بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > ز نیرو بود مرد را راستی

نکات

وبلاگ سید احمد موسوی
ارزیابی این نوشته

میرحسین و اعتقاد به جمهوری اسلامی ؟

درخواست "میرحسین و اعتقاد به جمهوری اسلامی ؟" به Digg درخواست "میرحسین و اعتقاد به جمهوری اسلامی ؟" به del.icio.us درخواست "میرحسین و اعتقاد به جمهوری اسلامی ؟" به StumbleUpon درخواست "میرحسین و اعتقاد به جمهوری اسلامی ؟" به Google
ارسال Monday 21 September 2009 در 10:40PM توسط صبح

سلام
طی نامه ای که احمد توکلی به میرحسین موسوی و خاتمی بعنوان شکوائیه ارسال کرده بود ، حمایت دوجانبه جریان ضد اسلامی از جریان سبز مورد نقد قرار گرفته بود. یکی از اعضای تالار اعتقاد میرحسین به اصالت جمهوری اسلامی را گوشزد و جملات معترضه به مخالفین جمهوری اسلامی آوردند که در پاسخ این نقد را وارد کردم.

نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
این وجه اشتراک نظر و شعار خوبی است که ما خطوط قرمز بحث را "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" در نظر بگیریم.

اما چیزی که در صحنه واقعی و نه در شعار و تخیل ملحوظ است ، هجمه "ضد جمهوری اسلامی" است. اجازه بدهید خود را فریب ندهیم ، اکثریت قریب به اتفاق سبزبندان که زور چند هزار نفری آنان در قبال جمعیت میلیونی حامیان اسلام سیاسی و نبوی روشن شد ، اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشته و مثل شما نیستند. و عموما در نشست ها و تبادل نظرها خیلی علنی هم این را ذکر می کنند. که ما با آمریکا وجه اشتراک داریم با نوری زاده موافقیم ... و معتقدیم باید جمهوری غیر دینی برقرار باشد... همچنین مشخصتا ابراز می کنند میرحسین فقط یک ابزار است که برای رسیدن به این هدف از آن استفاده می شود و اگر روزی جلوی اهداف عالیه ضد دینی ! و سکولار بایستد او را نیز کنار خواهیم گذاشت.

لذا شاید میرحسین کناری بنشیند و شعارهائی بدهد اما همین سبزبندها هستند که به میرحسین پوزخند می زنند و باز هم درخواست او را زیر پا گذاشته و با نام و علائم او ، شعارهای ضد انقلابی می دهند ، و میرحسین از برخورد با آنان اجتناب می کند. در حالی که غیر از دو سطر ادعا لابلای مصاحبه در سایت خود، این امر آنقدر مهم هست که در حد یک بیانیه مجزی و محکومیت این شعارها ارزش داشته باشد. تهاجم به میراث امام از دستگیری یک هفته ای پسر خلف! شهید بهشتی ، بسیار بسیار مهم تر هست. که بتواند در طی یک بیانیه مشخص و اعلام شده بگنجد. و بدیهی است اگر اعتقاد به جدا بودن این جریان سبز نفاق از میرحسین وجود دارد ، اغماض در مورد تجاوزگری این عده به آرمانهای امام خمینی ، یک خطای آشکار است.

در نهایت آنچه شما در تخیل و شعار پرورانده اید جنبه عملی ندارد. در واقع "راه سبز امید" در صحنه واقعی سیاسی ، جائی که باید نقشها ایفا شوند ، وجود خارجی نداشته است ... بلکه همان شعارهای های براندازانه و ضد انقلابی است که جمعیت اقلیتی و مضمحل آنان را سازماندهی می کند.

آنچه که در نگاه واقع نگر ، در صحنه خود نمائید ، تکرار شعارهائی بود که ( جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ) را به مبارزه طلبید. که باز هم بیانیه داغ محکومیت از سوی موسوی در پی نداشت. موسوی اگر به میراث امام و شهدا معتقد است باید خوب بداند خودنمائی این جریان چقدر خطرناک تر تقلب در انتخابات که حداکثر ادعای اوست رقم می خورد ... چرا اینقدر مسامحه می کند ؟

اینگونه در خوشبینانه ترین حالت ، باید گفت که میرحسین یا ساده لوح است که ضعف آرمان ها و خطوط فکری خود را در میان کسانی که به نام او در خیابان حاضر می شوند را نمی بیند و قادر به اصلاح آن نیست و نمی فهمد او فقط یک بارکش موقت است تا وقتی که مدت مصرفش تمام شود .... ، یا در حالت بدبینانه ، او از این حربه به عنوان جذب جبهه حامی استفاده می کند ... جبهه ای که اتفاقا اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دهد و اگر بوی این را استشمام کند که کسانی قصد دارد همه زحمات سی ، و صد سال گذشته را پایمال کند ، خشن خواهد شد.

سوال اینجاست که چرا میرحسین نسبت به این جریان نفاق و سوء استفاده مستقیم از خود، نسبتا ساکت است و در مقابل صد رقم فعالیت این افراد یک رقم مقاومت می کند ! می توان گفت خوب چون همین لادین های ضد امام ، بازوی ابراز قدرت او هستند ، اگر دو بار محکم تر و با همان لحنی که دروغ و راست را ممتزج کرده و انقلابی به حکومت قانونی کشور حمله می کند ، به این لادین های حامی خود نیز حمله کند ، خود دیگر عضله و بازوئی نخواهد داشت که خودنمائی کند. او توسط همین اغتشاشگران ، ابراز وجود کرد ... حالا بیاید همین ها را محکوم کند ؟ اگر میرحسین خیلی پررنگ تر و عملی تر به قانون و میراث امام و جمهوری اسلامی پایبندی خود را ثابت کند... در هر صورت دیگر همین چند هزار نفر هم علاقه ای به تبعیت از او نخواهند برخاست و بدنبال رهبر دیگری بعنوان مترسک خواهند گشت ...

بله ما هم می دانیم این "بچه مسلمانها" و "معتقدین به تمامیت و موجودیت نظام اسلامی" نبودند که ریختند و بنام میرحسین بانک و مسجد آتش زدند ، بلکه آن جبهه سکولار بودند که چیزی برای از دست دادن نداشتند که مدنیّت و امنیّت موجود را به چالش کشیدند... و الا کسی که به "نظام" معتقد است امنیت و تمامیت مدنی این نظام حاکم را زیر سوال نمی برد... ! بلکه کسی که اساس را مانع می داند حاضر است همه چیز را آتش بزند. نه کسی که به تئوری های مبنائی معتقد است ... چنین فردی ، عملا به قانون و اصلاح تکیه می کند... نه به خشونت و جنگ. "ما زن و مرد جنگیم ، بجنگ .. .تا بجنگیم" این پلاکاردی بود که در روز قدس در دست سبزها بود ... لذا خودفریبی نکنید ... چشمان خود را باز کنید و ببینید کجا ایستاده اید... و شما حامی چه جمعی و چه جمعی حامی شمایند و وجه افتراق و اشتراک شما چقدر است ؟

باید گفت که اصولا تخیلات شعاری میرحسین در عرصه خیابان وجود خارجی ندارد ، و در مقابل حامیان میلیونی مکتبی ، آن رفتاری که از چند هزار نفر متعرض به آموزه های انقلابی و میراث امام در روز قدس دیدیم ، یک راه سبز ضد حاکمیت سیاسی اسلامی (جمهوری اسلامی) است ، که با سوء استفاده از شعارهای میرحسین و محیطی که میرحسین در مجموع برای آنان امن نموده است ، به فعالیت می پردازد. البته دقیقا معتقدیم که این جریان آخر زور و آخر امید همان COUNTDOWN هائی است که "شمارش معکوس حمله به ایران" را در 10 سال گذشته هزار بار شمرد و دید نمی شود ... حالا سر از داخل سر در آورد .

این اذعان بی بی سی را ببینید :
فشار غرب ، شکست خورد ... مگر آنکه داخلی ها کاری بکنند
http://www.iranclubs.org/forums/show...380#post972380


مسئولیت رفع این نفاق ، قبل از هر کسی به عهده میرحسین است. اگر او واقعا باور دارد افرادی با نام او اقدام به سوء استفاده می کنند، چه تهدیدی عظیم تر از این برای آرمان های او وجود دارد ... ؟ با علم به این ، سکوت عملی میرحسین در قبال این جریان نفاقی که حول او را گرفته اند چه معنائی می تواند داشته باشد ؟ بدیهی است سکوت در مقابل این جریان از منظر تاریخ بی طرف ، به معنای خیانت عمدی میرحسین به اسلام و آرمانهای امام تلقی خواهد شد... سوال اینجاست که "رابطه "جریان موسوم به سبز" که نمایندگی ضدیت با جمهوری اسلامی و حاکمیت اسلام را می کنند با "راه سبز امید" ، یک رابطه معارض و مخالف است یا یک رابطه دوستانه ... قضاوت در مورد عناد یا خیانت میرحسین موسوی به آرمانهای اسلامی و انقلابی را به این آیه واگذار می کنید.

جزء 6 سوره المائدة آيه 51
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى [و دوست و تكيه‏گاه خود،] انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند؛ و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند


والسلام
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 15998 نظرات 1 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 1

نظرات

  1. Old Comment
    نشان عبد من عبادالله
    نقل قول:
    در پاسخ این نقد را وارد کردم.
    موش بخوره تور رو
    چه طوری سید
    حال و احوال خوبه؟
    ارسال Tuesday 22 September 2009 در 09:44AM توسط عبد من عبادالله عبد من عبادالله حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:42PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند