بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابی سفیان بودند ... پاسخ داد.
"
3⃣ اهل تسنن فقط یاران امام حسین علیه السلام را شیعه ایشان می دانند :

جناب زهیر بن قین از یاوران امام حسین علیه السلام است ؛
در کتاب تاریخ طبری در مورد وی می‌نویسد:

فقال له زهیر یا عزرة إن الله قد زکاها وهداها فاتق الله یا عزرة فإنی لک من الناصحین أنشدک الله یا عزرة أن تکون ممن یعین الضلال على قتل النفوس الزکیة قال یا زهیر ما کنت عندنا من شیعة أهل هذا البیت إنما کنت عثمانیا

تاریخ طبری ج 4 ص 316

زهیر به عزره گفت : ای عزره خداوند او را پاک گردانید و هدایت نمود ؛ پس از خدا بترس که من از خیر خواهان توام ؛ تو را به خدا قسم می دهم که مبادا از کسانی باشی که گمراهان را در کشتن جان های پاک یاری می کنی ؛
وی پاسخ داد : ای زهیر ما تو را از شیعیان این خاندان نمی دانستیم ( ولی امروز تو را در صف شیعه او می بینیم ) تو عثمانی (از طرفداران عثمان) بودی!!!


این عبارت به خوبی بیانگر آن است که دشمنان امام حسین علیه السلام مردم را در دو صف و دو جبهه قرار داده بودند :

شیعیان امام حسین : کسانی که در صف یاوران امام حسین علیه السلام بودند .

غیر شیعه : کسانی که در طرف مقابل و بر علیه حضرت صف گرفته بودند .


ادامه داره

یا حسین یا مظلوم
"

56 دقيقه پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابی سفیان بودند ... ساخت
"


آیا شیعیان امام حسین علیه‌السلام را کشتند؟

1⃣ جنگیدن با امام حسین علیه السلام منافات با شیعه بودن دارد :

طبق آنچه که در کتب لغت آمده است شیعه به معنی تابع و پیرو است ؛
بنا بر این اقدام کوفیان در قتل امام حسین علیه السلام منافات با مفهوم شیعه دارد و حتی اگر ثابت شود قاتلین امام حسین علیه السلام ، روزی هم به ظاهر اظهار تشیع می کردند با این جنایت ثابت کرده اند
که دشمنان اهل بیت هستند نه پیروان آن بزرگواران

در این زمینه کلام سید امین را در کتاب اعیان الشیعه در منظر خوانندگان قرار می دهیم :

حاش لله أن یکون الذین قتلوه هم شیعته ، بل الذین قتلوه بعضهم أهل طمع لا یرجع إلى دین ، وبعضهم أجلاف أشرار ، وبعضهم اتبعوا روءساءهم الذین قادهم حب الدنیا إلى قتاله ، ولم یکن فیهم من شیعته ومحبیه أحد ، أما شیعته المخلصون فکانوا له أنصاراً ، وما برحوا حتى قتلوا دونه ، ونصروه بکل ما فی جهدهم ، إلى آخر ساعة من حیاتهم ، وکثیر منهم لم یتمکن من نصرته ، أو لم یکن عالماً بأن الأمر سینتهی إلى ما انتهى إلیه ، وبعضهم خاطر بنفسه ، وخرق الحصار الذی ضربه ابن زیاد على الکوفة ، وجاء لنصرته حتى قتل معه ، أما ان أحداً من شیعته ومحبیه قاتله فذلک لم یکن ، وهل یعتقد أحد إن شیعته الخلص کانت لهم کثرة مفرطة ؟ کلا ، فما زال أتباع الحق فی کل زمان أقل قلیل ، ویعلم ذلک بالعیان ، وبقوله تعالى : وقلیل من عبادی الشکور.

اعیان الشیعة 1 / 585

منزه است خداوند از اینکه قاتلین امام حسین علیه السلام از شیعیان باشند ؛ بلکه کسانی که ایشان را کشتند از اهل طمع بودند که دین نداشتند و بعضی از اشرار نا اهل بودند و بعضی از ایشان به دنبال رؤسای خود رفتند ؛ رؤسایی که دوستی دنیا ایشان را به جنگ حسین بن علی علیه السلام کشانده بود ؛ و در بین ایشان کسی از شیعیان و دوست داران حضرت نبود ؛ اما شیعیان حضرت و مخلصین برای حضرت همگی یاران او شدند و در اینکه در راه او کشته شوند درنگ ننمودند ؛ و او را تا آخرین لحظات زندگانی با تمام نیرو یاری کردند ؛ و بسیاری از ایشان نیز نتوانستد حضرت را یاری بنمایند یا نمی دانستند که کار حضرت به اینجا منتهی خواهد شد ؛ بعضی نیز در این هنگام جان خود را به خطر انداخته و حصاری را که ابن زیاد دور کوفه کشیده بود شکستند و برای یاری حضرت آمدند تا اینکه در کربلا شهید شدند ؛ اما اینکه ادعا شود که یکی از شیعیان در جنگ با حضرت حضور داشته است این صحت ندارد ؛ و آیا کسی می تواند اعتقاد داشته باشد که یکی از شیعیان و دوست داران حضرت که چنین علاقه ای به حضرت داشته اند به جنگ ایشان برود ؟ هرگز ؛ همیشه چنین بوده است که طرفداران حق در هر زمانی اندک بوده اند و این همیشه دیده شده است و خداوند فرموده اند : "و عده کمی از بندگان من شکرگزار هستند "

2⃣ قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابی سفیان بودند :

این اشکال که امام حسین قاتلین خویش را شیعه خطاب کرده اند از موذی گری عده ای نشات می گیرد که می دانند لفظ شیعه در لغت به معنی طرفدار است و چون در این لفظ اکنون در مورد طرفداران امیر مومنان علی علیه السلام به کار می رود وقتی عباراتی مانند عبارات ذیل را می بینند ، انتهای آن را حذف کرده و تنها می گویند قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه بوده اند و نمی‌گویند که مقصود از شیعه در این کلام چیست و اصل منبع را نیز ذکر نمی‌نمایند .

در بسیاری از روایات آمده است که وقتی حضرت دشمنان خویش را مورد خطاب قرار دادند فرمودند :
ای شیعیان و طرفداران خاندان أبی سفیان

ویلکم یا شیعة آل أبی سفیان ، إن لم یکن لکم دین ، وکنتم لا تخافون یوم المعاد ، فکونوا احراراً فی دنیاکم هذه ، وارجعوا إلى احسابکم ، إن کنتم عرباً کما تزعمون »

أعیان الشیعة للسید الأمین 1/609

وای بر شما ای طرفداران خاندان ابو سفیان ؛ اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید در دنیای خودتان آزاده باشید ؛ و به اصل خود بازگردید اگر عرب هستید همانطور که گمان می کنید

لذا ایشان این نکته را دست آویز قرار داده با تحریف می خواهند چنین وانمود کنند که شیعیان – یعنی طرفداران امیر مومنان – امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند .

ادامه داره

یا حسین یا مظلوم
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 274
حديث سيزدهم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسين، از حسن بن محبوب، از صباح حذّاء، از محمّد بن مروان، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل نموده، وى گفت:
شنيدم كه آن حضرت مى‏فرمودند:
حسين عليه السّلام را زيارت كنيد اگر چه در هر سال باشد زيرا كسانى كه او را در حالى كه به حقّش عارف بوده و آن را انكار ندارند زيارت كنند عوض و پاداشى ندارند مگر بهشت و روزى آنها واسع و فراخ بوده و خداوند منّان در دنيا فرج نصيبشان مى‏كند، حق تبارك و تعالى چهار هزار فرشته را موكّل قبر حسين بن على عليهما السّلام فرموده كه تمام بر او مى‏گريند و زائرين حضرت را مشايعت كرده تا به اهل خود برسند و اگر مريض شوند آنها را عيادت كرده و هنگامى كه از دنيا روند بر سر جنازه آنها حاضر شده و بر ايشان طلب آمرزش و رحمت مى‏نمايند.
حسن بن عبد اللَّه بن محمّد بن عيسى، از پدرش، از حسن بن محبوب به اسنادش نظير همين روايت را نقل نموده است.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 275
حديث چهاردهم ترجمه:
(1) پدرم از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از پدرش، از سيف بن عميره، از بكر بن محمّد، از حضرت ابى عبد اللَّه عليهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را بر قبر حضرت حسين بن على عليه السّلام موكّل ساخته كه تمام ژوليده و غمگين و گرفته بوده و تا روز قيامت بر آن حضرت گريسته و نزد قبر آن جناب نماز مى‏گذارند يك نماز ايشان معادل هزار نماز انسان‏ها مى‏باشد و جالب اينكه ثواب نماز آنها براى كسى است كه قبر آن حضرت را زيارت كند.
حديث پانزدهم ترجمه:
(2) محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب، از صفوان بن يحيى، از حنان بن سدير، از مالك جهنىّ از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:
خداوند متعال فرشته‏اى را در ميان چهار هزار فرشته ديگر بر حسين عليه السّلام موكّل قرار داد، اين فرشتگان جملگى بر آن حضرت گريسته و براى زائرين آن جناب طلب آمرزش كرده و دعاء مى‏نمايند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 277
حديث شانزدهم ترجمه:
(1) محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از پدرش، از علىّ بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرىّ، از عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصم نقل كرده كه وى گفت:
هيثم بن واقد، از عبد الملك بن مقرّن از امام صادق عليه السّلام براى ما نقل كرد كه آن حضرت فرمودند:
وقتى به زيارت حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام رفتيد در آنجا سكوت اختيار كرده و كلامى نگوئيد مگر سخن نيك و خير، زيرا فرشتگان شب و روز كه از نگهبانان و حافظين هستند نزد فرشتگانى كه در حائر حسينى مى‏باشند آمده و با ايشان مصافحه كرده ولى ايشان از شدّت گريه و ناراحتى كه دارند جواب آنها را نداده بناچار آنها صبر مى‏كنند تا ظهر فردا برسد و صبح طلوع نمايد سپس آنان با ايشان سخن گفته و راجع به امور آسمانى سؤالاتى را مطرح مى‏نمايند ولى بين اين دو
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 278
(1) وقت (صبح و ظهر) ابدا صحبت نكرده و از گريستن و دعاء نمودن كوتاهى نمى‏كنند و در اين دو وقت آن فرشتگان نيز ايشان را از يارانشان منصرف و مشغول نمى‏كنند تنها وقتى شما سخن گفته و تكلم مى‏نمائيد ايشان مشغول و منصرف مى‏گردند.
راوى مى‏گويد: محضر امام عليه السّلام عرض كردم:
فدايت شوم، چه چيزى را سؤال مى‏كنند و كداميك از ديگرى مى‏پرسد آيا فرشتگان نگهبان و حافظ از فرشتگان حائر سؤال مى‏كنند يا بالعكس؟
حضرت فرمودند:
فرشتگان اهل حائر از حافظين و نگهبانان مى‏پرسند، زيرا فرشتگان حائر از آنجا دور نشده و به جايى ديگر نمى‏روند ولى حافظين، و نگهبانان به زمين نزول كرده و از آن به آسمان صعود مى‏كنند.
عرض كردم: نظر شما راجع به سؤال آنها چه بوده و مى‏فرمائيد از چه چيز سؤال مى‏كنند؟
حضرت فرمودند: حافظين وقتى به آسمان عروج مى‏كنند عبورشان به اسماعيل يعنى صاحب هواء مى‏افتد و بسا با نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ملاقات كرده در حالى كه نزد آن جناب حضرات فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم السّلام (مقصود حضرات ائمّه ماضى بوده نه امام حاضر عليه السّلام) حضور دارند پس فرشتگان از ايشان راجع به اشيائى چند و در باره آنان كه از شما در حائر حاضر مى‏شوند سؤالاتى مى‏كنند؟
حضرات معصومين عليهم السّلام در پاسخ سؤالاتشان مى‏فرمايند:
زائرين را بشارت دهيد و به دعائى كه براى ايشان مى‏نمائيد مژده دهيد.
فرشتگان حافظ عرض مى‏كنند: چگونه به ايشان بشارت دهيم در حالى كه صداى ما را نمى‏شنوند؟
حضرات معصومين عليهم السّلام به ايشان مى‏فرمايند:
براى ايشان دعاء كنيد كه بركات حقتعالى بر ايشان مداوم باشد و نيز از جانب‏


كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 279
ما ايشان را دعاء نمايند (1) و اين خود بشارتى است از ما به ايشان و وقتى از زيارت برگشتند با بال‏هايتان ايشان را نوازش كنيد، بطورى كه شما را حسّ و درك نمايند و ما ايشان را به امانت نزد شما مى‏سپاريم و اميد است كه اين ودائع ضايع و تباه نشوند.
و اگر خير و بركتى كه در زيارت آن جناب است مردم مى‏دانستند قطعا و به طور حتم در نائل شدن به زيارت آن حضرت با شمشير با يك ديگر به مقاتله پرداخته و مال‏هاى خود را فروخته و به زيارت آن جناب مى‏رفتند.
و حضرت فاطمه عليها السّلام هر گاه به ايشان (زائرين) نظر نمايند در حالى كه با وى هزار پيغمبر و هزار صدّيق و هزار شهيد از كروبين مى‏باشند هزار هزار (يك ميليون) نفر آن حضرت را بر گريستن يارى و همراهى مى‏كنند و آن حضرت چنان فرياد مى‏زنند كه هيچ فرشته‏اى در آسمان‏ها باقى نمى‏ماند مگر آنكه از صداى ايشان بگريه مى‏افتد، و آن حضرت آرام نمى‏گيرند تا وقتى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به نزد ايشان آمده و مى‏فرمايند:
دخترم، اهل آسمان‏ها را به گريه انداختى و ايشان را از تسبيح و تقديس حق تعالى بازداشتى، پس خوددارى كن تا ايشان به تقديس حقّ بپردازند چه آنكه امر و فرمان خدا بر همه چيز نافذ و روان مى‏باشد.
سپس امام عليه السّلام فرمودند:
حضرت فاطمه عليها السّلام به كسانى كه از شما به زيارت سيّد الشّهداء روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ايشان هر خير و خوبى را مسألت مى‏نمايند، مبادا در رفتن، به زيارت آن جناب بى‏رغبت باشيد چه آنكه خيرى كه در زيارت آن حضرت است بيشتر از آنست كه بتوان احصاء و شمارش نمود.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 280
حديث هفدهم ترجمه:
(1) محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم نقل‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 281
كرده كه وى گفت:
ابو عبيده بزّاز از حريز براى ما نقل كرد كه وى به حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام عرض نمود:
فدايت شوم چقدر ماندن شما اهل بيت در اين دار فانى كم بوده و چقدر اجل شما نزديك است با اينكه تمام اين خلائق به شما احتياج دارند! حضرت فرمودند:
هر كدام از ما صحيفه‏اى داريم كه در طول مدّت عمر به آنچه نيازمنديم عمل كنيم در آن ثبت و ضبط شده است پس هر گاه آنچه در صحيفه نوشته شده منقضى گشت معلوم مى‏شود اجل صاحب صحيفه فرا رسيده و در اين هنگام پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد وى آمده و خبر ارتحالش را اعلام نموده و از آنچه براى او نزد خداست خبر مى‏دهند و حضرت امام حسين عليه السّلام نيز صحيفه‏اى را كه داده شده بودند قرائت فرموده و براى آن جناب امورى كه باقى مانده منقضى نمى‏گرديد تفسير گرديده بود لذا آنچه مى‏بايد واقع شود واقع گرديد و باقى ماندن اشيائى كه بوقوع نپيوست لذا حضرتش به قتال شتافت پس آن امورى كه باقى مانده بودند اين بود كه فرشتگان از حقتعالى طلب نصرت آن حضرت را كردند و به ايشان اذن يارى داده شد پس ايشان درنگ نموده و خود را آماده براى قتال و كارزار كردند تا آن حضرت به شهادت رسيدند و پس از اين واقعه فرشتگان به زمين فرود آمدند يعنى پس از انقطاع مدّت عمر آن حضرت و به شهادت رسيدن آن جناب و وقتى ملائكه اين واقعه را ديدند به درگاه الهى عرض كردند:
خداوندا به ما اذن هبوط و فرود آمدن به زمين را دادى و اجازه نصرت و يارى آن حضرت را اعطاء فرمودى پس وقتى ما به زمين آمديم كه حضرتش را قبض روح كرده‏اى؟
خداوند متعال به ايشان وحى نمود كه ملازم قبر آن حضرت بوده تا آن جناب‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 282
را ببينيد و وقتى آن حضرت از قبر خارج گشت نصرتش نمائيد و نيز بر او و بر آنچه از شما نسبت به يارى آن حضرت فوت گرديده گريه كنيد و تنها شما گروه فرشتگان هستيد كه مختص به اين خصيصه گرديده‏ايد كه آن جناب را يارى كرده و بر مصيبتش گريه نمائيد، پس فرشتگان بخاطر آنچه از دستشان رفته بود و نتوانسته بودند به آن حضرت كمك كنند محزون گشته و از روى جزع و حزن بر آن جناب به گريه در آمدند و هنگامى كه حضرت سيّد الشّهداء از قبر خارج گرديدند اين فرشتگان انصار و يارانش مى‏باشند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 283

________________________________________
ابن قولويه، جعفر بن محمد - ذهنى تهرانى، محمد جواد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، 1جلد، انتشارات پيام حق - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.

"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى ؛ ؛ ص264


باب بيست و هفتم گريستن فرشتگان بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام‏
حديث اوّل ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى، از ربعى بن عبد اللَّه، از فضيل بن يسار، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده‏اند كه آن حضرت فرمودند:
شما را چه مى‏شود كه به آنجا نمى‏رويد (يعنى به قبر حضرت حسين عليه السّلام) چه آنكه چهار هزار فرشته تا روز قيامت بر سر قبر آن جناب حاضر بوده و بر آن حضرت مى‏گريند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 265
حديث دوّم ترجمه:
(1) و محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن حسين بن أبى الخطّاب، از موسى بن سعدان، از عبد اللَّه بن القاسم، از عمر بن أبان الكلبى، از أبان بن تغلب نقل كرده كه گفت:
حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:
چهار هزار فرشته به زمين فرود آمدند و خواستند همراه حضرت امام حسين عليه السّلام به قتال بپردازند ولى آن جناب به ايشان اذن ندادند، پس بار ديگر كه به زمين فرود آمده براى اذن گرفتن آن حضرت شهيد شده بودند لذا ايشان بر سر قبر آن حضرت به حالتى ژوليده و گرفته باقى مانده و تا روز قيامت مى‏گريند، رئيس ايشان فرشته‏اى است كه به او منصور مى‏گويند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 266
حديث سوّم ترجمه:
(1) و پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم، از سعد بن عبد اللَّه، از على بن اسماعيل، از حمّاد بن عيسى، از ربعى، از فضيل بن يسار نقل كرده‏اند كه وى گفت:
حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:
شما را چه مى‏شود كه به آنجا نمى‏رويد (يعنى به قبر حضرت حسين عليه السّلام) چه آنكه چهار هزار فرشته تا روز قيامت بر سر قبر آن جناب حاضر بوده و بر آن حضرت مى‏گريند.
حديث چهارم ترجمه:
(2) و محمّد بن جعفر رزّاز از محمّد بن حسين از محمّد بن اسماعيل، از أبى اسماعيل سرّاج، از يحيى بن معمّر عطّار، از أبى بصير، از حضرت أبى جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
چهار هزار فرشته ژوليده و گرفته تا قيامت بر آن حضرت گريه مى‏كنند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 267
حديث پنجم ترجمه:
(1) و پدرم عليه الرحمة و على بن الحسين، جملگى از سعد بن عبد اللَّه، از احمد ابن محمّد بن عيسى، از على بن الحكم، از على بن أبى حمزه، از أبى بصير، از حضرت أبى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده‏اند كه آن جناب فرمودند:
از روزى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام شهيد شده‏اند تا زمانى كه خدا بخواهد يعنى تا قيام قائم عليه السّلام خداوند هفتاد هزار فرشته را مبعوث فرموده كه با حالى ژوليده و گرفته هر روز بر حضرتش صلوات فرستاده و طلب رحمت مى‏كنند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 268
حديث ششم ترجمه:
(1) پدرم عليه الرحمة و على بن الحسين جملگى از سعد، از ابراهيم بن هاشم، از ابن فضال از ثعلبه، از مبارك عطّار، از محمّد بن قيس نقل كرده كه وى گفت:
حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام به من فرمودند:
چهار هزار فرشته ژوليده و گرفته نزد قبر حضرت حسين عليه السّلام بوده كه تا روز قيامت بر آن جناب مى‏گريند.
حديث هفتم ترجمه:
(2) پدرم عليه الرحمه و محمّد بن الحسن و علىّ بن الحسين، جملگى از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسين بن سعيد، از قاسم بن محمّد، از اسحاق بن ابراهيم، از هارون، از حضرت أبى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
خداوند منّان چهار هزار فرشته بر قبر حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام موكّل نموده كه همگى ژوليده و گرفته بوده و تا روز قيامت گريه مى‏كنند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 269
حديث هشتم ترجمه:
(1) محمّد بن الحسن، از محمّد بن حسن الصفّار، از محمّد بن حسين بن أبى الخطّاب عليهما السّلام از صفوان بن يحيى، از حريز، از فضيل بن يسار، از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
چهار هزار فرشته ژوليده و غمگين و گرفته بر قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام موكّل بوده كه تا روز قيامت گريه مى‏كنند.
محمّد بن مسلم مى‏گويد: اين چهار هزار فرشته قبر را حراست و نگهبانى مى‏نمايند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 270
حديث نهم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از عبّاس بن معروف، از حمّاد بن عيسى، از ربعى نقل كرده كه وى گفت:
در مدينه محضر امام صادق عليه السّلام بودم به ايشان عرض كردم:
قبور شهداء در كجا است؟
حضرت فرمودند:
مگر افضل و برترين شهداء نزد شما نيست؟! قسم به آن كسى كه جانم در دست او است اطراف قبر آن حضرت چهار هزار فرشته كه جملگى ژوليده و غمگين و گرفته هستند بوده و تا روز قيامت بر آن جناب مى‏گريند.
و محمّد بن الحسن، از محمّد بن حسن الصفّار، از عبّاس بن معروف نظير اين حديث را نقل كرده.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 271
حديث دهم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر رزّاز مى‏گويد:
محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب برايم نقل نمود از محمّد بن اسماعيل بن بزيع و او از اسماعيل سرّاج و او از يحيى بن معمّر عطّار و او از أبى بصير و او از حضرت ابو جعفر عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت فرمودند:
چهار هزار فرشته كه جملگى ژوليده و غمگين و گرفته هستند براى حضرت امام حسين عليه السّلام تا روز قيامت مى‏گريند. پس احدى از مردم به زيارت آن حضرت نمى‏آيند مگر آنكه اين فرشتگان به استقبالش آمده و احدى از مردم مريض و بيمار نشده مگر كه ايشان به عيادتش رفته و كسى از مردم نيست كه بميرد مگر آنكه اين فرشتگان بالاى سرش حاضر مى‏شوند.
و پدرم عليه الرحمه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن حسين به اسنادش نظير همين حديث را نقل نموده است.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 272
حديث يازدهم ترجمه:
(1) پدرم عليه الرحمه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن على بن عبد اللَّه بن مغيره از عبّاس بن عامر، از ابان، از ابو حمزة ثمالى از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:
خداوند متعال چهار هزار فرشته را بر قبر حضرت حسين بن على عليه السّلام موكّل قرار داده كه جملگى ژوليده و غمگين و گرفته بوده و از طلوع صبح تا زوال آفتاب (وقت ظهر) بر آن جناب مى‏گريند و وقتى ظهر مى‏شود چهار هزار فرشته ديگر به زمين فرود آمده و اين چهار هزار نفر به آسمان مى‏روند و فرشتگان به زمين آمده پيوسته مى‏گريند تا صبح طلوع كند ....
حديث دوازدهم ترجمه:
(2) پدرم رحمة اللَّه عليه و محمّد بن عبد اللَّه، از عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از ابراهيم بن مهزيار، از برادرش على بن مهزيار، از ابو القاسم، از قاسم بن محمّد، از اسحاق بن ابراهيم، از هارون نقل كرده كه وى گفت: شخصى از حضرت‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 273
ابو عبد اللَّه عليه السّلام سؤال نمود و من نيز آنجا حاضر بودم.
وى عرضه داشت: براى كسى كه قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام را زيارت كند چه ثوابى است؟
حضرت فرمودند:
زمانى كه حضرت حسين عليه السّلام به بلا و مصيبت گرفتار شد تمام موجودات حتّى بلاد و شهرها بر آن حضرت گريستند، پس خداوند منّان چهار هزار فرشته بر او موكّل ساخت كه جملگى ژوليده و غمگين و گرفته بوده و تا روز قيامت بر آن جناب گريه مى‏كنند .....
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 251
باب بيست و ششم گريستن تمام مخلوقات بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام‏

حديث اوّل ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر رزّاز قرشى مى‏گويد:

دائى من محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع، از ابى اسماعيل سرّاج، از يحيى بن معمّر عطّار، از ابى بصير، از حضرت ابو جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

انس و جن، پرنده و وحوش بر حسين بن على عليهما السّلام گريستند حتّى‏

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 252
اشگ‏هايشان جارى گشت.

و پدرم عليه الرحمه و جماعتى از اساتيدم از سعد بن عبد اللَّه بن ابى خلف و محمّد بن يحيى عطار جملگى از محمّد بن حسين به اسنادش مثل همين خبر را نقل كرده‏اند.

حديث دوّم ترجمه:

(1) پدرم رحمة اللَّه عليه و على بن الحسين، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از احمد بن ابى داود، از سعد بن ابى عمر جلّاب، از حارث اعور نقل كرده كه گفت:

حضرت على عليه السّلام كه پدر و مادرم فدايش باد فرمودند:

حسين در پشت كوفه كشته خواهد شد، به خدا قسم گويا مى‏بينم كه وحوش گردن‏هاى خود را بر قبرش كشيده و بر او مى‏گريند و از شب تا صبح بر او مرثيه مى‏خوانند و وقتى حال وحوش چنين باشد پس شما انسان‏ها از جفاء به او حذر كنيد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 253
حديث سوّم ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر قرشى رزّاز از محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب از حسن بن علىّ بن ابى عثمان از عبد الجبّار نهاوندى از ابى سعيد، از حسين بن ثوير بن أبى فاخته و يونس بن ظبيان و ابى سلمه سرّاج و مفضّل بن عمر جملگى گفتند:

شنيديم حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام مى‏فرمودند:

هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام به شهادت رسيدند آسمان‏هاى هفتگانه و طبقات هفت‏گانه زمين و آنچه در آنها و بين آنها بود و تمام موجودات و جنبنده‏گان بر روى آنها و بهشت و دوزخ و بالأخره كليّه اشيائى كه پروردگار ما آنها را آفريده و موجودات مرئى و نامرئى كلّا بر آن حضرت گريستند.

و پدرم عليه الرّحمه از سعد بن عبد اللَّه و او از محمّد بن الحسين و او از حسن بن على بن ابى عثمان با اسنادش برايم مثل حديث مذكور را نقل نمود.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 254
حديث چهارم ترجمه:

(1) پدرم عليه الرحمه از سعد بن عبد اللَّه، از حسين بن عبيد اللَّه، از حسن بن على بن ابى عثمان از عبد الجبّار نهاوندى از ابو سعيد از حسين بن ثوير و يونس و ابى سلمه سرّاج و مفضّل بن عمر جملگى گفتند:

از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام شنيديم كه فرمود:

هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام شهيد شدند تمام مخلوقات خدا بر آن حضرت گريستند مگر سه چيز: بصره و دمشق و آل عثمان.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 255
حديث پنجم ترجمه:

(1) پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از قاسم بن يحيى، از حسن بن راشد از حسين بن ثوير نقل كرده كه وى گفت:

من و يونس بن ظبيان و مفضّل بن عمر و ابو سلمه سرّاج محضر حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نشسته بوديم و يونس كه از همه ما مسن‏تر بود سخن مى‏گفت و حديث طولانى را ذكر كرد سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند:

هنگامى كه حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام شهيد شدند آسمان‏ها و طبقات هفت‏گانه زمين و آنچه در آنها و بين آنها بود و تمام جنبنده‏گان در بهشت و دوزخ و كليّه موجودات مرئى و نامرئى بر آن حضرت گريستند مگر سه چيز كه بر آن مظلوم گريه نكردند.

عرض كردم: فدايت شوم آن سه چيز كدام بودند؟

حضرت فرمودند:

بصره و دمشق و آل عثمان بن عفّان بودند كه به آن سرور نگريستند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 258
حديث ششم ترجمه:

(1) محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن الاصمّ، از أبى يعقوب از أبان بن عثمان، از زراره نقل نموده كه وى گفت:

حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:

اى زراره آسمان تا چهل روز بر حسين بن على عليهما السّلام خون باريد و زمين تا چهل روز تار و تاريك بود و خورشيد تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و كوهها تكه تكه شده و پراكنده گشتند و درياها روان گرديده و فرشتگان تا چهل روز بر آن حضرت گريستند و هيچ زنى از ما اهل بيت خضاب نكرد و روغن به خود نماليد و سرمه نكشيد و موهايش را شانه نزد تا وقتى كه سر عبيد اللَّه بن زياد را به نزد ما فرستادند و پيوسته بعد از شهادت آن حضرت چشمان، اشك آلود بود و هر گاه جدّم ياد آن حضرت را مى‏نمود محاسنش از اشك خيس مى‏گشت بطورى كه هر كس آن جناب را مى‏ديد به حالش ترحّم نموده و از گريه‏اش به گريه مى‏افتاد و فرشتگانى كه نزد قبر آن حضرت هستند جملگى مى‏گريند و از گريه ايشان تمام فرشتگان در آسمان و زمين گريه مى‏كنند، هنگامى كه روح مطهّر آن حضرت از كالبد شريفش خارج شد دوزخ فرياد و بانگى زد كه نزديك بود از صداى آن زمين منشق شود و زمانى كه روح خبيث عبيد اللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه از بدن كثيفشان خارج گرديد جهنّم جيغى كشيد كه اگر حق تعالى بوسيله فرشتگان حافظ دوزخ آن را كنترل و حبس نمى‏نمود تمام موجودات روى زمين از هيبت آن مى‏سوختند و اگر آتش جهنّم از حق تعالى اذن مى‏داشت هيچ جنبنده‏اى را روى زمين باقى نمى‏گذارد بلكه تمام را مى‏بلعيد منتهى مأمور و اسير فرمان او است و بدون أمر حق جلّت عظمته حركتى از آن صادر نمى‏شود و مع ذلك چند مرتبه بر نگهبانان طغيان كرده تا بالأخره جبرئيل در آنجا حاضر شد و بالش را بر آن زد تا ساكت گرديد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 259
(1) ولى در عين حال از آن تاريخ به بعد بر حضرتش گريه و ندبه كرده و پيوسته بر قاتلين او زبانه مى‏كشد و اگر حجّت‏هاى خدا روى زمين نمى‏بودند آن را واژگون مكرد و لرزش‏هاى زمين و زلزله‏ها زياد نمى‏شود مگر صرفا در وقت قيامت.

و هيچ چشم و اشكى نزد خدا محبوب‏تر از چشم و اشگى نيست كه بگريد و بر آن حضرت جارى گردد و هيچ گريه‏كننده‏اى نيست كه بر آن جناب بگريد مگر آنكه گريه‏اش به حضرت فاطمه عليها السّلام رسيده و آن بانو را يارى مى‏كند و نيز گريه‏اش به حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيده و بدين وسيله حقّ ما را ادا كرده.

و هيچ بنده‏اى نيست كه روز قيامت محشور شود مگر آنكه چشمانش گريان است غير از گريه‏كنندگان بر جدّم حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه آنكه ايشان در حالى كه چشمانى روشن و باز دارند محشور مى‏گردند و آثار سرور و شادى در صورتشان نمايان مى‏باشد، مردم در فزع و ناراحتى بوده ولى ايشان از هر غم و محنتى در امان هستند، مردم متفرق و پراكنده و مضطرب بوده ولى ايشان در زير عرش و سايه آن به ياد حسين عليه السّلام بوده و در باره آن جناب به گفتن حديث مشغولند، از ناملايمات و ناراحتيهاى روز حساب هيچ خوف و هراسى ندارند.

به ايشان گفته مى‏شود: داخل بهشت شويد ولى آنها از ورود به بهشت امتناع نموده و مجلس ذكر حسين عليه السّلام را اختيار مى‏كنند، فرشتگان و حور العين به آنها پيغام مى‏دهند كه ما با ولدان مخلّد مشتاق شما هستيم ولى ايشان از فرط سرور و نشاطى كه در مجلسشان دارند سرشان را بالا نكرده و به آنها نمى‏نگرند.

دشمنان ايشان در آخرت دو گروه هستند:

الف: كسانى كه موى جلو سر ايشان را فرشتگان عذاب گرفته و آنها را روى زمين كشان كشان به طرف جهنم مى‏برند.

ب: آنان كه از روى حسرت مى‏گويند: فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ‏.

نه شفيعى داريم و نه دوستى كه از ما حمايت كند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 260
(1) دشمنان ايشان مقام و منزل آنها را ديده ولى نمى‏توانند نزديك ايشان شوند.

فرشتگان از طرف همسرهاى ايشان در بهشت و نگهبانان بر ايشان پيغام آورده كه چه كرامت و عطايائى به آنها اعطاء شده.

ايشان در جواب مى‏گويند: ان شاء اللَّه نزد شما خواهيم آمد و پس از اين گفتار به نزد آنها بازگشته و وقتى همسرانشان به آنها خبر مى‏دهند كه در نزديكى حضرت حسين عليه السّلام مى‏باشند شوقشان زياد گشته و از شعف دل مى‏گويند:

حمد مى‏كنيم حق تعالى را كه ما را از فزع اكبر و وحشت‏هاى قيامت در امان داشت و از آنچه هراس داشتيم نجات داد.

خداوند متعال به ايشان مركب‏ها و اسب‏هاى نيكوئى كه بر پشت آنها زين نهاده شده اعطاء فرمود و ايشان بر آنها سوار شده و در حالى كه خداى منّان را ستوده و حمد و ثناء گفته و صلوات بر محمّد و آل محمّد مى‏فرستند حركت نموده تا به منازل و جايگاه خويش مى‏رسند.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 262
حديث هفتم ترجمه:

(1) محمّد بن عبد اللَّه، از پدرش، از على بن محمّد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم، از عبد اللَّه بن مسكان، از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بوده و براى آن جناب سخن مى‏گفتم در اين هنگام يكى از فرزندان حضرت داخل شد.

امام عليه السّلام به او فرمودند: بارك اللَّه و او را به سينه خود چسبانده و وى را بوسيده و فرمودند:

خدا ذليل كند كسانى را كه شما را ذليل كنند و انتقام كشد از آنان كه به شما ظلم كنند، و خوار كند افرادى را كه شما را خوار كنند، و لعنت كند اشخاصى را كه شما را مى‏كشند و خدا ولى و حافظ و ناصر شما باشد، زنان و انبياء و صديقين و شهداء و فرشتگان آسمان بسيار بر شما گريستند، سپس آن حضرت گريسته و فرمودند:

اى ابو بصير هر گاه به بچه‏هاى حضرت حسين عليه السّلام مى‏نگرم به واسطه مصيبت و ظلمى كه به پدرشان و خودشان شده حالتى به من دست مى‏دهد كه قابل كنترل نيست.

اى ابو بصير: فاطمه عليها السّلام بر آن حضرت گريست و زجّه زده و به دنبال آن جهنّم فريادى كشيد و جيغى زد كه فرشتگان حافظ و نگهبان بر آن، صداى گريه دوزخ را شنيدند و سريع آماده شدند آن را كنترل كنند زيرا خوف آن بود كه از درون دوزخ آتش زبانه كشد يا دود آن بيرون رفته و اهل زمين را بسوزاند لذا تا مادامى كه دوزخ گريان و نالان است فرشتگان حافظ آن را مهار كرده و به جهت خوف و هراسى كه بر اهل زمين دارند آن را محافظت نموده و درب‏هاى آن را محكم بسته‏اند ولى در عين حال دوزخ ساكت و آرام نمى‏شود مگر صداى فاطمه عليها السّلام آرام گردد.

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 263
(1) اى ابو بصير درياها نزديك بود شكاف برداشته در نتيجه برخى در بعضى ديگر داخل شوند و قطره‏اى از آب درياها نيست مگر آنكه فرشته‏اى بر آن موكّل است، لذا هر گاه فرشته موكّل بانك دريا و خروش آن را بشنود با زدن بالش خروش و طغيان را خاموش و ساكت مى‏كند و آنها را حبس و نگاه داشته تا بر يك ديگر داخل و وارد شوند و اين نيست مگر بخاطر خوف و هراس بر دنيا و آنچه در آن و كسانى كه بر روى زمين مى‏باشند و پيوسته فرشتگان از روى شفقت و ترحّم به واسطه گريستن درياها مى‏گريند و خدا را خوانده و به جانبش تضرّع و زارى نموده و اهل عرش و اطراف آن نيز جملگى در تضرّع و ناله مى‏باشند.

صداهاى فرشتگان بلند است كه به خاطر خوف و هراس بر اهل زمين همواره حق تعالى را تقديس و تنزيه مى‏نمايند و اگر احيانا صداى آنها به زمين برسد اهل زمين به فرياد آمده و كوهها قطعه قطعه شده و زمين اهلش را مى‏لرزاند.

ابو بصير مى‏گويد: محضر مبارك امام عليه السّلام عرضه داشتم:

فدايت شوم اين امر بسيار عظيم و بزرگ است! حضرت فرمودند: از اين عظيم‏تر غير آن، يعنى خبرى كه نشنيده‏اى مى‏باشد.

سپس فرمودند: اى ابو بصير! دوست ندارى در زمره كسانى باشى كه حضرت فاطمه عليها السّلام را كمك مى‏كنند؟

ابو بصير مى‏گويد: وقتى امام عليه السّلام اين كلام را فرمودند بطورى كه گريه به من دست داد كه قادر بر سخن گفتن نبودم و چنان بغض گلويم را مى‏فشرد كه توانايى بر تكلّم نداشتم.

سپس حضرت بپا خواسته و به نمازخانه تشريف برده و به خواندن دعا پرداختند.

پس از مجلس حضرت با چنين حالى بر خاسته و بيرون آمدم پس نه طعام خوردم و نه خوابيدم و صبح روز بعد را با حالى ترسان روزه گرفته تا آنكه‏

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 264
محضر مباركش دوباره مشرّف شدم پس وقتى آن جناب را ساكن و آرام ديدم من نيز آرام گرفتم و از اينكه عقوبت و بلائى بر من نازل نشده حق تعالى را حمد و ستايش نمودم.

________________________________________
ابن قولويه، جعفر بن محمد - ذهنى تهرانى، محمد جواد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، 1جلد، انتشارات پيام حق - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.



"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 238
باب بيست و چهارم نشانه ‏ها و علامت‏هائى كه در بلاد وجود داشته و به آنها بر شهادت حسين بن على عليهما السّلام استدلال شده‏
حديث اوّل ترجمه:
(1) پدرم عليه الرحمه و گروهى از از اساتيدم از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى از حسين بن سعيد از شخصى از يحيى بن بشير نقل كرده كه وى گفت:
از ابو بصير شنيدم كه مى‏گفت: حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:
هشام بن عبد الملك پى پدرم فرستاد و ايشان را به شام دعوت نمود، هنگامى كه پدرم بر وى داخل شد او محضر پدرم عرضه داشت: اى ابو جعفر من شما را به اينجا دعوت كرده و آوردم تا مسأله‏اى را از شما بپرسم چه آنكه صلاح نيست‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 239
ديگرى آن را از شما جويا شود و اساسا روى زمين كسى را سراغ ندارم كه شايسته دانستن اين مسأله بوده يا كاملا از آن اطّلاع داشته باشد و تنها شخصى كه از آن آگاه است يك نفر بوده و آن شما مى‏باشيد.
پدرم فرمودند:
آنچه را امير المؤمنين مى‏خواهد سؤال كند اگر بدانم جواب داده و اگر ندانم مى‏گويم نمى‏دانم و راست گفتن سزاوارتر است به من.
هشام عرض كرد: خبر دهيد به من از شبى كه در آن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كشته شدند و بفرمائيد غائبى كه در آن شهر نبوده و هنگام شهادت آن حضرت حضور نداشته به چه دليلى بر قتل آن جناب استدلال كند و اصلا براى مردم چه علامتى دال بر شهادت آن حضرت وجود داشته اگر از آن آگاه هستيد و جواب مى‏دهيد در ضمن به من خبر دهيد آيا آن علامت براى شهادت و قتل غير على بن ابى طالب عليه السّلام نيز بوده يا نه؟
پدرم به او فرمود:
اى امير المؤمنين در آن شبى كه امير مؤمنان عليه السّلام كشته شد هر سنگى را كه از زمين بلند مى‏كردند زير آن خون تازه بود چنانچه در شبى كه هارون برادر موسى عليه السّلام كشته شد و شبى كه در آن يوشع بن نون مقتول واقع شد و شبى كه در آن حضرت عيسى بن مريم به آسمان رفت و شبى كه در آن شمعون بن حمون صفا به قتل رسيد چنين بود و همچنين شبى كه در آن حسين بن على عليهما السّلام شهيد گرديد زير هر سنگى كه برداشته مى‏شد خون تازه ديده مى‏شد.
امام صادق عليه السّلام سپس فرمودند:
رنگ صورت هشام از غضب تغيير كرد و حمله كرد به پدرم كه ايشان را بگيرد.
پدرم به وى فرمود:
اى امير المؤمنين بر بندگان لازم است از امامشان اطاعت كرده و در مقام‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 240
نصيحت و خير خواهى او باشند و تنها چيزى كه من را بر اين داشت در خواست امير را اجابت كرده و در اينجا حاضر شدم علم به اين نكته است كه بر من اطاعت امير لازم است از اين رو انتظار دارم كه امير المؤمنين به من حسن ظن داشته باشد.
هشام به ايشان گفت:
اگر مى‏خواهى به نزد اهل خود برگرد.
امام صادق عليه السّلام فرمودند:
پدرم از نزد او خارج شد و هشام هنگام خروج به ايشان عرض كرد:
با خدا عهد و ميثاق كنيد كه اين حديث را تا من زنده‏ام با كسى باز گو نكنيد.
پدرم به وى قول مساعد داد و او را از اين رهگذر خشنود نمودند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 241
حديث دوّم ترجمه:
(1) ابو الحسين احمد بن عبد اللَّه بن على ناقد مى‏گويد:
عبد الرّحمن بلخى برايم نقل نمود و ابو الحسين برايم گفت و عمويم از پدرش برايم خبر داد، از ابى نضره و او از شخصى از اهل بيت المقدس كه وى گفت:
به خدا قسم ما اهل بيت المقدس و حوالى آن به عصرى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام در آن شهيد شدند آگاه و مطّلع هستيم.
به او گفتم: چه طور؟
گفت: هيچ ريگ و كلوخ و سنگى را بر نداشتيم مگر زير آن خون تازه‏اى ديديم كه مى‏جوشيد، ديوارها قرمز گشت همچون خون بسيار سرخ، باران تا سه روز بصورت خون تازه مى‏باريد و در دل شب منادى نداء مى‏كرد:
أ ترجوا امة قتلت حسينا
شفاعة حدّه يوم الحساب‏
آيا امّتى كه حسين عليه السّلام را كشتند اميد دارند در روز حساب جدّش ايشان را شفاعت كند؟
معاذ اللَّه! لانلتم يقينا
شفاعة احمد و أبى تراب‏
پناه بر خدا! بطور قطع و يقين به شفاعت احمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حضرت ابو تراب عليه السّلام نخواهيد رسيد.
قتلتم خير من ركب المطايا
و خير الشّيب طرّا و الشباب‏
كشتيد بهترين كسى را كه بر اسبان مى‏نشست و بهترين تمام سالمندان‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 242
و جوانان بود.
تا سه روز خورشيد در نظر ما به حالت كسوف ديده مى‏شد و پس از سه روز باز مشاهده گرديد در شب ستارگان از كثرت و تراكم به طور خاصى ديده شدند پس فرداى آن روز از قتل و شهادت آن حضرت پى‏گيرى نموده چيزى عائد ما نشد تا خبر شهادت و قتل آن جناب عليه السّلام به ما رسيد.
حديث سوّم ترجمه:
(1) ابو الحسين احمد بن عبد اللَّه بن علىّ ناقد به اسنادش مى‏گويد:
عمر بن سعد گفت: ابو معشر برايم از زهير نقل كرد كه وى گفت:
هنگامى كه حسين بن على عليهما السّلام شهيد شد در بيت المقدّس ريگى باقى نماند مگر زير آن خون تازه بود.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 243

________________________________________
ابن قولويه، جعفر بن محمد - ذهنى تهرانى، محمد جواد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، 1جلد، انتشارات پيام حق - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.



"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"

كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 283
باب بيست و هشتم گريستن آسمان و زمين بر شهادت حضرت حسين عليه السّلام و يحيى بن زكريا عليهما السّلام‏
حديث اوّل ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم (على بن الحسين و محمّد بن الحسن) از سعد بن عبد اللَّه، از يعقوب بن يزيد، از احمد بن الحسن الميثمى، از على ارزق، از حسن بن حكم نخعى، از شخصى نقل كرده‏اند كه وى گفت:
در سرزمين رحبه از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه اين آيه شريفه را تلاوت مى‏فرمودند:
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏.
در اين هنگام حضرت حسين عليه السّلام از يكى از درب‏هاى مسجد داخل شد، حضرت فرمودند: بدانيد اين (يعنى حضرت حسين عليه السّلام) عنقريب كشته خواهد شد و آسمان و زمين بر او مى‏گريند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 284
حديث دوّم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن الحسين، از حكم بن مسكين، از داود بن عيسى انصارى، از محمّد بن عبد الرّحمن بن ابى ليلى، از ابراهيم نخعى نقل كرده كه وى گفت:
امير المؤمنين عليه السّلام بيرون آمده و در مسجد نزول اجلال فرموده و اصحاب و ياران دور آن حضرت حلقه زدند در اين هنگام حضرت حسين عليه السّلام تشريف آوردند تا رسيدند مقابل امير المؤمنين عليه السّلام و آنجا ايستادند، امير المؤمنين عليه السّلام دست مبارك بر سر ايشان نهاده و فرمودند:
پسرم، خداوند متعال اقوام و طوائفى را بوسيله قرآن تقبيح نموده و مورد سرزنش و ملامت قرار داده و حضرت فرموده است:
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ به خدا قسم حتما پس از من تو را خواهند كشت سپس آسمان و زمين بر تو گريه خواهند نمود.
ترجمه:
(2) پدرم، از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب به اسنادش مثل و نظير همين حديث را نقل نموده است.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 285
حديث سوّم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر، از محمّد بن الحسين، از وهيب بن حفص نحّاس، از ابو بصير، از حضرت أبى عبد اللَّه عليه السّلام نقل نموده كه آن حضرت فرمودند:
همانا آسمان و زمين براى شهادت حضرت حسين عليه السّلام گريسته و سرخ شدند و بر احدى هرگز نگريسته مگر بر حضرت يحيى بن زكريا و حسين بن على عليهم السّلام.
و پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسين به اسنادش نظير همين حديث را نقل كرده است.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 286
حديث چهارم ترجمه:
(1) على بن الحسين بن موسى بن بابويه و غير او، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عبد الجبّار، از حسن بن على بن فضّال، از حمّاد بن عثمان، از عبد اللَّه بن هلال نقل كرده كه وى گفت:
شنيدم حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام مى‏فرمودند:
آسمان بر حضرت حسين بن على و يحيى بن زكريّا عليهم السّلام گريست و بر احدى غير اين دو گريه نكرد.
عرض كردم: گريه آسمان چيست و چگونه بوده؟
حضرت فرمودند:
چهل روز آسمان درنگ و توقّف نمود، خورشيد با رنگى قرمز طلوع نموده و با رنگى سرخ غروب مى‏كرد.
عرضه داشتيم: اين گريه آسمان بود؟
حضرت فرمودند: بلى.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 287
حديث پنجم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از عبد اللَّه بن احمد، از عمر بن سهل، از على بن مسهر قرشى نقل كرده كه وى گفت:
جدّه من برايم نقل كرد كه هنگام شهادت حسين بن على عليهما السّلام را درك نموده وى گفت:
يك سال و نه ماه پس از اين واقعه پيوسته آسمان مانند لخته خونى بود و خورشيد اصلا ديده نشد.
حديث ششم ترجمه:
(2) على بن الحسين بن موسى، از على بن ابراهيم بن هاشم، از پدرش، از ابن فضّال، از ابى جميله، از محمّد بن على الحلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل نموده كه آن حضرت در ذيل آيه شريفه: فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏.
فرمودند:
از زمانى كه حضرت يحيى بن زكريا عليهما السّلام كشته شد آسمان بر احدى نگريست تا هنگامى كه حضرت حسين عليه السّلام شهيد شدند كه در اين هنگام باز يك بار ديگر آسمان گريست.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 288
حديث هفتم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر رزّاز قرشى مى‏گويد:
محمّد بن الحسين بن أبى الخطّاب برايم نقل نمود از صفوان بن يحيى، از داود بن فرقد، از حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام كه آن حضرت فرمودند:
هنگامى كه حضرت حسين عليه السّلام شهيد شدند و يحيى بن زكريا را كشتند آسمان تا يك سال سرخ بود و اين سرخى گريستن آسمان به حساب آمده.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 289
حديث هشتم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسين بن على بن فضّال، از ابن بكير، از زراره، از عبد الخالق بن عبد ربّه نقل كرده كه وى گفت:
شنيدم كه حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام در ذيل آيه شريفه:
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا.
مى‏فرمودند:
حسين بن على عليه السّلام پيش‏تر همنامى نداشتند و يحيى بن زكريّا عليهما السّلام نيز قبلا همنامى نداشتند.
و آسمان بر احدى نگريست مگر بر اين دو كه چهل صباح گريه كرد.
راوى مى‏گويد: محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم: گريه آسمان چه بود؟
حضرت فرمودند: هنگام طلوع و غروب آسمان سرخ بود.
حديث نهم ترجمه:
(2) على بن الحسين بن موسى، از على بن ابراهيم و سعد بن عبد اللَّه، جملگى از ابراهيم بن هاشم، از على بن فضّال، از ابى جميله، از جابر، از حضرت‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 290
ابى جعفر عليه السّلام نقل كرده‏اند كه آن حضرت فرمودند:
بعد از حضرت يحيى بن زكريّا عليهما السّلام آسمان بر احدى نگريست مگر بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام چه آنكه چهل روز آسمان بر آن حضرت گريه مى‏كرد.
حديث دهم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر رزّاز كوفى از محمّد بن الحسين بن أبى الخطّاب، از جعفر بن بشير، از كليب بن معاويه اسدى، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:
آسمان بر احدى نگريسته است مگر بر حضرت حسين بن على عليهما السّلام و يحيى بن زكريا عليهم السّلام.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 291
حديث يازدهم ترجمه:
(1) محمّد بن جعفر رزّاز كوفى از محمّد بن الحسين بن أبى الخطّاب، از محمّد ابن الحسين، از نصر بن مزاحم، از عمر بن سعد، از محمّد بن سلمه از كسى كه برايش نقل نموده، وى گفت:
هنگامى كه حسين بن على عليهما السّلام كشته شدند از آسمان خاك سرخ مى‏باريد.
حديث دوازدهم ترجمه:
(2) حكيم بن داود بن حكيم از سلمة بن خطّاب، از محمّد بن ابى عمير، از حسين بن عيسى، از اسلم بن قاسم، وى مى‏گويد:
عمر بن وهب به ما خبر داد از پدرش، از على بن الحسين عليهما السّلام كه آن جناب فرمودند:
از زمانى كه آسمان تعبيه شده و وضع گرديده تا بحال بر احدى نگريسته مگر بر يحيى بن زكريا و حسين بن على عليهم السّلام.
عرض كردم: گريه آسمان چه بوده؟
حضرت فرمودند:
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 292
وقتى لباسى را در مقابل آن قرار مى‏دادى روى آن اثرى شبيه به خون پشه واقع مى‏گشت.
حديث سيزدهم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه و على بن الحسين از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن عيسى، از موسى بن فضل از حنان نقل كرد كه وى گفت:
محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرض كردم: چه مى‏فرمائيد راجع به زيارت قبر حضرت ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام زيرا از بعضى شما نقل شده كه زيارت آن حضرت معادل يك حج و يك عمره مى‏باشد؟
حضرت فرمودند:
چه قدر ضعيف است اين حديث، زيارت آن حضرت معادل كلّ اين ثواب‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 293
نيست ولى در عين حال شما آن حضرت را زيارت كرده و به او جفاء نكنيد زيرا آن جناب سيد شهداء و سيد جوانان اهل بهشت و شبيه يحيى بن زكريا است و بر اين دو آسمان و زمين گريسته‏اند.
ترجمه:
(1) پدرم و محمّد بن الحسن بن وليد، از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبد الصمد ابن محمّد، از حنان بن سدير، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام مثل همين حديث را نقل كرده‏اند:
پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع از حنان بن سدير از حضرت أبى عبد اللَّه عليه السّلام نظير اين حديث را نقل كرده‏اند.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 294
حديث چهاردهم ترجمه:
(1) و با همين اسناد مذكور از احمد بن محمّد بن عيسى، از جماعتى، از جعفر بن بشير، از حمّاد، از عامر بن معقل، از حسن بن زياد، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
قاتل يحيى بن زكريا و حسين بن على عليهم السّلام زنا زاده بوده و آسمان بر احدى نگريست مگر بر اين دو.
راوى مى‏گويد: عرض كردم: چگونه آسمان گريست؟
حضرت فرمودند:
طلوع خورشيد و غروبش در سرخى بود.
محمّد بن جعفر قرشى، از محمّد بن الحسين، از جعفر بن بشير به اسنادش مثل همين حديث را نقل نموده است.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 295
حديث پانزدهم ترجمه:
(1) پدرم و على بن الحسين رحمة اللَّه عليهما جملگى از سعد بن عبد اللَّه، از احمد ابن محمّد بن عيسى، از حسن بن على الوشّاء، از حمّاد بن عثمان، از عبد اللَّه بن هلال، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب مى‏فرمودند:
آسمان بر حسين بن على و يحيى بن زكريا عليهم السّلام گريسته و بر احدى غير اين دو گريه نكرده است.
عرض كردم: چگونه آسمان گريسته است؟
حضرت فرمودند:
تا چهل روز طلوع و غروبش در سرخى بود.
عرض كردم: گريه آسمان اين گونه بوده است؟
حضرت فرمودند: بلى.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 296
حديث شانزدهم ترجمه:
(1) از پدرم و على بن الحسين از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از برقى (محمّد بن خالد)، از عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى، از حسن بن الحكم النخعى، از كثير بن شهاب حارثى، وى گفت:
هنگامى كه محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام در رحبه نشسته بوديم، در اين وقت حضرت حسين عليه السّلام بر آن جناب وارد گشت، امير المؤمنين چنان خنديدند كه دندان‏هاى عقل آن جناب ظاهر گرديد سپس فرمودند:
خداوند متعال در قرآن كريم قومى را ياد كرده و مى‏فرمايد:
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ قسم به كسى كه حبّه را شكافت و بنده را آفريد اين (يعنى حضرت حسين عليه السّلام) را البته خواهند كشت و قطعا آسمان و زمين بر او مى‏گريند.
حديث هفدهم ترجمه:
(2) پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از برقى، از
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 297
عبد العظيم، از حسن، از ابى سلمه نقل كرده كه گفت:
حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرمودند:
آسمان و زمين بر احدى نگريسته مگر بر يحيى بن زكريّا و حسين بن على عليهما السّلام.
حديث هجدهم ترجمه:
(1) پدر و برادرم رحمة اللَّه عليهما، از احمد بن ادريس و محمّد بن يحيى، جملگى از عمركى بن على بوفكى نقل كرده كه وى گفت:
يحيى كه در خدمت حضرت ابى جعفر ثانى عليه السّلام بود از على و او از صفوان جمّال و او از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرد كه وى گفت:
در راه مدينه بوديم ولى قصدمان مكّه بود بهر صورت در راه مدينه از حضرت‏
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 298
ابى عبد اللَّه عليه السّلام سؤال كرده و محضر مباركش عرض كردم:
اى پسر رسول خدا : شما را چه مى‏شود كه غمگين و ناراحت و شكسته حال مى‏بينم؟
حضرت فرمودند:
اگر مى‏شنيدى آنچه را كه من مى‏شنوم ديگر از من چنين سؤالى نمى‏كردى.
عرض كردم: چه چيز مى‏شنويد؟
حضرت فرمودند: تضرّع ملائكه به درگاه الهى و نفرينشان نسبت به كشندگان امير المؤمنين و حضرت حسين بن على عليهما السّلام و نيز نوحه و زارى جن و گريستن فرشتگانى كه در اطراف قبر آن حضرت هستند بنا بر اين كيست كه با شنيدن چنين صداهائى غذا و شراب يا خواب بر او گوارا باشد؟!!
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 299
حديث نوزدهم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از احمد ابن محمّد بن عيسى، از محمّد بن خالد برقى از عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسينى العلوى، از حسن بن حكم النخعى از كثير بن شهاب حارثى نقل كرده كه وى گفت: در رحبه محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام نشسته بوديم در اين هنگام حضرت حسين عليه السّلام ظاهر شدند، پس امير المؤمنين عليه السّلام چنان خنديدند كه دندان‏هاى عقلشان پيدا شد سپس فرمودند:
خداوند متعال در قرآن كريمش قومى را ياد كرده و فرموده:
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏.
قسم به كسى كه حبّه را شكافته و بنده را آفريده البته اين (حضرت حسين عليه السّلام) را خواهند كشت. و آسمان و زمين بر او مى‏گرديد.
حديث بيستم ترجمه:
(2) پدرم عليه الرحمة، از سعد بن عبد اللَّه، از نصر بن مزاحم، از عمر بن سعد نقل كرده كه وى گفت:
ابو معشر از زهرى نقل نمود كه وى گفت:
هنگامى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام شهيد شدند آسمان خون باريد.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 300
و عمر بن سعد گفت:
ابو معشر، از زهرى برايم نقل نمود كه وقتى حسين بن على عليهما السّلام شهيد شد در بيت المقدس سنگريزه‏اى باقى نماند مگر وقتى آن را بر مى‏داشتيم خون تازه زيرش بود.
حديث بيست و يكم ترجمه:
(1) پدرم رحمة اللَّه عليه از محمّد بن الحسن بن مهزيار، از پدرش، از على بن مهزيار، از حسن بن سعيد، از فضالة بن ايوب، از داود بن فرقد نقل كرده كه وى گفت:
از حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام شنيدم كه فرمود:
كشنده حضرت حسين بن على عليهما السّلام زنازاده بود و آن كس كه يحيى بن زكريّا را نيز كشت ولد زنا بود، سپس حضرت فرمودند:
هنگامى كه حسين بن على عليهما السّلام كشته شد تا يك سال آسمان سرخ بود، پس از آن فرمودند:
آسمان و زمين بر حسين بن على عليهما السّلام و يحيى بن زكريا عليهما السّلام گريست و همين سرخى آن گريه وى مى‏باشد.
كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 301
ابن قولويه، جعفر بن محمد - ذهنى تهرانى، محمد جواد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، 1جلد، انتشارات پيام حق - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.

"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص88

الباب الثامن و العشرون بكاء السماء و الأرض على قتل الحسین و يحيى بن زكريا (ع‏)
1- حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَايِخِنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ عَلِيٍّ الْأَزْرَقِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَكَمِ النَّخَعِيِّ عَنْ رَجُلٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي الرَّحَبَةِ وَ هُوَ يَتْلُو هَذِهِ الْآيَةَ- فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ وَ خَرَجَ عَلَيْهِ الْحُسَيْنُ مِنْ بَعْضِ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ فَقَالَ أَمَا إِنَّ هَذَا سَيُقْتَلُ وَ تَبْكِي عَلَيْهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ.
2- حَدَّثَنِي‏
كامل الزيارات، النص، ص: 89
مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ دَاوُدَ [يَزْدَادَ] بْنِ عِيسَى الْأَنْصَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ النَّخَعِيِّ قَالَ: خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَجَلَسَ فِي الْمَسْجِدِ وَ اجْتَمَعَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ وَ جَاءَ الْحُسَيْنُ ع حَتَّى قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ فَقَالَ يَا بُنَيَّ إِنَّ اللَّهَ عبر [عَيَّرَ] أَقْوَاماً بِالْقُرْآنِ فَقَالَ- فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ وَ ايْمُ اللَّهِ لَيَقْتُلُنَّكَ بَعْدِي ثُمَّ تَبْكِيكَ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ- وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ بِإِسْنَادِهِ‏ مِثْلَهُ.
3- وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ النَّحَّاسِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْحُسَيْنَ ع بَكَى لِقَتْلِهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ وَ احْمَرَّتَا وَ لَمْ تَبْكِيَا عَلَى أَحَدٍ قَطُّ إِلَّا عَلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍ‏ع- وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ‏ مِثْلَهُ.
4- وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِنَّ السَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ لَمْ تَبْكِ عَلَى أَحَدٍ غَيْرِهِمَا قُلْتُ وَ مَا بُكَاؤُهَا قَالَ مَكَثَتْ أَرْبَعِينَ يَوْماً تَطْلُعُ كَشَمْسٍ بِحُمْرَةٍ وَ تَغْرُبُ بِحُمْرَةٍ قُلْتُ فَذَاكَ بُكَاؤُهَا قَالَ نَعَمْ.
5- وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُسْهِرٍ الْقُرَشِيِّ قَالَ: حَدَّثَتْنِي جَدَّتِي أَنَّهَا أَدْرَكَتِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ حِينَ قُتِلَ فَمَكَثْنَا سَنَةً وَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ وَ السَّمَاءُ مِثْلُ الْعَلَقَةِ مِثْلُ الدَّمِ مَا تَرَى الشَّمْسَ.
6- حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ قَالَ لَمْ تَبْكِ السَّمَاءُ
كامل الزيارات، النص، ص: 90
عَلَى أَحَدٍ مُنْذُ قُتِلَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا حَتَّى قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع فَبَكَتْ عَلَيْهِ.
7- وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ الْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: احْمَرَّتِ السَّمَاءُ حِينَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع سَنَةً وَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا وَ حُمْرَتُهَا بُكَاؤُهَا.
8- وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ‏ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ لَمْ يَكُنْ لَهُ‏ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا وَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا ع لَمْ يَكُنْ لَهُ‏ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا وَ لَمْ تَبْكِ السَّمَاءُ إِلَّا عَلَيْهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً قَالَ قُلْتُ مَا بُكَاؤُهَا قَالَ كَانَتْ تَطْلُعُ حَمْرَاءَ وَ تَغْرُبُ حَمْرَاءَ.
9- وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ وَ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ جَمِيعاً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا بَكَتِ السَّمَاءُ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا إِلَّا عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَإِنَّهَا بَكَتْ عَلَيْهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.
10- حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ كُلَيْبِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمْ تَبْكِ السَّمَاءُ إِلَّا عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا ع.
11- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَلَمَةَ [مَسْلَمَةَ] عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ تُرَاباً أَحْمَرَ.
12- حَدَّثَنِي حَكِيمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَسْلَمَ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ أَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ وَهْبٍ [عَمْرُو بْنُ ثُبَيْتٍ‏] عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: إِنَّ السَّمَاءَ لَمْ تَبْكِ مُنْذُ وُضِعَتْ إِلَّا عَلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍ‏ع‏
كامل الزيارات، النص، ص: 91
قُلْتُ أَيَّ شَيْ‏ءٍ كَانَ بُكَاؤُهَا قَالَ كَانَتْ إِذَا اسْتُقْبِلَتْ بِثَوْبٍ وَقَعَ عَلَى الثَّوْبِ شِبْهُ أَثَرِ الْبَرَاغِيثِ مِنَ الدَّمِ.
13- حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْفَضْلِ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ ع فَإِنَّهُ بَلَغَنَا عَنْ بَعْضِهِمْ أَنَّهَا تَعْدِلُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً- قَالَ لَا تَعْجَبْ [مَا أَصَابَ مَا يَقُولُ‏] بِالْقَوْلِ هَذَا كُلِّهِ وَ لَكِنْ زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ شَبِيهُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ عَلَيْهِمَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ- حَدَّثَنِي أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مِثْلَهُ سَوَاءً- حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ جَمَاعَةُ مَشَايِخِي عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مِثْلَهُ.
14- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ مَعْقِلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ قَاتِلُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَلَدَ زِنًا وَ قَاتِلُ الْحُسَيْنِ ع وَلَدَ زِناً وَ لَمْ تَبْكِ السَّمَاءُ عَلَى أَحَدٍ إِلَّا عَلَيْهِمَا قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ تَبْكِي قَالَ تَطْلُعُ الشَّمْسُ فِي حُمْرَةٍ وَ تَغِيبُ فِي حُمْرَةٍ- حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ بِإِسْنَادِهِ‏ مِثْلَهُ.
15- وَ حَدَّثَنِي أَبِي وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ رَحِمَهُمَا اللَّهُ جَمِيعاً عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ إِنَّ السَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ لَمْ تَبْكِ عَلَى أَحَدٍ غَيْرِهِمَا قُلْتُ وَ مَا بُكَاؤُهَا قَالَ مَكَثُوا أَرْبَعِينَ يَوْماً تَطْلُعُ الشَّمْسُ بِحُمْرَةٍ وَ تَغْرُبُ بِحُمْرَةٍ قُلْتُ فَذَاكَ بُكَاؤُهَا قَالَ نَعَمْ.
كامل الزيارات، النص، ص: 92
16- وَ عَنْهُمَا عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَكَمِ النَّخَعِيِّ عَنْ كَثِيرِ بْنِ شِهَابٍ الْحَارِثِيِّ قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي الرَّحَبَةِ إِذْ طَلَعَ الْحُسَيْنُ ع عَلَيْهِ فَضَحِكَ عَلِيٌّ ع ضَحِكاً حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ ذَكَرَ قَوْماً وَ قَالَ‏ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَيَقْتُلُنَّ هَذَا وَ لَتَبْكِيَنَّ عَلَيْهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ.
17- وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏ مَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا عَلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ الْحُسَيْنِ ع.
18- حَدَّثَنِي أَبِي وَ أَخِي رَحِمَهُمَا اللَّهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ الْبُوفَكِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى وَ كَانَ فِي خِدْمَةِ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع عَنْ عَلِيٍّ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ فِي طَرِيقِ الْمَدِينَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ المكة [مَكَّةَ] فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا لِي أَرَاكَ كَئِيباً حَزِيناً مُنْكَسِراً فَقَالَ لَوْ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ لَشَغَلَكَ عَنْ مَسْأَلَتِي قُلْتُ فَمَا الَّذِي تَسْمَعُ قَالَ ابْتِهَالَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى قَتَلَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ ع وَ نَوْحَ الْجِنِّ وَ بُكَاءَ الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ حَوْلَهُ وَ شِدَّةَ جَزَعِهِمْ فَمَنْ يَتَهَنَّأُ مَعَ هَذَا بِطَعَامٍ أَوْ بِشَرَابٍ أَوْ نَوْمٍ وَ ذَكَرَ الْحَدِيثَ.
19- حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَكَمِ النَّخَعِيِّ عَنْ كَثِيرِ بْنِ شِهَابٍ الْحَارِثِيِّ قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالرَّحَبَةِ إِذْ طَلَعَ الْحُسَيْنُ ع قَالَ فَضَحِكَ عَلِيٌّ ع حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ ذَكَرَ قَوْماً فَقَالَ‏ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‏ وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَيَقْتُلُنَّ هَذَا وَ لَتَبْكِيَنَّ عَلَيْهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ.
20- وَ عَنْهُ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو مَعْشَرٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ: لَمَّا
كامل الزيارات، النص، ص: 93
قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً- وَ قَالَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ وَ حَدَّثَنِي أَبُو مَعْشَرٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع لَمْ يَبْقَ فِي بَيْتِ الْمَقْدِسِ حَصَاةٌ إِلَّا وُجِدَ تَحْتَهَا دَمٌ عَبِيطٍ.
21- حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ كَانَ الَّذِي قَتَلَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع وَلَدَ زِناً وَ الَّذِي قَتَلَ يَحْيَى بْنَ زَكَرِيَّا وَلَدَ زِنًا وَ قَدْ قَالَ احْمَرَّتِ السَّمَاءُ حِينَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ سَنَةً ثُمَّ قَالَ بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَ حُمْرَتُهَا بُكَاؤُهَا.ابن قولويه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات، 1جلد، دار المرتضوية - نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.

"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***شهادت زین العابدین وسید الساجدین امام الصابرین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت پاسخ داد.
"
شهادت امام سجادتسلیت باد
﷽‌

امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

ان زين العابدين بكى على اءبيه اءربعين سنة، صائما نهاره، قائما ليله، فاذا حضر الافطار جاء غلامه بطعامه و شرابه فيضعه بين يديه فيقول: كل يا مولاى، فيقول (عليه السلام): قتل ابن رسول الله (عليه السلام) جائعا، قتل ابن رسول الله (عليه السلام) عطشانا، فلا يزال يكرر ذلك و يبكى حتى يبل طعامه بدموعه، و يمزج شرابه بدموعه فلم يزل كذلك حتى لحق بالله عزوجل.

امام زين العابدين (عليه السلام) چهل سال براى پدر بزرگوارش گريه كرد، در حالى كه روزش، روزه دار بود و شبش، شب زنده دارى مى كرد، هنگامى كه وقت افطار مى شد غلامش غذا و نوشيدنى براى او مى آورد و جلويش مى گذاشت و مى گفت:
بخور، امام (عليه السلام) مى فرمودند: فرزند رسول خدا (عليه السلام) گرسنه و تشنه شهيد شد اين جمله را تكرار مى كرد و گريه سر مى داد تا اينكه غذايش با اشك چشمش مخلوط مى شد او هموار اينطور بود تا اين كه به جوار رحمت حق شتافت.

وسائل الشيعة، ۲، ۹۲۳.


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2142
نقل قول:
در اصل توسط غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیا مهبد1 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
با سلام
دوست گرامی شما به یکی از سوالات من جواب ندادی که چرا خداوند چنین امر به این مهمی را در قرآن نیاوردند
دوم چرا یارانش اجابتش نکردند و قلم وکاغذ نیاوردند ؟


hosyn
فعلا جواب شما را از قرآن کریم با اشاره میدهم تا تفصیل بیشترش بعدا:

چرا خداوند در قران نیاوردند؟ خداوند میفرمایند: آتیناک سبعا من المثانی، قرآن کریم بر هفت حرف نازل شده است، و در یک حرف آن، تصریح به تهدید شده، و در حرف دیگر، تصریح به امر غدیر شده است، و تفصیل کلام در جای خود.

و اما چرا یاران اجابت نکردند پس قرآن میفرماید:

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ (الحج 52)

در این انجمن قبلا به تفصیل رمز فرق فاء در فینسخ را با ثمّ در ثمّ یحکم الله عرض کردم مراجعه فرمایید.

بحث دوم شما را توضیح خواهم داد إن شاء الله تعالی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

... ثُمَّ حَمَلَ عَلَى الْحُسَيْنِ الرِّجَالُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ وَ هُوَ يَجُولُ فِيهِمْ بِالسَّيْفِ يَمِينًا وَ شِمَالًا، فَيَتَنَافَرُونَ عَنْهُ كَتَنَافُرِ الْمِعْزَى عَنِ السَّبُعِ، وَ خَرَجَتْ أُخْتُهُ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ إِلَيْهِ فَجَعَلَتْ تقول: ليت السماء تقع على الأرض ... (البدايه و النهايه، ج۸، ص۱۸۷، ابن کثیر الدمشقی، ط. الفكر)

... سپس [نا]مردان از هر سو بر حسین هجوم آوردند؛ حسین با شمشیر به چپ و راست می‌چرخید و آنان را چُنان گله بز از برابر شیر فراری می‌داد.‌ در این حال خواهرش زینب دختر فاطمه بیرون دوید و فریاد برآورد: ای کاش آسمان بر زمین می‌افتاد ..‌.

کاش آن‌زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند‌ستون، بیستون شدی

از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می­رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان در آمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم بر آورند
ارکان عرش را به تلاطم در آورند
بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایها الرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین
تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان
در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشک جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرده است هیچگه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157315 __________________
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"


یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

... ثُمَّ حَمَلَ عَلَى الْحُسَيْنِ الرِّجَالُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ وَ هُوَ يَجُولُ فِيهِمْ بِالسَّيْفِ يَمِينًا وَ شِمَالًا، فَيَتَنَافَرُونَ عَنْهُ كَتَنَافُرِ الْمِعْزَى عَنِ السَّبُعِ، وَ خَرَجَتْ أُخْتُهُ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ إِلَيْهِ فَجَعَلَتْ تقول: ليت السماء تقع على الأرض ... (البدايه و النهايه، ج۸، ص۱۸۷، ابن کثیر الدمشقی، ط. الفكر)

... سپس [نا]مردان از هر سو بر حسین هجوم آوردند؛ حسین با شمشیر به چپ و راست می‌چرخید و آنان را چُنان گله بز از برابر شیر فراری می‌داد.‌ در این حال خواهرش زینب دختر فاطمه بیرون دوید و فریاد برآورد: ای کاش آسمان بر زمین می‌افتاد ..‌.

کاش آن‌زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند‌ستون، بیستون شدی


از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می­رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان در آمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم بر آورند
ارکان عرش را به تلاطم در آورند
بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایها الرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین
تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان
در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشک جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرده است هیچگه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157315
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی پاسخ داد.
"
هُوَ الْأَوَّلُ‏ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن‏,
حضرت محمد صلی الله علیه و آله 1400 سال پیش از گریه کنان امام حسین صلوات الله علیه خبر داده است

أَقُولُ رَأَيْتُ فِي بَعْضِ تَأْلِيفَاتِ بَعْضِ الثِّقَاتِ مِنَ الْمُعَاصِرِينَ‏ رُوِيَ أَنَّهُ لَمَّا أَخْبَرَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله) ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ (صلوات الله علیها) بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ (علیه سلام الله) وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ‏ بَكَتْ فَاطِمَةُ (صلوات الله علیها) بُكَاءً شَدِيداً وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ (صلوات الله علیه) فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَةِ الْعَزَاءِ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِي وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَةُ تَشْفَعِينَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ (صلوات الله علیه) أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّةَ يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ.

مؤلف گويد: در تأليفات بعضى از نويسندگان معاصر كه مورد وثوق است ديدم، روايت شده: هنگامى كه پيغمبر اعظم (صلّى اللَّه عليه و آله) حضرت فاطمه (صلوات الله علیها) را از شهادت فرزندش حسين (صلوات الله علیه) و آن مصائبى كه دچار آن حضرت شد آگاه نمود آن بانو گريه شديدى كرد و فرمود: پدر جان! يك چنين مصائبى در چه موقع رخ مي دهد؟ فرمود در آن زمانى كه من و تو و على (صلوات الله علیهم) در دنيا نباشيم! گريه حضرت زهراء (صلوات الله علیها) شديدتر شد و گفت: پدر جان! پس چه كسى براى حسينم گريه خواهد كرد و چه كسى متصدى عزادارى وى خواهد شد
پيامبر معظم (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى فاطمهزنان امت من بر زنان اهل بيتم و مردان ايشان بر مردان اهل بيت من گريه خواهند كرد، همه ساله هر گروهى پس از ديگرى عزادارى را تجديد مي نمايند. هنگامى كه روز قيامت فرا رسد تو زنان امت من و من مردان آنان را شفاعت خواهيم كرد. هر يكى از ايشان كه در مصيبت امام حسين گريه كند ما دست او را مي گيريم و داخل بهشت مي نمائيم.
اى فاطمه هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين (صلوات الله علیه) گريه كند، زيرا صاحب آن چشم خندان و مژده نعمت هاى بهشت به وى داده خواهد شد.


بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏44، ص: 293
العوالم ص 534


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی پاسخ داد.
"
اعتراف یزید لعین به غاصب بودن عمر بن خطاب

علامه حلی رضوان الله علیه از بلاذری نقل کرده است:

«وَ رَوَى الْبَلَاذُرِيُّ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ كَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ إِلَى يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِيبَةُ وَ حَدَثَ فِي الْإِسْلَامِ حَدَثٌ عَظِيمٌ وَ لَا يَوْمَ كَيَوْمِ قَتْلِ الْحُسَيْنِ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ يَزِيدُ أَمَّا بَعْدُ يَا أَحْمَقُ فَإِنَّا جِئْنَا إِلَى بُيُوتٍ مُجَدَّدَةٍ وَ فُرُشٍ مُمَهَّدَةٍ وَ وِسَادَةٍ مُنَضَّدَةٍ فَقَاتَلْنَا عَنْهَا فَإِنْ يَكُنِ الْحَقُّ لَنَا فَعَنْ حَقِّنَا قَاتَلْنَا وَ إِنْ كَانَ الْحَقُّ لِغَيْرِنَا فَأَبُوكَ أَوَّلُ مَنْ سَنَّ هَذَا وَ اسْتَأْثَرَ بِالْحَقِّ عَلَى أَهْلِه‏.»

وقتی حضرت حسین بن علی علیهما السلام به شهادت رسید، عبد الله بن عمر به یزید بن معاوی نامه‌ای نوشت که: «پیشامدی عظیم و مصیبتی مهم و حادثه‌ای بزرگ در اسلام اتفاق افتاده است و هیچ روزی مثل روز حسین نخواهد بود.» یزید نیز در پاسخ او چنین نوشت: «ای احمق! ما به خانه‌هایی آراسته با فرش‌های آماده و تکیه‌گاه‌های فراوان وارد شده‌ایم و برای رسیدن به این‌ها (حکومت) جنگیدیم؛ اگر حق با ما باشد، که از حق خود دفاع کرده‌ایم، و اگر حق با دیگران باشد، که پدرت (عمر) اولین کسی بود که این سنت را بنا کرد و حق را با خدعه و نیرنگ از صاحب آن (امیر المومنین علیه السلام) غصب کرد!»

نهج الحق و کشف الصدق، تألیف علامه حلی، صفحه ۳۵۶

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2QNmlRc
پوستر:
http://bit.ly/2xrGPXA

بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۴۵، صفحه ۳۲۸

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2PPYU8g
پوستر:
http://bit.ly/2PMyOmw

پس از این به بعد با دقت بخوانید: «اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ العَنِ الثّانِیَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ، اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَاللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبی سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.»

#مطاعن_عمر #کتاب_نهج_الحق #کتاب_بحار_الانوار
"

2 روز پيش

scholar به سرنگار این روزا چی گوش میدین؟ پاسخ داد.
" چاووشی - جهان فاسد مردم را "

2 روز پيش

scholar به سرنگار الان چی می چسبه؟!! پاسخ داد.
" کیک بستنی "

2 روز پيش

scholar به سرنگار انگیزتون از عضو شدن در این باشگاه چی بود؟ پاسخ داد.
" خدمت پشت سنگرا "

2 روز پيش

scholar به سرنگار وقتی عصبانی می شید چی کار می کنید ؟؟؟؟؟؟؟ پاسخ داد.
" دهنمو می بندم جدیدا "

2 روز پيش

scholar به سرنگار الان یاد کی افتادی؟؟؟ پاسخ داد.
" گلبهار "

2 روز پيش

scholar به سرنگار دلم می خواد..................... پاسخ داد.
" دلم میخواد فردا بزنم به کوه ولی تنهایی حسش نی "

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:58PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.