بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات


من و قایق کوچک اوریگامی ام
اینجا، درست در میان اقیانوس زندگانی
گم شده ایم!
حالا ما سرگردانیم
سرگردان...


قديمي

شاید

ارسال Tuesday 25 July 2017 در 01:08PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)
کلیدواژه ها باران, دلتنگی, شاید

مثل پرسه زدن های گاه به گاهِ ماه، بر نگاهِ پر هیجان زمین،
سرشار از حس گنگِ غربتم!
شاید چون هنوز در سفرم...
شاید چون باران نمی بارد...
شاید چون تو نیستی...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 226 نظرات 1 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن

ارسال Tuesday 25 July 2017 در 08:01AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

یک مدتی خیلی می نوشتم، دیدم که این همه نوشتن حالم را خوب نمی کند، گفتم که کمتر بنویسم، باز همان آش و همان کاسه، گفتم شاید سر هم کردن این همه واژه، در کنار هم، هوای حوصله این روزهای من را خاکستری می کند، پس ننوشتم. آنقدر ننوشتم که یادم رفت چگونه می توان نوشت. چشمانم را که باز کردم،...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 244 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

این روزها، حال نوشته هایم خوب نیست. کمی تحملش کنید لطفاً...

ارسال Saturday 17 June 2017 در 10:30AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

بالاخره که نمی توان تا ابد، این انبوهی از حرف ها را در دل نگه داشت. بالاخره که نمی توان دهان را دوخت که شاید کسی خوشش نیاید از این حرف ها. واژگان چه گناهی کرده اند؟ شاید سوالی که کاغذ سفید روی میز، از قلم پر جوهر کنارش می پرسد این باشد: چطور آسمان می تواند پر ز ابرهای سیاهِ بغض دارِ...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 610 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

I want to know what love

ارسال Sunday 19 February 2017 در 01:02AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

آسمان ابری می شود، باران اما عصبی، سیل می آید خانه ها را خراب می کند، رودهای خشک را اما جاری. انسان گناه می کند و در دره ی پر ارتفاعِ جهل خویش سقوط. بلند می شود دست بر گردن امید می اندازد، تمام دره را بالا می رود. مرگ حوصله اش سر می رود. فاصله بی معنی می شود و کلام نفوذ پیدا می کند بر...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 3686 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

اینجا، تازه زمستان شروع شده است...

ارسال Tuesday 14 February 2017 در 11:41AM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

بعضی از آدم ها، جای چیزی در زندگی شان خالیست. یکی زندگی اش بی عشق است و به هر دری میزند عاشق شود، راه و رسم عاشقی را فرا بگیرد. یکی جای خالی عزیزش را احساس می کند و کمرش از شدت این همه سختی خم شده است. یکی دلش باغِ پروانه می خواهد. جایی که لابلای درخنان سر به فلک کشیده اش، پروانه هایی زیبا زندگی می کنند. یکی دلش می خواهد آسمان را با تمام رنگِ آبی اش، در آغوش بگیرد. یکی هم مثل من، تمام آرزویش این است که آرزویی داشته باشد.
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 7838 نظرات 8 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:50AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند