بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2276
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خدا جانها را به هنگام مرگشان بطورکامل و تمام مى‌گيرد، و نيز جان آنهایی را كه در خوابند و نمرده‌اند. سپس جانهايى را كه حكم مرگ بر آنها رانده شده نگه مى‌دارد و حفظ می کند و ديگران را تا سر آمدی معين رها می سازد. در اين براى آنهايى كه مى‌انديشند عبرتهاست.

hosyn
خیلی خیلی ممنون دوست گرامی، اکنون با طرح سؤالات بسیار ساده، که مشترک بین من و شما، بلکه هر فرد بشر، در فهم از این عبارت آیه شریفه است، بحث را پیش میبریم إن شاء الله تعالی

سؤال اول راجع به امساک است، که شما در ترجمه آوردید: (جانهایی ... را نگه میدارد و حفظ میکند)، و در پست قبلی در توضیح امساک آوردید: (هو حبس مع حفظ، أى توقيف شي‌ء عن الإرسال)

سؤال من این است که این کلمه شیء (چیز) در این عبارت: نگه داشتن چیزی از رها شدن، آیا یک چیز معدوم است یا چیزی موجود است؟

سؤال: خداوند متعال، چیزی موجود را نگه میدارد یا چیزی معدوم؟
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2271
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=152

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

فقط همین را می خواهید؟
در قرآن امساک مقابل تسریح قرار گرفته است:

فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَـٰنٍ
به شایستگی نگاه داشتن يا به نيكى رها ساختن

در باره اصل معنای امساک گفته شده: هو حبس مع حفظ، أى توقيف شي‌ء عن الإرسال
پس فرق امساک با ارسال در این است که در امساک چیزی را حبس و حفظ می کنی اما در ارسال رهایش می سازی و آزادش می کنی.

hosyn
دوست گرامی، ما را کشتی، هی من میگم: ترجمه! ترجمه! شما میگی فقط همین را میخواهید؟! و یک حرف دیگری مطرح میکنی!

من میخواهم همین آیه را ترجمه کنید و معنا کنید، نه اینکه صد آیه دیگر بیاورید و آخر کار یک کلمه معلوم نشود این آیه چه میگوید؟

ترجمه! ترجمه! توضیح مختصر پس از ترجمه.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2265

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

آیا این را هم قبول دارید که در قرآن روح به این معنا نیست؟

hosyn
دوست گرامی، بازی در نیار دیگه!
من چیز زیادی از شما نخواستم، ترجمه کردن یک آیه، اینقدر ناز و اطوار نداره! چیه؟! اگر نمیترسی و هی شعار میدی که از بین شش هزار آیه، یکی نیست، پس ترسی ندارد یک آیه قران را ترجمه کردن!

من فقط میخواهم فرق امساک و ارسال را بدانم، و اصلا کاری هم با روح ندارم، هر چی راجع به روح بگی قبول!

فقط فرق ارسال با امساک را ترجمه روشن کن، همه بفهمیم.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2259
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=151

نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
من از شما چه خواستم؟





و شما در پاسخ بنده نوشتید:





این خیلی شروع خوبی بود اما نتوانستید ادامه اش دهید. این بود که دوباره اصل را رها کردید و به توجیه و تفسیر رو آوردید. آیا در این شش هزار و دویست و خرده ای آیه نمی توانید آیه ای پیدا کنید که بدون توجیه و تفسیر، حیات برزخی را معرفی کرده باشد؟
اگر نمی توانید اعلام کنید نمی توانم پیدا کنم تا من جواب سئوال شما درباره توفی انفس را بدهم. این یک کار را که می توانید انجام دهید؟

hosyn
دوست گرامی، بنده که همیشه دست تسلیمم بالاست! تسلیم!!
نمیتوانم پیدا کنم، حالا ترجمه این آیه را بفرمایید.
http://www.iranclubs.org/forums/show...155695&page=27
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2247
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

اصحاب قبورو من فی القبور اسمش با خودش است: به کسانی اشاره دارد که ساکن قبر هستند نه جهان خیالی برزخ، درست مانند اصحاب کهف که قرنها در غار خود آرمیده بودند تا بار دیگر مبعوث شدند. انسان نیز وقتی می میرد تا زمانی که دوباره بیدارش می کنند، در زمین آرمیده است و هنگامی که بیدارش می کنند گمان می کند ساعتی یا نهایتاً روزی بیش نخوابیده است. من در گذشته راجع به برزخ زیاد بحث کرده ام و فعلاً لزومی به تکرار آن نمی بینم. زین پس شما نیز اگر دلیل محکمی در باره زنده بودن مردگان و شنوا بودن آنها ندارید، لطفاً رشته کلام مرا پاره نکنید



hosyn
چون بحث، ظرافتها و لطائف خاص خود دارد، مطلب را در این مقاله تنظیم کردم:


۱- مناظره با یک یتیم!


یک بچه یتیم در حدود سنی ده سال در نظر بگیرید که میتوانید با او یک گفتگوی عرفی ساده فراهم کنید، و فرض بگیرید که به شما میگوید:

یتیم: دیشب پدرم را در خواب دیدم و با او صحبت کردم و خیلی لذت بردم.

دخیل: عزیزم! یعنی میگویی پدرت که مرده است، در خواب سخن تو را شنید؟

-: بلی، حتما شنید، و اتفاقا جواب خیلی دلنشین و مناسبی هم به من داد!

-: متاسفانه عزیزم تو کافر شدی!

-: چرا کافر شدم؟!

-: چون مطلبی را بر خلاف قرآن، معتقد شدی!

-: مگر قرآن چه میگوید؟

-: قرآن میگوید: انک لا تسمع الموتی، یعنی پیامبر ما! تو نمیتوانی به مرده چیزی بشنوانی، و همچنین میگوید: و ما انت بمسمع من فی القبور، یعنی ای پیامبر ما! تو نمیتوانی به کسانی که در قبر آرمیده‌اند چیزی بشنوانی! عزیزم! مگر پدر تو در قبر نخوابیده است؟ پس چرا میگویی به او چیزی شنواندی و او پاسخ تو را داد؟ تو بر خلاف قرآن حرف زدی!

-: من با اینکه پدرم که در قبر آرمیده صدای من را نمیشنود که مشکلی ندارم! پدرم وقتی روی تخت بیمارستان مرد، در آن وقت هم گوشش دیگر صدای من را نمیشنوید، اصلا پرده صماخ گوش پدر من (که معلم در دبستان به ما آموزش داده) دیگر تکان نمیخورد تا صوت را منتقل به گوش میانی و درونی و قسمت حلزونی گوش او کند! عصب بینایی و سلولها و نرونهای عصبی مغز پدر من هم مرده بودند، ممکن نبود پدر من چیزی بشنود! من چگونه کافر شدم و با قرآن مخالفت کردم که میدانم الآن پدرم از تخت بیمارستان رفته زیر یک خروار خاک! اگر قبلا گوشش نزدیک دهان من بود و نمیشنید اکنون با اینهمه خاک و سنگ چگونه بشنود؟!

-: ولی آیه قرآن را چه کار میکنی؟ آیه میگوید: تو نمیتوانی به مرده چیزی بشنوانی، اما تو گفتی که خواب پدر دیدی، و معتقد هستی خودش بوده، و در خواب، سخن تو را شنیده و جواب مناسب داده است؟!

-: گمان نمیکنم مقصود قرآن این باشد، ولی الآن یک سؤال مهم برایم پیش آمد!

-: چه سؤالي؟

-: آخر آیه میگوید تو نمیتوانی به کسانی که در قبرها هستند چیزی بشنوانی، و این خیلی مطلب واضحی هست! سؤالم این است که آیا خدا پیامبر فرستاده تا چیزهایی که هر بچه و بزرگ میفهمند دوباره به عنوان وحی به آنها بگوید؟! مثلا آیا خدا پیامبر میفرستد که به او وحی کند که وقتی تشنه شدید آب بخورید! یا جمع دو و دو میشود چهار! آخر چه نیازی بوده که به پیامبر وحی کند که تو نمیتوانی به مرده‌ها چیزی بشنوانی؟!

-: خوب، برای همین که وقتی تو خواب پدر دیدی هرگز نگویی که من در خواب با خود پدرم تماس گرفتم و او سخن من را شنید و جواب داد!

-: آخر قرآن میگوید به مرده که در قبر خوابیده نمیتوانی چیزی بشنوانی، و من وقتی که پدرم را در خواب دیدم، مرده نبود، زنده بود، گوش داشت، صدای من را میشنید، و کاملا با هم ارتباط برقرار میکردیم، من با حرف قرآن که مشکلی ندارم، من به کسی که در قبر است نمیتوانم چیزی بشنوانم، اما میتوانم با روح پدرم که نمرده و در قبر زیر خاک نرفته، صحبت کنم، من جواب سؤالم را نگرفتم! چرا قرآن این مطلب واضح را که همه میدانند که نمیتوان به کسانی که در قبر خوابیدند چیزی شنوانید را به عنوان وحی آسمانی بر پیامبرش نازل کرده است؟! چه نیازی به این وحي آسمانی بوده؟!

-: بیا با هم برویم نزد استاد رشته مفاهیم قرآنی تا از او سؤال کنیم.



۲- استاد مفاهیم و تعلیم استعارة


یتیم: جناب استاد، سؤالی برایمان پیش آمده، خواهش میکنیم جواب بفرمایید.

استاد: چه سؤالی؟

-: سؤال این است که چرا خداوند در وحی آسمانی قرآن، چیزی بسیار واضح که همه از کوچک و بزرگ میدانند، به پیامبرش وحی کرده است؟! آخر چه نیازی به این وحی بوده است؟!

-: مثلا کجا؟

-: مثلا آیه: انک لا تسمع الموتی، و آیه: و ما انت بمسمع من فی القبور!

-: لبخند استاد!

-: جناب استاد! چرا میخندید؟!

-: آخر عزیزم! در اینجا مقصود خداوند این مطلب واضح که میگویی نیست! خداوند متعال از یک مطلب واضح که همه میدانند کمک میگیرد تا یک مطلب غیر واضح را بیان کند، اگر قبل و بعد این آیات را نگاه کنید، مثل خورشید تابان، میفهمید که منظور قرآن از مرده، اشخاص کافر هستند، نه مرده در قبر!

-: ممکن است قبل و بعدش را بفرمایید.

-: مثلا در آیه اول در ادامه میفرماید: تو فقط و فقط کسانی را که به آیات ما ایمان دارند میتوانی بشنوانی، و در آیه دوم فورا در ادامه میگوید: تو نیستی مگر بیم دهنده! چه ارتباطی دارد؟! اگر نمیتوانی به کسانی که در قبر آرمیدند چیزی بشنوانی، پس چگونه میخواهی بیم دهنده باشي؟! آیا به مرده میتوان بیم داد؟!

-: خیلی ممنون، برایم واضح شد! مقصود قرآن از مرده، انسان قلب مرده است، درست است؟

-: بلی عزیزم، این را علماء به نام استعاره اصطلاح کردند، یعنی کافر که قلبش مرده است و گوش قلبش نمیشنود، تشبیه شده است به مرده که گوش جسدش نمیشنود.

-: اما استاد گرامی! باز یک سؤال مهم برایم مطرح است، اگر مقصود قرآن از مرده، شخص کافر است، پس دیگر نیازی نبود که تصریح کند: تو به کسانی که در قبر هستند تمیتوانی چیزی بشنوانی! آیه اول مشکلی ندارم، انک لا تسمع الموتی، اما آیه دوم تصریح میکند: و ما انت بمسمع من فی القبور، و همه میدانیم که شخص کافر در قبر نیست، او زنده است و هنوز در قبر نرفته است، هر چند که قلبش مرده است، اما هرگز جزء کسانی که در قبر هستند نیست! جناب استاد! چرا قرآن تصریح میکند که به کسانی که در قبر هستند نمیتوانی چیزی بشنوانی؟

-: (استاد سر به زیر میاندازد!!) سؤال خوبی است، من استادی در علم بلاغت میشناسم، بیایید با هم برویم پیش او و این سؤال را بپرسیم.



۳- استاد بلاغت و تعلیم استعارة مرشّحة


استاد مفاهیم: سؤالی مطرح شده که نزد شما آمدیم تا جواب بفرمایید.

استاد بلاغت: چه سؤالی؟

-: میدانیم که کلمه موتی (مردگان) در بعض آیات قرآن، استعاره است، و مقصود از آن، مرده نیست، بلکه شخص کافر است، اما سؤال در یک آیه خاص است که چرا تصریح میکند: تو نمیتوانی کسانی را که در قبر آرمیدند چیزی بشنوانی؟ کافر در قبر نیارمیده، و در بین مردم زندگی میکند، چگونه میتوان گفت که او در قبر آرمیده است؟!

-: به نکته بسیار زیبای ادبی، رهنمون شدید، علمای بلاغت اسم این نوع استعاره را استعاره مرشحة یا ترشیحیة میگذارند، وقتی صاحب سخن، تشبیه مستقیم کند، مثلا بگوید: کافر که قلبش مرده است شبیه مرده است که جسدش مرده است، این یک تشبیه است، اما اگر تشبیه را بردارد، و اصلا مشبه را ذکر نکند، و تشبیه را پشت صحنه نگه دارد، و فقط مشبه‌به را ذکر کند، اینجا استعاره است، میگوید: سراغ مرده نرو که نمیتوانی به او چیری بشنوانی، ببینید اصلا ذکری از کافر که مشبه است نکرده، و فقط اسم مرده را برده، اما مقصودش از کلمه مرده همان کافر است.

-: ولی ما جواب سؤالمان را نگرفتیم! چون به هر حال کافر در قبر نیارمیده!

-: صبر کنید، مطلب اصلی مانده، این چیزی که توضیح دادم، استعاره بود، و نامش را استعاره تصریحیة میگذارند، اما استعاره انواع لطیف دیگری هم دارد، مثل استعاره تخییلیه، یعنی وقتی که صاحب سخن، تشبیه پشت صحنه استعاره را بسیار قوی کند، آنگاه مشبه را به صحنه میاورد در حالی که اوصاف و بلکه اعضا و جوارح مشبه‌به را برای او ذکر میکند، مثلا در پشت صحنه، مرگ را به یک درنده که به شخص حمله میکند، تشبیه میکند، اما اسمی از درنده نمیبرد، و فقط میگوید: آنگاه که مرگ چنگالش را در تو فرو برد! همه میدانیم که مرگ، چنگال ندارد، و حیوان درنده است که چنگال دارد، ولی تشبیه پشت صحنه مرگ به درنده، به صاحب سخن اجازه میدهد تا برای مرگ هم چنگال قرار دهد، و وقتی مرگ شخص فرا میرسد، این چنگال مرگ است که در بدن شخص فرو میرود!

اما آیه شریفة و ما انت بمسمع من فی القبور، استعاره مرشحة است، یعنی تشبیه پشت صحنه صورت گرفته، و با ظرافت خاصی، مشبه (تماما) از صحنه حذف میشود، و آنچه در صحنه میماند تنها و تنها مشبه‌به است با اوصاف خاص خودش! اما قرینه آشکار در کلام وجود دارد که تمام مقصود گوینده، مشبه است، نه مشبه‌به.

در این آیه، از آیه ۱۸ تا ۲۶ را اگر نگاه کنید، مقصود قرآن کریم واضح است، و بعد از تعبیر مردگان در قبور هم فورا میگوید: تو تنها و تنها بیم دهنده هستی! که واضح است بیم دادن به مرده‌های در قبور، معنایی ندارد، و این را قرینه صارفه میگویند، و در اینجا مثل آن مثال قبلی که مرگ، چنگال نداشت، اما چون تشبیه به درنده شده بود، عضو درنده که چنگال بود، برای او هم قرار داده شده بود، پس گویا مرگ همان درنده‌ای است که چنگال دارد، در این آیه هم چون کافر به مرده تشبیه شده، و از واصاف مردگان، آرمیدن در قبور است، همین صفت با زیبایی خاص، برای کافر هم اثبات شده است، یعنی: ای پیامبر ما! تو نمیتوانی به این مرده در قبر چیزی بشنوانی! یعنی نمیتوانی به کافری که گویا همان مرده در قبر خوابیده است، چیزی بشنوانی.

یتیم: فهمیدم! خواب من اصلا منافاتی با مقصود قرآن کریم ندارد، چون کافر، به جسد مرده خوابیده در قبر تشبیه شده، نه به روح پدر من که در عالم ارواح زندگانی مناسب آن عالم دارد، یعنی اصلا این آیات قران، زبطی به حرف من نداشت تا من به مخالفت با آنها، کافر بشوم!
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2246
شاید اینجا هم الیوم دوره هست
پست 2166

http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=145

نقل قول:


در اصل توسط ghanet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری
نوشته شده است نمايش نوشته


وقتی خداوند می فرمایند:الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ منظورشان از الیوم یک روز خاص نیست چون یأس یکباره به انسان دست نمی دهد،اندک اندک که امید او کم می شود، حالت یأس قوت می گیرد تا وقتی امید بکلی قطع شود، آنگاه یأس و نا امیدی بطور کامل بر انسان چیره می شود و او را از پا در می آورد. به همین ترتیب تکامل نیز به یکباره حاصل نمی گردد، وقتی تمام اجزاء سر جای خود قرار می گیرند، کمال حاصل شده و ماندگار می گردد.
شما تا زمانی که نسبت به آیات قرآن خشوع و انقیاد نگاه نداشته باشید و از سخن لغو اعراض نکنید و تا زمانی که نگاهتان به امثال حدیث غدیر است ، مفهوم آیه را درک نخواهید کرد و همش به دنبال یک روز خاص می گردید.
سئوالات شما مثل این می ماند که بپرسید: روز قیامت کدام روز است و بعد که متوجه شدید یک روز خاص نیست و مراحلی دارد، دوباره بپرسید: روز قیامت کدام مرحله از قیامت است؟
هرمرحله ای از قیامت ، روز قیامت است منتهی به مرحله ماندگارآن می گویند یوم الآخرة هرچند همین یوم نیز جزء یوم القیامة می باشد.
شما اگر می خواهید بهتر موضوع را درک کنید با خودت اینگونه بگو!
- امروزه دیگر کافران از دین شما مأیوس شده اند
- امروزه دیگر برای شما دینتان را کامل کرده ام و نعمت خود را تمام گردانیده ام و رضایت داده ام که به دین اسلام درآیید پس هرکس از شما که از روی گرسنگی و ناچاری ، نه از روی تعدی و گناه، از آنچه برایش حرام شده بخورد حرجی بر او نخواهد بود و خداوند آمرزنده و مهربان است.
- امروزه دیگر طیبات بر شما حلال شده اند

متمسک به ثقلین
ببینید دوست گرامی، قبلا هم عرض کردم که روز قیامت، روز اکمال دین، روز اتمام نعمت، روز حلال کردن طیبات، و هر چه نظیر اینهاست را قبول کردم که ممکن است به معنای روز خاص نباشد، چرا؟ چون کار خداوند متعال است، و کار او هزار وجهه و مقام دارد، اما یأس کفار، یک حالت روانی کفار است، خدا که نعوذ بالله در قرآن دروغ نمیگوید، وقتی میگوید: کفار از دین شما مأیوس شدند، و حال آنکه مثلا جنگ احزاب علیه مسلمانها راه میاندازند، هر چند قرآن میفرماید و لما رأی المؤمنون الاحزاب... الی آخر ، مؤمنون در ایمان قوی بودند، اما آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، کار با قوت ایمان مؤمنین ندارد، بلکه کار با مأیوس شدن کفار دارد، آیا خنده‌دار نیست بگویند قرآن مسلمین در شروع حمله احزاب میگوید: امروز کفار از دین شمامأیوس شدند؟! چه مأیوسی شدند که این همه جمع شدند تا ریشه اسلام را از بیخ و بن بکنند؟! آیا افراد مأیوس، اینهمه خود را به زحمت میاندازند و هزینه میدهند؟! هرگز!

نکته این است که یأس کفار، حالت آنهاست، و چاره‌ای ندارید که برای آن، زمان خارجی فیزیکی داشته باشید، در زمان حمله گسترده کفار علیه اسلام و مسلمین، هیچ عاقلی نمیگوید: کفار از دین مسلمین، مأیوس شدند پس دیگر از آنها نمیترسند!

سؤال: حالت یأس کفار از دین اسلام در چه زمانی حاصل شد، به طوری که عرف مردم بگویند حالا دیگر کفار از دین مسلمین، مأیوس شدند؟
.

پست2196
نقل قول:
http://www.iranclubs.org/forums/show...55542&page=147

در اصل توسط ghanet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری
نوشته شده است نمايش نوشته

من ساعت دقیقش را نمی دانم اما گویا روز 18 ذی حجه از سال دهم هجری بوده، درست در همان لحظه ای که پیامبر دست علی را بالا می برد و او را جانشین خود می سازد .

متمسک به ثقلین
سخن کاملا درستی است، و الله یعلم انک لرسوله، هر چند: و الله یشهد ان المنافقین لکاذبون!

دوست گرامی، تنها گزینه صحیح همین است، چرا؟ چون به چه جهت بود که به ابتر بودن پیامبر ص امیدوار و خوشحال بودند؟ چون کسی که با مرگش، آثار و ایده او هم به خاک برود، از بین رفتنی است، لذا تمام امید کفار این بود که پیامبر خدا ص یا کشته شود و یا بمیرد، اما وقتی روز ۱۸ ذی الحجة همه آگاهان میدانی امر اسلام از روز اول ظهور آن، دیدند یک نفر دیگر مثل خود پیامبر خدا ص از طرف خداوند متعال، خلیفه بلافصل او شد، مأیوس شدند از اینکه این دین رفتنی باشد، و فهمیدند با این نصب الهی، علي ع به هر ترتیب باشد، یا با قیام و یا با قعود، نمیگذارد این دین از بین برود، و میبینید که امروز شیعه حرفش را چگونه منتشر میکند، و چگونه روز نصب خلیفه الهی را پاس میدارد، هر چند صاحب غدیر، در این راه، خون دلها خورده است.

بعض مفسرین چون حمل کردن این آیه به قبل از فتح مکه خنده‌دار بوده، و از طرفی برای توجیه رفتار منافقین در سقیفه، چاره‌ای جز محو غدیر نبوده، گفتند که منظور از این روز یأس کفار، روز فتح مکه است، اما غافل از اینکه بعد از فتح مکه، یکی از بزرگترین غزوات که غزوه تبوک در جنگ با روم بود صورت گرفت، شوکانی در تفسیرش میگوید: اختلافی نیست که این آیه در غزوه تبوک نازل شد: یا ایها الذین آمنوا ما لکم اذا قیل انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض؟! چگونه در سال قبل (سال هشتم)، که سال فتح مکه بوده، خداوند بفرماید: امروز کفار از دین شما مأیوس شدند، اما سال بعد(سال نهم)، بزرگترین کافر دشمن اسلام یعنی روم، قصد حمله به مسلمین داشته باشد؟! آیا باور کردنی است؟ هرگز! یأس کفار در پایان سال دهم بود که به امر خدا، کسی به عنوان خلیفه پیامبرص برگزیده شد، که نفس و جان پیامبر بود، و تمام کفر، دوباره سر و کارشان با شخصی دقیقا مثل خود پیامبر ص بود، و این است آن امر عقلائی که همه میپذیرند که سبب مأیوس شدن کفار از دین مسلمین شود.

نقل قول:


در اصل توسط gh[anet ملحد شیطان پرست مدعی پیامبری نوشته شده است نمايش نوشته

این هم آن آیه ای که خداوند در آن حالت یأس و عرق سردی را که بر پیشانی کفار نشسته، شرح می دهند:

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ۚ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ ۗ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و آنچه نذر غیر خدا شود، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و آنچه حیوانات درنده از آن خورده باشند مگر اینکه پاکیزه اش گردانید- و حیواناتی که برای بتها سر بریده می شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و نیز آنچه به وسيله تيرهاى قمار قسمت كنيد ؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروزه دیگر برای شما دینتان را کامل کرده ام و نعمت خود را تمام گردانیده ام و رضایت داده ام که به دین اسلام درآیید پس هرکس از شما که از روی گرسنگی و ناچاری ، نه از روی تعدی و گناه، از آنچه برایش حرام شده بخورد حرجی بر او نخواهد بود و خداوند آمرزنده و مهربان است.

فقط نمی دانم اعلام خلافت علی چه سنخیتی با تحریم گوشت مردار و خون و خوک و غیره دارد! لابد پروردگاربرای حفظ نکات امنیتی صلاح ندیده اند عریضه ای جدا گانه برای این موضوع مهم بنویسد.
متمسک به ثقلین
اگر میدانید که تدلیس میکنید، و اگر نمیدانید بدانید که در طول تاریخ فهم و تفسیر قرآن، نظام ربط این آیه در عین حالی که یک معضل بوده، اما با سکوت برگزار میشده! ابن عاشور مفسر تونسی استاد دانشگاه زیتونه تونس در تفسیر التحریر و التنویر پس از یک بحث خیلی طولانی راجع به این آیه، وقتی به تفسیر: فمن اضطرّ (فاء تفریع) میرسد میگوید:

التحرير و التنوير، ج‏5، ص: 35
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
وجود الفاء في صدر هذه الجملة، مع عدم مناسبة ما بعد الفاء لما وليته، يعيّن أن تكون متّصلة ببعض الآي التي سبقت، و قد جعلها المفسّرون مرتبطة بآية تحريم الميتة و ما عطف عليها من المأكولات، من غير تعرّض في كلامهم إلى انتظام نظم هذه الآية مع التي قبلها. و قد انفرد صاحب «الكشاف» ببيان ذلك فجعل ما بين ذلك اعتراضا.

ببینید اول اعتراف میکند که (مع عدم مناسبة)! یعنی بین قبل و بعد، هیچ مناسبتی نیست! ولی میگوید با اینکه مناسبت نیست، اما مفسرین متعرض نظم این آیه نشدند! و فقط زمخشری صاحب کشاف در قرن ششم وارد توضیح نظم قبل و بعد آیه شده است! و تازه گفته که این جمله معترضه است که بین آیه واقع شده است! و چون در همین کتاب ابن عاشور و نیز در بسیاری از تفاسیر اهل سنت، قضیه غدیر در این آیه، مسکوت است، لذا شروع میکنند به توجیهات و تاویلات، تا نظم آیه جور در بیاید! اما منصفی که ادعای شیعه را بشنود دیگر محال است به این توجیهات دل بسپارد! در المیزان، اول ثابت میکنند که این جمله معترضه است، و سپس استقلالا راجع به آن بحث میکنند.
.


وقتی براش ثابت شد غدیر است الیوم ودوره نیست وجواب نداشت رفت قد افلح مومنون
http://www.iranclubs.net/forums/show...55542&page=147

"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار برزخ ... پاسخ داد.
"
پست 2245
نقل قول:
در اصل توسط ghanetغانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

اینکه گاهی قرآن را به رأی خود تفسیر می کنید، و چون خیل عظیم قدما، آن را به مفسرین ماورایی وا نمی گذارید، بسیار پسندیده است اما زمانی درخور تقدیر است که بتوانید برایش شواهدی از قرآن معرفی کنید نه اینکه بدون شاهد حرف بزنید.
چیزهایی که درباره عذاب الهون ، عذاب الحریق و غیره نوشتید همگی بر عذاب قیامت منطبق می شوند نه برزخ. ملاحظه کردید مفسرین شیعه نیز بر این باور بودند.
اگر می خواهید کاری بکنید، اول باید حیات برزخی را در قرآن ثابت کنید و آیاتی معرفی کنید که بطور مستقیم ( نه با کلی پیچ و خم و تفسیر و تأویل) به برزخ یا حیات برزخی اشاره کرده باشند.
اما شما هرگز قادر به پیدا کردن چنین آیاتی نخواهید بود و در قرآن جز حیات دنیا و آخرت چیز دیگری پیدا نخواهید کرد. برزخ زائیده احادیث و روایات است و خلق شده تا حیات مردگان را توجیه کند تا اگر کسی به آیات قرآن استدلال کرد که مردگان نمی شنوند و نمی بینند، برزخ را پیش بکشند و حق را با باطل بپوشانند.

چه کسی گفته مردگان نمی شنوند؟!
پس آن مردگانی که پیامبر در چاه بدر با آنها حرف زد چه بودند؟!

hosyn
ببینید دوست گرامی، نزد این بنده ناچیز کم‌فهم، که در عین حال، عمری را با کتاب و بحث، سر و کار داشتم، گمان نکنید میتوانید حرفه‌ای رفتار کنید! دوباره عبارت خودتان را مرور کنید! صد کلمه نوشتید، ناز کردید و نیاز کردید، تا خلاصه از جواب یک کلمه‌ای من فرار کنید، بنده نیامدم که شما نصیحت کنید، هر چند سراپا آماده شنیدن نصیحت هستم، اما نه نصیحتی که برای فرار از پاسخگوئی در یک سؤال و جواب علمی باشد، پاسخ دهید که خلاصه کلمه الیوم در روز (اخرجوا انفسکم) چیست؟
"

8 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... اگر شما تونستین یک مثلث خارج از جهان ماده به من نشون بدین من می پذیرم که قوانین حاکم بر اون مثلث غیرمادی و فرای طبیعت هستن.
امروزه نظریه نسبیت که بر مبنای هندسه ریمانی است چنین مثلثی را بیرون جهان ماده به شما نشان میدهد، چرا؟ چون میگوید قضیه فیثاغورث را قبول دارم اما در هندسه اقلیدسی، ولی هندسه جهان، اقلیدسی نیست، پس مطلقا قضیه فیثاغورث مصداق فیزیکی و مادی ندارد.

همچنین قضیه معروف که میگوید مجموع زوایای مثلث، مساوی ۱۸۰ درجه است، تنها و تنها در هندسه افلیدسی معنا دارد، و گرنه در هندسه هذلولوی همیشه مجموع زوایای مثلث کمتر از ۱۸۰ درجه است، و در هندسه‌های بیضوی همیشه بیشتر از ۱۸۰ درجه است.

در همان آدرسی که قبل دادم اشاره کرده که قضیه فیثاغورث در فضای اقلیدسی است:

قضیهٔ فیثاغورس در هندسه و فضای اقلیدسی، حالت خاصی است از قانون کسینوس‌ها، هنگامی که زاویهٔ بین دو خط ۹۰ درجه‌ است. این قضیه به نام ریاضی‌دان یونانی فیثاغورس نامگذاری شده‌است. بر اساس آن، در یک مثلث راست‌گوشه (قائم‌الزاویه)، همواره مجموع توان‌های دوم دو ضلع برابر با توان دوم وتر است.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... اگر هیچ ناظری در جهان وجود نداشته باشه باز هم مثلث و قوانین حاکم بر اون وجود دارن که مادی هستن، هرچند ناظری نیست که اون رو درک کنه و چیدمانی از این درک داشته باشه.
این فرمایش شما در صورتی است که هندسه اقلیدسی، تنها هندسه مطلق حاکم بر جهان بلکه جهانها باشد، اما امروزه ثابت شده است که هندسه اقلیدسی، هندسه مطلق نیست، بلکه اینشتن میگوید اگر هندسه‌دانان زحمات زیاد نکشیده بودند و هندسه اقلیدسی را از صحنه به در نکرده بودند، من ممکن نبود که نظریه نسبیت را بدهم چون مبنای نسبیت بر هندسه غیر اقلیدسی است، و در یک کلمه، تمام سیستمهای صوری که در نظام آکسیوماتیک برقرار هستند، چه هندسی و چه غیر هندسی، واقعیاتی ثابت دارند، خواه در عالم فیزیک و ماده محقق بشوند یا خیر.

آلترناتیوهای فضای اقلیدسی

امروزه یکی از پویاترین رشته‌های ریاضی، ریاضیات محض است که از سیستمهای صوری بحث میکند، خواه جهت کاربردی داشته باشد یا خیر، ، و این نکته جالب است که قبل از کشف هندسه‌های نااقلیدسی، به فرمول شکل عروس یعنی همان قضیه فیثاغورث، قاعده فیثاغورث میگفتند، اما در این زمان میدانیم که دیگر یک قاعده جهان‌شمول نیست بلکه یک قضیه در هندسه اقلیدسی و بر مبنای اصل پنجم توازی آن است.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
...و اینکه هر مثلثی وقتی تشکیل میشه اجباراً با قوانین حاکم بر خودش تشکیل میشه و نمیتونه از اون قانون تخطی کنه،.
اگر این قوانین چیزی جز چیدمان مادی نیستند پس ممکن است این چیدمان تغییر کند، هر کس به وضوح میفهمد که هر چیدمان مادی را میتوان تغییر داد، اما برهان هندسی میگوید ممکن نیست این قوانین تغییر کند، یعنی ممکن نیست قضیه فیثاغورث در فضای اقلیدسی، تغییر کند، ما نمیتوانیم آن را دستکاری کنیم.



نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
... تعریف شما از مثلث و خط و غیره هرچند ظاهری مجرد داشته باشه اما نهایتا باید مادی باشه.
از پیگیری شما بحث را تشکر میکنم، و از اینکه معتقدم تمام بشر با حوصله میتوانند درک شهودی که از مطالب ریاضی دارند را با هم به اشتراک بگذارند و لذت ببرند، لذا مثال دیگری میزنم که از سنخ هندسه نباشد، چون هندسه به هر حال با نقطه و خط و سطح و فضا کار دارد، و این مفاهیم، خود را در جهان فیزیکی به طور محسوس، بروز میدهند، اما قضایای ریاضی در بینهایت‌ها، جذابیت خاص خودش دارد.

همه میدانیم که اعداد اول بینهایت هستند، و بشر شکی ندارد که هر عدد اول بزرگی پیدا کند، باز هم تا بینهایت بزرگتر از آن هست:

ویکی پدیا: بزرگ‌ترین عدد اول شناخته‌شده

و جایزه هم برای پیدا کردن بعدی آن تعیین شده: اینجا



سؤال: قطعا میدانیم که بینهایت عدد اول هست، آیا این بینهایت عدد (بگذریم از اعداد غیر اول) در کجای ماده چیده شده است؟ "

12 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
لازم است بین ذخیره اطلاعات که در تله‌پورت یا اسپینترونیک یا تولید دی‌ان‌ای مورد بررسی است با اطلاعات موجود در یک سیستم فیزیکی که در (Quantum entanglement) و در EPR اینشتن مطرح است فرق گذاشت.

اما مهمتر این است که بین اطلاعات سیستم‌های فیزیکی با اطلاعات برهان پذیر در علوم ریاضی فرق بگذاریم.

خوب است از مثالهای واضح نزد بشر که اختلافی در آن ندارند آغاز کنیم و سپس دقیق تحلیل کنیم که ماهیت این سنخ اطلاعات چیست؟

از همین قضیه فیثاغورث شروع کنیم، که میگویند:

قضیهٔ فیثاغورس، قضیه‌ای است که بیش از هر قضیهٔ دیگری اثبات دارد، در کتاب پیشنهاد فیثاغورس (به انگلیسی: The Pythagorean Proposition)، حدود ۳۷۰ اثبات برای این قضیه آورده شده‌است.


تصور این قضیه بسیار راحت است، و در هندسه اقلیدسی، سازگار با اصل پنجم است، و این سازگاری حتی در صورتی که اصلا هندسه اقلیدسی در عالم فیزیکی تحقق نداشته باشد به برهان غیر قابل تردید برقرار است، یعنی میدانیم:

مجموع مساحت دو مربع دو ضلع مثلث قائم الزاویه، برابر است با مساحت مربع وتر همان مثلث.

آنچه مورد نظر ما در اینجاست که میخواهیم روی آن زوم کنیم قسمت قرمز است: (برابر است با) که یک محمول دو موضعی یا سه موضعی در منطق محمولات است:

۱- آیا درک این رابطه، از اطلاعات هست یا خیر؟

۲- آیا اگر قضیه را به صورت (برابر نیست با) ذخیره کردیم، در هر نوع از ذخیره اطلاعات مثل دی‌ان‌ای یا غیر آن، یک گزاره کاذب است یا صادق؟

۳- آیا اگر اصلا بشر و ذهن او نبود، بلکه اگر اصلا دی‌ان‌ای بعد از بیگ‌بنگ تشکیل نشده بود، مجموع دو مربع ضلع برابر با مربع وتر بود یا خیر؟

۴- آیا ریاضیدانان که تلاش میکنند این قضیه را اثبات یا رد کنند، میخواهند چیزی را فرض بگیرند یا میخواهند واقعیتی را درک کنند؟

۵- آیا هر صاحب عقلی که رابطه برابری دو مربع ضلع را با مربع وتر درک میکند، چیزی که تنها داخل ذهن خودش هست درک میکند یا چیزی که مشترک بین همه اذهان و مستقل از اذهان است درک میکند؟


حال برگردم به سؤال کلیدی که زمینه بحث آن را مطرح کردید:

سؤال: آیا رابطه برابری در قضیه فیثاغورث، در کدام ماده و چیدمان آن به کمک انرژی، قرار گرفته است تا سراغش برویم و چیدمانش را کشف کنیم؟
برهان های ریاضی راهی برای اثبات یک کشف هستن و نه تولید یک مفهوم جدید، حتی اگر صدها برهان بر یک قضیه ریاضی داده بشه فکر نمی کنم برهان ریاضی هم اطلاعات به معنایی که ازش صحبت شد باشه، خود قضیه ای که اثبات می‌کنن می‌تونه اطلاعات باشه اما چگونگی بیان اون (یعنی برهان)، اطلاعات نیست. حالا اگر بپذیریم که برهان هم نوعی اطلاعات هست...
شما اصرار دارین که بگین این مفاهیم مجرد اطلاعات هستن و فرای ماده هستن، اگر شما تونستین یک مثلث خارج از جهان ماده به من نشون بدین من می پذیرم که قوانین حاکم بر اون مثلث غیرمادی و فرای طبیعت هستن.
تعریف شما از مثلث و خط و غیره هرچند ظاهری مجرد داشته باشه اما نهایتا باید مادی باشه. این چیدمان در مغز شماست و وقتی شما به فرد دیگه ای توضیح بدین و براش اثبات کنین، چیدمان رو به اون فرد منتقل می کنین. اگر هیچ ناظری در جهان وجود نداشته باشه باز هم مثلث و قوانین حاکم بر اون وجود دارن که مادی هستن، هرچند ناظری نیست که اون رو درک کنه و چیدمانی از این درک داشته باشه.
اتفاقا این صحبت شما تاکید بر جبر حاکم بر جهان هست و اینکه هر مثلثی وقتی تشکیل میشه اجباراً با قوانین حاکم بر خودش تشکیل میشه و نمیتونه از اون قانون تخطی کنه، این اثبات جبر حاکم بر جهانه و کمکی به حل مسئله ای که آقا مجید مطرح کردن نمیکنه. باید از اطلاعاتی صحبت کنین که جبری نباشن. "

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 13رجب المرجب تولد با سعادت وظهور یگانه جلوه ذات اقدس احدی برصاحب ووارث جلوه مبارک ** پاسخ داد.
"
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ ع يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ ع قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192

وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد،

مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ ع يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ ع قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.

"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2322

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و..........نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اگر به میل کس ( مثل یهود) باشد که می گویند خواب هزار سال دیگر.


hosyn
چه خوب گفتید! و اتفاقا همین حرف را قرآن کریم به یهود هم میگوید:

قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (الجمعة 6)

یعنی اولیاء خدا آرزوی مرگ میکنند! دقت کنید نمیگوید: از مرگ نمیترسند، بلکه آرزوی مرگ میکنند!

آیا ممکن است کسی آرزوی خواب رفتن زود هنگام کند؟

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت حضرت زینب کبری ام المصائب تسلیت پاسخ داد.
"

سالروز رحلت زینب کبری سلام‌الله‌علیها


.وفات مظلومانه و غریبانه ام المصائب حضرت فاطمه صغری ، عقیله بنی هاشم زینب کبری در شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ ھ۔ق به وقوع پیوسته است....(۱)..

در مدت یک سال و چند ماه بعد از واقعه کربلا ، زندگانی آن حضرت همراه با اشک و آه و خاطرات اسارت و کربلا سپری گشت ؛
در عظمت آن مخدره همین بس که از جانب سیدالشهداء علیه السلام ،
نیابت خاصه داشته است ،
و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدین علیه السلام تمام نشده بود ، این نیابت ادامه داشت..(۲)

هنگام ولادت ,جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و عرض کرد :

یا رسول الله! اسم این دختر را زینب بگذار!

آنگاه جبرئیل گریست ...
پیامبر علت گریه را جویا شدند او عرضه داشت :

همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج و درد و بلا خواهد زیست ،
گاهی به درد مصیبت شما یا رسول الله ، مبتلا می شود و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی به فراق برادرش امام مجتبی دچار خواهد شد ؛ از همه بالاتر به مصائب کربلا و نوائب دشت نینوا گرفتار می شود ، چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید.

این خبر را اهل بیت علیهم السلام شنیدند و اندوهناک و گریان شدند ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله صورت بر صورت حضرت زینب علیها السلام نهاد و گریست.(۳)


1⃣ معالی السبطین ۲۲۵/۲
2⃣ بحارالانوار ۳۶۴/۵۱
3⃣ ریاحین الشریعة ۳۸/۳

"

يك روز پيش

مجیدماجد به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
با شما موافقم، ماتریالیسم در هر نوع از آن از مونیسم و دوآلیسم و پلورالیسم، ناچار منجر به جبر میشود، اما تمام بشر در این معضل شریک هستند که چگونه بین اراده و اختیار آزاد که شهودی آنهاست با جزمیت حاکم بر جهان از سوی ذرات ثابت فیزیکی یا قانون عام علیت و قاعده ضرورت علّي، جمع کنند، ماده‌گرایانی که تا آخر به اصول ماتریالیسم وفادار بمانند ناچار احساس اختیار و اراده آزاد را نوعی تخیل حساب میکنند، یعنی مجبور هستند به جبرگرایی سخت، تن دهند، ولی همانطور که اشاره کردم اطلاع بر تاریخ مادیگرایی همزمان با پیشرفت علوم، میتواند نافع باشد، ماتریالیستها در قرن نوزدهم با وجود قانون لاوازیه که میگفت: «ماده نه به وجود میآید و نه از بین میرود بلکه از حالی به حالی دیگر تبدیل میشود» به ضمیمه مدل اتمی دالتون، احساس راحتی میکردند، اما فضای علم وارد مدل اتمی تامسون شد که آرامش قبل از توفان برای ماتریالیسم بود، و ناگهان همه چیز راجع به اتم نشکن فرو ریخت، قانون بقاء جرم و انرژی اینشتن، و مدل اتمی رادرفورد که به قول خودش کیمیاگر حساب میشد اساس و بنیان ماتریالیسم آن زمان را متزلزل کرد، مکرر عرض میکنم که روز کشف رادرفورد و سادی رفیقش از ایام الله بود برای کسی که بفهمد فضای علمی چطور با ماتریالیسم آن زمان همراهی میکرد، و آثار کشف آنها تا امروز ادامه دارد، مدل اربیتالی اتم و اصل عدم قطعیت و نظیر اینها همگی دنباله‌رو کشف آنهاست، و لنین که آن زمان را درک کرد سعی نمود که ماده را تعریف فلسفی کند و خیال مادیگرایان را برای همیشه راحت کند، اما هرگز موفق نبود، هم کشفیات علمی نظیر بخشی از امواج الکترومغناطیس و مهمتر ماده تاریک چالش بزرگی برای تفسیر او بوده و هست، و حقائق ریاضی که هر کس با فضای ریاضیات آشنا میشود اقرار میکند که موجودات مثالی هستند و افلاطونگرایی آینده بدون تردید فضای ریاضیات خواهد بود اصلا طبق تفسیر او توجیهی ندارد، حتی دیدم افراد حلقه وین مثل گودل اعتراف کردند که حقائق ریاضی مثالی هستند، و حتی کواین که با افلاطونگرایی مخالفت میکرد اعتراف میکرد که من مخالف نیستم بلکه میخواهم ریش افلاطون را تنک کنم! به هر حال دیترمینیسم راسل را در واقع سرگردان کرده، میتوانید عبارتی که از راسل در کتاب مذهب و علم نقل شده را اینجا ببنید:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC...84%D9%85%DB%8C

(ممکن است به نظر برسد که من در فصل حاضر، مرتکب این ناسازگاری شده‌ام که در ابتدا بر ضد دیترمینیسم استدلال کرده‌ام و سپس بر ضد اختیار. اما در واقع، هر دوی این‌ها تزهای متافیزیکی هستند که از حد تأیید تجربی فراترند .... در رویارویی با این جزمیت متقابل، علم باید همواره تجربی بماند و بیش از آنچه که شواهد عملی تجویز می‌کنند نه اثباتی بکند و نه انکاری)
.
سلام خدمت همه دوستان
عید نوروز را خدمت همگی دوستان تبریک عرض میکنم و برای همگی آرزوی سلامتی شادکامی دارم .
به ویژه از آقای حسین که تقریبا همه مطالبشان برای من راهگشا مفید و ارزنده بوده است . امیدوارم سالی با تندرستی و تلاش مضاعف در روشنگری در پیش داشته و ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایند .
بازهم خیلی ممنون از پاسخی که دادید . در باره الزام ماده گرایی به جبر گرایی مطلق شخصا به این نتیجه رسیدم چون وقت مطالعه بیشتری نداشتم و تا مدتی جرات بیان آنرا نداشتم چون فکر میکردم یک ایرادی دارد که من متوجه نیستم . بلاخره فراغتی و جستجویی حاصل شد و متوجه شدم که بیخدایان معاصری مانند سام هریس و یا استیفن هاوکینگ به جبر مطلق باور داشتند و حتی سام هریس کتابی در این مورد نوشته و بقول شما صریحا اراده آزاد را توهم خوانده است .
بازهم تا شما تایید نکرده بودید احساس نوعی کاستی میکردم .
خلاصه که بیخدایان علیرغم ادعاهای بزرگ در مسائل شناختی دارای ابهامات و حفره های بزرگی هستند .
بازهم از راهنمایی شما متشکرم "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت حضرت زینب کبری ام المصائب تسلیت پاسخ داد.
"
شهادت حضرت زینب کبری ام المصائب وعقلیه بنی هاشم سلام الله علیها بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه زینب شناس ماسوی بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی امام العصر والزمان وابا ءگرامش خاصه عمه گرامش کریمه اهل البیت فاطمه معصومه سلام الله علیها وعلیهم اجمعین تسلیت
یا زینب
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:04AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.