بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات


خدایا...
یک امروز را مهمان من باش...
یک فنجان قهوه تلخ...
دلت نمیخواهد طعم دنیایت را بچشی؟؟
قديمي

منتظر اون روز می مونم...

ارسال Friday 28 September 2012 در 09:15PM توسط negar66
بروز شده توسط Friday 30 November 2012 در 10:44PM توسط negar66

مثه یه میوه روی یه درخت... باید صبر کنی... باید...تا یه روز... یه روزی که بفهمی رسیدی... مثه یه انار،وقتی که دلش،وجودش،سرخ سرخ شد...تموم دونه هاش قرمز شد... باید منتظر اون روز شی... روزی که هرتکونی از رو درخت میکندت... اون دست میاد با تمام وجود با دستاش بغلت میکنه میکندت... روزی که دیر یا زود... بعد اینهمه انتظار میاد...
نشان negar66
خالے ام از احـســاس …
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2933 نظرات 6 negar66 حاضر نيست Edit Tags
قديمي

تا کی...

ارسال Wednesday 8 August 2012 در 11:13PM توسط negar66
بروز شده توسط Friday 30 November 2012 در 10:46PM توسط negar66

یه روز ... دو روز ... سه روز... یه ماه... یه سال...
تا کی اینجوری باید از دست آدما عذاب کشید؟ تا کی باید اونا بگن و بخاطر شخصیتت هیچی بهشون نگی، نمیشه... دیگه کافیه...
میبینی... دیگه اینجا آخر خطه دیگه دارم به نقطه سر خط میرسم... میبینی آدما منو تا کجا کشوندن؟ تا نقطه... نقطه ی ته خط...
اینجا اونجایی نیست که میخوام باشم... که میخواستم باشم...
میبینی چی شدم...
نشان negar66
خالے ام از احـســاس …
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2319 نظرات 2 negar66 حاضر نيست Edit Tags
قديمي

1391/05/09

ارسال Sunday 29 July 2012 در 09:44PM توسط negar66
بروز شده توسط Friday 30 November 2012 در 10:48PM توسط negar66

تمام ديشب را به تو فکر کردم . به ديروز ، به چيزهايي که گفتم ، به چیزهایی که اتفاق افتاد، به خيلي چيزها ... به سی ام آبان ماه 1386 و به سال هایی که بر من و تو گذشت ... تمام ديشب را و سحر را، که هنوز فکر مي کردم و به ياد مي آوردم که چند وقت بود که با هيچ کسي حرف نزده بودم ... مي دانم ... خيلي چيزها را هنوز نمي شود گفت ... هيچ وقت ديگر هم نمي شود گفت ...
ديشب بود ، ديشب بود که يادم افتاد ، بعد اين همه فراموشي يادم افتاد ، که اشتباه کرده ام ... اشتباه... اشتباه...
من مي دانم . من...
نشان negar66
خالے ام از احـســاس …
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2162 نظرات 2 negar66 حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دلم گرفته

ارسال Friday 1 June 2012 در 05:47PM توسط negar66
بروز شده توسط Friday 30 November 2012 در 10:50PM توسط negar66

فكر مي كنم تو اين چند وقت بزرگ شدم ..... بزرگ .... يك جوري خدا خلاصم كرد .... یجور دیگه شدم.... راحت .... راحت شدم....سکوت...سکووووووووت

دلم گرفته ، اگر او نبود مي رفتم
از اين سياهي گردون چو دود مي رفتم ....
نشان negar66
خالے ام از احـســاس …
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 1641 نظرات 0 negar66 حاضر نيست Edit Tags
قديمي

.........

ارسال Friday 1 June 2012 در 05:18PM توسط negar66
بروز شده توسط Friday 30 November 2012 در 10:51PM توسط negar66

اگه دارم مي نويسم . اگه دارم نفس مي كشم . اگه ساكتم و ناله نمي كنم . به اين دليل نيست كه روزها ...گذشت روزها خيلي راحت همه چيز رو مي تونه از يادم ببره كه اين طور نيست ....
نمي دونم چي بود كه پرم كرد ... چي بود كه پر شد تو تموم وجودم كه خالي بود ...از تو ... از دوست داشتن تو همراه مقادير بي شماري خودخواهي ........ وجودم كه پر بود از درد و كينه نسبت به كسيكه يك روز ...... نمي دونم . ولي پر شد ...پر شد از محبت ...از محبت خالص .... از بي نيازي از محبت تو ...از آموختن اين كه...
نشان negar66
خالے ام از احـســاس …
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 1516 نظرات 0 negar66 حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:39AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند