بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > جریان زندۀ تالارها

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

نمایش دیوارۀ عبدالعلی69
عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسین

عاشورا

خروج اما حسین قیام بود یا برای تشکیل حکومت بود ویا ................

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157629

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسین



عاشورا

خروج اما حسین قیام بود یا برای تشکیل حکومت بود ویا ................


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157629


"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2537
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=170

نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
باسمه تعالی

سلام علیکم
....
و حتی در یک جا هم دیده نمی‌شود که مثلاً گفته باشند ما هم چون شما بودیم و چنین اشتباهی را داشتیم و بعد هدایت یافتیم!


hosyn
سلام علیکم
أحسنت! نکته بسیار جالبی را گفتید، و اتفاقا برای اینکه دیگران را هدایت کنند و آنها را قانع کنند که به مسیر آنها بروند، ذکر اینکه ما هم روزی مثل شما بودیم، بسیار تاثیرگذار است، خود همین غانت، مکرر گفته است که من هم مثل شما چه کارها در دین مادریم که نکردم!! آیا مناسب نبود پیامبران بگویند که شما دیدید که ما هم مثل شما مثلا برای بتها سجده میکردیم یا قربانی میکردیم و.... و بعد حق را یافتیم و از دین مادری فاصله گرفتیم، اما هیچ کجا چنین تذکر راهگشا و تاثیرگذاری مشاهده نمیشود، چرا؟ چون ممکن نیست پیامبری از طریق شرک، به پیامبری برسد، قرآن میفرماید: ان الشرک لظلم عظیم، و میفرماید: وقتی حضرت ابراهیم ع از خداوند متعال خواستند که امامت را به فرزندان ایشان هم عطا کند جواب آمد: لا ینال عهدی الظالمین، به ظالم از فرزندان شما نمیرسد، و چه ظلمی بالاتر از شرک؟!

نکته دوم که قبلا اشاره کردید، چندین آیه قرآن است که پیامبران به دین پدری خود که همان توحید و اسلام است افتخار میکنند! همیشه دین پدری بد نیست، تعصب و تقلید کورکورانه، بد است، چون پدر، رفته است، میروم، بد است، و چون پدر، صحیح رفته است، میروم، خوب است، بلکه مایه افتخار به چنین پدری است، حضرت ابراهیم ع راه پدر بت‌پرست را ترک میکنند، اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاکفین، و فرزندان ایشان به راه ایشان افتخار میکنند، این آیات به وضوح این را میرساند:

البقرة 133- أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

يوسف 38- وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائي‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ

الحج 78- وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في‏ هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصيرُ
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاشورا پاسخ داد.
"

عاشورا (۲۰)
پیشگویی

هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.

اشاره‌ای گذرا به برخی از آثار #تاریخی ، از زمان تصمیم خروج آن حضرت از مدینه تا هنگام ورود به کربلا ، که دلالت واضح و روشن دارد که امام حسین علیه السلام از شهادت خود در این سفر آگاه بوده‌اند.

بزرگوارانی که خواهان #منابع و #متن_عربی استنادات هستند به مدیر کانال #پیام دهند!


- ام سلمه به امام حسین علیه السلام فرمود: به عراق سفر مکن زیرا پیامبر فرمود: فرزندم حسین در عراق کشته خواهد شد، امام در پاسخ فرمودند: به خدا سوگند من این چنین(همانطور که جدم فرموده در عراق) کشته خواهم شد. اگر هم به عراق نروم باز هم مرا خواهند کشت سپس محل دفن خود و اصحابش را به ام‌سلمه نشان داد.

- اشاره مکرر آن حضرت به شهادت حضرت یحیی و ذبح شدن ایشان و آوردن سر آن نبی خدا برای فرزند زنی بدکاره، تا جایی که امام سجاد علیه‌السلام فرمود: در هر منزلی که فرود می‌آمدیم پدرم از حضرت یحیی علیه‌السلام یاد می‌نمود.

- اشاره به شهادت خود در هنگام حرکت از مدینه در نامه‌ای که برای بنی‌هاشم نوشتند و نیز در هنگام وداع با حضرت مسلم بن عقیل پیش از فرستادن ایشان به سمت کوفه.

- کلام آن حضرت به جناب محمد حنفیه
(اسکن آن پیوست خواهد شد)

- اشاره به شهادت خود ۳روز قبل از حرکت به سمت عراق و در هنگام ملاقات با واقدی و زراره و اشاره به نام #کربلا و تصریح بر این مطلب که کسی جز فرزندم علی(امام سجاد) زنده نمی‌ماند.

- بیان آن حضرت به عبدالله بن زبیر که اگر در #کربلا کشته شوم بهتر از آن است که در حرم(مکه) کشته شوم.

- کلام آن حضرت به عبدالله بن زبیر که اگر در لانه جانوران هم باشم مرا خواهند کشت.

- کلام آن حضرت به عبدالله بن زبیر که اگر در شاطی‌ء فرات دفن شوم بهتر از آن است که در کنار کعبه به خاک سپرده شوم.

- کلام آن حضرت به عبدالله بن زبیر که می‌دانم کشته خواهم شد.

- خطبهء حضرت پیش از حرکت از مکه و تصریح بر شهادت خود در زمین #کربلا و بیان این مطلب که گرگ های درنده رگ‌های گردن مرا قطع خواهند کرد.

- کلام آن حضرت به جناب زهیر در مورد شهادت در سرزمین #کربلا و جدا شدن سر آن حضرت از بدن.

- کلام آن حضرت به فرزدق و آگاهی از شهادت.

- کلام آن حضرت به ابوهرء ازدی: .‌‌..هنگامی که قصد خون مرا داشتند گریختم و به خدا سوگند این گروه مرا خواهند کشت.

- کلام آن حضرت به فردی که بین راه به ایشان رسید و اشاره به شهادت.

- حضرت و اطلاع از آینده کاروان خود در هنگامی که خبر شهادت مسلم و هانی رسید.

- کلام آن حضرت به عمر بن لوذان و تصریح به اینکه به خدا قسم مرا رها نخواهند کرد تا خونم را بریزند.

- کلام آن حضرت و تصریح به شهادت به فردی از قبیله بنی‌اسد و کلام آن حضرت و تصریح به شهادت به فردی به نام ایاس که پیغام شهادت مسلم را رساند.

- کلام آن حضرت در هنگام ورود به کربلا در روز ۲ محرم: .....اینجا محل ریختن خون های ماست ؛
و در سندی دیگر این کلام را از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل فرمودند.

- رؤیاهای آن حضرت در طول مسیر مانند شنیدن ندای هاتفی درباره حرکت این کاروان به سمت مرگ و در نهایت بهشت؛ و یا رویای آن حضرت در مورد هجوم سگانی وحشی به ایشان که بدتر از همه سگی چند رنگ در میان ایشان بود. (اشاره به شمر لع که به بیماری برص مبتلا بود) و ...



با سرچ عبارت #پیشگویی مصادر و منابع فراوانی از فریقین ، در خبر دادن‌ها از فتن بعد از رسول‌خدا و شهادت امیرالمومنین و شهادت سیدالشهداء علیهم‌السلام و ... در دسترس است.

اهل انصاف پاسخ دهند:

آیا بر مشیِ تفکری که در صدد انکار علم امام حسین علیه السلام به شهادت خویش است،
تا به مقاصد دنیایی خود برسد ،
غیر از #لجاجت و #عناد نام دیگری می‌توان گذاشت؟

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تواتر حدیث ثقلین با عبارت "کتاب الله و عترتی" نزد اهل تسنن پاسخ داد.
"
در حدیث ثقلین منظور از عترت چه کسانی هستند

▪️نکاتی پیرامون حدیث ثقلین(۱۴)


امیر المومنین علی علیه السلام مصداق عترت در حدیث ثقلین را مشخص فرموده‌اند.

برای پاسخ به این سوال یک روایت ارائه می دهیم :

25 - حدثنا احمد بن زياد بن جعفر الهمداني قال: حدثنا على بن ابراهيم بن هاشم عن أبيه عن محمد بن أبي عمير عن غياث بن إبراهيم عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه محمد بن على عن أبيه على بن الحسين عن أبيه الحسين بن على عليه السلام قال: سئل أمير المؤمنين عليه السلام عن معنى قول رسول الله صلى الله عليه وآله انى مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي من العتره؟ فقال: انا والحسن والحسين والائمه التسعه من ولد الحسين تاسعهم مهديهم وقائمهم لا يفارقون كتاب الله ولا يفارقهم حتى يردوا على رسول الله صلى الله عليه وآله حوضه.

امام صادق عليه السلام فرمود:
از امير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند: معني گفتار حضرت رسول صلي اللَّه عليه و آله كه فرموده: «انّي مخلّف فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتي» چيست؟
و عترت چه كساني هستند؟
حضرت فرمود:
مقصود از عترت، من و حسنين و نُه نفر از اولاد حسين هستيم، نفر نهمین مهدی و قائم عترت است،
اينان از قرآن جدا نخواهند شد تا آنگاه كه در كنار حوض خدمت پيغمبر برسند.

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( علیه السلام ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 2 صفحه : 60

http://lib.eshia.ir/14032/2/60

بررسی سند روایت :

1⃣ راوی اول احمد زیاد الهمداني

كان رجلا ، ثقة ، دينا ، فاضلا ، رحمة الله عليه ورضوانه

نام کتاب : معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 2 صفحه : 128

http://lib.eshia.ir/14036/2/128

2⃣ راوی دوم علی بن ابراهیم

قال النجاشي : بصري ، سكن الكوفة ، ثقة . روى عن أبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام.

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ٢٥٠

http://lib.eshia.ir/14036/14/250

3⃣ راوی سوم ابراهیم بن هشام

أقول: لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١ - الصفحة ٢٩١

http://lib.eshia.ir/14036/1/291

4⃣ راوی چهارم ابن ابی عمیر

وكان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسكهم نسكا، وأورعهم وأعبدهم.

نام کتاب : معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 15 صفحه : 292

http://lib.eshia.ir/14036/15/292

5⃣ راوی پنجم غیاث بن ابراهیم

قال النجاشي : بصري ، سكن الكوفة ، ثقة . روى عن أبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام.

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ٢٥٠

http://lib.eshia.ir/14036/14/250


نتیجه گیری: همان طور که ملاحظه نمودید امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام، مصداق عترت در حدیث ثقلین را 12 امام می دانند.


"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
اهل تسنن و صحابه

نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(۷۱)


صحابه یا اصحاب پیامبر یعنی پیروان و همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله ،
یعنی کسانی که پیامبر را دیده اند و با او زندگی کرده اند ؛
در سفر با او بودند و در حَضَر کنارش حضور داشتند ؛

ما شیعیان می گوییم که صحابه همانند همهء پیروان انبیاء علیهم السلام ، بد و خوب داشته اند ؛
عده ای از آنان خوب و خوش کردار و عده ای منافق و بدکار بوده اند .

در مقابل ، علمای اهل تسنن تمامی صحابه را به گونه ای تقدیس می کنند که گویی همگی به نوعی معصوم اند ، برای اثبات این ادعا به متن زیر توجه کنید :

دانشمند شافعی مسلک پر آوازهء اهل تسنن ،
"ابن حجر عسقلانی" (۷۷۳-۸۵۲ ھ۔ق) در کتاب
"الاصابة" ج۱ ص۱۰ چنین می نویسد :

.صحابه مسلمانی است که پیامبر را ملاقات کرده باشد و بر دین اسلام مرده باشد ، ملاقات این فرد با رسول خدا چه کم باشد و چه زیاد ، چه در جنگ ها همراه پیامبر بوده یا نبوده ، چه فقط رسول خدا را دیده باشد ولی با ایشان مجالست نداشته ، چه به علت نابینایی او را ندیده باشد ، همه و همه صحابی محسوب می شوند ؛

سپس او در ادامه در صفحات ۱۷،۱۸ می‌نویسد :

..تمامی اهل تسنن ، صحابه را عادل می دانند و جز اهل بدعت کسی با این مطلب مخالف نیست...صحابه عادل اند به تصریح خداوند ؛ ...هر کس از صحابه عیب جویی کند ، کافر و زندیق است ...و تمامی صحابه اهل بهشت هستند.

طرح سوالی کوتاه از اهل تسنن و از اهل خرد و انصاف و تفکر ،
که پاسخی صریح و بدور از تعصب می‌طلبد :

اسکن دو مطلب از کتب معتبر عامه ، و لینکهایی از مطالب کانال برهان در ادامه خواهد آمد
پس از مطالعهء دقیق ، به این پرسش پاسخ دهید :



چگونه آنکه دشمن رسول خدا صلی الله علیه و آله است عادل است و به بهشت می‌رود؟؟
آیا چنین فردی لیاقت احترام دارد؟؟


برای آشنایی بیشتر با اصحاب ملعونی که در قتل سبط النبی ، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شرکت داشته اند به لینک های زیر مراجعه کنید:

https://t.me/borrhan/23261
https://t.me/borrhan/23277
https://t.me/borrhan/19739
للهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۸)

امام حسین علیه السلام در روز سقیقه کشته شد!


بلاشک یکی از تلخ ترین و سیاه ترین وقایع صدر اسلام آنچیزی است که در شورای سقیفه رخ داد و اسلام از مسیر اصلی اش منحرف شد اگر واقعه شوم سقیفه نبود هرگز جنایتهای بعدی که اوج آن در عاشورا بود پیش نمی آمد و
مسیر تاریخ اسلام و شیعه به گونه دیگری بود.
در ادامه نظر سه تن از علمای شیعه پیرامون ارتباط سقیفه و کربلا را تقدیم خواهیم کرد::

آقای سیدصادق روحانی مدظله العالی در این مورد مینویسد:

س ۶۱): از نظر اهل دل، از ميان دو مصيبت حضرت زهرا عليها السلام و حضرت امام حسين‏ عليه السلام كداميك سخت‏ تر مى ‏باشد؟

ج) باسمه جلت اسمائه؛
پايه آنچه در روز كربلا اتفاق افتاد از روز سقيفه ريخته شدو اين مطلب را قاضى‏ ابوبكر ابن ابى قريعه از علماى اهل سنت در اشعار خود آورده است: «و ديديد كه حسين در روز سقيفه كشته شد» (1) و از علماى تشيع، محقق اصفهانى نيز سروده است: «آنچه از بلاها بر مادرش وارد آمد به حضرت زينب‏ عليها السلام در صحراى كربلا به ارث رسيد» (2).با تمام اينها آنچه از روايات بر مى‏ آيد اين است كه مصيبت حضرت امام حسين‏ عليه السلام به حتم سخت ‏ترين مصائب بوده است چنانكه امام حسن‏ عليه السلام به برادر گرامى‏ شان امام حسين‏ عليه السلام فرمودند: «روزى به سختى و طاقت‏ فرسايى روز شهادت تو نيست يا ابا عبدالله».
1) و اُريكُم أنّ الحسينَ‏ اُصيبَ فى يوم السقيفة
2) ما اصابَ اُمّها من البلا فهو تراثها بطفّ كربلا

نام کتاب : عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام نویسنده: آیت الله سیدمحمدصادق روحانی جلد: 1 صفحه: 79
▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2kMbfjW

آقای سیدعلی حسینی میلانی مدظله العالی مینویسد:

چرایی لعن نفرستادن بر #یزید :
پیش تر گفتیم که برخی از علمای اهل سنّت معتقدند که یزید را نباید لعن کرد. وقتی از آنان می پرسیم با توجه به جنایاتی که یزید مرتکب شده، چرا باید یزید لعن نشود؟در پاسخ این سؤال می گویند: اگر یزید لعن شود، مردم لعن را به «الأعلی فالأعلی» و بالاتر از یزید خواهند برد و پای کسانی به میان خواهد آمد که سزاوار نیست به آنان جسارت شودآری، به میان آمدن پای خلفا در حادثه کربلا، از آن جا ناشی می شود که مسلمانان در زمان عمر بن خطاب قسمتی از سرزمین های شام را فتح کردند. یزید بن ابی سفیان از طرف عمر والی آن دیار شد و بعد از مرگ یزید برادرش معاویه جانشین او گردید و پس از آن که تمام سرزمین شام به دست مسلمانان افتاد، او والی تمام سرزمین شام شد. و عثمان بن عفان نیز در دوران حکومت خود #معاویه را در ولایت آن دیار ابقاء نمود که در آن هنگام ابوسفیان با خوش حالی به عثمان گفت:وصلتک رحمک; صله رحم کردی در نتیجه همه کسانیکه معاویه را به آن مقام رساندند در خوب و بد اعمال او شریک هستند به راستی، آیا معاویه کار خوبی هم داشته است؟خیلی واضح است که سرانجام کارهای معاویه به «الأعلی فالأعلی» می رسد; یعنی با اندکی تأمّل و تفکّر در فهرست کارهای او، این سؤال ها مطرح می شود:چه کسی او را به این سمت منصوب نمود...؟با چه هدفی معاویه را به منصب ولایت شام برگزیدند...؟

نام کتاب: ناگفته هایی از حقایق عاشورا نویسنده: آیت الله سیدعلی حسینی میلانی جلد: 1 صفحه:28

▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2kjhETx

اقای خمینی پیرامون سقیفه مینویسد:

و ما پس از این روشن می کنیم که تمام این خلاف ها که بین مسلمانان در همه ی شئون واقع شده از اثر روز سقیفه است و اگر آن نبود بین مسلمانان در قانون های آسمانی این خلاف ها نبود...
و مذهب های باطل که شالوده اش از سقیفه ی بنی ساعده ریخته شد و بنیانش بر انهدام اساس دین بود جای گیر حق شده بود.

نام کتاب: کشف الاسرار نویسنده: الموسوی الخمینی، السید روح الله جلد: 1 صفحه : 113,124

▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2lRHoH8

آری اگر واقعه سقیفه به وقوع نمی‌پیوست و مردم بر سرپیمان خود با رسول خدامی ماندند و اجر رسالت را در روز #غدیر به فراموشی نمی سپردند کسی جرأت نمی کرد در جایگاه خلیفه اسلامی با کعب نی به سر بریده فرزند رسول خدا بزند و آل پیغمبر را خارجی و طغیان گر خطاب کند.


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۷)

امام حسین علیه السلام در روز سقیقه کشته شد!


واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام نتیجه انحرافات و دور شدن جامعه اسلامی، از خاندان وحی بود.
این کج روی ها از زمان سقیفه شروع شدند و تخم فساد در جامعه کاشته شد. این انحرافات به تدریج آنقدر گسترش یافت تا تنها پنجاه سال پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، فرزندش را به بدترین نحو کشتند؛

جناب سیدابن طاووس در کتاب خود به نامه پسر عمر به یزید به نقل ازبلاذری(سُنی) اشاره کرده و مینویسد::

348 - ما ذكره البلاذري في تاريخه قال: لما قتل الحسين بن على بن أبى طالب كتب عبد الله بن عمر الى يزيد بن معاوية " أما بعد: فقد عظمت الرزية وجلت المصيبة وحدث في الاسلام حدث عظيم ولا يوم كيوم الحسين ". فكتب إليه يزيد: " يا احمق ! فانا جئنا الى بيوت متخذة وفرش ممهدة ووسائد منضدة فقاتلنا عليها، فان يكن الحق لنا فعن حقنا قاتلنا، وان يكن الحق لغيرنا فأبوك اول من سن هذا وآثر واستاثر بالحق على أهله ".

پس از ماجرای عاشورا و به شهادت رسیدن حضرت أباعبدالله الحسین علیه‌السلام و یارانش، #عبدالله_بن_عمر ؛ فرزند عمر بن خطاب به #یزید بن معاویه نامه‌ای نوشت و او را بخاطر قتل امام حسین علیه السلام مورد عتاب و ملامت قرار داد. یزید هم پاسخ داد:

ای احمق! ... اگر حق با ما بود، ما به حق جنگیدیم، و اگر حق با آنها (امام حسین علیه السلام و یارانش) بود، #پدر تو(عُمر) #اولین کسی بود که این سنت را پایه گذاری کرد و دست به قتل و انتقام گیری از اهل حق زد.

نام کتاب : الطرائف نویسنده : السيد بن طاووس جلد : 1 صفحه : 247

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kKBK9y


در نتیجه باتوجه به روایت فوق و دیگر روایات که در قسمتهای قبل ارائه دادیم متوجه میشویم که کوچک‌ترین ظلم و ناحقی که در جهان رخ می دهد گناهش بر گردن غاصبین خلیفه و مسببینش نوشته خواهد شد،
زیرا باعث شدند اسلام از مسیر حقیقی خود منحرف شود و عامل گمراهی مردم شدند،
انحرافی که در عاشورا بروز پیدا کرد و باعث کشته شدن جگرگوشۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به بدترین نحو شد.

الا لعنت الله علی القوم الظالمین وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۶)
ادعیه
تبری_نشانه_ی_کمال_دین

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

دعایی از امام رضا علیه السلام که حضرت بانیان ظلم به اهل‌بیت را معرفی و لعنت میکنند، این دعا شباهت زیادی به دعای صنمی قریش دارد اما حاوی عباراتی است که دعای صنمی قریش آنها را ندارد
باکمی تامل در این دعا متوجه خواهیم شد که بانیان ظلم به اهل بیت و حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ریشه اش سقیفه است؛
نکته مهم دیگر هم این است سند این دعا کاملا صحیح است :::

سید بن طاووس علیه الرحمة می‌نویسد: به اسناد خود از کتاب فضل الدعای سعد بن عبد الله روایت کردیم که او از ابو جعفر (احمد بن محمد بن عیسی) از محمد بن إسماعيل بن بزیع و از بکیر بن صالح (بکر بن صالح) از سلیمان بن جعفر که گفتند:
روزی به خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود:
هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنانست که در جنگ #بدر در خدمت حضرت رسول صلی الله و آله با کافران جنگ کرده باشد و تیر بر لشگر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می‌فرمایید تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
خدایا، لعنت کن آن دو نفری (ابو بكر و عمر) که دین تو را عوض کردندو نعمتت را تغییر دادند و به پیغمبرت تهمت زدند و با آئینت مخالفت کردند و راهت را بستند و به نعمت‌هایت کافر شدند و کلام تو را نپذیرفتند و رسولت را به سخره گرفتند و پسر پیغمبرت (حضرت محسن علیه السلام) را کشتند ، و کتابت را تحریف (معنوی) کردند و نشانه‌های تو را انکار کردند و امامت را به استهزاء گرفتند،
و از عبادت تو سرپیچی کردند و دوستانت را كشتند، و در جایگاهی نشستند که حق آن‌ها نبود و مردم را بر دوش آل محمد صلوات الله علیهم قرار دادند (یعنی مردم را به دشمنی آل محمد صلوات الله علیهم تحریک کردند).
بار الها، آن دو را لعنتی کن که یکی بعد از دیگری باشد و جمع کن آن دو و پیروانشان را در جهنم با چشمانی که از وحشت به کبودی مایل شده است.
معبودا، لعنت کن آنانی که امیر المومنین و حسین بن علی پسر دختر پیغمبرت صلوات الله علیهم را کشتند. بار خدایا، عذاب آن‌ها را دوچندان کن، به عذابی بالای عذاب و به خواری بیش از هر خواری و ذلت بالای ذلت و گرفتاری بیش از هر گرفتاری.
آفریدگارا، با قهر و تندی آن دو را به طرف آتش ببر و آن‌ها را در شدیدترین عذابت سرنگون کن. خداوندا، جمعشان را پراکنده، کارشان را پریشان، سخنانشان را مخالف با هم و جماعتشان را متفرق گردان. رهبرانشان را لعنت، سران و اربابان و بزرگانشان را نابود کن و روسایشان را معذب، و پرچمشان را بشکن و به اختلاف و پراکندگی عذابشان کن و فردی از آنها را باقی مگذار. بار خدایا، لعنت کن ابو جهل و ابو بکر و عمر و ولید را به لعنتی یکی بعد از دیگری و پیوسته به هم.
معبودا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که هر ملک مقرب و هر پیغمبر مرسل و مومن ممتحنی آن دو را لعنت می‌کنند. بار الها، لعنت کن آن دو را به لعنتی که اهل آتش از عذاب ایشان به خدا پناه برند. آفریدگارا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که به اندیشه هیچ کس نرسیده باشد. خداوندا، لعنت کن آن دو را در باطن سر و ظاهر آشکارت و عذاب کن آنان را به عذابی در تقدیر و بالاتر از تقدیر و در عذاب آن دو نفر، دو دخترشان ( #عايشه و #حفصه) و پیروان آن دو را و دوستان و پیروان آن دو را نیز شریک کن، همانا تو اجابت کننده دعایی.

نام کتاب: مهج الدعوات و منهج العبادات نویسنده: سید بن طاووس جلد: 1 صفحه: 307

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kwkVPH

نام کتاب : بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 83 صفحه : 223

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kfEVFV
▫️متن عربی روایت ش۴۴:
https://bit.ly/2lV33xZ


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۶)
ادعیه
تبری_نشانه_ی_کمال_دین

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

دعایی از امام رضا علیه السلام که حضرت بانیان ظلم به اهل‌بیت را معرفی و لعنت میکنند، این دعا شباهت زیادی به دعای صنمی قریش دارد اما حاوی عباراتی است که دعای صنمی قریش آنها را ندارد
باکمی تامل در این دعا متوجه خواهیم شد که بانیان ظلم به اهل بیت و حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ریشه اش سقیفه است؛
نکته مهم دیگر هم این است سند این دعا کاملا صحیح است :::

سید بن طاووس علیه الرحمة می‌نویسد: به اسناد خود از کتاب فضل الدعای سعد بن عبد الله روایت کردیم که او از ابو جعفر (احمد بن محمد بن عیسی) از محمد بن إسماعيل بن بزیع و از بکیر بن صالح (بکر بن صالح) از سلیمان بن جعفر که گفتند:
روزی به خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود:
هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنانست که در جنگ #بدر در خدمت حضرت رسول صلی الله و آله با کافران جنگ کرده باشد و تیر بر لشگر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می‌فرمایید تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
خدایا، لعنت کن آن دو نفری (ابو بكر و عمر) که دین تو را عوض کردندو نعمتت را تغییر دادند و به پیغمبرت تهمت زدند و با آئینت مخالفت کردند و راهت را بستند و به نعمت‌هایت کافر شدند و کلام تو را نپذیرفتند و رسولت را به سخره گرفتند و پسر پیغمبرت (حضرت محسن علیه السلام) را کشتند ، و کتابت را تحریف (معنوی) کردند و نشانه‌های تو را انکار کردند و امامت را به استهزاء گرفتند،
و از عبادت تو سرپیچی کردند و دوستانت را كشتند، و در جایگاهی نشستند که حق آن‌ها نبود و مردم را بر دوش آل محمد صلوات الله علیهم قرار دادند (یعنی مردم را به دشمنی آل محمد صلوات الله علیهم تحریک کردند).
بار الها، آن دو را لعنتی کن که یکی بعد از دیگری باشد و جمع کن آن دو و پیروانشان را در جهنم با چشمانی که از وحشت به کبودی مایل شده است.
معبودا، لعنت کن آنانی که امیر المومنین و حسین بن علی پسر دختر پیغمبرت صلوات الله علیهم را کشتند. بار خدایا، عذاب آن‌ها را دوچندان کن، به عذابی بالای عذاب و به خواری بیش از هر خواری و ذلت بالای ذلت و گرفتاری بیش از هر گرفتاری.
آفریدگارا، با قهر و تندی آن دو را به طرف آتش ببر و آن‌ها را در شدیدترین عذابت سرنگون کن. خداوندا، جمعشان را پراکنده، کارشان را پریشان، سخنانشان را مخالف با هم و جماعتشان را متفرق گردان. رهبرانشان را لعنت، سران و اربابان و بزرگانشان را نابود کن و روسایشان را معذب، و پرچمشان را بشکن و به اختلاف و پراکندگی عذابشان کن و فردی از آنها را باقی مگذار. بار خدایا، لعنت کن ابو جهل و ابو بکر و عمر و ولید را به لعنتی یکی بعد از دیگری و پیوسته به هم.
معبودا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که هر ملک مقرب و هر پیغمبر مرسل و مومن ممتحنی آن دو را لعنت می‌کنند. بار الها، لعنت کن آن دو را به لعنتی که اهل آتش از عذاب ایشان به خدا پناه برند. آفریدگارا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که به اندیشه هیچ کس نرسیده باشد. خداوندا، لعنت کن آن دو را در باطن سر و ظاهر آشکارت و عذاب کن آنان را به عذابی در تقدیر و بالاتر از تقدیر و در عذاب آن دو نفر، دو دخترشان ( #عايشه و #حفصه) و پیروان آن دو را و دوستان و پیروان آن دو را نیز شریک کن، همانا تو اجابت کننده دعایی.

نام کتاب: مهج الدعوات و منهج العبادات نویسنده: سید بن طاووس جلد: 1 صفحه: 307

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kwkVPH

نام کتاب : بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 83 صفحه : 223

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kfEVFV
▫️متن عربی روایت ش۴۴:
https://bit.ly/2lV33xZ


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۵)

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

قال الصادق صلوات اللّه علیه :و اللّه ما قتل الحسين صلوات اللّه علیه بكربلا و لا سبي ذرّيّته إلّا أهل السّقيفة .

امام صادق علیه السلام میفرماید : به خدا قسم به قتل نرساند امام حسین صلوات اللّه علیه را در کربلا و اسیر نکرد ذریه و فرزندانش را مگر اهل سقیفه .

نام کتاب: زهر الربیع نویسنده: سید نعمت الله الجزائری جلد: 1 صفحه: 193
▫️اسکن کیفیت اصلی:
https://bit.ly/2khGbIQ


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۴)

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!


سلیم بن قیس در کتاب خود از امام باقرعلیه السلم به نقل از ابان ابن ابی عیاش در مورد خیانت امت در حق مولاعلی و تشکیل سقیفه و بیعت شکنی مردم و شهادت امام حسین علیه السلام در روایت طولانی اینگونه نقل میکند::

(سران سقیفه)بر علیه انصار با حق ما و دلیل ما استدلال کردند و خلافت را برای ابوبکر منعقد کردند. ابوبکر هم آن را به عمر برگرداند تا در مقابل کار او تلافی کرده باشد.سپس عمر خلافت را شوری بین شش نفر قرار داد. آنان هم مسئله را بر عهده عبدالرحمان بن عوف گذاردند. ابن عوف خلافت را برای عثمان قرار داد به شرط آنکه بعد از خودش به او برگرداند.
ولی عثمان به عبدالرحمان حیله کرد، و ابن عوف کفر و جهل خود را ظاهر ساخت و در زمان حیاتش بر علیه عثمان سخن گفت و فرزندان ابن عوف چنین پنداشتند که عثمان او را مسموم کرد و از دنیا رفت؛سپس طلحه و زبیر بپا خاستند و به اختیار خود و بدون اجبار با علی بیعت کردند. ولی بیعت خود را شکستند و خیانت کردند، و سپس عایشه را بعنوان خونخواهی عثمان با خود به بصره بردند سپس معاویه یاغیان اهل شام را برای خونخواهی عثمان فراخواند و بر علیه ما جنگ بپا کرد.سپس اهل حروراء با امیرالمؤمنين مخالفت کردند به این عنوان که طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کند! در حالیکه اگر این دو گروه طبق آنچه با ایشان شرط کرده بود حکم می کردند باید حکم می کردند که علی در کتاب خدا و بر لسان پیامبرش و در ست او «امیرالمؤمنین» است. ولی اهل نهروان با او مخالفت کردند وجنگیدند.
سپس با حضرت حسن بن علی بعد از پدرش بیعت کردند و با او پیمان بستند. ولی با او عهد شکنی کردند و او را تنها گذاشتند و بر ضد او شورش نمودند تا آنجا که با خنجری بر ران حضرت ضربت زدند و خیمه گاه او در لشگر را به غارت بردند و به خلخالهای همسران حضرت دستبرد زدند.آنحضرت هم چون یارانی نیافت با معاویه صلح کرد و خون خود و اهل بیت و شیعیانش را حفظ نمود،که آنان واقعا کم بودندسپس هیجده هزار نفر از اهل کوفه با امام حسین به بیعت کردند، ولی عهد خود را شکستند. سپس روی در روی او آمدند و با او جنگیدند تا آنحضرت به شهادت رسید.
ما اهل بیت از زمانی که پیامبر از دنیا رفته همچنان ذلیل و تبعید و محروم می شویم و کشته و طرد میگردیم، و بر خون خود و همه آنانکه ما را دوست دارند ترس داریم.در مقابل، دروغگویان برای دروغ خود زمینه ای یافته اند که بوسیله آنهانزد رؤساء و قاضیان و کارگزارانشان در هر شهری تقرب می جویند. برای دشمنان ما درباره والیان گذشته خود احادیث دروغین و باطل نقل می کنند. و از ما سخنانی را که نگفته ایم روایت میکنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضیان خود تقرب جوینداوج این مطلب و کثرت آن در زمان معاویه بعد از وفات امام حسن بود، که شیعیان در هر شهری کشته شدند و دست و پای آنان قطع گردید، و با هر تهمت و گمانی درباره محبت ما و وابستگی به ما بدار آویخته شدند این بلا همچنان تا زمان ابن زیاد بعد از شهادت امام حسین به شدت می گرفت وبیشتر می شد؛سپس #حجاج آمد و شیعیان را به انواع کشتن و به هرگمان و تهمتی بقتل رسانید تا آنجا که اگر به کسی «کافر» یا « آتش پرست» می گفتند برایش محبوب تر از آن بود که به او شیعه حسین صلوات الله عليه، گفته شود.

نام کتاب : كتاب سليم بن قيس الهلالي نویسنده : سليم بن قيس الهلالي جلد : 2 صفحه : 632

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kbMhu3
▫️متن عربی:
http://lib.eshia.ir/70632/1/186


"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
ان الله وملائکه یصلون علی النبی
فعل مضارع دلالت بر استمرار داره الان ادامه داره صلوات بر نبی یا نه ؟از جانب خداوند

تبارک وتعالی وملائکه یا بقول فرقه جدید التاسیس تون زمان حیات ظاهری نبی مکرم اسلام بوده
http://www.iranclubs.net/forums/show...157575&page=31

دهها بار سوال شد جواب؟
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

متوجه نشدم چی گفتی دوباره مثل اینکه خواب نماشدید کجا من اسراری رادرصلا ه وسطی برای شما فاش کردم

بجای این حرفا جواب بده که نماز شعیب چگونه دستور می دهد ؟
در دین الهی ومادری و................................... "

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان تبدیل شدن دینارها به سفال ساخت
"
معجزات_الائمه


در چنین روزهایی است که به کرامت حسینی، راهبی نصرانی در مسیر حرکت سر مطهر سالار شهیدان علیه‌السلام به سوی شام
مسلمان می‌شود!


داستان او را که منابع متعددی از شیعه و سنی نقل کرده اند، چنین است:

سلیمان بن مهران أعمش می گوید:

در ایام حج در بین طواف مردی را در حال دعا دیدم که می گوید :
اللهم اغفرلی و أنا أعلم أنک لاتغفر (بارالها مرا ببخش و می دانم که نخواهی بخشید!).

به خود لرزیدم و به او نزدیک شدم و گفتم: ای مرد ! تو در حرم خدا و رسول خدا هستی و این ایام محترم است و در ماهی بزرگ قرار دارد، چرا از آمرزش ناامیدی؟!

گفت: ای مرد گناه من بزرگ است.

گفتم: آیا گناه تو از کوه تهامه هم بزرگتر است؟ گفت: آری. گفتم: آیا با کوه های استوار برابر است؟ گفت: بیا از حرم (مسجدالحرام) خارج شویم، از حرم خارج شدیم به من گفت:

هنگامی که امام حسین (علیه السلام) بوسیله لشکر عمرسعد کشته شد من یکی از کسانی بودم که در آن لشکر شوم یعنی لشکر عمر بن سعد بودم و من یکی از چهل نفری بودم که سر را (سر مقدس امام حسین (علیه السلام) از کوفه برای یزید می بردند،
وقتی در راه شام سر را حمل می کردیم، در کنار دیر یک نصرانی فرود آمدیم. در حالی که سر مقدس بر نیزه ای بود و نگهبانانی با آن بودند،

غذایی آوردیم و نشستیم که بخوریم که ناگهان دستی از دیوار دیر بیرون آمد و نوشت:

أترجوا امة قتلت حسینا - شفاعة جده یوم الحساب

ما از این پیشامد شدیدا نالان و گریان شدیم و بعضی از ما به طرف آن دست رفت که آن را بگیرد اما آن دست ناپدید شد. همراهان ما به طرف غذا برگشتند که ناگهان، دوباره آن دست ظاهر شد و نوشت:

فلا و الله لیس لهم شفیع - و هم یوم القیامة فی العذاب

این بار هم همراهان ما بلند شدند و به طرف آن دست رفتند اما، دوباره ناپدید شد. دیگر بار به طرف غذا آمدند بار دیگر آن دست نوشت:

و قد قتلوا الحسین بحکم جور - و خالف حکمهم حکم الکتاب

من دست از طعام کشیدم و دیگر غذا برایم گوارا نبود؛

سپس، راهبی از دیر به ما نگاه کرد و دید نوری از بالای سر مقدس، بلند است. مجددا، نگاه کرد لشکری را (در کنار سر) دید.
راهب به نگاهبان گفت: از کجا آمدید؟ گفتند: از عراق، به جنگ حسین (علیه السلام) رفته بودیم.
راهب گفت: پسر فاطمه دختر پیامبرتان و پسر پسرعموی پیامبرتان؟!

گفتند: آری، گفت: ای مرگ بر شما، به خدا قسم، اگر عیسی بن مریم (علیه السلام) پسری داشت، او را به باغهایمان می‌بردیم.

سپس، گفت: بهرحال، من از شما درخواستی دارم. گفتند: در خواست تو چیست؟

گفت: به رئیس خود بگوئید من ده هزار دینار دارم که از پدرانم به ارث برده ام. این دینارها را از من بگیرید و این سر را تا وقتی که می خواهید از اینجا بروید در اختیار من بگذارید. هنگام رفتن، آن را به شما برمی گردانم

درخواست راهب را به عمر بن سعد گفتند، عمرسعد گفت: دینارها را از او بگیرید و تا وقت رفتن سر را در اختیار او بگذارید.

به سوی راهب آمدند و به او گفتند: اموال را بده تا سر را به تو بدهیم.

او دو کیسه آورد که در هر کدام پنج هزار دینار بود. عمر سعد کسی را که در نقادی و وزن کردن (درهم و دینار) مهارت داشت فراخواند، تا آنها را بررسی و وزن کند. پس از آن، آنها را به خزانه خود داد تا آن را برایش نگه دارد و دستور داد سر را به راهب بدهند.

راهب سر را گرفت و آن را شست و تمیز کرد و با مشک و کافوری که نزد خود داشت، خوشبو نمود، سپس آن را در پارچه حریری قرار داد و آن را در امان خود گذاشت و تا زمانی که او را صدا زدند و از او سر را خواستند، مرتب نوحه و گریه می کرد.

وقتی می خواستند سر را از او بگیرند گفت:

ای سر، به خدا قسم، من اختیاری ندارم، فردا (روز قیامت) نزد جدت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) شهادت بده که من شهادت می دهم که معبودی جز الله نیست و همانا محمد بنده و پیامبر اوست. من به دست شما مسلمان شدم و من غلام شما هستم ؛

و آنگاه به لشکریان گفت: من می خواهم با رئیس شما مطلبی بگویم و سر را به او تحویل دهم، و به عمر سعد نزدیک شد و گفت: شما را به خدا و بحق محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) قسم می دهم که از این به بعد آنطور که تا به حال با این سر رفتار می کردید، رفتار نکنید و این سر را از این صندوق بیرون نیاورید.

عمرسعد گفت: می پذیریم،

سپس، راهب سر را به عمرسعد تحویل داد و از آن پس، از دیر بیرون آمد و در کوهستانی ساکن شد و در آنجا خدا را عبادت می کرد.


اما، عمرسعد وقتی از آنجا گذشت باز با سر مقدس به همانگونه عمل کرد که قبلا می کرد.

وقتی به دمشق نزدیک شدند، به همراهیان خود گفت: پیاده شوید و از کنیز دو کیسه پول را خواست؛


کنیز آنها را نزد عمرسعد آورد نگاهی به مهر کیسه ها کرد.

سپس دستور داد که آنها را باز کنید که ناگاه دید همه دینارها به سفال تبدیل شده است،
به سکه ها نظر انداخت، دید در یک طرف آنها نوشته شده است:

و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون(ابراهیم/42)
و در طرف دیگر آن نوشته شده است:
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

عمرسعد گفت: انالله و انا الیه راجعون، در دنیا و آخرت زیان کردم،
سپس به غلامان خود گفت: آنها را به نهر آب بریزید.
غلامان سفال ها را به نهر آب ریختند و فردای آن روز به دمشق رسیدند و سر را به یزید تحویل دادند.

الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 578 - 580؛ بحارالانوار، ج 45، ص 187 - 186 و ص 303 - 304؛منتهی الامال، ج 1 ات ص 638 - 640

http://bit.ly/2NR5z5M


(اشاره به فرازهایی از این حکایت به اعتراف منابع اهل تسنن در لینک زیر در دسترس است:
https://t.me/borrhan/20319)

یاحسین
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاشورا پاسخ داد.
"
عاشورا (۱۹)
قرآن_و_اهل_بیت
پیشگویی

هدف سیدالشهدا علیه السلام از #خروج چه بود؟؟

إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ.


اثبات علم و آگاهی سیدالشهداء سلام الله علیه، در یافتن انگیزه حرکت آن حضرت ،
بطلان مدعای تفکری است که #خروج آن حضرت را برنامه‌ریزی برای #تشکیل_حکومت معرفی می‌کنند.

آگاهی اهل بیت علیهم‌السلام به امور غیبی از مسلمات روایات نزد شیعه به شمار می‌رود.

در این زمینه می‌توانید رجوع کنید به مجلد ۲۶ "بحار" -- کتاب "ینابیع المعاجز" علامه سید هاشم بحرانی -- شروح زیارت #جامعه_کبیره به خصوص عبارت <وارتضاکم لغیبه> ، بحار ۱۳۷/۹۹ -- تفسیر آیات ذیل آیهء ۲۶و۲۷ جن در تفسیر فرات/۵۱۱ و تفسیر قمی۳۹۰/۲ و خرائج ج۱ صفحات۳۴۳،۴۶۹ و بحار۸۹/۳۶ ؛ ۵۳/۴۲ ؛ ۷۵/۴۹ ؛ ۳۱۴/۵۱ ؛ ۳۴۱/۵۴ ؛ ۱۰۳/۶۴ ؛ ۲۸۳/۶۴ ؛ ۳۶۷/۷۵ ؛ ۱۱۸/۹۰.

تبرکا به این دو روایت توجه کنید::

إنَّ اللهَ أحكَمَ وَ أكرَمَ و أحلَّ وَ أعظَمَ وَ أعدَلَ مِن أن يَحتَجَّ بِحُجَّتِهِ ثُمَّ يغيبُ عَنهُ شيئاً مِن اُمورِهِم.
(بصائرالدرجات۱۲۲-امالی طوسی۴۲۴-بحار ج۳۶ص۱۳۷-۱۴۲)

لاواللهِ لایَکونُ عالِمُ جاهِلاً أبداً، عالِمٌ بِشيءٍ وَ جاهِلٌ بِشَيءٍ، اللهُ أجَل و أعز و أعظَمُ وَ أكرَمُ مِن أن يفرض طاعَةَ عَبدٍ يحجب عَنهُ عِلم سَمائهِ وَ أرضِهِ.
(بصائر الدرجات۱۲۴- بحار ۱۰۹/۲۶- رجوع شود به کافی ۲۶۲/۱- خرائج ۷۸۰/۲)

این دو روایت حاکی از #شمول علم و دانش همهء معصومین نسبت به #امور بندگان و #اخبار_زمین_و_آسمان است.

ترجمه به مضمون:
خداوند بزرگ و کریم‏تر از آن است که اطاعت مطلق از شخصى را بر مردم‏ واجب کند که داراى دانش آسمان و زمین نباشد؛ از این‌رو هرگز چیزی را از او پوشیده نمی‌دارد.

علاقمندان می‌توانند برای مطالعه جامع‌تر و اثبات علم غیب برای انبیاء و اوصیای انبیاء علیهم‌السلام بر اساس آیات قرآن کریم ، با استناد به تفاسیر فریقین،
مقاله‌ زیر را هم مطالعه فرمایند:
https://t.me/borrhan/20020


یکی از سوره‌های قرآن که اثبات کننده علم اهل بیت علیهم السلام به تمام امور تکوینی و تشریعی است ، #سوره_قدر است.
و توجه به این سوره و مفهوم آن ، به قدری پراهمیت است که به فرموده امام باقر علیه السلام شیعیان باید با این سوره بر مخالفین خود محاجه کنند.

حتما لینک زیر را مطالعه فرمایید:
https://t.me/borrhan/33944

فرشتگان در شب قدر بر حجت خدا نازل می‌شوند ، آنها هم امور #تکوینی یعنی وقایع سال بعد تا شب قدر سال آینده را برای امام علیه‌السلام به تفصیل بیان می‌نمایند(متن روایت چنین است: ما یکون من السنة الي السنة)
و هم چنین به شرح و تفسیر امور #تشریعی یعنی
آنچه مربوط به وظایف حضرت و مردم است می‌پردازند.

(برای مطالعه روایات ذیل سوره قدر، رجوع کنید به تفسیر نورالثقلین ج ۵ صفحات ۶۱۲الی۶۴۲)


علاوه بر این مستندات

شهادت سیدالشهداء سلام الله علیه، خبری است که پیش از خلقت ظاهری ایشان ، انبیای الهی در این باره مطلع بوده‌اند.

و کثرت و تواتر اخبار در این موضوع به قدری است که مجلد ۴۴ بحارالانوار باب۳ به این عنوان اختصاص یافته است:

إخبار الله تعالى أنبياءه و نبينا بشهادته
خبر دادن الله متعال انبیا و نبی ما علیهم السلام را ، به شهادت سیدالشهداء سلام الله علیه

لازم به ذکر است علامه امینی در کتاب ارزشمندِ سیرَتُنا و صورَتُنا ،
24 روایت از منابع عامه نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله
پیش از آنکه وجود دنیایی سیدالشهداء سلام الله علیه محقق گردد یعنی
پیش از قرار گرفتن سیدالشهداء در بطن مطهر والده ماجده خویش حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها ،
از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام خبر داده‌اند.


به راستی ادعای افرادی مانند نویسنده کتاب شهید جاوید،
به عدم آگاهی سیدالشهداء سلام الله علیه به شهادت خویش ، با این همه استدلال و استناد روایی و قرآنی و تاریخی چگونه توجیه میشود؟؟

آیا او از دشمنان متعصب ما هم گمراه‌تر است؟؟؟

"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:43PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.