بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2143
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیا نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
و به همین ترتیب آنکس که آیه 3 سوره مائده و آیات ماقبل و مابعد آن را بخواند و گرایش فرقه ای هم نداشته باشد یا از حدیث غدیر مطلع نباشد، ممکن نیست از عبارت الیوم اکملت لکم دینکم ، چیزی مشابه آنکه این تصویر می گوید در ذهنش رسوخ کند.



hosyn
عقلاء بشر وقتی به یک جمله نگاه میکنند، برای فهم محتوا و مقصود آن، به مجموع کلام نگاه میکنند، و از قبل و بعد کلام، استفاده میکنند تا مقصود را دریابند، و مسأله دور هرمنوتیک در فهم متن، و قرینه صارفة و معینة، و انواع آنها، به تفصیل، عقلاء بشر به آن پرداخته‌اند، و اینها امور مربوط به محاورات و ارتباطات کل بشر است، و اختصاصی به مسلمین و یا قرآن کریم ندارد.

واژه یوم و مشتقات آن که ۴۷۵ بار در قرآن کریم آمده است، با ملاحظه مجموع یک آیة، یا مجموع چند آیه که سیاق تشکیل میدهند، معنای خود را به مخاطب القا میکند، و همانطور که گفتید (هر چند اغلب را قبول ندارم) در بعض موارد به معنای یک برهه‌ای از زمان، یا یک دوره خاص، آمده است، اما قبل از هر چیز باید توجه کنیم که قطعا بعض موارد به معنای روز مشخص فیزیکی آمده است، چه واژه یوم، مثل:

قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى (طه 59)

و چه واژه الیوم، مثل:

أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكينٌ (القلم 24)

و چه واژه ایام، مثل: ایاما معدودات (بقرة 184) یا ایام معدودات (بقرة 203) یا ایام معلومات (الحج 28) که نظیرش در قرآن زیاد است، و بیش از ۲۰ مورد است که احدی شک نمیکند که منظور، یک روز مشخص فیزیکی است، یعنی آیات روز قیامت و اخرت همه به کنار، آیات روز به معنای دوره و برهه که مقصودش واضح است همه به کنار، اما آیاتی که اصلا ممکن نیست احتمال دوره و برهه و امثال اینها بدهیم بیش از ۲۰ مورد در قرآن وجود دارد، مثل:

إِنَّ الَّذينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَليمٌ (آل‏عمران 155)

فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى‏ (طه 64)

قالَ سَآوي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُني‏ مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ (هود 43)

وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا (مريم 15)

فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ (يونس 92)


و کلمات ترکیبی مثل: یوم سبتهم، یوم الجمعة، یوم الحج الاکبر، یوم حنین، هم که همگی واضح است.


خوب، برگردیم به محل بحث خودمان، که آیه الیوم یئس و الیوم اکملت است، آیا الیوم یک روز مشحص است یا به معنای دوره است؟

قبل از آن آیه پنجم را که الیوم احل لکم الطیبات است بررسی کنیم، در این آیه پنجم، میتوان همانطور که گفتید الیوم را به معنای روز شریعت اسلام و استقرار دین مسلمین، گرفت، اما نکته مهم این است که قرینه در آیه چهارم است که این احتمال را مردّد میکند، چون در آیه چهارم آمده:

يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ (المائدة 4)

ببینید که سؤال کردن آنها را مطرح میکند، و واضح است که سؤال آنها در یک زمان مشخص صورت گرفته است، و پس از سؤال، امر میشود: قل احلّ لکم الطیبات، یعنی امر الهی به تحلیل طیبات با امر (قل) نازل شده است، و سپس بلافاصله میگوید: الیوم احلّ لکم الطیبات، آیا اینجا الیوم یعنی دوره اسلام؟ یا یعنی امروز که به وسیله امر (قل) حکم شریعت نازل شد؟ خیلی قطعی نیست، و واقعا همه بشر متفق نیستند که در اینجا الیوم یعنی دوره اسلام، یعنی وقتی نگاه کنند به آیه چهارم که سؤال و جواب را مطرح میکند، و جواب عین همین مفاد آیه پنجم است، احتمال اینکه منظور از امروز، روز نزول حکم آیه چهارم است، دور از ذهن نیست.

اما نکته مهم در الیوم احل لکم الطیبات این است، که هر چند به معنای روز خاص نزول آیه چهارم هم باشد، اما میتواند به معنای روز شروع باشد، یعنی (از امروز)، و به جای اینکه ترجمه کنیم: امروز طیبات برای شما حلال شد، ترجمه میکنیم: از امروز طیبات حلال شد یا حلال است، که اشاره به پیشگویی در آیه ۱۵۷ سوره اعراف میتواند باشد، و یحلّ لهم الطیبات.

و اما آیه سوم که دو الیوم دارد، الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، ... الیوم اکملت لکم دینکم، باید بدون پیشداوری، آن را به ذهن عرف عام و تمام بشر عرضه کنیم و ببینیم که چه به ذهن آنها میآید؟ باید تمام قرائن را در منظر دید تمام ناظرین از بچه و بزرگ، قرار داد، و ذهن آنها را کانالیزه نکرد، شعار نداد، هو نکرد، بلکه قضاوت را به خود آنها واگذار کرد.

حال برای اینکه بحث پیچیده نشود، با طرح سؤالات ساده، و به صورت دیالوگ، سعی میکنم تا ببینیم کلمه الیوم در این آیه سوم به چه معناست؟

سؤال: آیا مقصود از الیوم یئس الذین کفروا من دینکم، روز مشخص است یا منظور دوره اسلام است؟
.
"

يك ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار نماینده اصلاح طلب /رئیس کمیسیون بودجه: شک ندارم برخی ارکان دولت ماموریت دارند اوضاع را خراب‌تر کنند پاسخ داد.
" منم شک ندارم که این درست نیست، برای کنترل بازار ارز باید دولت ارز زیادی وارد بازار کنه با قیمت پایین تر، حتی اگر ارز کافی برای چنین کاری موجود باشه در شرایطی که به سمت تحریم بیشتر پیش میریم اشتباهه و اگر چنین کاری بکنن دو ماه بعد دیگه هیچ ارزی برای کنترل بازار ندارن
پس دولت مجبوره ارز رو به صورت قطره چکانی به بازار برسونه و با این حجم هم امکان کنترل بیشتر روی قیمت بازار ارز نیست.

شخصی رو در نظر بگیرین که مبلغی پس انداز داره اما شغل خودش رو از دست داده و هیچ امیدی هم به پیدا کردن شغل جدید در کوتاه مدت نداره، این فرد نمیتونه پس اندازش رو با دست و دل بازی خرج کنه. "

2 ساعت پيش

صبح سرنگار جدیدی با عنوان نماینده اصلاح طلب /رئیس کمیسیون بودجه: شک ندارم برخی ارکان دولت ماموریت دارند اوضاع را خراب‌تر کنند ساخت
" تاجگردون: شک ندارم برخی ارکان دولت ماموریت دارند اوضاع را خراب‌تر کنند

گروه اقتصادی الف، ۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۱ 3970702066 ۲۹ نظر، ۴ در صف انتشار و ۱۲ تکراری یا غیرقابل انتشارتاجگردون، نماینده اصلاح طلب مجلس در واکنش به نوسانات ارزی گفت:‌ شک ندارم بانک مرکزی و سیستم بانکی و برخی از ارکان دولت تعمداً ماموریت بر خراب‌تر شدن اوضاع و اذیت کردن مردم را دارند.
به گزارش الف، تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در اینستاگرام خود نوشت: شک ندارم بانک مرکزی و سیستم بانکی و برخی از ارکان دولت تعمداً ماموریت بر خرابتر شدن اوضاع و اذیت کردن مردم را دارند!
http://www.alef.ir/files/archive/ori...8/39/70801.jpg "

12 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابی سفیان بودند ... پاسخ داد.
"
امیر مومنان خطبه ای خوانده و در آن
خدا را حمد و ثناء گفته و سپس بر رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) درود فرستادند ؛ سپس فرمودند:
...خلفای قبل از من کارهایی انجام دادند که در آن با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مخالفت کردند و در آن بنای مخالفت با رسول خدا را از روی عمد داشتند . پیمان او را شکسته و سنت او را تغییر دادند ؛ و اگر مردم را بر ترک آنها وادار نمایم و آنها را به جایگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود لشکر من از گرد من پراکنده شده و تنها باقی می مانم و یا با عده کمی از شیعه ام که برتری من و وجوب امامت من از کتاب خدا و سنت رسول خدا - صلی الله علیه وآله وسلم – را می دانند .
... قسم به خدا که مردم را دستور دادم که در ماه رمضان غیر از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ایشان را آگاه نمودم که خواندن نماز مستحبی به جماعت بدعت است ؛ پس عده ای از لشکریان که همراه من جنگیده بودند ندا دادند : ای اهل اسلام سنت عمر تغییر کرد!!! ما را از نماز مستحبی در ماه رمضان باز می‌دارند !!!
و ترسیدم که بر من از سمت لشکرم شوریده همانگونه که از این امت تفرقه و اطاعت از امامان گمراهی و دعوت کنندگان به سوی آتش دیدم .


همانطور که در این روایت صحیح آمده است ، حضرت حتی در زمان خویش شیعیان را اقلیت کوفه می‌دانند !!!


طرفداران عثمان در لشکر کوفه :

به عنوان مثال وقتی ایشان جلوی آب را گرفته و بین حضرت و رود فرات مانع شدند بریر همدانی به ایشان گفت :

« ... وهذا ماء الفرات ، تقع فیه خنازیر السواد وکلابه ، قد حیل بینه وبین ابن رسول الله ».

این آب فرات است که خوک های کثیف و سگ ها به آن دسترسی دارند اما بین آن و بین فرزند رسول خدا مانع شده اند .
پس گفتند :
« یا بریر قد اکثرت الکلام فاکفف ، والله لیعطش الحسین کما عطش من کان قبله» یقصد: عثمان بن عفّان .

أعیان الشیعة ج1 ص599

ای بریر زیاد سخن گفتی ؛ پس کلام را تمام کن ؛ قسم به خدا حسین باید تشنه باشد ؛ همانطور که کسی که قبل از او بود – مقصودشان عثمان بود – تشنه ماند .


آیا این پاسخ یک شیعه (طبق اصطلاح کنونی )است

کلامی که از عزره در مورد جناب زهیر بن قین نقل شد به خوبی بیانگر این مطلب است .


سنت کوفه یعنی سنت ابو حنیفه :

وقتی در کتب اسلامی و فقهی با این عبارت مواجه می شویم که "‌هذا رای کوفی " یعنی این از نظرات اتباع ابو حنیفه است .
این نشان می دهد که چند سال بعد از شهادت امام حسین علیه السلام کوفه مرکز احناف شده است و این خود با شیعه بودن اکثر مردم این شهر در گذشته آن منافات دارد .

تمامی این شواهد و مدارک جدای از قتل و کشتارهایی است که معاویه در مورد شیعیان امیر مومنان و امام حسن علیهما السلام انجام داد و
بسیاری از ایشان را شهید کرده و عده بسیاری را تبعید کرد و یا به زندان انداخت ؛
با این همه باز می بینیم که طبق مدارک تاریخی ، همان عده اندک شیعه باقی مانده در کوفه نیز خواستند به یاری امام حسین علیه السلام بیایند اما با نیروهای ابن زیاد مواجه شده و دستگیر شدند ، و تنها عده ای انگشت شمار مانند
جناب زهیر و جناب حبیب بن مظاهر توانستند از این حصار عبور کنند و در بین آن ها هم عده ای بعد از شهادت حضرت به کربلا رسیدند .

لذا با این حساب دیگر شیعه ای در کوفه باقی نمی‌ماند که بخواهد به جنگ حسین بن علی علیهماالسلام بیاید .

ادامه داره

یا حسین یا مظلوم
"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"

ابن عباس : کفش کهنه و پاره از بعضی از صحابه بهتر است!!!

نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه (۵٨)


مخالفین شیعه قائل به مساله ی " عدالت صحابه " هستند و بر این مبنا تمامی صحابه را عادل شمرده و هر گونه نقد در مورد آنان را نهی می کنند
و حتی بر همین مبنا تمامی آن ها را توثیق می کنند.

این ادعا در حالی صورت میگیرد که نه تنها هیچ پشتوانه ی قرآنی و روایی ندارد، بلکه روایات متعدد و معتبر در منابع مخالفین در رد این ادعای اهل تسنن وجود دارد.
(با وجود تعریف های متفاوت از صحابه در نزد علمای اهلسنت)

در راستای این مساله، در این مطلب به نقل روایتی با سند صحیح (بنا بر شروط بخاری و مسلم) از قول ابن عباس می‌پردازیم که رد محکمی است بر اسطوره ی " عدالت صحابه " .

حدَّثنا أَبُو موسى، قَال: حَدَّثنا یَحْیَى بن حماد، قَال: حَدَّثنا أَبُو عَوَانة، عَن سُلَیْمَانَ عَنْ عَدِیّ بْنِ ثَابِتٍ، عَن سَعِید بْنِ جُبَیر، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، رَضِی اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: یَقُولُ أَحَدُهُمْ: أَبِی صَحِبَ النَّبِیّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیه وَسَلَّم، وَکان مَعَ أَبِی ولَنَعْلٌ خَلَقٌ خَیْرٌ مِنْ أَبِیهِ.

مسند البزار،ج11،ص277،ح5068 ط مکتبة العلوم والحکم - المدینة المنورة

ابن عباس می گوید : یک از آن ها می گوید پدرم صحابی پیامبر بوده است و پیامبر با پدرم بوده است در حالی که کفش کهنه از پدرش بهتر است.

این روایت در منابع زیر نیز نقل شده است :

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،ج2،ص186 ط دار المأمون للتراث ( نور الدین الهیثمی : رجاله رجال الصحیح حسین سلیم اسد : إسناده صحیح)

مختصر زوائد مسند البزار،ج1،ص109 ط مؤسسة الکتب الثقافیة (ابن حجر العسقلانی : صحیح الإسناد)

همانطور که ملاحظه می کنید ، " نور الدین هیثمی " و " این حجر عسقلانی " و " حسین سلیم اسد " این روایت را تصحیح کرده اند.

از آن جایی که تمام راویان این این سند از ثقات و از راویان بخاری و مسلم هستند، به بررسی سند آن نمی پردازیم. ( در صحت سندی روایت شکی نیست)

اکنون با وجود چنین روایتی و چنین کلامی از صحابی جلیل القدر، ابن عباس، باز هم مخالفین شیعه ادعا می کنند که صحابه بهترین افراد بوده اند
و تمامی آنان عادل هستند؟!

ادعایی از جانب مخالفین و پاسخ به آن :

برخی از مخالفین وقتی پاسخی برای این روایت نیافته اند، این گونه توجیه کرده‌اند که منظور از این روایت "منافقین" می باشد که بعضا در بین صحابه وجود داشته اند.

اما پاسخ به این ادعا :

اولا :
در روایت مذکور، این عباس هیچ صحبتی از " منافقین " نکرده است بلکه به ادعای "صحابی" بودن پاسخ داده است. (أبی صحب النبی)

ثانیا :
هر چند که مخالفین این ادعا را بدون دلیل طرح کرده اند و قرینه ای هم در روایت مذکور بر این ادعا وجود ندارد اما اگر ادعایشان را بپذیریم چه بسا اوضاع بدتر هم بشود !
چرا که این ادعا نشان می دهد که در بین صحابه منافقینی بوده اند که چه بسا بسیاری از آن ها شناسایی هم نشدند و در افسانه و ادعای باطل "عدالت تمامی اصحاب" وارد شدند بدون آن که مخالفین چیزی در مورد منافق یا عدم منافق بودن آنان بدانند !
یعنی با این ادعا ممکن است در بین صحابه ای که مد نظر مخالفین شیعه است، "منافق" یا "منافقینی" نیز حضور داشته باشند ولی شناسایی نشده باشند و صفت عادل نیز بر آنان اطلاق می شود !

ثالثا :
طبق تعریف برخی از علمای اهل سنت مانند بخاری، هرکس که پیامبر را دیده باشد ،صحابی است و قول ابن عباس در روایت مذکور نیز همان طور که اشاره کردیم صرفا بر "صحابی" دلالت می کند ( در پاسخ به ادعای " أبی صحب النبی " ) نه منافق !
و می دانیم که " صحبة " اعم از " رؤیة " است و ادعای مطرح شده در متن روایت مذکور حتی از تعریف بخاری از صحابه نیز جامع تر و شامل تر است !

بنا براین راهی برای توجیه متن این روایت برای مخالفین وجود ندارد.

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم یا علی یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم هستی
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار قاتلین امام حسین علیه السلام شیعه آل ابی سفیان بودند ... پاسخ داد.
"
4⃣ شیعه در کوفه در اقلیت بودند :

طبق آنچه در مصادر تاریخی آمده است شیعیان در کوفه تنها عده کمی از جمعیت 15000 نفری کوفه را تشکیل می‌دادند ؛ که بسیاری از ایشان در زمان معاویه تبعید شده و یا به زندان افتاده و عده بسیاری نیز به شهادت رسیدند .
بسیاری از ایشان نیز به خاطر مشکلات به شهرهای دیگر مانند موصل و خراسان و قم پناهنده شدند ؛ عده بسیاری از ایشان نیز مانند بنی غاضره می‌خواستند به یاری حضرت بشتابند که سربازان عبید الله بن زیاد مانع شدند.

به همین جهت این ادعا که کوفه شهر شیعیان بوده و ایشان امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند نیز بی معنی است .

برای این مطالب شواهدبسیاری وجود دارد :


معاویه شیعیان را در کوفه از بین برد :

کتب معاویة نسخة واحدة الى عماله بعد عام المجاعة أن برئت الذمة ممن روى شیئا من فضل ابى تراب واهل بیته فقامت الخطباء فی کل کورة وعلى کل منبر یلعنون علیا ویبرءون منه ویقعون فیه وفی أهل بیته وکان أشدّ الناس بلاء حینئذ أهل الکوفة؛ لکثرة من بها من شیعة على علیه السلام، فاستعمل علیهم زیاد بن سمیّة وضمّ إلیه البصرة فکان یتتبّع الشیعة وهو بهم عارف لأنّه کان منهم أیّام على علیه السلام، فقتلهم تحت کلّ حجر ومدر، وأخافهم، وقطع الأیدى والأرجل، وسمل العیون، وصلبهم على جذوع النخل وطرفهم وشرّدهم عن العراق، فلم یبق بها معروف منهم.

شرح نهج البلاغة ، ج11 ، ص 44 و النصایح الکافیة ، محمد بن عقیل ، ص 72 .

معاویه بعد از سال خشکسالی ، نامه ای به یکی از کارگزاران خویش نوشت که هرکس که چیزی از فضیلت های ابو تراب ( امیر مومنان علی علیه السلام ) و خاندان او را نقل کند ، در مقابل او هیچ گونه مسئولیتی شما را تهدید نمی کند (هرچه با وی کردید جایز است) ؛ پس سخنرانان در هر منطقه و بر هر منبری علی را لعن کرده واز او بیزای می‌جستند و به او و اهل بیت او دشنام می‌دادند ؛ و بیچاره ترین مردمان در آن زمان مردم کوفه بودند ؛ زیرا شیعه علی علیه السلام در آن شهر زیاد بود ؛ پس معاویه زیاد بن سمیه را حاکم بر آنجا قرار داده و بصره را نیز تحت امر او قرار داد ؛ او به دنبال شیعیان می گشت – او شیعیان را می‌شناخت ، زیرا در زمان خلافت علی علیه السلام از طرفداران او بود – پس ایشان را حتی در زیر هر سنگ و کلوخی پیدا کرده و می‌کشت ؛ و یا تهدید می‌کرد ؛ و دست ها و پا ها را جدا کرده و چشم ها را کور می‌نمود ؛ و ایشان را بر تنه های درخت خرما به دار می‌کشید ؛ و یا از عراق بیرون می کرد ؛ تا جایی که کسی از شیعیان شناخته شده در عراق باقی نماند .


اکثر کوفیان ، طرفداران خلیفه دوم عمر بودند :

بسیاری از روایات و کلمات تاریخی را می‌بینیم که به خوبی دلالت می‌کند که ایشان از طرفداران خلفای قبل از امیر مومنان علی علیه السلام بوده اند از آن جمله می توان به ماجرای ذیل که آن را بسیاری از مولفین کتب تاریخی روایت کرده اند اشاره کرد :

که وقتی امیر مومنان علی علیه السلام خلافت را در کوفه به دست گرفتند خواستند یکی از بدعت های عمر نماز تراویح را ریشه کن نمایند ؛ لذا به امام حسن علیه السلام دستور دادند که به مسجد رفته و مانع مردم شوند اما تا حضرت با این عمل مخالفت نمودند ، مردم صدا به اعتراض بلند کرده که "وای سنت عمر از دست رفت"

شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید از علمای اهل سنت ج 12ص 283 و وسائل الشیعة (الإسلامیة) مرحوم حر عاملی از علمای شیعه ج 5 ص 192 روایت 2

این ماجرا به حدی گسترده بود که حضرت در ضمن خطبه‌ای مفصل می‌فرمایند من از شورش عمومی و نیز از بر هم خوردن پایه های حکومت اسلامی در کوفه ترسیدم !!!
این خود بیانگر آن است که بیشتر مردم کوفه از طرفداران خلیفه دوم بودند و این با شیعه بودن منافات دارد

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن حماد بن عیسى ، عن إبراهیم بن عثمان ، عن سلیم بن قیس الهلالی قال : خطب أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) فحمد الله وأثنى علیه ثم صلى على النبی ( صلى الله علیه وآله ) ، ثم قال ... قد عملت الولاة قبلی أعمالا خالفوا فیها رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) متعمدین لخلافه ، ناقضین لعهده مغیرین لسنته ولو حملت الناس على ترکها وحولتها إلى مواضعها وإلى ما کانت فی عهد رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) لتفرق عنی جندی حتى أبقى وحدی أو قلیل من شیعتی الذین عرفوا فضلی وفرض إمامتی من کتاب الله عز وجل وسنة رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ... والله لقد أمرت الناس أن لا یجتمعوا فی شهر رمضان إلا فی فریضة وأعلمتهم أن اجتماعهم فی النوافل بدعة فتنادى بعض أهل عسکری ممن یقاتل معی : یا أهل الاسلام غیرت سنة عمر ینهانا عن الصلاة فی شهر رمضان تطوعا ولقد خفت أن یثوروا فی ناحیة جانب عسکری ما لقیت من هذه الأمة من الفرقة وطاعة أئمة الضلالة والدعاة إلى النار .

الکافی للشیخ الکلینی ج 8 ص 58 شماره 21
http://lib.eshia.ir/11005/8/58

ادامه داره

یا حسین یا مظلوم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تسلیت به ایتالیا / بی تفاوتی نسبت به همسایه و هم‌کیش! واقعا چرا؟ پاسخ داد.
" ارمان مستضعفان و.....مسلمین ....دروغی بیش نیست

در چین شوروی مسلمان وجود ندارد که تحت ستم نظام حاکم باشه

فقط تو فلسطین هست ؟
تو کشور خودمون اینهمه فقیر وبیچاره هست از زلزله زده تا بیکار

طبق امار .......27در صد سرپرست خانوار ها در اینجا بی کارند (حتی اگه کسی در هفته چن ساعتی هم کار داشته باشه شاغل حساب می کنند )
در کشمیر پاکستان پاراچنار و..........................اینهمه ادم کشی و میشه

خدا ریشه ظلم وظالم رو در هر جای دنیا هستند بکنه

وانشالله ما عمله اماتور یا حرفه ای ظلمه نباشیم "

يك روز پيش

Freedom1 به سرنگار سخنرانی تاریخی حافظ اسد دو ماه بعد از آغاز جنگ صدام علیه ایران، درباره دلایل حمایت سوریه از ایران پاسخ داد.
" رژیم سرسپرده شاه خائن به آرمان اعراب درایران سرکار بود کوچکترین ادعائی نداشتند و حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همه چیز را دگرگون ساخته اند؟! چرا حکام فعلی بغداد که جالب است حتی یکی از اعضای هیئت عراقی حاضر در جلسات قرارداد سال 1975 الجزایر تغییر نکرده اند و اگر تغییری در ترکیب آن هیئت حاصل شده تنها در دو یا سه پست وزارتی است، پس از امضای این قرارداد اسمی از حق خود در ایران به میان نگذاشتند
------------------

«شاه خائن به آرمان اعراب» که بی معنیه، شاه تعهدی به آرمان اعراب نداشته که خائن باشه!

این بخش از متن که جدا کردم نشون میده تشخیص شاه درست بوده و شما اشتباه کردین. شاه غیر از عراق با بقیه کشورهای عربی رابطه خوبی داشت و اینجوری خطری از طرف اعراب تهدیدش نمیکرد، شما اومدین و آرمان فلسطین رو با درجه اولویت بسیار بالا در نظر گرفتین و براش بیش از حد هزینه کردین اما اعراب قدر این کار شما رو ندونستن و رفتن با همون اسرائیل علیه شما متحد شدن. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


روایات صحیح السند در فضیلت و پاداش گریه بر سیدالشهداء علیه السلام

روایت سوم :

در روایت صحیحی شیخ صدوق رحمه الله از امام ابوجعفر الباقر علیه السلام نقل کرده اند:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنا عبدالله بن جعفر الحميرى عن احمد و عبدالله ابنى محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام قال كان على بن الحسين عليهم السلام يقول ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين عليه السلام حتى تسيل عى خده بواه الله تعالى بها فى الجنه غرفا يسكتها احقابا و ايما مومن دمعت عيناه حتى تسيل على خده فيما مسنا من الاذى من عدونا فى الدنيا بواه الله فى الجنه مبوا صدق ايما مومن مسه اذى فينا فدمعت عيناه حتى تسيل على خده من مضاضه ما اوذى فينا صرف الله عن وجهه الاذى و آمنه يوم القيامه من سخطه و النار.

امام باقر علیه السلام فرمودند که امام سجاد علیه السلام میفرمود: هر مومنى كه بخاطر شهادت حسين بن على عليه السلام گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند منان غرفه اى در بهشت به او دهد كه مدت ها در آن ساكن گردد و هر مومنى بخاطر ايذاء و آزارى كه از دشمنان ما در دنيا به ما رسيده گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جايگاه شايسته اى دهد و هر مومنى در راه ما اذيت و آزارى به او رسد پس بگريد تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قيامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

ثواب الأعمال ج1 ص248-249 ح293
یا حسین
یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


روایات صحیح السند در فضیلت و پاداش گریه بر سیدالشهداء علیه السلام

روایت سوم :

در روایت صحیحی شیخ صدوق رحمه الله از امام ابوجعفر الباقر علیه السلام نقل کرده اند:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنا عبدالله بن جعفر الحميرى عن احمد و عبدالله ابنى محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام قال كان على بن الحسين عليهم السلام يقول ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين عليه السلام حتى تسيل عى خده بواه الله تعالى بها فى الجنه غرفا يسكتها احقابا و ايما مومن دمعت عيناه حتى تسيل على خده فيما مسنا من الاذى من عدونا فى الدنيا بواه الله فى الجنه مبوا صدق ايما مومن مسه اذى فينا فدمعت عيناه حتى تسيل على خده من مضاضه ما اوذى فينا صرف الله عن وجهه الاذى و آمنه يوم القيامه من سخطه و النار.

امام باقر علیه السلام فرمودند که امام سجاد علیه السلام میفرمود: هر مومنى كه بخاطر شهادت حسين بن على عليه السلام گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند منان غرفه اى در بهشت به او دهد كه مدت ها در آن ساكن گردد و هر مومنى بخاطر ايذاء و آزارى كه از دشمنان ما در دنيا به ما رسيده گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جايگاه شايسته اى دهد و هر مومنى در راه ما اذيت و آزارى به او رسد پس بگريد تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قيامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

ثواب الأعمال ج1 ص248-249 ح293
یا حسین
یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنةالماوی وفردوس اعلی پرتوی از خاک کربلای توست یا حسین پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


روایات صحیح السند در فضیلت و پاداش گریه بر سیدالشهداء علیه السلام

روایت سوم :

در روایت صحیحی شیخ صدوق رحمه الله از امام ابوجعفر الباقر علیه السلام نقل کرده اند:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنا عبدالله بن جعفر الحميرى عن احمد و عبدالله ابنى محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام قال كان على بن الحسين عليهم السلام يقول ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين عليه السلام حتى تسيل عى خده بواه الله تعالى بها فى الجنه غرفا يسكتها احقابا و ايما مومن دمعت عيناه حتى تسيل على خده فيما مسنا من الاذى من عدونا فى الدنيا بواه الله فى الجنه مبوا صدق ايما مومن مسه اذى فينا فدمعت عيناه حتى تسيل على خده من مضاضه ما اوذى فينا صرف الله عن وجهه الاذى و آمنه يوم القيامه من سخطه و النار.

امام باقر علیه السلام فرمودند که امام سجاد علیه السلام میفرمود: هر مومنى كه بخاطر شهادت حسين بن على عليه السلام گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند منان غرفه اى در بهشت به او دهد كه مدت ها در آن ساكن گردد و هر مومنى بخاطر ايذاء و آزارى كه از دشمنان ما در دنيا به ما رسيده گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جايگاه شايسته اى دهد و هر مومنى در راه ما اذيت و آزارى به او رسد پس بگريد تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قيامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

ثواب الأعمال ج1 ص248-249 ح293
یا حسین
یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


روایات صحیح السند در فضیلت و پاداش گریه بر سیدالشهداء علیه السلام

روایت سوم :

در روایت صحیحی شیخ صدوق رحمه الله از امام ابوجعفر الباقر علیه السلام نقل کرده اند:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنا عبدالله بن جعفر الحميرى عن احمد و عبدالله ابنى محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام قال كان على بن الحسين عليهم السلام يقول ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين عليه السلام حتى تسيل عى خده بواه الله تعالى بها فى الجنه غرفا يسكتها احقابا و ايما مومن دمعت عيناه حتى تسيل على خده فيما مسنا من الاذى من عدونا فى الدنيا بواه الله فى الجنه مبوا صدق ايما مومن مسه اذى فينا فدمعت عيناه حتى تسيل على خده من مضاضه ما اوذى فينا صرف الله عن وجهه الاذى و آمنه يوم القيامه من سخطه و النار.

امام باقر علیه السلام فرمودند که امام سجاد علیه السلام میفرمود: هر مومنى كه بخاطر شهادت حسين بن على عليه السلام گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند منان غرفه اى در بهشت به او دهد كه مدت ها در آن ساكن گردد و هر مومنى بخاطر ايذاء و آزارى كه از دشمنان ما در دنيا به ما رسيده گريه كند تا اشکش بر گونه هايش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جايگاه شايسته اى دهد و هر مومنى در راه ما اذيت و آزارى به او رسد پس بگريد تا اشکش بر گونه هايش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قيامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

ثواب الأعمال ج1 ص248-249 ح293
یا حسین
یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"



مولا (۲۳)

اعتراف علمای اهل سنت به دلالت حدیث #غدیر بر ولایت


ابوحامد غزالی می‌گوید:
واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: من كنت مولاه فعلي مولاه فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا

از خطبه‌های رسول گرامي اسلام خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، علي مولا و سرپرست او است . عمر پس از اين فرمايش رسول خدا به علي اين گونه تبريك گفت : مبارك، مبارك ، اي ابوالحسن ، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي!
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي و نشانه رضايتش از انتخاب علي به رهبري امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاي ديگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداخت و در برابر آن ، بهايى ناچيز به دست آورد، و چه بد معامله‏‌اى كرد!

سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ج 1 ، ص 4

http://islamport.com/w/akh/Web/240/4.htm

مجموعة الرسائل امام غزالی - ص 483
https://t.me/ketabkhane_alfaroogh/2041

جالب اين‌که ذهبي وقتي اين مسئله را در سير اعلام النبلاء - ج19، ص328 نقل مي‌کند، میگوید :

ما أدري ما عذره في هذا ؟ والظاهر أنه رجع عنه ، وتبع الحق ، فإن الرجل من بحور العلم ، والله أعلم

نمي دانم عذر آقاي ابو حامد غزالي در اين قضيه چيست؟
ظاهر اين است که از اين حرفش برگشته است. آقاي ابو حامد غزالي، دريا و اقيانوس علم است.
خدا داناتر است

http://library.islamweb.net/newlibra...d=60&startno=2

شخصیت غزالی در نزد اهل سنت:

ذهبی می گوید:
الشيخ الإمام البحر ، حجة الإسلام ، أعجوبة الزمان زين الدين أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسي ، الشافعي ، الغزالي ، صاحب التصانيف ، والذكاء المفرط

سير اعلام النبلاء - ج 19، ص 322-323

http://library.islamweb.net/newlibra...d=60&startno=2


سبط بن جوزی حنفی

سبط ابن جوزي از بزرگان اهل سنت و حنفي مذهب ،
در كتاب تذكرة الخواص ، در باره حديث #غدير و معناي كلمه #مولا بحث مفصلي دارد و بعد از نقل تمامی معاني كلمه ی «مولي» و رد آن‌ها ،‌
اين گونه نتيجه گيری میكند:

فعلم أن جميع المعاني راجعة إلى الوجه العاشر. ودل عليه أيضا قوله عليه السلام: ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ وهذا نص صريح في إثبات إمامته وقبول طاعته

از اين تعابير فهميده مي‌شود كه همه معاني كلمه مولي در نهايت باز گشت به وجه دهم آن دارد كه جمله :
آيا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نيستم ؟ و اين نص آشكاری است در اثبات امامت و پذيرفتن طاعت و پيشوائی!


تذكرة الخواص - ص 31-32

https://t.me/ketabkhane_alfaroogh/2042

وی در جای دیگر مینویسد:

.. دانشمندان متخصص در تاریخ اسلام اتفاق دارند که قصه غدیر بعد از باز گشت رسول خدا ‌صلی الله علیه وآله ‌‌از حجة الوداع در هیجدهم ذی الحجة اتفاق افتاد ، اصحاب و یارانش را صد و بیست هزار نفر بودند جمع کرد و درسخنرانی اش فرمود :
هر کس من او را مولا و رهبرم ؛ پس علی ، مولا و رهبر او است ، در این روایت با صراحت نه با کنایه و اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله علی را پیشوا قرار داد.



تذکرة الخواص - ص 20

https://t.me/ketabkhane_alfaroogh/2043


شخصيت سبط ابن الجوزي نزد اهل سنّت:
ذهبي درباره ی او مينویسد:

يوسف بن قُزْغْلي بن عبد الله . الإمام ، الواعظ ، المؤرخ الحنفی وكان إمامًا ، فقيهًا ، واعظًا ، وحيدًا فِي الوعظ ، علامة فِي التاريخ والسيَر ، وافِر الحُرمة ، مُحببًا إلى الناس ، حُلْوَ الوعظ ، لطيف الشمائل ، صاحب قبولٍ تام

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام - الطبقة السادسة والستون - سنة اربع و خمسین و ست مائة

http://library.islamweb.net/hadith/d...936&startno=36

جهت مطالعه بیشتر به کتاب شریف الغدیر مراجعه فرمایید.

http://lib.eshia.ir/15083
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضییا حیدر
یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم ازلی وابدی هستی

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

پژوهشی پیرامون #آیه_ولایت (۲۸)

بررسی آیه ولایت(مائده55) و دلالت آن بر ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
و پاسخ به یک شبهه‌ای حول آیه:

متن شبهه:

به وضوح می بینیم که آیه ی شریفه از صیغه ی جمع برای اولیای سوم ، استفاده کرد است پس این سخن که مصداق الذین آمنوا ... در آیه ی ولایت ، فقط حضرت علی باشد ، سخنی
است مخالف ظاهر واضح آیه !


پاسخ شیعه :

1⃣ اولا به كار بردن صيغه جمع در حالى كه از آن صيغه يك فرد اراده شده باشد، منحصر به آيه شريفه ولايت نيست.
در قرآن كريم آيات بسيارى وجود دارد كه در آن ها صيغه جمع به كار رفته، امّا يك شخص منظور بوده.

علامه امينى رحمه الله در كتاب شريف الغدير، فصلى را به اين گونه آيات اختصاص داده و بحثى به تفصيل در اين باره نموده است.
ايشان بيست = 20 آيه مطرح ساخته و تفاسير عالمان سنّى را در ذيل آنها يادآور شده و نشان داده است كه در اين آيات، هر چند صيغه جمع به كار رفته،
اما به تصريح عالمان سنّى ، مراد شخص واحد است .

الغدير نویسنده : الشيخ عبد الحسين الأميني النجفي جلد : 3 صفحه : 163

http://lib.eshia.ir/15083/3/163


الغدير نویسنده : الشيخ عبد الحسين الأميني النجفي جلد : 3 صفحه : 167

http://lib.eshia.ir/15083/3/167

فخر رازی که خود یکی از طرح کنندگان این شبهه است ، می گوید :

وحمل ألفاظ الجمع وإن جاز على الواحد على سبيل التعظّم، لكنه مجاز لا حقيقة والأصل حمل الكلام على الحقيقة .

حمل لفظ جمع بر واحد اگر چه به جهت بزرگداشت شخص جايز است، اما مجاز مى باشد، نه حقيقت.
اصل نيز حمل كلام است بر حقيقت نه مجاز .

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب - ذیل آیه ی 55 مائده در حجت سوم

http://library.islamweb.net/newlibra...no=132&ID=2158


زمخشری نیز می گوید :

فإن قلت: كيف صحّ أن يكون لعليّ رضي الله عنه واللفظ لفظ جماعة؟ قلت: جيء به على لفظ الجمع وإن كان السبب فيه رجلا واحداً، ليرغب الناس في مثل فعله فينالوا مثل ثوابه، ولينبه على أن سجية المؤمنين يجب أن يكون على هذه الغاية من الحرص على البرّ والإحسان وتفقد الفقراء، حتى إن لزهم أمر لا يقبل التأخير وهم في الصلاة، لم يؤخروه إلى الفراغ منها

اگر بگويى چطور ممكن است كه مراد على عليه السلام باشد در حالى كه در آيه لفظ جمع به كار رفته است؟
مى گويم هر چند سبب در آن يك مرد است، اما آن را به لفظ جمع آورده تا مردم را به مثل عمل او ترغيب كند تا به چنان ثوابى برسند و تذكر دهد كه واجب است سجاياى مؤمنان در چنين غايتى از حرص بر نيكوكارى، احسان و رسيدگى به فقرا باشد تا در حال نماز نيز اين امر را به تأخير نياندازند به مقدارى كه از نماز فارغ گردند .

تفسیر الکشاف للزمخشری - ج 1 ص 649




http://shamela.ws/browse.php/book-23627/page-652


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضییا حیدر
یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم ازلی وابدی هستی

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة


کاش آن‌زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند‌ستون، بیستون شدی



زیارت پرثواب و آسان اباعبدالله علیه السلام از راه دور (زیارت از بعید)

(از این زیارت غافل نباشیم...)


حدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَال
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ
الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه
و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏ هاى بسيار فاصله است. حضرت فرمودند :بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را به طرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
(یعنی: درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو)
.هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏ شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره . سدير مى ‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏ كردم.


کامل الزیارات باب نود و ششم
یا حسین

یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

زیارت پرثواب و آسان اباعبدالله علیه السلام از راه دور (زیارت از بعید)

(از این زیارت غافل نباشیم...)


حدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَال
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ
الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه
و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏ هاى بسيار فاصله است. حضرت فرمودند :بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را به طرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
(یعنی: درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو)
.هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏ شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره . سدير مى ‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏ كردم.


کامل الزیارات باب نود و ششم
یا حسین

یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
زیارت پرثواب و آسان اباعبدالله علیه السلام از راه دور (زیارت از بعید)

(از این زیارت غافل نباشیم...)


حدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَال
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ
الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه
و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏ هاى بسيار فاصله است. حضرت فرمودند :بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را به طرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
(یعنی: درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو)
.هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏ شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره . سدير مى ‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏ كردم.


کامل الزیارات باب نود و ششم
یا حسین

یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جنةالماوی وفردوس اعلی پرتوی از خاک کربلای توست یا حسین پاسخ داد.
"
زیارت پرثواب و آسان اباعبدالله علیه السلام از راه دور (زیارت از بعید)

(از این زیارت غافل نباشیم...)


حدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَال
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ
الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه
و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏ هاى بسيار فاصله است. حضرت فرمودند :بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را به طرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
(یعنی: درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو)
.هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏ شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره . سدير مى ‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏ كردم.


کامل الزیارات باب نود و ششم
یا حسین

یا ابالفضل
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کربلا پاسخ داد.
"



زیارت پرثواب و آسان اباعبدالله علیه السلام از راه دور (زیارت از بعید)

(از این زیارت غافل نباشیم...)


حدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ ره جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَال
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا سَدِيرُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فِي كُلِّ جُمُعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّةً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَرَاسِخَ كَثِيرَةً فَقَالَ تَصْعَدُ فَوْقَ سَطْحِكَ ثُمَّ تَلْتَفِتُ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ تَتَحَرَّى نَحْوَ قَبْرِ
الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ثُمَّ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يُكْتَبُ لَكَ زَوْرَةً وَ الزَّوْرَةُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ قَالَ سَدِيرٌ فَرُبَّمَا فَعَلْتُهُ فِي النَّهَارِ أَكْثَرَ مِنْ عِشْرِينَ مَرَّةً

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه
و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏ هاى بسيار فاصله است. حضرت فرمودند :بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را به طرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
(یعنی: درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو)
.هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏ شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره . سدير مى ‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏ كردم.


کامل الزیارات باب نود و ششم
یا حسین

یا ابالفضل

"

يك روز پيش

صبح سرنگار جدیدی با عنوان سخنرانی تاریخی حافظ اسد دو ماه بعد از آغاز جنگ صدام علیه ایران، درباره دلایل حمایت سوریه از ایران ساخت
" https://media.farsnews.com/Uploaded/...est_PhotoN.jpg


سخنرانی تاریخی حافظ اسد در باره دلایل حمایت سوریه از ایران در جنگ تحمیلی صدام ژنرال حافظ اسدرئیس جمهوری سوریه 16 آبان 1359 در مراسم جشن فارغ التحصیلی گروهی از چتربازان جنگی سوریه سخنان مهمی درباره مسائل سیاسی منطقه و مسائل سیاسی داخلی و جنگ تحمیلی رژیم عراق بر ایران ایراد کرد.
خبرگزاری فارس ـ گروه تاریخ: ژنرال حافظ اسدرئیس جمهوری سوریه امروز[16 آبان 1359]در مراسم جشن فارغ التحصیلی گروهی از چتربازان جنگی سوریه سخنان مهمی درباره مسائل سیاسی منطقه و مسائل سیاسی داخلی و جنگ تحمیلی رژیم عراق بر ایران ایراد کرد.
رئیس جمهوری سوریه که بارها سخنان وی با شعارهای ملی و میهنی و نیز شعارهای حماسی ضد صدام تکریتی قطع می‌شد، پس از بررسی کامل توطئه‌های امپریالیستی و صهیونیستی و ارتجاعی علیه انقلاب سوریه و آرمان‌های مقدس و واقعی امت عرب و امت اسلامی گفت: ای خواهران و برادران انقلابی و ای ملت سوریه و همه ملت عرب، لازم می‌دانم به یک واقعیت مهم بپردازم و پیش از اینکه وارد این واقعیت مهم بشوم باید بگویم آنچه که اکنون بر منطقه می‌گذرد ارتباط مستقیم با تمام منطقه و مسائل سرنوشتی همه اعراب دارد.
زیرا در نتیجه، این مسأله مهم به امت عرب و همه امت مسلمان مرتبط می شود و رابطه ناگسستنی با آرزوها و امیدهای این امّت دارد. رئیس جمهوری سوریه افزود: ای خواهران و برادران بر خود به عنوان یک فرد مؤمن و انقلابی لازم می‌دانم به توطئه‌هائی که علیه سوریه تدارک شده بود که بر آنها چیره شدیم و رابطه نزدیک این توطئه ها با آنچه که اکنون در سطح جهان عرب جریان دارد، اشاره کنم و بگویم جای بسیار تأسف است که آنچه در حال حاضر در مرزهای عراق و ایران جریان دارد، خود یکی از توطئه‌هائی است که به هیچ وجه به نفع آرمان ملت عرب نیست، زیرا عراق در واقع کشوری است عربی و ملت ما همان ملت عراق است و ملت عراق ملت ماست و افراد عراق افراد ما و ارتش عراق ارتش ما، سرنوشت ملت عراق سرنوشت ملت ما است، این یک طرف جنگ، و اما طرف دیگر این جنگ ایران است.
ایران کشوری است همسایه ملت عرب و در آن انقلابی ملی و اسلامی به وقوع پیوسته که بر پایه‌های استوار و عمیق با مسائل سرنوشتی همه اعراب رابطه برقرار ساخته و از هر نظر خود را از مسائل ضد انسانی و ضد بشری و بالاخره ضد عربی به دور ساخته است.
آری در ایران پیش ازانقلاب رژیمی حکمفرما بود که دیکتاتوری و امپراطوری بود و دشمن امت عرب و همکار با اسرائیل بود و پایگاهی نظامی و سیاسی بسیار خطیر در این منطقه استراتژیکی بود، که با جدّیت و کوشش در جهت اجرای توطئه‌های امپریالیستی کار می‌کرد. آری در ایران پیش از انقلاب، رژیمی دیکتاتوری و توسعه طلبانه که مطامع توسعه جویانه داشت سرکار بود که خطری دائمی و همیشگی علیه جهان عرب و آرمان‌های عرب بود.
آری این چنین بود اوضاع پیش از انقلاب اسلامی و ملی در ایران ولی بجای این چنین رژیمی، انقلابی ملی و اسلامی و تحت شعار اسلام در ایران بوقوع پیوست و این انقلاب پیروز شد که کلیه امور سیاسی و نظامی و استراتژی را در منطقه از اساس واژگون سازد. آری، انقلابی اسلامی و ملی در ایران روی کارآمده و شاه را از صحنه گیتی با تمام جنایاتش نابود ساخت و تمام روابط خارجی خود را با امپریالیست‌ها قطع کرد و پایگاه‌های نظامی بیگانگان را در ایران از میان برداشت و قراردادهای شوم شاه جانی را با امپریالیست‌ها به زباله‌دان تاریخ انداخت و نفوذ و قدرت امپریالیستی را در ایران بیرون راند و تمام روابط ایران زمان شاه را با اسرائیل از بین برد و راه سرفرازی را از هر جهت در پیش گرفت و جای ارزنده ای برای ایران پس از انقلاب در میان سازمان کشورهای غیرمتعهد باز کرد و سیاست روشن این انقلاب را در مورد مسأله قبله اول مسلمانان (قدس) اعلام و عملاً نیز از هر اقدامی در این زمینه کوچکترین تردیدی به خود راه نداد و مسأله فلسطین و ملت فلسطین را در دل انقلابی پر تپش خویش جای داد و نسبت به اراضی اشغال شده اعراب از خود اعراب بیشتر حساسیت نشان داد و شعار آزادی کامل شهر بیت المقدس و فلسطین را برافراشت و از دادن هر نوع کمکهای سیاسی و معنوی و مادی دریغ نکرد.
رئیس جمهوری سوریه خاطرنشان کرد آنچه که از یک انقلاب اصیل اسلامی و ملی باید انتظار داشت از انقلاب اسلامی نوپای ایران برآمد و بلکه اکثر انقلاب‌های زمان ما اگرچه سال‌ها از عمر خود را سپری کرده و اصیل هم هستند لیکن به حق باید گفت که نتوانسته اند به اندازه انقلاب اسلامی جوان ایران به نهضت های آزادی‌خواهانه جهان و احقاق حقوق ملل تحت ستم دنیا خدمت بکنند و اگر بنا باشد در این باب یکی یکی به دستاوردهای این انقلاب اسلامی و ملی ایران که استراتژی سیاسی و نظامی جهان را به اضافه استراتژی سیاسی و نظامی منطقه به نفع ملت‌ها و علیه رژیم‌های مستبد و خودکامه دگرگون ساخته است، اشاره کنم نیاز به وقت فراوانی دارد ولی کافی است بگویم که حتی دشمنان ملت عرب و ملل تحت ستم دنیا و حتی خود اسرائیل بارها و بارها از انقلاب اسلامی ایران ابراز نگرانی کرده‌اند و در اینجا ضرورت دارد به این نکته نیز اشاره کنم که اسرائیل از غرور خود و با تکیه بر امپریالیزم آمریکا در تمام مدت مبارزات ملت عرب علیه او، هرگز از دست اعراب ناله‌ای نکرد ولی از انقلاب ایران آنچنان به وحشت افتاد که حتی بارها از اربابش یعنی آمریکا، که نمیتواند جلو نفوذ و تأثیر انقلاب ایران را در پیروزی حتمی ملت عرب و فلسطین بر او بگیرد، گله کرده است و چنانکه مثل عربی میگوید: «بزرگی آن است که دشمنان به آن اعتراف کنند و شهادت دهند.»
رئیس جمهوری سوریه آنگاه اصل مسأله جنگ تحمیلی عراق بر ایران را مورد بررسی قرار داد و گفت: همانطور که ملت عرب با این جنگ بدون مقدمه روبرو شدند ملت ایران نیز با آن مواجه گشتند، زیرا جنگی که رژیم بغداد علیه ایران آتش آن را روشن ساخته بر پایه هیچ معیار و اصول انسانی و بین المللی تکیه ندارد و تازه اسم آن را جنگ ملت عرب علیه فارس‌ها قلمداد می‌کند که در اینجا بسیار لازم است بگویم که ای برادران و خواهران و ای همه ملت عرب و امت اسلامی جهان، خدای را شاهد و گواه می‌گیرم که اگر این جنگ کوچکترین خدمتی به آرمان‌های اعراب و حتی گامی در جهت منافع ملت عرب دربرداشت، من شخصاً و همه ملت سوریه در کنار عراق قرار می‌گرفتیم، ولی برای همه روشن است که این جنگ چه هدف‌های شومی در پی دارد و همه می‌دانیم که چرا بدون مقدمه و بدون کوچکترین دلیلی ناگاه رژیم بغداد انقلاب ایران را آنهم در این شرایط سیاسی و حساس منطقه که می رفت تمام معیارهای سیاسی را علیه دشمن شماره یک امت اسلام و امت عربی یعنی اسرائیل تجاوزگر برهم بزند و آرمان ملت فلسطین را با آرمان‌های اعراب در پرتو این انقلاب اسلامی ایران به هدف نزدیک سازد، زیر حملات و یورش‌های ناگهانی تمام سلاح‌های سنگین خود قرار داد.
همه ما و خود ملت عراق می‌دانیم که بر فرض محال عراق بر ایران حقی می داشت و ایران آنرا زیر پا می نهاد، می بایست اول پیشنهاد مذاکره می‌داد و اگر ایران به این پیشنهاد پاسخ نمی داد و یا پاسخ منفی می‌داد، بغداد با سایر اعراب مشورت می‌کرد و ما را در جریان امر قرار می‌داد، آنگاه ما با عراق و سایر برادران عرب گردهم می آمدیم و چاره‌ای برای بر فرض این احقاق حق عراق می اندیشیدیم و از تصمیم دسته جمعی خویش به انقلاب ایران خبر می‌دادیم و اگر این انقلاب باز هم به اصطلاح حق عراق را پایمال می‌کرد شرایط سیاسی منطقه را بررسی و در صورت درست بودن به انقلاب ایران اطلاع می‌دادیم که چون چنین و چنان کرده ای علیه تو وارد نبرد می شویم؛ ولی شما را شاهد می‌گیرم و خدایش برآنچه می‌گویم گواه است که این جنگ تحمیلی رژیم بغداد علیه ملت و انقلاب اسلامی ایران روی هیچ دلیلی نبوده و کوچکترین منفعتی برای اعراب و به نفع آرمان‌های امت عربی و اسلامی ندارد و بلکه زیانش به همان اندازه برای ملت عرب مصیبت بار است که برای خود ملت ایران و ملت عراق.
رئیس جمهوری سوریه تأکید کرد رژیم بغداد حق ندارد این جنگ را جنگ سرنوشتی اعراب و یا اصطلاحات دیگری که هر روز برای آن بکار می‌گیرد بخواند، زیرا این جنگی است دارای ابعاد خطرناک که فقط و فقط به نفع صهیونیست‌ها، امپریالیست‌ها و زنده کردن پیمان‌ها و قراردادهای شوم سیاسی نظامی در منطقه که به وسیله انقلاب ایران نابود شدند، تمام شده و می شود که سرآغاز نتایج شوم آن اینست که اسرائیل متجاوز مسأله شهر بیت المقدس را به نفع خود لوث کرده و هر روز بر جنوب لبنان می تازد و پس از متوقف شدن برنامه‌های ساختن آبادی‌های یهودی نشین در اراضی اشغال شده اعراب، مجدداً این برنامه را از سرگرفته و تدریجاً پای تجاوزگرانه اش را در اراضی اعراب استوار می سازد.
ژنرال حافظ اسد خطاب به حاضرین و همه ملت عرب گفت: آیا این جنگ که علیه انقلاب اسلامی ایران از سوی رژیم بغداد شروع شده جنگ ملت عرب است، جنگ سرنوشتی اعراب است، یا جنگ توطئه و دغل بازی رژیم بغداد علیه همه اعراب است، چنانچه علیه ملت ایران است؟

رئیس جمهوری سوریه تأکید کرد با توجه به حقایقی که بازگو کردم و نیز با توجه به حقیقت‌های دیگری که همانا توطئه های در پشت پرده این جنگ تحمیلی بغداد بر ایران علیه آرمان ملت و امت عرب و اسلامی در منطقه در حال تدارک است، با کمال صراحت به عنوان یک وظیفه وجدانی و انسانی و اسلامی و عربی و انقلابی بار دیگر اعلام می‌کنم که باید در پشت انقلاب اسلامی ایران باشیم و از آن حمایت کنیم زیرا که حمایت و پشتیبانی از این انقلاب در حقیقت حمایت از تمام آرمان‌ها و مقدسات ملی و مذهبی اعراب است و دشمنی با آن، دشمنی با ملت عرب، ملت فلسطین و دشمنی با مسأله بیت المقدس و خصومت و عداوت با تمام مبارزات ملل مبارز و تحت فشار استعمار و امپریالیزم جهانی است.
ژنرال حافظ اسد اضافه کرد در پایان تذکر دادن این حقیقت را چنانکه قرآن می‌فرماید «تذکر بده که تذکر دادن به نفع مسلمین است» لازم می‌دانم؛ چرا حکام کنونی بغداد که خود اسناد و مدارک مربوط به قراردادهای سال 1975 الجزایر را امضاء کرده‌اند تا زمانی‌که رژیم سرسپرده شاه خائن به آرمان اعراب درایران سرکار بود کوچکترین ادعائی نداشتند و حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همه چیز را دگرگون ساخته اند؟! چرا حکام فعلی بغداد که جالب است حتی یکی از اعضای هیئت عراقی حاضر در جلسات قرارداد سال 1975 الجزایر تغییر نکرده اند و اگر تغییری در ترکیب آن هیئت حاصل شده تنها در دو یا سه پست وزارتی است، پس از امضای این قرارداد اسمی از حق خود در ایران به میان نگذاشتند و چرا حتی بطور محرمانه و خصوصی و حتی من باب دوستی با هیچیک از برادران عرب اشاره ای به وجود اختلاف نکرده اند، ولی اکنون که تمام امضا کنندگان زیر قرارداد الجزایر البته بجز شاه جانی، در رژیم بغداد حیّ و حاضر و چنانکه گفتم روی کار هم هستند، یکباره تمام حقوقشان (نه حقوق ملت عرب) چنانکه مدعی هستند، بوسیله انقلاب اسلامی ایران پایمال شده است؟!
که پاسخ به این چراها را خود شما برادران و خواهران حاضر در این مکان و همه ملت سوریه و امت عربی و اسلامی و ملت عراق و ملل مبارز جهان می دانند و روی همین پرسش‌ها و پاسخ‌های روشن به آنها است که سوریه وظیفه خود می‌داند از انقلاب ایران حمایت کند.
منبع: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
نشریه ویژه خبرگزاری پارس(ایرنا)؛ 17 آبان 1359 به نقل از رادیو دمشق
انتهای پیام/ "

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:00AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.