بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

پس از آن غروب رفتن

ارسال Friday 3 July 2009 در 01:18PM توسط maryam57s

پس از اون غروب رفتن ، اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر ، تو بيا شروع من باش
شب رو از قصه جدا كن ، چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
اسمت رو ببخش به لبهام ، بي تو خاليه نفسهام
خط بكش رو باور من ، زير سايه بون دستام
خواب سبز رازقي باش ، عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب ، تو طلوع زندگي باش
من پر از حرف سكوتم ، خالي ام ، رو به سقوطم
بي تو و آبي عشقت ، تشنه ام ، كوير لوتم
...
نشان maryam57s
سیده مریم
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3146 نظرات 4 maryam57s حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

خدایا! مهربانم کن

ارسال Saturday 4 July 2009 در 02:07PM توسط maryam57s

خدايا مهربانم کن
تو چشمان مرا با نور خود بگشا
تو لبخند رضايت را عطايم کن
بفهمان زندگي زيباست
خداوندا!تو راه سبز ايمان را نشانم ده
تو نيکي پيشه ام فرما
که راه حق صبورانه بپيمايم
و هرگز من نباشم از زيانکاران
رفيقا!مهربانا!عاشقم فرما
مرا در شط پر مهر گذشتت،شستشويم ده
تو پاکم کن،قرارم ده
کريما!دست هاي گرم و لبخندي،عطايم کن
تو اي نزديک تر از من به من
اينک مرا درياب ،پناهم ده
عزيزا!پاسدار حرم هر لحظه ام فرما
تو
...
نشان maryam57s
سیده مریم
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3521 نظرات 4 maryam57s حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

ما را چه میشود ؟

ارسال Thursday 9 July 2009 در 11:08PM توسط maryam57s

گاه حقیقت زندگی را به شاخه ی درخت رویا می آویزیم
و آنگاه از جدال پنهانی این دو انگشت حیرت به دهان می بریم
و نمی دانیم که این دو هرگز به خشنودی دیگری قناعت نمی کنند.
و فراموش می کنیم که وجود یکی به معنای شکست دیگری است،
گاه صداقت را با دستهای خود به خاک می سپاریم
و پس از مدتی در میان کنج تنهایی،برای جای خالیش اشک می ریزیم.
گاه قصه ی شبانه ی ماه را جدی نمی گیریم
و در میان کلامش خنده ی خواب آلودگی سر می دهیم،
و تا حضوری دیگر
...
نشان maryam57s
سیده مریم
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 5673 نظرات 11 maryam57s حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

پیک ناپیدا

ارسال Friday 10 July 2009 در 07:21PM توسط maryam57s

دلسوخته‏اى هر شب خدا را مى‏خواند و ذکر ((الله )) از دهان او نمى‏افتاد.در همه حال لفظ ((الله )) بر زبان داشت و یک دم از این ذکر، نمى‏آسود.
شبى شیطان به سراغش آمد و گفت:
((این همه الله را لبیک کو؟ چگونه او را این همه مى‏خوانى و هیچ پاسخ نمى‏شنوى؟ اگر در این ذکر، سودى بود، باید ندایى مى‏شنیدى و لبیکى مى‏آمد.))

مرد، شکسته دل شد و به خواب رفت . در خواب حضرت خضر را دید که به او مى‏گوید: ((چه شد که از ذکر بازماندى؟ ))

گفت: (( همه عمر
...
نشان maryam57s
سیده مریم
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2759 نظرات 7 maryam57s حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

چه غافلانه می گذرانیم ...

ارسال Saturday 11 July 2009 در 09:15PM توسط maryam57s

می گویم چه غافلانه می گذرانیم ،
آن گاه که دنیا در هجوم طوفان زمان دگرگون می شود
و من و تو پندی نمی گیریم و چشمی نمی گشائیم .
این رفت و آمدهای پوچ دنیایی ،
این داد و ستدها در طلب پول ،
این جنگ و جدال بر سر پست و مقام،
این چشم و هم چشمی ها بر سر تجملات دنیاورفاه و آسودگی دو روزه ی دنیا،
چه فریب کارانه دلمان را مشغول کرده است!
از هست و نیست های واقعی دنیا ، چه غافلانه و بی خیال می گذریم!
چه بی خیال حضور خدا را فراموش کرده ایم!
چه
...
نشان maryam57s
سیده مریم
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2903 نظرات 7 maryam57s حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:33AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند