بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار اکفرخلفای بنی عباس متوکل لعین وشهادت ابن سکیت سلام الله علیه پاسخ داد.
"
هتک حرمت امام هادی علیه السلام در عید فطر توسط متوکل عباسی ملعون.


متوکل عباسی که از او در کلام امیرالمومنین علیه السلام تعبیر شده به «کافرترین بنی العباس» در دوران خلافتش از هیچ گونه هتک حرمتی نسبت به خاندان نبوت و امامت فروگذار نکرد از جمله این جسارت ها موردی است که در روز عید فطر سال ۲۴۷ ق مرتکب شد. مرحوم علامه مجلسی جریان این هتک حرمت را چنین نقل میکنند:

متوکل در روز عید فطر دستور داد تا هنگام نماز عید، بنی هاشم با پای پیاده در جلوی مرکب او حرکت کنند تا ضمن این دستور، امام هادی علیه السلام را نیز مجبور به این عمل کند از قضا امام علیه السلام حال مساعدی نداشتند و بر شانه یکی از موالیانشان تکیه زده و به سختی حرکت می‌کردند ...

هاشمیان از دیدن این حالت امام علیه السلام طاقت از دست دادند و به محضر امام عرضه داشتند: ای مولای ما در این عالم کسی جز ما نیست که مستجاب الدعوه باشد آیا دعا نمی‌فرمایید تا خداوند شر او را از شما کم کند؟ امام علیه السلام فرمودند:

فی هَذَا الْعَالَمِ مَنْ قُلَامَةُ ظُفُرِهِ أَکْرَمُ عَلَی اللَّهِ مِنْ نَاقَةِ ثَمُودَ لَمَّا عُقِرَتِ النَّاقَةُ صَاحَ الْفَصِیلُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ «تَمَتَّعُوا فِی دارِکُمْ ثَلاثَةَ أَیَّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ»

در این عالم کسی هست که ریزه های ناخن او نزد خدا محترم تر از ناقه قوم ثمود است، وقتی ناقه کشته شد صیحه ای به سمت خدا زد و خداوند فرمود سه روز!! مهلت داده میشوید و این وعده ای است که دروغ در آن نیست!!!


بعد از این واقعه، فرمایش امام هادی علیه السلام به وقوع پیوست و متوکل پس از این هتک حرمت عظیم که به امام هادی علیه السلام نمود سه روز بیشتر زنده نماند و بعد از سه روز به قتل رسید و به خالدینِ در جهنم پیوست.

بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۰۷

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اکفرخلفای بنی عباس متوکل لعین وشهادت ابن سکیت سلام الله علیه پاسخ داد.
"
آشنایی با قطره ای از جنایات متوکل «کافرترین بنی العباس» :


1 بزرگترین جنایت متوکل که در آن گوی سبقت را از دیگر غاصبین خلافت برده بود سب و لعن امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام بود به حدی که برخی مورخین نوشته اند معاویه (با تمام خباثتش) به حضرت صدیقه جسارت نمیکرد ولی متوکل از شدت عداوت و کینه اش بیشتر از معاویه، جسارت به اهل بیت علیهم السلام میکرد.

2 وی غیظ و عناد عجیبی با آل ابیطالب داشت به عنوان نمونه ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین نقل میکند که متوکل به والی مدینه دستور داد هر گونه داد و ستد و حتی نیکی به آل ابیطالب ممنوع است در اثر این دستور اینقدر وضعیت مالی و اقتصادی آل ابیطالب به مشکل دچار شد که علویات تنها یک لباس برای نماز داشتند که مجبور بودند به نوبت از آن استفاده کنند.

3 یکی دیگر از جنایات متوکل این بود که به لشکریانش دستور داد بسیاری از سادات و ذراری حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را تحت تعقیب قرار داده و آنها را محکوم به حبس ابد یا قتل نمود اسامی تعدادی از آنها و شرح جنایت متوکل بر آنها را میتوانید در مقاتل الطالبیین ص۴۸۰ الی ۴۹۰ بخوانید.

4ابوبکر خوارزمی در رسایل خویش ص۱۶۰ الی ۱۷۲ فجایع عجیبی از جنایات متوکل را مینویسد تا آنجا که در زمان متوکل کار به جایی رسید که هر کس به ال ابیطالب دشنام میداد صله میگرفت...

5 یکی دیگر از دستورات او این بود که هر کجا محبین امیرالمومنین را یافتید وی را دستگیر کرده به بدترین نحو بکشید در راستای این قتل عام او حتی به معلم شخصی فرزندانش نیز رحم نکرد و هنگامی که متوجه شد ابن سکیت محبت امیرالمومنین را در دل دارد دستور داد زبانش را از قفا بیرون کشیدند و وی را کشت!! (ر.ک تاریخ الخلفا – سیوطی)

6 شرط نزدیکی و قرب به متوکل نصب و عداوت با امیرالمومنین علیه السلام بود تا حدی که حتی نسبت به مامون و خلفای قبل از خویش دشمنی میکرد چرا که معتقد بود آنها عداوت کافی با امیرالمومنین علیه السلام نداشتند. ر.ک الکامل فی التاریخ/۶/۱۰۹



7 متوکل از کسانی بود که مجددا فدک را از علویان غصب کرده و آن را با تمام عوایدش که در آن زمان ۲۴۰۰۰ دینار طلا بود به یکی از نواصب تقدیم کرد ر.ک فدک للقزوینی/۱۹۵

8 سیوطی در تاریخ الخلفا ذکر میکند یکی از کارهای متوکل این بود که سی هزار نفر محدث را به سامرا اورد و اموال زیادی را خرج آنها کرد تا احادیث (جعلی) مطابق میلش را نقل کرده و نشر دهند.

9 از دیگر جنایات متوکل این بود کسی که حدیثی در فضیلت امیرالمومنین نقل میکرد هزار ضربه تازیانه میخورد ر.ک تاریخ الخلفا/۳۶۰

10 از معروفترین جنایات متوکل تخریب و جسارت به قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام است که مرحوم علامه مجلسی در بحار/۴۵/۴۰۱ ذکر کرده اند که فقط ۱۷ مرتبه هتک حرمت با شخم زدن اتفاق افتاد. در دفعاتی نیز امر به تخریب بنای حرم و حتی خانه های اطراف آن نمود و چندین مرتبه نیز آب به قبر مطهر بست.

11 از دیگر جنایات وی ممانعت از زیارت قبر سیدالشهداء بود به حدی که در چند فرسخی قبر مطهر پاسگاهی زده بود و به لشگریانش دستور داده بود به احدی اجازه زیارت ندهند. ر.ک تاریخ الامم و الملوک/۹/۱۸۵

12 هر کس را در راه زیارت سیدالشهدا دستگیر میکردند یا به قتل میرساندند یا برای هر بار زیارت یکی از دستهای او را قطع میکردند

13 وی بسیار فحاش و بد زبان بود حتی در الکامل فی التاریخ آمده که به پسر خویش فحش های رکیک و ناموسی میداد و بعد به اوازه خوانها دستور داد تا همان فحاشی ها را با غنا بخوانند و برقصند!!

14 خلاصه کلام اینکه وی هیچ گونه پرهیزی از معاصی و ذنوب نداشت و کتب تاریخ پر است از ارتکاب معاصی توسط وی از شرب خمر گرفته تا شذوذات جنسی و از قتل و غارت گرفته تا غصب اموال هر کسی که خلاف میل او کاری انجام میداد حتی اگر از فقهای درباری او بود.

سوم شوال المکرم سالمرگ متوکل عباسی علیه لعنت الله


"

11 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این چه مثال مزخرفی بود که زدی یعنی معاذالله پیامبر را در حد مثال پراید قراردادی ؟

عقیده شما بدرد نمی خورد و درحد پراید است نه پیامبر گرامی
اگر وقتی به آیه ای اشاره می کنیم اشکال از پیامبر نیست که چنین برداشتی می کنی اشکال در عقیده ای است که متوجه می شوی منظور آیه چیست
مزخرفی آن به اندازه شما نیست و خودتان را واقعا به خریت زده اید .
عقیده تو نه پیامبر

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کجا من اسمی ازرسول آوردم که شما چنین می گویی ؟



باز هم می گویم از کجای آیه فهمیدی که آیه بارسول مخالفت می کند ؟
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته

حتما که نباید اسمی آورده شود مثلا من یک ماشینی میشناسم که اصلا بدرد نمی خورد و کیفیت ندارد و کارخانه سازنده آن سایپا هست و الان حدود نود میلیون تومن هست و ....
خب نیازی نیست من اسم پراید را بیاورم تمامی حرف ها و رفتار هایم نشان دهنده این است که منظور من چیست !!!!!
شما هم همینطور هستید .


قطعا فاکتور شرف و راستگویی در ذات شما پیدا نمی شود .
حتما این قسمت را با نقل قول هایت چک کن
البته ( فی الذات ) در خود به خریت زدن شما بنده هیچ قدرت مقابله ای ندارم زیرا شما پرقدرت و پررو این داستان را اثبات کرده ای .

شما فرمودی من اسمی نیاورده ام و منم گفتم حتما نباید اسمی آورده شود و توصیفات و رفتار و گفتار شما دلالت بر آن عقیده شما دارد و این مثال پراید را برای رفتار شما زدم و معنی آن این است آن رفتار و کردار شما آن مسئله مد نظر را اثبات می کند . "

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
http://www.iranclubs.net/forums/show...50#post2380150

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=157128
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان دعوای عمروعاص وعمر و مکان تولد عمر ساخت
"
آیا می‌دانید محل تولد خلیفه دوم کجا بوده است


در تاریخ آمده است که:
در زمان خلافت عمر بن خطّاب، عمرو بن عاص والی مصر بود. عمر او را به مدینه احضار کرد.
وقتی عمرو عاص رسید. عمر بن خطّاب از او پرسید: چند روز در راه بودی؟ جواب داد: بیست روز. عمر با تمسخر و کنایه گفت مانند عاشقان آمدی! عمرو عاص جواب داد:
مرا مانند تو ای عمر، زن زناکار در ایام حیض خود حامله نبوده و مرا فاحشه ها بعد از تولد در پارچه خون حیض خود قنداق نکرده اند
عمر (با ناراحتی) گفت: پاسخ سوالم این نبود!

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید شافعی، جلد ۱۲، صفحه ۳۹

اسکن کتاب:
http://s7.picofile.com/file/82483730...biAlHadid3.png

عمر بن خطّاب در محله بدنام فاحشه ها و در میان فاحشه ها به دنیا آمده و چون لباس نوزاد نداشته به وسیله پارچه حیض فاحشه ها قنداق شده است.

النهایة فی غریب الحدیث، نوشته ابن اثیر جدری، جلد اول، صفحه ۱۵

اسکن کتاب:
http://s7.picofile.com/file/8248373518/Nahaiat.png

اینم محل تولد عمربن خطاب از منابع اهلسنت!
آیا همچین شخصی با این ویژگیها لیاقت خلیفه مسلمین شدن رو داشت؟

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عمروعاص نمونه حیله گری وکفر ونفاق وشرک پاسخ داد.
"

در روز اول ماه شوال در سال ۴۳ هجری قمری ، عمرو بن عاص خبيث در سن ۹۰ سالگى به درك واصل شد .


كانت النابغةُ أم عمرو بن العاص أمةَ رجلٍ من عنزة فسُبِيَتْ ، فاشتراها عبدالله بن جدعان ، فكانت بغيّا ثم عُتِقَتْ. و وقع عليها أبولهب ، و أمیه بن خلف ، و هشام بن المغيرة ، و أبوسفيان بن حرب ، و العاص بن وائل فی طُهرٍ واحدٍ ، فوَلدَتْ عمراً. فادّعاه كلّهم ، فحكمتْ فيه أمّه . فقالت هو للعاص لأن العاص كان ينفق عليها .
و قالوا كان أشبه بأبی سفيان .

نابغه مادر عمرو بن عاص کنیز مردی از عنزه بود پس اسیر شد و عبدالله بن جذعان تیمی در مکّه او را خرید ، سپس به علت فحشاء او را آزاد کرد . سپس أبولهب بن عبدالمطلب ، أمیه بن خلف جمحی ، هشام بن مغیره مخزومی ، أبوسفیان بن حرب و عاص بن وائل در طُهر واحد با او همبستر شدند ، و عمرو زاده شد . هر یک از آنها مدّعی فرزندیِ او شدند ، پس مادرش درباره او حکم داد و گفت او از عاص بن وائل است ، و این بدان جهت بود که عاص بن وائل بر او بسیار نفقه میداد .
و گفتند که عمرو بن عاص به أبوسفیان شبیه تر است .

ربيع الأبرار ، زمخشری از علماء عامّه ۴ / ۲۷۵ .


فِی هِجْرَةِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ أَصْحَابِهِ إِلَی الْحَبَشَةِ وَ بَعَثَتْ قُرَیْشٌ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ وَ عُمَارَةَ بْنَ الْوَلِیدِ إِلَی النَّجَاشِیِّ لِیَرُدَّهُمْ ، وَ سَاقَ الْخَبَرَ الطَّوِیلَ إِلَی أَنْ قَالَ ، وَ کَانَتْ عَلَی رَأْسِ النَّجَاشِیِّ وَصِیفَةٌ لَهُ تَذُبُّ عَنْهُ فَنَظَرَتْ إِلَی عُمَارَةَ وَ کَانَ فَتًی جَمِیلًا فَأَحَبَّتْهُ ، فَلَمَّا رَجَعَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ إِلَی مَنْزِلِهِ قَالَ لِعُمَارَةَ لَوْ رَاسَلْتَ جَارِیَةَ الْمَلِکِ ، فَرَاسَلَهَا فَأَجَابَتْهُ ، فَقَالَ عَمْرٌو قُلْ لَهَا تَبْعَثُ إِلَیْکَ مِنْ طِیبِ الْمَلِکِ شَیْئاً . فَقَالَ لَهَا ، فَبَعَثَتْ إِلَیْهِ ، فَأَخَذَ عَمْرٌو مِنْ ذَلِکَ الطِّیبِ وَ أَدْخَلَهُ عَلَی النَّجَاشِیِّ وَ أَخْبَرَهُ بِمَا جَرَی بَیْنَ عُمَارَةَ وَ بَیْنَ الْوَصِیفَةِ ثُمَّ وَضَعَ الطِّیبَ بَیْنَ یَدَیْهِ فَغَضِبَ النَّجَاشِیُّ وَ هَمَّ بِقَتْلِ عُمَارَةَ . ثُمَّ قَالَ لَا یَجُوزُ قَتْلُهُ ، فَإِنَّهُمْ دَخَلُوا بِلَادِی بِأَمَانٍ ، فَدَعَا السَّحَرَةَ فَقَالَ لَهُمْ اعْمَلُوا بِهِ شَیْئاً أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنَ الْقَتْلِ ، فَأَخَذُوهُ فَنَفَخُوا فِی إِحْلِیلِهِ الزِّئْبَقَ ، فَصَارَ مَعَ الْوَحْشِ یَغْدُو وَ یَرُوحُ وَ کَانَ لَا یَأْنَسُ بِالنَّاسِ ، فَبَعَثَتْ قُرَیْشٌ بَعْدَ ذَلِکَ فَکَمَنُوا لَهُ فِی مَوْضِعٍ حَتَّی وَرَدَ الْمَاءَ مَعَ الْوَحْشِ فَأَخَذُوهُ فَمَا زَالَ یَضْطَرِبُ فِی أَیْدِیهِمْ وَ یَصِیحُ حَتَّی مَاتَ .

در داستان هجرت جعفر بن أبی طالب و همراهانش به حبشه ، آمده است ، قریش عمرو بن العاص و عمارة بن ولید را نزد نجاشی فرستادند تا آن‌ها را برگردانند . کنیزی بالای سر نجاشی بود که او را باد می‌زد ، به عماره نگاه کرد که جوانی زیبا بود ، عاشق او شد . چون عمرو بن عاص به خانه برگشت به عُماره گفت با کنیزِ پادشاه نامه نگاریِ عاشقانه کن .
عماره با كنيز نامه نگاری کرد و او هم پذیرفت . عمرو بن عاص به عماره گفت به کنیز بگو مقداری از عطر مخصوص پادشاه برای تو بفرستد . عُماره از کنیز خواست و او هم برایش فرستاد . عمرو بن عاص مقداری از عطر را برداشت و آن را نزد نجاشی برد و او را از آنچه بین عُماره و کنیز رخ داده بود آگاه کرد و عطر را در مقابل پادشاه گذاشت . نجاشی خشمگین شد و خواست عماره را بکشد امّا گفت کشتن او جایز نیست چون آن‌ها با أمان من به سرزمین ما وارد شده اند . ساحران را فراخواند و گفت با او کاری کنید که از کشتن سخت تر باشد ، او را گرفتند و در آلتش جیوه دمیدند در نتیجه شب و روز با حیوانات وحشی به سر می‌برد و با مردم انس نمی گرفت . پس از آن قریش عده ای را فرستادند و آن‌ها در جایی به کمین او نشستند تا اینکه به همراه حیوانات وحشی به آبشخور حيوانات آمد ، او را گرفتند ولی پیوسته در دست آن‌ها بی آرامی می‌کرد و فریاد می‌کشید تا اینکه مرد .

بحارالأنوار ۶۳ / ۱۶ ، از تفسیر قمی .


لِشِدَّةِ عَدَاوَةِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ لِرَسُولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله ، أَرْسَلَهُ أَهْلُ مَکَّةَ إِلَی النَّجَاشِیِّ لِیَطْرُدَ أَصْحَابَ رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله عَنْ بِلَادِهِ مُهَاجِرَةَ حَبَشَةَ ، وَ لِیَقْتُلَ جَعْفَرَ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عِنْدَهُ إِنْ أَمْکَنَهُ ، فَکَانَ مِنْهُ فِی أَمْرِ جَعْفَرٍ هُنَاکَ مَا هُوَ مَشْهُورٌ فِی السِّیَرِ .

به جهت شدت دشمنی عمرو بن عاص با رسول الله صلّی الله علیه و آله أهالی مکه او را به سوی نجاشی فرستادند تا أصحاب رسول الله صلّی الله علیه و آله را از سرزمینش بیرون کند و جعفر بن ابی طالب را اگر ممکن شد در حضورش به قتل برساند . اما در خصوص امر جعفر أمری رخ داد که در كتب تاريخ مشهور است .

بحارالأنوار ۳۳ / ۲۲۹ .

در حبشه عمرو بن العاص غذائى مسموم تهيه كرد و براى جعفر بن ابی طالب فرستاد كه آن حضرت را شهيد كند ، ولى گربه اى آمد و از آن غذا مختصرى خورد و بقيه غذا ريخت ، گربه هلاك شد و توطئه عمرو بن عاص فاش گردید .


وَ مِنْ کِتَابٍ لَهُ علیه السّلام إِلَی عَمْرِو بْنِ الْعَاص ؛
فَإِنَّکَ جَعَلْتَ دِینَکَ تَبَعاً لِدُنْیَا امْرِئٍ ظَاهِرٍ غَیُّهُ ، مَهْتُوکٍ سِتْرُهُ ، یَشِینُ الْکَرِیمَ بِمَجْلِسِهِ ، وَ یُسَفِّهُ الْحَلِیمَ بِخِلْطَتِهِ ، فَاتَّبَعْتَ أَثَرَهُ ، وَ طَلَبْتَ فَضْلَهُ اتِّبَاعَ الْکَلْبِ لِلضِّرْغَامِ یَلُوذُ إِلَی مَخَالِبِهِ وَ یَنْتَظِرُ مَا یُلْقَی إِلَیْهِ مِنْ فَضْلِ فَرِیسَتِهِ ، فَأَذْهَبْتَ دُنْیَاکَ وَ آخِرَتَکَ وَ لَوْ بِالْحَقِّ أَخَذْتَ أَدْرَکْتَ مَا طَلَبْتَ .

نامه حضرت أمیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام به عمرو بن عاص ؛
تو دین خود را پیرو دنیای کسی قرار دادی که گمراهی اش آشکار است ، پرده اش دریده ، و افراد بزرگوار در همنشینی با او لکّه دار ، و در معاشرت با او به سبُک مغزی متّهم می‌گردند . تو در پی او می‌روی ، و همچون سگی گرسنه به دنبال پس مانده شکارش هستی ، به بخشش او نظر دوخته ای ، که قسمت‌های اضافی شکارش را به سوی تو افکنَد ، پس دنیا و آخرت خود را تباه کردی ، در حالی که اگر به حق می‌پیوستی به خواسته‌های خود می‌رسیدی .

بحارالأنوار ۳۳ / ۲۲۶ .

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار آیا اجماع سلف بر شنیدن مردگان در تعارض با قرآن کریم است؟ پاسخ داد.
"
جواب پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم در قبر به سلامِ حضرت حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام


ابو يعلي موصلي در كتابش آورده كه پيامبر فرمود: در زمانی كه حضرت عيسی نازل می شود اگر كنار قبر من بايستد و مرا بخواند و من جوابش را میدهم:

6584 - حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى، حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ، عَنْ أَبِي صَخْرٍ، أَنَّ سَعِيدًا الْمَقْبُرِيَّ، أَخْبَرَهُ، أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا هُرَيْرَةَ يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: " وَالَّذِي نَفْسُ أَبِي الْقَاسِمِ بِيَدِهِ لَيَنْزِلَنَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ إِمَامًا مُقْسِطًا وَحَكَمًا عَدْلًا، فَلَيَكْسِرَنَّ الصَّلِيبَ، وَلَيَقْتُلَنَّ الْخِنْزِيرَ، وَلَيُصْلِحَنَّ ذَاتَ الْبَيْنِ، وَلَيُذْهِبَنَّ الشَّحْنَاءَ، وَلَيُعْرَضَنَّ عَلَيْهِ الْمَالُ فَلَا يَقْبَلُهُ، ثُمَّ لَئِنْ قَامَ عَلَى قَبْرِي فَقَالَ:يَا مُحَمَّدُ لَأُجِيبَنَّهُ "

از احمد بن عیسی از ابن وهب از ابی صخر از سعید مقبری که از ابو هریره نقل می کند که شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمود : قسم به کسی که جان ابو القاسم در دستان اوست ، حضرت عیسی حتما از آسمان پایین می آید در حالی که امام و حاکمی است که عدالت را رعایت می کند و صلیب را می شکند ، خنزیر را می کشد ، بین مردم صلح برقرار می کند …تا این که سراغ قبر من می آید و می گوید : یا محمد ، من هم جواب او را می دهم .

حسين سلیم أسد در ذيل اين روايت مي نويسد:

إسناده صحيح.

مسند أبي يعلى الموصلي نویسنده : أبو يعلى الموصلي جلد : 11 صفحه : 462 تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولي، 1404 هـ -

▫️اسکن کیفیت اصلی:
https://plink.ir/Is60S

البانی هم سند روایت را صحیح میداند:

2733 - " والذي نفس أبي القاسم بيده لينزلن عيسي ابن مريم إماما مقسطا و حكما عدلا ، فليكسرن الصليب و ليقتلن الخنزير و ليصلحن ذات البين و ليذهبن الشحناء و ليعرضن عليه المال فلا يقبله ، ثم لئن قام علي قبري فقال : يا محمد لأجبته " .

قلت : وهذا اسناد جید رجاله کلهم ثقات رجال الشیخین ؛ غیر ابی صخر وهو حمید بن زیاد الخراط فمن رجال مسلم وحده ….والحدیث قال الهیثمی : رواه ابو یعلی ورجاله رجال الصحیح .

قسم به کسی که جان من[رسول الله] در دست اوست که عیسی بن مریم پایین می آید در حالی که امام و حاکم عدالت گستری است …. سپس سراغ قبر من می‌آید و می گوید : یا محمد و من هم جواب او را می دهم .

روات این روایت همه از ثقات هستند ؛ غیر از ابی صخر که او هم فقط از رجال مسلم است و از رجال بخاری نیست .ابو یعلی آن را روایت کرده و رجال آن از رجال صحیح بخاری است .

سلسه الاحادیث الصحیحه ، محمد ناصر الدین البانی ، جلد: 6 ، صفحه 524 ، روایت 2733

▫️اسکن کیفیت اصلی:
https://plink.ir/gwYEv

هيثمي هم سند روایت را صحیح میداند:

رواه أبو يعلي ورجاله رجال الصحيح.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد (ط. العلمية) علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي نور الدين تحقیق: محمدعبدالقادر احمدعطا جلد : 8 صفحه : 276

اسکن کیفیت اصلی:
https://plink.ir/RPaXZ

طبق این روایت که سند آن هم صحیح است حضرت عیسی به رسول خدا و به قبر ایشان استغاثه می‌کند .وهابیها که میگویند رسول الله نمی شنود ، چطور حضرت عیسی متوجه این امر نمی شود که خداوند پیامبر را میرانده و خاکستر شده ، با این حال سراغ قبر رسول خدا می رود و یا محمد می گوید و رسول خدا هم جواب او را می دهد .
اگر به قول وهابی ها پیامبر نشنود و حرفی برای گفتن نداشته باشد ، حضرت عیسی که سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌رود و با ایشان صحبت می کند ، نعوذ بالله مشرک است!
در نتیجه اين روايت دلالت مي كند بر اينكه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بعد از شهادت هم صدای ديگران را می‌شنوند و هم می‌تواند جواب دهند و اختصاصی به حضرت عيسی ندارد همانطور كه سيره صحابه و تابعين اين بود كه می‌آمدند و به حضرت سلام می‌دادند و روايات فراوانی موجود است كه اين مطلب را تأييد می كند .


"

يك روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ

دوست وهابی لطف بفرمایید به ما بگویید حج در چه ماه هایی است ؟

فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّـهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا

و بفرمایید مناسک حج چگونه است فقط از قرآن

حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِينَ
و توضیح بفرماید صلاه وسطی چیست چگونه اقامه میشود و ساعت ان چگونه است "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
رفتارتان خلاف آن را ثابت می کند .




حتما که نباید اسمی آورده شود مثلا من یک ماشینی میشناسم که اصلا بدرد نمی خورد و کیفیت ندارد و کارخانه سازنده آن سایپا هست و الان حدود نود میلیون تومن هست و ....
خب نیازی نیست من اسم پراید را بیاورم تمامی حرف ها و رفتار هایم نشان دهنده این است که منظور من چیست !!!!!
شما هم همینطور هستید .

[/SIZE][/COLOR]
این چه مثال مزخرفی بود که زدی یعنی معاذالله پیامبر را در حد مثال پراید قراردادی ؟

عقیده شما بدرد نمی خورد و درحد پراید است نه پیامبر گرامی
اگر وقتی به آیه ای اشاره می کنیم اشکال از پیامبر نیست که چنین برداشتی می کنی اشکال در عقیده ای است که متوجه می شوی منظور آیه چیست "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار گفتگوهای بین کابر محترم Freedom1وکابر محترم hosyn پاسخ داد.
"
پست82
http://www.iranclubs.org/forums/show...=157488&page=6

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
مثال آخر شما به پایستگی ماده انرژی مربوط میشه که اگر نبود جهان دیگه ای داشتیم.
hosyn
عمر اصل علمی پایستگی ماده و انرژی، حدود صد سال است، و عمر اصل پایستگی ماده، از زمان لاوازیه است، ولی من از یک امر فطری بشر حرف زدم، دقت کنیم که خود اصل پایستگی ماده و انرژی که پس از اصل پایستگی ماده آمد، آیا غیر از این است که از محو شدن ماده آمد؟(یا ازدیاد جرم) به جای اینکه بگویند عالم ماده تضمین نمیکند ۲+۲=۴ ، رفتند سراغ انرژی حتی به صورت انرژی آزاد، چرا؟ یعنی آیا اصل پایستگی تضمین اصل ریاضی کرده یا اصل ریاضی مجبور به پایستگی ماده/انرژی؟



نقل قول:
نقل قولی که آوردین با اونچه ازش برداشت کردین تفاوت داشت ولی من دنبال جدل بر سر این موضوع نیستم
hosyn
از اول بحث تا کنون جدل نبوده و پس از این هم نخواهد بود، پس چه مانعی دارد که توضیح دهید مقصود او چیست؟



نقل قول:
همچنان میگم بی نهایت رقم پی موهومه، ۳/۱۴۱۵ موهوم نیست و با یک میلیارد رقم اعشار هم موهوم نیست اما با بی نهایت رقم موهومه و مطمئنم شما متوجه این معنی هستین. با هرچند رقم که بنویسیم و تشخیص بدیم موهوم نیست اما با بی نهایت رقم، موهومه. پرسیدین که آیا ریاضی دان ها دنبال امر موهوم هستن؟ اگر کسی بگه من دنبال ده میلیارد رقم اعشار پی هستم، دنبال موهوم نیست اما اگر کسی بگه من بی نهایت رقم پی رو می خوام مشخص کنم، دنبال موهومه.
hosyn
این مهمترین بحثی است که میتوانیم صمیمانه راجع به آن گفتگو کنیم، به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

فقط فعلا به عنوان یک سؤال، آیا اگر ریاضیدانی نگوید: میخواهم مشخص کنم، بلکه بگوید: بینهایت رقم پی، مشخص است، آیا حرف موهومی زده است؟



نقل قول:
درباره مثالهایی که زدم
خودم هم داشتم به این اعداد معین که هیچ راهی برای تعیین اونها نداریم فکر میکردم، من فکر میکنم این اعداد چون در هیچ ذهنی نیستن، جایی هم موجود نیستن، اطلاعاتی که نشه کشف کرد، شاید هنوز اطلاعات نیست. به عبارتی معین بودن با مشخص بودن فرق داره و در این باره ما فقط یک تقریب میتونیم به کار ببریم و البته حدود بالا و پایین هم برای چنین اعدادی میشه تعیین کرد ولی پرونده ش همینجا بسته میشه چون رسیدن به مقدار دقیق این اعداد ممکن نیست. آیا واقعا جایی هست که این اعداد در اون «تبت» شده باشن؟
hosyn
چون مسأله موهوم بودن بینهایت، و نحوه حل شدن آن، در این بحث هم دخالت دارد، بهتر است بعد از بحث قبلی به این بپردازیم.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ(121)سوره مبارکه انعام "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ( هر شب فقط يك آيه ) ! پاسخ داد.
"
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ(121)سوره مبارکه انعام


"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:17AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.