بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ناقد به سرنگار کرونا پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
https://www.worldometers.info/coronavirus/country/iran/
اینجور که آمار نشون میده، بزنم به تخته پیک رو رد کردیم اگر خراب نشه و رعایت کنن چون تو ۵ روز گذشته تعداد مبتلای جدید نزولی بوده از بالای ۳۰۰۰ رسیدیم به حدود ۲۵۰۰
اگر محدودیت ها برداشته بشه ممکنه باز هم آمار بالا بره و اوضاع بد بشه، با این حال نمیشه تعطیلی رو طولانی کرد برای اینکه آسیب اقتصادی به آسیب کرونا غلبه می‌کنه.
مغازه داری جایی نوشته بود من بدبخت شدم چون چک های کارخونه ها پاس نمیشه و اجاره هم نمیتونم بدم و برای من این وضعیت از مرگ بدتره.
اینجوری فرض کنین که شما رئیس جمهور هستین و بین این دو گزینه مجبور به انتخاب هستین:
الف: بدبخت شدن ۳۰ میلیون نفر به خاطر تعطیلی و بیکاری و از دست دادن شغل (دهها میلیون چک برگشت میخوره و میلیونها پرونده شکایت ثبت میشه و ...)
ب: مرگ ۳۰ هزار نفر به خاطر برداشتن محدودیت ها
انتخاب کنین.
فقط ایران نیست، در سطح جهان و کشورهای پیشرفته هم بین دوراهی قرار گرفته اند:
1/ قرنطنیه برای حفظ جان مردم، اما تحمل خسارت های سنگین اقتصادی
2/ رها کردن ویروس تا زمانی که اکثر مردم انرا بگیرند و مقاوم شوند که البته جان های زیادی از بین خواهد رفت، اما اقتصاد برپا خواهد بود.
البته در ایران اگر وضعیت این قدر وخیم است که شما می گویید و در واقع به دوراهی رسیده ایم، کار دست دولت نیست، بلکه باید در سطوح بالا تصمیم گیری شود "

يك ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار کرونا پاسخ داد.
" https://www.worldometers.info/coronavirus/country/iran/

اینجور که آمار نشون میده، بزنم به تخته پیک رو رد کردیم اگر خراب نشه و رعایت کنن چون تو ۵ روز گذشته تعداد مبتلای جدید نزولی بوده از بالای ۳۰۰۰ رسیدیم به حدود ۲۵۰۰

اگر محدودیت ها برداشته بشه ممکنه باز هم آمار بالا بره و اوضاع بد بشه، با این حال نمیشه تعطیلی رو طولانی کرد برای اینکه آسیب اقتصادی به آسیب کرونا غلبه می‌کنه.

مغازه داری جایی نوشته بود من بدبخت شدم چون چک های کارخونه ها پاس نمیشه و اجاره هم نمیتونم بدم و برای من این وضعیت از مرگ بدتره.
اینجوری فرض کنین که شما رئیس جمهور هستین و بین این دو گزینه مجبور به انتخاب هستین:

الف: بدبخت شدن ۳۰ میلیون نفر به خاطر تعطیلی و بیکاری و از دست دادن شغل (دهها میلیون چک برگشت میخوره و میلیونها پرونده شکایت ثبت میشه و ...)
ب: مرگ ۳۰ هزار نفر به خاطر برداشتن محدودیت ها

انتخاب کنین. "

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
بهجة النظر في إثبات الوصاية و الإمامة للأئمة الإثني عشر ؛ ؛ ص165

بهجة النظر في إثبات الوصاية و الإمامة للأئمة الإثني عشر، ص: 165
عن النبي صلّى اللّه عليه و اله أنّه قال: المهديّ طاووس أهل الجنّة «1».
الخامس و العشرون: و عنه، عن حذيفة بن اليمان رحمة اللّه عليه، عن النبي صلّى اللّه عليه و اله انه قال:
المهديّ من ولدي، وجهه كالقمر الدّرّيّ؛ اللّون لون عربيّ و الجسم جسم إسرائيلي؛ يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا؛ يرضى بخلافته أهل السماوات و الأرض و الطير في الجوّ؛ يملك عشرين سنة «2».
السادس و العشرون: و عنه، قال: عن عليّ عليه السّلام، عن النبي صلّى اللّه عليه و اله أنّه قال: المهديّ منّا أهل البيت يصلحه اللّه عزّ و جلّ في ليلة «3».
السابع و العشرون: و عنه، قال أيضا: عن أمّ سلمة رضي اللّه عنها أنّها قالت: قال النبي صلّى اللّه عليه و اله: المهديّ من ولد فاطمة «4».
الثامن و العشرون: عن أبي نعيم أحمد بن عبد اللّه الحافظ الاصبهانيّ في حلية الأولياء من الجزء الرابع عن زر بن حبيش، عن عبد اللّه قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله: لا تذهب الدنيا حتّى يملك رجل من أهل بيتي يواطى‏ء اسمه اسمي‏ «5».
______________________________
(1)- الفردوس للديلمي 4/ 222 ح 6668. و أخرجه كلّ من: الكنجي الشافعي في البيان 118 ب 8. ابن الصبّاغ المالكي في الفصول المهمة 293. و القندوزي في الينابيع 2/ 82 ب 56. و 3/ 389 ب 94.
(2)- الفردوس 4/ 221 ح 6667، و فيه: «... رجل من ولدي» و عنه العمدة 439 ح 922. و البيان 118 ب 8. و أخرجه السيوطيّ في عرف المهديّ (ضمن كتابه الحاوي في الفتاوى) و القندوزيّ في الينابيع 3/ 343 ب 85. و المحبّ الطبريّ في ذخائر العقبى 136.
(3)- الفردوس للديلمي 4/ 222 ح 6669. و عنه: العمدة 439 ح 924. و أخرج الحديث كلّ من: أحمد في مسنده 1/ 84.
ابن ماجة في سننه 2/ 1367 ح 1085. و الحموينيّ في فرائد السمطين 2/ 331 ح 583. و الكنجي الشافعي في البيان 100 ب 2. و أخرجه أبو يعلى الموصليّ في مسنده 1/ 359 ح 465 بلفظ «المهدي منكم أهل البيت، يصلحه اللّه في ليلة».
و معنى «يصلحه اللّه في ليلة»: يتمّ له أمره و يصلحه له كما وردت بذلك الأخبار المتظافرة.
(4)- الفردوس 4/ 223 ح 6670. و عنه: العمدة 439 ح 923. و أخرجه بهذا اللفظ ابن حاجة في سننه 2/ 1368 ح 4086.
و أخرجه البخاريّ في تاريخه الكبير 3/ 346 رقم 1171 بلفظ «المهديّ حقّ، و هو من ولد فاطمة».
(5)- حلية الأولياء 5/ 75. و قد أخرجه بهذا اللفظ البزّار في مسنده 5/ 1807206. و أخرجه في 5/ 204 ح 1803 و 1804 و فيه «حتّى يملك العرب رجل ...» و أخرجه أحمد في مسنده 1/ 376، بلفظ «لا تقوم الساعة حتّى يلي رجل من أهل بيتي يواطى‏ء اسمه اسمي». و أخرجه الطبرانيّ في معجمه الصغير 2/ 148 بزيادة «يملأ الأرض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما». و أخرجه الشافعي السلميّ في عقد الدرر 52 ب 2 بلفظ الطبرانيّ.
بهجة النظر في إثبات الوصاية و الإمامة للأئمة الإثني عشر، ص: 166
بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، بهجة النظر في إثبات الوصاية و الإمامة للأئمة الإثني عشر، 1جلد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: دوم، 1427 ق.

الطرائف / ترجمه داود إلهامى ؛ ؛ ص348



در كتاب «الجمع بين الصحاح الستة» از «ابى اسحاق» روايت كرده كه گفت:

على (عليه السلام) در حالى كه به پسرش حسين (عليه السلام) نگاه مى‏كرد، فرمود:

«انّ ابنى هذا سيّد كما سمّاه النّبيّ صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و سيخرج من صلبه رجل باسم نبيّكم يشبهه في الخلق و لا يشبهه في الخلق يملأ الارض عدلا».


الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 349
اين پسرم سيد و آقاى شماست چنان كه پيامبر او را نام گذارده به زودى از صلب او مردى بيرون آيد كه همنام پيامبر شماست او از لحاظ قيافه شبيه پيامبر شما بوده ولى از جهت خلق شبيه او نيست، زمين را از عدل پر كند «1».
ابو محمد ابن مسعود معروف به «فرا» در كتاب «المصابيح» به سند خود از پيامبر روايت كرده كه پيامبر از بلائى سخن گفت كه در آينده دامنگير اين امت (امت اسلامى) خواهد شد به طورى كه كسى براى خود پناهگاهى پيدا نمى‏كند كه از ظلم و ستم به آن پناه ببرد:

«فيبعث اللَّه رجلا من عترتى اهل بيتى فيملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا يرضى عنه ملائكة السّماء و الارض ...»

در اين زمان خداوند مردى را از عترت من بر مى‏انگيزد، زمين را از عدل و داد پر مى‏كند بعد از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد، از او اهل آسمان و زمين راضى باشند، نعم الهى روز افزون از آسمان مى‏بارد، و زمين نعمتهاى خود را بيرون مى‏ريزد و آسايش امت اسلام كاملا در آن عصر تأمين مى‏گردد، دنيا مبدل به كانون صلح و صفا مى‏شود به طورى كه زنده‏ها، مرده‏ها را آرزو كنند، در اين شرائط هفت يا نه سال زندگى مى‏كند «2».

باز در كتاب «المصابيح» روايت شده است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:

«فيجي‏ء الرّجل فيقول: يا مهدى أعطني أعطنى قال: فيحثى له في ثوبه ما استطاع ان يحمله»

«3».

(مردى مى‏آيد و مى‏گويد: اى مهدى چيزى به من بده، به دامنش مى‏ريزد آن قدرى كه بتواند ببرد).

ابن شيرويه ديلمى در كتاب «الفردوس» باب «الف و لام» با سند خود از «ابن عباس» روايت نموده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:

«المهدىّ طاوس اهل الجنّة»

«4».

______________________________
(1) بنا به نقل العمدة، ص 225.

(2) قندوزى، ينابيع المودة، ص 431- ابن حجر عسقلانى، الصواعق، ص 97.

(3) ناصف، التاج، ج 5، ص 343.

(4) بنا به نقل فصول المهمة، ص 293- ينابيع المودة، ص 181.

الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 350
مهدى طاوس اهل بهشت است.
باز در همان كتاب از «حذيفة بن يمان» نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

«المهدىّ من ولدى وجهه كالقمر الدرى و اللون منه لون العربى و الجسم جسم اسرائيلىّ يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا يرضى بخلافته اهل السّموات و الارض و الطّير في الجوّ و يملك عشرين سنة»

«1».

(مهدى از فرزندان من است، رويش چون ماه تابان، رنگ بدنش عربى و اندامش اسرائيلى زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد اهل آسمانها و زمين و پرندگان هوا از خلافت وى خشنود خواهند بود و بيست سال حكومت كند).

باز در همان كتاب به سند خود از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه فرمود:

«المهدىّ منّا اهل البيت يصلحه اللَّه عزّ و جلّ في ليلة»

«2».

(مهدى از اهل بيت ماست و خداوند كار او را در يك شب اصلاح كند).

اين بود تعداد رواياتى كه مرحوم مؤلف در باره «ظهور مهدى» آورده است و اينك جهت مزيد فائده با نقل چند روايت ديگر از كتب عامه اين بحث را به پايان مى‏بريم:

احمد بن حنبل در مسند خود از «ابو سعيد خدرى» نقل مى‏كند

«قال رسول اللَّه‏: يملأ الارض ظلما و جورا ثمّ يخرج رجل من عترتى يملك سبعا او تسعا فيملأ الارض قسطا و عدلا»

«3».

پيامبر فرمود: هنگامى فرا مى‏رسد كه زمين از ظلم و جور پر شود و در آن موقع مردى از خاندان من قيام مى‏كند هفت يا نه سال در روى زمين‏

______________________________
(1) محب طبرى، ذخائر العقبى، ص 136- قندوزى، ينابيع المودة، ص 188.

(2) احمد بن حنبل، مسند، ج 1، ص 84- ينابيع المودة، ص 188.

(3) احمد بن حنبل، مسند، ج 3، ص 28.

الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 351
حكومت مى‏كند و زمين را از عدل و داد پر مى‏نمايد.
________________________________________
ابن طاووس، على بن موسى - الهامى، داوود، الطرائف / ترجمه داود إلهامى، 1جلد، نويد اسلام - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1374 ش.



"

6 ساعت پيش

hooshdaran3 به سرنگار کرونا پاسخ داد.
" واقعا دولت میخواد ادارات باز بشن؟ قراره از کی باز بشن؟ "

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 130
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ‏ «1» فسمى الصلاة إيمانا.
و الوجه الرابع من الإيمان هو التأييد، الذي جعله الله في قلوب المؤمنين، من روح الإيمان، فقال: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ‏ «2». و الدليل على ذلك،
قوله (عليه الصلاة و السلام): «لا يزني الزاني و هو مؤمن، و لا يسرق السارق و هو مؤمن، يفارقه روح الإيمان ما دام على بطنها، فإذا قام عاد إليه».
قيل: و ما الذي يفارقه؟ قال: «الذي يدعه في قلبه». «3» ثم‏
قال (عليه السلام): «ما من قلب إلا و له أذنان، على إحداهما ملك مرشد، و على الأخرى شيطان مفتن، هذا يأمره و هذا يزجره». «4»
و من الإيمان ما قد ذكره الله في القرآن: خبيث، و طيب، فقال: ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ‏ «5». فمنهم من يكون مؤمنا مصدقا، و لكنه يلبس إيمانه بظلم، و هو قوله:
الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ‏. «6» فمن كان مؤمنا، ثم دخل في المعاصي التي نهى الله عنها، فقد لبس إيمانه بظلم، فلا ينفعه الإيمان، حتى يتوب إلى الله من الظلم الذي لبس إيمانه، حتى يخلص لله إيمانه، فهذه وجوه الإيمان في كتاب الله.
323/ «13»- تفسير الإمام أبي محمد العسكري (عليه السلام) في قوله تعالى: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏.
قال الإمام (عليه السلام): «وصف هؤلاء المؤمنين، الذين هذا الكتاب هدى لهم، فقال: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ يعني ما غاب عن حواسهم، من الأمور التي يلزمهم الإيمان بها؛ كالبعث، و الحساب، و الجنة، و النار، و توحيد الله، و سائر ما لا يعرف بالمشاهدة، و إنما يعرف بدلائل قد نصبها الله تعالى عليها؛ كآدم، و حواء، و إدريس، و نوح، و إبراهيم، و الأنبياء الذين يلزمهم الإيمان بهم، بحجج الله تعالى، و إن لم يشاهدوهم، و يؤمنون بالغيب: وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ‏». «7»
______________________________
(13)- التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري (عليه السّلام): 67/ 34.
(1) البقرة 2: 143.
(2) المجادلة 58: 22.
(3) ورد نحوه في قرب الاسناد: 17، الكافي 2: 214/ 13، ثواب الأعمال: 262.
(4) الكافي 2: 205/ 1.
(5) آل عمران 3: 179.
(6) الأنعام 6: 82.
(7) الأنبياء 21: 49.
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 131
قوله تعالى:
________________________________________
بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن، 5جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، 1374 ش.




"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 126
319/ «9»- و عنه، قال: حدثنا محمد بن القاسم الأسترابادي، المعروف بأبي الحسن الجرجاني (رضي الله عنه)، قال: حدثني أبو يعقوب يوسف بن محمد بن زياد، و أبو الحسن علي بن محمد بن سيار، عن أبويهما، عن الحسن ابن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (صلوات الله عليهم)، أنه قال: «كذبت قريش و اليهود بالقرآن، و قالوا هذا سحر مبين تقوله، فقال الله: الم* ذلِكَ الْكِتابُ‏ أي يا محمد، هذا الكتاب الذي أنزلته عليك، هو الحروف المقطعة، التي منها: ألف، لام، ميم، و هو بلغتكم و حروف هجائكم، فأتوا بمثله إن كنتم صادقين، و استعينوا على ذلك بسائر شهدائكم.
ثم بين أنهم لا يقدرون عليه بقوله: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً. «1» ثم قال تعالى: الم‏ هو القرآن الذي افتتح ب الم‏ هو ذلك الكتاب الذي أخبرت به موسى، فمن بعده من الأنبياء، و أخبروا بني إسرائيل: أني سأنزله عليك- يا محمد- كتابا عربيا عزيزا لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ. «2» لا رَيْبَ فِيهِ‏ لا شك فيه، لظهوره عندهم كما أخبرهم أنبياؤهم: أن محمدا ينزل عليه كتاب لا يمحوه الباطل، يقرؤه هو و أمته على سائر أحوالهم. هُدىً‏ بيان من الضلالة. لِلْمُتَّقِينَ‏ الذين يتقون الموبقات، و يتقون تسليط السفه على أنفسهم، حتى إذا علموا ما يجب عليهم علمه، عملوا بما يجب لهم رضا ربهم».
ثم قال: «و قال الصادق (عليه السلام): الألف حرف من حروف [قول الله، دل بالألف على‏] قولك: الله، و دل باللام على قولك: الملك العظيم القاهر للخلق أجمعين، و دل بالميم على أنه المجيد المحمود في كل أفعاله، و جعل هذا القول حجة على اليهود، و ذلك أن الله لما بعث موسى بن عمران، ثم من بعده من الأنبياء إلى بني إسرائيل، لم يكن فيهم قوم إلا أخذوا عليهم العهود و المواثيق، ليؤمنن بمحمد العربي المبعوث بمكة، الذي يهاجر إلى المدينة، يأتي بكتاب، بالحروف المقطعة افتتاح بعض سوره، تحفظه أمته، فيقرءونه قياما و قعودا و مشاة، و على كل الأحوال، يسهل الله عز و جل حفظه عليهم.
و يقرنون بمحمد (صلى الله عليه و آله) أخاه و وصيه علي بن أبي طالب (عليه السلام)، الآخذ عنه علومه التي علمها، و المتقلد منه الإمامة التي قلدها، و يذلل كل من عاند محمدا (صلى الله عليه و آله) بسيفه الباتر، و يفحم‏ «3» كل من جادله و خاصمه بدليله القاهر، يقاتل عباد الله على تنزيل كتاب الله، حتى يقودهم إلى قبوله طائعين و كارهين، ثم إذا صار محمد (صلى الله عليه و آله) إلى رضوان الله عز و جل و ارتد كثير ممن كان أعطاه ظاهر الإيمان، و حرفوا تأويلاته، و غيروا معانيه، و وضعوها على خلاف وجوهها، قاتلهم بعده على تأويله، حتى يكون إبليس الغاوي لهم، هو الخاسر
______________________________
(9)- معاني الأخبار: 24/ 4.
(1) الإسراء 17: 88.
(2) فصّلت 41: 42.
(3) يقال: كلّمته حتّى أفحمته، إذا أسكتّه في خصومة أو غيرها. «الصحاح- فحم- 5: 2000».


البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 127
الذليل المطرود المغلوب».
قال: «فلما بعث الله محمدا (صلى الله عليه و آله)، و أظهره بمكة، ثم سيره منها إلى المدينة، و أظهره بها، ثم أنزل عليه الكتاب، و جعل افتتاح سورته الكبرى ب الم‏- يعني‏ الم* ذلِكَ الْكِتابُ‏- الذي أخبرت أنبيائي السالفين أني سأنزله عليك- يا محمد- لا رَيْبَ فِيهِ‏ فقد ظهر- كما أخبرهم به أنبياؤهم- أن محمدا (صلى الله عليه و آله) ينزل عليه كتاب مبارك، لا يمحوه الباطل، يقرؤه هو و أمته على سائر أحوالهم.
ثم اليهود يحرفونه، و يتأولونه على خلاف وجهه، و يتعاطون التوصل إلى علم ما قد طواه الله عنهم، من حال آجال هذه الأمة، و كم مدة ملكهم. فجاء إلى رسول الله (صلى الله عليه و آله) [منهم‏] جماعة، فولى رسول الله (صلى الله عليه و آله) عليا (عليه السلام) مخاطبتهم. فقال قائلهم: إن كان ما يقول محمد حقا فقد علمناكم قدر ملك أمته، هو إحدى و سبعون سنة، الألف واحد، و اللام ثلاثون، و الميم أربعون.
فقال علي (عليه السلام): فما تصنعون ب المص‏ و قد أنزلت عليه؟! قالوا: هذه إحدى و ستون و مائة سنة.
قال: فما تصنعون ب الر و قد أنزلت عليه؟! فقالوا: هذه أكثر، هذه مائتان و إحدى و ثلاثون سنة.
فقال علي (عليه السلام): فما تصنعون بمن أنزل عليه‏ المر؟! قالوا: هذه مائتان و إحدى و سبعون سنة.
فقال علي (عليه السلام): فواحدة من هذه له، أو جميعها له؟ فاختلط كلامهم، فبعضهم قال: له واحدة منها، و بعضهم قال: بل تجمع له كلها، و ذلك سبعمائة و أربع [و ثلاثون‏] سنة، ثم يرجع الملك إلينا، يعني إلى اليهود.
فقال علي (عليه السلام): أ كتاب من كتب الله نطق بهذا، أم آراؤكم دلتكم عليه؟ فقال بعضهم: كتاب الله نطق به، و قال آخرون منهم: بل آراؤنا دلت عليه.
فقال علي (عليه السلام): فأتوا بالكتاب من عند الله ينطق بما تقولون، فعجزوا عن إيراد ذلك، و قال للآخرين:
فدلونا على صواب هذا الرأي، فقالوا: صواب رأينا دليله على أن هذا حساب الجمل. «1» فقال علي (عليه السلام): كيف دل على ما تقولون، و ليس في هذه الحروف ما اقترحتم به بلا بيان؟! أرأيتم إن قيل لكم: إن عدد ذلك، لكل واحد منا و منكم، بعدد هذا الحساب، دراهم أو دنانير، أو على أن لعلي على كل واحد منكم دينا، عدد ماله مثل عدد هذا الحساب، أو أن كل واحد منكم قد لعن بعدد هذا الحساب.
قالوا: يا أبا الحسن، ليس شي‏ء مما ذكرته منصوصا في‏ الم‏ و المص‏ و الر و المر فإن بطل قولنا لما قلنا، بطل قولك لما قلت، فقال خطيبهم و منطيقهم‏ «2»: لا تفرح- يا علي- بأن عجزنا عن إقامة حجة على دعوانا، فأي حجة في دعواك؟ إلا أن تجعل عجزنا حجتك، فإذن ما لنا حجة فيما نقول، و لا لكم حجة فيما تقولون. قال علي (عليه السلام): لا سواء، و إن لنا حجة هي المعجزة الباهرة.
______________________________
(1) حساب الجمّل: ما قطع على حروف: أبجد، هوز، حطي، كلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ. الألف واحد، و الباء اثنان، ثمّ كذلك إلى الياء، و هي عشرة، ثمّ الكاف عشرون، ثمّ كذلك إلى القاف و هي مائة، ثمّ الراء مائتان، ثمّ كذلك إلى الغين و هي ألف و هكذا. «مجمع البحرين- جمل- 5: 342».
(2) المنطيق: البليغ. «الصحاح- نطق- 4: 1559».


البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 128
ثم نادى جمال اليهود: يا أيتها الجمال، اشهدي لمحمد و لوصيه، فتبادرت الجمال: صدقت، صدقت- يا وصي محمد- و كذب هؤلاء اليهود.
فقال علي (عليه السلام): هؤلاء جنس من الشهود، يا ثياب اليهود التي عليهم، اشهدي لمحمد و لوصيه، فنطقت ثيابهم كلها: صدقت، صدقت- يا علي- نشهد أن محمدا رسول الله حقا، و أنك- يا علي- وصيه حقا، لم يثبت لمحمد قدم في مكرمة إلا وطئت على موضع قدمه بمثل مكرمته، فأنتما شقيقان من أشرف أنوار الله تعالى، تميزتما اثنين، و أنتما في الفضائل شريكان، إلا أنه لا نبي بعد محمد (صلى الله عليه و آله).
فعند ذلك خرست اليهود، و آمن بعض النظارة «1» منهم برسول الله (صلى الله عليه و آله) و غلب الشقاء على اليهود، و سائر النظارة الآخرين، فذلك ما قال الله تعالى: لا رَيْبَ فِيهِ‏ إنه كما قال محمد، و وصي محمد عن قول محمد (صلى الله عليه و آله)، عن قول رب العالمين.
ثم قال: هُدىً‏ بيان و شفاء للمتقين من شيعة محمد و علي، إنهم اتقوا أنواع الكفر فتركوها، و اتقوا الذنوب الموبقات فرفضوها، و اتقوا إظهار أسرار الله، و أسرار أزكياء عباده الأوصياء بعد محمد (صلى الله عليه و آله) فكتموها، و اتقوا ستر العلوم عن أهلها المستحقين لها، و فيهم نشروها».
320/ «10»- العياشي: عن محمد بن قيس، قال: سمعت أبا جعفر (عليه السلام) يحدث، قال: «إن حييا و أبا ياسر- ابني أخطب- و نفرا من اليهود- أهل خيبر- «2» أتوا رسول الله (صلى الله عليه و آله)، فقالوا له: أليس فيما تذكر، فيما أنزل عليك: الم‏؟ قال: بلى.
قالوا: أتاك بها جبرئيل من عند الله؟ قال: نعم.
قالوا: لقد بعثت أنبياء قبلك، و ما نعلم نبيا منهم أخبر ما مدة ملكه، و ما أجل أمته غيرك! فأقبل حيي على أصحابه، فقال لهم: الألف واحد، و اللام ثلاثون، و الميم أربعون، فهي إحدى و سبعون سنة، فعجب ممن يدخل في دين مدة ملكه و أجل أمته إحدى و سبعون سنة.
ثم أقبل على رسول الله (صلى الله عليه و آله)، فقال: يا محمد، هل مع هذا غيره؟ فقال: نعم. قال: فهاته. قال:
المص‏. قال: هذه أثقل و أطول، الألف واحد، و اللام ثلاثون».
قلت: تمام هذا الحديث ساقط، و بعده حديث لا يناسبه في نسختين من العياشي. «3»
______________________________
(10)- تفسير العيّاشي 1: 26/ 2.
(1) النظّارة: القوم ينظرون إلى الشّي‏ء. «المعجم الوسيط- نظر- 2: 932».
(2) و هو الموضع المشهور، الذي غزاه النبيّ (صلى اللّه عليه و آله)، على ثمانية برد من المدينة من جهة الشّام، و يطلق على الولاية، و كان بها سبعة حصون لليهود. «مراصد الاطلاع 1: 494».
(3) اعلم أنّ تمام الحديث في العيّاشي: «الألف واحد و اللّام ثلاثون من الماء المالح الأجاج فصلصلها في كفّه فجمدت ... إلى آخره» و هذا لا يناسب الحديث.
و في معاني الأخبار: 23/ 3! «الألف واحد و اللّام ثلاثون و الميم أربعون و الصّاد تسعون فهذه مائة و إحدى و ستّون سنة ... إلى آخره».
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 129
321/ «11»- قال علي بن إبراهيم: و الهداية في كتاب الله على وجوه، ف هُدىً‏ هو البيان‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ قال: يصدقون بالبعث و النشور، و الوعد و الوعيد.
322/ «12»- و قال علي بن إبراهيم: و الإيمان في كتاب الله على أربعة وجوه: فمنه إقرار باللسان، و قد سماه الله تبارك و تعالى إيمانا، و منه تصديق بالقلب، و منه الأداء، و منه التأييد.
فأما الإيمان الذي هو إقرار باللسان، و قد سماه الله تبارك و تعالى إيمانا، و نادى أهله به بقوله: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً* وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً* وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً. «1»
فقال الصادق (عليه السلام): «لو أن هذه الكلمة قالها أهل المشرق و أهل المغرب، لكانوا بها خارجين من الإيمان، و لكن قد سماهم الله مؤمنين بإقرارهم».
و في قوله: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏ «2» فقد سماهم الله مؤمنين بإقرارهم، ثم قال لهم: صدقوا.
و أما الإيمان الذي هو التصديق فقوله: الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ* لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ «3» يعني صدقوا، و قوله: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى‏ «4» أي لا نصدقك، و قوله: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أي يا أيها الذين أقروا و صدقوا، فالإيمان الخفي‏ «5» هو التصديق.
و للتصديق شروط، لا يتم التصديق إلا بها؛ و قوله: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏ «6» فمن أقام بهذه الشروط، فهو مؤمن مصدق.
و أما الإيمان الذي هو الأداء، فهو قوله لما حول الله قبلة رسوله إلى الكعبة، قال أصحاب رسول الله (صلى الله عليه و آله): يا رسول الله، فصلواتنا إلى بيت المقدس بطلت؟ فأنزل الله تبارك و تعالى:
______________________________
(11)- تفسير القمي 1: 30.
(12)- تفسير القمي 4 1: 30.
(1) النساء 4: 71- 73.
(2) النساء 4: 136.
(3) يونس 10: 63 و 64.
(4) البقرة 2: 55.
(5) في «ط» نسخة بدل: الحق.
(6) البقرة 2: 177.
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"


البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 119
سورة البقرة مدنية
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 121
فضلها
307/ «1»- العياشي: عن سعد الإسكاف، قال: سمعت أبا جعفر (عليه السلام) يقول: «قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): أعطيت الطوال‏ «1» مكان التوراة، و أعطيت المئين‏ «2» مكان الإنجيل، و أعطيت المثاني‏ «3» مكان الزبور، و فضلت بالمفصل‏ «4» سبع و ستين سورة».
308/ «2»- ابن بابويه و العياشي: عن أبي بصير، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: «من قرأ البقرة و آل عمران، جاء يوم القيامة تظلانه على رأسه مثل الغمامتين، أو العباءتين». «5»
309/ «3»- العياشي: عن عمرو بن جميع، رفعه إلى علي (عليه السلام) قال: «قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): من قرأ أربع آيات من أول البقرة، و آية الكرسي، و آيتين بعدها، و ثلاث آيات من آخرها، لم ير في نفسه و أهله و ماله شيئا يكرهه، و لم يقربه الشيطان، و لم ينس القرآن».
______________________________
(1)- تفسير العيّاشي 1: 25/ 1.
(2)- ثواب الأعمال: 104، تفسير العيّاشي 1: 25/ 2.
(3)- تفسير العيّاشي 1: 25/ 3.
(1) الطوال: فسّرت بالبقرة و آل عمران و النّساء و المائدة و الأنعام و الأعراف و التّوبة. «مجمع البحرين- طول- 5: 414».
(2) الميين: من سورة بني إسرائيل إلى سبع سور، سمّيت بها لأنّ كلّا منها على نحو مائة آية. «تفسير الصافي 1: 18».
(3) المثاني: قيل: فاتحة الكتاب، و قيل: المثاني سور أوّلها البقرة و آخرها براءة، و قيل: ما كان دون الميين، و قيل: هي القرآن كلّه. «لسان العرب- ثني- 14: 119».
(4) قيل: إنّما سمّي به لكثرة ما يقع فيه من فصول التسمية بين السور، و قيل: لقصر سوره، و اختلف في أوّله، فقيل: من سورة محمّد (صلى اللّه عليه و آله)، و قيل: من سورة ق، و قيل: من سورة الفتح. «مجمع البحرين- فصل- 5: 441».
(5) في المصدرين: الغيابتين، و الظاهر انّهما تصحيف الغيايتين، و الغياية: كلّ شي‏ء أظلّ الإنسان فوق رأسه كالسّحابة و نحوها. «النهاية 3: 403».
البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 123
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم [1] ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ [2]
310/ «1»- أبو الحسن علي بن إبراهيم بن هاشم، قال: حدثني أبي، عن يحيى بن أبي عمران، عن يونس، عن سعدان بن مسلم، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «الكتاب: علي (عليه السلام) لا شك فيه». هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‏ قال: «بيان لشيعتنا».
قوله تعالى:
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [3] 311/ «2»- علي بن إبراهيم، قال: مما علمناهم، ينبئون، و مما علمناهم من القرآن يتلون. و قال: الم‏ هو حرف من حروف اسم الله الأعظم، المقطع‏ «1» في القرآن، الذي خوطب به النبي (عليه الصلاة و السلام) و الإمام، فإذا دعا به أجيب.
312/ «3»- العياشي: عن سعدان بن مسلم، عن بعض أصحابه، عن أبي عبد الله (عليه السلام) في قوله: الم* ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ‏، قال: «كتاب علي لا ريب فيه». هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‏ قال: «المتقون: شيعتنا».
______________________________
(1)- تفسير القمي 1: 30.
(2)- تفسير القمي 1: 30.
(3)- تفسير العياشي 1: 25/ 1.
(1) اختلف العلماء في‏
الحروف المعجمة، المفتتحة بها السور، فذهب بعضهم إلى أنها من المتشابهات التي استأثر الله تعالى بعلمها، و لا يعلم تأويلها إلا هو، و هذا هو المروي عن أئمتنا (عليهم السلام).
و
روت العامة عن أمير المؤمنين (عليه السلام) أنه قال: «إن لكل كتاب صفوة، و صفوة هذا الكتاب حروف التهجي».
و عن الشعبي، قال: لله في كل كتاب سر، و سره في القرآن سائر حروف الهجاء المذكورة في أوائل السور.
و فسرها آخرون على وجوه. أنظر تفسير مجمع البيان 1: 112.


البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 124
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ‏ قال: «و مما علمناهم ينبئون».
313/ «3»- ابن بابويه، قال: حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني (رضي الله عنه)، قال: حدثنا علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن يحيى بن أبي عمران، عن يونس بن عبد الرحمن، عن سعدان، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «الم‏ هو حرف من حروف اسم الله الأعظم المقطع في القرآن، الذي يؤلفه النبي (صلى الله عليه و آله) و الإمام، فإذا دعا به أجيب».
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‏ قال: «بيان لشيعتنا». الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ‏ قال: «مما علمناهم ينبئون، و ما علمناهم من القرآن يتلون».
314/ «4»- و عنه، قال: حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل (رضي الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عيسى، عن عمر بن عبد العزيز، عن غير واحد من أصحابنا، عن داود بن كثير الرقي، عن أبي عبد الله (عليه السلام) في قوله عز و جل: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏. قال: «من آمن بقيام القائم (عليه السلام) أنه حق».
315/ «5»- و عنه، قال: حدثنا علي بن أحمد بن محمد «1» الدقاق (رضي الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي، قال: حدثنا موسى بن عمران النخعي، عن عمه الحسين بن يزيد، عن علي بن أبي حمزة، عن يحيى بن أبي القاسم، قال: سألت الصادق (عليه السلام) عن قول الله عز و جل: الم* ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ فقال: «المتقون: شيعة علي (عليه السلام)، و الغيب فهو الحجة الغائب، و شاهد ذلك قوله تعالى: وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ‏». «2»
316/ «6»- و عنه: بإسناده عن جابر بن عبد الله الأنصاري، عن رسول الله (صلى الله عليه و آله)، في حديث يذكر فيه الأئمة الاثني عشر و فيهم القائم (عليهم السلام)، قال: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): «طوبى للصابرين في غيبته، طوبى للمقيمين على محبتهم، أولئك من وصفهم الله في كتابه، فقال: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ و قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏». «3»
317/ «7»- و عنه: قال: حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد (رضي الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن الحسن‏
______________________________
(3)- معاني الأخبار: 23/ 2.
(4)- كمال الدّين و تمام النعمة: 17.
(5)- كمال الدّين و تمام النعمة: 17.
(6)- كفاية الأثر: 60.
(7)- معاني الأخبار: 23/ 3.
(1) في المصدر: موسى، و كلاهما من مشايخ الصدوق، و لا يبعد اتحادهما، أنظر معجم رجال الحديث 11: 254 و 255.
(2) يونس 10: 20.
(3) المجادلة 58: 22.


البرهان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 125
الصفار، عن إبراهيم بن هاشم، عن الحسن بن محبوب، عن علي بن رئاب، عن محمد بن قيس، قال: سمعت أبا جعفر (عليه السلام)، يحدث: «أن حييا «1» و أبا ياسر ابني أخطب، و نفرا من يهود أهل نجران، «2» أتوا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فقالوا له: أليس فيما تذكر فيما أنزل عليك: الم‏؟ قال: بلى، قالوا: أتاك بها جبرئيل من عند الله؟ قال: نعم، قالوا: لقد بعثت أنبياء قبلك، و ما نعلم نبيا منهم أخبر ما مدة ملكه، و ما أجل أمته غيرك! قال: فأقبل حيي بن أخطب على أصحابه، فقال: الألف واحد، و اللام ثلاثون، و الميم أربعون، فهذه إحدى و سبعون سنة، فعجب ممن يدخل في دين مدة ملكه و أجل أمته إحدى و سبعون سنة! قال: ثم أقبل على رسول الله (صلى الله عليه و آله)، فقال: يا محمد، هل من هذا غيره؟ قال: نعم، قال: فهاته، قال:
المص‏ «3»، قال: هذه أثقل و أطول، الألف واحد، و اللام ثلاثون، و الميم أربعون، و الصاد تسعون، فهذه مائة و إحدى و ستون! ثم قال لرسول الله (صلى الله عليه و آله): فهل مع هذا غيره؟ قال: نعم، قال: هاته، قال: الر «4»، قال: هذه أثقل و أطول، الألف واحد، و اللام ثلاثون، و الراء مائتان! ثم قال: هل مع هذا غيره؟ قال: نعم، قال: هاته، قال: المر «5» قال: هذه أثقل و أطول، الألف و اللام ثلاثون، و الميم أربعون، و الراء مائتان! ثم قال: هل مع هذا غيره؟ قال: نعم، قالوا: قد التبس علينا أمرك، فما ندري ما أعطيت! ثم قاموا عنه.
ثم قال أبو ياسر لحيي أخيه، ما يدريك، لعل محمدا قد جمع له هذا كله، و أكثر منه».
قال: فذكر أبو جعفر (عليه السلام): «أن هذه الآيات أنزلت فيهم‏ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ‏ «6»- قال-: و هي تجري في وجه آخر، على غير تأويل حيي و أبي ياسر و أصحابهما».
318/ «8»- و عنه، قال: أخبرنا أبو الحسن محمد بن هارون الزنجاني فيما كتب إلي على يدي علي بن أحمد البغدادي الوراق، قال: حدثنا معاذ بن المثنى العنبري، قال: حدثنا عبد الله بن أسماء، قال: حدثنا جويرية، عن سفيان بن سعيد الثوري، قال: قلت لجعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (عليهم السلام): يا ابن رسول الله، ما معنى قول الله عز و جل: الم‏؟ قال (عليه السلام): «أما الم‏ في أول البقرة، فمعناه أنا الله الملك».
______________________________
(8)- معاني الأخبار: 22/ 1.
(1) في «س» و «ط»: حيّا، و الصواب ما أثبتناه من المصدر. راجع طبقات ابن سعد 2: 48، الكامل في التاريخ 2: 173.
(2) نجران: في عدّة مواضع، منها: نجران في مخاليف اليمن من ناحية مكّة. «معجم البلدان 5: 266».
(3) الأعراف 7: 1.
(4) يونس 10: 1.
(5) الرّعد 13: 1.
(6) آل عمران 3: 7.
"

9 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص340

19- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ «2» قَالَ مَنْ أَقَرَّ بِقِيَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ.
20- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ «3» عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ ع‏ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ فَقَالَ الْمُتَّقُونَ شِيعَةُ عَلِيٍّ ع وَ الْغَيْبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ.
وَ شَاهِدُ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ‏
______________________________

(2). البقرة: 2.
(3). هو عليّ بن أبي حمزة- سالم- البطائنى بقرينة روايته عن يحيى أبي بصير، و رواية الحسين بن يزيد عنه، و كان أحد عمد الواقفة، قال عليّ بن الحسن بن فضال: انه كذاب واقفى متهم ملعون. و قال ابن الغضائري: على بن أبي حمزة أصل الوقف و أشدّ الخلق عداوة للولى بعد أبى إبراهيم عليه السلام (يعنى الرضا عليه السّلام). و اما يحيى بن أبي القاسم فهو أبو بصير المكفوف و لعلّ الصواب «يحيى بن القاسم» و عليّ بن أبي حمزة هو قائده.
كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 341
إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ‏ «1»
21- حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِنَّ فِي الْقَائِمِ شَبَهٌ‏ «2» مِنْ يُوسُفَ ع قُلْتُ كَأَنَّكَ تَذْكُرُ خَبَرَهُ أَوْ غَيْبَتَهُ فَقَالَ لِي مَا تُنْكِرُ مِنْ ذَلِكَ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ إِنَّ إِخْوَةَ يُوسُفَ كَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلَادَ أَنْبِيَاءَ تَاجَرُوا يُوسُفَ وَ بَايَعُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ فَلَمْ يَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ لَهُمْ‏ أَنَا يُوسُفُ‏ فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ يُرِيدُ أَنْ يَسْتُرَ حُجَّتَهُ‏ «3» لَقَدْ كَانَ يُوسُفُ ع إِلَيْهِ مُلْكُ مِصْرَ وَ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ وَالِدِهِ مَسِيرَةُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً فَلَوْ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُعَرِّفَهُ مَكَانَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِكَ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَارَ يَعْقُوبُ وَ وُلْدُهُ عِنْدَ الْبِشَارَةِ مَسِيرَةَ تِسْعَةِ أَيَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ أَنْ يَكُونَ يَسِيرُ فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ بِنَفْسِهِ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ حَتَّى قَالَ لَهُمْ‏ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي‏ «4»

______________________________
(1). الآية في سورة يونس تحت رقم 20. و كما يظهر من سياق الآيات المراد بالآية العذاب. و قوله: «فَانْتَظِرُوا- الآية» أي فانتظروا العذاب و انى معكم كذلك. و لا ينبغي تأويل العذاب بالحجة عليه السّلام. و قوله «و شاهد ذلك» من كلام الصدوق- رحمه اللّه- لا من تتمة الحديث كما نص عليه العلّامة المجلسيّ- رحمه اللّه- و لم يعهد في كلام أحد من المعصومين عليهم السلام نقل الشاهد لكلامهم في نظير هذا.
(2). في بعض النسخ «سنة».
(3). في بعض النسخ «يبين حجته».
(4). يوسف: 90 و 91.



كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص341



22- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ قَالَ قَالَ‏

كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 342
الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏ أَمَا وَ اللَّهِ لَيَغِيبَنَّ عَنْكُمْ مَهْدِيُّكُمْ حَتَّى يَقُولَ الْجَاهِلُ مِنْكُمْ مَا لِلَّهِ فِي آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ ثُمَّ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.



ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1395ق.

"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏1 ؛ ص17

و ما أنزل الله عز و جل في كتابه في هذا المعنى قلت قوله عز و جل‏ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ يعني بالقائم ع و غيبته.
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ قَالَ مَنْ أَقَرَّ بِقِيَامِ الْقَائِمِ ع أَنَّهُ حَقٌّ.
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ
______________________________
(1). طه: 93 و 94.
(2). الأعراف: 149.
(3). الحديد: 15.
(4). يعني الرجل الذي كلمه بمدينة السلام.
كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 18
عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ فَقَالَ الْمُتَّقُونَ شِيعَةُ عَلِيٍّ ع وَ الْغَيْبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ ..
و شاهد ذلك قول الله عز و جل‏ وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ‏ «1» فأخبر عز و جل أن الآية هي الغيب و الغيب هو الحجة و تصديق ذلك قول الله عز و جل‏ وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً «2» يعني حجة.

حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ‏ «3» فَقَالَ الْآيَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الْآيَةُ الْمُنْتَظَرَةُ هُوَ الْقَائِمُ ع فَيَوْمَئِذٍ لَا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِيَامِهِ بِالسَّيْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِهِ ع

..ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1395ق.

"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این مطلب خود گویای همه چیز است .
بله همینطور است یا اخ الیهود

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156997 "

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بداء در علائم حتمی ظهور پاسخ داد.
"
یا صاحب الزمان و
"

22 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط محمد مهدی 128 نوشته شده است نمايش نوشته
[FONT=Arialامیر وفرمانروای هستی ،ONT]
این مطلب خود گویای همه چیز است . "

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مرز توحید وشرک و....... پاسخ داد.
"
پست 270
http://www.iranclubs.net/forums/show...157496&page=18



نقل قول:
در اصل توسط کنجکاومزدور منافق ....................1 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ ﴿۳﴾
آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پيروى كنيد و جز او از معبودان [ديگر] پيروى مكنيد چه اندك پند مى‏ گيريد (۳)


چگونه ممکن است خداوندی که امر به تبعیت کل کتاب می کند و کتاب خود را نور معرفی می نماید به یک باره امر کند نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!
hosyn
دوست گرامی، متاسفانه دروغ پشت دروغ! کجا آیه ۷ آلعمران میگوید: (نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!) و شکی نیست که آیه ۳ اعراف هم منظور کل قرآن کریم است البته هر جا امر و نهی است و اتباع معنا دارد.

به آیه ۷ آلعمران نگاه کنید، سر سوزن اسمی از نهی از اتباع متشابهات نیست، بلکه توصیف رفتار کسانی است که مرض قلبی دارند، میفرماید: آنها به انگیزه فتنه و دستیابی به تاویل، سراغ متشابهات میروند، نمیگوید اصلا نباید دنبال متشابهات رفت، اتفاقا خداوند متعال متشابهات را آورده برای اینکه به امثال من و شما که این بحثها را میکنیم مثل خورشید بفهماند که باید نزد کسانی بروید که خدا به آنها متشابهات را تعلیم کرده است و گرنه ول معطلید!

از آیه ۷ آلعمران به آیه ۵۳ همین سوره بروید، جواب شما به وضوح موجود است، میفرماید: به همه ما انزل الله باید ایمان داشت، کل من عند ربنا، اما خود خداوند فرموده متشابهات دارد، با آنها چه کنیم؟ فورا راه حل را ارائه میدهد:

رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ (آل‏عمران 53)

یعنی وقتی با متشابهات روبرو شدیم فورا سراغ پیامبر ص میرویم و از او اتباع میکنیم که هر جور آیه متشابه را معنا کرد همان مراد خداوند نازل کننده قرآن است.

و اما اینکه میگویید: (و کتاب خود را نور معرفی می نماید) قطعا همینطور است اما نه نور برای هر کس! هدی للمتقین، یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام، اما برای ظالمین: لا یزید الا خسارا، و برای فاسقین: یضل به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین.

پس اگر خودمان سراغ اتباع متشابه رفتیم به انگبیزه فتنه و تاویل، مرض قلب داریم، اما اگر برای اتباع متشابه سراغ پیامبر خدا رفتیم با گردن کشیده میگوییم: و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین.
.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علت پدر کشته گی غانت کنجکاو وهابیت با الله ورسول الله صلی الله علیه واله وسلم چیست؟ پاسخ داد.
"
پست 270
http://www.iranclubs.net/forums/show...157496&page=18



نقل قول:
در اصل توسط کنجکاومزدور منافق ....................1 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ ﴿۳﴾
آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پيروى كنيد و جز او از معبودان [ديگر] پيروى مكنيد چه اندك پند مى‏ گيريد (۳)


چگونه ممکن است خداوندی که امر به تبعیت کل کتاب می کند و کتاب خود را نور معرفی می نماید به یک باره امر کند نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!
hosyn
دوست گرامی، متاسفانه دروغ پشت دروغ! کجا آیه ۷ آلعمران میگوید: (نباید از بعضی آیات آن تبعیت کرد چرا که موجب فتنه و گمراهی می شوند!) و شکی نیست که آیه ۳ اعراف هم منظور کل قرآن کریم است البته هر جا امر و نهی است و اتباع معنا دارد.

به آیه ۷ آلعمران نگاه کنید، سر سوزن اسمی از نهی از اتباع متشابهات نیست، بلکه توصیف رفتار کسانی است که مرض قلبی دارند، میفرماید: آنها به انگیزه فتنه و دستیابی به تاویل، سراغ متشابهات میروند، نمیگوید اصلا نباید دنبال متشابهات رفت، اتفاقا خداوند متعال متشابهات را آورده برای اینکه به امثال من و شما که این بحثها را میکنیم مثل خورشید بفهماند که باید نزد کسانی بروید که خدا به آنها متشابهات را تعلیم کرده است و گرنه ول معطلید!

از آیه ۷ آلعمران به آیه ۵۳ همین سوره بروید، جواب شما به وضوح موجود است، میفرماید: به همه ما انزل الله باید ایمان داشت، کل من عند ربنا، اما خود خداوند فرموده متشابهات دارد، با آنها چه کنیم؟ فورا راه حل را ارائه میدهد:

رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ (آل‏عمران 53)

یعنی وقتی با متشابهات روبرو شدیم فورا سراغ پیامبر ص میرویم و از او اتباع میکنیم که هر جور آیه متشابه را معنا کرد همان مراد خداوند نازل کننده قرآن است.

و اما اینکه میگویید: (و کتاب خود را نور معرفی می نماید) قطعا همینطور است اما نه نور برای هر کس! هدی للمتقین، یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام، اما برای ظالمین: لا یزید الا خسارا، و برای فاسقین: یضل به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین.

پس اگر خودمان سراغ اتباع متشابه رفتیم به انگبیزه فتنه و تاویل، مرض قلب داریم، اما اگر برای اتباع متشابه سراغ پیامبر خدا رفتیم با گردن کشیده میگوییم: و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین.
.http://www.iranclubs.org/forums/show...54#post2368554
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علت پدر کشته گی غانت کنجکاو وهابیت با الله ورسول الله صلی الله علیه واله وسلم چیست؟ پاسخ داد.
"
پست246

http://www.iranclubs.net/forums/show...157496&page=17

hosyn


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاوهمان کثافت آشغال غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.....................1 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
یکی از انصاریان بود ودیگری مکارم شیرازی آیااینها شیعه نیستند؟

انصاریان: اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است [که دارای کلماتی صریح و مفاهیمی روشن است] آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشی دیگر آیات متشابه است [که کلماتش غیر صریح و معانی اش مختلف و گوناگون است و جز به وسیله آیات محکم و روایات استوار تفسیر نمی شود] ولی کسانی که در قلوبشان انحراف [از هدایت الهی] است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیرِ [نادرست و به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آیات متشابهش پیروی می کنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی داند. و استواران در دانش [و چیره دستان در بینش] می گویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [این حقیقت را] جز صاحبان خرد متذکّر نمی شوند
...

آیا اینها شیعه نیستند ؟


خرمشاهی: او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن محكمات است كه اساس كتاب است، و بخش ديگر متشابهات است، اما كج‏دلان، براى فتنه جويى و در طلب تاويل، پيگير متشابهات مى‏شوند، حال آنكه تاويل آن را جز خداوند و راسخان در علم كه مى‏گويند به آن ايمان آورده‏ايم، همه از پيشگاه خداوند است نمى‏دانند، و جز خردمندان كسى پند نمى‏گيرد
.....

مشخص کنید که بجز خداوند راسخون نیز تاویل متشابهات می دانند یا نه ؟


hosyn
دوست گرامی، شما که متاسفانه قصد تفاهم ندارید، هر چه خودتان میگویید، ولی برای اینکه دروغهای شاخدار شما جا نیفتد و بحمد الله تعالی در عصر اطلاعات هستیم به طوری که با یک لینک میتوانیم دروغ را آشکار کنیم، وظیفه است که این لینک را اینجا برای طالبین ترجمه قرآن که توسط یک عالم بزرگ اهل سنت (دهلوي) در قرن ۱۲ صورت گرفته و چاپخانه قران عربستان (ملک فهد) آن را در سایت خود گذاشته، بگذارم تا معلوم شود تدلیس و دروغ کسانی که از نور الهی متاسفانه جز تاریکی نصیبشان نشده است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً (الإسراء 82)

دوست گرامی، اگر علامت نقطه در کتاب را نمیفهمید پس دوباره به نیمکت دبستان برگردید، چند بار ترجمه انصاریان را آوردید برای اینکه ایشان گفته راسخون، تاویل متشابهات را میدانند:

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 همان کثافت آشغال غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.....................نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif

انصاریان: .... و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی داند. و استواران در دانش [و چیره دستان در بینش] می گویند: ما به آن ایمان آوردیم....


آیا اینها شیعه نیستند ؟
hosyn
واقعا مایه تاسف است، و چقدر درست گفتند که حب الشیء یعمي و یصمّ، وقتی میخواهید بگویید شیعه به خاطر عقیده خود دست در ترجمه بردند حق دارید نقطه را نبینید، حالا به این صفحه در سایت رسمی سعودی بروید و ترجمه اهل سنت را ببینید که حتی همین نقطه را نگذاشته است:
https://images.qurancomplex.gov.sa/p...pg_90/0105.jpg


حال به ترجمه انصاریان نگاه کنید و به این ترجمه هم نگاه کنید، چه تفاوتی دارد؟

حالا جالبتر را نگاه کنید، ترجمه عالم سنی شافعی متوفای ۴۷۱ یعنی حدود ۱۰۰۰ سال پیش در کتابش: تاج التراجم في تفسير القرآن للأعاجم، که در سایتهای اهل سنت ذکر شده است:

https://al-maktaba.org/book/31618/33241

http://k-tb.com/manuscrit/99989-%D8%...A7%D8%AC%D9%85


تاج التراجم في تفسير القرآن للأعاجم، ج‏1، ص: 335
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
اوست آن كه فرو فرستيده «1» است بر تو يا محمّد قرآن را، اندرو «2» آيتها مبيّن و پيدا، آن را حاجت تأويل نه، كه آنست اصل كتاب اندر احكام شريعت، و آيتهاى ديگر، پوشيده [و] ملتبس كه آن را به تأويل حاجت است. پس آن كسانى كه اندر دلهاى ايشان شكى بود، متابعت همى كنند آنچه متشابه بود از ان و جستن مضرّت كفر را، و جستن تأويل كه آن باطل بود، چون جهودان كه حروف مقطع را بر حساب جمل نهادند، و ندانند تأويل آن، مگر خداى تعالى و آن كسانى كه ايشان ثابت باشند در علم و تعليم و تعلّم.
همى گويند ايمان آورديم، هر يكى از ان از نزد خداوند ماست، نپذيرد به قرآن مگر خداوند خرد
بدان كه بيشترين مفسّران بر آن‏اند كه هر چه متشابه است از قرآن كه آن را به تأويل «3» حاجت است ناچار، گروهى از علما و امّت آن دانند، از بهر آنكه خداى- عزّ و جلّ- گفت: «نداند «4» تأويل آن مگر خداى تعالى و راسخان اندر علم».
ابن عبّاس گفت: من از جمله راسخان‏‌ام اندر علم. يعنى كه من آن دانم.
مجاهد گفت: من از جمله آنم كه دانم. و اگر چنين نبودى، فضلى نبودى راسخان را بر ديگران، از بهر آنكه همگنان همى گويند: آمنّا.
و گروهى گفتند كه: تأويل آن نداند مگر خداى- عزّ و جلّ- و راسخان همى گويند: ايمان آورديم. و پيشين درستر «5» است. چنانكه ياد كرديم.
__________________________________________________
(1). باد: فرو فرستاده
(2). باد: در وى
(3). باد: آن را تأويل
(4). باد: نمى‏داند
(5). باد: درست‏تر [.....]
---------
ابو المظفر عماد الدين شاهفور( شهفور) بن طاهر بن محمد اسفراينى متوفى 471 ق- 1078 م


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 همان کثافت آشغال غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.....................نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
مشخص کنید که بجز خداوند راسخون نیز تاویل متشابهات می دانند یا نه ؟
hosyn
معلوم است که جز تکرار کاری ندارید، مگر از تفسیر اهل سنت ابن کثیر نیاوردم که تاویل و متشابه دو جور است، و توضیح داد، و گفت یک جور ان را راسخان میدانند و نوع دیگر را نمیدانند.
بگذریم از اینکه تک تک واژه‌ها چند جور هستند، یعنی خود متشابهات یک جور نیستند، تاویل هم یک جور نیست، راسخون هم همگی یک جور نیستند و درجات متفاوت دارند


http://www.iranclubs.org/forums/show...54#post2368554
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"


اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم وفرجنا بهم والعن واهلک من عاداهم من الاولین والاخرین من الجن والانس اجمعین آمین یا رب العالمین

یا علی

حضرت بقیه الله الاعظم مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام الله مجید

(( سوره مبارکه بقره آیات ۱ تا ۳))
الم / ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ/ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [۲]

شیخ صدوق رحمت الله علیه روايت كرده از يحيى بن ابى القاسم گفت: از حضرت صادق عليه السّلام از معنى اين آيه پرسيدم.
فقال عليه السّلام: «المتقون شيعة علي و الغيب هو الحجّة» [۳] .
فرمود: متّقين شيیعیان مولا امیر المومنین علی علیه السلام می باشند و غيب حضرت حجّت (( امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) است و شاهد بر اين معنى، قول خداى تعالى است؛ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ [۴] .
هم چنين از داود بن كثير رقّى روايت كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان آورندگان به غيب، كسانى هستند كه به قيام قائم عليه السّلام
ايمان آورند كه وجود آن امام همان حق است [۵] .
نيز از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده از حضرت رسول خداى تعالى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در
حديثى كه امامت ائمّه دوازده گانه و غيبت امام دوازدهم را بيان كرده، فرمود: «طوبى للمقيمين على محبتهم اولئك من وصفهم اللّه فى كتابه فقال الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ [۱] قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۲] .
خوشا به حال كسانى كه بر دوستى آنان پاينده باشند، آن‌ها كسانى هستند كه خدا در كتاب خود اوصافشان را بيان فرموده؛ پس فرموده: آن كسانى كه به غيب،(( وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) ايمان آورند، آنان حزب خدايند؛ آگاه باشيد به درستى كه حزب خدايند غالب شوندگان.

[۲]: سوره بقره، آيه ۳- ۱.
[۳]: كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، دار الكتب الاسلامية، قم، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۸.
[۴]: سوره يونس، آيه ۲۰.
[۵]: كمال الدين، ج ۱، ص ۱۷؛ ج ۲، ص ۳۴۰.
[۱]: سوره بقره، آيه ۳.
[۲]: سوره مجادله: آيه ۲۲.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** پاسخ داد.
"


اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم وفرجنا بهم والعن واهلک من عاداهم من الاولین والاخرین من الجن والانس اجمعین آمین یا رب العالمین

یا علی

حضرت بقیه الله الاعظم مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام الله مجید

(( سوره مبارکه بقره آیات ۱ تا ۳))
الم / ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ/ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [۲]

شیخ صدوق رحمت الله علیه روايت كرده از يحيى بن ابى القاسم گفت: از حضرت صادق عليه السّلام از معنى اين آيه پرسيدم.
فقال عليه السّلام: «المتقون شيعة علي و الغيب هو الحجّة» [۳] .
فرمود: متّقين شيیعیان مولا امیر المومنین علی علیه السلام می باشند و غيب حضرت حجّت (( امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) است و شاهد بر اين معنى، قول خداى تعالى است؛ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ [۴] .
هم چنين از داود بن كثير رقّى روايت كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان آورندگان به غيب، كسانى هستند كه به قيام قائم عليه السّلام
ايمان آورند كه وجود آن امام همان حق است [۵] .
نيز از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده از حضرت رسول خداى تعالى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در
حديثى كه امامت ائمّه دوازده گانه و غيبت امام دوازدهم را بيان كرده، فرمود: «طوبى للمقيمين على محبتهم اولئك من وصفهم اللّه فى كتابه فقال الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ [۱] قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۲] .
خوشا به حال كسانى كه بر دوستى آنان پاينده باشند، آن‌ها كسانى هستند كه خدا در كتاب خود اوصافشان را بيان فرموده؛ پس فرموده: آن كسانى كه به غيب،(( وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) ايمان آورند، آنان حزب خدايند؛ آگاه باشيد به درستى كه حزب خدايند غالب شوندگان.

[۲]: سوره بقره، آيه ۳- ۱.
[۳]: كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، دار الكتب الاسلامية، قم، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۸.
[۴]: سوره يونس، آيه ۲۰.
[۵]: كمال الدين، ج ۱، ص ۱۷؛ ج ۲، ص ۳۴۰.
[۱]: سوره بقره، آيه ۳.
[۲]: سوره مجادله: آيه ۲۲.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"


اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم وفرجنا بهم والعن واهلک من عاداهم من الاولین والاخرین من الجن والانس اجمعین آمین یا رب العالمین

یا علی

حضرت بقیه الله الاعظم مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام الله مجید

(( سوره مبارکه بقره آیات ۱ تا ۳))
الم / ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ/ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [۲]

شیخ صدوق رحمت الله علیه روايت كرده از يحيى بن ابى القاسم گفت: از حضرت صادق عليه السّلام از معنى اين آيه پرسيدم.
فقال عليه السّلام: «المتقون شيعة علي و الغيب هو الحجّة» [۳] .
فرمود: متّقين شيیعیان مولا امیر المومنین علی علیه السلام می باشند و غيب حضرت حجّت (( امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) است و شاهد بر اين معنى، قول خداى تعالى است؛ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ [۴] .
هم چنين از داود بن كثير رقّى روايت كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان آورندگان به غيب، كسانى هستند كه به قيام قائم عليه السّلام
ايمان آورند كه وجود آن امام همان حق است [۵] .
نيز از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده از حضرت رسول خداى تعالى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در
حديثى كه امامت ائمّه دوازده گانه و غيبت امام دوازدهم را بيان كرده، فرمود: «طوبى للمقيمين على محبتهم اولئك من وصفهم اللّه فى كتابه فقال الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ [۱] قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۲] .
خوشا به حال كسانى كه بر دوستى آنان پاينده باشند، آن‌ها كسانى هستند كه خدا در كتاب خود اوصافشان را بيان فرموده؛ پس فرموده: آن كسانى كه به غيب،(( وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) ايمان آورند، آنان حزب خدايند؛ آگاه باشيد به درستى كه حزب خدايند غالب شوندگان.

[۲]: سوره بقره، آيه ۳- ۱.
[۳]: كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، دار الكتب الاسلامية، قم، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۸.
[۴]: سوره يونس، آيه ۲۰.
[۵]: كمال الدين، ج ۱، ص ۱۷؛ ج ۲، ص ۳۴۰.
[۱]: سوره بقره، آيه ۳.
[۲]: سوره مجادله: آيه ۲۲.
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"


اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم وفرجنا بهم والعن واهلک من عاداهم من الاولین والاخرین من الجن والانس اجمعین آمین یا رب العالمین

یا علی

حضرت بقیه الله الاعظم مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام الله مجید

(( سوره مبارکه بقره آیات ۱ تا ۳))
الم / ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ/ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [۲]

شیخ صدوق رحمت الله علیه روايت كرده از يحيى بن ابى القاسم گفت: از حضرت صادق عليه السّلام از معنى اين آيه پرسيدم.
فقال عليه السّلام: «المتقون شيعة علي و الغيب هو الحجّة» [۳] .
فرمود: متّقين شيیعیان مولا امیر المومنین علی علیه السلام می باشند و غيب حضرت حجّت (( امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) است و شاهد بر اين معنى، قول خداى تعالى است؛ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ [۴] .
هم چنين از داود بن كثير رقّى روايت كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان آورندگان به غيب، كسانى هستند كه به قيام قائم عليه السّلام
ايمان آورند كه وجود آن امام همان حق است [۵] .
نيز از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده از حضرت رسول خداى تعالى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در
حديثى كه امامت ائمّه دوازده گانه و غيبت امام دوازدهم را بيان كرده، فرمود: «طوبى للمقيمين على محبتهم اولئك من وصفهم اللّه فى كتابه فقال الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ [۱] قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۲] .
خوشا به حال كسانى كه بر دوستى آنان پاينده باشند، آن‌ها كسانى هستند كه خدا در كتاب خود اوصافشان را بيان فرموده؛ پس فرموده: آن كسانى كه به غيب،(( وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف)) ايمان آورند، آنان حزب خدايند؛ آگاه باشيد به درستى كه حزب خدايند غالب شوندگان.

[۲]: سوره بقره، آيه ۳- ۱.
[۳]: كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، دار الكتب الاسلامية، قم، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۸.
[۴]: سوره يونس، آيه ۲۰.
[۵]: كمال الدين، ج ۱، ص ۱۷؛ ج ۲، ص ۳۴۰.
[۱]: سوره بقره، آيه ۳.
[۲]: سوره مجادله: آيه ۲۲.
"

22 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
باور کن مطالبت رو چندین بار خوندم و بهترین روش هوچی گری و فرار است .
شما استاد آن هستی !
خوب بادقت توجه کن که چه گفت شای انشاالله متوجه شد


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر حرفی میزنم مثل شما بدون دلیل نیست که فقط تهمت می زنید وبه من می گویید دشمن خدا ورسول و مسخره کننده قرآن ولی وقتی دلیل می خواهم دلیلی نیست که بیان کنید .

اگر حاضری بدون پرده جواب بدی مشخص می شود که من دروغ می گویم وشما به قرآن ایمان دارید وهرچه بگوید را باوردارید .

ویا نه به قرآن کافرید و آیات قرآن راباورنداری و انکار می کنی.

حاضری از همان قرآن به کفر ویا ایمانت بپردازیم ؟
امیدوارم بارنگ آمیزی که کردم متوجه سوال شده باشی "

22 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:45PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.