بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

آزاد هر چه می خواهد دل تنگت بگو
قديمي

كــلبه كوچــك

ارسال Thursday 14 May 2009 در 02:34PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Thursday 14 May 2009 در 02:39PM توسط کاوشگر

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 3889 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

يعني همين؟

ارسال Monday 11 May 2009 در 06:17PM توسط ye dust (دل نوشته هايه من)
کلیدواژه ها عشق و از دواج

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار" به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب بر گردی تا خوشه ای بچینی شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی بر گشت।
استاد پرسید: چه آوردی؟ و...
نشان ye dust
nistam
نوشته شده در آزاد
نمايشها 2495 نظرات 0 ye dust حاضر نيست Edit Tags
قديمي

یک قدم با تو ....

ارسال Wednesday 29 April 2009 در 06:47PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Wednesday 29 April 2009 در 06:52PM توسط کاوشگر

بسم الله الرحمن الرحیم

هرکی دلش برای خدا تنگ شده بسم الله ، اینم حرف خدا با دل بی قرار:

بخوان ما را، منم پروردگارت...صدایم کن مرا، آموزگار خالق خود را...قلم را، علم را، من هدیه ات کردم...بخوان ما را...منم معشوق زیبایت...منم نزدیکتر از تو به تو...اینک صدایم کن...رها کن غیر ما را، سوی ما باز آی...منم پروردگار پاک و بی همتا...منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم...تو بگشا گوش دل...پروردگارت با تو می گوید :تو را در بیکران دنیای تنهایان، رهایت من نخواهم...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نوشته شده در آزاد, دینی ، سیاسی
نمايشها 13328 نظرات 2 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

در کدام خیابان " حول حالنا " می فروشند ؟؟؟؟!

ارسال Tuesday 17 March 2009 در 10:49PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Tuesday 17 March 2009 در 11:11PM توسط کاوشگر
کلیدواژه ها مدیریت مجازی

بسم الله.........
کلمات خیس و باران خورده ام را در دست می گیرم، امسال هم با همین واژه های بی مقدار برایت سلامتی " سبز " می کنم...
وتو امسال هم نیامدی که خستگی را از لباس روزها بتکانی و به گریه ی ندبه های ما سلام کنی!
بهار در راه است ولی کسی برای نو شدنِ دل ها پادرمیانی نمی کند .
راستی کجا می شود "یک دست" دعای اجابت شده خرید؟!
در کدام خیابان "حول حالنا" می فروشند؟!
ببینم! اصلا" کسی سکه بی تقلبِ "یامقلب...
تصاوير ضميمه
 
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 12861 نظرات 1 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي

طناب

ارسال Tuesday 24 February 2009 در 07:52PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Tuesday 24 February 2009 در 08:13PM توسط کاوشگر

داستان درباره یک کوهنورد است که میخواست از بلندترین کوهها بالا برود.او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خودش را آغاز کرد.ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خودش می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.شب بلندیهای کوه را تمامآ در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید.همه چیز سیاه بود.اصلا دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد.
در حال سقوط فقط لکه های سیاهی...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 4352 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:47PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند