بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ZYGORAT به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
" سلام علیکم

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّـهُ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٧١﴾

در این آیه خداوند متعال بعضی از ویژگی های مومنین بر میشمرد :

که این ها هست :

يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ

يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ

يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ

يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ

وَيُطِيعُونَ اللَّـهَ

يُطِيعُونَ رَسُولَهُ


در این ایه مشخص است کسی که مومن خوانده میشود باید از رسول الله تبعیت کند

در حالی که این جماعت فقط قرآن میگویند پیامبر نه فقط قرآن

که این آیه واضح بر کفر این جماعت به قران و رسول الله هست

حالا یک سوال اساسی دیگر که پیش می آید این است

که امر به معرو ونهی از منکر و نماز و زکات را جزییاتش را باید از قرآن بدانند (که در قران جزییات این مسایل نیست)

پس اگر نیارند که وجود هم ندارد پس این جماعت این اعمال را انجام نمیدهد و طبق ایه ی قرآن کافر به خدا و رسول الله هستند


البته این آیه خیلی واضح دلیل بر کفر و نفاق این جماعت لا مذهب هست

وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

پس هرکس بین سخن خدا و سخن رسول الله فرق بگذارد طبق ایه ی صریح قران کافر و مشرک است

و این ایه نیز خیلی چیز ها را ثابت میکند از جمله علم غیب و..... که از حوصله خارج است توضیح دادن آن "

32 دقيقه پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
تو واقعا احمقی یا خودت را به آن زدی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
هدایت خداوند به وسیله پیامبر است و آیه را که برایت آوردم در پست قبلی دلیل آن است .
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ

هدایت آنها (به‌طور اجبار،) بر تو نیست؛ (بنابر این، ترک انفاق به غیر مسلمانان، برای اجبار به اسلام، صحیح نیست؛) ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت می‌کند. و آنچه را از خوبیها و اموال انفاق می‌کنید، برای خودتان است؛ (ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید! و آنچه از خوبیها انفاق می‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‌شود؛ و به شما ستم نخواهد شد.


این حرف تو بازم نشان دهنده این است که هدایت جبری است و خداوند نباید از هر کسی که هدایت نشده سوال جواب کند .
از اول گفتیم هدایت خداوند به دست رسول الله است و وسیله هدایت ایشان است و اگر ایشان نبودند چگونه میشد هدایت شوند انسان ها که شما در جواب آن درمانده هستی .
دوم هدایت جبری نیست و اختیار را خداوند برای آن قرار داده است . اگر جبری باشد با عدالت خداوند در تضاد است .
سوم تو که تمام و کمال نگاهت به کلام الله است و فقط از آن پیروی میکنی و آن را معنی اشتباه باتفسیر به رای انجام میدهی بگو ببینم شان نزول آیه برای کیست و زمانش چه وقتی است و ... ؟ ؟ ؟

در حرف خیلی خوب شعار میدهی ((((بعید می دانم که تازمانی که نگاهت به سخن غیر است کلام خداوند را باورداشته باشی)))) ولی در عمل وقتی ذهنیت و اعتقادت را جستجو میکنیم فقط یک کسی رامیابیم که فقط و فقط دشمن رسول الله و خودش را در حد ایشان بالا میبیند .

اگر مایل باشی یک سوال جدید جدای از بحث قبلی که فرار کردی دارم آیا مایل به پاسخگویی هستی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
تا اون قفل باز نشه محاله بفهمی و ادامه گفتگو هم فایده ای ندارد رمز باز شدن قفل هم اینه که به خداوند ایمان بیاوری و توجهت فقط به کلام خداوند باشد و از خداوند یاری بخواهی که به اسلام هدایتت کند .

شما دلایل خودت را گفتی من هم دلایل خودم را گفتم کسی که بخواهد بفهمد می فهمد وسلام "

10 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
تکلیف خودتو مشخص کن قرآن را قبول داری یا نه ؟

این سخن من که نیست .

لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿۲۷۲﴾
هدايت آنان بر عهده تو نيست‏، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى ‏كند، و هر مالى كه انفاق كنيد، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مكنيد، و هر مالى را كه انفاق كنيد (پاداش آن‏) به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏. (۲۷۲)


بعید می دانم که تازمانی که نگاهت به سخن غیر است کلام خداوند را باورداشته باشی
تو واقعا احمقی یا خودت را به آن زدی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
هدایت خداوند به وسیله پیامبر است و آیه را که برایت آوردم در پست قبلی دلیل آن است .
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ

هدایت آنها (به‌طور اجبار،) بر تو نیست؛ (بنابر این، ترک انفاق به غیر مسلمانان، برای اجبار به اسلام، صحیح نیست؛) ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت می‌کند. و آنچه را از خوبیها و اموال انفاق می‌کنید، برای خودتان است؛ (ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید! و آنچه از خوبیها انفاق می‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‌شود؛ و به شما ستم نخواهد شد.


این حرف تو بازم نشان دهنده این است که هدایت جبری است و خداوند نباید از هر کسی که هدایت نشده سوال جواب کند .
از اول گفتیم هدایت خداوند به دست رسول الله است و وسیله هدایت ایشان است و اگر ایشان نبودند چگونه میشد هدایت شوند انسان ها که شما در جواب آن درمانده هستی .
دوم هدایت جبری نیست و اختیار را خداوند برای آن قرار داده است . اگر جبری باشد با عدالت خداوند در تضاد است .
سوم تو که تمام و کمال نگاهت به کلام الله است و فقط از آن پیروی میکنی و آن را معنی اشتباه باتفسیر به رای انجام میدهی بگو ببینم شان نزول آیه برای کیست و زمانش چه وقتی است و ... ؟ ؟ ؟

در حرف خیلی خوب شعار میدهی ((((بعید می دانم که تازمانی که نگاهت به سخن غیر است کلام خداوند را باورداشته باشی)))) ولی در عمل وقتی ذهنیت و اعتقادت را جستجو میکنیم فقط یک کسی رامیابیم که فقط و فقط دشمن رسول الله و خودش را در حد ایشان بالا میبیند .

اگر مایل باشی یک سوال جدید جدای از بحث قبلی که فرار کردی دارم آیا مایل به پاسخگویی هستی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ "

11 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر بااگرها می خواهی خداوند را کنار بگذاری و علت هدایت را پیامبران بدانی با ید به این مهم هم اشاره کنی اگر فرشته وحی نبود پیامبر چگونه به پیامبری می رسید و قرآن چگونه بر او نازل می شد ؟

پس این اگرها بجز گمراه کردن از مسیر الله چیز دیگری ندارد .

همانطور که وظیفه فرشته وحی رساندن وحی به پیامبر بود .وظیفه پیامبر هم رساندن وحی به مردمان بود .

آیا پیامبر باید خداوند را کنار بگذارد و فرشته وحی را دلیل هدایتش بداند و بگوید اگر او نبود من چگونه باید میفهمیدم

البته با این همه احادیث و روایاتی که در مغزت فرو کردند جایی برای کلام خداوند باقی نمی ماند
کسی اینجا منکر خداوند متعال نشده که خداوند را کنار بگذارد ولی شما منکر رسول الله هستید که در کلامتان بود نبود او در هدایت هیچ فرقی نمیکند و ... را جای میدهید و ایشان را قبول ندارید .
خداوند هدایست می کند البته به وسیله پیامبرش .
خداوند متعال اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا خود خداوند متعال که که ارواح را از بدنی بیرون نمی کشد جناب عزارییل این کار را انجام میدهد یعنی دقیقا خداوند متعال به وسیله جناب عزراییل این عمل را انجام میدهد .
بعد لطفا چرتوچرت و دروی وری نگو که با اینهمه احادیث که در مغزتان کرده اند سخن حق را نمی شنوی و ... اینها همان چرتوپرت هایی است که از اول خلقتت یکی به تو یاد داده است که بگویی آن را قطعا از یکی فرا گرفته ای و حنای تو رنگی ندارد و چون عقل تو به این مدل گفتار ها نمیرسد که بخواهی بگو قطعا یکی به تو یاد داده است .
خداوند متعال بوسیله ی پیامبرش همه را هدایت می کند حال اگر پیامبر را از این ماجرا فاکتور بگیریم هیچ هدایتی امکان ندارد .
چرا انقدر دشمنی با رسول الله داری ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ "

11 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
یک سوال از اول ازت پرسیدم هنوز که هنوز است جواب ندادی و جواب نخواهی داد ! ! ! !
اگر پیامبران نبودند شما چگونه می فهمیدی که باید خداوند را پرستش کنی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟







ا.
اگر بااگرها می خواهی خداوند را کنار بگذاری و علت هدایت را پیامبران بدانی با ید به این مهم هم اشاره کنی اگر فرشته وحی نبود پیامبر چگونه به پیامبری می رسید و قرآن چگونه بر او نازل می شد ؟

پس این اگرها بجز گمراه کردن از مسیر الله چیز دیگری ندارد .

همانطور که وظیفه فرشته وحی رساندن وحی به پیامبر بود .وظیفه پیامبر هم رساندن وحی به مردمان بود .

آیا پیامبر باید خداوند را کنار بگذارد و فرشته وحی را دلیل هدایتش بداند و بگوید اگر او نبود من چگونه باید میفهمیدم

البته با این همه احادیث و روایاتی که در مغزت فرو کردند جایی برای کلام خداوند باقی نمی ماند

مثالی میزنم که بدانی سخن غیر الله چه برسرانسانها می آورد وچقدرآنهارا از کلام خداوند دوروحتی دشمن می کند .

مداحهان اهل بیت که کفرشان را خودشان اعتراف کردند .و علت کفرگویی آنهارا شور وهیجان نشان دادند .
ولی این را کتمان کردند که آن مداحهان که اولیای الهی را به خدایی رساندن بخاطر شنیده هایی بوده که صبح وشب در گوششان گفتند .
مثلا بگفته دوستتان عبدالعی که می گوید علی فرمانروای هستی و حاکم روزقیامت است و کلی هم سند از روایات برای آن می آورد چه فرقی می کند با آن مداح که می گوید حیدر خالق هفت آسمانی


چطوراست ادعای او کفر می شود ولی ادعای عبدالعی توحید و امثال جناب حسین از کفرگویی آن دفاع می کند ؟ "

12 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
تو می گویی که هدایت دست پیامبر نیست ( مستند )

.
تکلیف خودتو مشخص کن قرآن را قبول داری یا نه ؟

این سخن من که نیست .

لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿۲۷۲﴾
هدايت آنان بر عهده تو نيست‏، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى ‏كند، و هر مالى كه انفاق كنيد، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مكنيد، و هر مالى را كه انفاق كنيد (پاداش آن‏) به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏. (۲۷۲)


بعید می دانم که تازمانی که نگاهت به سخن غیر است کلام خداوند را باورداشته باشی "

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار محکم ومتشابه پاسخ داد.
"
پست 2646



نقل قول:
در اصل توسط کنجکاومنافق مزدورآنوسی1 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
مطلبی درباره معنی ومفهوم تشابه خواندم انشا الله که برای درک بیشتر متشابهات مفید باشد .
جناب جسین از شما تقاضا دارم که از تخصصی که درزبان عربی داری برای فهم بیشتر آیه یاری کنید .
hosyn
بنده ادعای تخصص ندارم، ولی با زبان عربی انس دارم، و گاهی مطلبی را نقل میکنم ولی نمیدانم این را در کتاب عربی خواندم یا فارسی؟ عربی را وقتی میخوانم مجبور نیستم ابتدا در ذهنم به فارسی ترجمه کننم و بعد بفهمم.



نقل قول:
منافق مزدورآنوسیكلمه «تشابه» از ماده «شبه» و از باب تفاعل مي باشد. بطوري كه اهل فن گفته اند ؛ در لغت عرب ، كلماتي كه به باب تفاعل مي روند ممكن است معاني مختلفي داشته باشند و مفاهيمي همچون : «مشاركت» ( مانند تعاون= يكديگر را ياري كردن) ، «تظاهر» (مانند تجاهل= خود را به ناداني زدن) ،«تدريج» (مانند تكامل = به تدريج رشد كردن وكامل شدن ) وغيره را در ذهن شنونده القاء نمايند.
hosyn
مطلب ناقص است، و کلمه مشارکت دقیق به کار نرفته است، مشارکت خودش از باب مفاعلة است، باب مفاعلة یک فاعل میگیرد و یک مفعول، شارک زیدٌ بکراً، اما تفاعل برای تشارک است نه مشارکت، تشارک به جای اینکه یک فاعل و یک مفعول بگیرد، دو فاعل میگیرد: تشارک زیدٌ و بکرٌ، اگر میخواهید فرق دقیقش را متوجه شوید به دو کلمه معاونت و تعاون توجه کنید، عاون زیدٌ بکراً، تعاون زیدٌ و بکرٌ.




نقل قول:
منافق مزدورآنوسیكلمه مذكور ، در فرهنگهاي لغت فارسي بصورت همانندي و همشكلي معنا شده و معلوم است ازنوع «مشاركت» مي باشد . بايد دانست كه در مشاركت همواره مفهوم دو سويه و دوطرفه بودن مستتر است. مشاركت يك طرفه بي معناست و اين يك + ديگر است كه مفهوم مشاركت مي دهد.
hosyn
با توضیحی که دادم معلوم میشود که مشارکت «يك + ديگر» است اما تشارک «طرف = طرف» است، دو طرفه است، میگوییم: «شابه الابن اباه» پسر شبیه پدرش هست(باب مفاعلة)، اما میگوییم: «تشابه التوأمان» دوقولوها به همدیگر شبیه هستند(باب تفاعل).



نقل قول:
منافق مزدورآنوسیدر حالي كه البقر(گاوها) بصورت جمع است
hosyn
البقر، اسم جنس است، به صحاح جوهری، لسان العرب، مصباح، مراجعه شود، بلی قول به جمع هم دارد که میتواند متفرع بر معنای جنسیت باشد، مثل رجل(مرد) که اسم جنس است اما میتواند به معنای مردها هم باشد، میگوییم: از این درب فقط مرد وارد شود، از این درب فقط مردها وارد شوند، و بنابر قول جمع، چرا تشابهت گفته نشده وجوهی ذکر کردند.




نقل قول:
منافق مزدورآنوسیمتأسفانه اين آيه بگونه اي تلبيس شده و با احاديث و روايات مشتبه گرديده كه به راحتي نمي توان لفافه هاي ضخيم تلبيس را از آن كنار زد و مفهوم حقيقي آن را هويدا ساخت.
hosyn
دوست گرامی چرا چنین گونه حرف میزنید؟! احادیث کدام است در این آیة؟! مگر قبلا خواهش نکردم که یک عرب زبان کافر پیدا کنید تا حرف شما را تایید کند؟ یک دانش‌آموز عرب زبان که فهم متن پیدا کرده، و اصلا کافر است و تا کنون حدیث به گوشش نخورده، این آیه را به او بدهید اگر حرف شما حتی ۱٪ احتمال داد جایزه دارید.



نقل قول:
منافق مزدورآنوسیاما مفهوم ام الكتاب در قرآن مشخص است و اين عبارت غير از اينجا در سوره هاي رعد و زخرف نيز آمده است و در آن دو سوره به كتابي تشبيه شده كه مأخذ ما انزل الله مي باشد و كتاب قرآن نيز از آن گرفته شده است. با اين وجود ما نمي توانيم آيات قرآن را به دو دسته محكم و متشابه دسته بندي كنيم چراكه همه آيات قرآن به ام الكتاب تعلق دارند و نه فقط دسته اي از آنها
hosyn
قسمت اول عبارت درست است اما قسمت دوم صحیح نیست، کلمه «مأخذ» و «گرفته» و «تعلق» که به کار بردید خیلی خوب است، اما اینکه نتیجه گرفتید نمیتوانیم آيات قرآن را به دو دسته محكم و متشابه دسته بندي كنيم، اشتباه است، چون ام الکتاب را در آن دو سوره، خداوند متعال با وصف «عنده» و «لدینا» به کار برده است، خزائن قرآن کریم است، الا عندنا خزائنه، و مثل رأس مخروط برای قرآن کریم است، قاعده مخروط توسط یال با رأس مخروط چه ارتباطی دارد؟ و لذا گفتم واژه «تعلق» که به کار بردید خوب بود، و ام الکتاب که رأس مخروط است توسط یالها و جنود خودش که آیات محکمات هستند در بخش قاعده مخروط که آیات متشابهات هستند، خودنمایی میکند.
نقل قول:
منافق مزدورآنوسیما مي توانيم عبارت منه آيات محكمات (و نيز هن ام الكتاب) را به صورت جمله اي كه خبرش بر مبتداي آن مقدم گرديده(كه خود نشانه تأكيدي بر تعلق صرف آيات محكمات به كتاب مي باشد) در نظر بگيريم و با توجه به معني حقيقي تشابه ، كه قبلاً راجع به آن صحبت كرديم ، بگوييم :

او كسيست كه قرآن را بر تو فرو فرستاده ، آيات محكمات از قرآن هستندد كه ريشه در ام الكتاب دارند(يك) + (ديگر) و ديگر هر چيزي غير از آن جزء متشابهات است .
hosyn
دوست گرامی این ۱۰۰٪ غلط است، هم از نظر ادبی مخلوط شده است و هم از حیث معنا با آیه نمیسازد، اما از نظر ادبی، پس «منه آیات محکمات» راهی غیر از این ندارد که جمله‌اي باشد كه خبرش بر مبتداي آن مقدم گرديده، اگر به کتب تجزیه و ترکیب و تفسیر مراجعه کنید میبینید همه میگویند: «منه آیات محکمات» جمله‌اي است كه خبرش بر مبتداي آن مقدم گرديده، و آنچه شما میخواهید جا بیندازید ربطی به این ندارد، مربوط به معنای «من» است، یعنی نزد همگی واضح است که «من» تبعیض است و شما میخواهید «من» بیان جنس بگیرید، و آن در این آیه غلط است، چرا؟ جوابش در سؤال دوم بنده نهفته است که متاسفانه جواب ندادید و منتظرم.

نقل قول:
منافق مزدورآنوسیاينكه مي بينيم در اينجا به جاي متشابهات ، ماتشابه مي نشيند دليلش بازي خداوند با كلمات نيست ، هدف بسيار مهمتر و والاتر از اين امور است. اگر جايگاه متشابهات در كتاب بود جا داشت بگويد فيتبعون متشابهات اما گفت : فيتبعون ما تشابه منه كه نشان دهد طرف اول تشابه كتاب است وطرف دوم از كتاب نيست و فقط با آن شبيه گرديده است.
hosyn
این هم غلط اندر غلط، «ما تشابه منه» همان متشابه است ولی مفرد متشابهات است، و معنای مفرد این است که حتی یک آیه متشابه هم کافی است که فتنه انگیزی کنند و لازم نیست که دنبال همه متشابهات با هم بروند تا فتنه بسازند.



نقل قول:
منافق مزدورآنوسیوقتي اين آيه را مي خوانيم ، آنگاه با مفهوم از كتاب بودن و نيز انزل عليك الكتاب كه در آيه شماره هفت آمده است بيشتر آشنا مي شويم به عزيزانم توصيه مي كنم حتماً تفسير مرحوم طباطبايي را در باره اين آيه مطالعه نمايند.
hosyn
معانی «من» را مخلوط کردید، و چند بار قبلا در این سایت فرق بین معانی «من» را با مثال توضیح دادم، در این آیه شریفه، «من» اول هم میتواند تبعیض باشد و هم بیان جنس، و«من» دوم «من» نشویه که مصدر و منشأ چیزی را بیان میکند.

جواب سؤال دوم را باید بدهید، ضروری است، بحث بدون آن پیش نمیرود.
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***ایام حزن آل الله وخانه نشینی مولا وشهادت ام ابیها سلام الله علیهما تسلیت *** پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود
بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلي الله علي محمدٍ وآله الطيبين الطاهرين لاسيما بقية الله الأعظم حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ولعنة الله علي اعدائهم اجمعين لا سيما الجبت والطاغوت واللات والعزي وابنتيهما
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن المهدی صلواتک علیه وعلی آبایه فی هذه الساعة وفی کلّ الساعة ولیّاً وحافظا وقائدا وناصرا و دلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا
قال الله سبحانه وتعالی : یا احمد لولاک لما خلقتُ الأفلاک ولولا علي لما خلقتُک و لولا فاطمة لما خلتُکما .
ذات اقدس اله خطاب فرمود به حبیبش : ای احمد گر تو نبودی ما سوی را خلق نمی نمودم ؛و اگر علي نبود ترا خلق ننموده بودم ؛و اگر فاطمة نبود شما دو تن را خلق نمی نمودم .
جنة العاصمه میر جهانی اعلی الله مقامه الشریف ص148 از کشف اللئالی صالح بن عبدالوهاب عروندس از اعلام قرن 9 و قطره مستبط از خصائص فا طمیة.
ايام فاطميه اول ايام شهادت ام ابيها را به ساحت قد س سيد وفخر كاينات ولي امر ممكنات امير ماسوي یگانه فاطمه شناس هستي بقية الله حجة بن الحسن المهدي تسليت باد.
ساده ترین معنا که قابل فهم همگان است اینکه :ما سوی از ذره ای از نور خاتم صلی الله علیه واله وسلم خلق شد لذا اگر احمد نبود به هستی لباس وجود پوشانده نشده بود .
حضرت را مبعوث به رسالت فرمود و ادامه رسالت به امامت و ولایت مولا علیه السلام است لذا اگر مولا علیه السلام نبود خلق حضرتش عبث بود .
و یازده امام باید ادامه دهنده امامت وولایت با شند ودامن اطهر فاطمه سلام الله علیهاوعاء پرورش آن اسماء الحسنی الهی است لذا اگر فاطمه نبود خلق خاتم ومولا صلوات الله علیهم اجمعین بی فائده بود .
معانی دیگر را به اجمال می گوئیم تا هر کس سنخیتی داشت گوارای وجودش.
لولاک لما خلقت الافلاک : خواست آن حقیقت نورانیه که جلوه ذات اقدس احدی است از آنچه هست تنزل یابد امکان خلق شد به نزول ذ ره ای از آن حقیت نورانیه.
امکان ظرف نزول نیست بلکه همه عوالم امکانیه وجود از ازل تا ابد ظهور نزول آن ذره نور است .
اما اینکه لولا علی لما خلقتک : چون مقصد الله تبارک وتعالی ولایت علي علیه السلا م است و توحید ونبوت بدون ولایت بت پرستی است .لذا فرمود منکر ولایت علی علیه السلام عابد صنم ووثن است وبت پرست .
واما لولا فاطمة لما خلتکما :
در تفسیر فرات کوفی و تأویل الأیات سید شرف الدین امام صادق علیه السلام فرمود لیلة القدر فاطمه است وهرکس بشاسد فاطمه را حق معرفتش پس به تحقیق درک کرده لیلة القدر را؛ ونامیده شد فاطمه چون خلق ودر روایتی ناس بریده شده از معرفت اویند .
لیلة القدر چست؟ طبق روایات لیلة القدر قبل خلق آسمانها وزمین و..... بوده وآنکه درهر سال تکرار می شود تابشی وشعاعی از آن حقیت است .
طبق روایات معانی الأخبار ولایت امیر المؤمنین وائمه سلام الله علیهم اجمعین در شب قدر مقدر شده وتقدیر تمامی مقدرات عالم .از آن جمله خلقت جنبه های خلقی خاتم و عوالم نزولی بعد از نورا نیتشان و مبعوث به رسالت شدنشان و ولایت وامامت مولا علیه السلام لذا فرمود اگر فاطمه نبود شما دو تا را خلق نمی نمودم .
لیلة القدر ظرف نزول قران و ارتباط خالق با مخلوق است لذا اگر فاطمه نبود خلق شما دو تن بیهوده بود .
فاطمیت فاطمه سلام الله علیها عین فاطریت و فطر الخلائق بقدرته است .
لذا فرمود لولا فاطمه لما خلقتکما .
لذا به زبا ن ساده عوام فهم فرمود به فاطمه اش : ام ابیها .
وبعضاً معانی لطیفی که از نوشتن در اینجا معذورم.
يا ابن الحسن كي تشريف مي اوري و ان دو خبيث ازل وابد را از قبر بيرون كشيده وبا اضافه هيزم روز سقيفه اندو را به اتش كشيده وخاكسترشان را به باد دهي انشاءالله .
یا علی ؛ وهو العلی العظیم
یا مرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.


آخرين ويرايش محمد مهدی 128 ، Friday 2 June 2006 در 05:00AM.
http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4506
گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود
یا علی "

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته



اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ


لَهُ اسْمٌ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ حِجَابٍ فِي الْجَنَّةِ بَشَّرَنِي بِهِ رَبِّي وَ كَانَتْ لَهُ الْبِشَارَةُ عِنْدِي


رسول خدا فرمود على

نامش بر همه پرده‏هاى بهشت نگاشته است پروردگارم مرا بوجودش مژده داد اين مژده از آن او بود در نزد من


الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث 7

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری

http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی

یا علی
"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته



اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی
لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ


لَهُ اسْمٌ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ حِجَابٍ فِي الْجَنَّةِ بَشَّرَنِي بِهِ رَبِّي وَ كَانَتْ لَهُ الْبِشَارَةُ عِنْدِي


رسول خدا فرمود على

نامش بر همه پرده‏هاى بهشت نگاشته است پروردگارم مرا بوجودش مژده داد اين مژده از آن او بود در نزد من


الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث 7

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری

http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی

یا علی
"

17 ساعت پيش

علوی به سرنگار سوال بسیار ساده از جناب کنجکاو ( شاید جواب بدهد )!!! پاسخ داد.
" دلیل نیامدن کنجکاو به اینجا را کشف کرده ام .
اگر صفحات قبل را مطالعه کنید می بینید که کنجگاو چه گندهاییی زده و دین جدید برای خودش ساخته
اینجا نمی آید تا بقیه نفهمند چه کرده "

يك روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسی هم منکر پیامبران نشده و سختیهایی که در رساندن پیام پروردگار کشیدند .

پیامبران وظیفه داشتند که پیام پروردگاررا به مردم برسانند و این مردم بودند که اختیارداشتند به ماانزال الله ایمان بیاورند .

اگر آنچه را که شنیده ای کنار بگذاری و به آیه توجه کنی خداوند می فرمایند :
این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد.

مردم اختیار دارند که ایمان بیاورند یا ایمان نیاورند اجباری هم در کارنیست .

خداوند هم کسایی را که ایمان آورده یاری میدهد

کسایی هم که ایمان نمی آورند و لجاحت می کنند و فقط بدنبال اعتقاد پدران خود وحرف و حدیث غیر هستند را رها می کند
مگر خود تو نمی گویی که هدایت فقط و فقط مخصوص خداوند است و آیه آوردی که خداوند هدایت می کند ؟ ؟ ؟ ؟ حالا چرا برعکسشو میگی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
اول که خداوند متعال فقط هدایت میکرد و جبری بود الان شده اختیار . تورا به وجدان نداشته است قسم میدهم واقعا ارزش دارد برای برتر نشان دادن خودت دست به هر کاری بزرنی ؟ ؟ ! ! ! !

تو می گویی که هدایت دست پیامبر نیست ( مستند )
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
چرا شلوغش می کنی خود آیه را که آوردم بخون خداوند می فرمایند آنها که ایمان نمی آورند پلیدی را برآنها قرار می دهد
اگر هدایت دست پیامبران بود اول از همه خانواده و نزدیکان خودرا هدایت می کردند بعد به قوم خودمی فهماندند نوح این همه سال بین قوم خود بود فقط تعداد کمی ایمان آوردن آنهم منهای همسر و پسرش اگر دست نوح بود که همه ایمان می آوردند و اینهمه سختی نمی کشید

فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۲۵﴾
پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد دلش را به پذيرش اسلام مى‏ گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مى‏ گرداند چنانكه گويى به زحمت در آسمان بالا مى ‏رود اين گونه خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى ‏آورند قرار مى‏ دهد (۱۲۵)
ا
نعام

کسی که بخواهد بفهمد با توجه به آیه می فهمد کسی هم مثل تو نخواهد بفهمد نمی شودکاریش کرد .

وظیفه پیامبران ابلاغ ماانزالله بود
در اینجا تو گفتی هدایت دست پیامبران نیست و آیه آوردی با تفسیر به رای در معنی حال چگونه شده برعکسش را می گویی ؟ ؟ ؟
یک سوال از اول ازت پرسیدم هنوز که هنوز است جواب ندادی و جواب نخواهی داد ! ! ! !
اگر پیامبران نبودند شما چگونه می فهمیدی که باید خداوند را پرستش کنی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟





نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
آیا درک این نوضوع سخت است که نمی فهمی

أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿۷﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مى ‏كند و گامهايتان را استوار مى دارد (۷)


يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ﴿۲۷﴾
خدا كسانى را كه ايمان آورده‏ اند در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏ گرداند و ستمگران را بى‏ راه مى‏ گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد (۲۷)[
اولا آیا خدا نیازی به کمک ما دارد ؟ ؟ ؟ ؟
منظور آیه اول کمک و نصرت رسول و خلیفه خداوند متعال است یعنی هرکس اطاعت رسولش را کند اطاعت خداوند متعال را کرده است دقیقا مثل پیامبران خداوند و داستان هایشان و ...
آیه دوم را چرا اینگونه چپکی معنی کرده ای ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ کجای معنی این است
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۖ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ ۚ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ

خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار می‌دارد؛ هم در این جهان، و هم در سرای دیگر! و ستمگران را گمراه می‌سازد، (و لطف خود را از آنها برمی‌گیرد)؛ خداوند هر کار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام می‌دهد!
معنی اصلی کجا و معنی تو کجا ! ! ! ! واقعا شرم بر تو . "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار ارزیابی پتانسیل بقاء پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
برایم جالب بود، چون نقطه مقابل همین اطمینان را من در خودم مییابم! و میدانیم که حصول اطمینان برای افراد، فرایند خاص خود دارد، و هر چند منطق دو ارزشی ارسطوئی، تار و پود ذهن بشر را تشکیل میدهد، اما شالوده ذهن بشر و ساختار اصلی تفکر او بر منطق فازی بنا شده است، و حصول اطمینان یعنی کاربست ضوابط منطق فازی، و همیاری دانسته‌ها و تشابک شواهد و تعاضد قرائن و تجمیع مؤیدات، و لذا بررسی شواهد، کار بسیار خوب و پسندیده‌ای است،
همانطور که در ابتدای این تاپیک عرض کردم، ابراز اطمینان یکی از کاربران محترم، سبب شد که من هم به سهم خودم اطمینان مقابل اطمینان ایشان را که از تجربیات بدان رسیدم را مطرح کنم، تا هر کدام شواهد خود را بیان کنیم، و طبق ضوابط منطقی، از این شواهد، یک تابع ارزش مورد قبول همه بشر تشکیل شود، تا بتوانیم توان تاب‌آوری یک نظام معرفتی در قبال حوادث را ارزیابی کنیم.

انگیزه اصلی من از ایجاد این تاپیک، خاطره‌ای از ایام دانش‌آموزی است که مدتها در ذهنم بوده آن را مطرح کنم و در ابتدای این تاپیک بحث به صورت دیگری پیش رفت، و مدتی هم تاخیر شد، و با مطرح شدن موضوعی مرتبط با این بحث در تاپیک «مصاحف قران کریم..» دوباره به یاد این تاپیک افتادم که آنچه که غرض اصلی من از ایجاد این تاپیک بود را اصلا در اینجا مطرح نکردم.

در آنجا گفتند:
نقل قول:
در اصل توسط (mahdi) نوشته شده است نمايش نوشته
قضیه « لو کان لبان » را بسیاری از جوانان امروزی قبول ندارند چون که در ذهنشان احتمال مخفی کردن و محو کردن پررنگ است خصوصا با لحاظ بستر تحدی و محیط و مناطق اسلامی که قریب به 1400 سال است تحت سلطه ی مسلمانان است .
و عرض کردم:
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
به گمانم برای جوان امروزی قضیه کاملا بر عکس است، چون اطلاعاتی را که جوان دیروزی باید مدتها صبر میکرد تا بدان دست یابد، جوان امروزی در چند لحظه به همه آنها میتواند دسترسی داشته باشد، و اینکه احتمال مخفی کردن و محو کردن در ذهن پررنگ باشد، اختصاصی به جوان امروز و دیروز ندارد، تفاوت این است که با سرعت دستیابی به اطلاعات، به سرعت میتواند قضاوت کند که مخفی و محو شده است یا خیر؟
خاطره فراموش نشدنی از کتاب ریاضیات دهه ۵۰ دارم، برای ما دانش‌آموزان مقطع راهنمایی، چنین وانمود میکردند که ایرانیان در تحت سلطه عجیب اعراب بودند، و ناچار بودند کتابهای علمی خود را به زبان عربی بنویسند، برای من در آن زمان، سنجش صحت این مقال، زمان‌بر بود، اما امروزه با چند لینک مستند ساده میتوان صحت و سقم آن را محک زد.

این عبارت کتاب ریاضی سوم راهنمایی دهه پنجاه صفحه ۲۵۵ است:

نقل قول:
سهم کشور ما در پیشرفت ریاضیات
ریاضیات در کشور ما سابقه‌ای طولانی دارد، از آثار ریاضیدانان دوران پیش از اسلام آثار کمی به جا مانده و در باره آنها نیز هنوز مطالعه کافی و دقیق نشده است
پس از اسلام در قرنهای اول و دوم ایرانیان خود را با شرایط جدید تطبیق می دادند و تمام زیرکی و هوشمندی آنان در راه دفع تسلط بیگانه و حفظ قومیت ایرانی متمرکز شده بود
شکوفایی دانش ایرانی ، پس از يك ركود موقت ، از قرن سوم هجری آغاز گشت وسهم ریاضیدانان در این رهگذر چشمگیر و باعث افتخار است.
در اینجا به يك نكته مهم اشاره می کنیم که خارجیان در تاريخهای علوم یا در فرهنگنامه هایی که نوشته اند ، اگربه سهم ملل مشرق در پیشرفت علوم توجهی کرده باشند ، دانشمندان ایرانی و از جمله ریاضیدانان ایران را در زمره دانشمندان ممالک اسلامی ، یعنی کشورهایی که دین اسلام را پذیرفته بودند و گاه نیز جزو دانشمندان عرب به شمار آورده اند . و این شاید بدان سبب بوده است که ریاضیدانان ایرانی ناچار بوده اند آثار خود را به زبان عربی بنویسند. اکنون که روز به روز گذشته تاریخ علم روشن تر می شود آشكار می گردد که در میان ملتهایی اکه کشورهای اسلامی را تشکیل می دادند سهم ایران در پیشبرد دانش ریاضی بشر بیش از همه بوده است و این نیز یکی دیگر از دلایل افتخار ما به ایرانی بودن است .
برای نوجوانی که در ابتدای زندگی است خیلی این تعبیر «دفع تسلط بیگانه» و «ریاضیدانان ایرانی ناچار بودند آثار خود را به عربی بنویسند» تاثیرگذار است که با خود بیندیشد بیچاره دانشمندان ایرانی چه روزگاری گذراندند!

اما هر چه بیشتر پیشتر رفتم این سخن را دور از واقعیت دیدم، به طوری که الآن با قاطعیت عرض میکنم که ایرانی امروزی دو راه بیشتر ندارد، و هر دو راه به خود نیاکان او برمیگردد، یا آنها افرادی ضعیف و بی عقل بودند و اشتباهات بزرگی را مرتکب شدند، و یا افرادی فرهیخته و دارای نبوغ بودند و آگاهانه راه خود را انتخاب کردند.

چه کسی در حمله اعراب به ایران شک دارد؟ و چه کسی در آسیب‌پذیری ملت شکست‌خورده در جنگ تردید میکند؟ و لذا دیدید در عبارت کتاب ریاضی دهه ۵۰ راجع به قرن اول و دوم، آمده بود: «تمام زیرکی و هوشمندی آنان در راه دفع تسلط بیگانه...» و کتاب «دو قرن سکوت» زرین‌کوب در دهه ۳۰ از مشهورترین وقایع آن دوران است، ۷۰ سال است این کتاب نوشته شده و هنوز برای بررسی و نحقیق، نو و زنده است، چون سبب میشود شواهد تاریخی، چند باره، مورد مداقه قرار گیرد، و خود نویسنده پس از حدود بیست سال کتاب «کارنامه اسلام» را نوشت که واکنش‌های مختلف در پی داشت.

اما ایرانی که مسلمان معتقد است، خوب، نگاه خاص خود را به ایران و اسلام دارد، ولی ایرانی که اعتقاد به اسلام ندارد خیلی سخت است که قبول کند نیاکان او تقصیر دارند! و گویا برایش ممکن نیست که همه چیز را به گردن اسلام نیندازد!

پس از خاطره کتاب ریاضی دوران مدرسه، دو خاطره بعد آن برایم پیش آمد که هر دو جالب بود، یکی برخورد به نقد هما کاتوزیان از کتاب دو قرن سکوت در اینجا: یعنی نقد از کسی که گرایش مذهبی ندارد اما خلاصه اعتراف میکند که «نگاه مبتنی بر «دورهٔ سکوتِ» ایرانیان را می‌توان ناشی از تعصب ملی‌گرایانهٔ مدرن به ایران دانست که کاتوزیان آن را در تضاد با حقایق تاریخی می‌داند» ، و دیگری مقدمه دانالد گیلیس بر ترجمه فارسی کتاب خودش «فلسفه علم در قرن بیستم» که بسیار زیبا نگاه یک غیر ایرانی به عملکرد نیاکان ایرانیان را به تصویر میکشد، دانالد گیلیس به جای اینکه بگوید: «دانشمندان ایرانی ناچار بودند آثار خود را به عربی بنویسند» میگوید نوابغ ایرانی در انتخاب زبان عربی برای نوشتن کتابهای علمی خود، الگوی تمام عیار برای عصر حاضر هستند!:

نقل قول:
فلسفه علم در قرن بیستم--دانالد گیلیس--حسن میانداری ص ۱۱
مقدمه نویسنده بر ترجمه فارسی
بسیار خشنودم که این کتاب به فارسی ترجمه شده است؛ چون در طول سالیان بسیار، با شمار قابل توجهی از اندیشمندان ایرانی در لندن آشنا شده ام و بدین طریق علم اندکی درباره فرهنگ ایرانی کسب کرده ام. آشکار است که سنت فرهنگی ایران بسیار پر توان است و ادبیات و فلسفه دو جزء مهم آن هستند. اما چیزی که مرا بسیار تحت تأثیر قرار داده، این است که در سراسر این فرهنگ، دوگانگی ای وجود دارد.

آثار فلسفی معمولا بخشی از فرهنگ اسلامی بین المللی و غالبا به زبان عربی بوده اند؛ در حالی که آثار ادبی، به ویژه شعر، محلی تر و به زبان فارسی نوشته شده اند. بنابراین، ابن سینا (یا Avicenna به تعبیر غربی) با وجود این که شاید جلودار فیلسوفان ایرانی در قرون وسطا باشد، آثارش را به عربی نوشته است؛ در حالی که شاعران ایران هم عصرش (از جمله خود ابن سینا) به فارسی نوشته اند.

عمر خیام نمونه جالبی از این جهت است. دوستان ایرانی ام به من میگویند که او به هیچ وجه بهترین شاعر ایرانی نیست؛ اما چون ادوارد فیتز جرالد رباعیات او را بسیار درخشان به شعر انگلیسی برگردانده، شناخته شده ترین شاعر ایرانی در انگلستان است. ولی عمر خیام همان اندازه که شاعر بود، ریاضیدان هم بود. در واقع برتراند راسل اظهار داشته که او از میان کسانی که میشناسم، تنها کسی است که هم شاعر است و هم ریاضی دان، عمر خیام برای حل معادلات توان ۳، روی قطع های مخروطها کار کرد. او این اثر ریاضی را به عربی نوشت؛ در حالی که رباعیاتش به فارسی بود..

درست است که چیزی شبیه به این در قرون وسطا در اروپا هم رخ داد و فلاسفه در آن زمان به لاتین می نوشتند و شعرا به زبان های گوناگون محلی، اما این قیاس مع الفارق است؛ زیرا لاتین زبانی مرده بود و تنها فضلا از آن استفاده می کردند؛ در حالی که عربی زبان زنده بین المللی بود.

آنچه می خواهم پیشنهاد کنم این است که این دوگانگی در فرهنگ ایران ممکن است حاوی بذرهای حل مسائلی باشد که انسانیت اکنون با آنها مواجه است؛ لذا ممکن است مدلی برای کشورهای دیگر باشد.....

دانا لد گیلیس کالج کینگز لندن ژوئن ۲۰۰۱
چقدر بی انصافی است که بگوییم ایرانیان ناچار بودند عربی بنویسند! آن هم بعض ایرانیانی که نابغه اعصار و قرون بودند و اظهار تقدس‌مآبی به اسلام نداشتند، مثل عمر خیام که دیوان شعر فارسی دارد و در عین حال مهمترین مسائل ریاضی تاریخ را به عربی نوشته است! چقدر بی انصافی است که تاریخ سامانیان را بدانیم و مثلا هزاران بیت شعر رودکی به فارسی را در قرن سوم داشته باشیم اما بگوییم مجبور بودند عربی بنویسند! چقدر بی انصافی است که کلیله و دمنه را ببینیم، و ترجمه شدن آن از زبان فارسی به عربی را در نیمه اول قرن دوم هجری، توسط یک ایرانی غیر معتقد به اسلام، روزبه پور دادویه معروف به ابن مقفع، شک نداشته باشیم، اما بگوییم کتابهای فارسی پیش از اسلام، همگی توسط مسلمین از بین رفته است! چطور شد کلیله و دمنه ماند و به عربی هم ترجمه شد ولی ناگهان تمام کتب دیگر از بین رفت؟!

ولی قطع نظر از این خاطره‌ها، آنچه به عنوان مهمترین نکته میخواهم روی آن تاکید کنم، نقاط حساس تاریخ است که ایرانیان به طور کامل و ۱۰۰٪ آزادی انتخاب پیدا کردند، و نه تنها اسلام را رها نکردند و نگفتند: های! چقدر خوب شد که از یوغ عرب رها شدیم! بلکه برعکس وقتی خود اسلام در خطر قرار گرفته بود با تلاش فراوان به بقاء اسلام کمک کردند، چه کسی در حمله مغول و چنگیز به ایران شک دارد؟ چه کسی در اینکه خلافت ۵۰۰ ساله عباسی توسط هلاکو از بین رفت شک دارد؟ چه کسی در اینکه چنگیز و هلاکو مسلمان نبودند شک دارد؟ خوب، چه شد؟ ایرانیان چه کردند؟ آیا گفتند به‌به! یک نفس راحت از دست اسلام بکشیم؟! مغول را سپر قرار دهیم و انتقام قرنهای خود را از اسلام و عرب بگیریم؟ یک ایران بهشت‌گونه بدون اسلام را پایه‌ریزی کنیم؟ آیا با محو شدن خلافت اسلامی و سیطره مغول، طبیعی نبود که چنین کاری ایرانیان بکنند؟ اما چه کردند؟ آیا برعکس عمل نکردند؟ تمام نوه‌ها و نتیجه‌های چنگیز که بر ایران حکومت کردند را همگی مسلمان کردند و نگذاشتند حکومت و سیطره مغول بتواند اسلام را از بین ببرد، پس کجا رفت آن احساس اجبار؟ کسانی که قرنها از روی ناچاری نتوانستند حتی کتب خود را به زبان فارسی بنویسند و عربی نوشتند، آیا حالا وقت احساس آرامش نیست؟ پس کو آثارش؟ آیا مسلمان کردن احفاد مغول، واکنش مناسب آن بود؟!!!
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط (mahdi) نوشته شده است نمايش نوشته
قضیه « لو کان لبان » را بسیاری از جوانان امروزی قبول ندارند چون که در ذهنشان احتمال مخفی کردن و محو کردن پررنگ است خصوصا با لحاظ بستر تحدی و محیط و مناطق اسلامی که قریب به 1400 سال است تحت سلطه ی مسلمانان است .
به گمانم برای جوان امروزی قضیه کاملا بر عکس است، چون اطلاعاتی را که جوان دیروزی باید مدتها صبر میکرد تا بدان دست یابد، جوان امروزی در چند لحظه به همه آنها میتواند دسترسی داشته باشد، و اینکه احتمال مخفی کردن و محو کردن در ذهن پررنگ باشد، اختصاصی به جوان امروز و دیروز ندارد، تفاوت این است که با سرعت دستیابی به اطلاعات، به سرعت میتواند قضاوت کند که مخفی و محو شده است یا خیر؟

خاطره فراموش نشدنی از کتاب ریاضیات دهه ۵۰ دارم، برای ما دانش‌آموزان مقطع راهنمایی، چنین وانمود میکردند که ایرانیان در تحت سلطه عجیب اعراب بودند، و ناچار بودند کتابهای علمی خود را به زبان عربی بنویسند! برای من در آن زمان، سنجش صحت این مقال، زمان‌بر بود، اما امروزه با چند لینک مستند ساده میتوان صحت و سقم آن را محک زد.

این عبارت کتاب ریاضی سوم راهنمایی دهه پنجاه صفحه ۲۵۵ است:
نقل قول:
سهم کشور ما در پیشرفت ریاضیات
ریاضیات در کشور ما سابقه‌ای طولانی دارد، از آثار ریاضیدانان دوران پیش از اسلام آثار کمی به جا مانده و در باره آنها نیز هنوز مطالعه کافی و دقیق نشده است
پس از اسلام در قرنهای اول و دوم ایرانیان خود را با شرایط جدید تطبیق می دادند و تمام زیرکی و هوشمندی آنان در راه دفع تسلط بیگانه و حفظ قومیت ایرانی متمرکز شده بود
شکوفایی دانش ایرانی ، پس از يك ركود موقت ، از قرن سوم هجری آغاز گشت وسهم ریاضیدانان در این رهگذر چشمگیر و باعث افتخار است.
در اینجا به يك نكته مهم اشاره می کنیم که خارجیان در تاريخهای علوم یا در فرهنگنامه هایی که نوشته اند ، اگربه سهم ملل مشرق در پیشرفت علوم توجهی کرده باشند ، دانشمندان ایرانی و از جمله ریاضیدانان ایران را در زمره دانشمندان ممالک اسلامی ، یعنی کشورهایی که دین اسلام را پذیرفته بودند و گاه نیز جزو دانشمندان عرب به شمار آورده اند . و این شاید بدان سبب بوده است که ریاضیدانان ایرانی ناچار بوده اند آثار خود را به زبان عربی بنویسند. اکنون که روز به روز گذشته تاریخ علم روشن تر می شود آشكار می گردد که در میان ملتهایی اکه کشورهای اسلامی را تشکیل می دادند سهم ایران در پیشبرد دانش ریاضی بشر بیش از همه بوده است و این نیز یکی دیگر از دلایل افتخار ما به ایرانی بودن است .
برای نوجوانی که در ابتدای زندگی است خیلی این تعبیر «دفع تسلط بیگانه» و «ریاضیدانان ایرانی ناچار بودند آثار خود را به عربی بنویسند» تاثیرگذار است که با خود بیندیشد بیچاره دانشمندان ایرانی چه روزگاری گذراندند! اما توضیح بیشتر را چون خیلی مربوط به این تاپیک نیست، در تاپیک «ارزیابی پتانسیل بقاء» ادامه میدهم.
. "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
وظیفه پیامبران ابلاغ دستور خداوند متعال است و در آن شکی نیست ولی این که تو می گویی اولا تفسیر به رای نکن دوما معنی کامل آیه این است
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ

آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!


اگر بنا باشد خداوند متعال تنها هدایت کننده باشد و فقط او باشد پس واقعا نیازی نبود انبیاء الهی و کتب الهی در دسترس بندگان خداوند متعال قرار گیرد چون بنا به گفته و تو و منطق تو (این سخنان از دیدگاه تفکر و اعتقاد توست ) این کار بیهوده است و کار بیهوده با ذات خداوند متعال در تضاد است . در این که شکی نداری ؟ ؟ ؟
اگر اینی که میفرمایید صحیح باشد چرا خداوند یکصدوبیست و چهار هزار پیامبر و آنهمه کتاب آسمانی نازل کرده است و خودش همه را هدایت نکرده است ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
اگر اینچنین باشد معاد و روز حساب و کتاب بی معنی میشود من و تو که هدایتمان دست خداوند متعال است خدا چرا باید من و تو را عذاب کند چون هدایت نشدیم و خدا هدایتمان نکرده است مگر خداوند متعال عادل نیست این عمل کجا عدالت است ؟ ؟ ؟ این کار عملا مصداق بی عدالتی و پارتی بازی است ! ! ! !
خداوند متعال به تمام انسان ها و مخلوقات خودش اختیار داده است . هدایتی که خداوند متعال با قلب افراد می کند اول بنا به اختیار خودشان است و خداوند آنها را کمک می کند تا بیشتر هدایت شوند و ...
حال دقیقا موضوع عکس آن صادق است مقلا کسی که قاتل دختر رسول الله است خداوند قفل بزرگی بر قلبش می زند که هرگز هدایت نشود یا کسی که پیامبر را مرده می داند و ایشان نمی شنوند آن هم قفل بزرگی بر قلب خود دارد یا آن کسی که دین جدید میسازد و ... .



.
کسی هم منکر پیامبران نشده و سختیهایی که در رساندن پیام پروردگار کشیدند .

پیامبران وظیفه داشتند که پیام پروردگاررا به مردم برسانند و این مردم بودند که اختیارداشتند به ماانزال الله ایمان بیاورند .

اگر آنچه را که شنیده ای کنار بگذاری و به آیه توجه کنی خداوند می فرمایند :
این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد.

مردم اختیار دارند که ایمان بیاورند یا ایمان نیاورند اجباری هم در کارنیست .

خداوند هم کسایی را که ایمان آورده یاری میدهد

کسایی هم که ایمان نمی آورند و لجاحت می کنند و فقط بدنبال اعتقاد پدران خود وحرف و حدیث غیر هستند را رها می کند


آیا درک این نوضوع سخت است که نمی فهمی

أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿۷﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مى ‏كند و گامهايتان را استوار مى دارد (۷)


يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ﴿۲۷﴾
خدا كسانى را كه ايمان آورده‏ اند در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏ گرداند و ستمگران را بى‏ راه مى‏ گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد (۲۷)[
"

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
فقط یک معبود وجود دارد و فقط باید او پرستش شود . خدا یکی است و مثل و مانند ندارد . هیچ خدایی جز او نیست و هیچ معبود جز او وجود ندارد . والسلام
هرکسی که دو یا چند خدا دارد و حتی آن خدای اصلی که خالق اصلی کل است را نمی پرستد و کس دیگری را بجای او میپرستد قطعا از نظر من کافر است .
تو هم سعی کن بجای جدل و دروغ گفتن و تهمت زدن بیشتر روی افکارت فکر کنی و فقط فکر نکنی خودت کسی هستی و به جایی و مقامی رسیده ای .
والسلام .
https://www.aparat.com/v/VtrQ9/%D8%B...88%D9%84%D8%A7

این کلیپ رو نگاه کن ببینم دروغ می گویم و تهمت می زنم

حیدر خالق هفت آسمانی

خالق ارض وسمایی

اگر بازهم کمه تادلت بخواد از این کفرگوییها بسیاراست خواستی بازهم بیارورم که نگویی تهمت

آیا اعتقاد داشتن به خالق هفت آسمانی علی و یا فرمانروای هستی و خاکم روز قیامت علی توحید است ؟
که می گویی تهمت می زنی "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مصاحف قرآن كريم شبه هولوگرامي تحريف ناپذير پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط (mahdi) نوشته شده است نمايش نوشته
اگر رمز تحدی قرآن کریم تکیه آن بر تدوین تکوین بودن آن می باشد همانطور که فرمودید :

و همچنین فرمودید :

اگر بگوییم که تحدی به جمیع شئون قرآن کریم است لازم می آید که بعضی شئون آن -از جمله همین جنبه های تدوین تکوین بودن آن - قابل اثبات و تفهیم برای افراد عادی جامعه نباشد . در این صورت فی الجمله تحدی به چیزی شده است که قابلیت انجاز ندارد . و این خلاف فهم عرفی و عقلائی از آیه شریفه است.....
با تشکر وافر از اینکه بحث را پی گرفتید، و مطالب خوب افاده فرمودید، بنده هم در حد ذهن ناتوان خودم برای پیشرفت بیشتر بحث، کلماتی عرض میکنم.

فرمودید:
«اگر بگوییم که تحدی به جمیع شئون قرآن کریم است لازم می آید که بعضی شئون آن -از جمله همین جنبه های تدوین تکوین بودن آن - قابل اثبات و تفهیم برای افراد عادی جامعه نباشد»

فرق بسیار است بین اینکه بگوییم تحدی به جمیع شئون قرآن کریم است و اینکه بگوییم تحدی به هویتی است که دارای جمیع شئون ذاتیه خودش است، و مقصود بنده دومی است، و اگر عبارتی موجب ایهام اول شده است، اشتباه از بنده بوده است.


فرمودید:
«آیه شریفه به چیزی تحدی می کند که قابلیت نشان دادن و تبیین کردن داشته باشد . این قرآن که در مقابل خصم به آن تحدی شده است چیزی جز همین الفاظ نبوده است.»

شما خودتان شک ندارید از اینکه میگویید: «جز همین الفاظ نبوده» مقصودتان نفس اصوات بدون معانی و معارف آنها نیست، و در فرمایش شما اصلا روی نکته‌ی لایه‌ای بودن تحدی، تاکید نشده است، یعنی اگر این عبارت بنده تاکید نشود بحث سر نمیرسد:

«تحدی، یک رمز اصلی و لایه مرکزی دارد، و آن اصل است، تحدی به هویت شخصیتی قرآن کریم است، اما از آنجا که هویت شخصیتی، شئون بسیار زیادی دارد، این تحدی اصلی و مرکزی، خود را در لایه‌های دیگر هم نشان میدهد.»
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
نکته اصلی که میخواهم عرض کنم اینکه تحدی قرآن کریم در مقابل جن و انس، یک تحدی لایه‌ای است، تحدی، یک رمز اصلی و لایه مرکزی دارد، و آن اصل است، تحدی به هویت شخصیتی قرآن کریم است، اما از آنجا که هویت شخصیتی، شئون بسیار زیادی دارد، این تحدی اصلی و مرکزی، خود را در لایه‌های دیگر هم نشان میدهد.


فرمودید:
«آنچه در زمان نزول آیات مورد توجه بوده است همین قرآنی بوده است که در قالب لفظ حضرت قرائت می فرمودند پس عرفا تحدی به همین قرآن است از این رو همین قرآن ملفوظ باید فی نفسه دارای جهات اعجاز باشد.»

در این جهت با هم شریک هستیم که همین قرآن ملفوظ باید دارای جهات اعجاز باشد، و اتفاقا اصل مقصود من اثبات اعجاز برای همین قرآن ملفوظ است، و سابق عرض کردم:
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی میگوییم قرآن چیست؟ نه میتوانیم از حیثیت لفظ بودن قرآن صرف نظر کنیم و نه از حیثیت مفاهیم و معانی قرآن عبور کنیم، همانطور که عرض کردم همه را با هم به عنوان یک کل باید در نظر بگیریم.

و وقتی از حیثیت لفظ بودن قرآن سخن میگوییم، فورا سر و کار ما با حروف است، ...

اما ابتدا باید ببینیم «ملفوظ» یعنی چه؟ آیا اگر فرض بگیریم پیامبر خدا ص سوره مبارکه کوثر را مینوشتند و اصلا قرائت نمیکردند، آنچه شما میگویید محقق نمیشد؟ به گفته شما حتما باید قرائت میفرمودند تا بتوان تحدی کرد؟ الفاظ، طبایع دارند که آنها نقش اصلی در هویت بخشیدن به قران کریم دارند، و لذا ابتدا بحث را بر سر هویات شخصیتی پسین بردم تا ثمراتش در ادامه نمودار شود.

ما با تحریک لسان، فردی از کاف مثلا تولید میکنیم، اما اصلا قدرت نداریم تا نفس طبیعت حرف کاف را تولید و تلفظ کنیم، و طبیعت کاف است که وجود لفظی صوتی دارد، و وجود کتبی منقوش دارد، و وجود ذهنی متصور دارد، و وجود.... اما همه این وجودها متفرع بر این است که عقل، طبیعت کاف را درک کرده است، طبیعت را عقل دارد و سپس فردی از آن را ایجاد کند، به انواع وجودات لفظی و کتبی و...


فرمودید:
«قضیه « لو کان لبان » را بسیاری از جوانان امروزی قبول ندارند چون که در ذهنشان احتمال مخفی کردن و محو کردن پررنگ است خصوصا با لحاظ بستر تحدی و محیط و مناطق اسلامی که قریب به 1400 سال است تحت سلطه ی مسلمانان است .»

بخشی از مطالب این بخش را نوشتم و تاخیر افتاد، ان شاء الله عرض میکنم. "

2 روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" البته کنجکاو می شود در آن یکی تایپک هم همین بحث ها را ادامه داد .
نترس بیا کاریت نداریم "

2 روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
چرا شلوغش می کنی خود آیه را که آوردم بخون خداوند می فرمایند آنها که ایمان نمی آورند پلیدی را برآنها قرار می دهد
اگر هدایت دست پیامبران بود اول از همه خانواده و نزدیکان خودرا هدایت می کردند بعد به قوم خودمی فهماندند نوح این همه سال بین قوم خود بود فقط تعداد کمی ایمان آوردن آنهم منهای همسر و پسرش اگر دست نوح بود که همه ایمان می آوردند و اینهمه سختی نمی کشید

فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۲۵﴾
پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد دلش را به پذيرش اسلام مى‏ گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مى‏ گرداند چنانكه گويى به زحمت در آسمان بالا مى ‏رود اين گونه خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى ‏آورند قرار مى‏ دهد (۱۲۵)
ا
نعام

کسی که بخواهد بفهمد با توجه به آیه می فهمد کسی هم مثل تو نخواهد بفهمد نمی شودکاریش کرد .

وظیفه پیامبران ابلاغ ماانزالله بود
وظیفه پیامبران ابلاغ دستور خداوند متعال است و در آن شکی نیست ولی این که تو می گویی اولا تفسیر به رای نکن دوما معنی کامل آیه این است
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ

آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!


اگر بنا باشد خداوند متعال تنها هدایت کننده باشد و فقط او باشد پس واقعا نیازی نبود انبیاء الهی و کتب الهی در دسترس بندگان خداوند متعال قرار گیرد چون بنا به گفته و تو و منطق تو (این سخنان از دیدگاه تفکر و اعتقاد توست ) این کار بیهوده است و کار بیهوده با ذات خداوند متعال در تضاد است . در این که شکی نداری ؟ ؟ ؟
اگر اینی که میفرمایید صحیح باشد چرا خداوند یکصدوبیست و چهار هزار پیامبر و آنهمه کتاب آسمانی نازل کرده است و خودش همه را هدایت نکرده است ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
اگر اینچنین باشد معاد و روز حساب و کتاب بی معنی میشود من و تو که هدایتمان دست خداوند متعال است خدا چرا باید من و تو را عذاب کند چون هدایت نشدیم و خدا هدایتمان نکرده است مگر خداوند متعال عادل نیست این عمل کجا عدالت است ؟ ؟ ؟ این کار عملا مصداق بی عدالتی و پارتی بازی است ! ! ! !
خداوند متعال به تمام انسان ها و مخلوقات خودش اختیار داده است . هدایتی که خداوند متعال با قلب افراد می کند اول بنا به اختیار خودشان است و خداوند آنها را کمک می کند تا بیشتر هدایت شوند و ...
حال دقیقا موضوع عکس آن صادق است مقلا کسی که قاتل دختر رسول الله است خداوند قفل بزرگی بر قلبش می زند که هرگز هدایت نشود یا کسی که پیامبر را مرده می داند و ایشان نمی شنوند آن هم قفل بزرگی بر قلب خود دارد یا آن کسی که دین جدید میسازد و ... .


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

مگر خداوند نخواسته که اهل بیت را از پلیدی پاک کند.
اگر خداوند خواسته اهل بیت گناه نکنند و گناه را ازآنها دورکند دیگر چه فضیلتی دارد برای آنها
چرا باید دیگران رابه جهنم ببرد در صورتی که اگر مثل اهل بیت پاکشان می کرد مرتکب گناه نمی شدن ؟
رجس چیست : پليد . راغب آن را شي‏ء قذر و پليد گفته، طبرسى از زجاج نقل مى‏‌كند كه رجس نام هر كار تنفر آور است به نظر مى‏‌آيد آن در آيه مصدر باشد گر چه مصدر آن را رجاسة گفته‏‌اند.

خداوند متعال در آیه می فرمایند اهل بیت از هرگونه رجس پاک کرده ایم این چند وجه دارد :
1) بعدا هرکس هر تهمتی دلش خواست به آنها نزند از هر مدلی . یعنی هر حرف یا تهمت که به اهل بیت می زنند چه در گذشته و چه در آینده همه ی آنها حرف مفت و دروغ است چون خداوند متعال در قرآن می فرمایند ما آنها را از هر رجسی پاک کردیم .
2)همانطور که میدانید مقام نبوت برای اشخاص یک عمل انتسابی نزد خداوند متعال است و هرکس را که بخواهد انتخاب میکند همانطور که می تواند و می خواهد فلان شخص پیامبرش باشد همانطور هم می تواند اهل بیت را از هر گونه پلیدی پاک کند و این مقام را به آنها بدهد .
3) نکته سوم از همه مهم تر است آن هم این است خداوند متعال آنها را از همه پلیدی ها پاک کرده است و این مقام عظیم را به آنها داده است و از طرفی قدرت اختیار را به آنها داده و آنها می توانند گناه کنند ولی هرگز این کار را انجام نمی دهند . هرگز هرگز هرگز . "

2 روز پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
منهم که گفتم اگر شما مثل آنها نیستی و آنهارا که گفتند لااله الازهرا یا فرمانروای هستی وحاکم روزقیامت راعلی میدانندرا کافرومشرک می دانید از شما عذرخواهی می کنم که گفتم امثال شما .
اما اگر می گوئید که کار آنها اشکالی ندارد و کافرو مشرک نیستند پس عقیده شما هم مثل آنها است واشتباهی نکردم .
بازهم که نگفتی که چرا درباره فرمانروای هستی علی چیزی نگفتی؟
حالا بگو آنهارا کافرومشرک می دانید یانه ؟
فقط یک معبود وجود دارد و فقط باید او پرستش شود . خدا یکی است و مثل و مانند ندارد . هیچ خدایی جز او نیست و هیچ معبود جز او وجود ندارد . والسلام
هرکسی که دو یا چند خدا دارد و حتی آن خدای اصلی که خالق اصلی کل است را نمی پرستد و کس دیگری را بجای او میپرستد قطعا از نظر من کافر است .
تو هم سعی کن بجای جدل و دروغ گفتن و تهمت زدن بیشتر روی افکارت فکر کنی و فقط فکر نکنی خودت کسی هستی و به جایی و مقامی رسیده ای .
والسلام . "

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:07AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2021 DragonByte Technologies Ltd.