بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > کاوشگر

نکات

اجتماعی ، فرهنگی
قديمي

ناگهان درنماز جمعه شهر _عطر محراب جمكران گل كرد

ارسال Monday 22 June 2009 در 08:08AM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Wednesday 24 June 2009 در 08:18PM توسط کاوشگر

آن شب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

***

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي
...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 4124 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي

كــلبه كوچــك

ارسال Thursday 14 May 2009 در 02:34PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Thursday 14 May 2009 در 02:39PM توسط کاوشگر

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 3157 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي
ارزیابی : 2 رای , 5.00 متوسط .

در کدام خیابان " حول حالنا " می فروشند ؟؟؟؟!

ارسال Tuesday 17 March 2009 در 10:49PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Tuesday 17 March 2009 در 11:11PM توسط کاوشگر
کلیدواژه ها مدیریت مجازی

بسم الله.........
کلمات خیس و باران خورده ام را در دست می گیرم، امسال هم با همین واژه های بی مقدار برایت سلامتی " سبز " می کنم...
وتو امسال هم نیامدی که خستگی را از لباس روزها بتکانی و به گریه ی ندبه های ما سلام کنی!
بهار در راه است ولی کسی برای نو شدنِ دل ها پادرمیانی نمی کند .
راستی کجا می شود "یک دست" دعای اجابت شده خرید؟!
در کدام خیابان "حول حالنا" می فروشند؟!
ببینم! اصلا" کسی سکه بی تقلبِ "یامقلب...
تصاوير ضميمه
 
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 9620 نظرات 1 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي

طناب

ارسال Tuesday 24 February 2009 در 07:52PM توسط کاوشگر
بروز شده توسط Tuesday 24 February 2009 در 08:13PM توسط کاوشگر

داستان درباره یک کوهنورد است که میخواست از بلندترین کوهها بالا برود.او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خودش را آغاز کرد.ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خودش می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.شب بلندیهای کوه را تمامآ در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید.همه چیز سیاه بود.اصلا دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد.
در حال سقوط فقط لکه های سیاهی...
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 3766 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags
قديمي

چند نصیحت

ارسال Monday 9 February 2009 در 10:10PM توسط کاوشگر

چند نصیحت :
تصاوير ضميمه
    
نشان کاوشگر
عضو ثابت
نمايشها 4469 نظرات 0 کاوشگر حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:22PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند