بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2653
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک منافق مزدور ..................... نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif

من قرآن را به عنوان مرجع دینم پذیرفته ام و به آن ایمان آورده ام، اگر ایرادی درآن می بینید بگیرید تا چنانچه توانستم پاسخت را بدهم.
hosyn
اگر واقعا به عنوان مرجع دین خودتان پذیرفتید و پاسخگو هستید، پس باید تفاوت قرآن غرب افریقا یعنی کشورهای الجزایر و مغرب و مراکش و.. را با تفاوت قرآن رایج در کشورهای شرق افریقا تا آسیا، توضیح بدهید. (مرجع دین شما قرآن شرقی است یا قرآن غربی؟)

همین مدتی پیش بود دیدم دکتر استاد نعینع در الجزایر (به گمانم) در مسجدی در حضور اساتید و علمای آنجا قران قرائت میکرد و چیزی میخواند که در عمرتان به گوشتان نخورده است، تفاوت ساده نبود، اگر پیدا کردم آدرس آن را میگذارم.
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علت پدر کشته گی غانت کنجکاو وهابیت با الله ورسول الله صلی الله علیه واله وسلم چیست؟ پاسخ داد.
"
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً (26)
إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27)
سوره مبارکه جن
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علت پدر کشته گی غانت کنجکاو وهابیت با الله ورسول الله صلی الله علیه واله وسلم چیست؟ پاسخ داد.
"
پست 273
http://www.iranclubs.net/forums/show...157496&page=19



نقل قول:
در اصل توسط کنجکاومزدور منافق دروغگو نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
شما لطف کنید واین سخن را به دوستتان بگوئید که می گویند
خداوند هرگز نمی گویند از بعضی ماانزل الله پیروی نکنید
hosyn
دوست گرامی، خیلی جالب است، دو قسمت عبارت ایشان را رنگی میکنید و قید بین آن دو را نمیبینید؟!

قید را من رنگی میکنم:

در کجا امر به تبعیت کل کتاب کرده به آن نحوی که زاییده ذهن شماست؟

ایشان در اینجا تصریح کرد که مقصودش چیست:


نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
هر کلامی محتوایی دارد که اصل مقصود ایجادکننده کلام است و پیکره ایجادشده برای بیان مقصود،‌ با اصل مقصود تفاوت دارد. آنچه ما را به تبعیت از آن مأمور کرده‌اند، مقاصد خدای متعال از کلمات و آیات است و طبیعی است که شفا و رحمت بودن برای مؤمنین در تبعیت از طرق مورد تأیید و دارای حجت است والا اگر قرار باشد از هر مسیر من درآوردی سراغ کلمات و آیات بروند لا یزید الظالمین الّا خساراً و اینها مسائلی است که به اندک تعقلی معلوم می‌شود.
در خصوص برداشت و فهم عرفی از یک کلام هم اگر در این حد درک ندارید و آن را با صرف اعتقاد بدون پشتوانه قاطی می‌کنید که جای تأسف است و توصیه می‌کنم اندکی در پشتوانه مباحث ظهورات الفاظ مطالعه و تأمل کنید تا اندکی از مبادی مورد نیاز را فرا بگیرید و تا این حد بر سر مطالب واضح نزد عقلاء مجادله واهی نکنید.

و اما آیات متشابه، پس تبعیت از آنچه مقصود خدای متعال از ایجاد آنهاست قطعاً اتباع ما انزل الله است و آنچه که اتباع از آن منهی عنه است اخذ به آن برای فتنه است نه مطلق اتباع.

هو الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن أم الكتاب وأخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاءَ الفتنة وابتغاء تأويله وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا وما يذكر إلا أولو الألباب (آل عمران7)
اعراب نصب ابتغاء به جهت نقش مفعول لأجله برای آن است چنانکه در کریمه وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
و همچنین:

وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ

نیز چنین است.
پس ابتغاء برای فتنه حرام است اما اتباعی که با راهنمایی ثقلین که اتباع مقصود نازل‌کننده است، واجب است، چنانکه فرمود:
رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مرز توحید وشرک و....... پاسخ داد.
"
پست 273
http://www.iranclubs.net/forums/show...157496&page=19



نقل قول:
در اصل توسط کنجکاومزدور منافق دروغگو نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
شما لطف کنید واین سخن را به دوستتان بگوئید که می گویند
خداوند هرگز نمی گویند از بعضی ماانزل الله پیروی نکنید
hosyn
دوست گرامی، خیلی جالب است، دو قسمت عبارت ایشان را رنگی میکنید و قید بین آن دو را نمیبینید؟!

قید را من رنگی میکنم:

در کجا امر به تبعیت کل کتاب کرده به آن نحوی که زاییده ذهن شماست؟

ایشان در اینجا تصریح کرد که مقصودش چیست:


نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/imag...s/viewpost.gif
هر کلامی محتوایی دارد که اصل مقصود ایجادکننده کلام است و پیکره ایجادشده برای بیان مقصود،‌ با اصل مقصود تفاوت دارد. آنچه ما را به تبعیت از آن مأمور کرده‌اند، مقاصد خدای متعال از کلمات و آیات است و طبیعی است که شفا و رحمت بودن برای مؤمنین در تبعیت از طرق مورد تأیید و دارای حجت است والا اگر قرار باشد از هر مسیر من درآوردی سراغ کلمات و آیات بروند لا یزید الظالمین الّا خساراً و اینها مسائلی است که به اندک تعقلی معلوم می‌شود.
در خصوص برداشت و فهم عرفی از یک کلام هم اگر در این حد درک ندارید و آن را با صرف اعتقاد بدون پشتوانه قاطی می‌کنید که جای تأسف است و توصیه می‌کنم اندکی در پشتوانه مباحث ظهورات الفاظ مطالعه و تأمل کنید تا اندکی از مبادی مورد نیاز را فرا بگیرید و تا این حد بر سر مطالب واضح نزد عقلاء مجادله واهی نکنید.

و اما آیات متشابه، پس تبعیت از آنچه مقصود خدای متعال از ایجاد آنهاست قطعاً اتباع ما انزل الله است و آنچه که اتباع از آن منهی عنه است اخذ به آن برای فتنه است نه مطلق اتباع.

هو الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن أم الكتاب وأخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاءَ الفتنة وابتغاء تأويله وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا وما يذكر إلا أولو الألباب (آل عمران7)
اعراب نصب ابتغاء به جهت نقش مفعول لأجله برای آن است چنانکه در کریمه وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
و همچنین:

وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ

نیز چنین است.
پس ابتغاء برای فتنه حرام است اما اتباعی که با راهنمایی ثقلین که اتباع مقصود نازل‌کننده است، واجب است، چنانکه فرمود:
رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" یا اخ الیهود ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر
فبهت الذی کفر "

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏) أَثْبَتُكُمْ قَدَماً عَلَى الصِّرَاطِ أَشَدُّكُمْ حُبّاً لِأَهْلِ بَيْتِي ساخت
"
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏27 ؛ ص158

5- كِتَابُ فَضَائِلِ الشِّيعَةِ، لِلصَّدُوقِ رَحِمَهُ اللَّهُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَثْبَتُكُمْ قَدَماً عَلَى الصِّرَاطِ أَشَدُّكُمْ حُبّاً لِأَهْلِ بَيْتِي‏ «6».

6- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِعَلِيٍّ مَا ثَبَّتَ اللَّهُ حُبَّكَ فِي قَلْبِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ فَزَلَّتْ بِهِ قَدَمٌ عَلَى الصِّرَاطِ إِلَّا ثَبَتَ لَهُ قَدَمٌ حَتَّى أَدْخَلَهُ اللَّهُ بِحُبِّكَ الْجَنَّةَ «7».
______________________________

(6) فضائل الشيعة: 5.

(7) فضائل الشيعة: 5.

یا علی
"

5 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
از اينكه قوم شعیب در مقام اعتراض به وى نماز او را عنوان كردند، مطلب مذكور قابل استفاده است‌.
در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد كه چرا قوم شعیب روى نماز شعيب تكيه كردند؟
اين به دليل آن بوده كه شعيب بسيار نماز مى‌خواند و به مردم مى‌گفت: نماز انسان را از كارهاى زشت و منكرات باز مى‌دارد، ولى جمعيت نادان ( امثال تو ) كه رابطه ميان نماز و ترك منكرات را درك نمى‌كردند، از روى مسخره به او گفتند: آيا اين رفتارها و حركات تو فرمان به تو مى‌دهد كه ما سنت نياكان و فرهنگ مذهبى خود را زير پا بگذاريم ( بت پرستی )، و يا نسبت به اموالمان مسلوب الاختيار شويم؟!
کلمه صلاة اشاره به آئین حقه الهی است، زيرا آشكارترين سمبل دین، نماز است.
مطالبی که نوشتید بدون اینکه دلیلی از قرآن ارائه بدهی شروع کردی به نوشتن آن چیزی که از پدران شنیده اید اگر واقعا همینگونه است که می گویی چرا آیه ای نمی آورید که شعیب چنین گفته باشد


نقل قول:
نام این پیامبر چندین بار در قرآن آمده است. حضرت شعیب بر قومی مبعوث شد که بت پرست بودند و کم فروشی می کردند. او سعی بسیاری برای هدایت قوم خویش نمود اما به جز عده معدودی به او ایمان نیاوردند و سرانجام قوم او به سبب کردارشان به عذاب الهی دچار شدند.
تنها مطلبی را که می شود گفت از قرآن است فقط همین مطلب است که برای ایمان قوم خود سعی بسیار کردند

نقل قول:
توجه کن که قوم ایشان بت پرست بودند و توهم موحد بودن داشتند و ایشان را از آن جهت مسخره میکردند که نماز میخواند قطعا نماز ایشان یک روش و فرمول داشته چون ایشان بر نماز خود استوار بوده اند و قوم الظالمین ایشان را برای نمازش ملامت میکردند .
البته هیچکس نمیداند که روش نماز خواندن ایشان چگونه بوده است و چه عملی را چند بار انجام میداده ولی حتما یک روش خاص داشته است در سجده و ....
البته شخصی مثل تو دقیقا در لشکر آن افراد بت پرست قرار میگیرد و جناب شعیب را برای تنها وسیله ای که انسان را از فساد و فحشا جدا میکند را مورد ملامت قرار میدهد .
تمامی انبیاء و اولیا الهی روشی برای خواندن نماز خود داشتند و از جمله حضرت شعیب و رسول مکرم اسلام و ....
در ذهن یک سوال ایجا میشود آن هم این است که اگر شما نماز میخوانی حتما به روش یکی از انبیاء الهی است از جمله حضرت شعیب و رسول الله و تمامی انبیاء و اگر آن را به روش خودت میخوانی پس شاید پیامبر نو ظهور باشی و به مقام نبوت رسیده باشی .
کدام روش یکی از انبیاء را داری یا روش خودت ؟

البته شما زیاد از تنها جدا کننده از فساد و فحشا خوشت نمی آید زیرا فساد و فحشا توی خونت است !!!
این مطالب هم باز بدون دلیل که خداوند نازل کرده باشند گفتی فقط بخاطر اینکه آنچیزی را که از پدرانت شنیده ای وباورداری را نشان دهی

دراصل بدون اینکه به آیات الهی استناد کنی سعی کردی باورهایت را یه جوری به آیه تحمیل کنی

کارتون سیندرلاررو که دیدی انستازیا هرکاری کرد که کفش بلوری سیندرلارا در پای خود کند و بگوید آن شخصی که بدنبالش هستید من بودم نشد که نشد چون پای انستازیا درحدو اندزه کفش سیندرلا نبود

انشا الله بوسیله آیات الهی به این موضوع خواهیم پرداخت هرکس خودش می تواند قضاوت کند ونیازی نیست به اینکه به کسی بگویم نادان و توهم بت پرستو ازاین حرفا "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نوید ادیان ابراهیمی به حضرت مهدی علیه السلام پاسخ داد.
"
یا مهدی و


منجی(٨)

ظهور سوشیانت ، منجی زرتشت


آخرین نجات بخشی که به زمین می آید... سوشیانت همانند خورشید نورانی ست... با ظهورش دین کمال می پذیرد و استوار می ماند... به هر طرف می نگرد چاره درد را می یابد.

دوران او فقط ۵۷ سال است. «کیخسرو» - که صاحب کارها و افتخاراتی ست - دین را می ستاید و در طول مدت این ۵۷ سال (دوران سوشیانت) فروانروای هفت کشور خواهد بود. سوشیانت گناهکاران را کیفر می دهد.

دوره ی او، دوره ی کمال و رشد موجودات است، همهٔ زشتی و دروغ دیود آفریده از میان می روند. دیگر خبری از بیماری، مرگ، پیری، آزار، ظلم، بدعت و ... نخواهد بود.

منجی در ادیان/ زواردهی/ ص۲۰۱


برای ظهور امام مهدی ارواحنافداه موعود تمام ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی دعا کنیم!

"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مکیال المکارم ومروری بر بحثهایش در مورد امام عصر سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف پاسخ داد.
"
اللهم عجل لولیک الفرج
امام_زمان علیه سلام الله و

مکیال_المکارم

بخش چهارم 4️⃣

ویژگی هایی که در امام زمان عجل اللَّه فرجه هست و مایه لزوم دعا برای آن حضرت است

حتی اگر یکی از این امور در شخصی باشد، سبب می شود تا ما برای آن شخص دعا کنیم؛ چه برسد به امام زمان علیه السلام که تمام این ویژگی ها در ایشان جمع است.



4⃣ إباحه [و اجازه تصرف در] حقوقی که از آن حضرت در دست ما است.


قال مولانا الصادق علیه السلام:

يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ لَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ أَنَا أَحْمِلُ إِلَيْكَ الْمَالَ كُلَّهُ فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ قَدْ طَيَّبْنَاهُ لَكَ وَ أَحْلَلْنَاكَ مِنْهُ فَضُمَّ إِلَيْكَ مَالَكَ وَ كُلُّ مَا فِي أَيْدِي شِيعَتِنَا مِنَ الْأَرْضِ فَهُمْ فِيهِ مُحَلَّلُونَ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا فَيَجْبِيَهُمْ طَسْقَ مَا كَانَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكَ الْأَرْضَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ أَمَّا مَا كَانَ فِي أَيْدِي غَيْرِهِمْ فَإِنَّ كَسْبَهُمْ مِنَ الْأَرْضِ حَرَامٌ عَلَيْهِمْ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا فَيَأْخُذَ الْأَرْضَ مِنْ أَيْدِيهِمْ وَ يُخْرِجَهُمْ صَغَرَة.


امام صادق عليه السلام فرمود:
ای ابویسار به تحقیق که تمام زمین برای ما است و هر چه خداوند از آن بیرون آوَرد، همه اش برای ما است.
- ابویسار - می گوید : به آن حضرت عرض کردم پس همه مال را برای شما بیاورم؟
فرمود : ای ابویسار البته ما آن را بر تو حلال کردیم، و مباح گرداندیم پس مال خودت را بگیر و هر آنچه از زمین در دست شیعیان ما هست بر آنها حلال است تا هنگامی که قائم ما به پا خیزد و مالیات آن را از آنان بگیرد و زمین را در دست ایشان واگذارد و امّا آنچه در دست غیر شیعیان است هر سودی که از آن ببرند بر آنها حرام است و هنگامی که قائم ما بپاخیزد زمین را از دستشان بگیرد و آنها را به خواری از آن بیرون راند.


[وقتی آن بزرگوار، چنین لطفی در حق ما کرده که اجازه ی تصرف در زمینی که مال اوست، به ما داده و به این وسیله اموال ما حلال شده؛ پس حداقل وظیفه ی ما در برابر ایشان دعا برای آن بزرگوار است.]

مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ( عجل الله فرجه الشریف ) / جلد اول / بخش چهارم / ص92


مروری بر درس گفتارهای کتاب شریف مکیال المکارم
یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمانو ادرکنی ولا تهلکنی
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
وعجل فرجهم والعن من عاداه

"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سیمای "مهدی موعود" سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام در قرآن کریم پاسخ داد.
"
یا مهدی و
سیمای "مهدی موعود"سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن کریم
#سیمای_مهدی_موعود_علیه_السلام_در_قرآن … (24)



سیمای مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن

قسمت۴۹



سوره هود آیه0⃣8⃣ :

قالَ لَو أنَّ لي بِكُم قُوَّةً اَو آوي إلي رُكنٍ شَديدٍ.

(لوط) گفت:ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیارم بود.


راوی می گوید : امام صادق علیه السلام درباره ی این آیه ی شریفه فرمودند:


إلّا تَمَنِيّاً لِقُوَّةِ القائِمِ و لا الرُّكنُ ذَكَرَ إلّا شِدَّةُ أصحابِهِ ، فإنَّ الرَّجُلَ مِنهُم لَيُعطي قُوَّةَ أربَعينَ رَجُلاً وَ إنَّ قَلبَهُ لأشدُّ مِن زُبَرِ الحَديدِ و لَو مَرّوا بِجِبالِ الحَديدِ لَتَدَكَدكَت لَقَلَعوها ، و لا يَكُفّونَ سُيوفَهُم حَتّي يَرضي اللّهُ عزّوجلّ.

(مقصود لوط جز این نبود) که نیروی قائم را تمنا کند و "رکن شدید" یاران آن حضرت هستند ؛ که یک مرد از آنها قوت چهل مرد را دارد و دلش از کوه آهنین تر است و اگر به کوههای آهن بگذرند آنها را از بین میبرند ، و شمشیرهایشان را کنار نگذارند مگر وقتی که خداوند عزوجل راضی شده باشد.


کمال الدین و تمام النعمة ٦٧٣/٢
یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تواتر روایات وآیات مهدویت در کتب اهل تسنن پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اهل‌تسنن_و_مهدویت

▪️تواتر روایات مهدوی نزد علمای اهل تسنن
قسمت 6⃣



ابوالحسین الآبری (عالم بزرگ اهل سنت): روایات مهدویت متواتر هستند [مصادر مخالفین]


پیرامون مطالب گذشته در بحث تواتر مهدویت در کلام مخالفین، در این مطلب نظر ابوالحسین الآبری (عالم بزرگ اهل سنت) را بیان خواهیم کرد


مزی در کتاب "تهذیب الکمال" و ابن قیم الجوزیه در "المنار المنیف" چنین نوشته اند:


قال أبو الْحَسَن الآبری: قد تواترت الأخبار استفاضت بکثرة رواتها عن المصطفى صَلَّى اللَّهُ علیه وسلم، یعنی فی المهدی، وأنه من أهل بیته، وأنه یملک سبع سنین ویملأ الأرض عدلا، وأنه یخرج عیسى بن مریم فیساعده على قتل الدجال.بباب لد بأرض فلسطین، وإنه یؤم هذه الأمة، وعیسى صلوات الله علیه یصلی خلفه


ابوالحسین الآبری گفته:
روایات به صورت متواتر و از طریق راویان متعدد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره حضرت مهدی (علیه السلام) نقل شده است، که او از اهل بیت آن حضرت است. هفت سال حکومت می کند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، او همان کسی است که حضرت عیسی (علیه السلام) به همراه او خروج کرده و او را در کشتن دجال در دروازه ای که در سرزمین فلسطین وجود دارد یاری می کند، او امام این امت خواهد شد و عیسی (علیه السلام) پشت سر او نماز می خواند


المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف.ص140.ط دار عالم الفوائد

تهذیب الکمال فی اسماء الرجال.ج25 ص149.ط موسسة الرسالة

______________________

جایگاه ابوالحسین الآبری نزد اهل سنت


الآبُرِّیُّ أَبُو الحَسَنِ مُحَمَّدُ بنُ الحُسَیْنِ بنِ إِبْرَاهِیْمَ الشَّیْخُ، الإِمَامُ، الحَافِظُ، مُحَدِّثُ سِجِسْتَانَ بَعْدَ ابْنِ حِبَّانَ، أَبُو الحَسَنِ مُحَمَّدُ بنُ الحُسَیْنِ بنِ إِبْرَاهِیْمَ بنِ عَاصِمٍ السِّجِسْتَانِیُّ الآبُرِّیُّ


سیر اعلام النبلاء.ج16 ص300.ط موسسة الرسالة



"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تواتر روایات وآیات مهدویت در کتب اهل تسنن پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اهل‌تسنن_و_مهدویت


تولد امام عصر علیه السلام در منابع اهل سنت(۵)

اعتراف عجیب فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت به صاحب الزمان و غائب بودن امام زمان عجل الله فرجه

فخر الدین رازى، عالم بزرگ مفسر نامدار اهل تسنن ،
درباره امام حسن عسکرى علیه السلام و فرزندان آن حضرت مى‌نویسد:

أما الحسن العسکری الإمام عليه السلام فله إبنان وبنتان ، أما الإبنان فأحدهما صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف.

اما امام حسن عسکرى علیه السلام، داراى دو پسر و دو دختر بود، اما پسران آن حضرت؛ پس یکى از آن‌ها صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است.(*)

الشجرة المبارکة فی أنساب الطالبیة، صفحه ۷۸-۷۹

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2wYaatM
پوستر:
http://bit.ly/2eLNQJo
________

جالب است که فخر رازی پس از ذکر نام شریف صاحب‌الزمان،
عبارت «عجل الله تعالی فرجه الشریف» را می‌آورد و این بسا نشانه‌ای باشد که وی حضرت بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را همان مهدی موعود می‌داند که چنین دعایی برایش می‌کند؛
زیرا اگر او نیز مانند بسیاری از عالمان اهل تسنن ، معتقد بود که حضرت حجت بن الحسن العسکری (علیهما السلام) صاحب الزمان و مهدی موعود نیست، هرگز برای ظهور و فرج او دعا نمی‌کرد.
و نیز شاید بتوان گفت که ایشان غیر مستقیم به حیات حضرت نیز اذعان کرده است چرا که فرج و ظهور، متوقف بر حیات است ؛
و اگر ایشان قائل به حیات مهدی صاحب الزمان فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) نمی‌بود در این‌صورت غیرمنطقی به نظر می‌رسد که بخواهد برای تعجیل در فرج و ظهور ایشان دعا کند.

موید دیگری که می‌توان از عبارات او برای اعتقادش به حیات صاحب الزمان علیه‌السلام یافت آن‌جاست که در ادامه می‌‌نویسد:
امام حسن عسکری علیه‌السلام دو پسر و دو دختر داشته، که هر دو دختر به نام فاطمه و ام موسی و نیز پسر دیگر امام حسن عسکری علیه السلام به نام موسی، در زمان حیات پدرشان وفات یافتند، ولیکن هیچ سخنی از وفات صاحب‌الزمان علیه السلام به میان نمی‌آورد و نه تنها به مانند بسیاری از عالمان اهل سنت که قائلند حضرت در کودکی وفات یافته، هرگز سخنی از وفات ایشان نمی‌گوید، بلکه بالعکس حتی برای تعجیل فرجش دعا می‌کند.

پی نوشت: جماعت اهل تسنن نمی‌توانند فخر رازی را شیعه نامیده و تکفیر کنند ؛
چون هم وی را مدح و توثیق کرده‌اند و هم اینکه فخر رازی با وجود اعتراف به وجود امام زمان عجل الله فرجه منکر ولایت امیر المومنین علیه السلام در غدیر بوده و مقام ابو بکر را نعوذ بالله بالاتر از امیر المومنین علیه السلام می‌دانسته است!__
(*) این دیدگاه مخالف عقیده شیعه است و ما قائل به این هستیم که امام عسکری علیه السلام تنها ۱ فرزند داشته اند.


"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار هر روز آیه و آیاتی از کلام الله المجید پاسخ داد.
"
یا مهدی و
سیمای "مهدی موعود"سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن کریم (۱)


سوره بقره آیات 2⃣ و 3⃣:

ذلك الكِتابُ لا رَيبَ فيهِ هُدَيً لِلمُتَّقينَ - ألذّينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ و يُقيمونَ الصّلوةَ وَ مِمّا رَزَقنا هُم يُنفِقونَ.

این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست , روشنگر راه پرهیزکاران است - آنانکه به غیب ایمان آورند و نماز را برپای دارند و از آنچه به ایشان داده ایم انفاق می کنند.


راوی میگوید :از امام صادق علیه السلام درباره آیات فوق پرسیدم , فرمود:

ألمُتَّقونَ شيعَةُ عَلِيٍ و الغَيبُ فَهُوَ الحُجَّةُ(الغائِبُ) و شاهِدُ ذلكَ قَولُهُ تَعالي : "وَ يَقولونَ لَولا اُنزِلَ عَليهِ آيةٌ مِن رَبِّهِ فَقُل إنَّما الغَيبُ لِلّهِ فَانتَظِروا إنّي مَعَكُم مِنَ المُنتَظِرينَ"

متقیان شیعیان علی (علیه السلام) هستند و غیب همان حجتِ (غایب) است ؛ و شاهد آن ، فرموده ی خدای تعالی است :"و (کافران) گویند چرا آیتی از پروردگارش بر او نازل نمی شود پس بگو همانا غیب مخصوص خداست , پس منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم .(۱)"


کمال الدین و تمام النعمة ، ٣٤٠/٢
(١) : سوره يونس ، آيه ٢٠

کانال برهان و مروری بر آیات مهدوی …
یا صاحب الزمان و ادرکنی ولا تهلکنی
"

8 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
قبل از پایخ سوال درباره نماز شعیب با استناد به آیات قرآن می خواهم نشان دهم که این عقیده شما چقدر یرگرفته از آیات قرآن است یانه چون پدرانتان انجام می دادند شما هم همانند آنها انجام می دهید

ببین یک باردیگر می پرسم با اینکه می دانم بازهم خودت را به نفهمی می زنی چون جوابی نداری که بدهی اگر توجه کرده باشی عبدالعلی فهمید آن وقت شما نفهمیدی سوال رو

این نماز شعیب که اگر بگفته شما همان نمازی باشد که شما پنج بار شبانه روز می خوانید چگونه دستور می دهد که دیگران آن کارهایی را که انجام می دادند ترک کنند ؟
قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿۸۷﴾
گفتند: اي شعيب آيا نمازت تو را دستور مي‏دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي‏پرستيدند ترك گوئيم ؟ و آنچه را مي‏خواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ تو مرد بردبار و رشيدي هستي ؟ (۸۷)
از اينكه قوم شعیب در مقام اعتراض به وى نماز او را عنوان كردند، مطلب مذكور قابل استفاده است‌.
در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد كه چرا قوم شعیب روى نماز شعيب تكيه كردند؟
اين به دليل آن بوده كه شعيب بسيار نماز مى‌خواند و به مردم مى‌گفت: نماز انسان را از كارهاى زشت و منكرات باز مى‌دارد، ولى جمعيت نادان ( امثال تو ) كه رابطه ميان نماز و ترك منكرات را درك نمى‌كردند، از روى مسخره به او گفتند: آيا اين رفتارها و حركات تو فرمان به تو مى‌دهد كه ما سنت نياكان و فرهنگ مذهبى خود را زير پا بگذاريم ( بت پرستی )، و يا نسبت به اموالمان مسلوب الاختيار شويم؟!
کلمه صلاة اشاره به آئین حقه الهی است، زيرا آشكارترين سمبل دین، نماز است.
نام این پیامبر چندین بار در قرآن آمده است. حضرت شعیب بر قومی مبعوث شد که بت پرست بودند و کم فروشی می کردند. او سعی بسیاری برای هدایت قوم خویش نمود اما به جز عده معدودی به او ایمان نیاوردند و سرانجام قوم او به سبب کردارشان به عذاب الهی دچار شدند.
توجه کن که قوم ایشان بت پرست بودند و توهم موحد بودن داشتند و ایشان را از آن جهت مسخره میکردند که نماز میخواند قطعا نماز ایشان یک روش و فرمول داشته چون ایشان بر نماز خود استوار بوده اند و قوم الظالمین ایشان را برای نمازش ملامت میکردند .
البته هیچکس نمیداند که روش نماز خواندن ایشان چگونه بوده است و چه عملی را چند بار انجام میداده ولی حتما یک روش خاص داشته است در سجده و ....
البته شخصی مثل تو دقیقا در لشکر آن افراد بت پرست قرار میگیرد و جناب شعیب را برای تنها وسیله ای که انسان را از فساد و فحشا جدا میکند را مورد ملامت قرار میدهد .
تمامی انبیاء و اولیا الهی روشی برای خواندن نماز خود داشتند و از جمله حضرت شعیب و رسول مکرم اسلام و ....
در ذهن یک سوال ایجا میشود آن هم این است که اگر شما نماز میخوانی حتما به روش یکی از انبیاء الهی است از جمله حضرت شعیب و رسول الله و تمامی انبیاء و اگر آن را به روش خودت میخوانی پس شاید پیامبر نو ظهور باشی و به مقام نبوت رسیده باشی .
کدام روش یکی از انبیاء را داری یا روش خودت ؟

البته شما زیاد از تنها جدا کننده از فساد و فحشا خوشت نمی آید زیرا فساد و فحشا توی خونت است !!! "

10 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
منتظر پاسخ شما هستم و منظورتان از این مسئله را نفهمیدم
قبل از پایخ سوال درباره نماز شعیب با استناد به آیات قرآن می خواهم نشان دهم که این عقیده شما چقدر یرگرفته از آیات قرآن است یانه چون پدرانتان انجام می دادند شما هم همانند آنها انجام می دهید

ببین یک باردیگر می پرسم با اینکه می دانم بازهم خودت را به نفهمی می زنی چون جوابی نداری که بدهی اگر توجه کرده باشی عبدالعلی فهمید آن وقت شما نفهمیدی سوال رو

این نماز شعیب که اگر بگفته شما همان نمازی باشد که شما پنج بار شبانه روز می خوانید چگونه دستور می دهد که دیگران آن کارهایی را که انجام می دادند ترک کنند ؟
قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿۸۷﴾
گفتند: اي شعيب آيا نمازت تو را دستور مي‏دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي‏پرستيدند ترك گوئيم ؟ و آنچه را مي‏خواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ تو مرد بردبار و رشيدي هستي ؟ (۸۷)
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين

یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

یا علی یا حیدر یا مرتضی

مهدی جان و


جلوه‌هایی از ولادت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف از زبان حکیمه خاتون بنت الامام محمد الجواد علیه السلام

حضرت حکیمه دختر امام محمد تقی گفت ابومحمد امام حسن عسکری در شب #نیمه_شعبان سال دویست و پنجاه و پنج مرا احضار کرد و فرمود: ای عمه امشب افطارت را نزد من باش چون خداوند ترا خوشحال می‏نماید به خلیفه و حجت و جانشین بعد از من،
از این خبر خوشحالی زاید الوصفی مرا فرا گرفت لباسهایم را جمع کردم همان ساعت به محضر حضرت ابی‏‌محمد آمدم و او در صحن خانه نشسته بود و اطرافش را خدمة آن حضرت گرفته بودند ، گفتم فدایت شوم جانشین شما از کدام یک از همسرانت می‏باشد؟
فرمود از سوسن من به همه خدمه چشم گرداندم از هیچیک اثر حمل ندیدم بجز سوسن، حکیمه گفت وقتی که نماز مغرب و عشا را اداء کردم کنار سفره آمدیم من و سوسن افطار کردیم و در یک اتاق خوابیدیم اندکی خوابیدم و از خواب بیدار شدم همواره درباره مژده امام که امشب خلف (مهدی ع) بدنیا می‏آید و ولی خدا امشب پا به عرصه وجود می‏گذارد فکر میکردم،
قبل از وقت نماز بیدار شدم و نماز شب را بجای آوردم و به نماز وتر رسیدم سوسن هم از خواب بیدار شد و تجدید وضو نمود و به نماز شب ایستاد و به نماز وتر رسید، در دلم خطور کرد طلوع فجر نزدیک است وعده امام تحقق نیافت و به افق نگریستم دیدم فجر اول طالع شد. شک‌ام زیادتر شد از وعده امام حسن عسکری در این هنگام صدای امام را از حجره‏‌اش شنیدم می‏فرمود:
شک نکن آن امری که می‏باید اتفاق افتد الساعة انشاءالله خواهد بوقوع پیوست؛
حکیمه گفت از حضرت ابی‏محمد شرمنده شدم و از آنچه که در دلم افتاده بود خجل شدم و
برگشتم به اتاق در حالی که شرمنده بودم دیدم سوسن نمازش را قطع کرد و بیرون آمده در حالی که ترسان بود؛
باو گفتم پدر و مادرم بفدایت آیا احساس درد می‏کنی گفت ای عمه من درد شدیدی دارم گفتم : انشاءالله ترسی بر تو نیست فرشی در وسط اتاق گسترانیدم و او را بر آن فرش نشاندم و من بجایی که معمولا قابله‏ ها برای گرفتن بچه می‏نشینند نشستم او دستم را گرفت و تکانی شدید خورد سپس ناله‏‌ای کرد و کلمه‏‌ی شهادتین گفت ؛
به دامن #نرجس نگریستم در این هنگام ولی الله حجة بن الحسن صلوات و سلامه علیه را دیدم بر هفت موضع خود را به زمین گذارده دو بازویش را گرفتم و به دامن خود نشاندم او را نظیف و پاکیزه از هر چیز یافتم صدای حضرت ابومحمد را در این لحظه شنیدم می‏فرمود:
ای عمه فرزندم را به نزد من بیاور و من او را بدست پدر دادم حضرت امام حسن عسکری زبانش را بیرون آورد و بچشم کودک مالید او چشم گشود آنگاه زبان خود را به دهان کودکش نهاد و کامش را با زبان خود برداشت زبان خود را بگوش کودکش نهاد و او را به پای چپ خود نشانید و حجة خدا (علیه‌السلام) درست نشست و دست مبارک خود را بر سر کودک کشید و فرمود:
پسرم به اذن و قدرت و امر خدا سخن بگو و استعاذه نمود از شیطان مردود و رانده شده و سخن را چنین شروع کرد:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. و ما اراده نموده‏‌ایم بر مستضعفان عالم منت گذاریم و آنان را پیشوا سازیم و وارث گردانیم و آنها را در زمین قدرت بخشیم و به فرعون و هامان و لشکریانش چیزی را که از آن وحشت دارند نشان دهیم.
آنگاه #صلوات بر رسول خدا و امیر مؤمنان و یکایک ائمه فرستاد تا اینکه به پدرش رسد،
پس حضرت ابومحمد کودک را بمن سپرد و فرمود ای عمه او را به مادرش برگردان تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده خداوند حق است ولکن بیشتر مردم این موضوع را نمی‏دانند ؛
او را به مادرش سپردم در حالیکه طلوع فجر صادق شده بود نماز صبح را بجای آوردم و تا طلوع آفتاب تعقیبات خواندم آنگاه با حضرت ابی‏محمد خداحافظی نمودم و به منزلم برگشتم و پس از سه روز مشتاق دیدار ولی خدا شدم به نزد وی رفتم و به حجره سوسن رفتم نه اثری یافتم و نه ذکری شنیدم ،
دوست نداشتم که از کسی بپرسم بخدمت امام ابی‏محمد رسیدم شرم داشتم که آغاز سئوال کنم حضرت آغاز سخن کرد و فرمود: ای عمه ولی خدا در حمایت و نگهداری و پوشش و غیب الهی است تا خدا اذنش بدهد و ظاهر شود و چون وفات من فرا رسد و دیدی که شیعیانم درباره‏‌ی جانشینم اختلاف کنند به افراد موثق خبر ده و باید این امر نزد تو و آنان مخفی و مکتوم بماند زیرا خدا ولی خود را از مردم پنهان و محجوب از بندگانش فرموده هیچکس او را نمی‏بیند تا آنکه جبرئیل اسب سواریش را حاضر کند.

الغیبة للطوسی، ص234و235و236

"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

یا علی یا حیدر یا مرتضی

مهدی جان و


سرگذشت جالب و تکان‌دهنده جعفر را مرحوم آیت‌الله حاج میرزا محمّد علی گلستانه اصفهانی در زمانی که ساکن مشهد بودند، برای یکی از علمای بزرگ مشهد، این‌گونه نقل فرموده بودند که عموی من مرحوم آقای سیّد محمّدعلی که از مردان صالح و بزرگوار بود نقل می‌کرد: در اصفهان شخصی بود به نام جعفر نعل‌بند که سخنان غیر متعارفی از قبیل آنکه من خدمت امام زمان رسیده‌ام و طیّ‌الارض کرده‌ام، می‌زد. طبعاً با مردم هم کمتر تماس می‌گرفت و گاهی مردم هم پشت سر او به خاطر آنکه (چون ندیدند، حقیقت ره افسانه زدند) حرف می‌زدند. روزی به تخت فولاد اصفهان برای زیارت اهل قبور می‌رفتم. در راه دیدم آقا جعفر هم به آن طرف می‌رود. من نزدیک او رفتم و به او گفتم دوست داری با هم راه برویم؟ گفت: مانعی ندارد. در ضمن راه از او پرسیدم مردم درباره شما حرف‌هایی می‌زنند. آیا راست می‌گویند که شما خدمت امام زمان رسیده‌ای؟ اوّل نمی‌خواست جواب مرا بدهد، لذا گفت: آقا از این حرف‌ها بگذریم و با هم مسائل دیگری را مطرح کنیم. من اصرار کردم و گفتم: من ان‌شاءالله اهلم.
گفت: بیست و پنج سفر کربلا مشرّف شده بودم تا آنکه در سفر بیست‌وپنجم، شخصی که اهل یزد بود در راه با من رفیق شد. چند منزل که با هم رفتیم مریض شد و کم‌کم مرضش شدّت گرفت. تا رسیدیم به منزلی که قافله به خاطر ناامن بودن راه، دو روز در آن منزل ماند تا قافله دیگری رسید. دو قافله با هم جمع شدند و حرکت کردند. حال مریض رو به سختی گذاشته بود. وقتی قافله می‌خواست حرکت کند، من دیدم به هیچ وجه نمی‌توان او را حرکت داد. لذا نزد او رفتم و به او گفتم من می‌روم و برای تو دعا می‌کنم که شفا پیدا کنی. وقتی خواستم با او خداحافظی کنم، دیدم گریه می‌کند. من متحیر شدم از طرفی روز عرفه نزدیک بود و بیست و پنج سال، همه ساله روز عرفه در کربلا بوده‌ام و از طرفی چگونه این رفیق را در این حال تنها بگذارم و بروم؟! به هر حال نمی‌دانستم چه کنم. او همین طور که اشک می‌ریخت به من گفت فلانی من تا یک ساعت دیگر می‌میرم، این یک ساعت را هم صبر کن! وقتی من مُردم، هر چه دارم از خورجین و الاغ و سایر اشیاء، مال تو باشد. فقط جنازه مرا به کربلا برسان و مرا در آنجا دفن کن. من با اینکه که به گفتار او اطمینان نداشتم، ولی به خاطر اجابت دعوت مؤمن و حفظ جان او، هر طور بود کنار او ماندم تا آنکه او از دنیا رفت، قافله هم برای من صبر نکرد و حرکت نمود. من جنازه او را به الاغش بستم و به طرف مقصد حرکت کردم. از قافله اثری نبود و من تصوّر می‌کردم اگر کمی با سرعت بروم، امکان دارد به آنها برسم. حدود یک فرسخ که رفتم، خوف مرا گرفت. از طرفی جنازه را که به الاغ بسته بودم افتاد. پس از آنکه مقداری معطل شدم و جنازه را دومرتبه محکم بر الاغ بستم، حرکت کردم. ولی باز پس از آنکه مقداری از راه را رفتم، جنازه از روی الاغ افتاد. به هیچ وجه آن جنازه روی الاغ قرار نمی‌گرفت. پس از معطلی فراوانی که پیدا کردم، مطمئن شدم امکان ندارد به قافله برسم و از طرفی بیابان هم وحشت‌زا بود و چنانچه کسی هم مرا با آن جنازه می‌دید، امکان اتهام قتل هم وجود داشت. بالاخره وقتی مضطر شدم و دیدم نمی‌توانم او را ببرم، خیلی پریشان شدم. ایستادم و به حضرت سیّدالشّهدا سلامی عرض کردم و با چشم گریان گفتم: آقا من با این زائر شما چه کنم؟ اگر او را در این بیابان بگذارم مسئولم و اگر بخواهم بیاورم می‌بینید که نمی‌توانم، درمانده و بی‌چاره شده‌ام. ناگهان دیدم چهار سوار که یکی از آنها شخصیت و ابهّت بیشتری داشت، پیدا شدند. آن بزرگوار به من فرمود: جعفر با زائر ما چه می‌کنی؟! عرض کردم: آقا چه کنم؟ در راه زیارت کربلا از دنیا رفته است و به من وصیت کرده که جنازه‌اش را به کربلا ببرم و دفن کنم. ولی نمی‌توانم، قافله هم رفته است و من درمانده شده‌ام نمی‌دانم چه بکنم؟ در این بین، آن سه نفر پیاده شدند یکی از آنها نیزه‌ای در دست داشت. با آن نیزه به زمین زد، چشمه آبی ظاهر شد. آن میّت را غسل دادند و کفن کرده، آماده رو به قبله برای اقامه نماز میّت گذاشتند. آن آقا جلو ایستادند و بقیّه پشت سر او نماز خواندند و بعد او را سه نفری برداشتند و محکم به الاغ بستند و سپس ناگهان ناپدید شدند. من حرکت کردم. ولی این مرتبه احساس کردم با سرعت زیادی زمین را طی می‌کنم. در حالی که راه می‌رفتم، دیدم به قافله‌ای رسیدم و از آنها عبور کردم. پس از چند لحظه، باز قافله دیگری را دیدم که آنها قبل از این قافله حرکت کرده بودند. از آنها هم عبور کردم. من آنها را می‌دیدم، ولی گویا آنها من را نمی‌دیدند. بعد از چند لحظه به پل سفید که نزدیک کربلا است رسیدم و سپس وارد کربلا شدم و خودم از این سرعت سیر تعجّب می‌کردم. بالاخره او را بردم و در وادی‌ ایمن (قبرستان کربلا) دفن کردم و در کربلا ماندم تا پس از بیست روز رفقایی که در قافله ما بودند به کربلا رسیدند. در ابتدا فکر می‌کردند من کنار آن یزدی در همان منزلی که از هم جدا شدیم مانده‌ام، ولی با کمال تعجّب و ناباوری دیدند که من بیست روز قبل از آنها به کربلا رسیده‌ام. به همین خاطر از من سوال می‌کردند و که تو کی آمدی و چگونه آمدی؟ من هم برای آنها به اجمال مطالبی را می‌گفتم و آنها تعجّب می‌کردند از همان جا کم‌کم پشت سر من صحبت‌ها شروع شد و بعضی به دید انکار نگاه می‌کردند، بعضی هم تمسخر می‌نمودند. تا آنکه روز عرفه شد. وقتی به حرم رفتیم، دیدم بعضی از مردم را به صورت حیوانات مختلف می‌بینم. از شدّت وحشت به خانه برگشتم. باز دو مرتبه از خانه در همان روز بیرون آمدم، باز هم مردم را به صورت حیوانات مختلف دیدم. عجیب‌تر این بود که بعد از آن سفر، چند سال دیگر هم ایّام عرفه به کربلا مشرّف شده‌ام و فهمیدم تنها روز عرفه بعضی از مردم را به صورت حیوانات می‌بینم. ولی در غیر آن روز آن حالت برایم پیدا نمی‌شود. لذا تصمیم گرفته‌ام که دیگر روز عرفه به کربلا مشرّف نشوم. وقتی این مطالب را برای مردم در اصفهان می‌گفتم، آنها باور نمی‌کردند و پشت سر من حرف می‌زدند. تصمیم گرفتم دیگر با کسی از این مقوله حرف نزنم و مدّتی هم چیزی برای کسی نگفتم تا آنکه یک شب با همسرم غذا می‌خوردم. صدای در حیاط بلند شد. رفتم در را باز کردم. دیدم شخصی می‌گوید: جعفر! حضرت صاحب‌الزّمان تو را می‌خواهند. من لباس پوشیدم و همراه با او رفتم. او مرا به مسجد جمعه در همین اصفهان برد. دیدم آن حضرت در صفه‌ای‌که منبر بسیار بلندی در آن هست، نشسته‌اند و جمع زیادی هم خدمتشان بودند. من با خودم می‌گفتم در میان این جمعیت چگونه آقا را زیارت کنم و چگونه خدمتش برسم؟ ناگاه دیدم به من توجّه فرمودند و صدا زدند: جعفر بیا. من به خدمتشان مشرّف شدم. فرمودند: چرا آنچه در راه کربلا دیده‌ای، برای مردم نقل نمی‌کنی؟ عرض کردم ای آقای من! آنها را برای مردم نقل می‌کردم، ولی از بس پشت سرم بدگویی کردند، دیگر سخنی نگفتم. حضرت فرمودند: تو کاری به حرف مردم نداشته باش، تو قضیه را برای آنها نقل کن تا مردم بدانند که ما چه نظر لطفی به زوّار جدّمان حضرت ابی‌عبدالله الحسین داریم.
در دل کِشدم آتش هجر تو زبانه
آخر کُشدم از غمت این آه شبانه
خونم چکد از دیده به سودای تو تا کی
تا چند روم در طلبت خانه به خانه
هر سو نگرم مهر دلارای تو جویم
هر جا گذرم می‌طلبم از تو نشانه
دل بر سر آن شد که به پای تو دهد جان
گر دست دهد وصل تو ای درّ یگانه
آیا رسد آن طالع فیروز که روزی
روزی شودم دولت دیدار تو یا نه
سخت است به هر جمع پریشان تو بیند
حاضر همه یاران و تو غایب ز میانه
برخیز و بساط ستم و جور، تو بر چین
برهان همه یاران خود از جور زمانه
حیران به امید است که دیدار تو بیند
روزی که زنی تکیه به او رنگ شهانه
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

یا علی یا حیدر یا مرتضی

نجات شهید ثانی در بیابان توسّط امام زمان (علیه السلام)

شهید ثانی به همراه کاروانی در حال سفر بود. در بین راه به جایی به نام رمله رسیدند. شهید خواست به مسجدی که معروف است به جامع ابیض برود، بخاطر زیارت کردن انبیایی که در آنجا مدفون هستند. پس دید که در، قفل است ودر مسجد هیچ کسی نیست.
پس دستش را بر روی قفل گذاشت وکشید. به اعجاز الهی در باز شد. او داخل شد ودر آنجا مشغول به نماز ودعا گردید وبخاطر توجّه وی بسوی خداوند متعال، متوجّه حرکت کاروان نشد واز قافله جا ماند.
پس متوجّه شد که کاروان رفته وهیچ کسی از آنها نمانده است. نمی دانست چه کار باید بکند ودر مورد رسیدن به آنها فکر می کرد، با توجّه به اینکه وسایل او نیز بار شتر بوده وهمراه کاروان رفته است.
بنابراین شروع کرد پیاده به دنبال کاروان راه رفتن تا اینکه از پیاده راه رفتن خسته شد وبه آنها نرسید واز دور هم آنها را ندید.
وقتی در آن وضعیّت سخت ودشوار گرفتار شده بود ناگهان مردی را دید که به طرف او می آمد، وآن مرد بر سوار استری بود. وقتی آن سوار به او رسید گفت: «پُشت سر من سوار شو».
پس شهید ثانی را پشت خود سوار کرد ومثل برق در مدّت کوتاهی او را به کاروان رساند واو را از استر پیاده کرد وفرمود: «پیش دوستانت برو». واو وارد کاروان شد.

شهید می گوید: «در جستجوی آن بودم که در بین راه او را ببینم ولی اصلاً او را ندیدم وقبل از آن هم ندیده بودم»(۷).

مهدی جان و

http://www.m-mahdi.com/persian/books-192



.................
(۷) نجم الثّاقب.
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" یا اخ الیهود ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر
فبهت الذی کفر
__________________ "

18 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه فراموش کردی این سوال رو من از شما پرسیدم اگر نمی توانی جواب بدی بگو نمیدانم که این نماز که می خوانیم چطورمی تواند به قوم شعیب دستور بدهد
منتظر پاسخ شما هستم و منظورتان از این مسئله را نفهمیدم "

21 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:41PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.