بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > ز نیرو بود مرد را راستی

نکات

وبلاگ سید احمد موسوی
ارزیابی این نوشته

فتنه سبز !

درخواست "فتنه سبز !" به Digg درخواست "فتنه سبز !" به del.icio.us درخواست "فتنه سبز !" به StumbleUpon درخواست "فتنه سبز !" به Google
ارسال Tuesday 2 March 2010 در 11:59AM توسط صبح

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
سلام
بحث خیلی خوبی است، بنده در پاسخ ابتدا یک مقدمه می گویم و نهایتا پاسخ شما را جمع بندی می کنم.

میان انسان های سالم ، و دنیا پرستان ، رابطه ای برقرار نیست ... و شکاف عمیقی وجود دارد و آن خوش نیّتی انسان های سالم است که باعث می شود مقداری "ساده" به بار بیایند. یعنی یک متعهّد به اخلاق ، نمی تواند تصور کند که حتی ممکن باشد دوپائی آنقدر رذل و پلید باشد که طی سه چهار هفته ، در امضائی که به قانون داده و تعهّدی که به ملتش و قانون ملتش داده خیانت کند. فورا آن را غیر عمدی و خارج از اختیار تلقی می کند، و نسبت به یک احتمال بسیار قوی غافل می ماند که این خیانت، عمدی و برنامه ریزی شده باشد.

یک انسان سالم نسبت به عمق گرگ صفتی دنیا پرستان که ممکن است " هـــر کـــاری " برای رسیدن به دنیای خود کنند، بیگانه است . تقصیر خودش هم نیست ، تجربه نکرده است ... بگذارید یک اسم برای این خصلت معرفی کنیم ، "بغی" ... این یک واژه قرآنی است ، معادل گردنکشی و عصیان ، در آیات قرآن مجید ، این لفظ برای معرفی گردنکشی مقابل منظومه رحمت و رزق الهی در میان خلق خدا در زمین آمده است ... و لفظ بسیار مهمی است که اهل قرآن ، باید آن را در ادبیات سیاسی خود طبقه بندی کنند.

در این میان اما "بغی" را، افرادی هستند که تجربه کرده اند و سابقه عمیقی در بذل فرومایگی نسبت به ملّت خود دارند . برایشان عادی است ... بچاپند، بدزند، تهمت بزنند، حق دیگران را بخورند، یک ملت را به آتش بکشند ... لذا بشر از این حیث ، دو نوع است ، یک نوع سرکش در مقابل خلق الله ، یک نوع سر به زیر و قائل به احترام به جامعه خود و اگر آن نوع گردنکش، در این دنیا نبودند، این دنیا بهشت بود.

در این میان ملت ایران، اهل مسیر بغی را که غایت آنان حکومت طاغوت است، در انقلاب 1357 و دوره مبارزه پیش از آن به کنار زد، تا حریمی امن برای زندگی خود مهیا کند. برای حفظ این دستاورد نیز کمتر خانواده ای بود که جان خود و فرزندان خود را در کف نگذاشت و فریاد مقاومت سر نداد تا به سرحدی که صدها هزار شهید تقدیم این انقلاب شد. جنگ ها، کودتاها، تحریم ها و محاصره ها تحمل شد، آن هم با جان و دل. اینجا یک خانواده تشکیل شد که حس کرد حریم ایمنی است هر چند طاغوت باز هم از خارج هر نوع فشاری را وارد می کند و به این خانواده رشک می ورزد، اما مهر درون خانوادگی مشکلات را عسل می کند و ناله ها را صلای جوانمردی. این انقلاب ، یک انقلاب ساده نبود ، یک انقلاب اهل بغی علیه اهل بغی نبود ... و یک انقلاب ظالمین ، علیه ظالمین ، و تاریکی علیه تاریکی نبود ... نه آنچنانکه رنسانس اروپا، انقلاب جهل علیه جهل بود .... نه مثل انقلاب فرانسه و چین و نه مثل انقلاب روسیه، فقط یک انتقال قدرت نبود، بلکه به تعبیر صحیح و مهوع آن در پس استفاده شابلونی و نامفهوم ، یک "انفجار نور" بود علیه یک "دنیای تاریک" که اهل بغی در آن گردنکشی و طاغوت خود را تکمیل می کردند.

از بحث منحرف نشویم، همه این مقدمه، جهت پاسخ شماست ... گفتیم آدم های سالم، طبعا مقداری ساده می شوند... پیش از انتخابات بنده شخصا رایزنی هائی با دوستان خود داشتم که "آیا به میرحسین موسوی رای بدهیم یا نه !" جامعه اصولگرا نسبت به میرحسین موسوی و شرف و انسانیت او اعتماد "داشت!" ... اما عموما احمدی نژاد را بهتر دانست. جامعه اصولگرا "میرحسین موسوی" را هرچند جزو اردوی مخالف خود بود، عضوی از خانواده خود می دانست و مهر خانوادگی را بر وی روا دید. جمهوری اسلامی بعنوان نماینده مسوول مردم، وی را تایید صلاحیت کرد، به او امکانات معادل و گسترده رسانه ای اعطا کرد تا سخن خود را بگوید و تبلیغ خود را بکند و در انتخابات کشورش که از آزادترین و با شکوه ترین انتخابات تاریخ انتخابات در دنیا رقم خورد، شرکت کند ... اما بدنه مردمی اصولگرا هرگز انتظار نداشت شخص میرحسین موسوی همینقدر رذل باشد. شاید حتی سوابقی از وی داشت اما این عمق را خبر نداشت، و اگر سازمان های اطلاعاتی حتی از چند و چون این طرز ذهنیت و رفتار میرحسین موسوی اطلاعاتی داشتند، بهرحال پروسه انتخابات را فرآیندی که باید انجام شود در نظر گرفتند، فرآیندی که اگر در هنگام تایید صلاحیت متوقف می شد، و میرحسین موسوی ردّ صلاحیت می شد، حتی بدنه انقلابی ملّت علّت آن را متوجه نمی شد. اما با طیّ مسیر این فرآیند حجّت بر این ملت تمام شد.

گاهی یک خانواده، بچه های ناخلف حاصل می کند که گردنکش و اهل بغی می شوند ... که لاجرم سر از دارالتأدیب در می آورند ... این دردناک و سوزناک است، اما گاهی از طی فرآیند آن، چاره ای نیست. این بچه ها، یا بابت جرمی که کرده اند می سوزند و تا ابد فراموش می شوند، یا راهی برای بازگشت خواهند داشت. این روند اما طی شد و خانواده زنده ماند، و تصوّر می کنم یک برنامه 20 ساله به نام اصلاحات ، لیبرالیسم یا هر چه شما بخوانید سر از هزار خانه تیمی و قاچاق کالا و فیلم و باند دستبرد سردرآورد، اصلش خاتمه یافت و این هزینه سوء تربیتی بود که این خانواده در خود با سکوت و دلسوزی های بیجا مرتکب شد. حال اینکه چه نامی و چه لاشه ای از این برنامه باقی بماند، باید به آینده نگریست و طبعا خانواده انقلابی ایران حاضر است خود را در مقابل خواسته های گردنکشانه مخالفان مهر درونی خود، تجربه کند.
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 15935 نظرات 1 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 1

نظرات

  1. Old Comment
    ey val sobh ey val
    ارسال Wednesday 3 March 2010 در 08:27AM توسط exist_f1 exist_f1 حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:09PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند