بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا مردم کوروش . داریوش یا ابو علی سینا یا سعدی شیرازی را صدا می زنند ؟


پس مرده های مدنظر آیه که مردم صبح و شب آنهارا صدا می زنند چه کسایی هستند ؟
شیطان ازطریق همین بنات الله .ابنا الله و دیگر کسایی را که جزء وخانواده خداوند می دانند به دین الهی رخنه می کند و آن را از خلوص درمی آورد .
ازطریق کسانی که همگی مرده اند وازحرف وحدیثی که شیطان ببه آنها نسبت می دهند کاملا بی خبرند .

همه می دانند مسیحیان معتقد ند عیسی پسر خداست ومانند خدا درهمه جا حضور دارد ودعای مردم رامی شنود وحاجنتشان را روامی دارد .
بطوری که خداوند درقرآن نقل می کند آنها درعصر نزول قرآن نیز همین باورنادرست راداشته اند بااین وجود درآیات 116 و117 مائده نقل شده که خداوند درروزقیامت به عیسی می گویند :ای عیسی ای پسرمریم آیاتو به مردم گفتی که خود ومادرت را سوای الله به خدایی گیرند ؟واوپاسخ می دهد :اگر گفته بودم حتما آن رامی دانستی . توازدرون من آگاهی ولی من ازدرون توآگاه نیستم تازمانی که درمیانشان زندگی می کردم شاهد بودم که چه می کنند وزمانی که جانم را ستاندی توخود شاهد اعمال آنها بودی واین تویی که برهر چیزی شاهدی .
واین برخلاف باور بیش از دومیلیاردوششصد میلیون مسیحی عیسی بعدازمرگش هیچ اطلاعی ازاین دنیا نداردومردمی مردمی که اورا حتی بعداز مرگش بینا وشنوا می دانند گرفتار نیرنگ شیطان شده اند .واوهرگز نگفته پسرخداست بلکه شیاطین این سخن رابه او نسبت داده اند.

یکی از بدترین عادتهای پیروان مذاهب این است که وقتی ازکتاب آسمانی برایشان حرف می زنی بجای اینکه عبرت بگیرند حرفت را می شنوند تا تکذیبت کنند درصورتی که اگر می شنیدند ودرآیات می اندیشیدند خیلی زودتر حقیقت بایشان آشکار می شد "

45 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ
قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر مظلومی گم شده در تاریخ پاسخ داد.
"
قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر ؛بهشتیان رو به بهشت برد ، وجهنمیان رو به جهنم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً

(82)سوره مبارکه إسراء (بنی اسرائیل )
وَ يَا مَنْ‏ هُوَ أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ

قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم پاسخ داد.
"
قال الله الحکیم فی محکم کتابه شریف

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (۱) لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ... أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (۵) »
سوره مبارکه معارج

ابو علی طبرسی، در مجمع البیان، نقل می‌کند: سید ابو محمد، از حاکم ابو قاسم حسکانی، از ابو عبد الله شیرازی، از ابو بکر جرجانی، از ابو احمد بصری، از محمد بن سهل، از بنده انصار زید بن اسماعیل، از محمد بن ایوب واسطی، از سفیان بن عیینه، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت کرده است که: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست؛ این خبر منتشر شد و نعمان بن حارث فهری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ما را به این امر کردی که شهادت بدهیم که: «لا إلهَ إلا الله» و تو رسول خدا هستی، و ما را به جهاد و حج و نماز و روزه و زکات امر کردی، و پذیرفتیم و به این چیزها اکتفا نکردی و راضی نشدی تا این که این جوان را جانشین خود قرار دادی، و گفتی: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. این امر از جانب تو می‌باشد و یا از جانب خداوند است؟ فرمود: به خدا سوگند! که جز او خدایی نیست این امر از جانب خداوند است. پس نعمان بن حارث آن جا را ترک کرد، در حالی که می‌گفت: خداوندا! اگر این [امری که می‌گوید] حق است و از جانب تو است، پس بر ما بارانی از سنگ نازل کن. پس خداوند تعالی سنگی بر سر او فرود آورد و او را کشت. و خداوند متعال نازل کرد: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
و این روایت، در تفسیر آیه از سوره انعام: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» [۱] [بگو برهان رسا ویژه خداست] در حدیثی بلند، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر شد.

[۱]: انعام/ ۱۴۹.
مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۱۱۹.
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر ؛بهشتیان رو به بهشت برد ، وجهنمیان رو به جهنم پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً

(82)سوره مبارکه إسراء (بنی اسرائیل )
وَ يَا مَنْ‏ هُوَ أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار غدیر مظلومی گم شده در تاریخ پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.




"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.



"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معاویه ....... پاسخ داد.
"

#معاویه و #مغیرة در واقعهء #غدیر و عکس العمل آنان به انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام و نزول آیات در مذمت آنان


حذیفة بن یمان ، صاحب سِر رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از راویان شأن نزول آیه تبلیغ در واقعه غدیر است،

در « شواهد التنزیل » می خوانیم:

فرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ الرَّازِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ نَبْهَانَ بْنِ عَاصِمِ بْنِ زَيْدِ بْنِ طَرِيفٍ مَوْلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «2» حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى الدَّامَغَانِيُّ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ، عَنْ يُونُسَ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ قَالَ: كُنْتُ وَ اللَّهِ جَالِساً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص [وَ] قَدْ نَزَلَ بِنَا غَدِيرَ خُمٍّ، وَ قَدْ غَصَّ الْمَجْلِسُ بِالْمِهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى قَدَمَيْهِ- فَقَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِأَمْرٍ- فَقَالَ: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ثُمَّ نَادَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَأَقَامَهُ عَنْ يَمِينِهِ- ثُمَ‏ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ- أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنِّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ قَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى. قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
فَقَالَ حُذَيْفَةُ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ مُعَاوِيَةَ قَامَ- وَ تَمَطَّى وَ خَرَجَ مُغْضَباً وَاضِعٌ يَمِينَهُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ الْأَشْعَرِيِّ وَ يَسَارَهُ عَلَى الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ثُمَّ قَامَ يَمْشِي مُتَمَطِّياً وَ هُوَ يَقُولُ: لَا نُصَدِّقُ مُحَمَّداً عَلَى مَقَالَتِهِ وَ لَا نُقِرُّ لِعَلِيٍّ بِوَلَايَتِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى- وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، ثُمَّ ذَهَبَ إِلى‏ أَهْلِهِ يَتَمَطَّى فَهَمَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَرُدَّهُ فَيَقْتُلَهُ- فَقَالَ: لَهُ جَبْرَئِيلُ: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. فَسَكَتَ عَنْهُ.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص: 391

حذيفة بن يمان گفت:

به خدا سوگند پيش روى پيامبر خدا نشسته بودم هنگامى كه ما را در غدير خم پياده كرد و مجلس از مهاجرين و انصار پر بود، پيامبر خدا بر روى پاى خود ايستاد و گفت: اى مردم خداوند به من فرمانى داده و گفته: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو رسيده است برسان» سپس علىّ بن ابى طالب را خواند و در طرف راست خود قرار داد، سپس گفت:
اى مردم آيا نمی‌دانيد كه من به شما از خودتان اولى هستم؟
گفتند:
آرى.
گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا هر كس را كه او را دوست بدارد دوست بدار و هر كس را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار و هر كس را كه به او دشمنى كند دشمن باش و هر كس را كه به او يارى كند، يارى كن و هر كس را كه او را خوار سازد، خوار كن.

حذيفه می‌گويد: به خدا سوگند كه ديدم معاويه برخاست و خود را گرفت و در حال غضب دست راست خود را بر عبد اللّه بن قيس اشعرى و دست چپ خود را بر مغيرة بن شعبه گذاشت
و از روى تكبر گام برداشت در حالى كه می‌گفت:
ما سخن محمد را تصديق نمی‌كنيم و به ولايت على اقرار نمی‌كنيم.
پس خدا اين آيه را نازل كرد:

«فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب الى اهله يتمطى»

پيامبر خواست كه او را برگرداند و بكشد ولى جبرئيل به او گفت: زبان خود را به آن حركت مده تا به آن شتاب كنى. پس پيامبر از آن ساكت شد.


همین اعتراض #معاویه،
مشخص کننده معنای#مولا و تایید دیدگاه شیعه مبنی بر انتساب امیرالمومنین علی علیه السلام در واقعه غدیر به مقام اولی به نفس بودن و سرپرستی و بالاتبع، خلافت و جانشینی است.


"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
یا صاحب الزمان

الغيبة( للنعماني) ؛ النص ؛ ص204

باب12

5- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِيهِ مِهْزَمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بِمِثْلِهِ إِلَّا أَنَّهُ زَادَ فِيهِ‏ وَ إِنْ رَأَوْا مُؤْمِناً أَكْرَمُوهُ وَ إِنْ رَأَوْا مُنَافِقاً هَجَرُوهُ وَ عِنْدَ الْمَوْتِ لَا يَجْزَعُونَ وَ فِي قُبُورِهِمْ يَتَزَاوَرُونَ ثُمَّ تَمَامَ الْحَدِيثِ.

6- أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ الْجُعْفِيُّ أَبُو الْحَسَنِ مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ قَالَ مَعَ الْقَائِمِ ع مِنَ الْعَرَبِ شَيْ‏ءٌ يَسِيرٌ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ مَنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْهُمْ لَكَثِيرٌ قَالَ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا «1» وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ سَيَخْرُجُ مِنَ الْغِرْبَالِ خَلْقٌ كَثِيرٌ.



الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى ؛ ؛ ص291

باب12

5- مهزم اسدى از امام صادق عليه السّلام همانند حديث قبل را روايت كرده جز اينكه در آن اين جملات را افزوده است كه: «و اگر مؤمنى را ببينند او را بزرگ مى‏دارند و اگر منافقى را ببينند از او دورى مى‏جويند و به هنگام مرگ بيتابى نمى‏كنند و در آرامگاه خويش با يك ديگر ديدار مى‏نمايند- سپس ادامه حديث را نقل مى‏كند».

الغيببة (للنعماني )/ ترجمه غفارى، ص: 292
6- ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «به همراه قائم عليه السّلام از عرب تعداد ناچيزى خواهد بود. به آن حضرت عرض شد: همانا از عرب كسانى كه اين امر را توصيف مى‏كنند فراوانند، فرمود: مردم ناگزيرند از اينكه مورد امتحان و پاكسازى و جداسازى و بوجارى و غربال شدن قرار گيرند و در آينده نزديك مردم بسيارى از غربال خارج خواهند شد».


"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست2792
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=187

نقل قول:
در اصل توسط abtahisina غانت هالک و............نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
نمی دانم چرا جوابهای شما طولانی است اما جوابهای ما کوتاه!!!
هنوز کسی نتوانسته یک دعا بیاورد که طبق ایاک نستعین شرک باشد.
hosyn
خیلی واضح است! انکار، یک کلمه است، و اثبات، صد کلمه! یک آیه، حرف کفار است، و صد آیه، جواب آنها!

یعنی هنوز کسی نتوانسته اثبات کند که باروت است؟!

بسیار خوب! یک استعانت شرک مجسم برایتان مثال میزنم!:

همین پست شما شرک مجسم و خلاف ایاک نستعین است:


نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک و..........abtahisina نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
هنوز کسی نتوانسته یک دعا بیاورد که طبق ایاک نستعین شرک باشد.
hosyn
اولا: درخواست کمک کردید از سرور سایت باشگاه، تا ما را هدایت کنید، در حالی که سرور باشگاه را ندیدید و صدای او را نشنیدید! سرور باشگاه، مدعوّ غیبی است، و شما از او استعانت کردید برای مقصود خودتان! و نفی شرک این بود که به جای اینکه از سرور، درخواست کمک کنید و او را بخوانید، از خداوند متعال بخواهید تا ما را هدایت کند، نه اینکه از سروری که نمیبینید، درخواست کمک برای هدایت ما بکنید!

ثانیا: ما را دعوت به توحید میکنید، در حالی که ما را ندیدید و صدای ما را نشنیدید، پس ما مدعوّ غیبی برای شما هستیم، و شما ما را دعوت به هدایت شدن کردید، در حالی که باید دعا میکردید و از خدا میخواستید که ما را هدایت کند.

پس همین پست ارسالی شما، تجسم دو شرک، در مقابل ایاک نستعین است! چگونه شما که ایاک نستعین میگویید، دست به دامان چیزها و کسانی میشوید که مدعوّ غیبی هستند؟
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی بخواهند عقیده ای را به زور به قرآن تحمیل کنند بهتراز این نمی توانند پاسخ بدهند .
وقتی جواب رو نمی فهمی باید اینطور بگی تا بوهم خودت کم نیاری

مردی سوال کن تا از ایات قرانی که کافر بهش هستی برات ثابت کنم

منتهی فرار بجلو بهترین راه
بله امیرالمومنین امام حسن وامام حسین بودنند


امام زمان علیه السلام و لازم نیست خبر بهش برسه

وقتی حرف می زنی قبل از اینکه خودت بشنوی او ومی شنود ومی بیند چون عین الله الناظر واذن الله وسمع الله است

واقرب الینا من حبل الورید هستند

منافق مزدور چرا دلیل از قران کریم (که منکریشی )نمی خای از من
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه به مطالب توجه نمی کنی یا شاید نمی نوانی بفهمی ؟

اگر توجه کرده باشی گفتم

خب وقتی می گوئیی منظور ائمه هستند این یعنی اینکه ازمیان آنها می توانند صحت خبررا بفهمند نه همه آنها
فهمیدی یا نه ؟

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
من که ترجمه منهم را آوردم ازآنان شما نخواستی ببینید
خوب (ازآنان)
خوب بعدش؟
اولا ترجمه ازمیان آنها غلطه لذا 4ترجمه دیگه اوردم

این اولا

لذا ترجمه ای درست (ازآنان)هست که شما اوردید

حال سوال اینه طبق ظاهر ایه شریفه
آنان چه کسانی هستند؟
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾
و كسانى را كه جز خدا مى‏ خوانند چيزى نمى ‏آفرينند در حالى كه خود آفريده مى شوند (۲۰)نحل

أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾

مردگانند نه زندگان و نمى‏ دانند كى برانگيخته خواهند شد (۲۱)

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ﴿۱۹۷﴾[/COLOR]اعراف
و كسانى را كه به جاى او مى‏ خوانيد نمى‏ توانند شما را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند (۱۹۷)[/SIZE]

بطوری که ملاحظه فرمودید خداوند خیلی واضح می گویند : آن کسانی را که به قصدرازونیاز صدامی زنند همگی مرده اند وزنده نیستند حتی نمی دانند قیامتشان چه وقت فرامی رسد آیا مردمی که صبح و شب می خوانند این آیات به گوششان خورده است یا پیامش را متوجه خواهند شد ؟

درست است که این آیات نیازی به توضیح و تفسیر ندارد . ولی شیاطین به کارخود واردند . به عمله و خدمه خود ابلاغ می کنند تا به مردم بگویند این آیه درمذمت درخواست ازمردگان صحبت می کند . شهدا که مرده نیستند مگر نشنیده اید شهدا زنده اند ودرنزد پروردگارشان روزی داده می شوند ؟

اگر چنین است پس مردم چه کسانی را صدا می زنند ؟
به ما گفته اند آنهایی را که می خوانیم شهید شده اند و شهدا زنده هستند .

پس مرده های مدنظر آیه که مردم صبح و شب آنهارا صدا می زنند چه کسایی هستند ؟
ترجمه ایات این است نه مزخرف بافی های منافق مزدور



ترجمه تفسير الميزان ج‏12 325

و جمله‏" وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ" اشاره است به فقدان ركن اول از اركان ربوبيت در بتها و معبودهاى مشركين، و چون ركن اول ربوبيت را ندارند قهرا ركن دوم را هم كه از فروعات ركن اول است و عبارت است از: دادن نعمت، ندارند.
بهمين جهت معبودهاى آنان، آلهه و ارباب نيستند، بلكه خداى متعال رب است.
و اينكه فرمود:" أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ" اشاره است به فقدان ركن سوم از اركان ربوبيت در بتهاى بت‏پرستان، و آن ركن عبارت است از علم به سر و آشكار ايشان، و در اين نفى، مبالغه كرده و اصل حيات و زندگى را كه مستلزم داشتن علم است نفى كرده كه نفى آن مستلزم نداشتن مطلق علم است تا چه رسد به نوع اكمل آن كه همان علم به ظاهر و باطن انسان است، و فرموده:" مردگانى هستند بى جان" اول مرگ را براى ايشان اثبات كرده، كه هيچ وقت با درك و شعور نمى‏سازد، سپس همان مرگ را با بى جانى تاكيد نموده است.
و اگر از ميان همه وجوه جهل بتها خصوص علم به اينكه:" مردم چه وقت مبعوث مى‏شوند" را ذكر كرده به اين مناسبت است كه روز بعث، روز پاداش انسانها است، و بر" اله معبود" لازم است كه روز پاداش دادن به بندگانش را بداند، زيرا بايد بداند كه چه روزى بندگان خود را در ازاى بندگيشان پاداش مى‏دهد ولى اين بتها از چنين روزى خبر ندارند، پس چگونه مى‏توانند" اله معبود" باشند؟.
از همين جا روشن مى‏شود كه ضمير اول، يعنى ضمير جمع" ما يشعرون" به اصنام، و
ترجمه تفسير الميزان، ج‏12، ص: 324
ضمير دوم يعنى ضمير جمع" يبعثون" به مشركين بر مى‏گردد، و اين‏ «1» صحيح نيست كه هر دو ضمير را به اصنام برگردانيم، زيرا علم به" روز بعث" مختص بارى تعالى است، و از غير او محجوب بوده و جهل به آن مختص اصنام نيست. از اين وجه باطل‏تر قول بعضى‏ «2» است كه گفته‏اند: هر دو ضمير به مشركين بر مى‏گردد. (دقت بفرماييد).
آيات شريفه مورد بحث هر چند ظاهر سياقش نفى ربوبيت اصنام است ليكن با كمترين دقت معلوم مى‏شود كه همين بيان در نفى ربوبيت صاحبان اصنام يعنى ملائكه مقرب و جن و كملين بشر و كواكب، و هر معبود ديگرى كه وثنى‏ها مى‏پرستند نيز جريان دارد، براى اينكه آنها نيز هيچ يك خالق و منعم و عالم بالاصاله نيستند، و اگر هم از اين صفات چيزى را و يا همه را دارند از خداى سبحان دارند، و حال آنكه رب حقيقى آن كسى است كه اين صفات را بالاصاله و مستقلا داشته باشد (دقت بفرماييد).
در اين دو آيه، يعنى آيه‏" وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ ... يُبْعَثُونَ" التفات از خطاب به غيبت بكار رفته و شايد نكته آن اين بوده كه در هر دو، مساله معاد و روز بعث كه مشركين منكر آن بودند به ميان مى‏آيد، لذا خطاب از ايشان به رسول خدا متوجه شده تا بدين وسيله، هم مطلب بيان شده باشد و هم با اعتراض آنان مواجه نگردد.
و اينكه فرمود:" إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ" بيان نتيجه دليلى است كه در آيات قبلى اقامه شد، و معنايش اين است كه وقتى ثابت شد كه خداى تعالى واجد شرايط الوهيت است و اوست كه معبوديتش به حق است، و غير او خدايانى كه مشركين ادعا مى‏كنند هيچ يك، واجد آن شرايط نيستند، يعنى نه خالقند، نه منعم و نه عالم، پس اين نتيجه حاصل مى‏شود كه‏" إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ"، معبودى كه شما سزاوار است بپرستيد معبود واحدى است، و لازمه اين معنا اين است كه چنين معبودى منحصر به خداى عز اسمه باشد.

ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن ج‏13 241


وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ‏: و بتهايى كه آنان پرستش مى‏كنند، از عهده خلق چيزى بر نمى‏آيند، بلكه خود مخلوق هستند و از چوب يا سنگ يا ... تراشيده و ساخته شده‏اند و اينها همه مخلوق خدا هستند.
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ: اينها موجودات بيجان و غير زنده‏اى هستند، كه هيچ گاه حيات نداشته‏اند، حتى مثل موجوداتى كه روزگارى در حيات هستند، سپس مى‏ميرند، هم نيستند. موجودات مرده، ممكن است يك بار ديگر زنده شوند، ولى در باره بتها چنين اميدى هم نيست. در اينجا كلمه «اموات» را در مورد بتها بكار مى‏برد، حال آنكه اين كلمه، جمع «ميت» است و «ميت» به موجودى مى‏گويند كه قبلا زنده بوده، سپس مرده است. بديهى است كه بتها چنين نبوده‏اند و بنا بر اين در مورد آنها بهتر بود «موات» بكار برده‏شود. علت اين استعمال اين است كه: بت پرستان، بتها را بصورت عاقلان مى‏تراشيدند و با آنها رفتار عقلايى مى‏كردند، هم از لحاظ نامگذارى و هم از لحاظ اعتقاد! از اينرو فرمود: آنها خالق نيستند، بلكه مخلوقند. (يعنى ضمير عقلا به آنها برگردانيد).
وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ‏: فراء گويد: يعنى اين بتها نمى‏دانند كه: كى مبعوث مى‏شوند؟
برخى گويند: منظور اين است كه كافران، بر اثر دورى از حق و دين، مردگانى هستند نمى‏دانند كى مبعوث مى‏شوند؟
جبائى گويد: يعنى بتها نمى‏دانند كه مردم كى مبعوث مى‏شوند؟ كلمه «ايان» در محل‏
ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج‏13، ص: 242
(1) نصب است به «يبعثون». برخى از قراء غير مشهور اين كلمه را بكسر همزه خوانده‏اند، لكن فتحه همزه، فصيحتر و صحيح‏تر است. اكنون بندگان خود را مخاطب ساخته، مى‏فرمايد:
إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ: خداى شما خدايى است يكتا و جز او هيچ كس قادر بر خلق اصول نعمتها نيست، بنا بر اين در راه عبادتش استوار باشيد.



تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين ج‏5 183

وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ‏ و آنان كه ميخوانند كفار مكه و ميپرستند مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ بجز از خداى يعنى بتان‏ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً نميافرينند چيزى را يعنى نميتوانند آفريد و چگونه توانند آفرينند وَ هُمْ يُخْلَقُونَ‏ و حال آنكه ايشان آفريده شده‏اند و هر كه مخلوق باشد محتاج بود در وجود بديگرى و محتاج ممكن باشد و خالق واجب الوجود بايد پس ايشان شركت حق را نشايند اول نفى مشاركه فرموده ميان (من لا يخلق و من لا يخلق) و بعد از آن جهة تأكيد امر مذكور اثبات صفات من لا يخلق نموده كه منافى الوهيت است و فرمود كه ايشان مخلوق‏اند و در وجود خود محتاج بغير و با وجود مخلوقيت‏ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ ايشان مردگان‏اند نه زندگان يعنى حياة عارض ايشان نشده چه بجهت آنكه جمادند نميشنوند و نمى‏بينند هم چنان كه احيا ميشنوند و مى‏بينند و خداى عالم بايد كه حى بالذات باشد و اصلا موت بر او طارى نشود وَ ما يَشْعُرُونَ‏ و نميدانند أَيَّانَ يُبْعَثُونَ‏ كه كى بر انگيخته شوند يا وقت بعث عبده خود نميدانند و چون وقت بعث خود را نميدانند چگونه جزا توانند داد بپرستندگان خود چه معبود بايد كه بغيوب عالم باشد و بحشر بندگان خود دانا و بر ايصال جزا بديشان توانا و دمياطى گفته كه روز قيامت بتان را برانگيزند تا از عبده خود تبرا كنند إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ خداى شما خداى يكتا و يگانه است اين تكرار مدعا است بعد از اقامت حجج‏ فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ‏ پس آن كسانى كه نميگروند بِالْآخِرَةِ بسراى ديگر يعنى تصديق بعث نميكنند قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ دلهاى ايشان ناشناسنده است و راستى را ناپذيرنده اضافه انكار بقلوب بجهة آنست كه محل فعل و آلت انكار است‏ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ‏ و ايشان سركشانند از متابعت پيغمبر و گردن‏كش از قبول ايمان اين بيان اقتضاء اصرار ايشانست بعد از وضوح حق كه آن عدم ايمان ايشانست بآخرت چه مؤمن بالآخرة طالب دلائلى است و متامل در آنچه شنود تا منتفع شود بآن و حال كافر بآخرت بر عكس اينست چه انكار قلوب ايشان بآن چه شناخته نميشود مگر ببرهان بسبب اتباع اسلاف منافى نظر است و مقتضى استكبار از اتباع رسول و تصديق او لا جَرَمَ‏ هر آينه راستست و درست‏ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ‏ آنكه خداى داند
تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، ج‏5، ص: 184






"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا مردم کوروش . داریوش یا ابو علی سینا یا سعدی شیرازی را صدا می زنند ؟


پس مرده های مدنظر آیه که مردم صبح و شب آنهارا صدا می زنند چه کسایی هستند ؟
دوبحث مطرح کرده ای باید تمام شود ونتیجه گیری شود

لذا سوالات رو جواب بده تا برسیم به این ایات که مراد از مردگان چیست و....... "

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا مردم کوروش . داریوش یا ابو علی سینا یا سعدی شیرازی را صدا می زنند ؟


پس مرده های مدنظر آیه که مردم صبح و شب آنهارا صدا می زنند چه کسایی هستند ؟

خوب طوری نیست وقتی در یک بحث هیچ جواب نداری یه جیز تازه مطرح کن ومزخرف بنویس وتفسیر برای و........
بچه مزلف چن تا نقطه ای این ایات برای بت پرستان هست این اولا

ثانیا "
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ (13)
سوره مبارکه ممتحنه
"

7 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:09PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.