بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار تواتر حدیث ثقلین با عبارت "کتاب الله و عترتی" نزد اهل تسنن پاسخ داد.
"
در حدیث ثقلین منظور از عترت چه کسانی هستند

▪️نکاتی پیرامون حدیث ثقلین(۱۴)


امیر المومنین علی علیه السلام مصداق عترت در حدیث ثقلین را مشخص فرموده‌اند.

برای پاسخ به این سوال یک روایت ارائه می دهیم :

25 - حدثنا احمد بن زياد بن جعفر الهمداني قال: حدثنا على بن ابراهيم بن هاشم عن أبيه عن محمد بن أبي عمير عن غياث بن إبراهيم عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه محمد بن على عن أبيه على بن الحسين عن أبيه الحسين بن على عليه السلام قال: سئل أمير المؤمنين عليه السلام عن معنى قول رسول الله صلى الله عليه وآله انى مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي من العتره؟ فقال: انا والحسن والحسين والائمه التسعه من ولد الحسين تاسعهم مهديهم وقائمهم لا يفارقون كتاب الله ولا يفارقهم حتى يردوا على رسول الله صلى الله عليه وآله حوضه.

امام صادق عليه السلام فرمود:
از امير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند: معني گفتار حضرت رسول صلي اللَّه عليه و آله كه فرموده: «انّي مخلّف فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتي» چيست؟
و عترت چه كساني هستند؟
حضرت فرمود:
مقصود از عترت، من و حسنين و نُه نفر از اولاد حسين هستيم، نفر نهمین مهدی و قائم عترت است،
اينان از قرآن جدا نخواهند شد تا آنگاه كه در كنار حوض خدمت پيغمبر برسند.

نام کتاب : عيون أخبار الرضا ( علیه السلام ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 2 صفحه : 60

http://lib.eshia.ir/14032/2/60

بررسی سند روایت :

1⃣ راوی اول احمد زیاد الهمداني

كان رجلا ، ثقة ، دينا ، فاضلا ، رحمة الله عليه ورضوانه

نام کتاب : معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 2 صفحه : 128

http://lib.eshia.ir/14036/2/128

2⃣ راوی دوم علی بن ابراهیم

قال النجاشي : بصري ، سكن الكوفة ، ثقة . روى عن أبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام.

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ٢٥٠

http://lib.eshia.ir/14036/14/250

3⃣ راوی سوم ابراهیم بن هشام

أقول: لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١ - الصفحة ٢٩١

http://lib.eshia.ir/14036/1/291

4⃣ راوی چهارم ابن ابی عمیر

وكان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسكهم نسكا، وأورعهم وأعبدهم.

نام کتاب : معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 15 صفحه : 292

http://lib.eshia.ir/14036/15/292

5⃣ راوی پنجم غیاث بن ابراهیم

قال النجاشي : بصري ، سكن الكوفة ، ثقة . روى عن أبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام.

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ٢٥٠

http://lib.eshia.ir/14036/14/250


نتیجه گیری: همان طور که ملاحظه نمودید امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام، مصداق عترت در حدیث ثقلین را 12 امام می دانند.


"

7 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
اهل تسنن و صحابه

نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(۷۱)


صحابه یا اصحاب پیامبر یعنی پیروان و همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله ،
یعنی کسانی که پیامبر را دیده اند و با او زندگی کرده اند ؛
در سفر با او بودند و در حَضَر کنارش حضور داشتند ؛

ما شیعیان می گوییم که صحابه همانند همهء پیروان انبیاء علیهم السلام ، بد و خوب داشته اند ؛
عده ای از آنان خوب و خوش کردار و عده ای منافق و بدکار بوده اند .

در مقابل ، علمای اهل تسنن تمامی صحابه را به گونه ای تقدیس می کنند که گویی همگی به نوعی معصوم اند ، برای اثبات این ادعا به متن زیر توجه کنید :

دانشمند شافعی مسلک پر آوازهء اهل تسنن ،
"ابن حجر عسقلانی" (۷۷۳-۸۵۲ ھ۔ق) در کتاب
"الاصابة" ج۱ ص۱۰ چنین می نویسد :

.صحابه مسلمانی است که پیامبر را ملاقات کرده باشد و بر دین اسلام مرده باشد ، ملاقات این فرد با رسول خدا چه کم باشد و چه زیاد ، چه در جنگ ها همراه پیامبر بوده یا نبوده ، چه فقط رسول خدا را دیده باشد ولی با ایشان مجالست نداشته ، چه به علت نابینایی او را ندیده باشد ، همه و همه صحابی محسوب می شوند ؛

سپس او در ادامه در صفحات ۱۷،۱۸ می‌نویسد :

..تمامی اهل تسنن ، صحابه را عادل می دانند و جز اهل بدعت کسی با این مطلب مخالف نیست...صحابه عادل اند به تصریح خداوند ؛ ...هر کس از صحابه عیب جویی کند ، کافر و زندیق است ...و تمامی صحابه اهل بهشت هستند.

طرح سوالی کوتاه از اهل تسنن و از اهل خرد و انصاف و تفکر ،
که پاسخی صریح و بدور از تعصب می‌طلبد :

اسکن دو مطلب از کتب معتبر عامه ، و لینکهایی از مطالب کانال برهان در ادامه خواهد آمد
پس از مطالعهء دقیق ، به این پرسش پاسخ دهید :



چگونه آنکه دشمن رسول خدا صلی الله علیه و آله است عادل است و به بهشت می‌رود؟؟
آیا چنین فردی لیاقت احترام دارد؟؟


برای آشنایی بیشتر با اصحاب ملعونی که در قتل سبط النبی ، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شرکت داشته اند به لینک های زیر مراجعه کنید:

https://t.me/borrhan/23261
https://t.me/borrhan/23277
https://t.me/borrhan/19739
للهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

12 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۸)

امام حسین علیه السلام در روز سقیقه کشته شد!


بلاشک یکی از تلخ ترین و سیاه ترین وقایع صدر اسلام آنچیزی است که در شورای سقیفه رخ داد و اسلام از مسیر اصلی اش منحرف شد اگر واقعه شوم سقیفه نبود هرگز جنایتهای بعدی که اوج آن در عاشورا بود پیش نمی آمد و
مسیر تاریخ اسلام و شیعه به گونه دیگری بود.
در ادامه نظر سه تن از علمای شیعه پیرامون ارتباط سقیفه و کربلا را تقدیم خواهیم کرد::

آقای سیدصادق روحانی مدظله العالی در این مورد مینویسد:

س ۶۱): از نظر اهل دل، از ميان دو مصيبت حضرت زهرا عليها السلام و حضرت امام حسين‏ عليه السلام كداميك سخت‏ تر مى ‏باشد؟

ج) باسمه جلت اسمائه؛
پايه آنچه در روز كربلا اتفاق افتاد از روز سقيفه ريخته شدو اين مطلب را قاضى‏ ابوبكر ابن ابى قريعه از علماى اهل سنت در اشعار خود آورده است: «و ديديد كه حسين در روز سقيفه كشته شد» (1) و از علماى تشيع، محقق اصفهانى نيز سروده است: «آنچه از بلاها بر مادرش وارد آمد به حضرت زينب‏ عليها السلام در صحراى كربلا به ارث رسيد» (2).با تمام اينها آنچه از روايات بر مى‏ آيد اين است كه مصيبت حضرت امام حسين‏ عليه السلام به حتم سخت ‏ترين مصائب بوده است چنانكه امام حسن‏ عليه السلام به برادر گرامى‏ شان امام حسين‏ عليه السلام فرمودند: «روزى به سختى و طاقت‏ فرسايى روز شهادت تو نيست يا ابا عبدالله».
1) و اُريكُم أنّ الحسينَ‏ اُصيبَ فى يوم السقيفة
2) ما اصابَ اُمّها من البلا فهو تراثها بطفّ كربلا

نام کتاب : عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام نویسنده: آیت الله سیدمحمدصادق روحانی جلد: 1 صفحه: 79
▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2kMbfjW

آقای سیدعلی حسینی میلانی مدظله العالی مینویسد:

چرایی لعن نفرستادن بر #یزید :
پیش تر گفتیم که برخی از علمای اهل سنّت معتقدند که یزید را نباید لعن کرد. وقتی از آنان می پرسیم با توجه به جنایاتی که یزید مرتکب شده، چرا باید یزید لعن نشود؟در پاسخ این سؤال می گویند: اگر یزید لعن شود، مردم لعن را به «الأعلی فالأعلی» و بالاتر از یزید خواهند برد و پای کسانی به میان خواهد آمد که سزاوار نیست به آنان جسارت شودآری، به میان آمدن پای خلفا در حادثه کربلا، از آن جا ناشی می شود که مسلمانان در زمان عمر بن خطاب قسمتی از سرزمین های شام را فتح کردند. یزید بن ابی سفیان از طرف عمر والی آن دیار شد و بعد از مرگ یزید برادرش معاویه جانشین او گردید و پس از آن که تمام سرزمین شام به دست مسلمانان افتاد، او والی تمام سرزمین شام شد. و عثمان بن عفان نیز در دوران حکومت خود #معاویه را در ولایت آن دیار ابقاء نمود که در آن هنگام ابوسفیان با خوش حالی به عثمان گفت:وصلتک رحمک; صله رحم کردی در نتیجه همه کسانیکه معاویه را به آن مقام رساندند در خوب و بد اعمال او شریک هستند به راستی، آیا معاویه کار خوبی هم داشته است؟خیلی واضح است که سرانجام کارهای معاویه به «الأعلی فالأعلی» می رسد; یعنی با اندکی تأمّل و تفکّر در فهرست کارهای او، این سؤال ها مطرح می شود:چه کسی او را به این سمت منصوب نمود...؟با چه هدفی معاویه را به منصب ولایت شام برگزیدند...؟

نام کتاب: ناگفته هایی از حقایق عاشورا نویسنده: آیت الله سیدعلی حسینی میلانی جلد: 1 صفحه:28

▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2kjhETx

اقای خمینی پیرامون سقیفه مینویسد:

و ما پس از این روشن می کنیم که تمام این خلاف ها که بین مسلمانان در همه ی شئون واقع شده از اثر روز سقیفه است و اگر آن نبود بین مسلمانان در قانون های آسمانی این خلاف ها نبود...
و مذهب های باطل که شالوده اش از سقیفه ی بنی ساعده ریخته شد و بنیانش بر انهدام اساس دین بود جای گیر حق شده بود.

نام کتاب: کشف الاسرار نویسنده: الموسوی الخمینی، السید روح الله جلد: 1 صفحه : 113,124

▫️اسکن کتاب:
https://bit.ly/2lRHoH8

آری اگر واقعه سقیفه به وقوع نمی‌پیوست و مردم بر سرپیمان خود با رسول خدامی ماندند و اجر رسالت را در روز #غدیر به فراموشی نمی سپردند کسی جرأت نمی کرد در جایگاه خلیفه اسلامی با کعب نی به سر بریده فرزند رسول خدا بزند و آل پیغمبر را خارجی و طغیان گر خطاب کند.


"

28 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۷)

امام حسین علیه السلام در روز سقیقه کشته شد!


واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام نتیجه انحرافات و دور شدن جامعه اسلامی، از خاندان وحی بود.
این کج روی ها از زمان سقیفه شروع شدند و تخم فساد در جامعه کاشته شد. این انحرافات به تدریج آنقدر گسترش یافت تا تنها پنجاه سال پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، فرزندش را به بدترین نحو کشتند؛

جناب سیدابن طاووس در کتاب خود به نامه پسر عمر به یزید به نقل ازبلاذری(سُنی) اشاره کرده و مینویسد::

348 - ما ذكره البلاذري في تاريخه قال: لما قتل الحسين بن على بن أبى طالب كتب عبد الله بن عمر الى يزيد بن معاوية " أما بعد: فقد عظمت الرزية وجلت المصيبة وحدث في الاسلام حدث عظيم ولا يوم كيوم الحسين ". فكتب إليه يزيد: " يا احمق ! فانا جئنا الى بيوت متخذة وفرش ممهدة ووسائد منضدة فقاتلنا عليها، فان يكن الحق لنا فعن حقنا قاتلنا، وان يكن الحق لغيرنا فأبوك اول من سن هذا وآثر واستاثر بالحق على أهله ".

پس از ماجرای عاشورا و به شهادت رسیدن حضرت أباعبدالله الحسین علیه‌السلام و یارانش، #عبدالله_بن_عمر ؛ فرزند عمر بن خطاب به #یزید بن معاویه نامه‌ای نوشت و او را بخاطر قتل امام حسین علیه السلام مورد عتاب و ملامت قرار داد. یزید هم پاسخ داد:

ای احمق! ... اگر حق با ما بود، ما به حق جنگیدیم، و اگر حق با آنها (امام حسین علیه السلام و یارانش) بود، #پدر تو(عُمر) #اولین کسی بود که این سنت را پایه گذاری کرد و دست به قتل و انتقام گیری از اهل حق زد.

نام کتاب : الطرائف نویسنده : السيد بن طاووس جلد : 1 صفحه : 247

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kKBK9y


در نتیجه باتوجه به روایت فوق و دیگر روایات که در قسمتهای قبل ارائه دادیم متوجه میشویم که کوچک‌ترین ظلم و ناحقی که در جهان رخ می دهد گناهش بر گردن غاصبین خلیفه و مسببینش نوشته خواهد شد،
زیرا باعث شدند اسلام از مسیر حقیقی خود منحرف شود و عامل گمراهی مردم شدند،
انحرافی که در عاشورا بروز پیدا کرد و باعث کشته شدن جگرگوشۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به بدترین نحو شد.

الا لعنت الله علی القوم الظالمین وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


"

30 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۶)
ادعیه
تبری_نشانه_ی_کمال_دین

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

دعایی از امام رضا علیه السلام که حضرت بانیان ظلم به اهل‌بیت را معرفی و لعنت میکنند، این دعا شباهت زیادی به دعای صنمی قریش دارد اما حاوی عباراتی است که دعای صنمی قریش آنها را ندارد
باکمی تامل در این دعا متوجه خواهیم شد که بانیان ظلم به اهل بیت و حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ریشه اش سقیفه است؛
نکته مهم دیگر هم این است سند این دعا کاملا صحیح است :::

سید بن طاووس علیه الرحمة می‌نویسد: به اسناد خود از کتاب فضل الدعای سعد بن عبد الله روایت کردیم که او از ابو جعفر (احمد بن محمد بن عیسی) از محمد بن إسماعيل بن بزیع و از بکیر بن صالح (بکر بن صالح) از سلیمان بن جعفر که گفتند:
روزی به خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود:
هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنانست که در جنگ #بدر در خدمت حضرت رسول صلی الله و آله با کافران جنگ کرده باشد و تیر بر لشگر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می‌فرمایید تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
خدایا، لعنت کن آن دو نفری (ابو بكر و عمر) که دین تو را عوض کردندو نعمتت را تغییر دادند و به پیغمبرت تهمت زدند و با آئینت مخالفت کردند و راهت را بستند و به نعمت‌هایت کافر شدند و کلام تو را نپذیرفتند و رسولت را به سخره گرفتند و پسر پیغمبرت (حضرت محسن علیه السلام) را کشتند ، و کتابت را تحریف (معنوی) کردند و نشانه‌های تو را انکار کردند و امامت را به استهزاء گرفتند،
و از عبادت تو سرپیچی کردند و دوستانت را كشتند، و در جایگاهی نشستند که حق آن‌ها نبود و مردم را بر دوش آل محمد صلوات الله علیهم قرار دادند (یعنی مردم را به دشمنی آل محمد صلوات الله علیهم تحریک کردند).
بار الها، آن دو را لعنتی کن که یکی بعد از دیگری باشد و جمع کن آن دو و پیروانشان را در جهنم با چشمانی که از وحشت به کبودی مایل شده است.
معبودا، لعنت کن آنانی که امیر المومنین و حسین بن علی پسر دختر پیغمبرت صلوات الله علیهم را کشتند. بار خدایا، عذاب آن‌ها را دوچندان کن، به عذابی بالای عذاب و به خواری بیش از هر خواری و ذلت بالای ذلت و گرفتاری بیش از هر گرفتاری.
آفریدگارا، با قهر و تندی آن دو را به طرف آتش ببر و آن‌ها را در شدیدترین عذابت سرنگون کن. خداوندا، جمعشان را پراکنده، کارشان را پریشان، سخنانشان را مخالف با هم و جماعتشان را متفرق گردان. رهبرانشان را لعنت، سران و اربابان و بزرگانشان را نابود کن و روسایشان را معذب، و پرچمشان را بشکن و به اختلاف و پراکندگی عذابشان کن و فردی از آنها را باقی مگذار. بار خدایا، لعنت کن ابو جهل و ابو بکر و عمر و ولید را به لعنتی یکی بعد از دیگری و پیوسته به هم.
معبودا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که هر ملک مقرب و هر پیغمبر مرسل و مومن ممتحنی آن دو را لعنت می‌کنند. بار الها، لعنت کن آن دو را به لعنتی که اهل آتش از عذاب ایشان به خدا پناه برند. آفریدگارا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که به اندیشه هیچ کس نرسیده باشد. خداوندا، لعنت کن آن دو را در باطن سر و ظاهر آشکارت و عذاب کن آنان را به عذابی در تقدیر و بالاتر از تقدیر و در عذاب آن دو نفر، دو دخترشان ( #عايشه و #حفصه) و پیروان آن دو را و دوستان و پیروان آن دو را نیز شریک کن، همانا تو اجابت کننده دعایی.

نام کتاب: مهج الدعوات و منهج العبادات نویسنده: سید بن طاووس جلد: 1 صفحه: 307

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kwkVPH

نام کتاب : بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 83 صفحه : 223

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kfEVFV
▫️متن عربی روایت ش۴۴:
https://bit.ly/2lV33xZ


"

33 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۶)
ادعیه
تبری_نشانه_ی_کمال_دین

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

دعایی از امام رضا علیه السلام که حضرت بانیان ظلم به اهل‌بیت را معرفی و لعنت میکنند، این دعا شباهت زیادی به دعای صنمی قریش دارد اما حاوی عباراتی است که دعای صنمی قریش آنها را ندارد
باکمی تامل در این دعا متوجه خواهیم شد که بانیان ظلم به اهل بیت و حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام ریشه اش سقیفه است؛
نکته مهم دیگر هم این است سند این دعا کاملا صحیح است :::

سید بن طاووس علیه الرحمة می‌نویسد: به اسناد خود از کتاب فضل الدعای سعد بن عبد الله روایت کردیم که او از ابو جعفر (احمد بن محمد بن عیسی) از محمد بن إسماعيل بن بزیع و از بکیر بن صالح (بکر بن صالح) از سلیمان بن جعفر که گفتند:
روزی به خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود:
هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنانست که در جنگ #بدر در خدمت حضرت رسول صلی الله و آله با کافران جنگ کرده باشد و تیر بر لشگر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می‌فرمایید تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
خدایا، لعنت کن آن دو نفری (ابو بكر و عمر) که دین تو را عوض کردندو نعمتت را تغییر دادند و به پیغمبرت تهمت زدند و با آئینت مخالفت کردند و راهت را بستند و به نعمت‌هایت کافر شدند و کلام تو را نپذیرفتند و رسولت را به سخره گرفتند و پسر پیغمبرت (حضرت محسن علیه السلام) را کشتند ، و کتابت را تحریف (معنوی) کردند و نشانه‌های تو را انکار کردند و امامت را به استهزاء گرفتند،
و از عبادت تو سرپیچی کردند و دوستانت را كشتند، و در جایگاهی نشستند که حق آن‌ها نبود و مردم را بر دوش آل محمد صلوات الله علیهم قرار دادند (یعنی مردم را به دشمنی آل محمد صلوات الله علیهم تحریک کردند).
بار الها، آن دو را لعنتی کن که یکی بعد از دیگری باشد و جمع کن آن دو و پیروانشان را در جهنم با چشمانی که از وحشت به کبودی مایل شده است.
معبودا، لعنت کن آنانی که امیر المومنین و حسین بن علی پسر دختر پیغمبرت صلوات الله علیهم را کشتند. بار خدایا، عذاب آن‌ها را دوچندان کن، به عذابی بالای عذاب و به خواری بیش از هر خواری و ذلت بالای ذلت و گرفتاری بیش از هر گرفتاری.
آفریدگارا، با قهر و تندی آن دو را به طرف آتش ببر و آن‌ها را در شدیدترین عذابت سرنگون کن. خداوندا، جمعشان را پراکنده، کارشان را پریشان، سخنانشان را مخالف با هم و جماعتشان را متفرق گردان. رهبرانشان را لعنت، سران و اربابان و بزرگانشان را نابود کن و روسایشان را معذب، و پرچمشان را بشکن و به اختلاف و پراکندگی عذابشان کن و فردی از آنها را باقی مگذار. بار خدایا، لعنت کن ابو جهل و ابو بکر و عمر و ولید را به لعنتی یکی بعد از دیگری و پیوسته به هم.
معبودا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که هر ملک مقرب و هر پیغمبر مرسل و مومن ممتحنی آن دو را لعنت می‌کنند. بار الها، لعنت کن آن دو را به لعنتی که اهل آتش از عذاب ایشان به خدا پناه برند. آفریدگارا، لعنت کن آن دو را به لعنتی که به اندیشه هیچ کس نرسیده باشد. خداوندا، لعنت کن آن دو را در باطن سر و ظاهر آشکارت و عذاب کن آنان را به عذابی در تقدیر و بالاتر از تقدیر و در عذاب آن دو نفر، دو دخترشان ( #عايشه و #حفصه) و پیروان آن دو را و دوستان و پیروان آن دو را نیز شریک کن، همانا تو اجابت کننده دعایی.

نام کتاب: مهج الدعوات و منهج العبادات نویسنده: سید بن طاووس جلد: 1 صفحه: 307

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kwkVPH

نام کتاب : بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 83 صفحه : 223

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kfEVFV
▫️متن عربی روایت ش۴۴:
https://bit.ly/2lV33xZ


"

34 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۵)

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!

قال الصادق صلوات اللّه علیه :و اللّه ما قتل الحسين صلوات اللّه علیه بكربلا و لا سبي ذرّيّته إلّا أهل السّقيفة .

امام صادق علیه السلام میفرماید : به خدا قسم به قتل نرساند امام حسین صلوات اللّه علیه را در کربلا و اسیر نکرد ذریه و فرزندانش را مگر اهل سقیفه .

نام کتاب: زهر الربیع نویسنده: سید نعمت الله الجزائری جلد: 1 صفحه: 193
▫️اسکن کیفیت اصلی:
https://bit.ly/2khGbIQ


"

36 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار از سقیفه تا کربلا پاسخ داد.
"
از_سقیفه_تا_کربلا (۱۴)

امام حسین علیه السلام در روز سقیفه کشته شد!


سلیم بن قیس در کتاب خود از امام باقرعلیه السلم به نقل از ابان ابن ابی عیاش در مورد خیانت امت در حق مولاعلی و تشکیل سقیفه و بیعت شکنی مردم و شهادت امام حسین علیه السلام در روایت طولانی اینگونه نقل میکند::

(سران سقیفه)بر علیه انصار با حق ما و دلیل ما استدلال کردند و خلافت را برای ابوبکر منعقد کردند. ابوبکر هم آن را به عمر برگرداند تا در مقابل کار او تلافی کرده باشد.سپس عمر خلافت را شوری بین شش نفر قرار داد. آنان هم مسئله را بر عهده عبدالرحمان بن عوف گذاردند. ابن عوف خلافت را برای عثمان قرار داد به شرط آنکه بعد از خودش به او برگرداند.
ولی عثمان به عبدالرحمان حیله کرد، و ابن عوف کفر و جهل خود را ظاهر ساخت و در زمان حیاتش بر علیه عثمان سخن گفت و فرزندان ابن عوف چنین پنداشتند که عثمان او را مسموم کرد و از دنیا رفت؛سپس طلحه و زبیر بپا خاستند و به اختیار خود و بدون اجبار با علی بیعت کردند. ولی بیعت خود را شکستند و خیانت کردند، و سپس عایشه را بعنوان خونخواهی عثمان با خود به بصره بردند سپس معاویه یاغیان اهل شام را برای خونخواهی عثمان فراخواند و بر علیه ما جنگ بپا کرد.سپس اهل حروراء با امیرالمؤمنين مخالفت کردند به این عنوان که طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کند! در حالیکه اگر این دو گروه طبق آنچه با ایشان شرط کرده بود حکم می کردند باید حکم می کردند که علی در کتاب خدا و بر لسان پیامبرش و در ست او «امیرالمؤمنین» است. ولی اهل نهروان با او مخالفت کردند وجنگیدند.
سپس با حضرت حسن بن علی بعد از پدرش بیعت کردند و با او پیمان بستند. ولی با او عهد شکنی کردند و او را تنها گذاشتند و بر ضد او شورش نمودند تا آنجا که با خنجری بر ران حضرت ضربت زدند و خیمه گاه او در لشگر را به غارت بردند و به خلخالهای همسران حضرت دستبرد زدند.آنحضرت هم چون یارانی نیافت با معاویه صلح کرد و خون خود و اهل بیت و شیعیانش را حفظ نمود،که آنان واقعا کم بودندسپس هیجده هزار نفر از اهل کوفه با امام حسین به بیعت کردند، ولی عهد خود را شکستند. سپس روی در روی او آمدند و با او جنگیدند تا آنحضرت به شهادت رسید.
ما اهل بیت از زمانی که پیامبر از دنیا رفته همچنان ذلیل و تبعید و محروم می شویم و کشته و طرد میگردیم، و بر خون خود و همه آنانکه ما را دوست دارند ترس داریم.در مقابل، دروغگویان برای دروغ خود زمینه ای یافته اند که بوسیله آنهانزد رؤساء و قاضیان و کارگزارانشان در هر شهری تقرب می جویند. برای دشمنان ما درباره والیان گذشته خود احادیث دروغین و باطل نقل می کنند. و از ما سخنانی را که نگفته ایم روایت میکنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضیان خود تقرب جوینداوج این مطلب و کثرت آن در زمان معاویه بعد از وفات امام حسن بود، که شیعیان در هر شهری کشته شدند و دست و پای آنان قطع گردید، و با هر تهمت و گمانی درباره محبت ما و وابستگی به ما بدار آویخته شدند این بلا همچنان تا زمان ابن زیاد بعد از شهادت امام حسین به شدت می گرفت وبیشتر می شد؛سپس #حجاج آمد و شیعیان را به انواع کشتن و به هرگمان و تهمتی بقتل رسانید تا آنجا که اگر به کسی «کافر» یا « آتش پرست» می گفتند برایش محبوب تر از آن بود که به او شیعه حسین صلوات الله عليه، گفته شود.

نام کتاب : كتاب سليم بن قيس الهلالي نویسنده : سليم بن قيس الهلالي جلد : 2 صفحه : 632

▫️اسکن روایت:
https://bit.ly/2kbMhu3
▫️متن عربی:
http://lib.eshia.ir/70632/1/186


"

38 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
ان الله وملائکه یصلون علی النبی
فعل مضارع دلالت بر استمرار داره الان ادامه داره صلوات بر نبی یا نه ؟از جانب خداوند

تبارک وتعالی وملائکه یا بقول فرقه جدید التاسیس تون زمان حیات ظاهری نبی مکرم اسلام بوده
http://www.iranclubs.net/forums/show...157575&page=31

دهها بار سوال شد جواب؟
"

6 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
همانطور که نماز از فحشاء و منکر نهی می کند، میتواند دیگران را به کار نیکو هم امر کند. ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر

شعیب آنچیزی را می گفت که خودش اجرا می کرد. شعیب در جامعه ای گرانفروش و کم فروش (مثل ایران امروز ما) زندگی میکرد.اما برخلاف بقیه مردم، خود شعیب به این اصل پایبند بود. برای اینکه شعیب در آلفا نبود و نمازش را برگزار می کرد. نماز آدمی را از آلفا بیرون می آورد.
مردم به حالت شاید تمسخر و تحقیر ، به شعیب می گفتند که ای شعیب آیا نمازت به تو امر می کند که ما کم فروشی و گرانفروشی نکنیم؟!! این مساله ثابت می کند که نماز صرفا دعا نبوده است و یک قاعده فیزیکی بوده است که دیگران اجرای آن را توسط شعیب می دیده اند (مثل قیام و رکوع و سجود)

قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿۸۷﴾
عجب استدلالی انصافان خودت را قانع کرد ؟

یعتی بگفته شما اگر کسی آدم خوبی باشد و درجمعی نماز بخواند دراصل دارد به دیگران دستور می دهد که مثلا کم فروشی نکنند یا ربا نخورند و...
ودیگران هم متوجه می شوند که چنین دستوری به آنها می دهد ؟

آیا اگر توجه شما به آن نمازی که از کودکی از پدر ومادر آموختی نبود چنین استدلالی از نماز می کردی ؟
"

7 ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
معلوم نشد، «اولی الأمر» الآن چه کسانی هستند؟
واضح است که اولی الأمر منکم به معنای "صاحبان امر از خودتان" = کاربدستان از خودتان است.
نقل قول:
و آیا این «منکم» غیر خدا نیست؟ و اینگونه باید از «غیر خدا» اطاعت کرد یا نه؟
تا زمانی که مخالف دستورات خدا نباشد و در حیطه اختیارات او باشد، اطاعت از غیر خدا مشکلی ندارد. "

9 ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اشکال ندارد اگر نمی خواهی جواب بدی از جناب اسد همین سوال رامی پرسم که چطور نمازشعیب به شعیب دستورمی دهد که قومش آنچه را پدرانشان مى ‏پرستيده‏ اند رها كنند يا در اموال خود به ميل خود تصرف نكنند؟
همانطور که نماز از فحشاء و منکر نهی می کند، میتواند دیگران را به کار نیکو هم امر کند. ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر

شعیب آنچیزی را می گفت که خودش اجرا می کرد. شعیب در جامعه ای گرانفروش و کم فروش (مثل ایران امروز ما) زندگی میکرد.اما برخلاف بقیه مردم، خود شعیب به این اصل پایبند بود. برای اینکه شعیب در آلفا نبود و نمازش را برگزار می کرد. نماز آدمی را از آلفا بیرون می آورد.
مردم به حالت شاید تمسخر و تحقیر ، به شعیب می گفتند که ای شعیب آیا نمازت به تو امر می کند که ما کم فروشی و گرانفروشی نکنیم؟!! این مساله ثابت می کند که نماز صرفا دعا نبوده است و یک قاعده فیزیکی بوده است که دیگران اجرای آن را توسط شعیب می دیده اند (مثل قیام و رکوع و سجود)

قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿۸۷﴾ "

9 ساعت پيش

صبح به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

در خصوص آیه: ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به خدا و پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است

واضح است که اولی الأمر منکم به معنای "صاحبان امر از خودتان" = کاربدستان از خودتان است.
همانطور که می دانید برای درک معنای یک آیه باید آیات قبل و بعد را هم نگاه کنیم تا که مفهوم آن را بدانیم. قرآن یک کتاب مفصل و پیوسته است. برخلاف حدیث و سنت که بریده بریده و سلیقه ای است.

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿۵۸﴾
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا ﴿۶۰﴾
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا ﴿۶۱﴾

با توجه به آیات قبل و بعد آیه مورد نظر، مشخص میشود که عده ای از مسلمانان در حکم مشخصی اختلاف نظر پیدا می کنند. در این حالت خدا می فرماید که این اختلاف را به خدا و رسول او برگردانید.

نکاتی که از آیات قابل تدبر و تفکر است:

1- می دانم که شما می گوئید که رجوع به خدا یعنی رجوع به قرآن و رجوع به پیامبر یعنی رجوع به روایات. این همان نقطه احتلاف ماست که باید روشنتر شود. ما معتقدیم که نباید بین خدا و پیامبر جدائی افکند و دو کتاب جداگانه برای آنها در نظر گرفت. یعنی قرآن برای خدا و روایات برای پیامبر.
2- قرآن کتاب خداست که پیامبر آن را تبیین و تبلیغ می کند. شما می گوئید که همین تبیین و توضیح کتاب در روایات آمده است. در حالی که تبیین و توضیح قرآن، در همان قرآن است. روایات چیزی فراتر از تبیین و توضیح است. روایات حکم میسازند، حلال و حرام تعیین می کنند. روایات حتی چیزی که خدا منع کرده است را اجازه می دهد و چیزی که خدا منع نکرد است را منع می کند. من می توانم برای هرکدام از این موارد مثال ذکر کنم.
3- اگر معتقد باشیم که روایات موضوعات قرآنی را تبیین و اختلافات را رفع می کنند، بهتر است به وضع موجود نگاهی بیندازیم. هر فرقه ای روایات خودش را دارد و هرکدام بر طبق روایات خودش عمل می کند. در حال حاضر بین شیعه و سنی اختلافات بسیار عمیقی است که البته در ظاهر پنهانش می کنند ولی واقعا این دو فرقه اختلافات عمیقی دارند. تمام اختلافات هم از مواردی ناشی میشوند که در قرآن نیست!! توجه می فرمائید در قرآن به آن اشاره ای نشده است.
4- روایاتی که اثری از آن در قرآن نیست ، چرا باید اساس و اصول یک مذهب شود؟؟؟؟؟



معلوم نشد، «اولی الأمر» الآن چه کسانی هستند؟

و آیا این «منکم» غیر خدا نیست؟ و اینگونه باید از «غیر خدا» اطاعت کرد یا نه؟



فقط به داستان سرائی می‌پردازید ... خوب، کسی جز خودتان ضرر نمی‌کنید... ما که به روش بازی‌گری شما موضوع را نگاه نخواهیم کرد.



قضاوت شما در مورد روایت و حدیث هم، یک روایت به شدت بدوی و عامیانه است... کسی که در روزی از تاریخ میزیسته و حکومت تشکیل داده است، و چهرۀ جغرافیا و تاریخ را تغییر داده است، آن کسی نیست که شما برای خودتان برای او ابهام افزائی می‌کنید. او یک عارف منزوی یا شخصی مجهول نبوده که اینقدر هم که شما می‌گوئید خارج از دسترس بوده باشد. اصرار شما بر خارج کردن از او در دسترس و واگذاشتن همۀ کانال‌های علمی و عقلی موجود معنایش چه چیزی از کفر به اوست؟



اختلافات عمیق آدم شرافتمند باایمان را از پیدا کردن نتیجه، باز نمی‌دارد. اختلافات نه در میراث رسول الله که در برداشت‌ها و تفسیرها و اصرارهای شخصی و حاصل خودپرستی‌ها و قبیله‌پرستی‌ها و گروهک پرستی‌هاست. نه در اصل موضوع، اصل موضوع که قابل حصول است. اگر هم نباشد تا حد امکان و توان که باید باشد. شما می‌گوئید توان و امکان پیدا کردن ندارید و این صحیح نیست. شما مثل یک کودک صغیر از عزم برای انجام کارهای مهم خود را بر حذر می‌دارید.


اگر وجود اختلاف، مانع مراجعه باشد، قرآن هم در امان نیست ... این قانون بدوی و من‌درآوردی تحمیلی شماست که چیزی که در آن اختلاف است را باید واگذاشت. چه در نص قرآن و چه تفسیر از آن قابلیت وقوع اختلاف را دارد، شخصی مثل رشاد خلیفه با قوانین دلبخواهی خود می‌تواند اختلافی بیافکند ... اما این به معنای آن نیست که شما باید عقل و هوش خود را به اختلافات واگذار کنید. در تفسیر هم همین طور است، همین الآن اگر شما بنشینید به شکل جدی و نه صوری و شعاری مسألۀ ارث در قرآن را حل کنید من با شما در قرآن اختلافات عمیق پیدا خواهم کرد چون شما می‌خواهید به دلخواه از خودتان چیزی به شریعت الهی اضافه کنید. پس آیا معنای این این است که قرآن هم غیر قابل مراجعه است؟ چون در اختلاف برداشت و تفسیر یا حتی نص است؟ چیزی بگوئید که لااقل بگنجد ... شما از اعتقاد ما به قرآن سوء استفاده می‌کنید، اما هیچ بعید نیست که فردا اختلافات برداشت و تفسیر در قرآن هم کاسه کوزۀ دین متزلزل شما را به هم بریزد ... شاید هدف کسی که شما را به این روز انداخته هم چیزی جز این نباشد. "

12 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
همانطوری که نماز نهی میکند! امر و نهی برادر یکدیگر هستند، ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر، این آیه را همه شنیده‌اند و مشکلی در فهمش ندارند.

ولی جالب است که باید جواب دهم سؤال شما را که حرف من با شما نبود، دوستمان گفت عقلا ممکن نیست پیامبر به شهادت خود در نماز شهادت دهند، حال شما جواب دهید آیا عقل میگوید شهادت دادن پیامبر در نماز ممکن هست یا نیست؟
اشکال ندارد اگر نمی خواهی جواب بدی از جناب اسد همین سوال رامی پرسم که چطور نمازشعیب به شعیب دستورمی دهد که قومش آنچه را پدرانشان مى ‏پرستيده‏ اند رها كنند يا در اموال خود به ميل خود تصرف نكنند؟ "

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

متوجه نشدم چی گفتی دوباره مثل اینکه خواب نماشدید کجا من اسراری رادرصلا ه وسطی برای شما فاش کردم

بجای این حرفا جواب بده که نماز شعیب چگونه دستور می دهد ؟
در دین الهی ومادری و................................... "

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان تبدیل شدن دینارها به سفال ساخت
"
معجزات_الائمه


در چنین روزهایی است که به کرامت حسینی، راهبی نصرانی در مسیر حرکت سر مطهر سالار شهیدان علیه‌السلام به سوی شام
مسلمان می‌شود!


داستان او را که منابع متعددی از شیعه و سنی نقل کرده اند، چنین است:

سلیمان بن مهران أعمش می گوید:

در ایام حج در بین طواف مردی را در حال دعا دیدم که می گوید :
اللهم اغفرلی و أنا أعلم أنک لاتغفر (بارالها مرا ببخش و می دانم که نخواهی بخشید!).

به خود لرزیدم و به او نزدیک شدم و گفتم: ای مرد ! تو در حرم خدا و رسول خدا هستی و این ایام محترم است و در ماهی بزرگ قرار دارد، چرا از آمرزش ناامیدی؟!

گفت: ای مرد گناه من بزرگ است.

گفتم: آیا گناه تو از کوه تهامه هم بزرگتر است؟ گفت: آری. گفتم: آیا با کوه های استوار برابر است؟ گفت: بیا از حرم (مسجدالحرام) خارج شویم، از حرم خارج شدیم به من گفت:

هنگامی که امام حسین (علیه السلام) بوسیله لشکر عمرسعد کشته شد من یکی از کسانی بودم که در آن لشکر شوم یعنی لشکر عمر بن سعد بودم و من یکی از چهل نفری بودم که سر را (سر مقدس امام حسین (علیه السلام) از کوفه برای یزید می بردند،
وقتی در راه شام سر را حمل می کردیم، در کنار دیر یک نصرانی فرود آمدیم. در حالی که سر مقدس بر نیزه ای بود و نگهبانانی با آن بودند،

غذایی آوردیم و نشستیم که بخوریم که ناگهان دستی از دیوار دیر بیرون آمد و نوشت:

أترجوا امة قتلت حسینا - شفاعة جده یوم الحساب

ما از این پیشامد شدیدا نالان و گریان شدیم و بعضی از ما به طرف آن دست رفت که آن را بگیرد اما آن دست ناپدید شد. همراهان ما به طرف غذا برگشتند که ناگهان، دوباره آن دست ظاهر شد و نوشت:

فلا و الله لیس لهم شفیع - و هم یوم القیامة فی العذاب

این بار هم همراهان ما بلند شدند و به طرف آن دست رفتند اما، دوباره ناپدید شد. دیگر بار به طرف غذا آمدند بار دیگر آن دست نوشت:

و قد قتلوا الحسین بحکم جور - و خالف حکمهم حکم الکتاب

من دست از طعام کشیدم و دیگر غذا برایم گوارا نبود؛

سپس، راهبی از دیر به ما نگاه کرد و دید نوری از بالای سر مقدس، بلند است. مجددا، نگاه کرد لشکری را (در کنار سر) دید.
راهب به نگاهبان گفت: از کجا آمدید؟ گفتند: از عراق، به جنگ حسین (علیه السلام) رفته بودیم.
راهب گفت: پسر فاطمه دختر پیامبرتان و پسر پسرعموی پیامبرتان؟!

گفتند: آری، گفت: ای مرگ بر شما، به خدا قسم، اگر عیسی بن مریم (علیه السلام) پسری داشت، او را به باغهایمان می‌بردیم.

سپس، گفت: بهرحال، من از شما درخواستی دارم. گفتند: در خواست تو چیست؟

گفت: به رئیس خود بگوئید من ده هزار دینار دارم که از پدرانم به ارث برده ام. این دینارها را از من بگیرید و این سر را تا وقتی که می خواهید از اینجا بروید در اختیار من بگذارید. هنگام رفتن، آن را به شما برمی گردانم

درخواست راهب را به عمر بن سعد گفتند، عمرسعد گفت: دینارها را از او بگیرید و تا وقت رفتن سر را در اختیار او بگذارید.

به سوی راهب آمدند و به او گفتند: اموال را بده تا سر را به تو بدهیم.

او دو کیسه آورد که در هر کدام پنج هزار دینار بود. عمر سعد کسی را که در نقادی و وزن کردن (درهم و دینار) مهارت داشت فراخواند، تا آنها را بررسی و وزن کند. پس از آن، آنها را به خزانه خود داد تا آن را برایش نگه دارد و دستور داد سر را به راهب بدهند.

راهب سر را گرفت و آن را شست و تمیز کرد و با مشک و کافوری که نزد خود داشت، خوشبو نمود، سپس آن را در پارچه حریری قرار داد و آن را در امان خود گذاشت و تا زمانی که او را صدا زدند و از او سر را خواستند، مرتب نوحه و گریه می کرد.

وقتی می خواستند سر را از او بگیرند گفت:

ای سر، به خدا قسم، من اختیاری ندارم، فردا (روز قیامت) نزد جدت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) شهادت بده که من شهادت می دهم که معبودی جز الله نیست و همانا محمد بنده و پیامبر اوست. من به دست شما مسلمان شدم و من غلام شما هستم ؛

و آنگاه به لشکریان گفت: من می خواهم با رئیس شما مطلبی بگویم و سر را به او تحویل دهم، و به عمر سعد نزدیک شد و گفت: شما را به خدا و بحق محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) قسم می دهم که از این به بعد آنطور که تا به حال با این سر رفتار می کردید، رفتار نکنید و این سر را از این صندوق بیرون نیاورید.

عمرسعد گفت: می پذیریم،

سپس، راهب سر را به عمرسعد تحویل داد و از آن پس، از دیر بیرون آمد و در کوهستانی ساکن شد و در آنجا خدا را عبادت می کرد.


اما، عمرسعد وقتی از آنجا گذشت باز با سر مقدس به همانگونه عمل کرد که قبلا می کرد.

وقتی به دمشق نزدیک شدند، به همراهیان خود گفت: پیاده شوید و از کنیز دو کیسه پول را خواست؛


کنیز آنها را نزد عمرسعد آورد نگاهی به مهر کیسه ها کرد.

سپس دستور داد که آنها را باز کنید که ناگاه دید همه دینارها به سفال تبدیل شده است،
به سکه ها نظر انداخت، دید در یک طرف آنها نوشته شده است:

و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون(ابراهیم/42)
و در طرف دیگر آن نوشته شده است:
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

عمرسعد گفت: انالله و انا الیه راجعون، در دنیا و آخرت زیان کردم،
سپس به غلامان خود گفت: آنها را به نهر آب بریزید.
غلامان سفال ها را به نهر آب ریختند و فردای آن روز به دمشق رسیدند و سر را به یزید تحویل دادند.

الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 578 - 580؛ بحارالانوار، ج 45، ص 187 - 186 و ص 303 - 304؛منتهی الامال، ج 1 ات ص 638 - 640

http://bit.ly/2NR5z5M


(اشاره به فرازهایی از این حکایت به اعتراف منابع اهل تسنن در لینک زیر در دسترس است:
https://t.me/borrhan/20319)

یاحسین
"

14 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 05:06AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.