بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

قديمي

شاید

ارسال 3 هفته پيش در 01:08PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)
کلیدواژه ها باران, دلتنگی, شاید

مثل پرسه زدن های گاه به گاهِ ماه، بر نگاهِ پر هیجان زمین،
سرشار از حس گنگِ غربتم!
شاید چون هنوز در سفرم...
شاید چون باران نمی بارد...
شاید چون تو نیستی...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 49 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن

ارسال 3 هفته پيش در 08:01AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

یک مدتی خیلی می نوشتم، دیدم که این همه نوشتن حالم را خوب نمی کند، گفتم که کمتر بنویسم، باز همان آش و همان کاسه، گفتم شاید سر هم کردن این همه واژه، در کنار هم، هوای حوصله این روزهای من را خاکستری می کند، پس ننوشتم. آنقدر ننوشتم که یادم رفت چگونه می توان نوشت. چشمانم را که باز کردم،...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 47 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

این روزها، حال نوشته هایم خوب نیست. کمی تحملش کنید لطفاً...

ارسال Saturday 17 June 2017 در 10:30AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

بالاخره که نمی توان تا ابد، این انبوهی از حرف ها را در دل نگه داشت. بالاخره که نمی توان دهان را دوخت که شاید کسی خوشش نیاید از این حرف ها. واژگان چه گناهی کرده اند؟ شاید سوالی که کاغذ سفید روی میز، از قلم پر جوهر کنارش می پرسد این باشد: چطور آسمان می تواند پر ز ابرهای سیاهِ بغض دارِ...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 215 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دلتنگی های میرزا، دلتنگی های من

ارسال Tuesday 2 May 2017 در 02:00PM توسط افشین A
کلیدواژه ها خاطرات, دلتنگی, گذشته

دلتنگی واژه اشنا و غریب! واژه ای که در زندگی هر انسانی روزهایی را سپری کرده ....
وقتی حرف دل میشود محال است از تنگ شدنش حرفی نباشد ،ازشکستنش، از عاشق شدنش و......
و این واژه این روزها در زندگی من زیاد به چشم می اید. این روزها طبق قرار همیشگی خودم به اینجا می ایم جایی که روزگاری...
نشان افشین A
پسر گلم..
نوشته شده در آزاد
نمايشها 413 نظرات 5 افشین A حاضر نيست Edit Tags
قديمي

I want to know what love

ارسال Sunday 19 February 2017 در 01:02AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

آسمان ابری می شود، باران اما عصبی، سیل می آید خانه ها را خراب می کند، رودهای خشک را اما جاری. انسان گناه می کند و در دره ی پر ارتفاعِ جهل خویش سقوط. بلند می شود دست بر گردن امید می اندازد، تمام دره را بالا می رود. مرگ حوصله اش سر می رود. فاصله بی معنی می شود و کلام نفوذ پیدا می کند بر...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2611 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:59PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند