بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

قديمي

احساس ...

ارسال Thursday 20 September 2012 در 11:41AM توسط *POURIA*

به این حرفای تکراری
که تو هر جمله میاریییییییی
به این احساس سردرگم
که هی میگی( دوستم داری)
یه احساس بدی دارمممم
یه احساس بدی دارم

به اینکه عاشقم هستی
ولی عشقی نمیبینم
به اینکه تازه میفهمم توی قلبت نمیشینم
به اینکه خاطر هامون دیگه از خاطرت رفته
باید باور کنم اما نمیشه باورش سخته
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
نشان *POURIA*
پوریا
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 3539 نظرات 0 *POURIA* حاضر نيست Edit Tags
قديمي

رفتن

ارسال Thursday 20 September 2012 در 11:31AM توسط *POURIA*

رفتنت انقدر ها هم که فکر میکنی فاجعه نیست ...
من مثل بید های مجنون
ایستاده میمیرم ...
نشان *POURIA*
پوریا
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 1591 نظرات 0 *POURIA* حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دوست ندارم...

ارسال Tuesday 4 September 2012 در 07:42PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

این روزها دیگر حتی کفش هایم را دوست ندارم...
آن کفش هایی که برای قدم زدن در خیابان های پاییزی خریده بودم!
این روزها دوست داشتن را گذاشته ام لای کتاب ها، کنار اژدهای اوریگامی کوچکم، آن بالا بالاها، بر فراز کتابخانه تا دستم به آن نرسد.
دیگر حتی کتابی را باز نمی کنم...
شعری نمی خوانم...
مگسی نمی کشم....
برنامه ای نمی نویسم...
اما موسیقی را خیلی بیشتر از پیش گوش می دهم!
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 4679 نظرات 7 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

متن ترانه حبیب از آلبوم خانه کوچک

ارسال Monday 3 September 2012 در 10:31PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)
کلیدواژه ها ترانه, حبیب

به آلبوم شبی تا سحر نظر کردم، به یاد عمر گذشته، شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان، دمی به سر بردم، شبی دومرتبه با عمر رفته سر کردم
به هر دری که شدم، بی نتیجه برگشتم، دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
به هر دری که شدم، بی نتیجه برگشتم، دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
مناظری ز حیات گذشته را دیدم، بدیدم آن همه باز، دیده پُر گوهر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم، دوباره دیدنی، از چهره پدر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم، دوباره دیدنی، از چهره پدر کردم
...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در متن ترانه ها
نمايشها 7834 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

متن ترانه مسافر از علی اصحابی

ارسال Friday 31 August 2012 در 12:58PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

تو می‌خوای بری حالا اینو می‌دونم، ترانه هامو به یاد تو می‌خونم

بارون میباره تو قاب چشمام، می‌خوام بدونی حالا من خیلی‌ تنهام
بی‌ تو دلم بهونه گیره، اگه نباشی‌ بدون تو میمیره
قلب ساده من باور نداره، اون که عاشقش بود بره تنهاش بذاره
بی‌ تو می‌میرم ‌ای عشق خوب و نازم، بدون تو نمیتونم دنیامو
...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در متن ترانه ها
نمايشها 5235 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 01:46AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند