بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

آزاد هر چه می خواهد دل تنگت بگو
قديمي

تیغ مژگان

ارسال Saturday 10 April 2010 در 09:48PM توسط حقیقت تلخ
کلیدواژه ها تیغ مژگان

نه از رحمست ، اگر تر ساخت جانان چشم فتان را

براى كشتن من آب داده تيغ مژگان را

نشان حقیقت تلخ
در میخانه گیرم که بستند کلیدش را چرا دیگر شکستند
نوشته شده در آزاد
نمايشها 2137 نظرات 0 حقیقت تلخ حاضر نيست Edit Tags
قديمي

بهترین موجود بشریت

ارسال Wednesday 27 January 2010 در 02:17AM توسط loveme

to in donya hichi badtar az in nist ke voujoude behtarin kac ke dosesh dariyo az dast bedi ..... man nemidoonam chera in zendegi birahmeee.
nemat haii ke khodavand dar ekhtiyaremun mizare ta ma adam ha az anha be nahve ahsan bahre bebarim va az lahze lazeye zendegimoon estefade konim. heeeeeeeeyf ke ma khodemun hastim ke ghadre in mohebat haye elahiyoo nemidoonim...vaghti ye forsat e talaii baramun pish miyad , taze yademun miyad ke in az barekate khodavand nasibe ma shode , va az khodavand
...
عضو ثابت
نوشته شده در آزاد
نمايشها 2773 نظرات 1 loveme حاضر نيست Edit Tags
قديمي

خشم و عصبانيت !!

ارسال Sunday 27 December 2009 در 06:40PM توسط baran elahi
کلیدواژه ها آرامش تندرستي خشم


بسیاری از مردم توان کنترل خشم در درون خود را ندارند ٬ و خشم خود
را آزادانه و بی مهابا ابراز میکنند ٬ و تحت تاثیر شرایط محیط بی رحمانه
بر همه میتازند ٬ و براحتی دیگران را هدف جملات تند و خشن لفظی
قرار میدهند ! برعکس تعدادی هم هستند که عصبانیت خود را بسختی
مهار میکنند ٬ وخشم را در درون خود میریزند ! از آنجا که خشم هم
احساسی ضروری و طبیعی است ٬ سرکوب و مهار مدام آن تا گذشتن
از مرز تحمل ٬ منجر به انفجار ناگهانی در اثر کوچکترین و نا چیز ترین
...
نشان baran elahi
**کنکوری 89**
نمايشها 2682 نظرات 0 baran elahi حاضر نيست Edit Tags
قديمي

رفت

ارسال Friday 25 December 2009 در 06:06PM توسط یادیاران

سر کلاس ادبیات معلم بهم گفت:
فعل رفتن رو صرف کن

گفتم : رفتم ...رفتی ...رفت

ساکت می شوم ، می خندم ،

ولی خنده ام تلخ می شود

معلم داد می زند : خوب بعد ؟ ادامه بده

و من می گویم : رفت ...رفت ...رفت

رفت و دلم شکست ...غم رو دلم نشست

رفت و شادیم مُرد ...

شور و نشاط رو از دلم برد

رفت ...رفت ...رفت

و من می خندم...
نشان یادیاران
عمه ی ریحانه - خاله فاطمه
نوشته شده در آزاد
نمايشها 3200 نظرات 1 یادیاران حاضر نيست Edit Tags
قديمي

roya

ارسال Friday 25 December 2009 در 03:53AM توسط baharaaneh

دوش چشم نازنینت را به خوابم دیدم
دوش لعل نازنین لب را به نرمی چیدم

دوش نالان بودی و سر در گریبان مهربان
اشک چشمت را به روی گونه هایت دیدم

دوش گفتی یار من، یار منی اما چرا
آشکارا نیستی هر دم گشایم دیده را؟

دوش جام می به دست و اشک چشم و آه دل
برکشیدی خنجری از قهر بر بیچاره دل

گفتی ای دل صد هزاران قطره اشکت را سزاست
صد هزاران ناله بی انتهایت را رواست

دوش گریان بودی و خرقه سلیمان، جان جان
از پس
...
baharaaneh
نمايشها 5475 نظرات 0 baharaaneh حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:30PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند