است، با این حرف‌ها هیچ «قانونی» نباید برای بشر و حیات اجتماعی آن وضع شود. چون بشر اجبار را دوست ندارد، و خودش می‌فهمد که نباید دزدی کند، نباید از چراغ قرمز عبور کند، نباید در محیط اجتماعی سیگار بکشد و غیره!


بعد حیوانی بشر البته دوست دارد همۀ این‌ها نباشد:
* دوست دارد چراغ قرمز نباشد و راحت عبور کند، جریمۀ راهنمائی رانندگی نباشد،
* دوست دارد هر وقت دوست داشت برود بانک، یک مقدار پول بردارد و مایحتاجش را بخرد!
* آدم سیگاری دوست دارد هر چند دقیقه در محیط کار سیگار بکشد!

مثلا ما در عراق به یک شیخ عرب اعتراض کردیم که در خودرو نباید سیگار کشید! و به جای این که ما از او عصبانی باشیم، او از ما عصبانی شد و نزدیک بود که دعوا بشود! این فرق آموزش و فهم موضوع است! چیزی که ممکن است مشابه آن در خصوص حجاب بین فرهنگ‌های مختلف در جریان باشد.

در این مسیر افراطی تر صحبت کنیم، خودروی بشر را نباید در خیابان جریمه کرد، هیچ زندانی نباید وجود داشته باشد چون اجباری نباید وجود داشته باشد و بشر خودش بالاخره می‌فهمد که دزدی درست نیست، تعرض و تجاوز به حقوق انسان دیگر درست نیست!

با «وسواس الخنّاس» شدن! و با تغییر دادن مفهوم از موضع، شعار «آزادی» دادن، و تحریک این نیازهای مبنائی انسان که البته مغایر با حیات اجتماعی است، و سوار بر «هوس» و «ول‌انگاری» ذاتی و فطری مردم شدن بخاطر دو صندوق رای بیشتر، انسان را پیش خدا و خلق سربلند نمی‌کند.

شاهنشاهی که بر بلندی می‌ایستد و فریاد می‌زند «مردم عزیزم! بخورید و بیاشامید و اسراف کـــُـنید اصلا هم لازم نیست که به بهشت بروید! »، در حق مردم خود ظلم کرده و اشتباه آموزشی و تربیتی مرتکب می‌شود و البته قطعا تودۀ بزرگی از مردم را حداقل برای مدتی کوتاه جلب خود خواهد. مردم این سرمستی و «ول‌انگاری» را دوست دارند. من نویسنده این سطور هم در شرایط بدوی و خام دوست دارم! اما خوب به دلایلی در مقابل آن پرهیز می‌کنم! چون این را عقلانیت و رشدیافتگی می‌دانم که به دلیل مبانی شناخته شده، محدودیت‌هائی برای خود قائل باشم تا خود و دیگران بهتر زندگی کنیم.

زور کردن مردم برای به بهشت رفتن یک بحث است، و وسوسه و ترغیب و تهییج آنان به شکستن حیا و محدودیتهای زیست اجتماعی در میان سایرین، بحث دوّمی است. یعنی اگر هم فرضا این گزاره برقرار باشد که (بهشت زوری نیست، پس قوانین (از جمله مذهبی) صرفا تعارفی هستند) تاکید بر همین گزاره، نوعی وسواس الخنّاس شدن برای مردم این کشور است که گوئی متاسفانه فقط جنبۀ کسب رای و قدرت دارد و صلاح و سواد و مردانگی‌ای در آن نیست.

روی نیازهای «بدوی» انسان دست گذاشتن، و آن را به نام «آزادی» معرفی کردن، خلاف «عقل معاش اجتماعی انسان» و رو به سمت هرج و مرج اجتماعی است، و ازدیاد طلاق، تجاوز به عنف و فروپاشی خانواده را نتیجه می‌دهد، همانطور که در غرب این جریان حرکت کرده و چند قدمی جلوتر از ما رو به فروپاشی مفهوم گرم و صحیح خانواده به شکل سنّتی است و انواع دیگری از خانواده معرفی میکند! مرد و مرد! زن و زن! زن و سگ! سگ و زن! یا کمبو-گروه «سگ و زن و زن و مرد و مرد»... که البته این بازگشت به توحّش تجربی دورۀ قدیم میلیون سالۀ انسان، که قبل از حاکمیت مفهوم فرهیختۀ خانواده بر مبنای رحم مادری نیز وجود داشت صرفا یک بازگشت و بازنویسی تاریخ بدوی انسان است با این فرق که در زمان‌های دور زندگی ها در غار بود و امروز در ساختمان‌های بلند! و البته این نوع تلقی از خانواده، چیزی جز فرسایش اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی بشر غربی یا غرب‌زده و هر دنباله روی از آن را بر ایشان نتیجه نخواهد داد.

پس بحث اصولا اینقدرها هم که مانور داده می‌شود، نه حقوق بشری است، نه مربوط به آزادی‌های شخصی و حریم‌شخصی است. و این جا هم آدرس‌های غلطی به مردم داده می‌شود.

از طرف دیگر وقتی روشن می‌شود که با این «ول‌انگاری» جامعه را دعوت به «هوس‌پروری» می‌کند و در نتیجه جامعه‌ای «شوخی‌زده» و «رخوت‌زده» حاصل می‌شود، می‌توان هوشیار تر شد که ممکن است که این اصرار عجیب به «هوس‌های بدوی مردم» به جای «جنگ» و نابودی این ملت استفاده می‌شود. و الا کسی نیامده بگوید که وجود چراغ راهنمائی رانندگی، نقض آزادی‌های بشری است و کسی حق ندارد بشر را به ایستادن پشت چراغ‌قرمز مجبور کند و فقط باید تذکر داد! و الا به دیوانگی متهم می‌شود! پس مشکل در فهم درستی یا نادرستی حجاب در جامعه است!

حال فارغ از این ابزار شدن معاش اجتماعی این ملت به دست صاحبان قدرت و پینگ پنگ بازی کردن با حریم خانواده و جامعه، سوال اصلی این است که آیا «قانون حجاب»، جنبۀ «عقلانی» دارد یا نه. اگر به این نتیجه رسیدیم که حجاب در سطح جامعه صرفا مفید است و از آسیب حداقل صدها یا هزارها نفر در هشتاد میلیون نفر جلوگیری می‌کند. حفظ آن عقلی و ضروری است و نیازی به بحث حاشیه‌ای و بازی و خودشیرینی برای ولع‌های بدوی بشر ندارد. جلوگیری از ضایع شدن زندگی حتّی هزارها انسان ارزش قانون‌گذاری برای تمام یک ملت هشتاد میلیون نفری را دارد.

اما متاسفانه به جای این که موضوع حجاب با سود و زیان آن مورد تعامل قرار گیرد، از نوع «ارائۀ بلیط نشانۀ شخصیت شماست» یا «شهر ما خانۀ ما» که روی زمین آشغال نریزید! که «حجاب اجتماعی» در واقعیت دینی خود از همین رستۀ سلامت اجتماعی است، اما طور دیگری دیده می‌شود، و قاشق از پشت سر چرخانده می‌شود و به دهان می‌رود و گفته می‌شود : تو مطلقا آزادی که پوشش خود را انتخاب کنی و جامعه و حقوق سایرین هم به فراموشی سپرده می‌شود. گذر از فهم یک پدیده و سود و زیان آن و «عشقی» و «دلبخواهی» کردن آن! جوان امروز ما همانطور که به تن‌پروری و راحتی و ارث‌نفت خواری دعوت می‌شود، و همانطور که از او انتظار می‌رود که زیر سایۀ خان‌های قدرتمند، سرش پائین باشد و زندگی محدود و مشخص خود را بگذرانند تا خان‌ها به معاملات و خاک‌فروشی برای پول رساندن به هوس‌های او مشغول باشند، تنها گزاره‌ای که در خصوص حضور او در صحنۀ جامعه دریافت می‌کند این است که: «هر طور که هوس کردی بپوش» و «اثر تو بر دیگران مهم نیست»! این گروه اجتماعی که چنین روابطی را پذیرفته و حاکم می‌کنند البته در قطاری نشسته‌اند که انتهای آن دره است و امید حفظ این جامعه طبعا به پرهیزگارانی است که حاضرند برای خود محدودیت‌های عقلی قائل باشند. "

11 ساعت پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان نرمش کره شمالی ساخت
"
این روزها اخبار زیادی از نرمش کره شمالی به گوش می رسد. پیونگ ‌یانگ رهبر کره ‌شمالی اعلام کرد از شنبه ۲۱ آوریل تمامی آزمایش‌های موشکی و هسته‌ ای خود را متوقف خواهد کرد. پیش از این نیزخبری در باره ملاقات رهبر کره شمالی و رییس CIA منتشر شده بود.
البته واقعا معلوم نیست این نرمش تا چه حد جدی است. آیا استراتژیک و دائمی است یا تاکتیکی و موقت است؟ آیا کره شمالی واقعا به بن بست رسیده و می خواهد راه کره جنوبی را طی کند یا این که در صدد خرید وقت و فرصت یابی است؟
به هر حال نتیجه اولیه نرمش، حداقل از بعد روانی ، شکست ابهت مقاومت چندین ساله کره شمالی و هزینه های سنگین تسلیحاتی و موشکی و هسته ای این کشور است که اکنون معلوم شده دردی از معضلات این کشور را دوا نکرده است.
با این حال رسانه های دولتی در کره شمالی که سالهای طولانی افکار عمومی را نسبت به تصمیمات رهبران قانع کرده اند اینک نیز دست به توجیه زده و گفته اند کره شمالی به مرحله ای از اقتدار رسیده که دیکر نیازی به آزمایش های موشکی و هسته ای ندارد!
در این جا کاری به مسایل پشت پرده و این که نرمش و عقب نشینی کره شمالی تا چه حد جدی است و یا دلایل واقعی آن چه بوده نداریم، نکته مهم تاثیر این رویداد بر ج اا است.
در این جا چند سوال مطرح است:
- آیا کره شمالی به عنوان آخرین دژ ضدامپریالیستی سقوط می کند و آخرین نماد دوقطبی دوران جنگ سرد (پس از شوروی و کوبا و....) به تاریخ خواهد پیوست؟
- آیا ترامپ که نرمش کره شمالی را به حساب تهدیدات و فشارهای خود می گذارد، همین شیوه را علیه ج اا به کارنخواهد گرفت؟
- البته خیلی ها معتقدند ایران و کره شمالی قابل مقایسه نیستد. درست است، موقعیت و امکانات ایران به مراتب برتر از کره شمالی است. اما تجربه برجام نشان داد حد توان و مقاومت ایران هم محدود بوده و در جایی که فشارها طاقت فرسا باشد به تدبیر و مصلحت اندیشی روی می آورد.
- واکنش ج اا نسبت به عقب نشینی کره شمالی چیست؟ همان کره ای که تا چند وقت پیش از سوی اصولگرایان سوپرانقلابی الگوی مقاومت ضد آمریکایی محسوب می شد؟ اکنون این نسخه پیچان انقلابی چه توصیه ای دارند؟
- قطعا این حرف ها توصیه به پیروی اجباری از کره شمالی و نرمش در برابر استکبار و شیطان بزرگ نیست، بلکه تاکیدی است بر امکان سنجی ج اا که آیا به تنهایی می تواند کشتی تک سرنشین ضدامپریالیستی خود را در توفان مشکلات و مفاسد داخلی و فشارهای خارجی به پیش براند؟به عبارتی راهکارهای انقلابی ما در شرایط جدید چیست؟
"

12 ساعت پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ايفای نقش اپوزوسيون! ساخت
" ظاهرا پدیده احمدی نژاد و حواشی اش تمامی ندارد...
رئیس‌جمهوری سابق بار دیگر از شیوه اداره کشور انتقاد کرده و هشدار داده که مردم ناراضی هستند و اگر اصلاحات اساسی انجام نشود، سیل در راه خواهد بود. او در یک سخنرانی عمومی و یک مصاحبه اختصاصی گفته است که بر اساس اصلاحات پیشنهادی او، مقام و جایگاه رهبر جمهوری اسلامی هم باید به اندازه هر اقدامی که انجام می‌دهد، پاسخگو باشد.
وی اعتقاد دارد که راه‌های ارتباط مردم با مسئولان تقریبا بسته شده است و مقامات کشور کلا از مردم، وحشت دارند چون مردم حرفشان را می‌زنند و تقاضاهایشان را مطرح می‌کنند اما مسئولان نمی‌‎توانند پاسخ دهند و چون نمی‌توانند قانع کنند. پاسخ روشن و درستی ندارند. به همین خاطر از مردم فرار می‌کنند...

اولا) احمدی یک مهره سوخته سیاسی است که هم از چشم مردم افتاده و هم نظام چشم دیدنش را ندارد. با این حال به دلیل خصلت خودشیفتگی، بشدت دوست دارد دیده شود و اینک بهترین راه دیده شدن را ایفای "نقش اپوریسیون" یافته است!
ثانیا) کسی که هشت سال در راس امور بوده و اختیارات فراوان داشته و با سلام و صلوات تحویلش می گرفتند، اکنون حق ندارد با تغییر زاویه 180 درجه ای همه چیز را زیر سوال ببرد. این کار در واقع نقض غرض است، زیرا بخش زیادی از مشکلاتی که اکنون مطرح می کند او نیز در ایجاد آن سهیم بوده و باید جوابگو باشد!
ثالثا) با این حال اصل حرف هایش بیراه نیست، این که مردم ناراضی اند و مسئولان گوش بدهکار و جواب منطقی ندارند حرف درستی است. هشدار به آمدن سیل و این که فرصت های آخر نظام در حال سپری شدن است، نوعی هشدار واقعی است؛ اما همان طور که اشاره شد از زبان کسی درمی آید که کسی او را باور ندارد!

هدف احمدی از این شلوغ کاری ها کاملا شخصی و رفیق بازی و باندبازی است نه ملی و مردمی! حداقل شخصیت و سوابقش نشان می دهد که او نمی تواند بار دیگر با فریبکاری در حد منجی ظاهر شود....
شاید به همین دلیل است که نظام هم خیلی متعرض او نمی شود؛ چون ضمن آن که برخورد سنگین با او تف سربالاست، قادر به ایجاد موج نیست. "

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار هذا صراط علی مستقیم پاسخ داد.
"
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
والعن من عاداهم
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص229

5باب في أمير المؤمنين و أولي العزم أيهم أعلم
بصائر جزء 5 باب 5 حدیث 5
5- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ منبع [مَنِيعِ‏] بْنِ‏ «1» الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ‏ «2» أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ بِالْعِلْمِ وَ وَرِثْنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ وَ أُمَنَاءُ شِيعَتِنَا أَفْضَلُهُمْ أَيْنَ مَا كُنَّا فَشِيعَتُنَا مَعَنَا.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.
یا ابا الفضل
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
والعن من عاداهم
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص229

5باب في أمير المؤمنين و أولي العزم أيهم أعلم
بصائر جزء 5 باب 5 حدیث 5
5- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ منبع [مَنِيعِ‏] بْنِ‏ «1» الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ‏ «2» أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ بِالْعِلْمِ وَ وَرِثْنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ وَ أُمَنَاءُ شِيعَتِنَا أَفْضَلُهُمْ أَيْنَ مَا كُنَّا فَشِيعَتُنَا مَعَنَا.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.
یا ابا الفضل
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
والعن من عاداهم
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص229

5باب في أمير المؤمنين و أولي العزم أيهم أعلم
بصائر جزء 5 باب 5 حدیث 5
5- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ منبع [مَنِيعِ‏] بْنِ‏ «1» الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ‏ «2» أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ بِالْعِلْمِ وَ وَرِثْنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ وَ أُمَنَاءُ شِيعَتِنَا أَفْضَلُهُمْ أَيْنَ مَا كُنَّا فَشِيعَتُنَا مَعَنَا.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.
یا ابا الفضل
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
والعن من عاداهم
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
یا ابا الفضل
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص229

5باب في أمير المؤمنين و أولي العزم أيهم أعلم
بصائر جزء 5 باب 5 حدیث 5
5- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ منبع [مَنِيعِ‏] بْنِ‏ «1» الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ‏ «2» أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ بِالْعِلْمِ وَ وَرِثْنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ وَ أُمَنَاءُ شِيعَتِنَا أَفْضَلُهُمْ أَيْنَ مَا كُنَّا فَشِيعَتُنَا مَعَنَا.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.
یا ابا الفضل
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسینوو
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
5 باب في أمير المؤمنين و أولي العزم أيهم أعلم
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"

یا ابا الفضل
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص229
بصائر جزء 5 باب 5 حدیث 5
5- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ منبع [مَنِيعِ‏] بْنِ‏ «1» الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ‏ «2» أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ بِالْعِلْمِ وَ وَرِثْنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ وَ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ وَ أُمَنَاءُ شِيعَتِنَا أَفْضَلُهُمْ أَيْنَ مَا كُنَّا فَشِيعَتُنَا مَعَنَا.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1404 ق.
یا ابا الفضل
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
یا ابا الفضل
4 شعبان ، ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒّﺎﺱ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ)

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 26 هـ ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ ﻛﺮﺑﻠﺎ، ﺳﻘّﺎﻯ ﻧﻴﻨﻮﺍ، ﺣﻀﺮﺕ ﻗﻤﺮ ﻣُﻨﻴﺮ ﺑﻨﻰ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ العبّاﺱ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻣﺪ. (1)

ﻧﺎﻡ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒّﺎﺱ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ.
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ، ﺍﺑﻮ ﺍﻟﻘﺮﺑﺔ، ﻗﻤﺮ ﺑﻨﻰ ﻫﺎﺷﻢ، ﺑﺎﺏ ﺍﻟﺤﻮﺍﺋﺞ، ﻋﺒﺪ ﺻﺎﻟﺢ ﻭ ﺳﻘّﺎ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ. (2)

ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺃﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﻃﺎﻟﺐ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ، ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺍﻡّ ﺍﻟﺒﻨﻴﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺰﺍﻡ ﻛﻠﺎﺑﻴﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺵ ﺳﻴﻤﺎ ﻭ ﺯﻳﺒﺎ ﺭﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﻨﻰ ﻫﺎﺷﻢ ﻣﻠﻘّﺐ ﺷﺪ.

ﻗﺎﻣﺘﻰ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﻭ ﻫﺎﺋﻰ ﻗﻮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺐ ﻛﻪ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺭﻛﺎﺏ ﻣﻰ ﻧﻤﻮﺩ ﺯﺍﻧﻮﻯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻥ ﺍﺳﺐ ﻣﻰ ﺭﺳﻴﺪ. ﻣﻈﻬﺮ ﺟﻠﺎﻝ ﻭ ﺟَﺒَﺮﻭﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻛﺮﺩﮔﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺭ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﻭ ﺻﻔﺎﺕ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺳﺮ ﺁﻣﺪ ﺍﻭﻟﺎﺩ ﺃﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺑﻮﺩ. ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﭙﻬﺴﺎﻟﺎﺭ ﻭ ﻋﻠﻤﺪﺍﺭ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺑﻮﺩ. (3)

روزی امام سجاد (علیه السلام) به عُبیدالله فرزند حضرت عبّاس علیه السلام نگاه کرد و اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و فرمود :

«روزی بر رسول خدا صلّی الله علیه وآله سخت تر از روز اُحُد نبود که عمویش حمزه علیه السلام در آن شهید شد، و بعد از آن مُوته بود که عمو زاده اش جعفر بن ابی طالب شهید شد». سپس فرمود :

«وَ لا یَومٌ کَیَومِ الحُسَینِ علیه السلام ...» : «روزی چون روز حسین علیه السّلام نبود؛ که سی هزار مَرد که گمان می کردند از این امّتند دور او را گرفتند و هر کدامشان با کشتن او به خدا تقرُّب می جستند و او خداوند را به آن ها یاد آوری می نمود ولی پند نمی گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عُدوان کُشتند».

آنگاه فرمود :

«خداوند عبّاس علیه السّلام را رحمت کند که جانبازی کرد و خوب امتحان داد و در راه برادر، خود را مبتلا ساخت و خود را فدای برادر نمود تا دو دستش قطع شد. خداوند در عوض به او دو بال داد که با فرشتگان در بهشت پرواز می کند چنان که به جعفر بن ابی طالب علیه السّلام عطا نمود.

حضرت عبّاس علیه السلام نزد خداوند متعال منزلت و مقامی دارد که تمام شهدای اوّلین و آخرین در روز قیامت تمنّای مقامش را می نمایند». (4)

در زیارت وارده از حضرت صادق علیه السلام خطاب به آن حضرت علیه السلام می گوییم :

«سَلامُ اللهِ وَ سَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ، وَ اَنْبِيائِهِ الْمُرْسَلينَ، وَ عِبادِهِ الصّالِحينَ، وَ جَميعِ الشُّهَداءِ وَ الصِّدّيقينَ ... عَلَيْكَ يَا بْنَ أميرِ الْمُؤْمِنينَ ... وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ، وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِکَ، وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ حالَ بَيْنَکَ وَ بَيْنَ ماءِ الْفُراتِ ...». (5)

1. ﺧﺼﺎﺋﺺ ﺍﻟﻌﺒّﺎﺳﻴّﻪ : ﺹ 66. و ... .
2. ﺍﻟﻌﺒّﺎﺱ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ قمر بنی هاشم : ﺹ 164. ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﻘﺮّﻡ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻣﺪﺍﺭک ﺗﺎﺭﻳﺨﻰ ﮔﻔﺘﻪ ﻛﻪ ﻟﻘﺐ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻘّﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
3. بحار الأنوار : ج 45، ص 39. مقاتل الطالبین : ص 56.
4. امالی صدوق : ص 547. و ... .
5. کامل الزیارات : ص 440. و ... .
یا ابا الفضل
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست1936
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=130

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
سلام

من تا حدودی این ترجمه را می پذیرم به شرط آنکه کلمه ملک به معنای خطه باشد چون ایشان در آیه 20سوره انسان کلمه مذکور را کشوری پهناور ترجمه کرده است:

پس شيطان او را وسوسه كرد، گفت: «اى آدم، آيا تو را به درخت جاودانگى و مُلكى كه زايل نمى‌شود، راه نمايم؟- فولاد وند


hosyn
1- دوست گرامی، در بحث علمی که نمیتوان زرنگی کرد، بنده گفتم: ترجمه! آقای فولادوند که مورد بحث ما را ترجمه واژه مُلْک نکرده، بلکه عین خود کلمه ملک را آورده است!

اما میگویید در آیه دیگر به معنای کشور گرفته، خوب، قوام لغت کشور به دولت و حکومت و سلطنت است، آیا با اینکه مناطق کردنشین در چند کشور تلاش میکنند تا همگی واحد شوند، آیا کسی حاضر میشود به خطه کردنشین در ایران و عراق و سوریه، کشور کردستان بگوید؟ خیر، چون کشور بدون سلطنت نمیشود.

و مهمتر اینکه آقای فولادوند در مجموع ۴۸ مورد که مُلْک در قران کریم به کار رفته است، تنها یک مورد به کشور معنا کرده، و در دو سه مورد هم ترجمه نکرده و خود کلمه ملک را آورده (مثل همین آیه مورد بحث ما) اما در ده‌ها مورد، ملک را به معانی: پادشاهی، حکومت، فرمانروائی، دولت، سلطنت، آورده است، مثلا ملک سلیمان را سلطنت معنا کرده، ملک طالوت را پادشاهی معنا کرده، ام لهم نصیب من الملک را حکومت معنا کرده، ملک یوسف ع را دولت معنا کرده، ملک خداوند را فرمانروائی و جهانداری معنا کرده، پس چگونه است که برای اینکه حرف شما درست شود، از ده‌ها مورد ترجمه آقای فولادوند باید صرف نظر کرد و تنها یک مورد را گرفت یعنی (کشور) که آن هم عرض کردم بدون حکومت و دولت نمیشود؟!


۲- دوست گرامی، آیا انصاف در بحث، نیاز همه ما نیست؟ بنده به بیش از ۵۰ ترجمه که در نرم افزار جامع تفاسیر هست مراجعه کردم، حتی یک نفر در آیه مورد بحث ما، ملک را به معنای باغ یا خطه یا سرزمین معنا نکرده است، بعضی عین خود کلمه ملک را آورده‌اند، و قلیلی به معنای مالکیت گرفته، و بقیه همگی از واژه‌های سلطنت و پادشاهی و حکومت و امثال اینها استفاده کرده‌اند.

حال آیا فهم جمعی بشر از قرآن کریم میزان است یا فهم یک نفر؟ آن هم برای شعری که گفته و در قافیه‌اش مانده است؟! وعده شیطان به آن دو، وعده مُلْک بود، و این وعده در وعده خداوند به آنها نبود، که قبلا به تفصیل توضیح دادم.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاقبت به خیرشدگان وعاقیت به شر شدگان پاسخ داد.
"
خوش عاقبتی خِداش

یکی از رویدادهای شنیدنی جنگ جمل، که از یک سو عمق انحراف طلحه و زبیر را می رساند و از سوی دیگر، جریان خوش عاقبت شدن یکی از اصحاب جمل را بیان می دارد. جریانی است که امام صادق (علیه السلام) آنرا چنین بیان فرمودند:
طلحه و زبیر مردی از طایفه عبدالقیس را که خداش نام داشت برای فرستادن به محضر امیرمؤمنان برگزیدند و به او گفتند: ترا به سوی مردی می فرستیم که دیر زمانی است او و اهل بیتش را به سحر و کهانت می شناسیم. در میان اطرافیان خود، بیش از اعتمادی که به خود داریم به تو داریم می دانیم که از او چیزی نمی پذیری و با او چنان به نفع ما به بحث و جدال خواهی پرداخت که حق معلوم گردد. بدان که ادعاهای او از همه ادعاهای دیگر مدرم بزرگ تر است مبادا این ادعاها شکستی در تو ایجاد کند. از شیوه های او برای فریب دادن مردم، این است که به آنها طعام و شربت و عسل و روغن می خوراند و با آنها خلوت می کند، غذایی از او مخور و نوشیدنی اش را میاشام و به عسل و روغن او دست مزن و با او خلوت مکن، و از همه آنچه گفتیم بپرهیز و با یاری خدا، به سوی او برو، آنگاه که او را دیدی آیه سخره را (آیه 54 از سوره 7) بخوان و از کید او و کید شیطان به خدا پناه بر و آنگاه که نزد او رسیدی چشم از او برندار و با او انس نگیر، سپس از طرف ما به او بگو:
دو برادر دینی و دو خویش و پسر عمویت، ترا به خویشاوندیشان سوگند می دهند و می گویند: مگر ما، از زمانی که خدای عزوجل جان محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را گرفت به خاطر تو مردم را رها نکردیم و با طایفه خویش مخالفت نورزیدیم، اما حال که به کوچکترین مقامی رسیدی، حرمت ما را زیر پا گذاشتی و امید ما را ناامید کردی، و سپس علی رغم دوری ما از تو و گستردگی بلاد تحت سیطره ات، کارهای ما را دیدی و قدرت ما را مشاهده کردی. آنکس که ترا از ما و ارتباط با ما باز می دارد، فایده اش برای تو کمتر از ماست و دفاعش از تو،، نسبت به دفاع ما سست تر است. اگر کسی چشمان بینا داشته باشد، حق روشن است به ما خبر داده اند که حرمت ما را هتک کردی و ما را نفرین کردی، چه چیزی ترا به این کارها واداشته است؟! ما تو را شجاعترین قهرمان عرب می دانستیم، آیا لعن ما را شیوه خود قرار می دهی و می پنداری که این کارها ما را شکست خواهد داد؟!
خداش نزد امیرمؤمنان آمد و آنچه را که آندو به او فرمان داده بودند انجام داد. وقتی حضرت به او نگاهی انداختند و دیدند که آهسته با خود چیزی می گوید، تبسمی کردند - و با اشاره به جایی در نزدیکی خود - فرمودند: ای برادر عبدقیس، اینجا بنشین، خداش گفت: جا زیاد است، پیغامی آورده ام می خواهم آن را به شما برسانم.
حضرت فرمودند: بیا غذایی بخور و آبی بیاشام. لباسهایت را در آور و به خود، روغنی بزن و سپس پیغامت را بده.سپس حضرت به قنبر فرمودند: قنبر! جایگاهی مناسب برای او فراهم کن. خداش گفت: به هیچیک از آنها که گفتی نیازی ندارم. فرمود: پیغامت را در خلوت بگو، گفت: سخنی پنهانی ندارم، همه حرفهایم علنی است.
حضرت فرمودند: ترا به خدایی که به تو از خود تو، نزدیکتر است و به خدایی که حائلی میان تو و دل توست و خدایی که به چشمهای خائن آگاه است و پنهانی های سینه ها را می داند، سوگند می دهم: آیا آنچه را به تو تعارف کردم، زبیر آنها را به تو نگفته بود؟
خداش گفت: خدا را شاهد می گیرم که چنین بود.
حضرت فرمودند: اگر به سؤال من صادقانه پاسخ نمی گفتی قبل از اینکه چشمی به هم زنی هلاک می شدی! حال ترا به خدا سوگند می دهم، آیا آنچه را که (آهسته با خود) می گفتی، زبیر به تو یاد نداده بود که وقتی نزد من آمدی بگویی؟ گفت: خدایا، شاهد باش که چنین بود.
حضرت فرمودند: آیا آیه ی سخره نمی خواندی؟ گفت: آری.
فرمودند: آن آیه را بخوان! خداش آن را خواند و حضرت شروع به تکرار آن آیه و تقریر آن کردند و هرگاه که او در قرائت اشتباهی می کرد، حضرت آن را تصحیح می کردند، تا اینکه خداش، آن را هفتاد بار خواند. خداش (با خود) گفت: چرا امیرمؤمنان هفتاد بار آن را برگرداند و تکرار کردند؟ حضرت فرمودند: آیا احساس نمی کنی که دلت آرام گرفته و قلبت مطمئن شده است؟ گفت: قسم به آنکه جانم به دست اوست چنین است، حضرت فرمودند: آن دو، چه چیزی به تو گفتند؟ خداش آن چه را که طلحه و زبیر گفته بودند، برای حضرت بیان کرد.

حضرت فرمودند: به آنها بگو! گفته های خود شما، دلیلی علیه خود شماست اما، خدا ستمگران را هدایت نمی کند. شما خود را با من، برادر در دین و پسر عمو درنسب می دانید، خویشی در نسب را انکار نمی کنم هرچند، جز نسب هایی را که خدا طبق تعالیم اسلام برقرار فرموده است، همه نسب ها قطع است. اینکه گفتید: برادران دینی من هستید، اگر راست بگوئید پس، از کتاب خدای عزوجل جدا شده اید و فرمان او را مخالفت کرده اید و اینکه گفتید: پس از رحلت پیامبر از مردم جدا شدید، اگر به حق چنین کردید پس امروز آن حق را زیر پا گذاشتید. چرا که حالا از من جدا شدید و اگر به باطل از آنها جدا شدید گناهی که کرده اید به عهده شما باقی است، بیعت شما با من و جدایی شما از مردم، دلیلی جز طمع به دنیایی که گمان می کردید، نبود.
شما می گوئید: امید شما را قطع کردم، خدا را سپاس می گویم که در دین من عیبی ندیدید. اما، آنچه مرا از ارتباط با شما منصرف کرد، همان است که شما را از ارتباط با حق منصرف داشت و همان است که موجب شد که طوق بیعت را از گردن خود بردارید. همانگونه که چارپایی لجام خود را پاره می کند - و او خدا و پروردگار من است که هرگز به او شرک نخواهم ورزید: پس نگوئید: او سودش برای من کمتر است و در دفاع از من از شما سست تر است، چرا که اگر چنین بگوئید: شایسته نام مشرک و منافق هستید.
اما اینکه گفتید: تو شجاعترین قهرمان عرب هستی و اینکه از لعن و نفرین من گریزانید (جواب شما این است که) هرجایگاهی، شایسته کاری است. آنگاه که نیزه ها به جنبش در آید و یال های اسبان پریشان شود و درونها از ترس پر شود انجاست که خدا مرا با قوت قلب کفایت می کند، اما اینکه از نفرین من ناخشنودید، نباید از اینکه مردی ساحر - که او را از طایفه ساحران می دانید - شما را نفرین کند، بی تابی کنید.

نفرین امیرالمؤمنین (علیه السلام) به طلحه و زبیر

بارالها، اگر این دو به من ستم کردند و به من تهمت زدند و شهادت های خود را کتمان کردند و درباره من، تو و رسول تو را نافرمانی نمودند پس،، زبیر را به بدترین وضعیت در کشته شدن، بمیران و خون او را در حال گمراهی بریز و ذلت و خواری را به طلحه بچشان و بدتر از اینها را برای آخرتشان ذخیره کن.
حضرت پس از این نفرین ها، به خداش فرمودند: آمین بگو. خداش، آمین گفت و سپس، خداش، به خود گفت: به خدا قسم، هرگز صاحب محاسنی ندیدم که به اشتباهی روشن تر از اشتباهی که من کردم مبتلا شود. من حامل استدلالی بودم که بخشی از آن، با بخشی دیگر، تناقض داشت و خدا در آن هیچ موضع درستی قرار نداده بود. (خدایا، من) از آنها به سوی تو برائت می جویم.
علی (علیه السلام) به خداش فرمودند: به سوی آن دو برگرد و آنچه را به تو گفتم به آنها بگو. خداش پاسخ داد: نه، هرگز به سوی آنها بر نمی گردم، مگر آنکه از خدا بخواهی که مرا به زودی به سوی تو بازگرداند و مرا در آنچه مورد رضای خدا درباره توست موفق بدارد.
حضرت برای او، دعا کردند و چیزی نگذشت که خداش به سوی امیرمؤمنان برگشت و در جنگ جمل در رکاب حضرت کشته شد، خدا او را رحمت کند
(285).

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
یا ابا الفضل

اذکار مختلف جهت توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

مرحوم علامه شیخ محمدباقر خراسانی بیرجندی می نویسد: برای زیارت مشرف شدم، در خواب دیدم که کسی می گوید که هرگاه کسی متوسّل شود به حضرت عبّاس علیه السلام به این لفظ: «عَبْدَاللهِ، اَبَاالْفَضْلِ، دَخِیلُکَ»، حاجت او برآورده می شود. و مکرّر حوائج عظام برای احقر روی داد و در آن ها متوسّل شدم به آن حضرت به این طریق، و بر خلاف عادت برآورده شد.[۱]

همچنین می نویسد: ثقه ای خبر داد مرا که حاجت مهمّه داشتم، از پیره زال جدّه خود شنیده بودم که هرگاه برای حاجتی، ۷ شب چهارشنبه متوسل به حضرت عباس شده، این ورد در هریک از آن، ۱۰۰ مرتبه بخواند‌، حاجت او برآورده شود. چنین کردم و در شب چهارشنبه هفتم برآورده شد بر وجه خلاف عادت. ورد این است:

ای ماه بنی هاشم، خورشید لقا عباس
ای نور دل حیدر، شمع شهدا عباس
از درد و غم ایّام، ما رو به تو آوردیم
دست منِ مسکین گیر، از بهر خدا عباس [۲]

بياض خطى موجود در كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى گلپايگانى طريقه و ختم توسل به حضرت عباس عليه السلام را اين چنين نوشته است: از شب جمعه يا شب دوشنبه، قبل از نماز صبح شروع تا وقت نماز صبح تمام شود، دوازده روز، و هر روز ۱۳۳ مرتبه بخواند:

ای ماه بنی هاشم، خورشید لقا عباس
ای نور دل حیدر، شمع شهدا عباس
از دست غم دوران، من رو به تو آوردم
دست من بيكس گير، از بهر خدا عباس [۳]

مرحوم حاج ملاهاشم خراسانی می نویسد: از ختوم مجرّبه است که اگر کسی در مجلس واحد، ۱۳۳ بار بگوید: یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ،‌ اِکْشِفْ کَرْبِی بِحَقِّ اَخیکَ الْحُسَیْنِ علیه السلام خداوند حاجاتش را برآورده خواهد کرد.[۴]

۱. کبریت احمر ص۱۶۷
۲. کبریت احمر ص۴۳۸
۳. چهره درخشان قمر بنى هاشم ج۱
۴. منتخب التواریخ ص۳۳۷

دعا، زیارت، اعمال، آداب و سنن
یا ابا الفضل
@dareakherat
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه عباس شناس ماسوی بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
یا ابا الفضل
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:04PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.