بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"

مقام حضرت عباس (علیه‌السلام) در اروپا

در سال 1620 میلادی برخی از مؤمنین مقداری از خاک مزار حضرت عباس(علیه‌السلام) را برای #تبرک و طلب شفا به #آلبانی بردند
مردم پس از مشاهدۀ آثار این خاک، تصمیم گرفتند که باقی ماندۀ آن را در بالای کوه "تیموری" که در 200 کیلومتری " #تیرانا " پایتخت این کشور قرار دارد، دفن کنند
با گذشت زمان بنایی در محل دفن خاک ساخته شد و نام این محل به کوهِ " #عباس_علی " تغییر یافت؛

مردم آلبانی، معتقدند که #حضرت_عباس (علیه‌السلام) با #اسب بر روی یکی از کوه‌ها رفته است و دلیل عقیدۀ آنان رد پای اسب و عمود پرچم به جا مانده بر روی #سنگی در آن محل است
اهالی آلبانی از ادیان و اقشار مختلف، از آن زمان، پنج روز از سال را (20 تا 25 آگوست) در این مکان #مراسم می‌گیرند
از ارتفاع 2417 متری بالا می روند، ذبح می‌کنند، غذا می‌پزند و به نام حضرت عباس(علیه‌السلام) در میان #فقرا توزیع می‌کنند.
در سال 2013 "استیوان پاپ دیمتروف" هنرمند #بلغارستانی مجسمه‌ای از تمثال حضرت عباس سوار بر اسب ساخت که دو #کودک در آغوش دارد و می‌خواهد به آنان #آب بنوشاند.
این تمثال بالای کوه تیموری نصب شده است.

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"

توسل_به_حضرت_ابالفضل
قضای_حوائج
مجرب

مرحوم حاج ملاهاشم خراسانی در «منتخب التواریخ» می نویسد:

از ختوم مجرّبه است که اگر کسی در مجلس واحد، 133 بار بگوید:

یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ،‌ اِکْشِفْ کَرْبِی بِحَقِّ اَخیکَ الْحُسَیْنِ علیه السلام
خداوند حاجاتش را برآورده خواهد کرد.

(منتخب التواریخ، ص337)


مرحوم علامه شیخ محمدباقر خراسانی بیرجندی در «کبریت الاحمر» می نویسد:
برای زیارت مشرف شدم، در خواب دیدم که کسی می گوید که هرگاه کسی ۷۰ بار متوسّل شود به حضرت عبّاس علیه السلام به این لفظ:
«عَبْدَاللهِ، اَبَاالْفَضْلِ، دَخِیلُکَ»،
حاجت او برآورده می شود. و من مکرّر حوائج عظام برای احقر روی داد و در آن ها متوسّل شدم به آن حضرت به این طریق، و بر خلاف عادت برآورده شد.

(کبریت احمر، ص167)

"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
یاعباس

یاكاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْن
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْن

حجة الاسلام حاج شیخ علی ملازاده یکانی نقل کرد:

من ختم «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین » و دعای دیگری را ورد زبان نموده بودم و همیشه در همه حال قرائت می کردم.

شبی در عالم رؤیا حضرت سجاد علیه السلام را زیارت کردم. از ایشان سوال نمودم کدام یک از این ادعیه افضل است که من بیشتر بخوانم؟

فرمودند: «یا کاشف الکرب» را بیشتر بخوان.

کرامات و حکایات پندآموز، حاج شیخ حسن بصیری خوئی ص 243
"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***میلاد با سعادت علمدارکربلا حضرت ابوالفضل علیه السلام تهنیت *** پاسخ داد.
"
ای حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح ومناجات ما
تاج شهیدان همه عالمی
دست علی ماه بنی هاشمی
ماه کجا روی دل آرای تو
سرو کجا قامت رعنای تو
ماه و درخشنده تر از آفتاب
مطلعِ تو جان وتن بوتراب
همقدم قافله سالار عشق
ساقی عشّاق وعلمدار عشق
سرور وسالار سپاه حسین
داده سر و دست به راه حسین
عمِّ امام و اخ و إبن امام
حضرت عبّاس علیه السّلام
ای علم کفر نگون ساخته
پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق ووفاست
درس الفبای تو صدق وصفاست
مکتب جانبازی وسربازی است
بی سری آنگاه سرافرازی است
شمع شده آب شده سوخته
روح ادب را ادب آموخته
آب فرات از ادب توست مات
موج زند اشک به چشم فرات
یاد حسین ولب عطشان او
وآن لب خشکیده طفلان او
تشنه برون آمده از موج آب

ای جگر آب برایت کباب
ساقی کوثر پدرت مرتضی است
کار تو سقّاییِ کرب و بلاست
مشک پر از آب حیاتت به دوش
طفل خرد از کف تو آب نوش
درگه والای تو در نشأتین
هست درِ رحمت وباب حسین

هرکه به دردی به غمی شد دچار
گوید اگر یکصد و سیّ وسه بار:
ای علم افراخته در عالمین
إکشف یا کاشف کرب الحسین
از کرم و لطف جوابش دهی
تشنه اگر آمده آبش دهی
"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا صاحب الزمان پاسخ داد.
"
سلام علیکم ورحمه الله اسعد الله ایامکم
عبارت اخر روایت شریفه منظورشان چیست ؟ ایا از باب بنا عرف الله هست وهمچنین معرفتی بالنواریه هی معرفه الله ویا ....چی هست ؟ممنون خدا به حضرتعالی سلامتی عنایت فرماید ملتمس دعا

علل الشرائع، ج‏1، ص: 9
9 باب علة خلق الخلق و اختلاف أحوالهم‏
1 حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه‏

ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع، 2جلد، كتاب فروشى داورى - قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م.
علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى ؛ ج‏1 ؛ ص53

باب نهم سرّ آفرينش مخلوقات و اختلاف حالاتشان‏

حديث (1) پدرم رضى اللَّه عنه فرمود:

احمد بن ادريس، از حسين بن عبيد اللَّه، از حسن بن على بن ابى عثمان، از عبد الكريم بن عبيد اللَّه، از سلمة بن عطا، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام، حضرت فرمودند:

حضرت حسين بن على عليهما السّلام از جمع يارانشان بيرون آمده و خطاب به آنها فرمودند:

اى مردم، حقّ- جلّ ذكره- بندگانش را نيافريده مگر براى آن كه او را بشناسند و هنگامى كه او را شناختند عبادتش مى‏كنند و زمانى كه او را عبادت كردند از پرستش غير او بى‏نياز مى‏گردند.

مردى در بين ياران عرضه داشت: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله: پدر و مادرم به فداى تو باد معرفت و شناخت خدا چيست؟

حضرت فرمودند: آنست كه اهل هر عصر و زمانى امامى را كه اطاعتش بر آنها واجب است بشناسند.

مصنّف اين كتاب مى‏گويد: مقصود امام عليه السّلام آنست كه: اهل هر عصرى بدانند كه خداوند عزّ و جلّ هيچ زمانى را خالى از امام معصوم نگذارده است.

بنا بر اين اگر كسى ربّى را بدون داشتن حجّت بر آن عبادت كند محقّقا غير خداوند عزّ و جلّ را عبادت كرده است.

________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - ذهنى تهرانى، محمد جواد، علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى، 2جلد، انتشارات مؤمنين - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1380ش.


علیکم و رحمة الله و برکاته
أسعد الله ایامکم
۱- اظهر همان مقصود بنا عرف الله است یعنی بهدایة الامام الی الله سبحانه، البته وجوه دیگر هم صحیح است.

"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای علی ممسوس فی ذات الله پاسخ داد.
"
سلام علیکم ورحمه الله اسعد الله ایامکم ظاهر ا در قران کریم ذات الله نیومده وفقط در روایات است مثلا می فرمودند ممسوس فی الله یا صبر فی الله یا شدید فی الله ویا تنمره فی الله چه نکته ای داره که ذات الله اورده


علیکم و علیهم السلام و رحمة الله و برکاته
أسعد الله ایامکم
چون ذات اختصاصی ترین چیز شیء است، در عرف عرب وقتی میخواهند بگویند با اخلاص کامل فقط برای خداست کلمه ذات را به کار میبرند، برای صدقه لغویین گفتند: ما تعطیه فی ذات الله، یعنی چیزی که فقط و فقط برای خدا با اخلاص میدهی، تنمره فی ذات، یعنی تنمره فی سبیل الله، اما چیزی که کلمه ذات اضافه دارد این است که تاکید میکند این تنمر، خالص است و داخلی ندارد.

"

6 ساعت پيش

hooshdaran3 به سرنگار کرونا پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط mosafer8 نوشته شده است نمايش نوشته
فرانسه خودش به کمک احتیاج داره... در آخرین آمار تعداد مبتلایان در فرانسه به تعداد مبتلایان در ایران خیلی نزدیکه در حالیکه جمعیت کمتری داره
ضمن اینکه خدا رو شکر زمان شاه نیست که پزشک از فیلیپین و هندوستان وارد کشور کنیم
کمتر خود کم بین باشیم
اینا فرانسوی هستند، ولی تحت لوای سازمان بین‌المللی پزشکان بدون مرز.
اگر وسایل نداریم خب بگیریم، چی میشه؟
چه ربطی داره به خودکم‌بینی؟
خودبزرگ‌بینی کاذب و خودشیفتگی هم درست نیست. "

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ابن عربی ناصبی عامی متعصب پاسخ داد.
" http://ar.lib.eshia.ir/assets/main_l...al-logo-ar.png




فارسی دلیل المکتبة بحث متقدم مجموع المکاتب الجدید



صيغة PDF شهادة الفهرست


««الصفحة الأولى «الصفحة السابقة الجزء : الصفحة التالیة» الصفحة الأخيرة»»
اسم الکتاب : الـفتوحات المکیة المؤلف : ابن عربي، محيي الدين الجزء : 1 صفحة : 37 أن يريد ما لا يعلم أو يفعل المختار المتمكن من ترك ذلك الفعل ما لا يريد كما يستحيل أن توجد نسب هذه الحقائق في غير حي كما يستحيل أن تقوم الصفات بغير ذات موصوفة بها فما في الوجود طاعة و لا عصيان و لا ربح و لا خسران و لا عبد و لا حر و لا برد و لا حر و لا حياة و لا موت و لا حصول و لا فوت و لا نهار و لا ليل و لا اعتدال و لا ميل و لا بر و لا بحر و لا شفع و لا وتر و لا جوهر و لا عرض و لا صحة و لا مرض و لا فرح و لا ترح و لا روح و لا شبح و لا ظلام و لا ضياء و لا أرض و لا سماء و لا تركيب و لا تحليل و لا كثير و لا قليل و لا غداة و لا أصيل و لا بياض و لا سواد و لا رقاد و لا سهاد و لا ظاهر و لا باطن و لا متحرك و لا ساكن و لا يابس و لا رطب و لا قشر و لا لب و لا شيء من هذه النسب المتضادات منها و المختلفات و المتماثلات إلا و هو مراد للحق تعالى و كيف لا يكون مرادا له و هو أوجده فكيف يوجد المختار ما لا يريد لا راد لأمره و لاٰ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ يؤتي الملك من يشاء و ينزع الملك ممن يشاء و يعز من يشاء و يذل من يشاء : و يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ ما شاء كان و ما لم يشأ أن يكون لم يكن لو اجتمع الخلائق كلهم على أن يريدوا شيئا لم يرد اللّٰه تعالى أن يريدوه ما أرادوه أو يفعلوا شيئا لم يرد اللّٰه تعالى إيجاده و أرادوه عند ما أراد منهم أن يريدوه ما فعلوه و لا استطاعوا على ذلك و لا أقدرهم عليه فالكفر و الايمان و الطاعة و العصيان من مشيئته و حكمه و إرادته و لم يزل سبحانه موصوفا بهذه الإرادة أزلا و العالم معدوم غير موجود و إن كان ثابتا في العلم في عينه ثم أوجد العالم من غير تفكر و لا تدبر عن جهل أو عدم علم فيعطيه التفكر و التدبر علم ما جهل جل و علا عن ذلك بل أوجده عن العلم السابق و تعيين الإرادة المنزهة الأزلية القاضية على العالم بما أوجدته عليه من زمان و مكان و أكوان و ألوان فلا مريد في الوجود على الحقيقة سواه إذ هو القائل سبحانه وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ و أنه سبحانه كما علم فاحكم و أراد فخصص و قدر فأوجد كذلك سمع و رأى ما تحرك أو سكن أو نطق في الورى من العالم الأسفل و الأعلى لا يحجب سمعه البعد فهو القريب و لا يحجب بصره القرب فهو البعيد يسمع كلام النفس في النفس و صوت المماسة الخفية عند اللمس و يرى السواد في الظلماء و الماء في الماء لا يحجبه الامتزاج و لا الظلمات و لا النور و هو السميع البصير تكلم سبحانه لا عن صمت متقدم و لا سكوت متوهم بكلام قديم أزلي كسائر صفاته من علمه و إرادته و قدرته كلم به موسى ع سماه التنزيل و الزبور و التوراة و الإنجيل من غير حروف و لا أصوات و لا نغم و لا لغات بل هو خالق الأصوات و الحروف و اللغات فكلامه سبحانه من غير لهاة و لا لسان كما إن سمعه من غير أصمخة و لا آذان كما إن بصره من غير حدقة و لا أجفان كما إن إرادته في غير قلب و لا جنان كما إن علمه من غير اضطرار و لا نظر في برهان كما إن حياته من غير بخار تجويف قلب حدث عن امتزاج الأركان كما إن ذاته لا تقبل الزيادة و النقصان فسبحانه سبحانه من بعيد دان عظيم السلطان عميم الإحسان جسيم الامتنان كل ما سواه فهو عن جوده فائض و فضله و عدله الباسط له و القابض أكمل صنع العالم و أبدعه حين أوجده و اخترعه لا شريك له في ملكه و لا مدبر معه في ملكه إن أنعم فنعم فذلك فضله و إن أبلى فعذب فذلك عدله لم يتصرف في ملك غيره فينسب إلى الجور و الحيف و لا يتوجه عليه لسواه حكم فيتصف بالجزع لذلك و الخوف كل ما سواه تحت سلطان قهره و متصرف عن إرادته و أمره فهو الملهم نفوس المكلفين التقوى و الفجور و هو المتجاوز عن سيئات من شاء و الآخذ بها من شاء هنا و في يوم النشور لا يحكم عدله في فضله و لا فضله في عدله أخرج العالم قبضتين و أوجد لهم منزلتين فقال هؤلاء للجنة و لا أبالي و هؤلاء للنار و لا أبالي و لم يعترض عليه معترض هناك إذ لا موجود كان ثم سواه فالكل تحت تصريف أسمائه فقبضة تحت أسماء بلائه و قبضة تحت أسماء آلائه و لو أراد سبحانه أن يكون العالم كله سعيدا لكان أو شقيا لما كان من ذلك في شأن لكنه سبحانه لم يرد فكان كما أراد فمنهم الشقي و السعيد هنا و في يوم المعاد فلا سبيل إلى تبديل ما حكم عليه القديم و قد قال تعالى في الصلاة هي خمس و هي خمسون مٰا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مٰا أَنَا بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ لتصرفي في ملكي و إنفاذ مشيئتي في ملكي و ذلك لحقيقة عميت عنها الأبصار و البصائر و لم تعثر عليها الأفكار و لا الضمائر إلا بوهب إلهي و جود رحماني
اسم الکتاب : الـفتوحات المکیة المؤلف : ابن عربي، محيي الدين الجزء : 1 صفحة : 37 ««الصفحة الأولى «الصفحة السابقة الجزء : الصفحة التالیة» الصفحة الأخيرة»»
صيغة PDF شهادة الفهرست
إن مکتبة مدرسة الفقاهة هي مكتبة مجانية لتوثيق المقالات
www.eShia.ir "

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ابن عربی ناصبی عامی متعصب پاسخ داد.
"
نقد_ابن_عربی
ابن عربی نیز همانند دیگر صوفیان در مسئله #جبر می‌نویسد:
و در وجود[ما] ھیچ طاعت یا عصیان و سود یا زیانی و نیست ... مگر اینکه خواست خداست! ، و چگونه خواست او نباشد چرا که او آن را به وجود آورده است ... پس کفر و ایمان و طاعت وعصیان ھمه به خواست و حکمت و اراده‌ی اوست!!
رسائل ابن عربی، ج۱، ص۳۰۱و۳۰۲
الفتوحات المكية، ج۱، ص۳۷

علامه حلی رضوان الله علیه در نفی جبر و عقیده امامیه مینویسد:

مطلب پنجم خداوند طاعتها را دوست دارد و از گناهان بيزار است.
اين مذهب اماميه است. ايشان برآنند كه خداوند طاعت را اراده كرده است، خواه انجام شود يا نشود؛ و گناهان خواه واقع شوند و خواه نشوند مورد اراده او نيستند.
نهج الحق و كشف الصدق، ص۹۴

برگرفته از کتاب "ابن عربی سنی متعصب" نوشته سید جعفر مرتضی عاملی رحمه‌الله
"

12 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
" جالبه من هم میخواستم همین رو بگم که دایم منو‌ بر میگردونین به این سرنگار ها. اینجا من و شما پیاپی علت و معلول میشیم در یک دور باطل. شما کد پی اچ پی رو بنویسین من هم به کدهای قدیمی خودم برسم و هر دو خدا رو شکر کنیم (!) که کد نویسی هست وگرنه بسیاری از مشاغل دچار کرونا شدن و از بیکاری کلافه شدن. موفق باشین. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
شما هم حیف میشین وقتتون رو صرف این موضوع می کنین در حالی که در زمینه کاری خودتون ممکنه موفقیت زیادی در پیش داشته باشین و مغزی که اینقدر توانایی درک ریاضی داره و می‌تونه دستاوردی داشته باشه رو در جای نامناسب به کار می‌گیرین.
ببخشید، این رو که ویرایش کردید ندیدم، البته نظر حسن شما برای بنده توانایی نمیشود، با اجازه شوخی کنم، این نیممرغ چند روزه میخواهد یک چند خط کد پی اچ پی بنویسد شما نمیگذارید، اگر دیگر پر آتش نمیزنید سرگرم باشد. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
خب دیگه اگر این شد دلیل، بسیار دلیل بدیه. ترس.
درباره بخش تاریک و تحقیقات علمی، هر نقطه ای که دانشمندی به این نتیجه برسه که از اینجا دیگه کار خداست، اون نقطه توقف کار علمی و تعطیل کردن علم میشه. در هیچ مرحله از کار علمی و کشف و تحلیل نباید خدا رو در نظر گرفت و باید فرض کرد که تنها و تنها قوانین طبیعت دارن کار میکنن و باید شناخته بشن.

هم شما و هم خوانندگان احتمالی این سرنگار رو دعوت میکنم یکبار جملات دارای منبع اینشتین رو بخونین:

https://fa.m.wikiquote.org/wiki/%D8%...AA%DB%8C%D9%86


موفق باشید
نقل قول:
خب دیگه اگر این شد دلیل، بسیار دلیل بدیه. ترس.
ببینید دوست گرامی، باید دید ترس مبدئش عقلائی است یا وهمی است؟ همیشه نمیتوان گفت ترس دلیل بدی است، آیا ترس امروز مردم از ویروس دلیل بدی است برای عمل به دستورات بهداشتی؟

نقل قول:
درباره بخش تاریک و تحقیقات علمی، هر نقطه ای که دانشمندی به این نتیجه برسه که از اینجا دیگه کار خداست، اون نقطه توقف کار علمی و تعطیل کردن علم میشه.
این اولین نقطه اشتباه است که بگوییم از اینجا دیگه کار خداست، این خدای خیالی است، خدای مبدء مطلق، هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن است، بر سر هر سفره بنشستم خدا رزاق بود، در چندین آیه قرآن، واضحات را ذکر میکند و سپس میگوید: ذلکم الله ربکم، اصلا سراغ مبهمات و شکاف‌ها نمیرود.


نقل قول:
در هیچ مرحله از کار علمی و کشف و تحلیل نباید خدا رو در نظر گرفت و باید فرض کرد که تنها و تنها قوانین طبیعت دارن کار میکنن و باید شناخته بشن.
پس اصل عدم قطعیت را چه میکنید که بور را مجبور کرد چنان جوابی به اینشتن بدهد؟


نقل قول:
هم شما و هم خوانندگان احتمالی این سرنگار رو دعوت میکنم یکبار جملات دارای منبع اینشتین رو بخونین:
ممنون، ببینید در همین لینک، سخن او را که چقدر دلالت واضح میکند بر حرفهایی که مکرر عرض کردم:
  • من یک شخص عمیقاً مذهبی بی اعتقاد به وجود خدا هستم. این تا اندازه‌ای نوع جدید از مذهب محسوب می‌شود.[۲]
  • ایده یک خدای شخصی برای من کاملاً بیگانه و حتی ساده لوحانه است
"

يك روز پيش

Freedom1 به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
" اولی در توصیف خداباور شدن افراد در پیری بود و دومی در توصیف نظر خودم! "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
خب درباره تغییر عقیده در پیری (بدون ارتباط با خرفتی) باید بگم قاعدتا کسی که یک درصد احتمال میده که خدا وجود داشته باشه نزدیک مرگ باید همین یک درصد رو جدی تر بگیره مثل خیلی از مردم که در پیری پرهیزگار میشن. منتظر باشین شاید داوکینز هم به خاطر همون ۶٫۹ این اواخر یه حرکتی بزنه. من هم مستعد هستما اگر عزرائیل غافلگیر نکنه.
گذشته از این، خدای اسپینوزایی یا خدایی که زکریای رازی می‌شناخت یعنی خدای خیلی باکلاس که پیامبری هم نفرستاده و اصلا مدل کارش اینجوری نیست، وجودی تقریبا پهلو به پهلوی عدم داره و من هم میگم اگر خدایی وجود داشته باشه قاعدتا باید چنین خدایی باشه. دقت کنین که چنین خدایی به هیچ وجه در امور جهان مداخله نمیکنه، قوانینی وضع کرده و جهان رو وادار کرده با اون قوانین کار کنه و شما هر چقدر هم دقت کنین چیزی جز اون قوانین نمی بینین گویا که خدا خودش همون قوانین باشه.
این دو فقره سخن شما پشت سر هم است، آیا بین آن دو هماهنگی میبینید؟ من بین آن دو تضاد فطرت ناخودآگاه با گرایش خودآگاه میبینم، چرا؟ دقت بفرمایید: «قاعدتا کسی که یک درصد احتمال میده که خدا وجود داشته باشه نزدیک مرگ باید همین یک درصد رو جدی تر بگیره» اما در ادامه: «اگر خدایی وجود داشته باشه قاعدتا باید چنین خدایی باشه. دقت کنین که چنین خدایی به هیچ وجه در امور جهان مداخله نمیکنه» خوب، اگر به هیچ وجه در امور جهان دخالت نمیکند و به قول شما پهلو در پهلوی عدم دارد، چه چیز سبب میشود که نزدیک مرگ او را جدی بگیرد؟ خدای غیر مداخله‌گر، بود و نبودش یکسان است، پس چه ترسی عارض میشود وقت پیری و رفتن؟ ببینید هر دو جا «قاعدتا» گفتید، اما قاعده اولی ناشی از فطرت ناخودآگاه با مبادی خود است، و دومی ناشی از نحله بندی و گرایشهای جناحی است.
. "

يك روز پيش

Freedom1 به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
" خب دیگه اگر این شد دلیل، بسیار دلیل بدیه. ترس.
درباره بخش تاریک و تحقیقات علمی، هر نقطه ای که دانشمندی به این نتیجه برسه که از اینجا دیگه کار خداست، اون نقطه توقف کار علمی و تعطیل کردن علم میشه. در هیچ مرحله از کار علمی و کشف و تحلیل نباید خدا رو در نظر گرفت و باید فرض کرد که تنها و تنها قوانین طبیعت دارن کار میکنن و باید شناخته بشن.

هم شما و هم خوانندگان احتمالی این سرنگار رو دعوت میکنم یکبار جملات دارای منبع اینشتین رو بخونین:

https://fa.m.wikiquote.org/wiki/%D8%...AA%DB%8C%D9%86


موفق باشید "

يك روز پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
" آخه ما نرمال ۱۰۰ درصد نداریم، نرمال ۱۰۰ درصد شامپانزه ست. به قول هراری یکی از علتهای مهم اینکه بشر به این تمدن دست پیدا کرد اینه که بشر توانایی تفکر انتزاعی رو داره و قصه ها میسازه و این قصه ها میتونن جوامع رو قانع کنن که همراه با هم کار کنن، مثل قصه پول، ملیت، کشور و ... خب این توانایی ناشی از خیال پردازیه، یعنی تصور چیزی که نیست، و گاهی قانع کردن دیگران به پذیرش اون باعث میشه اون واقعا موجود بشه مثل همون پول.
به هر میزان که قدرت خیال پردازی داشته باشیم ریسک این هست که پارانویید باشیم! بین این نبوغ و جنون مرزی وجود نداره واقعا. البته هر پارانوییدی لزوما نابغه نیست ولی احتمالا هر نابغه ای تا حدودی پارانویید باشه حتی اگر اینو بروز نده اما در اندیشه پنهان خودش افکار پارانوئیدی داره. "

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:14PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.