بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > ز نیرو بود مرد را راستی

نکات

وبلاگ سید احمد موسوی
ارزیابی : 6 رای , 4.50 متوسط .

گلشیفته ، حالا وقت خواندن نامه چارلی است

درخواست "گلشیفته ، حالا وقت خواندن نامه چارلی است" به Digg درخواست "گلشیفته ، حالا وقت خواندن نامه چارلی است" به del.icio.us درخواست "گلشیفته ، حالا وقت خواندن نامه چارلی است" به StumbleUpon درخواست "گلشیفته ، حالا وقت خواندن نامه چارلی است" به Google
ارسال Sunday 12 October 2008 در 02:35PM توسط صبح
بروز شده توسط Sunday 12 October 2008 در 02:55PM توسط صبح

گلشیفته ،
آنگاه که در "م مثل مادر" ، برای تهیه داروی کودکت به دخمه های بازار سیاه دارو رفته بودی ، اما از نگاه متجاوز گریختی تا پاکدامنی زن ایرانی را به رخ سینمای دنیا بکشی و داروی پاره تن خود را شکسته ببینی ... اشک از چشمانم جاری شد ، تا من و یک ملت با هم در صندلی داغ حفظ عزت و انسانیت و عفتت بسوزیم و هق هق بزنیم و "رسول" دفاع مقدس ایران ، مانع شود از اینکه تو را جلوی گروه ساخت فیلمش عریان کنند و تو را و روح انسانیت را به قیمت جان ، به نگاه های حریص مردم دنیا بفروشد . " رسول " مرحوم ، زیبائی تو را اینگونه به ما نشان داد و مرا مغلوب هنر خود کرد ... که دست و پا و مو ، در دنیا زیاد قابل وصول است . خدایش رحمت کناد ...

نمیدانم "ریدلی" تو را و روح تو را چند خرید تا "عایشه" ی "لئونارد" هزار پرستاره ، شوی و بر روی فرش قرمز این بار بر خلاف خواست "رسول" و "ملت رسول" ، هر چند خجالتی و هنوز کمی تا قسمتی باقیمانده از حیای زن ایرانی که همچنان بر کتیبه های 3000 ساله نقش است ، در جلوی دوربینها عرضت و تنت را به نمایش بگذاری ... نمی دانم ... و من خود را محق نمی دانم که درباره هنر با تو صحبت کنم که "این هنر است" یا "هنر رسول" ... ؟ لکن هنوز بلدم سوال بکنم ...

یک نکته برایت داشتم ، خانم فراهانی ... یک نکته مهم ، شاید بارها آن را خوانده باشی و تشریفاتی گذشته باشی ، ممکن است پدر هنرمند تو نیز این نکات را به تو یادآور نشده باشد و درد زندگی در موطن جدید تو را نچشیده باشد ... اما چه خوشبختم که یکی از پدران سینما ، برایت ، نکته ها دارد ... بخوان و هر طور دوست داری ، تصمیم بگیر ...
وقتی که دختر مستعد چارلی ، پا به عرصه سینما گذاشت ... او به دخترش ژرالدین یک نامه نوشت ... همه متن نامه را برایت نمی آورم و آن را اینجا برای تو "نشانی میدهم" ... خواندن دو سه پاراگراف آن ، برای تو ضروری است .
ژرالدين دخترم:
...
شنيده ام نقش تو در نمايش پُرنور و پُرشکوه نقش آن شاهدخت ايرانيست که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش. اما اگر قهقههء تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گُلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هوشياری داد٬ در گوشه يی بنشين٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار. من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم. وقتی کودک بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم. قصهء زيبای خفته در جنگل٬ قصهء اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش میزدم و میگفتمش برو.

[...]

به روی صحنه، جز تکه يی حریر نازک، چیزی بدن ترا نمیپوشاند. به خاطر هنر میتوان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت. اما هیچ چیز و هیچ کس دیگر در این جهان نیست که شایستهء آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند.برهنه گی، بیماری عصر ماست و من پیرمَردم و شاید که حرفهای خنده دار میزنم. اما به گمان من، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری.


والسلام علی من اتبع الهدی
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 12960 نظرات 7 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 7

نظرات

  1. Old Comment

    زیبا بود

    از متن زیبای شما بسیار متشکرم
    ارسال Monday 13 October 2008 در 03:59PM توسط محمد1515
  2. Old Comment
    نشان مشكي
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام،
    من پیگیر این قضیه نبودم ولی اینطور شنیدم که ایشون حجابشون رو حفظ کردن. حالا اینکه باقی قضایا رو هم رعایت کردن رو نمی دونم.
    ارسال Tuesday 14 October 2008 در 01:14PM توسط مشكي مشكي حاضر نيست
  3. Old Comment
    نشان A+CH
    سلام
    متن زیبا و در عین حال ناراحت کننده ای بود.
    خجالت هم نمی کشه؟؟
    انگار نه انگار ما مردم ایران بودیم که بزرگش کردیم..!!!
    حیف اون همه اشکی که واسه بازیش تو میم مثل مادر ریختم!!!که اگه می دونستم یه روز به اینجا می کشه...اصلا حاضر نبودم این فیلمو ببینم.
    به همه چی پشت پا زد.
    واقعا براش متاسفم....
    مخصوصا وقتی مصاحبشو با اون منبع آمریکایی خوندم. نباید به اون صراحت می گفت که دیگه نمی خواد برگرده.

    نام: گلشیفته
    نام خانوادگی:فراهانی
    هویت: تا اطلاع ثانوی نا مشخص
    ملیت: ایرانی....نه نه نه..ببخشید....پناهنده ی آمریکا
    ارسال Friday 17 October 2008 در 11:21PM توسط A+CH A+CH حاضر نيست
  4. Old Comment
    نشان امـين
    بار ها و بارها گفته ام بازیگر هنرمند نیست تنها ابزاری است برای بیان تفکرات دیگران ... هنر مند اصلالت دارد ولی بازیگری به ذات هیچ اصالتی برای فرد ایجاد نخواهد کرد....توقعی هم نمی شود داشت....
    ارسال Saturday 18 October 2008 در 10:36PM توسط امـين امـين حاضر نيست
  5. Old Comment
    نشان beatrice
    تشکر...جالب بود...
    من هم به او می گویم که؛
    خوب حالا که چی؟ هالیوود فقط تو را کم داشت؟ رفتی با آن وضعیت، خودی نشان دادی، آخرش که چی بشود؟ نمی خواهی یک روز برگردی، به خودت؟ به هویت ات ؟ فکر آن روز را نکردی؟؟؟
    بنده ی خدایی نکته ی جالبی اشاره کرده بود؛ گفت که فکر نمی کند (در دنیای هالیوود) به او نقشی بیشتر از یک زن خدمتکار یا یک تروریست شرقی! را بدهند.واقعا به یک مسلمان ایرانی در هالیوود چه نقشی می خواست و می خواهد به او برسد؟؟؟ و من هم به همین فکر می کنم و به پشیمان شدنش در آن روز احتمالی البته اگر غیرت ایرانی و اسلامی اش بجوشد و صدای خوردن سرش به سنگ را بشنود...امیدوارم آن روز برسد...
    خانم گلشیفته فقط بهت می گویم متاسفم ...متاسفم بیشتر برای فروختن ارزان داشته های گرانت که قدرشان را ندانستی...کاش ما قدرشان را بدانیم و در رویارویی احتمالی با موقعیت های مشابه با تو، راه تو را ادامه ندهیم...
    ارسال Thursday 6 November 2008 در 11:28PM توسط beatrice beatrice حاضر نيست
  6. Old Comment
    نشان نادین
    هر کسی حق انتخاب داره....شما نمیتونید جای گلشیفته تصمیم بگیرید.....و این شما نیستید که به کسی ملیت بدید یا بگیرید...
    تصمیم او درست یا غلط تصمیم اونه
    کاش هر کس پاشو اندازه گلیم خودش دراز کنه
    ارسال Friday 27 February 2009 در 05:32AM توسط نادین نادین حاضر نيست
  7. Old Comment
    نشان جان عشاق
    عالی بود کسی هم جای گلشیفته تصمیم نمی گیرد اما کوچک که بودم در کلاس دوم بود تصمیم کبری را برایمان نوشته بودند ولی ایا گلشیفته هم تصمیم کبری را خوانده بود وتصمیمی گرفت که زن ایرانی را اینقدر خوار ببینیم که لخت وعریان باشد وبدان که دنیا از حرکت باز نمی ایستد وگلشیفته هم پای به دیار پیری می گذارد وانوقت ایا هنوز عریانی او بدرد می خورد وکارگردانان هالیودی برایش تره خرد می کنند وایا زن ایرانی یعنی این که ایشون به نمایش می گذارد
    ارسال Thursday 30 July 2009 در 10:00PM توسط جان عشاق جان عشاق حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:35AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند